بایگانی برچسب: s

پنج دلیلی که باعث می شه شرکت‌ها به صرف داشتن مدرک شما رو استخدام نکنن

مدرک وبلاگنویسی جادی قهرمان

از وقتی دوره آموزش لینوکس ال پی آی سی ۱۰۱ رو منتشر کردم این سوال رو حتی بیشتر از قبل می گیرم: «فرض کنین من مدرک فلان رو گرفتم، آیا جایی هست که منو استخدام کنه؟». جواب اینه که «نه! اینکه شما مدرک داشته باشین دلیل نمی شه که حتما جایی باشه که شما رو استخدام کنه». به پنج دلیل که این مقاله سرفصل‌هاش رو گفته و من اضافات خودم رو کنارش گذاشتم و بعدش هم نکات مثبت مدارک رو گفته‌ام.

مدرک باعث استخدام شما نمی شه چون…

نرم‌افزار صنعتی بسیار سریع است

در بسیاری از رشته‌ها تغییرات خیلی زیاد نیست و به همین دلیل «سنجش دانش» توش ممکن‌تره. اما در نرم‌افزار همه چیز شدیدا در حال تغییره و مهارت‌هایی که پنج سال پیش داشتین امروزه تنها کاربردش دادن یک دید قوی و کل‌نگر به شماست اما مهارت‌هایی که اون موقع بلد بودین معمولا حالا چندان به درد شما نمی خوره. فایروال لینوکس در دو سال گذشه تقریبا سوییچ کاملی به firewalld کرده، systemd روش جدید استارت و استاپ و تنظیم سرویس‌ها است، برنامه نویسی آی او اس به سمت سوییفت خواهد رفت و NoSQLها یکی از موضوعات داغی هستن که حتی اگر به عنوان یک برنامه نویس مرسوم وارد یک شرکت بشین، در موردش خواهید شنید – چه برسه به بیگ دیتا و یادگیری ماشینی و دیتا ساینس. معلومه که گذشته‌ها هنوز هستن و ارزشمند ولی در این دنیا معمولا داشتن یک مدرک «لینوکس» نشون دهنده سواد این لحظه شما نیست.

هزار مدل مدرک هست

داشتن یک «مدرک» این روزها کاری بسیار ساده است. اگر دکترا می خواین می تونین به انواع و اقسام روش‌ها اونو بگیرین، اگر لازم دارین مدرک لینوکس داشته باشین معلومه چیکار باید بکنین و اگر مدرک کمک های اولیه می خواین بعید نیست با چند ساعت وقت بتونین یک کاغذ به دست بیارین که بگه شما دوره ای در این مورد دیدین. فقط داشتن یک مدرک معنی خاصی نداره بلکه مهمه اینو از کجا گرفتین و پشتوانه اون مدرک چیه. این رو هم بگم که گاهی این مدارک اصولا برعکس چیزی هستن که در واقعیت اتفاق می افته. خیلی از چیزهایی که در امتحان ها «پرسیده می شه» اصولا در دنیای واقعی کاربرد نداره و خیلی از چیزهایی که توی دنیای واقعی مهمه (مثلا گیت، کار با لاگ ها، تست برنامه، …) اصولا در هیچ مدرک برنامه نویسی پوشش داده نشده.

خیلی از مصاحبه کننده‌ها خودشون هم مدرک ندارن

برای رسیدن به مدیرهای رده بالاتر و پروسه‌های استخدامی که توشون مدارک شما مهم می‌شه، باید اول از مرز مصاحبه‌ کننده‌های اولیه رد بشین! این مصاحبه کننده‌ها خیلی وقت ها مدرک ندارن و به همین دلیل حتی براشون مهمه که این مدارک رو نه چندان مهم‌ بدونن. این مساله باعث می شه شما فقط به صرف داشتن مدرک از نظر اونها Wowwww نباشین! از اونطرف برای استخدام کننده‌ها مهمه که شما کار رو بلد باشین و در نهایت تستی که شما حین مصاحبه با مدرک می دین با تستی که کس دیگه بدون مدرک می ده کاملا مشابه است و کسی استخدام می شه که کار رو بهتر انجام بده نه کسی که مدرک داشته (: مطمئن باشین. من برای تعداد خیلی زیادی شرکت مصاحبه استخدامی کرده ام!

