بایگانی ماهیانه: سپتامبر 2015

لینک های شاد دوشنبه آخر شهریور؛ از بازی تا ربات‌ها تا نوشیدن و کد نویسی

رادیو شماره ۵۶ – داستان کوتاه «انسان ناخودآگاه» اثر «جی جی بالارد»

در این شماره ویژه از رادیو گیک، براتون داستان فوق العاده ای رو می‌خونم. داستانی که بر خلاف ظاهر علمی تخیلی‌ و اتفاق افتادنش در زمانی در آینده، در حال حاضر در جریانه ولی درست همونطور که فقط قهرمان داستان می‌فهمه چه چیزی داره توی تابلوهای سیاه می‌گذره، از بین ما هم عده خیلی کمی ممکنه واقعا متوجه اطرافشون باشن.

گوش بدین به داستان انسان ناخودآگاه از جی جی بالارد که من برای شماره ششم نشریه سلام دنیا ترجمه کرده‌ام.

مشترک رادیو گیک بشین


آر اس اس رادیو گیک

اپلیکیشن اندروید رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

رادیو گیک در ساوند کلاود

اپلیکیشن iOS

با تشکر از همه دوستانی که برای اسپانسری اکانت رادیوگیک در ساوندلاکود پیشنهاد دادن. واقعا شاد کننده، انرژی بخش و روحیه دهنده بود برام و با تشکر از دوستی که در نهایت اسپانسر شد، باید بگم که این شماره قبل از اون ضبط شده بود و در نتیجه توش به این نکته اشاره نشده.

ballard

خوش باشین و خرم و رو به جلو (:

حس اینکه یکهو با اسمس به دو میلیون نفر بگین ترنس هستین…

freddie

ترنسکشوال به زبان ساده روحى است که در جسمى متضاد اسیر شده. شاید نتوان ترنسکشوال را در هیچ یک از گروه هاى بیمارى تقسیم کرد. ولى شاید اگر بگوییم ترنسکشوالیسم یک بیمارى جسمى است بهتر باشد. زیرا یک روح سالم و اگاه اسیر یک جسم اشتباه شده. ترنسکشوال یک میل جنسى ( مانند همجنس خواهى و یا دگر جنس خواهى و…) نیست. ترنسکشوال یک فرد عادى با اندام جنسى اشتباه است که باید با طى کردن مراحل پزشکى صحیح به اندام جنسى دلخواه خود برسد. پس از رسیدن به اندام جنسى دلخواه خود شروع به نشان دادن میل جنسى خود میکند. مانند تمامى انسانها که پس از بلوغ جنسى به میل جنسى دلخواه خود رفتار میکنند (به نقل از محتا)

اگر شما ترنس باشین، گفتن به خانواده مطمئنا کاری بسیار سخته. فرض کنین الان بخواین به مادر و پدرتون اطلاع بدین که جنسیت شما اشتباهه و می خواین به جنس مخالف تبدیل بشین، سخته؟ خب این یکی از درگیری های ذهنی روزمره یک ترنس است. حالا چی می شه اگر یکهو بخواین به عنوان یک تراجنسی، به بیشتر از دو میلیون نفر مخاطبتون اسمس بدین و این مساله رو اعلام کنین؟

این تجربه‌ای است که برای فردی بولوگنو اتفاق افتاد. فردی که توی DoSomething.org کار می کنه بخشی از شغلش اسمس زدن به آدم ها و درگیر کردن اونها در مسائل اجتماعی است و چند هفته قبل تصمیم گرفت به جای اسم اشلی از اسم متناسب با هویتش یعنی فردی استفاده کنه. یک راه حل این بود که شرکت اعلام کنه اشلی از شرکت جدا شده و فردی به تیم پیوسته و یک راه دیگه این بود که این اسمس رو بفرستن:

من سه ساله که با اسم اشلی به شما اسمس می‌زنم اما برام سخت بوده. من ترنس هستم،‌ من فردی هستم! مساله مهمیه؟ اگر سوال دارین A بفرستین، اگر حمایت می کنین B بفرستین و اگر هیچکدوم C.

