نکاتی از مراسم امروز آتشنشان‌ها

امروز صبح رفتم مراسم آتش‌نشان‌ها در مصلی. خیلی سریع چند نکته رو بگم:

  • هر گوشه یه وانت/اتوبوس/کامیون با بلندگو تلاش می کنه صدای بلندتری ایجاد کنه در مورد مظلومیت. آدم ها که تک و توک شعارهایی مثل «آتش‌نشان تسلیت» میدن نامحسوس‌های جمع تذکر می دن که الان وقت شعار نیست ولی خب کسی گوش خاصی نمی کنه.
  • جالبه که دروغ گفتن نهادینه است و به هیچ چیز نمی شه اعتماد داشت. افسران پوستر آدم هایی که دوست داره رو تحت لوای آتشنشان می داد دست مردم. من نمی دونستم کیا هستن و دوستم بهم گفت. بعد از یکی دیگه هم پرسید که «این پوستر که داری توش کیا هستن؟» طرف با جدیت گفت که خودش هم شک کرده که این عکس آتشنشان ها باشه یا کشته های سوریه و اتمی و … بعد که لوگوی «افسران» رو دیدیدم شکمون بیشتر شد. خوبه کسی اگر دقیق می دونه بگه
  • دم در سرباز و غیره هست و اگر دوربین داشته باشین می گن از فلان جا باید وارد بشین. ما که نرفتیم فلان جا ولی کیف‌ها رو هم می‌گشتن. با موبایل ولی مشکلی نبود.
  • مصلی یه جای بسته است. به وضوح در اطراف همه ورودی ها دوستان با اتوبوس آورده شدن و ایستادن. یک جور تذکر حسابش می کنیم که «حواستون باشه ها!» (:
  • فضا شبیه آزمایشگاه شیمی است و ما مایعات درون لوله‌ها. طبق رسمشون کلی اتوبوس گذاشتن اینطرف اونطرف که جمع تیکه تیکه باشه. می چرخیم و گروه ها از هم تفکیک می شن. نهایت لوله آزمایش جایی است که دو تا لوله می شه که یکیش علامت «زنان» داره و یکیش هیچچی. منطقا ایده اینه که زن ها جدا می شن. اگر خودتون نفهمین تذکر می دن. اینجا یک مسیر سوم جدا می شه از کسانی که از این تونل جداسازی رد نشدن. عین آبکش مثلا (:
  • پوسترها یک دست است و تک و توک چیزهایی مثل «بی کفایتی».

حالا مستقل از مراسم اینها هم به نظرم بسیار مهمه:

  • این آتشنشان ها قرار بوده نجات دهنده انسان ها باشن. اگر ما اینقدر تو آتشنشان ها کشته می دیم با وجود احترام به شجاعت یا هر چیز دیگه، لازمه به این فکر کنیم که در لحظه بحران چقدر می شه در کنار شجاعت و انسانیت، اطمینان داشت به مهارت، وسایل، تجهیزات، مدیریت و … گروهی که قراره بحران رو کنترل کنن. در واقع در فضایی که فعلا درست کردن، اگر کلا مدیریت می گفت «آتشنشان‌ها نرن تو» الان کشته ها خیلی کمتر بودن و صدمات همینقدر بود که الان هست. درسته که این مورد شاید خاص تر بوده ولی باید به این فکر کرد که گروه های امدادی چقدر توانمند شدن برای لحظات خاص.
  • برچسب «شهادت» یعنی «اصلا خوش به حالشون». شهید تعریف داره حتی توی ادبیات خود دوستان. منم خوشحال می شم هر چقدر احترام بیشتری به این افراد گذاشته بشه ولی مثلا آیا کسانی که اصولا قرار نبوده در این ماجرا وارد ریسک بشن و مردن و کلا فراموش شدن هم شهید حساب می شن؟ شهروندهای عادی که آوار رو سرشون ریخت و …
  • انواع سیستم‌های «فرهنگی» دوستان هم که شدیدا مشغول بود. پوسترهای غیر آتشنشان قالب شونده به اسم آتشنشان تا بلندگوهای خر خر کننده با صدای بلند تا نرم افزارهای تلفن همراه شهیدان قرارگاه فضای مجازی سپاه محمد که حتی به بازارها هم نرسیده و باید از بسیج پرس دانلود بشه که تبلیغاتش رو پخش می کردن.

