بایگانی برچسب: s

ابله ها چگونه لیسانس ویندوز XP شان را در eBay می فروشند

eBay سیستمی که از طریق آن هر کس می تواند تصویر و اطلاعات چیزی که می خواهد بفروشد را در اینترنت قرار دهد و مشتریان تا مدتی معین می توانند به شکل مزایده اعلام قیمت کنند و در نهایت بالاترین خریدار، کالا را صاحب خواهد شد. حالا یک آدم کم هوش، ناآشنا یا احتمالا ابله می خواهد لیسانس XPاش را بفروشد و برای اینار عکس آن را در سایت ebay قرار داده. بامزه نیست ؟ به جای خریدن می توانید یک ضرب عدد را بخوانید و از آن استفاده کنید ! (: خلاصه اگر دنبال رجیستر کردن XP خودتان هستید، بد نیست نگاهی به جریان بیاندازید. اگر هم دنبال اینکار نیستید و از سیستم عامل های مطمئن و رایگان و آزاد استفاده می کنید برای خنده و تعریف کردن برای دگران هم که شده بد نیست نگاهی بکنید.

تبلیغات سازمان آب دنور

در حالی که تبلیغات چی های ما فقط مانده از مردم التماس کنند که در انتخابات خبرگان شرکت کنند، شرکت آب دنور هم برای مصرف بهینه آب در حال تبلیغ است. عکس هایش را ببینید:

زیبا نیست ؟‌

مرتبط: دو ویدئو در یوتوب فیلم اول در مورد مصرف بهینه آب و فیلم تبلیغاتی در مورد مصرف آب

نامرتبط: لینک دادن در اسپیپ بسیار ساده است. کافی است بنویسید: [ متن – > http://link] و متن به شکل اتوماتیک به مسیر داده شده لینک می شود.

هلند – این کارها را در آمستردام نکنید

هلند – این کارها را در آمستردام نکنید

خب کم کم انگار باید مجموعه پست های سفر رو شروع کنیم. برای ده روز تفریح داریم می ریم هلند / آمستردام و شهرهای کوچیک هلند مثل Delft. اونجا دوستان خوبی داریم و برنامه اینه که بریم اینطرف و اونطرف رو ببینیم. خونه یکی از دوستان می مونیم و جریان بسیار کم خرج می شه (امیدواریم!).

علی الحساب نگاهی می ندازیم به هفت کاری که نباید توی آمستردام کرد:

  1. ماشین به مرکز شهر نبرید
    مرکز آمستردام شلوغ است و پارک در آن سخت و گران. پلیس ها دائما مشغول جریمه هستند و توجه خاصی هم به ماشین های توریست ها دارند. اگر ماشین شما قفل شد و یک کاغذ زرد روی پنجره بود باید ۶۷ یورو پرداخت کنید و اگر اینکار را بیست و چهار ساعت طول بدهید، ماشین شما به پارینگ منتقل خواهد شد. خوشبختانه ما دنبال رانندگی نیستیم. دوچرخه سواری خواهیم کرد.
  2. بدون بلیت سوار ترن نشوید
    از همه جا می شود بلیت خرید پس بهتر است به بدون بلیت سوار شدن خطر نکنیم نازنین وگرنه ۶۰ یورو جریمه خواهیم شد.
  3. روی خطوط دوچرخه نایستید
    در شهر خطوط دوچرخه ای هست که کاملا با تصویر دوچرخه مشخص شده اند. اینها شاهراه های حرکت دوچرخه ها هستند و ایستادن روی آن ها دوچرخه سوارها را عصبی می کند، بخصوص اگر خارجی باشید.
  4. در قطار و ایستگاه قطار سیگار نکشید
    از اول امسال، استعمال دخانیات در قطارها، ایستگاه ها، استراحتگاه ها و محل های سوار شدن به قطار ممنوع شده است. محل هایی برای سیگار کشیدن تعبیه شده ولی دقت کنید. انداختن ته سیگار بر روی زمین چهل یورو جریمه دارد.
  5. در خیابان حشیش نکشید
    نامطمئن و غیرقانونی است. در عین حال وقتی های هستید درست نیست در حال حرکت در خیابان باشید چون ممکن است بروید زیر ماشین ! اگر خیلی علاقمند بودید از کافی شاپ ها برای اینکار استفاده کنید و به هیچ وجه سعی نکنید از هلند حشیش خارج کنید.
  6. از پنجره های Red Light عکس نگیرید
    Red Light مرکزی توریستی است که در آن زنان روسپی در پشت پنجره /ویترین ها به انتظار مشتری می نشینند. این مکان یکی از جاذبه های توریستی است ولی به خاطر احترام به عرضه کنندگان و مشتری ها و حفظ حریم خصوصی آنان عکس گرفتن در آنجا درست نیست
  7. با غریبه ها حرف نزنید !
    با غریبه هایی که سعی می کنند در خیابان به شما دوچرخه یا مواد مخدر بفروشند حرف نزنید. کار آن ها غیرقانونی است و احتمال دزدی از شما هم زیاد است.