این اسمس حدود ساعت ۱۰ صبح به ۲.۴ میلیون نفر فرستاده شد و از هر کس اعلام حمایت می کرد خواسته می شد چیزی رو با هشتگ Ready4Freddie توییت کنه. خیلی ها حمایت کردن و فردی می گه از میزان حمایتی که دریافت کرده متعجب است و فکر می‌کنه اعتقادش به این نسل بیشتر شده. اون می‌گه بیشترین سوالی که پرسیده شده اینه که «چه زمانی فهمیدی ترنس هستی؟»

«جواب به این سوال سخته. نه؟ اینجوری نیست که آدم یک روز بیدار بشه و بگه اوه من ترنس هستم بلکه این یک روند طولانی و زمان‌بر است. فکر می‌کنم مدت‌های طولانی است که می‌دونم ترنسم، شاید همه زندگی‌ام اما خب مدت‌ها هم سعی کرده بودم سرکوبش کنم یا اصلا درکش نمی‌کردم».

فردی همچنین تشکرهای زیادی از گروه‌های ترنس و جوانان دریافت کرده چون باعث شده موجودیت ترنس‌ها دیده بشه و حتی افرادی از این کشمکش شخصی که مشکلشون چیه نجات پیدا کنن. بولونگو تذکر می ده که اون تنها ترنسی نیست که با این دردسرها روبرو بوده و تنها به دلیل کار کردن در DoSomething این فرصت رو پیدا کرده که صداش رو به آدم ها برسونه و افراد خیلی زیاد دیگه ای هستن که به شکل روزمره از مسائل مشابهی رنج می‌کشن بدون اینکه کسی باشه که به درستی درکشون کنه.

در صورتی که ابهامی در مورد ترنس‌ها دارین در کامنت‌ها سعی می‌کنم تا حدی جواب بدم.

سخنی کوتاه با صدا و سیما: سطح بندی برنامه فقط مال سکس نیست

درسته که نه من تلویزیون عزیز رو نگاه می کنم نه تلویزیون عزیز منو،‌ ولی خب لازمه در مورد دیشب تذکر بدم که حداقل خودمون بدونیم ماجرا چیه. دوستان می گن که دیشب برنامه هشت و سی فاجعه افتادن جرثقیل در حج رو بدون هیچ اخطاری نشون داده… ساعت هشت و نیم که بچه ها بیدارن در حالی که چنین صحنه ای رو همه رسانه‌های بزرگ دنیا حتی برای بزرگسالان هم بدون اخطار نشون نمی دن.. و احتمالا اصلا صحنه‌های خیلی دلخراشش رو نشون نمی دن.

سخن کوتاه با صدا و سیما اینه که سطح بندی برنامه فقط مربوط به سکس نیست. خشونت، صحنه‌های دلخراش و غیره و غیره هم جزو رده بندی ها هستن و باید ساعت های پخششون جدا باشه و قبلشون اطلاع رسانی بشه که در این برنامه فلان چیزها رو خواهید دید و اگر نمی خواین شاهد چنین صحنه‌هایی باشین، این برنامه رو نگاه نکنین. دقیقا همونطور که جاهای حتی کوچیکی مثل من و تو نشون حتی قبل از سقوط هواپیماها این رو می گن یا مثلا بعضی برنامه های گوگل پلی رده بندی بالای سه سال داره یا هفت سال داره چون مثلا توی این بازی موجودی که ظاهرش شبیه یک موجود زنده واقعی است اذیت می شه. هرچند که از دوستانی که در خیابون آدم دار می زنن انتظار این سطح از عقل نمی ره ولی لازم دیدم بگم که حداقل خودمون بدونیم (:

فیلم ارائه من (آیا ما حرفه ای هستیم) در همایش پی اچ پی ۲۰۱۵ و چند نکته در مورد همایش

حتما یادتون هست که مدتی قبل همایش پی اچ پی ایران ۱۳۹۴ برگزار شد. یک همایش منظم و مرتب که اکثر آدم ها از کلیتش راضی برگشتن. در این همایش من سخنرانی‌ای داشتم در این مورد که «آیا شما حرفه ای هستید؟» که در سایت سکان آکادمی می‌تونین گزارشش رو بخونین و از یوتیوب هم می‌تونین فیلمش رو ببینین:

اما علاوه بر فیلم به نظرم گفتن چند نکته در مورد همایش جذابه:

