حدسی درباره دلیل فیلتر شدن تماس صوتی تلگرام

دیروز پریروز تلگرام تماس صوتی اش رو راه انداخت. بعد همه گفتن «ما فیلتر نکردیم» ولی خب فیلتر بود. بالاخره امروز یکی از چندین نهادی که می تونن، اعلام کرد که اون دستور فیلترینگ داده و معلومه که چنین امر خطیری تاخیر بر نمی تابه.

اما سه نکته جالب داره:

  • قبل از اینکه مردم شروع کنن استفاده فیلتر شد. سرعت عمل باعث شد نارضایتی کم بشه چون اصلا ماجرا درک نشه.
  • اینکه فقط یک نهاد بگه «باید فیلتر بشه» کافیه که همه اطاعت کنن و فیلتر کنن؟ بهتر نبود قانون فیلترینگ وابسته به اقناع بین خود سانسورچی ها باشه حداقل؟ یعنی حتی یک نظر مثبت در مقابل چند نظر منفی، باعث سانسور چیزی نشه.
  • به نظرم بحث خیلی امنیتی نیست. الان اگر کسی بخواد به روشی «امن» ارتباط برقرار کنه احتمالا آمریکا هم نمی تونه به این راحتی ها شنودش کنه. به نظر شخصی خودم فیلتر شدن مکالمه صوتی تلگرام اونم با این سرعت عجیب در واقع دفاع از آخرین سنگر کلاسیکی است که اپراتورهای موبایل ایران دارن ازش پول در میارن: مکالمه با خارج. انواع سرویس های مکالمه با خارج هنوز بسیار گرون هستن و درآمدهای زیادی به جیب مخابرات چی ها می فرستن در حالی که عملا نیازی بهشون نیست. برگ برنده مخابرات چی ها در این ماجرا اینه که مردم عادی هنوز عادت نکردن به تماس صوتی روی اپلیکیشن ها و در نتیجه هنوز وقتی اکثریت می رن خارج یا با خارج کار دارن به شکلی در نهایت از تلفن مرسوم زنگ می زنن. این روزها که همه تلگرام دارن، اگر فقط یک ماه می گذشت اکثریت یاد می گرفتن که برای زنگ زدن هم از تماس صوتی تلگرام [و بقه چیزها] استفاده کنن و این مساله خیلی سریع در تماس های داخلی هم باب بشه و عملا تنها تفاوت یک اپراتور با یک آی اس پی می شد امکان تلکه کردن خورد خورد مشتری ها با اسمس و این جور چیزها. بدون شک حدس منه.

لینک های شاد دوشنبه های آخر ماه فروردین ۹۶ – از حل باگ لینوکس تا نیروی آماده به کار و تخم مرغ شانسی

یکبار دیگه دوشنبه آخر ماه رسید و زمانی برای گشت زدن توی وب فارسی و معرفی کسانی که دوست داشتن کارهاشون معرفی بشه. اگر شما هم علاقمند هستین کار خودتون رو معرفی کنین و کارتون خیلی هم تجاری و بیزنس نیست و در فضای زیر است، به jadijadi جیمیل بزنین (:

عمومی‌ترها

  • برنامه نویس های بازی «سه تاره!» هم قریحه جالبی به خرج دادن، هم توی پیاده سازی ایرانی یک ایده هم توی انتخاب اسم برنامه و هم .. هوم.. از من تو برنامه استفاده کردن (: اگر بازی رو دانلود کنین، توی بخش منوی اصلی یک ایستر اگ یا تخم مرغ شانسی یا یک چیز مخفی باحال هست. روی گوشه سمت چپ بالا اگر هفت بار کلیک کنین… یه خبرهایی می شه! (: دستشون درد نکنه.
  • محمدامین هم یک پروژه شروع کرده که معرفی می کنیم. خود سایت بی پیست است که یه پیست بین آزاده با مجوز جی پی ال ۳ که در گیت هاب منتشر شده. سمت سرور با پایتون و پیرامید است و قابلیت هایی مثل رمزنگاری و امکان استفاده از netcat و … نشون می ده که اگر جدی گرفته بشه جای کار داره.
  • پروژه جالبی هم هست که البته ادامه دادنش سخته ولی همین الان هم در سطح معرفی خوب و کامله. سایت چیز به شما یاد می ده چطوری فلان چیز رو بسازین. از برد بورد تا گلدون مقوایی. به نظرم نگاه کردنش در همین مرحله هم خوبه و امیدوارم جدی بگیرن و پیش ببرنش.

