خاطرات سفر قطر : مستخدم‌های خارجی

قطر کشور بسیار عجیبیه. شاید به نوبه خودش یکی از عجیب ترین کشورهای جهان. حدود یک میلیون جمعیت داره و تعداد مردهاش دو برابر تعداد زن ها است (به خاطر مهاجرت کارگرها). ده بیست سال قبل به زور اسمش به گوش کسی رسیده بود اما حالا قراره ده سال دیگه میزبان جام جهانی باشه و درآمد سرانه‌اش رقم افسانه‌ای ۱۷۹۰۰۰ دلار آمریکا (پی پی پی) است برای هر شهروند قطری! یعنی هر قطری به طور متوسط ماهی ۱۴ هزار دلار پول در می یاره… دقت کنید که «به طور متوسط». از این نظر قطر اولین کشور جهانه.

قطر هم مثل بقیه کشورهای عربی منطقه، پر است از مستخدم. این مستخدم‌ها اکثرا خانم‌های میانسال فیلیپینی هستن با لباس‌هایی شبیه لباس فرم بیمارستان. نمی دونم داشتن یک لباس فرم مستخدمی خوبه یا نه. من جاهای دیگه مشابهش رو ندیده بودم ولی شخصا وقتی می رم تفریح (که اینجا یعنی مرکز خرید یا رستوران) این لباس فرم مستخدمی بیشترین چیزی است که باعث ناراحتی می شه.

راستی! قطر هم جزو کشورهایی است که یک کارگر برای خروج ازش نیاز داره از کارفرما نامه رضایت داشته باشه – حداقل به من که اینطوری گفتن. خوشحال می شم اگر اشتباه باشه. یعنی حتی اگر پاسپورت من دست خودم باشه (که در بسیاری موارد کار اینطوری نیست)، تا وقتی شرکت من به من یک نامه نده که «از نظر ما جادی اجازه داره کشور رو ترک کنه»، من نمی تونم از مرز خارج بشم… برای من این فقط یک کار اداری اضافی است ولی برای یک مستخدم….

تنوع صوتی در اینترنت: معرفی رادیوی اینترنتی فارسی: رادیو آنلاین

من کلا با صدا رابطه خوبی دارم. معمولا تلویزیون رو روشن می ذارم تا یک صدایی باشه یا تقریبا هر جایی که تنها باشم و حداقل تمرکز رو هم داشته باشم، پادکست گوش می دم.

رادیو رو هم دوست دارم. از قدیم زیاد گوش می کردم. از داستان شب تا کتاب شب تا راه شب. این روزها هم به رادیو آنلاین گوش می‌دم که بر خلاف پادکست‌ها، بیست و چهار ساعته برنامه پخش می کنه… آهنگ های متنوع (که معمولا انتخاب های خوبی هستن) و بینشون اخبار یا خوندن مطالب از وبلاگ‌ها و وبسایت‌ها.

به شکل مشخص سعی می‌کنه اصلا سیاسی نباشه ولی در عوض همینکه از داخل ایران پخش می‌شه جذابش می کنه. در ضمن خیلی هم انتقاد پذیرن (: مثلا من گفتم چون توی شرکت نمی تونم با پروکسی به آهنگها گوش بدم یک پخش کننده فلش اضافه کردن به سایت و هر بار هم که غلط تلفظی گرفتم با علاقه گوش دادن و یک اخیرا یک مجری نسبتا حرفه ای هم به سیستم اضافه شده.

پیشنهاد بعدی براشون اینه که بیشتر و بیشتر پادکست‌ها یا داستان‌های صوتی یا هر چیزی که توی اینترنت پخش می شه رو بین برنامه‌هاشون بذارن یا مثلا وبلاگ‌های بیشتری رو بخونن و معرفی کنن و از همه مهمتر به کار ادامه بدن. گرفتن اینجور چیزها زمان می خواد و آروم پیش می یاد ولی در آینده موفق کسی خواهد بود که زودتر و بهتر شروع کرده. راستی! دو طرفه کردن ارتباط هم خیلی خوبه. ایمیل ها رو بخونین یا یک اکانت توییت تعریف کنین برای رابطه سریع و توییت ها رو بخونین و کلا اجازه بدین مشارکت مردم بیشتر و بیشتر بشه تا بمونن با رادیوتون.

