تا اونجا شنیدیم که دیوید حین تلاش برای دستیابی به بازیهای جدید منتشر نشده یک شرکت نرمافزاری، به سیستم دفاع هستهای آمریکا نفوذ میکنه و کامپیوترهای دارای هوش مصنوعی اون رو وارد یک بازی نمایشی از جنگ سوم میکنه. آمریکا که این جنگ رو باور کرده، وارد وضعیت دفاعی میشه و دیوید رو هم دستگیر میکنه. حالا دیوید در مرکز دفاع هستهای زندانی است و ماموران میخوان اون رو به عنوان جاسوس شوروی به اف بی آی منتقل کنن. فالکن، دانشمندی است که این سیستم رو طراحی کرده ولی متاسفانه سالها قبل مرده.
در سری مطالب مربوط به مک بوک نوشتهام که چقدر این سیستم عامل / سخت افزار عالی است و چقدر دوستش دارم. ولی طرفدار پر و پاقرص خریده شدن این سیستمعامل/سختافزار توسط همه نیستم. دلایلم هم خیلی ساده هستند و مهمترین اونها اینکه کامپیوتر یک وسیله است و وسیله باید متناسب با هدف انتخاب شود. یک تراکتور شاید ماشین خیلی قویای باشد ولی مسخره است اگر سعی کنید به هر کسی که یک ماشین قوی می خواهد، تراکتور بفروشید (:
در این نوشته میخواهم مهمترین دلایلی که ممکن است یک نفر مک نخرد را بنویسم تا دوستانی مثل مریم، بتوانند تصمیم بگیرند که مک بخرند یا نه!
اگر اهل بازی هستید، مک نخرید. مک هم بازی دارد. درست همانطور که لینوکس هم بازیهای حرفهای و جذاب دارد ولی کماکان ویندوز مطرحترین گزینه برای کسانی است که دنبال بازیهای کامپیوتری با کامپیوتر روی میزشان هستند. خریدن مک به این معنی نیست که نمیتوانید بازی کنید ولی به این معنی است که نمیتوانید دقیقا همان بازیهایی که بقیه میکنند را از آنها بگیرید و بکنید (:
اگر کارتان رد و بدل فایلهای فارسی است، مک نخرید اگر مهمترین کارتان با کامپیوتر رد و بدل کردن فایلهای فارسی تحت برنامه آفیس مایکروسافت است مک نخرید چون نقض قرض نقض غرض است.
اگر با نرمافزار خاصی کار میکنید که فقط تحت ویندوز کار میکند، مک نخرید مثلا اگر با visio نمودار میکشید (و ویزیو تحت مک اجرا نمیشود) منطقی است که مک نخرید.
اگر میخواهید از هر کسی کمک بگیرید، مک نخرید درست مثل اینکه بگوییم اگر میخواهید در شهرستانها مسافرکشی کنید، بنز نخرید (: اگر مک بخرید هر مکانیکی نمیتواند مشکلات شما را حل کند.
اگر میخواهید پول کمی بدهید، نمیتوانید مک بخرید. مک بر خلاف گذشته گران نیست ولی مساله این است که تنوع قیمت ندارد. شاید بتواید با ۶۰۰ تومن هم یک لپ تاپ پی سی پیدا کنید ولی مک قیمت مشخصی دارد و خیلی بالا و پایین نمیشود.
اگر میخواهید کارهایی را بکنید که قبلا میکردید، مک نخرید مک یک کامپیوتر/سیستمعامل جدید است و هر چیز جدید نیاز به کمی یاد گرفتن دارد. برای من دو روز طول کشید تا با کامپیوتر به شکل معمول کار کنم. برای شما شاید پنج ساعت طول بکشد ولی به هرحال برای عادت کردن به این صندلی جدید، کمی وقت لازم است.
و اینهم مهمترین توصیه:
اگر نمیدانید چرا دارید مک میخرید، مک نخرید. بر اساس مد، بر اساس اینکه فلانی خریده، بر اساس اینکه میگویند بهمان و … ابزارتان را تغییر ندهید (: بدانید چرا دارید اینکار را میکنید و اصولا نیازی به هیچ راهنمایی در این باره که اینکار را بکنید یا نه، نخواهید داشت…
مشکلی که جا افتاد
ولی دوستان در کامنتها تذکر داده بودند:
سخت افزار. بدون شک سختافزار مک فوق العاده است و یکی از مهترین نکات قوت اپل به حساب میرود اما من با این سختافزار یک مشکل دارم: کیبرد. کیبرد مک دگمه Backspace و Delete را در یک دگمه خلاصه کرده که گرفتن کلید fn بین آنها سوییچ میکند. در عین حال فشردن کلیدهای Fn نیازمد گرفتن کلید فانکشن است. مثلا برای زدن f5 باید کلید fn را به همراه f5 فشار داد. مشکل دیگر، نبود دگمههای home, end, page up, page down است. در بعضی برنامهها فشردن همزمان fn یا Command با کلیدهای جهتنما، آنها را شبیهسازی میکند ولی من کلیدهای واقعی که همه جا کار کنند را ترجیح میدهم. من از یک مک بوک استفاده می کنم.