توجه کنید که آمستردام یکی از شهرهای امن دنیا است. به جز جیب بری که در همه شهرهای بزرگ تا حدی رواج دارد، در آمستردام لازم نیست مواظب چیز خاصی باشید. تنها کافی است وسایل شخصی خود را نزدیک خود نگه دارید و حواستان به دوچرخه تان باشید چون بعضی ها می گویند تنها چیزی که دزدی آن در هلند مجاز است، دوچرخه است !

ورزش وبلاگستانی : گذاشتن اولین کامنت وبلاگ ها

وبلاگستان مثل هر جای دیگه فرهنگ خودش رو داره. بخشی از این فرهنگ هم مربوط است به ورزش های وبلاگستانی. یکی از این ورزشها که مورد علاقه خاص افراد است اینه که اولین کامنت گذار یک وبلاگ باشند. شیوه این ورزش عموما اینطوری است که دنبال عباراتی مثل «این اولین پست منه» یا «از امروز می خوام وبلاگ شروع کنم» می گردید و به وبلاگ هایی می رسید که یا تازه تاسیس شده اند یا در صورت قدیمی بودن متروک هستند و بعد چک می کنید که اون وبلاگ کامنت داره یا نه. اگر هیچ کامنتی نداشت براش یک پست می گذارید. مثلا من برای اینکه برای نوشتن این مطلب خودم را گرم کنم کمی ورزش کردم و برای وبلاگ Lost Hacker اولین کامنتش رو گذاشتم. لازم به ذکره که اولین و آخرین پست سعید هکر – که مشخصا هیچ کامنتی هم نداشت – مربوط می شه به ۲۴ آبان سال ۸۲ : من ليستی از آيدی های هک شده توسط خودم رو اينجا می نويسم! ((:‌ می بینید ؟ این ورزش در عین حال بسیار هم مفرح است (:‌

جواب زندگی، عالم و همه چیز

فکر می کنید جواب زندگی، عالم و همه چیزهای دیگر (the answer to life, the universe, and everything) چیست ؟ این یک جمله و سوال کلیدی است که در رمان The hichikers guide to galaxy به طنز توضیح داده شده است. برای گرفتن این جواب لازم نیست زحمت زیادی بکشید و یک سوال ساده در گوگل کافی است ! به شکل جالبی دیروز در این مورد صحبتی با بهترین دوستم / البته بعد از همسرم بود و همزمان شد با کاریکاتور اینبار BLaugh اول کاریکاتور را ببینید :

و بعد در گوگل به دنبال the answer to life, the universe, and everything جستجو کنید و جواب زندگی، عالم و همه چیز را پیدا کنید !

افتخارات وبلاگی جادی

«از آنجا که این روزها مد شده است آدم افتخاراتش را در وبلاگش بنویسد» منهم تصمیم گرفتم به سبک یکی و در اصل چند تا از دوستان، افتخاراتم را بنویسم تا شما بدانید که با کم کسی طرف نیستید.

