و البته دوستانی که در جاهایی از کشور هستن که بالای چند ده سانتیمتر برف اومده نیاز به گاز و آب و غذا و گرما دارن. فراموششون نکنیم و اگر می تونیم براشون کاری بکنیم (حتی در حد اطلاع رسانی) دریغ نکنیم.
دسته: مقاله
فیلتر ابلهانه: درسنامه

درسنامه از بهترین پروژههای وب فارسی است: آموزش از طریق ایمیل. اونجا می تونین از عکاس دیجیتال تا لینوکس تا طراحی پوسته وردپرس تا فلسفه رو با ایمیل های کوتاه روزنامه آموزش ببینین و لذت ببرینن و از دقایقتون خوب استفاده کنین.
و این پروژه ساده بی دردسر سر راست هم قربانی سانسور ابلهها است. بهش سر بزنین و همین الان فقط با فرستادن یک ایمیل عضو یک درس بشین و با روزی پنج دقیقه وقت گذاشتن، با یک موضوع جدید آشنا بشین. برای نمونه به این آدرسها یک ایمیل خالی بفرستین تا این چیزها رو یاد بگیرین:
| فلسفه برای همه | Philosophy1@darsnameh.com |
| نرمافزار آزاد و لینوکس | linux1@darsnameh.com |
| تفکر خلاق | CT@darsnameh.com |
| مبانی علم اقتصاد | economics1@darsnameh.com |
پروژه ترکیه برای یادآوری کتابخوانی و ارزشش به مردم

متن نوشته شده روی نیمکت ها هم دقیقا متن صفحات باز شده کتابها هستن و خوندن این مطالب هم توصیه می شه :
اسکروچ ها بشتابن: فرصت خرید گاوصندوقی پر از سکههای طلایی

اگر مثل اسکروچ دوست دارین تو پول شنا کنین، الان وقتشه! بانک سوییس داره یک گاوصندوق عظیم رو با پولهای توش می فروشه. این گاوصندوق اصل که در ۱۹۱۲ ساخته شده الان در باسل سوییس است اما بعد از فروش به هر جایی که شما بخواین منتقل خواهد شد. گاوصندوق کاملا سالمه و احتمالا چون در سوییس بوده، کلید تک تک ۱۶۱۹ صندوق امانتش هم موجوده. این گاوصندوق همچنین دارای ۸ میلیون سکه ۵ سنتی سوییس است که فضایی به حجم ۶ متر مکعب رو پر کردن. این سکهها سه ماه قبل به عنوان یک حرکت فرهنگی در میدون ملی باسل ریخته شدن بدون اینکه هیچ کسی ازشون حفاظت کنه یا هیچ چیزی جلوی پخش شدنشون رو بگیره.

برای عکس ها و اطلاعات بیشتر به صفحه مرتبط در سایت JamesEdition که بازار اشیای لوکس جهانه سر بزنین.
رابین هود اینترنت نیازمند کمک شما است: به پروژه موزیلا لوکیشن سرویس بپوندید
جی پی اس گوشیتون رو خاموش کنین و برنامهای رو اجرا کنین که می خواد جای شما رو بدونه (مثلا Foursquare) و ببینین که اون برنامه هنوز می تونه با تقریب خوبی بگه شما کجا هستین! اما چطوری؟ این اتفاق از روی دکلهای مخابراتی شبکه تلفن موبایل و وایرلسهایی که دیده می شن می افته. قبلا هزاران نفر از اینجایی که شما بودین رد شدن و گوشیشون روشن بوده و جی پی اس به یک سرور مرکزی (مثلا گوگل) گفته که «علی دقیقا از روی جی پی اس اینجاست، این وایرلسها رو می بینه ، به این دکل مخابراتی وصله و این دکلها رو هم می بینه». حالا اگر دوباره از گوگل بپرسیم «سارا یه جایی است که جی پی اس نداره اما دقیقا همون وایرلس ها رو می بینه و همون دکلها رو» گوگل با خودش فکر خواهد کرد «خب پس لابد همون جایی است که علی بوده دیگه» و جواب می ده «سارا دقیقا فلان جا است».
اما این اطلاعات فقط در دست چند شرکت محدود به سرکردگی گوگل است و گرفتن این اطلاعات برای افراد و برنامهها نیازمند اشتراک و پول و این چیزها. حالا شرکت موزیلا (که پشت فایرفاکس و تاندربرد است و مدتیه داره نقش رابین هود اینترنت رو بازی می کنه تا ما رو از دست شرکتهای تجاری کمی نجات بده) وارد صحنه شده و می خواد همین سرویس رو رایگان راه اندازی کنه. در اصل می خواد اطلاعاتی که شرکت های خصوصی از وایرلسهای دنیا، دکلهای مخابراتی دنیا و مکان اونها دارن رو تا حد ممکن جمع کنه و مجانی به همه بده.