  • همایش پی اچ پی بسیار منظم برگزار شد. مثل یک همایش رسمی و کاملا برنامه ریزی شده. این اولین همایشی بود که من توش شرکت می‌کردم و از مدتها قبل باهام هماهنگ شده بود که در مورد چی حرف می زنم، خلاصه صحبتم دریافت شده بود، پیش از رفتن روی سن کاملا باهام هماهنگ شد در مورد جزییات اجرا و یک هفته قبل از شروع همایش بهم خبر داده شد. این به نوبه خودش بسیار جالب بود.
  • این همایش اولین همایشی بود که به طور کامل فیلم‌هاش رو روی یوتیوب قرار داد. حداقل تا جایی که من یادم می‌یاد. همچنین کل سخنرانی‌ها به شکل کتاب پی دی اف منشتر شدن. این کار خیلی خوبه و همه هم قبول دارن و می خوان که بکنن ولی در خستگی و افت هیجانی بعد از اجرای همایش، فراموشش می‌کنن.
  • شفافیت مالی همایش خوب بود. به نظرم هنوز می شه وارد جزییات بیشتر در مورد اسپانسرها و غیره شد ولی در نهایت یکی از شفاف‌ترین ها است که گفتن چقدر پول دراومده و چقدر خرج شده که این واقعا مساله رو دوست داشتنی تر می‌کنه
  • اسپانسرها هم خوب بودن و حضورشون پررنگ‌تر از یک بنر بود. آیسی مانکی که در کلش آیسی مانکی می داد (بعدش به من پنج باکس آیسی مانکی دیگه هم دادن چون ازشون تعریف کرده بودم (: )) و حضور کتاب فروشی و دادن کتاب رایگان هم خوب بود به نظرم.
  • بسته تبلیغاتی هم خیلی خوب بود. ماگ گرفتیم و کول دیسک و در نتیجه من الان تو شرکت ماگ پی اچ پی دارم (: البته اگر یادم باشه اونو ببرم شرکت.

همگی خسته نباشن و به نظرم یکی از تجربیات خوب همایش‌های رسمی در ایران بود. توجه هم بکنیم که این همایش‌ها حتی می تونه برای برگزار کننده‌هاش منبع درآمد باشه که خیلی هم خوبه – تا وقتی که شفاف باشه و در نتیجه برگزاری منظم و خوبشون می تونه سیگنالی به بقیه بده که حتی به عنوان یک شغل در طول سال هم به این کار نگاه کنن. امیدوارم همه پی اچ پی نویس‌ها و همه کسانی که از دنیای آزاد لذت می برن و در نهایت همه کسانی که برنامه می نویسن خوش باشن و خرم تا همایش زیکانف که متاسفانه (برای من) من توش نیستم و بعدش جشنواره روز آزادی نرم افزار در تهران.

فرصت اسپانسری پادکست‌های رادیو گیک روی ساوندکلاود

به روز رسانی ساعت شش و نیم:‌ با تشکر از لطف دوستان، تعداد قابل توجهی پیشنهاد دریافت شده و بهتره دیگه پیشنهاد جدید دریافت نکنیم. ممنون از همه و هیجان انگیز و دلگرم کننده بود.


support
همونطور که می دونین ساوند کلاود گرون یکی از کانال‌های مهم انتشار رادیو گیک است و در طول سال گذشته یک دوست خوب اسپانسری اون رو بر عهده گرفته بود. حالا برای تمدید یکسال دیگه اون نیاز به ۱۲۱ دلار هست که پول زیادیه و من شخصا نمی دم. اما گفتم اعلام کنم تا اگر کسی علاقمند بود در این مورد اسپانسر بشه، اعلام کنه و این اشتراک رو هدیه بده و در مقابل در طول سال آینده در شروع همه برنامه ها بگیم که اسپانسر ساوندکلاودمون فلان شرکت، آدم یا ایده است.

می دونم که می شه رفت سراغ کراود فاند ولی به نظرم هم دردسرش برای اینکار زیاده و هم من حوصله انجامش رو ندارم – همین الان هم کلی کار دارم برای کردن و آخرین چیزی که می رسم بهش، کراودفاند کردن پخش روی ساوندکلاود است.