  1. جدید و سیاسی عبادی: در راهپیمایی بیست و دوم بهمن سال هشتاد و دو چند قدمی کنار حداد عادل راه رفتم. در فاصله دو متری. ای بابا نزنید. خب رفته بودم ببینم کی می ره اونجا. جای شما خالی کلی باقالی و بادکنک و جاکلیدی و شکلات و اینا پخش کردن و به جز بادکنک بقیه رو گرفتیم
  2. جدید و مهم: همسرم توی همون صفحه ای کمپین یک میلیون امضا برای حقوق زنان رو امضا کرده که بابک احمدی امضا کرده
  3. توانا در استفاده از تگ های html حین نوشتن. نتیجه این است که می توانم قرمز بنویسم یا زیر نوشته هایم خط بگذارم یا حتی آن ها را خط بزنم
  4. جو گیر نشدن سریع و کنترل به خود که نتیجه اش این است که از همه دیرتر افتخاراتم را نوشتم و در پرونده افتخارات وبلاگ نویسان نیستم حالا هستم ! یعنی اضافه شدم. ممنون.
  5. همکار بودن همزمان با دو خانم خبرنگار بدون اینکه خبرنگار باشم
  6. شمردن تعداد پست های وبلاگستان در دو ماه متوالی تیر و مرداد
  7. برنامه ریزی برای شمردن تعداد پست های شهریور
  8. ازدواج در سن بیست و پنج سالگی
  9. پیگشیری در طول سه سال متوالی. نتیجه اش این است که هنوز بچه نداریم
  10. یکسال و نیم است که گردنبند منقوش به مارمولکم را از گردنم باز نکرده ام
  11. شرکت در دو جلسه کلاس بدن سازی و ساختن بدن در حد نیاز
  12. دارای یکی از دماغ های اصیل که چیزی فراتر از بینی است
  13. مقاومت درمقابل وسوسه های عمل کردن دماغ
  14. داشتن یک وبلاگ شخصی فیلتر شده به آدرس jadi.net
  15. وقتی دوازده سالم بود و کلاس فوتبال می رفتم با ابطحی یک عکس دارم. به خدا دارم ! پیدا می کنم می ذارم همینجا
  16. این رو نمی خواستم بگم تا ریا نشه ولی حالا که بحث عکس شد باید بگم که در هشت سالگی توی باغ وحش سوار فیل سابق ولیعهد سابق شدم و باهاش عکس دارم
  17. گذر از فیلتر و داشتن یک فیلتر شکن اختصاصی به آدرس jadi.alaki ke nemigam.baba bikhiyal hala ma ye chizi goftim
  18. داشتن عکس با کلاه آبی سازمان ملل
  19. معدل کتبی دیپلم دقیقا 14.95
  20. هکر و عضویت در اولین گروه هک ایران با نام هکرهای بدون مرز که هیچ چیزی رو هک نکرد و فقط چند وقتی در شبکه پیام اسپم فرستاد
  21. عضویت در انواع بی بی اس های کشوری و لشگری. از شرکت نفت اهواز گرفته تا کرج و ماورا و بی بی اس های شخصی و حضور با شناسه های مختلف در آن ها
  22. به یاد آوردن دورانی که هنوز فرمت mp3 و jpg کشف نشده بودند و استفاده از فلاپی های پنج و یک چهارم با ظرفیت 360 کیلوبایت برای استفاده از تصاویر gif
  23. نوشتن برنامه ای در چهارده سالگی که تصاویر gif را برای دیگران به جز خودم غیر قابل «استفاده» کند.
  24. تحول روحی و مبلغ اینکه gif به معنای پورنوگرافی نیست و یک فرمت گرافیکی عامل است در سال های ۷۱ تا ۷۳
  25. میزبانی از چند جهانگرد خارجی در خانه شخصی بدون اینکه دین و ایمان خودمان را ببازیم
  26. کار با دو کامپیوتر و گاها سه LCD به شکل همزمان در محل کار برای نوشتن افتخارات وبلاگی
  27. درک اینکه گاها اشتباه است و گاهی درست است و در عین حال جرات اشتباه کردن
  28. یکی از دوستانم به انگلیس رفته و یکی از آنها به کانادا و یکی از فامیل هایم که شدیدا اسمش شبیه من است به آمریکا
  29. پسرخاله ام در UCLA درس می خواند
  30. آگاهی از شیوه حرکت موتور تاریخ
  31. آگاهی از گیرهای موتور تاریخ
  32. سرعت تایپ حدود هفتاد کلمه در دقیقه. البته اگر ناخون هام رو گرفته باشم.
  33. تواضع
  34. داشتن بیش از هزار مطلب پابلیش شده در وبلاگ
  35. داشتن سه مطلب پابلیش نشده در سیستم مدیریت محتوای وبلاگ تا هر وقت حوصله نداشتم یکی از همون ها رو پابلیش کنم
  36. نترسیدن از گفتن اسرار کاری
  37. داشتن ایمیل Admin@ipIran.com البته دیگه توی اون شرکت کار نمی کنم. دوستش داشتم
  38. برنامه ریزی در طول پنج ثانیه قبل برای نوشتن یک برنامه آنلاین تولید کننده اتوماتیک لیست افتخارات وبلاگی برای ستون کنار وبلاگ. اگر کسی علاقمند بود این پروژه جمع و جور و بامزه در صورت مشارکت دوستان بامزه اجرا بشه اینجا رو یک نگاه بندازه