خصوصی‌‌تر ها

  • حمید هم پروژه ای داره به اسم HANA که روی گیت هاب است. این یک سیستم عامل است که می تونه بردهای رزبری رو به تین کلاینتی تبدیل کنه بر اساس آرچ. همراه با کیوت که بعد از بوت به طور خودکار به یک آدرس مشخص ریموت می شه.
  • نویدگلپور هم تجربیاتش رو از کارآفرینی به شکل یک کارگاه درآورده؛ در کتابی به نام جنگل استارتاپ. خوندنش که خوبه هیچ، روی گیت هاب و آزاد هم هست.
  • من واسه پروژه دانشجوییم یه پروژه بامزه و کاربردی داشتم واین کار رو روی گیت هاب هم گذاشتیم. عنوان پروژه vnc با گذشتن از پروکسیه یعنی یکی بتونه کنترل کامپیوتری که داخل شبکه و پشت پروکسی هست رو از طریق vnc در دست بگیره این کامپیوتر میتونه ویندوز یا لینوکس یا مک باشه. اصل پروژه به فرانسه است ولی سعی کردیم قسمتهای مهمش رو به انگلیسی هم ترجمه کنیم . لینکش رو میذارم اگه دوست داشتین معرفی کنین تو وبلاگتون . اینم لینک پروژه مشابه وی ان سی روی گیت هاب
  • اگر لینوکس کار می کنین یک باگ کلاسیک رو می شناسین که دیگه تقریبا همه باهاش کنار اومدیم، در حدی که من وقتی اومدم روی مک برام جالب بود که نیست. اگر توی یک متن کنترل رو بگیرین و به چپ ور است برین، توی فارسی برعکس انگلیسی حرکت می کنه! مهدی این باگ سیزده ساله رو فیکس کرده که جای تشکر داره و تبلیغ. تجربه اش رو هم در وبلاگش نوشته. خیلی هامون حتی فکر نکرده بودیم این باگ است و گفته بودیم لابد این مدلیه دیگه (:

دنیای تلگرام

  • من یک تست سلامت فلسفی رو الان دیگه شاید بیست سال پیش درست کرده بودم، یک دوست خوبی تبیدلش کرده به یک ربات تلگرام. این تست یک یادآوری است برای اینکه فکر کنیم و بدونیم فکر کردن چقدر سخته (:
  • این روبات وقتی متنی رو وارد می کنید اون رو توی یوتیوب جستجو می کنه و براتون ویدیوهای مربوط به اون متن رو نشون میده. بعد میتونید با فرمت 3GP یا MP4 اون رو دانلود کنید: https://telegram.me/lenzbin_bot

رویدادها

  • و جمعه هشت اردیبهشت هم روز جهانی بازی های رومیزی است که امسال من خیلی بیشتر بهش نزدیک بودم. توی این روز انتظار می ره برد گیم بازی کنیم، به کافه های مربوطه سر بزنیم یا حتی اگر دوست داریم خودمون یک رویداد برگزار کنیم. برای اطلاعات بیشتر به پست مرتبط سایت رومیز نگاه کنین.

