بایگانی ماهیانه: اکتبر 2010

مشت رو به کی بزنیم؟

نکته: همونطور که حسام تو کامنت اول یادآوری کرده، متاسفانه منبع اصلی رو ندارم. ایمیلی گرفتم و روش هم امضا نیست. اگر کسی داشت خوشحال می شم (:

آپدیت: بر اساس کامنت ایلیا و فرزانه، به نظر می رسه اصل کار از www.smbc-comics.com باشه.

گونه جدیدی از «میمون دماغ پهن» کشف شد، کشته شد و خورده شد

تنها نمونه میمون دماغ پهنی که اخیرا در میانمار (برمه) مشاهده و به عنوان یک گونه جدید ثبت شد، همزمان با مشاهده توسط شکارچیان محلی کشته و کمی بعد، خورده شد.

گفته می‌شود دماغ این میمون آنقدر پخ است که در صورت بارش باران، آب به داخل آن رفته و حیوان دائما عطسه می‌کند؛ اما این در مقایسه با مشکلات دیگر، دردسر کوچکی است.

گرایش محلی به منابع غذایی و بخصوص گوشت میمون به همراه تخریب محیط زیست توسط شرکت‌های چوب‌بری چینی – که نتیجه‌ سریعش کم شدن پناهگاه‌های این حیوان‌ها و شکار سریعتر آن‌ها است – تهدید اصلی این گونه است. عکس بالا لحظاتی پیش از کشته و خورده شدن میمون، توسط عکاس نشنال جئوگرافیک گرفته شده.

منبع: اخبار نشنال جغرافیک

مرتبط: کشف گونه جدیدی از میمون که دائم عطسه می‌کند (بی بی سی فارسی)

بهتر می‌شه

گرایش‌های جنسی متفاوت هستن و به نظرم جزو معدود چیزهایی که وقتی عضو یکیشون هستی، می‌دونی که تا آخر دنیا در اقلیت خواهی بود. اقلیت بودن سخته، حتی در کشورهایی که حقوق اقلیت‌ها محترمه. اما چیزی که مهمه اینه که جامعه یادبگیره که آدم‌ها با هم فرق دارن و تاوقتی حقوق بقیه رو ضایع نمی‌کنن، حق دارن رو اذیت نمی‌کنن، حق دارن جوری باشن که می‌خوان. یک پروژه بامزه داره به اینکار کمک می‌کنه «It Get Better».

توی این پروژه، آدم‌های بزرگ برای جوونترها تعریف می‌کنن که اقلیت جنسی هستن. از گی‌ها تا تغییر جنسیت داده‌ها (ترنس‌ها) و غیره و غیره. بحث اینه که شما وقتی جوون هستین و گی، ممکنه بقیه اگر بدونن شما رو اذیت کنن یا مسخره. یا ممکنه احساس کنین که وقتی بزرگ بشین حتما ایدز می‌گیرین و تنها می‌مونین و از جامعه طرد می‌شین. توی این پروژه، افراد بالغی که آشکارا جزو اقلیت‌های جنسی هستن در ویدوئوهای مختلف ماجراهاشون رو تعریف می‌کنن. طبق آماری که این سایت می‌ده:

  • از هر ۱۰ نفر دانش‌آموز گی، لزبین، ترنس یا بای‌سکشوال (دوجنسگرا)، ۹ نفرشون توی مدرسه توسط بقیه آزار دیدن
  • این دانش‌آموزان، دو تا سه برابر بقیه دانشجویان مورد زورگویی قرار گرفتن
  • تقریبا یک سوم این افراد، حداقل یکبار برای خودکشی تلاش کردن
  • اگر جوونی جزو گروه LGBT (گی، لزبین، دوجسنگرا و ترنس) باشه و خانواده‌اش بهش سخت بگیرن، ۸ برابر احتمال بیشتری برای خودکشی داره تا کسی که خانواده قبولش می‌کنه

حالا در این فیلم‌های کوتاه، افراد بالغ به جوونترها می‌گن که‌ «بهتر می‌شه» و نباید فقط به ناراحتی‌ها فکر کرد. مثلا توی این ویدئو،
کارمندان گوگل که آشکارا جزو اقلیت‌های جنسی هستن به بچه‌ها می‌گن که اونها هم مشکل داشتن ولی حالا همه چیز بهتر شده یا اینجا می‌تونین پیام اوباما برای این پروژه و اقلیت‌های جنسی‌ای که مورد آزار قرار می‌گیرن رو ببینین.