و چیزهایی که جاشون خیلی خالی بود:

  • احترام در خور به درگذشتگان. مثلا به جای عربده کشیدن هر بلندگو، یک صدای منظم و خوب و با معنی و عبور دادن پیکرها با ماشینی مرتب از مسیرهایی محترم در شهر به جای چند تا کوچه و وداع آدمها.
  • احترام طولانی مدت تر به درگذشتگان؛ مثلا یک بنای یادبود یا مستمری خوب یا چنین چیزهایی
  • به حساب آوردن شهروندان کشته شده دیگه. فکر نکنین وجود نداشته،‌ فقط ترجیح داده شده زیر «شهیدان آتشنشان» مخفی بشن.
  • فکر کردن طولانی مدت به اینکه من به عنوان یک شهروند چقدر در این شهر امنیت دارم. پلاسکو یکی از ساختمان ها بود و آتشنشانی یکی از سازمان های حفظ کننده این امنیت. فکر کنین اگر تمام اینها به هم گره بخوره ما قراره به کدوم مدیریت بحران امیدوار باشیم و از اون بدتر خود افراد مستقیما درگیر حل بحران قراره به اعتماد چه کسی و چه ابزاری و چه علمی عملیات انجام بدن.

به هرحال.. خیلی هم کش ندم. اینیم که اینیم ولی سعی می کنیم بهتر باشیم (:

بازم جنس دست دوم از دیجی‌کالا و حرف‌های همراهش

شاید تو خیلی سخت گیری؟!

این رو پدرام می‌پرسه. واقعا هم عجیبه که در کل ده بیست تا خرید من، چهار بار جنس دست دوم از دیجی‌کالا گرفته باشم. ولی واقعا سخت‌گیر نیستم. قبلا هم گفتم که تبلتی که به وضوح باز و استفاده شده بود رو پس ندادم چون حوصله اش رو نداشتم ولی خب مثلا در مورد میکروفونی که جعبه اش پارگی داشت دیگه منطقی بود که حتما پس بدم. همین اتفاق چند روز قبل در مورد یک مانیتور افتاد. جعبه کاملا باز شده بود و من تا وسط های آنباکس کردن هم ایده ام این بود که «فدای سرم بر می‌دارمش» ولی خب وقتی کابل هم توی مانیتور نباشه و صفحه کثیف باشه و .. دیگه امکان «فدای سرم» نیست.

به دیجی کالا زنگ زدم و توییت کردم. دلیلش هم اینه که بحث فقط عوض کردن نیست بلکه مشکل اصلی یک روش کار یا نگرش است. دیجی کالا بسیار سریع عکس العمل نشون داد و یک روز نگذشته بود که مانیتور نو روی میز کارم بود و کلی با تلفن پیگیری شده بود و پیک منتظر بود که حتما مطمئن بشم این مانیتور رو می خوام تا بالاخره دفتر رو ترک کنه و بره سراغش ماشینش که پایین پارک کرده.

اینجا چند تا چیز هست:

  • در مورد من که خیلی هم خرید نمی کنم، چهار بار جنس دست دوم تحویل گرفتن خیلی آمار زیادی است. کمی بعیده که یک اشتباه باعثش بشه.
  • یک نفر که جعبه ها رو نگاه کنه می تونه تشخیص بده یکسری از این جنس ها واقعا نباید تحویل مشتری داده بشه
  • باید مشخص باشه هر جعبه از کجا اومده، منطقا الان دیجیکالا باید اون مونیتور دست دوم که من پس دادم رو پس بده به فروشنده و حداقل جریمه ای چیزی هم قایل بشه. حالا تخصص من نیست ولی هر طوری که متخصصین بگن باید حتما روشی باشه که یک فروشنده دائما سر دیجیکالا کلاه نذاره
  • برخورد با من فوق العاده خوب بود و دیجیکالا همه تلاشش رو کرد که سریعا جنس رو عوض کنه. می شه پذیرفت که گاهی اشتباه بشه ولی خب مهمه که ۱) این اشتباه برای همه با همین سرعت و قدرت حل بشه و ۲)‌ پروسه شفاف باشه که چرا ممکنه چنین چیزهایی پیش بیاد و در سطح شرکتی جلوش گرفته بشه.
  • خوبه این حرف ها گفته بشه چون مشکل اگر قراره حل بشه باید دیده بشه.

