پنج شنبه و جمعه این هفته دوباره در پارك علم و فناوری كرج جمع میشیم تا با دوستان قدیمی دیدار تازه كنیم، دوستای جدید پیدا كنیم و همكاری های جدید شروع كنیم. در كنار این ها فرصتی داریم برای معرفی و محك زدن توانایی های كد زنی، طراحی و مدل سازی كسب و كارمون. فرصتی داریم برای راه اندازی یه كسب و كار جدید و جذب سرمایه گذار. فرصتی داریم كه محصول كارگروهیمون رو در معرض داوری قرار بدیم.
اگر شما هم مثل ما فكر میكنید و به این رقابت دوستانه اما جدی علاقه مندید از طریق صفحه http://hackandchange.com/fallhackathon در هكاتون پاییزه ی هك اند چنج ثبت نام كنید. راستی اگر می خواین ثبت نام کنین می تونین با استفاده از كد 27q6suwvfz از تخفیف پنجاه درصدی ثبت نام بهره مند بشین. به امید دیدار
برچسب: معرفی
معرفی یکی از بهترین اکانتهای رسمی توییتر فارسی که خوبه دنبالش کنیم: @gorjico
توییتر یکی از بهترین شبکههای اجتماعی است و در همه دنیا یکی از جاهایی که شرکتها و سازمانها روشون سرمایهگذاری طولانی مدت میکنن. در ایران اما توییتر وضعی دوگانه داره. از یکطرف احتمالا حرفهای تر و ماندگارتر از جاهایی مثل اینستاگرام خواهد بود و از طرف دیگه به خاطر فیلترینگ و غیره توجه کمتری بهش شده و عملا بعد از حضور پر رنگ آدمهای رسمی و سیاسی توش، خیلی شرکتها هم به بازیش وارد شدن. بعضی اکانتها اینجا کمی سردرگم هستن، مثلا اکانت شهرداری تهران گاهی توییتهای خوبی میکنه که از یک شهرداری انتظار میره، گاهی با آدمها دعوا میکنه که به هیچ وجه از اکانت رسمی انتظار نمی ره و گاهی هم کلا تبدیل میشه به مسجد محل و فقط با بلندگو تبلیغات مذهبی پخش میکنه (:
ولی اگر به من بگن بهترین اکانت رسمی که دیدم چیه، بدون شک میگم اکانت رسمی بیسکوییت گرجی در توییتر. پشت این اکانت مشخصا یک آدم یا تیم با شعور، با قریحه و با درک عمیق از این نکته است که توییتر چیزی ماندگاره نه یک بلندگوی پر سر و صدا. مثلا این توییت واقعا از چند تا شرکت ایرانی قابل تصوره؟

و پشت این تیم یا آدم هم باید یک تیم یا آدم با شعور دیگه باشه که در شرایطی که بقیه فالوئر میخرن و هزار نوع اسپم میکنن تا بمونن، درک میکنه که اینو بگه:

این مطلب نه تبلیغه نه چیز مشابه بلکه دعوت به فالو کردن اکانت توییتر بیسکوییت گرجی است تا هم لذت ببرین و هم بقیه شرکتها و سازمانها متوجه بشن که حضور در جامعه مجازی به معنی یک بلندگوی پر سر و صدای بلند نیست که فقط عددهای تعداد فالوئر و غیره مشخص کننده موفقیت باشن بلکه حضور در شبکههای اجتماعی، یک سرمایه گذاری بلند مدت و یک رابطه واقعی و مستقیم با مشتریان است که باید از طرف باهوشترین و فهیمترین بخشهای سازمانها اتفاق بیافته.