با تشکر از همگی و با تشکر ویژه از اسپانسر پارسال که خواست ناشناس باشه و تکرار اینکه اگر شرکتی دارین که دوست داره با ۱۳۰ دلار اسپانسر یکسال رادیو گیک در ساوندکلاود باشه، دست به عمل بزنه و با jadijadi روی جیمیل تماس بگیره (:

چجوری یک گروه کاربران لینوکس یا همون لاگ تاسیس کنیم

lug_terhan

فرض کنید شما توی دانشگاه ارومیه یا توی شهری در جنوب هستین که گروه کاربران لینوکس یا همون لاگ نداره و شما می‌خواین لاگ خودتون رو راه بندازین. چیکار باید کرد؟ من دو سه تا توصیه کوچیک دارم:

زمان رو مشخص کنین

زمان باید به شکلی باشه که توی یک جمله بشه به شکل ابدی و ازلی اعلامش کرد. مثلا «ساعت دو دوشنبه اول هر ماه» زمان خوبیه. یک زمان خوب دیگه «هر یکشنبه ساعت هفت عصر» است. زمان‌هایی مثل «یک هفته در میون» خوب نیستن چون اگر کسی اونو ببینه نمی فهمه دقیقا این هفته است یا هفته بعد. گاهی می گن اگر لاگ خیلی کوچیکه ولی دوست دارین دوستانتون رو هفتگی ببینین، می تونین یک برنامه ثابت یک جمله داشته باشین (مثلا ساعت دوازده پنجشنبه آخر ماه) ولی علاوه بر اون برای خودتون برنامه های ریزتر و نامشخص تر هم بذارین.. مثلا تو این لاگ بگین هفته بعد سه شنبه جمع می شین. در این حالت هم خودتون راحتین هم اگر آدم جدیدی بخواد بیاد در طول ماه بالاخره یکبار دقیق پیداتون می کنه.

مکان رو مشخص کنید

مکان باید دقیق و خوب اعلام بشه. شاید براتون جالب باشه که لاگ تهران مدت‌ها در پارک برگزار شد و من تو انجمن‌هایی بودم که هر سه شنبه ساعت پنج تو چمن یکی از پارک‌ها دور هم جمع می شدیم. جا باید کاملا مشخص و قابل پیدا کردن باشه. مثلا در تهران پارک ملت خیلی بزرگه ولی «پارک ملت کنار قفس خرس‌ها» کاملا قابل پیدا کردنه. اگر خیلی کم هستین خوبه یک نشونه هم بذارین؛ مثلا یک تاکس که کسی دستش می گیره یا تی شرت های لینوکسی. دقت کنین که با یک نفر هم می شه لاگ رو تشکیل داد ولی اگر خودتون رو تابلو نکنین احتمالا کسی نمی یاد از کل آدم‌ها بپرسه «شما لاگین؟»

یک سایت راه بندازین

یک سایت خیلی ساده. به هیچ وقت برای انتخاب دامین، انتخاب تم و انتخاب سی ام اس وقت نذارین. در واقع اگر ایجاد سایت بیشتر از یک روز وقت گرفت یعنی مسیر رو اشتباه رفتین. ما معمولا سایت راه انداختن و بحث سر وردپرس یا وینترمیل رو دوست داریم و در نتیجه می تونیم یک ماهی سر این چیزها وقت بذاریم بدون اینکه اتفاق واقعی بیافته؛ بعدش هم انرژی مون تموم می شه و بیخیال ماجرا می شیم. سریعا یک سایت راه بندازین. برای اینکار می تونین از کلی هاستینگ رایگان ساده استفاده کنین. بهترینش github است و لازمه توش خیلی ساده زمان برگزاری و مکانش رو اعلام کنین.

تبلیغ کنید

کسی اتفاقی به سایت شما سر نمی زنه. اگر توی دانشگاه هستین یک کاغذ بچسبونین به تابلوی اعلانات و جلسه لاگ هفته بعد رو اعلام کنین یا اگر وبلاگ دارین کنارش بگین لاگ چه زمانی است و این تیپ چیزها. به هیچ وجه اسپم نباشین و سعی نکنین جهانیان رو از هر راهی به لاگ بکشین. رشد طبیعی بهترین روش ماندگاری است.