با کله به سمت سرمایه‌داری ناقص

آقا ما هی سعی می‌کنیم توضیح بدیم این کشور عزیز داره با مغز شیرجه می زنه توی یک سرمایه داری ناقص، یکسری می‌گن «ا ا ا ! نگو…. خود احمدی نژاد گفته عدالت محوره.» ما می‌گیم «بابا! حذف یارانه‌ها که عدالت محوری نیست.» طرف می‌گه « ا ا ا ! نگو… عدالت اقتصادی باید توی ایران به وجود بیاد.» ما می‌گیم «چرا چرند می‌گی؟ خب اینها نیروی کار رو اخراج می‌کنن بهش می‌گن تعدیل…. اسم که نشد حرف. خصوصی کردن بیمارستان ها، ناتوان کردن فقرا است از دسترسی به خدمات بهداشتی.» و باز طرف می گه « ا ا ا ! جون من نگو. اینها هدفشون خدمت به اقشار پایین است.» و بهش که می‌گم « دکتر! استاد! عزیز دل! کدوم خدمت به اقشار پایین؟ الان همه چیز رو دارن مال خصوصی‌هاشون می‌کنن و اینها چیزهایی است که تا دیروز مال تو بود و یکهو فروخته شده به فلان و فلان.. » و طرف عربده می‌کشه «رقابت قیمت‌ها رو پایین می‌یاره» و می‌خوام عربده بکشم که «کدوم رقابت آخه؟ اون سرمایه‌داری خبیث مرده شور آمریکا توش رقابت داره درست. ولی اینا نه سوسیالیسمشون سوسیالیسم بود نه سرمایه‌داریشون سرمایه‌داریه.» که دیگه هیچچی نمی‌گم چون این یکی خبر لالم می‌کنه:

تنها افراد متمکن و متخصص می توانند نهاد مردمی تشکیل دهند. علیرضا افشار، معاون اجتماعی و فرهنگی وزارت کشور می گوید که از این به بعد تنها افرادی می توانند سازمانهای غیر دولتی را تشکیل دهند که تمکن مالی و یا تخصص در حوزه فعالیت همان ( ان جی او) را داشته باشند.

اینها خجالت نمی‌کشن؟ سازمان‌های غیردولتی رو که قلع و قمع کردن و همه رو فرستادن زندان یا خارج. سازمان‌های دولتی خودشون رو جای سازمان‌های مستقل جا زدن تا هم سفر برن و هم در هر جای دنیا بگن که «ما سازمان دولتی ایران هستیم و خیلی هم وضعمون خوبه» و حالا… جدی راست راست می‌گن اگر کسی پول نداشته باشه حق نداره سازمان غیردولتی تشکیل بده؟!! فقط پولدارها می‌تونن سازمان دولتی تشکیل بدن سردار؟ خب من چی بگم دیگه… حداقل بذارین برای سردار توضیح یک خطی بدم که سازمان‌های غیر دولتی برای پیگیری امور مردم درست می شن و مستقل از دولت کار می‌کنن. کلا در غرب کارشون جلوگیری از بروز تنش شدید توی جامعه و کانالیزه کردن خواسته‌ها و حتی بر عهده گرفتن بخشی از وظایف دولت است. برادر من! این سازمان اونجا یک کاربردهایی داره که کشفش کردن. مال پولدارها نیست که باهاش خوش بگذرونن.