قدم هشتم چالش کتابخوانی: پستخانه از چارلز بوکوفسکی

بوکوفسکی نویسنده محبوب من است و این اولین رمانش. این نویسنده خسته آمریکایی، اولین رمانش رو در ۵۰ سالگی نوشته و در مورد زندگی خودش. در مورد اینکه شغلی به عنوان پستچی ذخیره پیدا میکنه و رنجهایی که میکشه و خروجش از اون شغل به زندگی مشترک و میدونهای اسبدوانی و بازگشتش به شغل. این کتاب مثل همه کارهای بوکوفسکی نثر بسیار جذابی داره؛ کلمات و جملههای ساده ولی عمیق و جذاب. از اون کتابها که اگر نویسندگی دوست داشته باشین سر هر چند جمله به خودتون میگه «چطوری اینو اینقدر ساده ولی اینقدر متفاوت و زیبا گفته؟»
خلاصهترین شکل بیان این کتاب شاید همین جمله از خود کتاب باشه:
هر احمقی میتونه یک شغلی برای خودش دست و پا کنه اما یک آدم باهوش لازمه تا بدون کار کردن، زندگیاش رو بگذرونه.
و جا نشدن بوکوفسکی در یک شغل معمولی؛ در هر شغلی و در هر رابطهای. خوشحالم که این کتاب رو تا الان نخونده نگه داشته بودم و خوشحالم که یکجا خوندمش. من معمولا سعی می کنم کتابهایی که دوست دارم رو کند بخونم ولی اینبار تصمیم گذروندن بیست و چهار ساعت کامل باهاش، تصمیم درستی بود. در انتهای کتاب بوکوفسکی از کارش بیرون مییاد و میگه:
«فکر کردم شاید یک رمان بنویسم. و نوشتم»
و معلومه که موفق هم بوده. در سریال کلیفرنیکیشن که شخصیت اصلی بازتولیدی از بوکوفسکی است، سر کلاس درس نویسندگی گفته می شه که اگر میخواین نویسنده بشین باید قبلش زندگی کرده باشین. بوکوفسکی اونقدر زندگی کرده بود که نوشتن دو سه سالش، یک رمان قابل ستایش تحویل جامعهاش داد.
قدم هفتم چالش کتابخوانی: اما از جین آوستین

در قدم هفتم چالش کتابخوانی ۱۳۹۴ رفتم سراغ یک رمان کلاسیک؛ اما اثر جین آوستین. تفاوت این ماه در اینجا بود که خوندن چنین کتاب بزرگ و کلاسیکی کار سختی است و در سن من احتمالا خوندنش کار راحتی نیست. کتابی در مورد عشق، روابط انسانی و پر از مکالمههایی به سبک افراد متشخص دهه ۱۹. شخصیت اصلی کتاب دختری است که سعی می کنه با شناختش از آدمها و کاشتن افکار در مغزشون، اطرافش رو به شیوهای که میخواد پیش ببره و میشه حدس زد که قهرمان جین آوستین تمرکز اصلیاش روی ازدواج و روابط اطرافیانش است.
چون خوندن این کتاب سخت بود من یک راهحل دیگه پیدا کردم: گوش کردن بهش!
دوستان در سایت کتابهای صوتی نوار لطف داشتن و علاقمند بودن کتابهایی رو به رایگان بدن تا من گوش بدم و احتمالا در مورد تجربه با شما بنویسم. من علاقمند به تبلیغ مستقیم نبودم ولی وقتی دیدم اما توی آرشیوشن هست، گفتم اونو می گیرم و گوش میکنم و تجربهام رو میگم. این تجربه خوب بود. کاملا خوب. در واقع بدون صوتی بودن این کتاب، تقریبا غیرممکن بود من تمومش کنم. خانم پریوش زاهدی کتاب رو خیلی خوب و با حوصله خونده ولی متاسفانه کلیت ضبط صدا خیلی خوب نیست. منطقا باید ادیت بهتری بشه تا صدای نویز کمتر باشه. اپلیکیشن نوار خوبه ولی در اون لحظه که من میخواستم نصب کنم امکان دانلودش از گوگل پلی یا سایت نبود. منطقی است در سایت هم در دسترس باشه. اوه! یک ایراد دیگه برنامه هم اینه که ظاهرا هر بار که اجراش می کنین اول اینترنت رو چک می کنه در حالی که من در خیلی از مواقع خواهم خواست بدون اینترنت کتابم رو گوش کنم و فایلها هم که آفلاین دانلود شدن پس دیگه چه کاریه اولش اینترنت بخواد؟ (:
به شکل غیرتبلیغاتی یپشنهاد می دم نگاهی به نوار بندازین چون برای قدم هفتم چالش من مفید بود و احتمالا مشتری خواهم بود.