به نظرم اینها چیزهایی هستن که دیجیکالا می تونه جواب بده تا اعتماد رو حفظ کنه. من هنوزم مشتری دیجیکالا هستم چون به هرحال بین گزینه های موجود اعصاب خوردی کمتری داره ولی به نظرم در شرایطی که بازارها دارن رقابتی تر می‌شن، باید بتونه مزیت اصلی اش که اعتماد است رو حفظ کنه. و البته من هر دو باری که جنس رو پس دادم از یک توصیه خوب استفاده کرده بودم: از باز کردن جعبه فیلم بگیرین که اگر ایرادی داشت خیلی راحت بتونین ثابت کنین.

ربات ها دارن قدم به قدم جلو میان و به زودی در همه چیز از ما بهتر می‌شن

چند وقتی است توی جادی.نت و رادیوگیک هی می‌گیم که در فلان بخش و فلان بخش و فلان بخش ربات‌ها (در واقع نرم افزارهایی که ادای آدم ها رو در میارن) هی دارن پیش می‌یان. تا چند وقت پیش شطرنج، بعد سر بازی گو که فکر می‌کردیم ده سالی مونده تا کامپیوترها ما رو شکست بدن سورپریز شدیم و حالا توی دو سه تا میدون جدید!

  • یک بازیکن کامپیوتری پوکر ساخته شده که با استفاده از هوش مصنوعی تونسته در بازی یک به یک چندین پوکر باز حرفه ای رو شکست بده. گفته می‌شه اگر این درست باشه و قابل تکرار، این یک اتفاق بسیار بزرگ است چون در واقع این ماشین می‌تونه بلوف رو درک کنه و بلوف بزنه، اونم در مقابل انسان‌های واقعی. یک مسابقه هفته بعد با حضور پوکربازهای حرفه برگزار می‌شه که توش در حدود ۲۰ روز بازی انجام می‌شه و آمار دقیق‌تری از وضعیت این بازیکن متکی به هوش مصنوعی به دست می‌یاد.
  • در خبر بعدی یک کامپیوتر تونسته با نگاه کردن به عکس های کافی در تشخیص‌های پزشکی همکاری کنه و نتایجی مشابه نتایج متخصصین بده. این سیستم با شبکه های عصبی عمیق کار می کنه (چند لایه تحلیل) و با دیدن چندین هزار تصویر از توده‌های پوستی و استفاده از شبکه عصبی آزاد اعلام شده گوگل، می تونه تشخیص سرطان رو در حد یک متخصص انجام بده. در واقع الان بخش بزرگی از هوش مصنوعی داره به همین شیوه پیش می ره که به یک کامپیوتر ده هزار عکس گربه می گیم و به احتمال زیاد خیلی راحت می تونه در عکس بعدی با تقریب معقولی بگه عکس جدید مربوط به گربه است یا نه.
  • و یکی از چیزهای که حتما باید در موردش حرف زد، روشی است که کامپیوترهای ماشین‌های خودراننده یاد میگیرن رانندگی کنن حتی بدون اینکه از گاراژ بیرون بیان. در واقع یک کامپیوتر می‌تونه تا حد زیادی توی فکرش چیز یاد بگیره. کافیه به چیزی مثل گوگل استریت ویو وصل بشه و خیابون‌ها رو نگاه کنه و تو ذهنش بگه «من چیکار می‌کردم» و نتیجه اش رو ببینه و بستجه. در همین شیوه کامپیوترهایی رو داریم که با دیدن یک بازی یاد می گیرن بازی کنن و موارد مشابه تا جایی که حتی در یک تحقیق یک کامپیوتر توی ذهنش صندلی تصور می کرد و یک کامپیوتر دیگه با دیدن تصورات ذهنی کامپیوتر اول، درک می کرد که صندلی چیه و می تونست صندلی های دنیای واقعی رو تشخیص بده. این در واقع یک خودکفایی آموزشی به ربات‌ها می‌ده که همون چیزی بود که یکسری خیلی تخیلی تصور می شد.