راهنمای مصور : درخواست تبادل لینک

چند وقت است که شرح مطلب جذاب و خشن خودش تحت عنوان جان کورش کبیر از ما بکش بیرون را خطاب به کورش ضیابری نوشته. این عکس العمل خشن قبل از این نیز از طرف خیلی ها از جمله مهرواژ / بیخیال لینک و فرناز / مشک آن است که… و کوچه / اسپم می فرستم پس هستم و … نیز داده شده بود.

تقریبا همه اهالی وبلاگستان صابون این دوست عزیز را نوش جان کرده اند که در به در دنبال لینک می گردد و دادن حق عضویت انجمن خبرنگاران را افتخار می داند و شهرستان بودن اش را تنها دلیل نشناخته شدن اش توسط وبلاگستان.

به بهانه همه این بحث ها و «نظرت درباره تبادل لینک چیه»ها و «وبلاگت رو دیدم. راستی آپ هستم. سر بزن و لینک بده»ها و غیره ها این پست رو می نویسم درباره اینکه چگونه باید از افراد درخواست لینک کنیم.

ممکن است بعضی ها اعتراض کنند که «بیا لینک عوض کنیم» ذاتا بد است ولی به نظر من اگر درست برخورد شود، گاهی می تواند درخواست قابل قبولی هم باشد. برای توضیح منظورم این راهنمای تصویری شیوه درخواست لینک را نوشته ام. ترتیب ها اتفاقی هستند و شوخی موردی با کورش برای تاکید روی لزوم تغییر شیوه اش اگر می خواهد به جز «جوانترین» و «عضو فلان» و «مسلط به فلان» و «مسوول فلان» و … «یکی از وبلاگ نویسان خوب» هم باشد.

راهنمای تصویری درخواست تبادل لینک

سایت خوبی داشته باشید

اگر می خواهید دیگران به شما لینک بدهند، سایت خوبی داشته باشید. این اصل اول است. هیچ کس به یک سایت در حال ساخت، یک سایت ناقص، یک سایت با صفحه بندی معیوب لینک نمی دهد. از این مهمتر باید مطالب خوبی هم در سایت داشته باشید. نوشتن اینکه «قرار است اینجا نظراتم درباره بحران دارفور بنویسم» کسی را ترغیب نمی کند به شما لینک بدهند. اول برای مدتی وبلاگ خوبی بنویسید تا اگر کسی به شما لینک داد مطمئن باشد که خوانندگانش را به جای بدی نفرستاده است.

تجاری و تبلیغاتی نباشید و پاپ آپ باز نکنید

اگر یک سایت تجاری یا یک سایت پر از تبلیغات دارید احتمال اینکه دیگران به شما لینک بدهند کمتر است. بخصوص اگر این دیگران، نویسندگان وبلاگهای معمولی و غیر تجاری باشند. درخواست لینک برای اینجور سایت ها دقیقا مثل این است که شما دائما از «خارج» کاسه و بشقاب و لباس دست دوم و اثاث منزل و … بیاورید و هر روز به «دوستان» زنگ بزنید و درخواست کنید که در مهمانی ها شما را دعوت کنند تا بیایید و جنس بفروشید. کار جالبی نیست.