افقهای آینده: مجموعه داستانهای علمی تخیلی مایکروسافت

مایکروسافت مشغول کارهای عجیبی است که نشون می ده این کمپانی دوست داره با قدرت توی دنیای آینده تکنولوژی حضور داشته باشه. یکی دو ماه بیشتر از بازمتن کردن کلی پروژه نگذشته و دیروز اعلام شد که ویژوال استودیو نه فقط می تونه کدهای برنامههای لینوکسی رو دیباگ کنه که کد ادیتورش بازمتن هم شده!
اما گل سر سبد خبرهای عجیب از مایکروسافت این بود: انتشار رایگان مجموعه داستانهای علمی تخیلی کوتاه الهام گرفته شده از مایکروسافت، از نویسندههای درجه یک جهان. داستانهایی درباره کامپیوترهای کوانتومی، پیشبینیهای علمی، ترجمه همزمان، یادگیری ماشینی و غیره. برای نوشتن شدن این داستانها، دسترسی دست اول به نویسندهها داده شد تا بتونن تکنولوژیهای درون مایکروسافت رو ببینن و قصههاشون رو در مورد تقاطع این تکنولوژیها و جامعه انسانی بنویسن.
کتاب افقهای آینده؛ محل تقاطع واقعیت و خیال در جاهای مختلفی از جمله آمازون به رایگان منتشر شده.
لینکهای شاد دوشنبههای آخر ماه آبان ۱۳۹۴

پروژههای کوچیک
- امیدوارم با اوریگامی آشنا باشین چون هنر سرگرمکنندهای است، هم برای وقتهای تنهای، هم برای هیجان دادن به بقیه و هم برای کارهای فانی. اگر آشنا هستین که حتما دوست دارین اطلاعاتتون رو بیشتر کنین و اگر آشنا نیستین، توصیه می شه آشنا بشین (: سایت کازیه گزینه خوبی برای آشنایی با اوریگامی یا همون هنر تا کردن کاغذ است.
- جعفر هم نسبتا تازه برنامهنویسی رو شروع کرده. یک اپلیکیشن هم داره به اسم علم آموز که مجموعه ای از مقالههایی است که از سایتها جمعآوری کرده. دیدنش مطمئنا بهش دلگرمی خواهد داد و برای شما هم بعیده ضرری داشته باشه و حتی شاید مفید هم بشه.
- در ضمن من یکی از شخصیتهای داستان خیلی کوتاه «گیک» هستم که در وبلاگ مرده منتشر شده. منِ توی داستان خیلی خیلی خیلی خشنتر از من واقعی است (: حداقل به نظر خودم ولی به هرحال داستان باحالیه.
پروژههای بزرگ
- یکی از چیزهایی که تو ایران حسابی جاش خالیه، یک فروشگاه گیکی است پر از برچسب، لیوان، موشک کنترل از راه دور یو.اس.بی، کراوات هشت بیتی و ماسک بتمن و این تیپ چیزها. فروشگاه اینترنتی گیک شو شاید بتونه تا حدی این خلاء رو پر کنه. البته فعلا فقط برچسب داره و لیوان و امیدوارم کارشون بگیره و پیش برن.