سایت هایی برای شروع

یکی از دوستان بسیار عزیز، از من خواسته بود یک مجموعه سایت خوب فارسی برای مادرش معرفی کنم. بامزه اینه که مادرش هم جزو دوستای خوب من حساب می شه (:

بدون شک کار سختی است. کی می تونه یکسری سایت خوب به یکی دیگه معرفی کنه؟ همونطور هم که سولوژن گفت، فاکتورهایی مثل زن بودن و مادر دوستم بودن و اینها چیزی به اطلاعات ما اضافه نمی‌کنن. خب.. یک کاری که کردم این بود که از دوستام پرسیدم. توی فرفر و فیسبوک و البته جاهایی که خودم دوست داشتم. نتایج این پست شد که شاید بعدا آپدیت بشه. البته نکته مهم این وسط اینه که کلا اینترنت ایران رو باید با ضد فیلتر چرخید (:

ابزارهای عمومی

  • ویکی پدیای فارسی. که یک دانشنامه عظیم است. پر از اطلاعات مفید. صفحه اولش مثل صفحه اول یک سایت است و بیش از صد هزار صفحه‌اش، توضیحات دانشنامه‌ای در مورد چیزهای مختلف. در هر حوزه‌ای. کافیه در سرچ بالا سمت چپ، کلمه‌ای که می‌خواهید را تایپ کنید یا با کلیک کردن، اینطرف و‌آنطرف بروید.
  • یوتیوب . یک مجموعه عظیم فیلم‌های زیر ده دقیقه. از کسی که برای خودش خبر می‌گه تا کسی که راهنمای پختن املت رو منتشر می‌کنه تا مونولوگ عالی بهمن مفید در فیلم قیصر. تقریبا هر تصویری که تصور کنید، اینجا قابل پیدا کردنه. اگر نیست، خودتون اضافه کنید.
  • و صد البته گوگل! گوگل اصلی ترین موتور جستجو در اینترنت است. یک کلمه یا عبارت بهش بدین و هزاران سایت بهتون معرفی می‌کنه که در اون مورد هستن. مثلا این جستجوی گوگل است به دنبال شیوه نگداری گل
  • و البته به نویس – تا اگر هنوز نوشتن فارسی براتون سخته، توش پینگلیش (فارسی با حروف انگلیسی) بنویسید و فارسی واقعی تحویل بگیرید.
  • دیکشنری فارسی. خدا رو چه دیدین؟ یکهو دیدین به درد خورد: دیکشنری فارسی به انگلیسی

کارهای خانه

این رو اینجا نذاشتم چون خانم هستید یا چون مادر. گذاشتم چون هر روز با اینها درگیریم.

  • سایت چنچنه با اسم عجیبش یک سایت آشپزی است
  • همینطور سایت آشپزی آنلاین که اونهم مجموعه بزرگی است از اطلاعات مربوط به آشپزی
  • نی‌نی سایت هم حتی اگر موضوعیت نداشته باشه، دیدنش بامزه است (: یک سایت در مورد شروع بارداری تا بچه‌های پیش‌دبیستانی. جالبیش اینه که این سایت با فروم‌ها (اتاق‌های گفتگو) و مقالات، بسیار فعاله

طنز

  • چنین عروس و چنین خواهر شوهر. فرض کنید یک عروس دارید و یک خواهرشوهر که از همدیگه ایراد می‌گیرن. یکی در میون!
  • اشعار طنز ارمغان. یکی از دوستان پیشنهاد داده. شاید فتح بابی باشه برای سایت‌های شعر دیگه. کلا شعر و شاعری در اینترنت و وبلاگ‌های فارسی واقعا فعاله.
  • مملکته داریم؟ یک وبلاگ مینیمال (با پست‌های کوتاه). چیزهایی که با مملکته داریم؟ تموم می‌شن. مثلا «هر بلای طبیعی که سر خارجی‌ها بیاد عذاب الهیه، ولی هر بلای طبیعی که سر ایرانی‌ها بیاد امتحان الهی! مملکته داریم؟»

ادبیات

جدا کردنش از طنز سخته ولی بخش بزرگی در وبلاگستان فارسی است.

  • سایت اثر که ادبیات مدرن است. یک مجله ادبی.
  • سایت گنجور که مجموعه اشعار کلاسیک ایران است. مثل یک کتابخونه برزگ با آثار شاعران قدیم
  • مجله ادبی ۳پنج. یک مجله ادبی جذاب. با کارهایی از جوان‌های و مشاهیر (:

شبکه‌های اجتماعی

مد روز. سایت‌هایی که محتواش توسط کاربرها درست می شه. توش آدم‌ها با هم دوست می‌شن. لینک هاشون رو به اشتراک می ذارن و … یک نکته جذابشون اینه که اکثرشون رو می شه با تغییر زبان، فارسی هم کرد.