و البته نکته مشترک همه اینها، موتورهای هوش مصنوعی است که به شکل نرم افزار آزاد ارائه شدن و اطلاعاتی که به آزادی در دسترس مردم هستن. یک نشونه دیگه از اینکه انحصار در اطلاعات و جمع کردن کل قدرت در یک جا، شدیدا در حال صدمه زدن به ما است.

شروع سری جدید دوره آموزش پایتون مقدماتی

دوره قبلی آموزش پایتون که با گوتوکلس ضبط کرده بودم داره به آخر دوره می‌رسه. این دوره ۹ هفته است به همراه ویدئو، متن، تمرین نوشتنی و چیزهای مشابه و امتحان‌های میان‌ترم و پایان‌ترم. کاملا مبتنی بر دوره‌ پایتون مقدماتی edx و روی همون پلتفرم که آزاد هم هست. دوره دوم داره شروع می‌شه در نتیجه می‌خوام بهتون خبر بدم که اگر برنامه نویس نیستین ولی می خواین برنامه‌نویسی رو شروع کنین می‌تونین ثبت نام کنین.

معلومه که اگر مخاطب من هستین با کد تخفیف JadiFollowers که برام درست کردن ۴۰٪ تخفیف می‌گیرین و معلومه که من به حق یادگیری همگانی اعتقاد دارم و اگر کسی هست که واقعا نمی تونه هزینه کلاس ها رو بده، کافیه به من ایمیل بزنه تا رایگان به دوره اضافه اش کنم؛ jadijadi@gmail.

پیشنهادهای ریز و کوچیک و بزرگ به یکی از دلایل قابل تحمل بودن تهران: تیوال


تهران شهر بدی است. کثیف، شلوغ، با کلی محدودیت و سرکوب. من ایران می مونم چون به نظرم انتخاب بهتری است برای من و خب متاسفانه تهران مرکزش. تو تهران شما حتی اگر یک مرد تهرانی شاغل از خانواده متوسط به بالا هم باشین جزو شهروندهای درجه دو و سه هستین (و احتمالا اگر یک زن مهاجر سرپرست خانوار غیرشاغل از خانواده ای فقیر باشین شهروند درجه ده) و غیره و غیره.. اما این شهر برای بعضی چیزهاش قابل تحمل تر است. مثلا در دید پیشروی سیاسی / اجتماعی خیلی از آدم هاش که در سیستم‌های حکومتی که حکومت جلوتر از مردم ایستاده، دیده نمی شه. یا مثلا در اینکه حس می کنین کار مفیدی توش می کنین یا اینکه می بینن آدم ها و گروه‌هایی هستن که پر تلاش و انرژی سعی می کنن شرایط رو بهتر کنن و موارد مشابه.

یکی از این پایگاه‌های چنین نگرشی برای من جایی مثل سایت تیوال است. جایی که فعالیت های هنری و فرهنگی رو کنار هم جمع می‌کنه. هم به من فرصتی می ده که وقت های آزادم رو در هوای فرهنگی / هنری / گروهی تر از کلیت تهران نفس بکشم و هم به گروه‌هایی که چنین نگرش‌هایی دارن فرصت می ده که دیده بشن، درآمد کسب کنن و زنده بمونن و بقیه رو هم به ادامه راه تشویق کنن.

من سایت تیوال رو دوست دارم و مشتری اش هستم و بخشی از زندگی فرهنگی‌ام بهش وابسته است. چیزی که تهرانر زمانی سعی می کرد باشه و من ازش خوشحال بودم حالا در تیوال تقویت شده.

اما تیوال اشکالاتی هم داره. مثلا فعلا بین سایتی برای فروش بلیت و سایت شبکه اجتماعی مصرف کنندگان کالاهای فرهنگی در رفت و آمده. من معمولا ازش بلیت می خرم و ترجیح می دم به جای دیدن دیواری از کامنت های آدم ها زیر چیزهای مختلف، با فهرست نمایش ها روبرو بشم. به هرحال.. جای اصلاح زیاده و چون مسیر رو خوب اومدن، امید به آینده هم زیاد.