مدرک‌ها خیلی وقت‌ها دکون هستن

خیلی از مدرک‌ها دکون هستن. دو سال یکبار باید تکرارشون کنین، باید براشون امتیاز جمع کنین، باید مرحله های مختلف اونها رو بگیرین و غیره. در واقع این مدرک‌ها مکانیزمی هستن برای درآمد زایی کسانی که اون مدارک رو می دن. دقیقا مثل دانشگاه‌های غیرانتفاعی(؟!) و غیره که هدف اصلی شون کسب درآمد است نه انتشار علم و اتفاقا خیلی از مراجعینشون هم دنبال کسب مدرک هستن نه کسب علم. این الزاما اشکالی نداره و یک مساله مرتبط با بیزنس است ولی در نهایت این بخشش برای ما مهمه که باعث می شه کسی که مدرک داره رو الزاما متخصص ندونیم که مراجعه کرده به یک مرکز علم پراکنی و تاییدیه گرفته که علم رو کسب کرده. یک لحظه فکر کنین به اینکه در چند ساعت می شه اسکرام رو یاد گرفت و در مقابل چند مرحله طول می کشه یکی از نظر مدرکی اسکرام مستر بشه و بعدش اسکرام پروداکت اونرش رو بگیره یا مثلا بره سراغ مدرک اسکرام دولوپر.

مدرک ثابت می کنه که می تونیم تست پاس کنیم

برای گرفتن مدرک لازم نیست حتما مسائل رو عمیق درک کنیم. کافیه نمونه سوال بخونیم، درس ها رو نگاه کنیم و تو امتحان شرکت کنیم. حتی در امتحان های واقعا سختی مثل CCIE‌ لب روش اصلی پاس کردن امتحان تمرکز در حل نمونه و رفتن به بوت کمپ ها است و اگر هم حوصله کارهای سخت نداشته باشیم برای خیلی از امتحان ها می شه از پاکستان یک نفر رو اجاره کرد که به اسم ما امتحان بده و مدرک بیاد دم در خونه مون (:

اونطرف ماجرا!

دقت کنین که من هیچ وقت نمی گم هر کس مدرک داره بی سواده یا تقلب کرده یا داشتن مدرک هیچ فایده ای نداره. من دارم می گم این پنج مورد باعث می شه یک کارفرما فقط با دیدن یک نفر که یک مدرک داره، استخدامش نکنه. مدرک فایده‌هایی هم داره:

مدرک در شرایط برابر شانس شما رو افزایش می ده

اگر شما و یک نفر دیگه هر دو یک کار رو بلد باشین و در مصاحبه تقریبا مساوی بشین، شمایی که مدرک دارین شانس بیشتری برای استخدام دارین. حتی قبل از این مرحله هم وقتی کسی رزومه شما رو می بینه اگر مدارک مرتبط و معقولی رو داشته باشین، احتمال اینکه با خوشحالی شما رو به مصاحبه دعوت کنن بالاتره.

مدرک باعث می شه سیستماتیک بخونین

مثل مهمی هست که می گه «اگر فقط یک چکش داشته باشین، همه مساله‌ها رو شبیه میخ می بینین!». مشکل اصلی برنامه نویسی هم همینه! ما به شکل تجربی بخشی از یک چیز رو یاد می گیریم و بعد سعی می کنیم همه چیز رو با همون سواد پیاده کنیم. برای اولین بار در اینجا اعتراف می کنم که من تازه برنامه نویس شده بودم و هنوز «دیتابیس رابطه‌ای» رو نمی‌شناختم که یک کار بزرگ و هیجان انگیز بهم پیشنهاد شد و برای انجامش خودم مکانیزمی شبیه به دیتابیس رو پیاده سازی کردم! حماقت محض به دلیل بی سوادی در یک بخش از دنیای برنامه نویسی. به همین شکل ممکنه شما دستور rename در لینوکس رو بلد نباشین و به جاش سعی کنین بش اسکریپتی پیچیده بنویسین یا به جای یک استفاده ساده از sed به سراغ perl برین. گرفتن مدرک تضمین می کنه که شما همه گوشه‌های یک ماجرا رو دیدین. به همین خاطر پیشنهاد من اینه که مثلا اگر می خواین لینوکس یاد بگیریم من پیشنهاد می کنم از سرفصل های امتحان LPIC1 پیش برین. راستش به نظر این بهترین بخش یک مدرک است.