  • فیسبوک. مشهورترین شبکه اجتماعی این روزها برای پیدا کردن دوستان قدیمی، دیدن عکسهایشان. فعالیت‌هاشون و غیره و غیره. تقریبا جایی که اگر نباشین، ممکنه بخش بزرگی از خزه (مخفف مودبانه و غیرجنسیتی خاله زنک) رو از دست بدین
  • فریندفید. توش دوستانتون رو اد می کنید و باهاشون بحث می کنید و چیزهایی که می فرستن رو می بینین و جواب می دین یا رد می شین. بدک نیست.

های کالچر

هها چی باید می‌گفتم برای عنوان؟

اخبار

اینترنت در حال حاضر اصلی‌ترین محل کسب خبر خیلی خیلی از آدم‌ها است. من سه نمونه ملایم می‌یارم و خودتون برین جلو. اخبار چیزی است که هر کس بهتره منبع خودش رو انتخاب کنه و نگاهی هم به منابع دیگه داشته باشه:

  • آفتاب. یک سایت برای شروع (:
  • بالاترین. یک سایت که اخبارش رو مردم می فرستن. در واقع بخشی از کاربران اینترنت چیزهایی که به نظرشون مهم می یاد رو اینجا پست می کنن و وقتی بقیه هم توافق می کنن که مهمه، در صفحه اول به نمایش در می یاد. معتاد کننده.
  • روزنامه شرق. بدون شرح
  • تغییر برای برابری سایت مربوط به کمپین یک میلیون امضا برای حقوق برابر زن و مرد در ایران
  • بی بی سی فارسی بی بی سی هر چی هم که پشت سرش بگن، یکی از بهترین منابع کسب خبر است. این هم سایت فارسی‌اش.

شیوه زندگی

هنر و سرگرمی

این دو تا رو چرا با هم قاطی کردم؟ خودم هم نمی دونم ولی شد دیگه.

  • گلها. به یاد همون گل‌های قدیم (: رادیوی موسیقی.
  • وان.ایکس انگلیسی است ولی نیازی به متن ندارین توش (: یک مجموعه از عکس‌های عالی

وبلاگ‌ها

تکنولوژی

  • نارنجی د رمورد گجت‌ها… به یاد کارآگاه گجت
  • . یک پزشک اخبار تکنولوژی که یک پزشک می‌نویسه (:

این رو هم دقت کنید که توی این فهرست ترتیب معنی نداره. در عین حال فقط مجموعه ای از نظرات دوستانی که جواب دادن و سایت‌هایی که در اون لحظه توی ذهن من بودن (: احتمالا اگر کامنت‌ها رو دو سه روز بعد ببینین، آدم‌های بیشتری سایت‌های بیشتری رو معرفی کردن. راستی! بچه‌ها اگر کسی خواست توی کامنت‌ها سایتی رو معرفی کنه، یک توضیح کوچیک هم در موردش بنویسه‌ (:

پاپ: تکنولوژی جدید باعث سردرگمی بین تخیل و واقعیت می‌شود

پاپ بندیکت شانزدهم روز پنجشنبه گفته که که تاکید زیاد رسانه‌ها بر تصاویر و همراه شدن آن با توسعه نامحدود تکنولوژی‌های جدید این خطر را به وجود آورده که آدم‌ها بین زندگی واقعی و دنیاهای مجازی سردرگم شوند.

تکنولوژی‌های جدید و پیشرفتی که آن‌ها به وجود آورده‌اند باعث شده نتوانیم بین حقیقت و توهم فرق بگذاریم و این می‌تواند باعث سردرگمی بین زندگی واقعی و دنیای مجازی شود. تصاویر هم می‌توانند از واقعیت مستقل شوند و این می‌تواند دنیاهای مجازی‌ای را متولد کند که علاوه بر چیزهای دیگر، باعث بی‌تفاوتی مردم به زندگی واقعی خواهد شد.