راستی! این سیستم نیازی به پهنای باند خیلی زیاد هم نداره و احتمالا می شه حتی با اون اینرنتی که فرمودن برای هر کاربر ایرانی کافیه، بهش گوش کرد – خودشون می گن دوازده مگ در هر ساعت. خودتون امتحان کنین:

www.RadioOnline.ir

محاسبه عدد π تا ۱۰۰۰۰۰۰۰۰ رقم اعشار با پایتون در زیر ده دقیقه

نمی دونم خواننده گیک ریاضی هم داره کیبرد آزاد یا نه، ولی برای خودِ فراری از ریاضیاتم هم این مطلب جالب بود: تلاش برای محاسبه عدد پی تا صد میلیون رقم اعشار با یک برنامه پایتون.

اون لینک بخشی از مطلب تفریح با ریاضی و پایتون است که توش یک نفر سعی می‌کنه با پیوند این دو تا به هم، از زندگی لذت ببره.

مقاله رو حتی اگر نخونین اسکرول کردنش جالبه چون آدم وقتی از روی فرمول‌ها بدون اینکه بخونتشون رد می‌شه، حداقل برای من که خیلی لذت بخشه. این دوستمون در تلاش چهارم، با استفاده از الگوریتم چادنوسکی (؟) با یک کامپیوتر i7 و ۶ گیگ رم خالی و یک لینوکس ۶۴ بیتی در ۵۴۲ ثانیه موفق می‌شه عدد π رو تا ۱۰۰ میلیون رقم حساب کنه و نمودار خوشگل زیر رو از مجموعه تلاش‌های چهار قسمتی‌اش تولید کنه…. راستش رو بگم تنها مشکل این صفرهای زیاد است که من این روزها با دیدنشون نمی دونم چرا استرس می گیرم (: به هرحال.. این می تونه پایه یک مقاله خوب هم باشه اگر کسی از دوستان رشته ریاضی درس می خونه (:

آبجوی شخصی گوگل

گوگل و داگفیش هد در یک همکاری آبجوی شخصی گوگل را خواهند ساخت. این آبجو با رگه‌هایی از طعم قهوه، شکلات و دوبرابر معمول الکل، تولید خواهد شد.

بعله! در خبرها هست که شرکت گوگل و آبجوسازی داگفیش هد قراره یک آبجوی سبک بلژیکی به اسم URKontinent تولید کنن. گوگل گفته که می‌خواد توی این آبجو چه چیزهایی باشه و شرکت داگفیش هم ساخت رو بر عهده گرفته. اجزایش این آبجو از اقصی(؟) نقاط دنیا جمع خواهند شد. از جمله استرالیا، آمریکای جنوبی،‌آفریقا و اروپا. قدرت الکل این آبجو دوبرابر الکل آبجوهای مرسومه (: (که می شه تقریبا نصف الکل آبجوهایی که توی ایران وارد و توزیع می شن).

هنوز مشخص نیست که آیا این آبجو توزیع عمومی خواهد داشت یا نه ولی به گفته گوگل این جریان «یک پروژه جانبی بامزه است از طرف یکسری کارمندهای طرفدار آبجو». چیزی که معلومه اینه که این موتور جستجوی سابق و همه کاره فعلی بعیده وارد صنعت آبجوسازی بشه و این احتمالا فقط یک باحال بازی درون شرکتی است و یک خبر رسانه‌ای جذاب که برای مثال باعث می شه شما الان حس کنین که «ایول گوگل چقدر باحاله!»

پادکست شماره یک رادیو فنگ: این یک معجزه است

یکسری از دوستان خیلی خوب این پادکست بسیار جذاب رادیوفنگ رو راه انداختن. منم از راه دور ده دقیقه توش مشارکت دارم (: به نظرم خیلی کار قوی ای شده و خب مشخصا به اپل زامبی ها به هیچ وجه توصیه نمی شه گوش کردن این شماره بخصوصش (:

پنجاه دقیقه است و فایلی که از رو سایت قابل پخشه بیست و پنچ مگ. اگر اینترنت ایرانی دارین (  ): )، می تونین برین سراغ دانلود فایل های کوچیک تر


by

با تاخیری چند ساعته، از استودیو فریمان، جایی که انقلاب از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، با شماییم؛
در شماره‌ی یکم، با صبح جمعه همراه‌تان می‌شویم، از اشغال ِ وال‌استریت خواهیم گفت. با چشم‌های گشوده ز حیرت، به سراغ سمفونی تاریک سیب‌های گاز زده خواهیم رفت. به احترام برخی‌ها سکوت خواهیم کرد، و دست آخر با داستانی پیرامون ِ ویدئوگیم‌ها و با درودهایی بی‌کران به بعضی‌های ِ دیگر برنامه‌مان را به پایان می‌رسانیم.