در این شرایط من این سه تا پیشنهاد رو فعلا براشون دارم و امیدوارم ببینن و توجه کنن؛ حداقل بگن چرا مورد دو اینطوریه (:

پیشنهاد ریز و حساس

بودن برچسب مشخصی برای Spoil. مثلا اگر کامنتی می تونه باعث خراب شدن تجربه دیدن فیلم بشه یا چیز مهمی رو از داستان لو می ده، باید اولش بدونیم که نخونیمش.

پیشنهاد کوچیک و مهم

امکان خرید در روزهای دورتر هم فراهم باشه. به دلیلی که نمی‌دونم چیه در حال حاضر وقتی تئاتری در حال اجرا است در تیوال فقط می‌شه برای چند روز آینده بلیتش رو خرید در حالی که تئاتر تا مثلا آخر هفته بعدی هم اجرا داره. به قول هواپیمایی‌ها، روزهای آینده هنوز باز نشدن که بشه خرید. اما چرا؟ مخاطب های تئاتر و کنسرت و … معمولا دوست دارن بتونن برنامه ریزی دقیق بکنن و مثلا من می خوام بدونم که آیا دوشنبه آینده می تونم برم فلان تئاتر رو ببینم یا نه و منطقا ترجیح می دم از الان بلیتش رو بخرم و دوستانم رو دعوت کنم. برای من سخته به دوستام بگم «یه تئاتر خوب دوشنبه هست که من چند روز دیگه بهتون می گم دعوتین یا نه، لطفا برنامه رو خالی بذارین». امکان خرید برای تمام طول اجرا به نظرم بسیار مهم است و تجربه بسیار بهتری برای تیپ مخاطبین چنین سایتی ایجاد می کنه.

پیشنهاد بزرگ و ماندگار

استفاده از سیستم‌هایی مثل ریکامندر در چنین سایت‌هایی یک نیاز ضروری است. الان سیستم ریکامندر هم آماده است و هیچ نیازی به تلاش خاص از طرف سایت نداره تا بتونه بر اساس بلیت هایی که من قبلا خریدم دقیق ترین پیشنهادها برای خریدهای بعدی رو بهم بده. پیشنهاد می کنم باهاشون پیگیری کن یا با خودم حرف بزنن که معرفی کنم به همدیگه تا بهترین سرویس رو بگیرن (:


به هرحال.. حتی اگر اینها رو هم درست نکنن، به سایت تیوال سربزنین که امید بخشه در تهران (:

لینک های شاد دوشنبه‌های آخر دی ۱۳۹۵ – از فونت آزاد تا پروژه های شخصی و نوپا و بازارکار

پروژه‌های شخصی

  • حمیدرضا هم برای پروژه درس هوش مصنوعی اش برنامه ای به اسم pynpuzzle رو نوشته. با پایتون و tkinter که می‌تونه الگوریتم‌هایی رو حل کنه. پروژه با لایسنس ام آی تی روی گیت هاب است و امیدوارم براتون جالب باشه.
  • تریویا یک مجموعه پرسش است به همراه جواب. فرض کنین یک مسابقه تلویزیونی دارین، یا یه اپ یا همینجوری می خواین یک سوال جواب کشف کنین؛ تریویا راه حله می تونین پرسش ها رو اضافه کنین یا جواب بدین و این چیزها.
  • عباس یزدان‌پناه هم سری ویدئویی رو شروع کرده در مورد ۹۷ نکته که هر برنامه نویس باید بداند. بعضی هاش رو دیدم و جالبن؛ شما هم نگاهی بندازین شاید خوشتون اومد.
  • و دکتر پ هاش هم یک بانک اطلاعاتی پزشکی است که می تونین توش سرچ کنین ولی خب معلومه که جای پزشک رو نمی گیره، خوددرمانی نکنین ولی اطلاعات کسب کنین خوبه!