پاپ تذکر داد که استفاده از تکنولوژی‌های جدید باید زنگ خطری را به صدا در آورده باشد. بامزه است که این سخنرانی در کنفرانس رسانه‌های کاتولیک ارائه شده که توسط شورای وابسته به پاپ برای ارتباطات اجتماعی سازمان یافته بود (: و نشون می‌ده که روحانی‌های مسیحی هم واقعا نگران افزایش نفوذ رسانه‌ها و توان اونها در شکل دادن به دنیا هستن (:

منبع: مونترال گزت

خبرهایی که نمی‌شنویم: سرکوب شیعیان در بحرین

این یکی دیگه از خبرهایی است که نمی‌شنویم چون فعلا عدم دشمنی با دولت بحرین مهمتر است از شیعیانش، درست مثل کشور دوست و همسایه چین که توش اصولا سرکوب شیعیان از نظر کشور ما اهمیت خاصی نداره. دردناکه ولی واقعا بحرین هم مشغول سرکوب شدید تمام حرکت‌های شیعه و تمام شیعیان فعال است و حتی صدای دولت آمریکا که در حال بستن هزار جور قرارداد نظامی با بحرین است رو هم درآورده.

عکس، یک زن بحرینی رو نشون می‌ده که جلوی دیواری راه می ره که یک انسان شجاع، عکس فعالان شیعه که الان توی زندان هستن رو روش چسبونده. در حال حاضر بحرین اعلام کرده که ۲۳ شیعه‌ای که چند وقت قبل دستگیر کرده بود تروریست هستن و دنبال سرنگونی حکومت بودن. ژنرال عبدالرحمان السید اعلام کرده که این ۲۳ نفر، جزو صدها شیعه‌ای هستند که طی ماه‌های قبل توسط دولت سنی دستگیر و روانه زندان شدن و حالا هم علاوه بر جرم بالا، متهم هستن به نشر اکاذیب و عضویت در گروه‌های غیرقانونی. شاید هم دلیل نشنیدن این خبرها، اینه که تلویزیون نمی خواد بگه «نشر اکاذیب، عضویت در گروه‌های غیرقانونی، تلاش برای سرنگونی و … اتهامات واهی هستن.»

السید اضافه کرده که دادگاه این آدم‌ها در ۲۸ اکتبر برگزار خواهد شد و احتمال داره که در صورت «ثابت شدن» اتهامات، اونها به حبس ابد محکوم بشن. در حال حاضر شیعه‌ها اکثریت بحرین رو تشکیل می‌دن اما بعضی حاکمان سنی آمارهایی ارائه کردن که تا سال ۲۰۵۰، این اکثریت به اقلیت تبدیل خواهد شد.

منبع: گاردین

گشتی در به اصطلاح نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال

می‌خواستم دوست خوبی رو ببینم و زنگ که زدم گفت در غرفه‌اش در نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال است. اسم این رو شنیده بودم ولی فکر می‌کردم یک نمایشگاه تخصصی است درباره رسانه‌های دیجیتال. متعجب بودم که این دوستم چرا اونجا غرفه داره ولی فرصت رو غنیمت دیدم و گفتم برای دیدنش می‌رم. گفت محلش مسجد / ایستگاه مترو / نمازخونه / آرامگاهی است که وسط شهر ساختن و بهش می‌گن مصلی و تنها کاری که توش نمی‌شه، نماز خوندن دسته جمعی است (:

ورودی عجیب بود.

یک سری میله که مسیر خیلی نازکی رو بینشون باز گذاشته بودن و اگر یک کم قدت بلند بود یا عرضت زیاد، باید کج و کول می‌شدی و داخل می‌شدی.

و البته داخل هم که مسجد (: راستش من از بچگی احساس می‌کنم توی مسجد باید مودب بود و بی سر و صدا و وقتی هم قرآن پخش می‌شه باید گوش کرد و حرف نزد. اما ظاهرا این‌ها حرف اون زمان‌ها است و الان مسجد … بگذریم (:

تو که رفتم اولین چیز که توی ذوق زد، همون جریان مسجد بود. بوی عرق و هوای فوق العاده سنگین و گرفته. از پله‌ها بالا رفتم چون یکسری پرچم کانادا و اینها بهش جو «خارجی» داده بود و گفتم شاید رسانه‌های دیجیتال جهان هم شرکت کردن توی جریان. اما اشتباه می‌کردم…

کل مسجد (نمازخانه؟) دو طبقه است. طبقه بالا کارهای هنری عرضه شده بودن. راستش من زیاد دوام نیاوردم. سری به غرفه حجاب و عفاف زدم ولی چهار پنج تا بچه دبیرستانی که جلوی من بودن اونقدر حرف رکیک زدن در مورد پوسترها که اصولا حتی روم نشد مسیر رو ادامه بدم و اومدم بیرون. بعدش هم کاریکاتورها بودن.