نیروی کار

  • حسین امینی هم نوشته: «من اهل اصفهان هستم و کمی با html,css,python,linux اشنا هستم و دنبال شرکتی میگیردم که بتونم در اونجا مهارت خودم رو افزایش بدم :) و جنگو یاد بگیریم ممنون میشم در پستهای که با عنوان لینکهای شاد منتشر میکنید اینرو هم منتشر کنید :)». چرا که نه! ایمیلش هم هست hosein.amini68@gmail.com

اوه.. تهران لاگ هم یک نظر سنجی داره. در نزدیکی ۱۲ سالگیش علاقمند است بازخوردها رو بگیره و در روال کارش استفاده کنه. به همین خاطر خوبه ما همراهش باشیم، اگر اهل لاگ یا پاگ هستین، در این نظرسنجی خیلی کوتاه به آدرس http://goo.gl/U4qw2G شرکت کنین و بالافاصله نتایج رو هم ببینین.

نتایج نظرسنجی وضعیت شغلی و زندگی مدیرسیستم‌ها و برنامه نویسان ایران در ۱۳۹۵

با تشکر از ۱۳۷۴ نفری که توی نظر سنجی وضعیت زندگی و شغل برنامه نویس ها و مدیر سیستم های ایران شرکت کردن، حالا نتایج آماده شده. این نظر سنجی همون طور که قرار بود، سوال های زیادی در مورد کار،‌ شرایط کار، زندگی، علاقمندی ها، سوال های دموگرافیک (جمعیت شناختی؟) و موارد مشابه داره. هدف اصلی اون اینه که ما درکی از همدیگه داشته باشیم. اینکه چطوری کار می کنیم و چی دوست داریم و اصولا کی هستیم و از اون بالاتر، چقدر حقوق و مزایا می گیریم به ازای چه سطحی از دانش و سواد و تجربه مون!

دلیل شروع این پروژه این بود و هست که لازمه ما قدرت چونه زنی بهتری داشته باشیم و وقتی می ریم سر کار بدونیم که یک آدم مشابه ما تقریبا چقدر حقوق می گیره. همچنین بدونیم که چه چیزهایی عادی است که ما اصلا ازش خبر نداریم و از چه چیزهاییمون باید خوشحال باشیم. چنین کاری رو منطقا یک انجمن صنفی متخصصان کامپیوتر باید انجام بده ولی خب فعلا چنین انجمن های صنفی ای امکان شکل گیری ندارن و به همین پرسشنامه ها بسنده می کنیم.

به هرحال.. این شما و این لینک نتایج خام نظر سنجی زندگی و وضعیت شغلی برنامه نویسان ایران تو سال ۱۳۹۵. مطمئنا باید روش تحلیل های زیادی بشه و امیدوارم کسی اینکار رو بکنه. البته خودم هم تا حدی می کنم قدم به قدم. حداقل قسمت هایی که برای خودم مهمه از جمله رابطه درآمد با زبون و تجربه و این تیپ چیزها.

فعلا در سطح خروجی استاندارد گوگل می تونین درصدها و آمار کلی بررسی وضعیت شغلی برنامه نویسان و مدیر سیستم_های ایران – 1395 رو به شکل پی دی اف دانلود کنین و نگاهی بندازین. نکات بسیار جالب و عجیبی توش داشت که نمودار بدترینش رو این بالا گذاشته ام. اگر سوالی به نظرتون جا مونده یا نکته ای هست خوبه توی کامنت ها بگین که اصلاح کنیم برای سال دیگه، البته به جز اینکه «این بایاس به سمت خواننده های تو است». این رو می دونم و بیشتر تلاش دوستان در پخش کردن پرسشنامه است که باعث می شه اینطوری نباشه.

همچنین اگر کسی تحلیلی کرد بسیار خوشحال می شم برام بفرسته که به لینک ها اضافه کنم که بتونیم دید بهتری از دنیامون داشته باشیم. خوش باشین و خرم؛ چه ویندوز باشین چه مایکروسافت،‌ چه تو تم تیره بنویسین چه تو تم روشن، چه مجرد باشین چه در رابطه، چه کت شلوار بپوشین چه تی شرت، چه شال چه چادر، چه قهوه بنوشین،‌ چه چایی و چه تب بزنین، چه اسپیس (:

تبلیغ *خلاقانه* برگرکینگ با استفاده از اینترنت چیزها

همبرگرفروشی برگر کینگ، یک تبلیغ بسیار عجیب پخش کرده. این تبلیغ قبل از ویدئوهای یوتوب یا جاهای دیگه پخش می‌شده و توش مجری می گفته «ما فقط پونزده ثانیه وقت داریم که بگیم واپربرگر از چه مواد غذایی خوبی درست شده. ولی وقت نداریم، پس خودتون ببینین: اوکی گوگل! واپر برگر چیه؟»

این اولین باری است که یک تبلیغ آگاهانه سعی کرده از حضور گوگل و ابزار متنوعش توی خونه من استفاده کنه. اگر شما یک گوشی داشته باشین که به عبارت اوکی گوگل حساس است یا یک دستیار صوتی گوگل تو خونه داشته باشین، بعد از این تبلیغ شروع کرده به خوندن متن ویکیپدیا در مورد واپربرگر و … این متن هم اخیرا توسط یک ناشناس عوض شده بوده تا بگه واپر یک همبرگر فوق العاده با گوشت فلان و مواد تازه و .. است. در واقع بعد از شنیده شدن اون عبارت تو تبلیغ، موبایل یا دستیار صوتی گوگل شما شروع می کرده به خوندن ادامه تبلیغ از روی ویکیپدیا.

البته ماجرا خیلی هم دوستانه تموم نشد. آدم ها شروع کردن به ادیت کردن صفحه واپر برگر کینگ تا از این به بعد هر کس اون تبلیغ رو دید و دستیارصوتیش خود به خود شروع کرد به خوندن صفحه ویکیپدیای واپر، بگه که این همبرگر از گوشت بچه ها درست شده یا توش سیانید هست و این جور چیزها. گوگل هم سریع وارد عمل شد و چند ساعت بعد از اولین سورپرایز شدن های مردم، دیگه دیوایس های گوگل به این صدا واکنش نشون ندادن. احتمالا گوگل یا درخواست به سمت واپر رو بسته یا کلا اون فرکانس خاص اون تبلیغ رو تشخیص می ده و حذف می کنه.

در کل احتمالا ماجرا به نفع برگرکینگ تموم شد اما برای ما پیام هایی از آینده داره، آینده ای که اگر برای آزادیش نجنگیم، ابزارهامون توش به دستور بقیه کار خواهند کرد نه به دستور خودمون.

لینک ها

شدو بروکر، پسورد فایل حاوی ابزارهای ان اس ای که قبلا به اشتراک گذاشته بود رو منتشر کرد

مدتی قبل خبری عجیب داشتیم. توش گروه هکری شدو بروکرز که پشت ماجرای سرقت ابزارهای آژانس امنیت ملی آمریکا بود اعلام کرده بود که اگر برابر ۷میلیون دلار به شکل بیت کوین بهشون داده بشه، این ابزارها رو می فروشن و گفته می شه حداکثر ۹۰۰۰ دلار بهشون رسید. حالا اونها ظاهرا از ماجرا بسیار شاکی هستن در پستی طولانی و جذاب رو مدیوم، پسورد فایلی که حاوی این ابزارهای جاسوسی بوده رو منتشر کردن. اونها می گن دلیل انتشار این ابزارها برای عموم، عدم رضایت اونها از عملکرد ترامپ و بخصوص بمباران سوریه است. پسورد طولانی و عجیب به آدم ها اجازه داده فایل رو باز کنن و به داخلش نگاه کنن.

محققین امنیت می گن بیشتر ابزارهای موجود مربوط به لینوکس و گاهی در حد ۱۹۹۰ قدیمی هستن. حتی یک نفر در مورد یکی از اکسپلویت ها می گه که احتمالا «خاص منظوره ترین اکسپلویتی است که تا حالا دیده ام، لینوکس روی ماشین های دی ای سی آلفا. احتمالا ده تا هدف در کل جهان». از اونطرف نظر اسنودن به اینه که این کاتالوگ منتشر شده فقط بخش کوچیکی از ماجرا است و به ما سرنخ هایی میده که کل ماجرا چطور باید باشه.