بشنوید و برای ما بگویید …

[audio:radiofang01med.mp3]

[ لینک دانلود با کیفیت و حجم پایین | ۱۳ مگابایت ]
[ لینک دانلود با کیفیت و حجم متوسط | ۲۶ مگابایت ]
[ لینک دانلود با کیفیت و حجم بالا | ۵۲ مگابایت ]

روز جهانی معلم مبارک

دو روز پیش (۵ اکتبر) روز جهانی معلم بود (: من نمی دونستم و تازه فهمیدم. توی لیست کارهام گذاشته بودم در مقابل اون مطلبی که در مورد اول مهر نوشتم یک مطلب هم در مورد معلم ها بنویسم.

معلم ها … فکر کنم دو جورن. یا از سر بدبختی معلم شدن یا از سر علاقه و هر دو گروه نیازمند احترام خاص هستن. من یادمه معلم‌هایی که بچه‌ها رو کتک می زدن و بدبختی خودشون رو سر بچه‌های مدرسه خالی می‌کردن و یادمه معلم‌هایی رو که با همه وجود می‌خواستن به ما چیز یاد بدن.

کار معلمی غیرقابل باور سخته. من یک سال، هفته‌ای یک روز، دو زنگ توی یک مدرسه که بچه هاش همه از خانواده های متوسط به بالا بودن معلم بودم.. و من آدمی هستم بسیار با حوصله و خونسرد و شاد. و یکبار سر کلاس سر یکی داد کشیدم! دعواش کردم که چرا مزاحم همه می شه. خودم باور نمی کردم عصبانی شده باشم. از اون روز فهمیدم که چقدر باید برای معلم ها ارزش قایل بود.. هرچند که در زمان بچگی ما، افتخارمون این بود که کی معلم رو بیشتر اذیت کرده (:

به هرحال.. گذاشته بودم اینو یه جا بگم و چه جایی بهتر از روز معلم. البته منتظر بودم روز معلم دولتی بنویسم ولی اون واقعا نچسبه چون من حتی یک کتاب معقول هم تو کارهای مطهری ندیدم که واقعا بتونم احساس کنم مثل یک معلم خوب داره چیزی می گه و نه مثل یک موعظه گر غیرصادق [ کسی اگر دیده خوشحال می شم بگه کدوم یکی ].

به هرحال… من از اون روز که عصبانی شدم سر کلاس – با وجودی که سی ثانیه بعدش از طرف معذرت خواهی کردم – فهمیدم که معلمی واقعا کار سختیه و اگر کسی توی کلاس‌های ما با چهل پنجاه نفر بچه از همه مدل چک و چونه زده باشه واقعا حق ندارم به خاطر عصبانی‌شدن‌هاش سرزنشش کنم. هنوز هم کتک بسیار بده، عصبانیت کاملا بده و غیره ولی فردی که اینکار رو می کنه هنوز فقط چون معلمه، قابل احترامه و باید مشکل رو جای دیگه ای حل کرد تا بچه هایی که می خوان در آینده این کشور رو دستشون بگیرن، زیر دست سالمترین آدم های شاد بزرگ شده باشن نه فقیرترین قشری که درخواست حقوقشون با زندان و سرکوب همراه می شه. معلم ها شدیدا محترم هستن و باید باشن و من رسما اعلام میکنم «معلم هاتون رو اذیت نکنین بچه ها! اگر هم حتما می خواین یکی رو اذیت کنین خب برین یکسری دیگه رو اذیت کنین (:»

پی.نوشت. این پست در مورد معلم های مریض نیست که ملعم می شن برای دسترسی به بچه ها و مال معلم های پرورشی هم نیست و مال استادهای دانشگاه هم نیست (:

پی.نوشت.۲. یکی از کامنت گذارها گفته:

منون به خاطر پست‌های خوبتون. فقط یک نکته را راجع به روز معلم می‌خواستم یادآور بشوم. روز ۱۲ اردیبهشت به خاطر سالروز شهادت دکتر خانعلی در سال ۱۳۴۰، روز معلم نامیده شده و نه به خاطر درگذشت آیت‌الله مطهری (که در واقع شب ۱۱ اردیبهشت اتفاق افتاده). برای اطلاع بیشتر میتونید به این لینک مراجعه کنید.