- اپلیکیشن Ace Charge یکی دیگه از کارهای خوبی است که تلاش کرده تو بازار جهانی قد علم کنه. سایت اصلی اش میگه این برنامه سعی میکنه با تنظیم صحیح سیکل شارژ و جلوگیری از گرم شدن باتری، عمر و قدرت اون رو حفظ کنه. حدس میزنم اپلکیشن جالبی باشه.
- یک بازی آزاد هم داریم از Ssisakhti@ به اسم چیکیجا. میگن این بازی قبل از آفتابه ساخته شده اما بعد از اون ریلیز شده و شاهدش هم کسب جایزه امیرکبیر ۹۲ هست. تو کافه بازار در دسته بازیهای برتر به انتخاب کافهباراز هست. با کمی تغییر مختصر گذاشتمش تو گیتهاب.
- چه بامزه. من همیشه فکر می کردم این برنامه باید باشه (: ظاهرا هست! حسابیار با دیدن اسمسهای بانکها، خرجهای شما رو نگهداری میکنه.
- در صورتی که علاقمند به ارتباط با کارفرماها یا نیروهای کار هستین یا دنبال یک شرکت بخصوص یا حتی کوفاندر و غیره میگردین، یاراکار داره تلاش میکنه شما رو به هم وصل کنه (: باز کردن پروفایل توش ممکنه کمک خوبی به کسی باشه که توش سعی می کنه شما رو پیدا کنن و همچنین به شمایی که سعی می کنین اخبار شرکتی رو دنبال کنین.
- پازلی هم روشی جالبه برای ساختن اپلیکیشنهای اندرویدی به شکل آنلاین! ماجولهاتون رو انتخاب و تنظیم کنین و اونها رو با منوها و متن ها و فیدها و اکانت ها کنار هم بچینین و خروجی اپلیکیشن اندرویدی رو دانلود کنین! پازلی هیجان انگیزه.
کانالهای تلگرام
- کیوان هم یک کانال تلگرام راه انداخته به نام @irtechevents رای اطلاع رسانی در مورد رویدادهای آی تی که بتونیم بیشتر همو ببینیم و برنامه ها رو از دست ندیم.
- گروه دیگه ای از دوستان هم به تازگی کانالی رو در تلگرام راه انداختن و پادکست های صوتی فارسی رو از وبسایت های منتشر کننده در کانال با ذکر منبع و دست اندرکاران پادکست بازنشر میکنن. روش خوبی است که دسترسی به پادکستهای فارسی رو بالا ببره. پادکچر رو تلگرام رو ببینین.
- احسان هم یک کانال تلگرامی داره که تصویر نجومی روز ناسا رو با شما به اشتراک میذاره. همچنین یک کانال دیگه که اخبار فوری سی ان ان توش ارسال میشن، برای کسانی که توییتر ندارن اما دوست دارن اخبار مهم ر فوری دریافت کنن مفیده.
- حامد و چند تا از دوستاش هم کانال توسعه اندروید تلگرام راه انداختن که توش تکنیکهای جالب، کتابخونهها و آموزشهای اندروید میذارم از منابع انگلیسیزبان.
اوه! جادی دات نت هم یک کانال تلگرام غیر رسمی داره که مطالب و پادکست ها و غیره اونجا کپی می شن: https://telegram.me/jadinet
رویدادها
- استارتاپ ویکند گرگان هم آخر این هفته برگزار می شه. یعنی 27 الی 29 آبان ماه. احتمالا برای ثبت نام دیره، شایدم نباشه؛ حتما تو سایتشون معلوم می شه
بازارکار
- یک طراح وب حرفه ای تماموقت که حداقل 3 سال سابقه کار مرتبط داشته باشد و مهارت خوبی در html، css و javascript داشته باشه، داشتن خلاقیت و روحیه کارتیمی برایمان مهم است. کسانی که این شرایط را دارند رزومه و نمونه کارهایشان را به ایمیل cv@irnux.ir ارسال کنند.