شخصی و با معنا درخواست کنید

وقتی می خواهید از کسی بخواهید که به شما لینک بدهد بدانید که از چه کسی درخواست می کنید. فرستادن نامه های مشابه برای آدم های مختلف کار جالبی نیست و معمولا به لینک گرفتن از یک سایت خوب منتهی نمی شود و تنها کاری که می کند این است که شما را مشهور می کند به اینکه در به در به دنبال لینک از همه هستید.

افراد را رو در رو بشناسید

ارتباط چهره به چره و پیوستن به شبکه های اجتماعی را فراموش نکنید. من دوست بسیار خوبی دارم که مدت ها بود می خواستم به او لینک بدهم و همیشه دست دست می کردم تا اینکه در یک سفر دیدم اش و اولین کاری که بعد از برگشتن از سفر کردم لینک دادن به او بود. البته فراموش نکنید که به هیچ وجه بحث «لینک» بحث محوری یا اصلی شما نباشد چون بسیار اعصاب خرد کن است یک وبلاگ نویس در حال چرت در اتوبوس هم بشنود که «به من لینک بده» ولی همین که با کسی دوست باشید احتمال گرفتن لینک را به خاطر شناخته شدن بیشتر می کنید. این یک بده بستان اقتصادی دوستی در مقابل لینک نیست بلکه مفهوم انسانی شبکه اجتماعی است. اگر من برای لینک با کسی دوست شوم یا با کسی گپ بزنم، دارم یک مفهوم انسانی را به لجن می کشم.

با یک میلیون نفر تبادل لینک نکنید

اگر احساس می کنید چون به کسی لینک می دهید طرف هم باید به شما لینک بدهد، دقت کنید که به یک میلیون نفر لینک ندهید تا ده هزار نفر به شما لینک بدهند. اگر من از تبادل لینک به دنبال بالا بردن بازدید کنند هایم باشمَ، بودن در لیست ۲۲۹ نفری «ایمان امروز» برایم اهمیت بسیار بسیار کمتری دارد تا بودن در لیست مثلا ۱۹ تایی شرح.

پیشقدم شوید

اگر احساس می کنید وبلاگ کسی مناسب تبادل لینک با شما است، به او لینک بدهید و بعد از او درخواست لینک کنید. در این صورت هم به هیچ وجه تهدید نکنید که اگر لینک ندهد لینکش را بر می دارید.

درباره سایتتان توضیح بدهید

شما معتقد هستید که لینکتان باید در سایت طرف مقابل باشد و نیست. نتیجه دو چیز بیشتر نیست: یا طرف این اعتقاد را ندارد که لینک شما باید در سایتش باشد یا از سایت شما بی اطلاع است. پس به شکل خلاصه و واضح توضیح بدهید که درباره چه چیزی می نویسید و چگونه وبلاگی دارید. انتظار نداشته باشید که یک وبلاگ نویس حرفه ای وقتی خواند «منم مثل خودت وب می نویسم. تبادل لینک کنیم؟» وقت بگذارد و بیاید سایت شما را ببیند. سعی کنید توضیح کاملتری درباره وبلاگتان بدهید ولی نه آنقدر که طرف اصولا حوصله نکند بخواند.

از عبارت های تکراری و آزاردهنده استفاده نکنید

مطمئن باشید اگر برنامه ای بود که درخواست های تبادل لینک را تشخیص می داد و حذف می کرد، بسیاری از مردم از آنها استفاده می کردند. از عبارت های تکراری مثل «تبادل لینک» یا «لینکا عوض» و «بهم بلینک» و … اجتناب کنید. سعی کنید پیشنهاد تبادل لینک را در حین یک صحبت منطقی پیشنهاد دهید تا نامه صرفا پیشنهاد تبادل لینک نباشد. به اشتراک مطالب خود و طرف مقابل اشاره کنید و پیشنهاد کنید که تبادل لینک به خوانندگان هر دو طرف کمک خواهد کرد.