تبلت‌های ۳۵ دلاری هند (می شد برای هر ایرانی، یک تبلت)


هند تبلیت‌های ارزونی که قول داده بود برای مبارزه شکاف دیجیتال می سازه رو ساخته. این تبلت‌ها هر کدوم فقط ۳۵ دلار قیمت دارن و می شه روشون به اینترنت رفت و دو تا هم پورت یو اس بی هم دارن. انتظار میره این تبلتها با رسیدن به دانش‌آموزان و دانشجوهای هندی در هر کجای کشور که هستن، اونها رو با پایه‌های اینترنت و تکنولوژی جدید آشنا کنن تا نسلی که بزرگ می شه توان بیشتری برای تبدیل به شهروند پیشرفته بودن و نقش ایفا کردن توش، داشته باشه.

اسم این تبلت آکاش است (آسمان) و حداقل کاری که می کنه اینه که باعث می‌شه هیچ بچه هندی ای از تکنولوژی نترسه یا حسرت داشتن حداقل‌های دیجیتال رو نخوره.

دولت هند در مرحله اول خودش صد هزار تاش رو خواهد خرید و بین دانش‌آموزان تقسیم خواهد کرد. این تبلت ۷ اینچی از اندروید استفاده می کنه و یک یک حافظه ۲ گیگ قابل ارتقاء تا ۳۲ گیگ داره. همچنین قابلیت شبکه بی سیم وای فای، احتمالا می تونه درصد کاربری اینترنت در هند که ۵.۱ هست رو بالا ببره (این درصد توی برزیل ۳۹.۲ و توی چین ۲۸.۵ است).

مشخصه که این تبلت نباید با تبلت‌هایی که پونزده یا سی برابرش قیمت دارن مقایسه بشه و اینکه دقیقا باهاش چکارهایی می شه کرد مورد سواله اما چیزی که مشخصه اینه که هر بچه‌ مدرسه‌ای، ترجیح می ده اینو برای اینترنت گردی و کتابخوندن داشته باشه تا اینکه هیچی نداشته باشه. به هرحال با یک تبلت نمی انقلاب کرد ولی هر کشوری با تمام وجودش باید تلاش کنه تا توی دنیای آینده که کالای اصلیش نرم‌افزاره و شیوه چرخشش، دیجیتال، سهمی برای خودش به دست بیاره (:

راستی! با ۳۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰۰ تومن می شد ۸۴ میلیون تا از این تبلت‌ها خرید (: برای هر ایرانی، یک دونه و یک انبار ده میلیونی هم می موند برای بعد (:

ویکیپدیای ایتالیایی نیمه تعطیل شد

در یک اتفاق عجیب، ویکیپدیای ایتالیایی در حال تعطیل شدن است. بر اساس قانون احمقانه ای که در ایتالیا در حال بحث است

اگر کسی که از او در مطلبی نام برده شده، اصلاحیه‌ای برای سایت‌های اینترنتی از جمله روزنامه‌ها، مجلات و بقیه نشریاتی که با استفاده از سیستم‌های مخابراتی توزیع می‌شوند بفرستد، این رسانه موظف است دقیقا در همان جایی که مطلب اصلی توزیع شده و به همان شکل ظاهری، مطلب را اصلاح کند.

در نگاه اول خیلی وحشتناک نیست ولی در نگاه دوم یعنی این:

در مورد هر کسی هر انتقادی بکنید یا حرفی بزنید، آن شخص حق دارد بدون توجه به واقعیت یا مراجعه به هر مرجع داوری کننده، مطلب شما را با چیزی که خودش می خواهد جایگزین کند.

این قانون شدیدا مشکل داره و در عمل حرف زدن در اینترنت رو بی معنی می‌کنه. نه دیگه کسی می تونه هیچ انتقادی از حاکمان بکنه و نه در مورد هیچ امر تاریخی که یک فرد معاصر توش حضور داره نظر بده. ویکیپدیای ایتالیایی تقریبا خودش رو تعطیل کرده. تمام صفحات رو مخفی کرده و در متنی این قانون رو توضیح داده و اینکه اگر تصویب بشه در عمل باید ویکیپدیا رو تعطیل کرد.

شدیدا امیدوارم این قانون مسخره تصویب نشه چون گرفتن حق انتقاد و نظر از مردم رو من و شما تا حد زیادی نتایجش رو دیدیم و می دونیم: فساد بیشتر و بیشتر.