اگر شما هم دوست دارین پروژه، کار، فرصت شغلی یا هر چیز معقول دیگهایتون توی دوشنبه آخر ماه بعد در جادی.نت معرفی بشه، به jadijadi روی جیمیل خبر بدین.
معرفی چند لینوکس کمتر دیده شده برای اوقات فراغت و تفریح و یادگیری شما
سینا میگه:
استاد سیستم عامل یکی از دوستان من پروژه ای داده بهشون و ازشون خواسته که یک سیستم عامل معرفی کنن و در موردش توضیح بدن.
من بهش توزیع های لینوکس پیشنهاد کردم و استادشون گفته نباید توزیع معروفی باشه.خواستم از شما راهنمایی بگیرم که به نظر شما چه توزیع لینوکس برای پروژش انتخاب کنه که هم داکیومنت و اموزی براش باشه و هم اینکه خیلی معروف نباشه.
سوال جالبیه! من قبلا توی مطلب هر توزیع گنو/لینوکس در یک خط حدود ۳۱ توزیع رو سریع توضیح داده بودم. اون شاید مفید باشه. ولی خب لیست زیر هم جالبه.
- سنت او اس. این مطمئنا خوبه بالای لیست باشه. درسته که خیلی خیلی مشهوره ولی معمولا دانشجوهایی که روی کامپیوترشون لینوکس تستی نصب میکنن. سراغ این نمی رن در حالی که در دنیای واقعی خیلی خوبه ازش شناخت خوبی داشته باشیم. البته شاید استادتون هم اسمش رو زیاد شنیده باشه و مدعی بشه که یک توزیع مشهور است و قبول نکنه که «درسته که مشهوره، ولی در عمل افراد زیادی باهاش کار نکردن».
- آرچ لینوکس. یک توزیع که توش مجبورین از پایه سیستم خودتون رو بسازین. البته نه از پایه پایه ولی خب در حد معقولی لازمه با اجزای یک لینوکس آشنا باشین تا بتونین آرچ رو در محیط گرافیکی بالا بیارین. مراحل انجام اینکار به شما چیزهای زیادی یاد می ده ولی خب شاید اسم مشهور آرچ، این گزینه رو برای استاد کمی لوس کنه. اگر من استاد بودم به نظرم این یکی از بهترین گزینه ها بود برای اینکه یک نفر نصبش کنه و بفهمه یک توزیع لینوکس در واقع چیه. اگر احساس ماجراجویی دارین و آماده تلاش و پهنای باندتون هم خیلی جمهوری اسلامیایی نیست، می تونین سراغ لینوکس فرام اسکرچ هم برین که چند برابر پایهای تر از آرچ و چند برابر سختتر از آرچ است.
- پاپی لینوکس. این لینوکس خیلی سبک و خیلی ساده واقعا یک معجزه است. حجمش فوق العاده پایینه و با نشستن توی حافظه میتونه سرعت عجیبی به هر کامپیوتری بده. استفاده ازش به شما یاد میده چطوری میتونین با فقط صد و هفتاد مگ، یک سیستم عامل کامل داشته باشین.
- جنتو. لینوکسی است که همه چیز رو برای شما کمپایل میکنه. بر خلاف لینوکس فرام اسکرچ که بهش اشاره شده، در اینجا شما درگیر کمپایل نیستین ولی خود مدیر بسته سورس برنامهها رو دانلود و کمپایل میکنه و به اینکار به حداکثر کارایی هر برنامه اجرایی روی سخت افزار خاص شما میرسه. نصب جنتو شاید یکی دو روز طول بکشه و خیلی چیزها هم به شما یاد بده.
- تیلز. لینوکسی مبتنی بر دبیان که شدیدا برای امنیت و مخفی موندن در اینترنت تنظیم شده. مقایسه تنظیمات و ابزارهای این لینوکس با لینوکس مادرش میتونه چیزهای زیادی به بررسی کننده یاد بده.