برای جلسات برنامه داشته باشین

هر جلسه باید یک ایده کلی داشته باشه حتی اگر این ایده این باشه که «یک ساندویچ می زنیم». برنامه های بهتر «سولماز داکر رو معرفی می کنه» است. خوبه آدم ها بدونن برای چی میان و چیکار می کنن و چه اتفاقاتی خواهد افتاد. همچنین خیلی خیلی خوبه وقتی آدم ها می یان چیزی به دانششون اضافه بشه. لازم نیست حتما کلاس درس برگزار کنیم ولی خوبه مفاهیم جدید رو بشنویم و با همدیگه در موردش گپ بزنیم.

برای همه جلسه برنامه نداشته باشین

شما برگزار کننده یک دوره صرفا آموزشی یا یک اردو نیستین. در دنیای لینوکس ما به جامعه بودن خودمون افتخار می کنیم. اگر کسی می یاد لاگ می یاد که آدم ببینه، با آدم حرف بزنه و با آدم معاشرت کنه. خیلی از لاگ ها توی بار تموم می شن تا خاطره خوبی از یک گپ دوستانه هم به جا بذارن. لاگ می تونه پیوند دهنده فرهنگ ها باشه و یک فضای صمیمی دوستانه پر از خنده و شوخی. بذارین آدم ها خودشون بسازن و پیش برن و اصولا فکر نکنین یک نفر مسوول لاگ است.

دموکرات باشین

در لاگ‌های ایران سابقه کشمکش مشاهده شده! در مواردی لاگ ها از هم انشعاب می کنن، لاگ ها مدعی می شن که لاگ اصلی شهر هستن و یکی اعتراض می کنه که چرا اون یکی فکر می کنه صاحب لاگه (: اینها مهمله. هر کس می تونه لاگ جدیدی تشکیل بده، هر کس می تونه تو لاگی که یکی دیگه شروعش کرده فعال باشه، .. هر کس غیر از این گفت تنها می مونه. خوبی این جامعه اینه که توش آزاد هستیم و آدم های نچسب و الکی مدعی ممکنه چند روزی سر و صداشون زیاد باشه ولی در نهایت در جامعه به جایی نمی رسن. توی لاگ دوست باشین، به عقاید مخالف اجازه رشد بدین و یادتون باشه که لینوکس پیش می ره چون مثل یک درخت شاخ و برگ در می یاره و شاخه‌های خوب می مونن و شاخه‌های ناسازگار محو می شن.

مستقل باشین

لاگ قرار نیست وابسته به جایی باشه. کلی آدم هستن که با کمترین فعالیت در لاگ تهران، به اسم لاگ تهران پروژه می گیرن و چند نفری هم هستن که فکر می کنن چون توی میلینگ لیست لاگ ایمیل می زنن دولت باید بهشون بودجه بده و یکسری دیگه هم هستن که می خوان لاگ بشه پرچمدار لینوکس در ایران. اینها درست نیست. افراد لاگ می تونن کارهای متنوعی بکنن ولی ذات لاگ یک سیستم پخش و بدون تمرکز و مدیریت واحد و ثابت است و در نتیجه نمی تونه / نباید وارد کارهایی بشه که در طولانی مدت تعهد می یاره. در بهترین حالت «عده ای از اعضای لاگ فلان جا» می تونن نظرشون رو اعلام کنن ولی اگر بریم سراغ اینکه «لاگ تبریز میگه…» نتیجه اش ضعیف شدن کلیت لاگ تبریز – به عنوان لاگ – خواهد بود. در مورد جا، بودجه و … هم وضع همینه. لاگ باید هویت مستقلی داشته باشه و وجودش رو وابسته به هیچ قانون بیرونی و شرکت تجاری و … نکنه.

فان باشین

لاگ جایی است برای شادی و خوشحالی ما. اگر توشون بهتون خوش نگذشت بدونین یک جای کار ایراد داره. آدم ها به لاگ می یان تا شاد برگردن و پر انرژی پس خنده رو باشیم و مهربون. تصور کنین وقتی یک غریبه در جمع شما ظاهر شده چقدر انرژی گذاشته تا بیاد پیش بچه‌های گنو/لینوکسی و آیا ما به اندازه کافی با حمایت و دوستی باهاش برخورد می کنیم؟ فراموش نکنیم که ما قرار نیست رنج ببریم تا لینوکس و نرم افزار آزاد در دنیا جا باز کنه؛ نقل قول ما اونیه که می گه «اگر در انقلابی نتونم برقصم، اون انقلاب انقلاب من نیست».