لازم است تکرار کنم که این بهترین کامپیوتری است که در پانزده سال اخیر داشتهام. بالاترین پرفرمنس و زیباترین سیستم. این مشکلات تمام چیزهایی بودند که تا به حال دیدهام در حالی که از IBM و Microsoft قبلی میتوانم یک کتاب اشکال بنویسم و از IBM و Linux قبلی، یک فهرست ده دوازده موردی.
یک کامنت عالی از علی رستگار که باید بخشی از متن باشه
جادی جان با چند مورد مطلبت مخالفم:
۱- برخی از مطالبت فقط به بعضی مکها مثل مک
بوک برمیگرده ولی در عنوان مطلب کلا اومده
مک. مثلا همین نبودن دکمههای home و pageها و…
. اگر کسی به عنوان مثال iMac یا Mac Pro بخره
همراهش کیبورد باسیم بزرگ اپل هست که همه
رو داره:
۲- اگر از این دیدگاه نگاه کنیم که فرد کل
هاردش رو به ویندوز اختصاص بده و فقط
ویندوز کار کنه خیلی غیر منطقیه که مک بخره.
چون به نسبت لپتاپ PC ویندوز و تعدادی
برنامه کاربردی Original که مخصوص ویندوز هست
رو از دست میده و باید کپیشونو تهیه کنه
هم اینکه ویندوز و درایورهای Boot Camp روی
بعضی مکها واقعا ناپایدار هستن و برعکس روی
بعضی خیلی پایدار و این موضوع به هر حال
ریسک داره.ارزونتر بودن لپتاپ PC در
بسیاری موارد هم که جای خود داره.
اما اگر از دیدگاه دیگهای نگاه کنیم یعنی
اینکه یک سیستم عامل پایدارتر و امنتر مثل
Leopard بشه سیستم عامل میزبان(host) و ویندوز
داخل ماشین مجازی(Virtual Machine) سیستم عامل
مهمان(guest) باشه اتفاقا خرید مک بهتر از
خرید لپتاپ PC هست. چون اینجوری ویندوز در
محیطی ایزوله قرار داره که هم خودش کمتر در
خطره هم نمیتونه در صورت ویروسی شدن و…
آسیبی به سیستم واقعی وارد کنه. ضمن اینکه
شما میتونی هرچقدر که خواستی snapshot از اون
ماشین مجازی تهیه کنی و در صورت ویروسی شدن
ویندوز یا به هر دلیل خراب شدنش خیلی راحت
به آخرین نسخهی سالمت برگردی و بدون هیچ
دردسر نصب مجدد و… کارتو ادامه بدی.(VMWare
Fusion 1 فقط یک snapshot میگیره اما از ۲ بتا۲ این
محدودیت حذف شده. Parallels و Virtual Box هم از اول
نامحدود بودن فکر کنم.)
۳- سختافزار مک فوق العاده نیست! این شاید
نظر شخصی من باشه اما بعد از مواجه شدن با
انواع مشکلات کاربرهای ایرانی و خارجی با
سختافزار مک، بخش سختافزار اپل و بخش
آزمایش کیفیت اپل به نظر من دچار ضعف جدیه.
کاری ندارم که بقیهی برندها هم همین
مشکلات رو دارن یا نه، اپل اگر میخواد نام و
اعتبارشو حفظ کنه باید در این زمینه تحول
اساسی ایجاد کنه.
و اما با بخشهایی که موافقم:
اگر نمیدانید چرا دارید مک میخرید، مک
نخرید و اگر میخواید به طور جدی بازی
کنید(اصطلاحا hardcore gamer هستید) مک کامپیوتر
مناسبی نیست. اون بازیهایی که رسما port میشن
معمولا چندین ماه دیرتر از نسخهی ویندوز
میان و کیفیت و قابلیتهاشون به پای نسخهی
ویندوز نمیرسه. اونهایی که همزمان یا با
تاخیر کم به وسیلهی Cider پورت شدن بسته به
مدل مک و درایور کارت گرافیک از خوب تا غیر
قابل اجرا متغیرن. این وسط واقعا
استثناهایی مثل World of Warcraft هست که از اول
همزمان با ویندوز نسخهی واقعی مک داشتن
یا portهایی که با کیفیت بودن مثل بازی Movies که
پورت مکش به دلیل integrate شدن با امکانات خاص
مک و در نتیجه برتری به نسبت نسخهی ویندوز
برای نسخهی مکش جداگانه جایزه گرفت! اگر
هم کسی میخواد ویندوز رو به شیوهی Boot Camp
نصب کنه و توش بازی کنه باید ریسک
ناپایداری ویندوز و حتی overheat شدن دستگاه رو
قبول کنه.