این اطلاعات در ادامه انتشار اکسپلویت های ویندوزی توی ژانویه است. بعد از اون ماجرا اف بی آی یک کانترکتور به اسم هارولد مارتین رو دستگیر کرد. به نظر می رسه هارولد در طول دو دهه کارش توی ان اس ای و دفتر مدیر اطلاعات ملی، بیشتر از ۵۰ ترابایت اطلاعات حساس خارج کرده باشه. اون اصلی ترین متهم ماجرای این انتشار هم هست.

منبع اصلی

ماراتن بی سر و ته تهران

خبر برگزاری ماراتن پارس در تهران کلی هیجان درست کرد. البته ماراتن چیز غریبی نیست و‌ ظاهرا چند هفته قبل هم یک ماراتن در شیراز بوده. شاید اینکه در تهران بود هیجان انگیزش کرد و شاید اینکه جوری تبلیغ شد که افراد معمولی هم می تونستن توش شرکت کنن. به هرحال تهران نه شهر آدم ها است و نه شهر آدم های معمولی. کلی تلاش می شه که آدم ها از سطح شهر جمع بشن برن توی تونل زیرزمینی که ماشین ها روی زمین راحت حرکت کنن و روی زمین هم کلی خط درست بشه فقط مخصوص کسانی که مجوز حاکم بزرگ رو دارن (:

حالا این وسط یک موسسه توریستی ظاهرا رفته از فدراسیون مجوز یک ماراتن گرفته تا یکسری آدم بیان تهران، برن هتل و یک روز هم بدون. و خب کلی آدم توی دنیا هستن که اینکار رو دوست دارن و براشون یک جور تفریح / برنامه زندگی است. اما اینبار ظاهرا گفتن آدم معمولی ها هم می تونن بیان (:

این شد که منم ثبت نام کردم – با دوستم. اما چشمتون روز بد نبینه. بی برنامگی از همه جای این برنامه می بارید. اولا که ثبت نام تقریبا چهار روز قبل از برگزاری بود. یکی دو شب وقت می شد تمرین کنیم. حالا این اشکال ما. ولی اصولا مشخص نبود که مسوول برنامه کیه و مسابقه چیه و کجاست و حتی چه ساعتی! من ترجیح دادم از سایت خود فدراسیون ثبت نام کنم ولی فدراسیون جایی برای ثبت نام نداشت و می فرستاد به یک آژانس مسافرتی. موقع ثبت نام خانم ها فقط می تونستن توی رشته ۱۰ کیلومتر ثبت نام کنن که اونم بعدا بسته شد! بعد ناگهان شب در حدود ساعت هشت و چهل دقیقه یک مسیج اومد که می گفت از ساعت ۹ تعداد محدودی از بانوان می تونن ثبت نام کنن.

کل جذابیت ایده مارتن شهری به اینه که آدم ها برای ساعت هایی در شهر باشن. چه برای دویدن،‌ چه برای تماشا و چه برای تفریحی به جز خوردن. اما برگزار کننده اعلام کرد که مسابقه ساعت ۶ صبح برگزار می شه و از مسیری خارج شهر. در مورد خانم ها مسابقه بعد از ظهر است .. و بعد از یکسری جابجا کردن مسیر،‌ الان می گن داخل خود مجموعه ورزشی! تا آخرین لحظه ساعت و شیوه دریافت کارت و وسایل شرکت تغییر می کرد و در لحظه انصراف من، باید با دوستم چهار بار جدا جدا شهر رو طی می کردیم. هر کدوم یکبار در یک ساعتی می رفتیم از جایی دور کارت می گرفتیم، من ۵ صبح بلند می شدم می رفتم مسابقه و اون ۴ بعد از ظهر همینکار رو می کرد. تباه کردن کامل یک پنجشنبه جمعه به جای گذروندن یک جمعه صبح ورزشی با همدیگه. دیگه انصراف دادیم. واین وسط یکهو به سایت اضافه شد که «باید گواهی سلامت داشته باشین» و پرسش ها که «کجا می شه گواهی سلامت گرفت» بی پاسخ بود تا فرداش که گفتن «از هر پزشکی،‌حتی عمومی».