ار افراد حوزه خودتان درخواست لینک کنید

هر وبلاگی حوزه کاری خاصی دارد. من درباره سایبراسپیس و آزادی بیان می نویسم. یکی دیگر زنان می نویسد، یکی دیگر ورزشی می نویسد و یکی دیگر جک می فرستد و آخری با گذاشتن لینک دانلود برنامه های مختلف مدعی است که هک و کرک پیشرفته آموزش می دهد (: خیلی ها هم هستند که از مسایل جاری و خاطرات روزمره خودشان می نویسند. متوجه باشید که از چه کسی درخواست لینک می کنید. من یک بار برای احمدی نژاد کامنت گذاشتم که نظرش درباره تبادل لینک چیست و حتی زحمت جواب دادن هم به خودش نداد: منطقی هم بود: من از آزادی بیان می نویسم و او از خاطرات کودکی اش. هر جایی که رسیدید از هر کسی درخواست نکنید سایت شما را ببیند و تبادل لنیک کند. مخاطبان خود را محدود کنید و نتیجه بهتری خواهید
گرفت. در عین حال از اینکه یک مطلب مربوط به حوزه کاری طرف بفرستید یا دو سه لینک از او بگذارید و بعد درخواست لینک کنید هم ایده خوبی نیست.

نمونه
در انتها و قبل از صحبت پایانی، به یک نمونه از ایمیل معقولی برای دریافت لینک توجه کنید:

موضوع: طرفداران فوتبال اینجا رو می خونن
سلام. امروز سایت شما را دیدم و از سایت خودم به مقاله جدید شما «بعد از زرینچه هنوز پیستون چپ خوب نداریم» لینک دادم تا خوانندگانم استفاده کنند. در عین حال به خاطر حوزه مشابه کاری، لینک شما را به فهرست لینک های خودم اضافه کردم تا خوانندگانم بتوانند به مطالب شما هم دسترسی داشته باشند.

مطمئنا خوشحال خواهم شد شما هم به من لینک بدهید.

فلانی

صحبت پایانی
سایت خوب خوانندگانش را پیدا می کند. این نظر من است. شکی نیست که شبکه اجتماعی قوی و حمایت دیگر وبلاگ نویسان می تواند موثر باشد ولی از همه مهمتر داشتن مطالبی است که افرادی به دنبالش باشند و جای دیگری آن را پیدا نکنند. با غوغا و سر و صدا درست کردن و گفتن درباره اینکه قرار است هک آی دی یاهو یاد بدهیم و … می توان چند نفری را به وبلاگ کشید ولی چه فایده ای دارد ؟ فردا این آدم دیگر به وبلاگ نخواهد آمد و من می مانم و شعارهای «من را کشف نکردند وگرنه چه چیزها که در وبلاگم نمی نوشتم» به جای این حرف ها خوب بنویسید و مستمر. بعد از دو ماه خواننده های خود را خواهید داشت. ذات درخواست تبادل لینک اشکالی ندارد ولی به شرطی که به هرزنامه فرستادن منجر نشود و مایه خنده و شوخی دیگران نشوید.

اضافه شده…

 پابرهنه بر خط : م. حوصله داشته باش دوست عزیز، حوصله! تا چهار روز به یکی لینک دادی و به‌ت لینک نداد، زود خطش نزن. این یعنی که اصلا برات مهم نبوده که طرف چه می‌نویسد. صرفا لینکی در کرده بودی و خواستی طرف لینک متقابل از خودش در کند. برای وبلاگ‌نویس هیچ چیزی مهم‌تر از خوانده شدن مطالبش نیست، خلاص.


عکسها با استفاده از سرویس AddLetters درست شده اند.

اشتباه تایپی در عنوان صفحه میهن بلاگ

هاها همین الان دیدم که دامین Mihanblog.com به اشتباه در عنوان (title) صفحه اصلی اش Powerful رو Powerfull نوشته !‌ اشتباه بامزه و باحالی است که امیدوارم هرچه زودتر اصلاح بشه.