پروسه گرفتن مدرک شما رو به جامعه وارد می کنه

برای گرفتن مدرک شما ثبت نام می کنین، با چند نفر آدم مشابه رو در رو می شین و خیلی چیزهای دیگه و حتی ممکنه پاتون به جلسات مرتبط با اون جریان هم باز بشه. این یک فایده جانبی مدرک گرفتن است که اصلا نباید ازش بگذریم. برنامه نویس خوب در روابط اجتماعی اش شناخته می شه و رشد می کنه. در زمان کنکور ارشد برای من مهم بود توی کلاس های کنکور ارشد ثبت نام کنم فقط به این خاطر که ببینم بقیه ای که قراره کنکور بدن چه کسایی هستن، کی موقع ثبت نام است، دفترچه رو از کجا باید گرفت و بهترین دانشگاه‌ها کدوم‌ها هستن.

نتیجه

مدرک‌ها رو دنبال کنین و اگر خواستین بگیرین ولی درگیر بازی «گرفتن مدرک» نشین و معتقد هم نباشین که اگر مدرک دارین حتما کار پیدا می کنین. در نهایت کار به آدم‌های با مهارت داده می شه و اگر مهارت کسب کنین به راحتی در ایران کار پیدا می کنین و به نظر من وقت گذاشتن برای گذروندن دوره های رایگان معتبر خیلی بیشتر از گرفتن یک مدرک شانس شما رو توی به دست آوردن ی کا رخوب افزایش می ده. اگر دوست دارین چیزی رو شروع کنین شاید درسنامه بد نباشه و اگر دنبال چیزی حرفه‌ای تر هستین جاهایی مثل کد آکادمی خوبه و کورسرا و البته اگر می خواین هر سرتیفیکیتی رو برای خودتون چاپ کنین اینجا بهترینه.

یک سلف برندینگ موفق: به واقعیت پیوستن جیمیل آبی

دروغ اول آپریل و دروغ سیزده بهانه‌هایی هستن برای من که یکی دو روز از اینترنت دوری کنم. نظر من رو بخواین مایی که صبح تا شب تو یه جامعه پر از دروغ غلت می زنیم بهتره برای چند سالی سیزدهم رو روزی اعلام کنیم که توش قراره دروغی نگیم (و البته به جای بیرون رفتن، تنها بمونیم خونه که نیاز به دروغ گفتن تومون بیاد پایینتر).

ولی به هرحال این دروغ سیزده هم مثل ولنتاین داره تبدیل می شه به یکی از چیزهایی که چون خارجی ها دارن مال هم جدی می گیریمش و در حال گسترشه بخصوص توی سایت‌های آی تی. اما امثال یکسری مقالاتی داشتن در این مورد که دروغ سیزده یک فرصت تبلیغاتی / بازاریابی هم هست. شرکت‌ها سعی می کردن توجه‌ها رو به خودشون جلب کنن یا حداقل نشون بدن که چه ایده‌های خوبی دارن که هنوز فرصت اجراش نیست و آدم‌ها هم سعی می‌کردن سوار بر موج خودشون رو بازاریابی کنن.

سلف برندینگ جیمیل بلو

احتمالا از همه موفق‌تر در این وسط شان دالزمان بود که وقتی از بین کلی دروغ سیزده گوگل چشمش به دروغ جیمیل آبی خورد، یکشنبه با کمی سی اس اس کاری پلاگین جیمیل آبی برای گوگل کروم رو داد. این صفحه فوق العاده زشته و هیچ آدم معقولی این رو نصب نمی کنه و نوشتن پلاگین هم سخت نیست.. اما…

اما.. چیزی هست به اسم Self Branding. این آقا با یک ایده خوب با یک کار بی فایده ولی باحال در زمان مناسب کلی کلی خودش رو مطرح کرد. سه و نیم میلیون نفر ویدئوی جیمیل آبی رو دیدن و احتمالا بیشتر از سی میلیون نفر در موردش خوندن و الان دقیقا اکثر سایت‌های تکنولوژی و کسایی که توی این حوزه مهم حساب می‌شن دارن (ماشابل و من و تک کرانچ رو کجا می برین؟) به صفحه اش لینک می دن و اسمش رو می نویسن. این یک نمونه از حرکت موفقی است که می تونه یک آدم عادی رو یکهو به یک اسم مشهور تبدیل کنه که سایت های بزرگ ازش حرف زدن، بهش لینک دادن و در آینده هم خیلی ها تحت عنوان «همونی که جیمیل آبی رو نوشت» بهش اشاره خواهند کرد.

فراموش نکنین که افراد کمی هستن که بتونن ادعا کنن دروغ سیزده گوگل رو به یک واقعیت تبدیل کردن.