خلاصه… وقتی اینهمه بی برنامگی، مخفی بودن مسیر مسابقه، ساعت بی ربط برگزاری و .. رو دیدن ظاهرا خودشون هم به این نتیجه رسیدن که عده زیادی بهتره انصراف بدن. و فرم انصراف رو فرستادن

اینجانب …………. ………… با کد رهگیری …………… و کد ملی …………… درخواست انصراف از مسابقه دو بین المللی تهران …………. کیلومتر را خواستارم. خواهشمند است مبلغ استردادی را به شماره کارت … واریز نمایید.

که خب پر است از اشتباه انشایی (: و بعد از پر کردن فرم هم با بی احترامی نسبی، پول رو پس دادن.

چرا اینطوری شد؟ ما که نمی دونیم و کل ماجرا غیرشفاف است ولی حدس من اینه که یک آژانس مسافرتی احتمالا گفته یک برنامه بذاره و چند نفر بیان ایران و مجوزی هم برای یک مسابقه گرفته. بعد اینو تو شبکه های اجتماعی گفته و خب کلی سوال پیش اومده: واقعا تو تهران آدم ها شاد و خندون بدو بدو کنن؟ واقعا خانم ها بیان تو خیابون مسابقه بدن؟ واقعا چند خیابون رو تعطیل کنیم که آدم ها ورزش کنن؟ اونم روز جمعه؟ اونهم توی مسیر انقلاب آزادی؟ (:

راستش حتی اگر با جداسازی نسبی هم بود به نظرم کاری رو به جلو برای شهر تهران بود ولی الان با این وضعیت برگزاری یک جور فلاکت است اگر بخواین به عنوان یک شهروند توش شرکت کنین. فکر کنم قبلا گفته بودم که قطر فقط ۳ روز تعطیل در سال داره که یکیش روز ورزش است که شامل یک مسابقه ۱۰ کیلومتر می شه که هر کس تمومش کنه جایزه می گیره یا مثلا نگاه کنین به سان ران کانادا یا پیچتری رود ریس که همه تلاش هایی هستن که حضور آدم ها در شهر رو پر رنگ تر کنن و مطمئنا هر دونه شون باعث کلی نشاط، همدلی و همبستگی می شه.

ادامه پروژه بستون؛ حرکت به سمت اخبار بهتر، ادیت و حذف موارد و ادامه مسیر

در ادامه پروژه بستون، سه تا ویدئوی جدید داریم. اصلی ترین تاخیر ویدئوی سوم بود. روی مک زمان می بره آدم حوصله کنه محیط توسعه رو آماده کنه. حالا انتظار دارم درست شده باشه و سریعتر پیش بریم.

بستون ۳۲ – به روز رسانی خبرها در هربار ورود به صفحه

یادتونه؟ یه بخش خبر راه انداختیم، حالا با هر بار ورود به صفحه، این بخش اخبار آپدیت می شه. یوتوب آپارات

بستون ۳۳ – اضافه کردن کلید ادیت و حذف به تاریخچه درآمدها و خرج ها

حالا توی برنامه اندروید، در صورتی که یکی از خرج ها یا درامدها رو به چپ بکشید، دگمه های ادیت و حذف ظاهر میشن. این از اون کارها است که من معمولا بلد نیستم ولی سخت هم نبود. نکته مهم برنامه نویسی اینه که نترسیم، کپی هم نکنیم. بخونیم، یاد بگیریم، اجرا کنیم (:
یوتوب آپارات