به جامعه کمک کنین

ما اینجا هستیم چون یک هکر از دانشگاه بیرون اومده تا تبلیغ کنه که هر انسان حق استفاده آزاد از سیستم عامل و کامپیوترش رو داره. ما اینجا هستیم چون یکی ما رو با کدهاش آزاد گذاشته و ما اینجا هستیم چون اینترنت رابطه ما رو برقرار کرده. ما هم باید بخشی از این فرهنگ باشیم. چیز بنویسین، به سوالات دیگران جواب بدین، برنامه های خوب برگزار کنین و …


لاگ خوبی داشته باشین و عکسها و قصه‌هاتون رو به اشتراک بذارین.

جادوی سیاه (BlackMagic)

من توی سایت قدیمیم که الان پاک شده،‌ یک مدت کوتاهی معنای سمبل ها رو می نوشتم، این نوشته از اون مجموعه است

در مفهوم قرون وسطایی اش، جادوی سیاه شکلی از جادو است که با نیت شیطانی اجرا می شود. البته گاهی هم با یک نگاه دینی، جادوی سیاه – مستقل از نیت – به هر نوع جادویی اطلاق می شود که بدون مبدا الهی باشد. لویس اسپنس (Lewis Spence) در سال 1920 در کتاب «دانشنامه امور سری» (An Encyclopaedia of Occultism)- که یکی از اولین و اصلی ترین دانشنامه‌های مربوط به امور خفیه است – مفهوم جادوی سیاه را با توجه به برداشت قرون وسطای اروپا از آن، به این گونه توضیح می دهد :

انسان کژراه، وسیله پاسخگویی به وحشتناک‌ترین خواسته‌ها و سیاه‌ترین تصورات اش را در جادوی سیاه یافت. به منظور به دست آوردن قدرت نامحدود دربرابر خدا، اهریمن و انسان؛ برای تجلیل و بزرگنمایی خود؛ برای تقلب، نیرنگ و تقلید؛ برای ارضای شهوات؛ برای یاری تعصبات و حسادت‌های دینی، برای پاسخگویی به دشمنی‌های شخصی و عمومی، برای پیشبرد توطئه‌های سیاسی، برای گسترش بیماری‌ها، فجایع و مرگ – اینها اهداف و مقاصد جادوی سیاه و پیروان آن هستند.

باید توجه داشت که جادوی سیاه معمولا با مرگ و تخریب یا تغییر اجباری فرد یا رفتار انسان‌ها – بدون خواست خودشان- همراه است و توسط جادوگران بد استفاده می شود.

در ادیان امروزی سه نگاه نسبت به جادوی سیاه وجود دارد.

در نگاه اول (هندوئیسم، بودیسم، یهود و اسلام) جادوی سیاه مثل دیگر انواع جادو، امری شیطانی تصور شده است. در این ادیان، تفاوتی بین جادوی خوب و بد وجود ندارد و اصولا قدرت جادویی افراد معمولی، امری شیطانی تصور شده است.

نگاه دوم مربوط می شود به تفاوت گذاری ماهوی جادوی سیاه و جادوی سفید. در این نگاه، این دو جادو حتی اگر به دنبال نتایج مشابه باشند هم به دو شیوه متفاوت انجام می شوند. البته از آنجایی که جادو اصولا تجربه علمی تاریخی نیست، این نگاه که مدعی دو شیوه متفاوت اجرای آن است بیشتر از همه در ادبیات تخیلی – مانند هری پاتر – جلوه کرده است.

آخرین نگاه به جادو مربوط می شود به نگاهی که طی آن، جادوی سیاه و سفید یک شکل از جادو تلقی می شوند و تنها هدف جادوگر است که این دو را از هم جدا می کند. اهداف خوب منجر به جادوی سفید می شوند و اهداف شرورانه، منجر جادوی سیاه.