اکثرا در فاز اینکه فضای سایبر چقدر فاسده و چقدر زشته و چقدر کثیفه و چقدر خطرناکه و … یکسری هم غرفه بسیج و سپاه و همین رده‌ها و البته تا حد زیادی خالی. ظاهرا جمعیت اصلی در طبقه پایین بود:

و البته از پله‌ها که پایین رفتم شوک شدم:

این چیه؟ FreeGate؟ FreeGateway؟ سرچ که کردم ظاهرا همون آنتی فیلتر است (: این رو در ابعاد نیمه هیولا زده بودن یک جایی. فکر کنم طرف اینترنت رو سرچ کرده و هر چی کاریکاتور پیدا می‌کرده بدون فهمیدن چاپ می‌کرده برای نمایشگاه (: البته شاید هم معنی دیگه‌ای داره (مثلا پروژه نوشتن یک سافت سوییچ آزاد؟) که من نمی‌دونم. به هرحال من که شوک شدم (:

طبقه همکف، محل فروش سی دی بود. بازهم حجم زیادی نرم افزار مشهور به اسلامی (اکثرهم تصاویر و صداهای یک روحانی و اینجور چیزها) که مشتری کمی داشتن و یک عالمه هم غرفه سی دی های دیگه و البته شلوغ‌ترین بخش، چیزهایی مثل گیم‌نت:

که البته توش دنبال دختر نگردین چون گیم‌نت دخترها یک جای دیگه بود که دورش چادر کشیده بودن و ورود آقایان اکیدا ممنوع بود.

اینهم یک عکس از غرفه بازی Wii که ما هم یک دونه‌اش رو توی خونه داریم و کنسول محبوبمونه.

تقریبا تنها چیزی که توجه من رو جلب کرد (و تنها غرفه‌ای که به جز غرفه دوستم توش داخل شدم) غرفه بازی آسمان دژ بود از شرکت توسعه شبیه‌ساز

این چیزی است که من دوست دارم (: یک بازی دسته جمعی آنلاین (MMO) و خوشحالم که یک نمونه ایرانی داره. منتظرم سفر بعدی برسم یک جایی با اینترنت که بازی رو شروع کنم.

به عنوان نکته آخر هم بگم که به غرفه دوستم که رسیدم، دیدم یک سری ازش چیز می‌خرن با کارت. ظاهرا کارت رو می‌شد با دادن کارت ملی گرفت و مثلا ده تومنی که توش هست رو خرج کرد. تاسف برانگیز بود که صد در صد نرم‌افزارهایی که اکثریت دوست نداشتن بخرن رو می‌شد با این کارت‌ها داد. یعنی اگر کارت داشتید مثلا سی دی سخنرانی‌های آیت الله فلان رو می‌تونستین مجانی بگیرین و شرکت تولید کننده هم همه پولش رو از کارتی که شما مجانی از دولت گرفته بودین می‌گرفت. در مقابل نرم‌افزارهای کاربردی و بازی‌های ایرانی رو نمی‌شد صد در صد با این کارت خرید. معنی؟ مالیاتی که بنده می‌دم می‌ره توی جیب شرکت‌های خصوصی که لینک‌های مناسب دارن و اونهایی که چیزی تولید می‌کنن که اکثریت مردم حاضر نیستن بالاش پول بدن. متاسفانه شروع تاسف بار بود و آخرش هم تاسف بار. وسطش یک چیزهای خوبی بود که تکرار می‌کنم که شاد باشیم: Wii، خنده بازار پوسترها و آسمان دژ و یکسری از بازی‌های ایرانی.

راستی.. برای دیدن یک گزارش شادتر می‌تونید سری بزنید به گزارش عالی کافه نادری از نمایشگاه رسانه‌های دیجیتال با عنوان: فمنیسم سیخونک به بسیجی و کمی هم رسانه