مرتبط برای خوندن بیشتر در مورد سلف برندینگ:
پنج قدم برای تقویت برند «شما»
سلف برند در ویکپیدیا

پیشنهادهای اصلاحی به سینما آزادی: رفع دو باگ در هنگام خرید آنلاین بلیت

دیروز تصمیم گرفتم دو تا بلیت سینما آزادی رزرو کنم. کلیت کار راحته و سایتتون هم خوبه اما دو تا باگ توی سایت، روند خرید رو با مشکل مواجه می‌کنه.

مشکل انتخاب صندلی بعد از پرداخت پول

انتخاب صندلی بعد از پرداخت پول اتفاق می افته. این کار خیلی عجیبی است. چی می‌شه اگر یک صندلی خالی وجود داشته باشه، دو نفر همزمان پول پرداخت کنن و بعد در روند انتخاب صندلی فقط برای یکی صندلی موجود باشه؟ و اصولا حتی در شرایط عادی هم اینکه من اول بگم فلان فیلم و فلان ساعت رو می خوام و بهم گفته بشه که باید وجود صندلی رو چک کنم و بعد پول بانک رو پرداخت کنم و بعد بهم گفته بشه «حالا برو صندلی انتخاب کن» به نظر مشکلدار می‌یاد و احتمالا بی حوصلگی برنامه نویس رو می ‌رسونه. روند طبیعی باید اینطوری باشه:

من فیلم و سانس رو انتخاب کنم. بعد صندلی مورد نظرم رو انتخاب کنم. بعد اون صندلی برای من رزرو بشه تا ده دقیقه و اگر من به شکل موفق رفتم بانک و پول دادم و برگشتم صندلی مال من بشه. در غیر اینصورت – مثلا بعد از پنج دقیقه که از رزرو من گذشت – صندلی آزاد بشه برای انتخاب شدن توسط یک نفر دیگه.

مشکل انتخاب صندلی آخر ردیف

به تصویر زیر نگاه کنین:

cinema_azad_bugs

من می‌خواستم دو تا بلیت بخرم و آخر ردیف بالای تصویر هم دو تا جای خالی هست. اما من نمی تونم این دو تا رو بخرم! چرا؟ چون اگر صندلی راستی رو انتخاب کنم سیستم بهم می گه حق ندارم یک صندلی با نفر کناری جای خالی ایجاد کنم و اگر صندلی سمت چپی رو اول انتخاب کنم سیستم بهم می گه نمی تونم با سر ردیف یک صندلی خالی فاصله بندازم. بامزه نیست؟ در اصل من نمی تونم هیچ کدوم از این دو صندلی رو رزرو کنم به این دلیل که در هر حالت کنارم یک جای خالی می مونه: شما دو تا جای خالی درست کردین تا یکهو یک جای خالی نمونه (:

قواعدی که در مورد «پیشگیری از ایجاد سوراخ خالی بین دو گروه یا با سر ردیف» گذاشتین معقوله ولی در این حالت خاص که دو تا صندلی با سر ردیف داشته باشیم، باعث می شه هیچ کدوم رو نشه خرید.

پیشنهاد به سینما آزادی (:

اگر از یک زبون پراستفاده و مرسوم مثل پی اچ پی یا پرل یا پایتون برای ساخت سایتتون استفاده شده، من چهار میلیون تومن می گیرم که توی یک هفته این دو تا رو درست کنم (: اگر نیاز به اعتبار سنجی من هست با افتخار منابع و رزومه‌ام رو براتون می فرستم. وقت پیشنهادی هم تقریبا یک هفته است: یک روز برای آشنا شدن با سیستم و برنامه ریزی برای محیط توسعه، دو سه روز برای خوندن کد، دو سه روز برای اصلاح کد که این دو تا باگ توشون برطرف بشه و یکی دو روز برای آزمایش سیستم.

اگر هم از ای اس پی و دات و نت این چیزها استفاده شده که مورد علاقه ایرانی ها است، من با شش میلیون و دو هفته تعهدات بالا رو قبول می کنم (:

گرونه؟

منم علاقه ای خاصی به گرفتن این پروژه ندارم مگر اینکه اصرار کنین (: خوشحال می شم خودتون با هر کس ارزونتر می گیره – اما کارش رو بلده – کار کنین ولی لطفا مطمئن بشین که این دو تا باگ نامناسب برای سینمای شما، از سیستم حذف بشن (:

سخنی با خوانندگان


دیدین چه راحته؟ همین رو می شه خیلی مرتب و منظم و فنی تر نوشت و واقعا داد به سینما به عنوان یک پروپوزال کاری. یا به جاهای دیگه. نگین شغل نیست (: کلی کار هست ولی تلاش می خواد.