- وات او اس. تفاوت وات او اس با مادرش اوبونتو خیلی کمه اما هدفش باعث می شه بررسی این لینوکس برای یک آدم مشتاق جالب باشه. این لینوکس تلاش میکنه مصرف برق یک کامپیوتر رو به حداقل رسونه و در نتیجه دیدن اینکه پروسه ها و انتخابهای برنامههاش چه تفاوتی با اوبونتوی استاندارد دارن، بسیار جالبه.
- ساینتیفیک لینوکس. این لینوکس هم مانند لینوکس سنت او اس، یک لینوکس مبتنی بر ردهت است. ارزش جالب این لینوکس به اینه که توی سازمان تحقیقات اتمی اروپا یا همون CERN درست شده تا به شکلی واحد روی کامپیوترهای اون سازمان کار کنه. مطمئنا تفاوتهای این لینوکس با نمونههای دیگه خیلی زیاد نیست ولی در عوض دارین رو چیزی بررسی مینویسین که آزمایشگاههای فِرمی هم از اون استفاده میکنن.
- کور او اس. گزینهای مناسب برای سرورهای مدرن با قابلیتهایی که بر اساس نیازهای روز انتخاب شدن؛ مثلا داکر. دونستن کور او اس ثابت میکنه شما درک می کنین در دنیای سرورهای مدرن امروزی چی میگذره.
- فری بی اس دی. بله! این یک لینوکس نیست و یک بی اس دی است. یکی از پایدارترین سیستم عاملهای دنیا که سیستم عامل مک هم از هستهاش استفاده میکنه. مطمئنا اگر قراره چیزی متفاوت رو تجربه کنین، بی اس دیها یکی از بهترین گزینهها هستن. در صورتی که قراره نگاهی دسکتاپتر به بی اس دی داشته باشین، پی سی بی اس دی هم گزینه خوبیه.
قدم ششم چالش کتابخوانی ۱۳۹۴: ارباب حلقهها
در قدم ششم قرار بود کتابی بخونم که قبلا فیلمش رو دیدهام و انتخابم تقریبا از لحظه شروع چالش کتاب ۹۴ مشخص بود: ارباب حلقهها.
دلیل این انتخاب به طور خاص یک صحنه از فیلم بود. جایی که گاندالف با بارلاگز در حال مبارزه است که در نهایت منجر به پرتاب شدن هر دوشون به پرتگاه سقوط میکنن. برام جالب بود که نویسنده چنین صحنه فوق العاده در فیلم رو چطوری می تونه با کلمات توضیح بده. مثلا بنویسه «و همانطور که بارلاگز در حال پایین افتادن بود، شلاق آتشینش را به سمت گاندالف پرتاب کرد. نوک شلاق به پای گاندالف پیچید و جادوگر را هم به همراه هیولا به اعماق دره کشید»؟! این بود که همیشه دوست داشتم این کتاب رو بخونم.
توی قدم ششم چالش کتابخوانی به سراغ کتابهای ارباب حلقهها از جی.آر.آر.تالکین رفتم و حسابی هم لذت بردم. مثل اکثریت قریب به اتفاق موارد دیگه، کتابها بسیار بهتر از فیلم بودن و خواننده رو در دنیایی از شجاعت، شهامت، دوستی و امید غرق میکردن. سبک نوشتن بسیار خاص و انگلیسی استفاده شده [برای سطح سواد من] نسبتا سخت بود اما این باعث نمیشد از خوندن کتاب لذت نبرین. توصیفهای مفصل و دقیق آدم رو یاد رمان های کلاسیک میندازن و تازه میفهمین چرا این کتاب برای بعضی ها حکم انجیل ادبیات فانتزی رو داره. انگلیسی سخت کتاب باعث شد من فقط به خوندن جلد اول یعنی یک سوم داستان اصلی راضی بشم و به جای دو جلد بعد یکبار دیگه فیلمها رو نگاه کنم ولی تجربه خوندن ارباب حلقهها به انگلیسی تجربه بسیار خوبی بود.