البته اینو بگم که اوضاع بازیهای مک به طور
کلی از لینوکس بهتره. مک هم پورتهای واقعی
خیلی بیشتری داره هم بازیهایی که با Cider
پورت شدن بیشتر از نظر سازگاری تست شدن
نسبت به عنوان مثال بازیهای قابل اجرا با
Wine و Cedega.(که همهی اینها در واقع ریشهی
مشترک Wine رو دارن.)
به پیشنهاد خوب بوی خاک، یک هفته اسم وبلاگم رو می ذارم به یاد یعقوب مهرنهاد تا ادای احترام خیلی کوچکی کرده باشم به اولین وبلاگنویس اعدامی در ایران. من یعقوب رو نمی شناختم و نمیشناسم ولی می دونم که یک فعال مدنی بود و در دنیای اینترنت هم حضور داشت و با اینکه مخالف خشونت بود، وحشیانه اعدام شد. به احترامش یک هفته اسم وبلاگم رو به نامش میذارم و یک عکسش رو میزنم به میز کار ادارهام تا هر کس پرسید این کیه بتونم داستان رو براش توضیح بدم.
توضیح لازم
در کامنتها دوستان تذکر دادهاند که شاید این آدم واقعا با ریگی رابطه داشته یا شاید تروریست بوده و وبلاگ نویس بودن یک نفر به معنی این نیست که باید از او دفاع کنیم. در این موردها شکی نیست. شاید اصلا جنایتکار بوده و یک وبلاگنویس بدون شک میتواند برای فعالیتهایش محکوم شود (حتی برای وبلاگ نوشتن؛ از نظر من هم دروغ نوشتن، جرم است و در صورت شکایت شخصی، قابل پیگیری).
اما به چند نکته توجه کنید:
بحث ما گناهکار بودن یا نبودن این آدم نیست. شاید با یک گروه مجرم ارتباط داشته باشد (که به نظر من به خودی خود جرم نیست) یا شاید هم جرم دیگری مرتکب شده باشد. در این مورد بحثی ندارم. بحث من این است که این آدم ناعادلانه محاکمه شده، وکیل نداشته، هیات منصفه نداشته، حق دفاع در برابر مردم نداشته، خبرش در روزنامه نبوده و … و بعد اعدام شده. این شیوه ای است که علیه هر مخالفی قابل استفاده است پس باید به آن اعتراض کرد و خواستار نظام قضایی بی طرف، عادل و شفاف شد.
وبلاگنویس بودن، کسی را بی گناه نمیکند ولی اگر کسی به خاطر کلامی که گفته یا نوشته محکوم شود، سرکوب آزادی بیان است. اگر وبلاگنویسی به دلیل نوشتن وبلاگ محکوم شود، مایه شرم حکومتی است که از کلمه میترسد. یک آدم را نمیشود به خاطر نوشتن نظرش، محکوم کرد.
اعدام در هر صورتی زشت است چون اولا صورت مساله را پاک کردن است و ثانیا از بین برنده مدارک اصلی است (دیگر هیچ وقت نمیشود ثابت کرد یعقوب بیگناه است یا گناهکار) و ثالثا بزرگترین حربه حکومتهای دیکتاتوری است علیه مخالفان.
امروز نوبت یک فصل جدید از کتاب است. فصل هفتم. فصلی پر از ماجرا، دستگیری و جنگ جهانی! یک فصل نسبتا طولانی و پر فراز و نشیب، به جز جنیفر، همه در این بخش حضور فعال دارند (: دریافت قسمت هفتم کتاب بازیهای جنگی؛ جایی که …
هاها چند روز قبل صحبت از کاربرد بازی در فعالیتهای اجتماعی شد. این هم یک نمونه بانمک برای اظهار مخالفت با لایحه ای که این روزها در مجلس در حال تصویب است و هیچ رسانه آزادی نیست که با آن مخالفت کند. لایحه ای به اسم لایحه حمایت از خانواده که تنها کاری که می کند، جلوگیری از طلاق است به قیمت زندگی همراه با بدبختی طرفین و چیزهایی مثل حذف نیاز به اجازه زن اول برای ازدواج دوم مرد. طبق این لایحه تنها چیزی که برای رفتن زن دوم و سوم و چهارم لازم است، داشتن استطاعت مالی است. پس من با آن مخالفم:
ما به دلایل بسیار متنوع
با لایحه حمایت از خانواده مخالفیم.
شما چطور؟ بیایید با هم روی Play کلیک کنیم و به لایحه اجازه ظهور ندهیم.
شما هم دوست دارید این بازی را در سایتتان بگذارید؟ کد زیر را پست کنید:
ما به دلایل بسیار متنوع
با لایحه حمایت از خانواده مخالفیم.
شما چطور؟ بیایید با هم روی Play کلیک کنیم و به لایحه اجازه ظهور ندهیم.
این رو هم یکی از دوستان وردپرسی فرستاده
کسانی که توی وردپرس میخوان پست بزنن میتونن با این کد، بازی رو به راحتی
داخل پست بزارن!
و البته ذکر کرده که این رو باید در مد HTML بفرستید