بستون ۳۴ – مرج یک پول ریکوئست و ستاپ محیط مک برای ادامه کار

همونطور که گفتم به دلایلی تصمیم گرفتم روی مک بمونم فعلا. هم تجربه است هم چند تا نیاز به یکی دو برنامه اش و هماهنگی کلی با شرکت. توی مک باید حوصله می کردم محیط توسعه ام رو راه بندازم. در این شماره تا حدی اینکار رو کردم و بعدش هم یک پول ریکوئست رو مرج کردم.
یوتوب آپارات

و معلومه که اگر علاقمند هستین حساب کتاب خودتون رو با پروژه بستون نگه دارین، بهتره به سایت بستون سربزنین و اکانت باز کنین و با اپ، کامند لاین یا هر روش دیگه که دوست دارین کار کنین.

برای نجات اینترنت آزاد، جلوی این پیشنهاد محدود کننده بایستید #DialUp

یازده روز دیگه قراره اتفاقی بسیار مهم در تاریخ اینترنت بیافته. ما بارها کنار هم ایستادیم و چیزهایی مثل پیپا رو کنار زدیم اما حالا در حرکتی جدید کنسرسیوم وب که تا امروز سعی کرده با استانداردسازی، وب رو به پیش ببره پشت پیشنهادی مخرب ایستاده.

یازده روی دیگه پیشنهاد فنی ای در دستور کار قرار می‌گیره که با اضافه کردن DRM به براوزرها، به توزیع کننده های ویدئو امکان ایجاد محدودیت های زیادی می ده. مشکل ما با DRM یا همون «جنبش محدود سازی»‌ که البته طرفدارهاش بهش می گن «مدیریت حقوق دیجیتال» در دو نکته است:

  1. اگر من چیزی رو می خرم، مالک اون چیز هستم. اگر یک کتاب خریدم حق دارم به دوستم قرضش بدم، اگر در اروپا فلان فیلم رو خریدم حق دارم توی آسیا هم نگاهش کنم و اگر یکبار چیزی رو خریدم، تا همیشه حق دارم نگهش دارم. در حالی که انواع سیستم های دی آر ام، جلوی اینها رو می گیره و در واقع من دیگه مالک چیزی که می خرم نیستم بلکه یک نفر دیگه مدیریت می کنه که من چه حقی روی محصولی که تهیه کردم دارم.
  2. در بحث دوم، حضور دی آر ام ها، امنیت و آزادی منو به خطر می ندازه. مثلا در مورد سونی دیده شده که دی آر ام به اجبار روت کیتی رو روی کامپیوتر نصب کرده، براوزرها مجبورن کدهای بسته اضافه کنن تا دی آر ام کار کنه و عملا دیگه نمی تونیم براوزرهای کاملا آزاد داشته باشیم و …

حالا این پروپوزال جدید کنسرسیوم به اسم EME (Encrypted Media Extensions) که از طرف نت فلیکس، اپل،‌ گوگل و مایکروسافت با دفاع سرسخت ازش در حال تصویبش هستن و خب در واقع هزینه های کنسرسیوم وب هم تا حد زیادی از پول همین شرکت ها می چرخه. راه های مقابله ما اعتراض به مساله است. تیم برنرز لی که مبدع وب است در کنسرسیوم است و مردم دارن تلاش می کنن در کمپین #DialUp ازش بخوان با این مساله مخالفت کنه. ماها از ایران می تونیم در کمپین ایمیلی شرکت کنیم و خارجی ها حتی تماس تلفنی هم می تونن بگیرن. یک راه قوی دیگه لغو اشتراک نتفلیکس در اعتراض است یا راهی عمومی تر، فرستادن یک سلفی با شعار مخالفت با ای ام ای.

درسته که چیزی که ما بهش تو ایران می گیم «وب» بسیار محدودتر از این حرف ها است ولی تفاوت این ماجرا و شرایط ما در اینه که شرایط ما، ویژه ما است و کاملا منطقه ای و دوره ای ولی مسائلی مثل EME و PIPA و غیره، کلیت وب در طولانی مدت رو دچار نقصی جدی خواهند کرد که بعدا رفع کردنش بسیار سخت خواهد بود.