نوپاهایی برای دیدن

  • کارنامک هم یک سایت است برای کاریابی و ارسال رزومه و این تیپ چیزها، هنوز خیلی اول راهه ولی دلیل نمی شه که معرفی نشه (: کارنامک، استخدام کنید / استخدام شوید
  • اکسپشن پلاس سرویس اشتراک تجربه‌های برنامه‌نویسی است. دو سالی است کار می کنه با فضایی نزدیک به استک اورفلو. اسمش باحاله و نسبتا هم فعال، اکسپشن پلاس.
  • پروژه Loep برنامه ای آزاد، متن باز و تحت وب برای نظارت و مانیتورینگ منابع سرور، رخداد ها و لاگ های سیستم و سرویس های مختلف است. برنامه با بش نوشته شده و خروجی اچ تی ام ال می ده. یک نمونه اش رو اینجا ببینین و اگر خواستین رو گیت هاب پیداش کنین

بدون تلگرام که نمی شه

  • بات تلگرام کی است یا چنین چیزی هم جالبه. می تونین ازش بپرسین چقدر تا عید مونده یا دوشنبه هفته بعد چندم است و این تیپ چیزها

و در نهایت

درست کردن خودکار فهرست فایل های دایرکتوری

یک ایمیل داشتیم که درخواست می کرد دایرکتوری audio توی سرور من قابل خوندن باشه که بشه یک ضرب کل رادیو گیک ها رو ازش گرفت. اینکار رو می شه با باز گذاشتن اتوایندکس درست کرد که معمولا کار خوبی نیست یا می شه یک اسکریپت کوچیک براش نوشت. اینطوری:

اگر نمی خواین ۱۲ دقیق ویدئو رو ببینین، خلاصه اش اینه که یک اسکریپت ساده به این شکل فایل اچ تی ام ال مورد نظر رو تولید می کنه :

#!/bin/sh

cd /home/jadi/public_html/audio/
echo "<html><body>" > index.html
echo "<ul>" >> index.html

for i in `ls *mp3 -tr`
do
    echo "<li>" >> index.html
    echo \<a href="$i"\>$i\</a\> >> index.html
    echo \</li\> >> index.html
done
echo "</ul>" >> index.html
echo "</body></html>" >> index.html

و کافیه این رو توی کرون بذاریم تا هر روز یکبار اجرا بشه:

07  12  *   *   *   /home/jadi/public_html/audio/makeindex.sh

و حالا می تونین مستقیم دایرکتوری http://jadi.net/audio رو ببینین؛ البته اگر شما هم می خواین دانلود کنین اجازه بدین یک کم زمان بگذره که همه با هم مشغول گرفتن اینهمه فایل نباشیم (:

موقعیت کاری دو-آپس در شرکت وادا

وادا شرکتی فعال در زمینه تکنولوزی های نوین موبایلی است. ما سعی می کنیم هر آن چیزی که در دنیای متن و تصویر است را با سبکی متفاوت ارائه بدهیم. ما به دنبال همکارانی متخصص هستیم که بخواهند در فضایی دوستانه فعالیت کنند. اشتباه کردن در وادا پذیرفته است و تلاش برای بهبود، فعالیتی دائمی. ما به دنبال کسب تجربه های جدید هستیم و رضایت شغلی در اینجا اهمیت دارد. با ما همراه شوید تا به خلق محصولاتی بپردازیم که در کنار سرگرمی، دانش کاربران را ارتقاء دهد.

موقعیت شغلی

ما به همکاری با نقش DevOps Engineer نیاز داریم که در این موارد ما را یاری کند:

  • راه اندازی، نگه داری و بهبود ابزارهای CI
  • توسعه ابزار برای deployment، مانیتورینگ و نگه‌داری
  • عیب یابی و رفع اشکال در محیط‌های توسعه و عملیاتی
  • بهینه سازی نرم افزار، سیستم عامل، سرویس‌ها و پایگاه داده
  • طراحی، مدیریت و نگه داری ابزار برای خودکار سازی فرآیند‌های عملیات

شرایط کاری

  • شرکت واقع در خیابان ستارخان است
  • بازه کاری شنبه تا چهارشنبه از ساعت ۸ الی ۱۷ و زمان ورود و خروج تا حدی انعطاف پذیر است
  • بیمه تکمیلی برای همه همکاران درنظر گرفته می شود
  • صبحانه و ناهار در سالنی مجزا فراهم می‌شود
  • ابزار بازی (مثل فوتبال دستی و پینگ پونگ) و بازیکن‌های حرفه‌ای مهیاست
  • تلاش می‌کنیم برای همکارانمان بهترین ابزار و محیط کاری را فراهم کنیم

نحوه تماس

لطفا رزومه خود را به نشانی HR@vada.ir ارسال فرمائید.