من این ماجرا رو توی پادکست رادیو پدید شنیدم و توی دو روزی که به پروژه پیوستم، در تمام دنیا رتبه ۲۰۰۶ رو کسب کردهام و به کمکم ادامه می دم. پیشنهادم به شما هم اینه که به پروژه موزیلا لوکیشن سرویس پیوسته، حداقل در یک جای درست و حسابی هم ایران رو سربلند کنیم و به برنامه نویس ها کمک (:
برای اینکار باید روی گوشی اندرویدی خودتون برنامه MozStumbler رو نصب کنین و هر وقت در بیرون خونه حرکت می کنین اجراش کنین و دگمه Startش رو بزنین. باتری عجیبی مصرف نمی کنه و خوشحال و خرم هم هست و کلی اطلاعات و نمودار بامزه بهتون می ده که همه شرکت ها به شکل مخفی – البته قانونی و در لوای لایسنس اگریمنتهای دستگاههایی که می خرین – مشغول جمع کردنش هستن و تنها فرقش اینه که این اطلاعات رو به رایگان به همه می ده تا برنامههای بهتری بنویسن. این برنامه اطلاعات شخصی از شما ذخیره نمی کنه بلکه فرصت می ده به برنامه نویس های دیگه تا بتونن با حداقل دردسر و بدون هزینه، در صورت درخواست کاربر، مکانش رو تشخیص بدن.
نقشه بالا وضع فعلی ایرانه که ظاهرا توش فقط یک نفر از تهران رفته اصفهان (؟) و امیدوارم یک ماه دیگه کلی بهتر شده باشه. درستترین راه کم کردن از انحصار اطلاعاتی گوگل، پشتیبانی از این تیپ پروژهها است.
تقدیر از تلاشهای محمود اکانت برای تاسیس دانشکده فنی دانشگاه تهران
ظاهرا توییت @aaryo007 واقعیت داره و سایت پردیس دانشکدههای فنی دانشگاه تهران در بخش تاریخچه انگلیسی توضیح داده که دانشکده با تلاشهای پروفسور محمود اکانت (که در فارسی همون دکتر محمود حسابی است) تاسیس شده! اینا چی می زنن سایت درست می کنن؟ به نظرم یک نفر باید یکبار درست توضیح بده که یک کار جدی با چه مراحلی باید انجام بشه (نکته کنکوری: یکیش دو بار دقیق خوندن محتویات سایت است). به هرحال.. برای شادی روح دکتر حسابی این شما و این دکتر اکانت:

آدرس صفحه: eng.ut.ac.ir/en
پستانهای بزرگ و پیدا کردن پسورد دوستان در فیسبوک

بازهم یک گول اینترنتی و میلیونها جوونی که سر کار میرن. نه ویروسه و نه هک. یک کلاه برداری بانمک است از دوستانی که مشکلشون فقط نداشتن سواد فنی نیست. خلاصه داستان اینه که پیامی در فیسبوک دست به دست می شه به این مضمون:
بشتابید! یک روش پیدا شده که پسورد هر کس که می خواین رو باهاش به دست می یارین و مهندس های فیسبوک هم هنوز نتونستن جلوش رو بگیرن و خیلی هم ساده است و من با عکس و فیلم و غیره بهتون می گم باید کجا چه کدی رو کپی پیست کنین تا پسورد هر کسی که می خواین رو به دست بیارین
کسانی که این رو تست کردن رو نمی شه فقط به خاطر تلاش برای به دست آوردن پسورد من و شما، تخطئه کرد یا کنار گذاشت یا مسخره کرد. ما یک عمر در مورد «هکرها» و قدرت های جادویی شون حرف زدیم و حالا به یک نفر گفتیم «می خوای هکر بشی؟ بدو بیا اینکارها رو بکن» و دور از ذهن نیست که طرف قلقلکش بیاد. ولی به این دلیل می شه به درک صحیح این آدمها از دنیا شک کرد: نداشتن تفکر انتقادی.
ندونستن و درک نکردن تکنولوژی یک چیزه و نداشتن تفکر انتقادی یک چیز دیگه. مثلا اگر ما بخوایم داستان اون بچه سوری که قبل از مرگ گفته بود «همه چیز رو به خدا می گم» رو به این شکل تعریف کنیم که «ارتش آزادی بخش سرش رو بریده و قبلش اون بچه اینو گفته» نشون می دیم که تفکر انتقادی نداریم و نمی فهمیم که یک بچه قبل از بریده شدن سرش جمله قصار نمی گه و اگر بگه اون قاتل بیرحم نمی یاد اینو تعریف کنه و اگر هم جلوی کس دیگه ای بوده کل اونها هم قتل عام شدن و فرصت نداشتن از بچه پیش از بریده شدن سرش عکس بگیرن و ثبت کنن که چی می گفته. چنین آدمی که تفکر انتقادی براش ممنوع بوده نمی تونه بفهمه که داستان توی ذهنش، قلب ماجرای واقعی است. این آدم همون آدمی است که زیر یک عکس تار عدد ۶۹ رو کامنت می ذاره تا شاید تغییر کنه بدون اینکه فکر کنه آیا تا به حال در فیسبوک عکسی دیده که بنا به کامنت خاص، تغییر کنه و اصولا اگر تغییر کنه فقط برای من عوض می شه یا برای همه و چطور تا الان عوض نشده؟ عجیب هم نیست. ما نباید تفکر انتقادی داشته باشیم چون وظیفه ما این بوده که قبول کنیم یک نفر می تونه هاله نور داشته باشه و دانش آموز تو زیرزمین انرژی هسته ای بسازه و بچه تو بغل مادرش به اسپانیایی بگه این محمودی احمدی نژاده. مشخصه که نباید تفکر انتقادی داشته باشیم وگرنه الان که اعلام شده اون آدم بده و اصلا انحرافی بوده ممکن بود بپرسیم «پس چطور شد که در خواب مقدسین ایشون تایید شده بودن؟»
ماجرای فیسبوک هم دقیقا همینه. ما تفکر انتقادی رو یاد نگرفتیم. ما حق داریم تکنولوژی رو بلد نباشیم. همه قرار نیست مکانیک ماشین باشن ولی انتظار می ره هر کس که ماشین سوار می شه در مقابل این ادعا که «یک روش اومده که هنوز کارخونه سایپا نتونسته جلوش رو بگیره و خیلی هم تعجب کردن که چطوری ممکنه. روشه اینه که اگر بری تو فلان صندوق پنجاه هزار تومن بندازی شب یه پراید جلوی خونه ات ظاهر می شه» موضع بگیریم. این ادعا درست مثل اینه که بگیم «یک روش پیدا شده که می شه باهاش پسوردهای فیسبوک رو دزدید و همه هم بلدن» و طرف به ذهنش نرسه که :
- اگر همه بلدن و دوستانم منو دعوت کردن و بهم خبر دادن پس چطوریه که هنوز می تونم به فسبوک لاگین کنم؟
- مگه فیسبوک اداره است که مثلا الان وقت اداری تموم شده و رفتن چنین باگی رو فردا سر فرصت حل کنن؟ خب فیسبوک رو کلا خاموش می کردن
- اگر اصولا چنین چیزی هست اصلا چرا اومدن به من می گن؟ من خیلی مهمم؟
- اصلا یعنی چی هنوز نتونستن جلوش رو بگیرن؟ مگه اسکولن؟! مگه خودشون اینو ننوشتن؟ مگه نمی شه حداقل این تیکه اش رو قطع کنن که اصلا کار نکنه؟
- و درنهایت اگر چنین چیزی کار کنه چطوری سنگ رو سنگ فیسبوک بند شده؟
و کلی سوال دیگه که فقط فکر کردن به یکیشون می تونه باعث بشه اصولا این جریان رو جدی نگیریم.. اما ما تفکر انتقادی نداریم و همیشه فکر می کنیم یک چیز بسیار هیجان انگیز در جریانه و ما به شکل اتفاقی یا بر اساس یک سرنوشت تاریخی خاص، درست در مرکزیت جهان قرار گرفتیم و فرصت عجیبی داریم که نصیب هیچ کس دیگه نشده (:
اوه! و البته نقش پستان های بزرگ رو هم دست کم نگیرین.. اکثرمون با خودمون می گیم اگر بالای این روش هک یک خانم است که پستان های بزرگی داره، احتمالا من باید هر کاری که این پست می گه رو بکنم چون همه می دونن که وقتی یک جنسی خیلی خوب باشه یا صفحه ای لازم باشه لایک زیادی بخوره یا هکری بخواد به من فرصت بده پسورد دوستام رو پیدا کنم، حتما فروشنده اون جنس، مدیر اون صفحه و شخص اون هکر باید یک خانم با پستان های بزرگ باشن؛ مثل همین ماجرای دزدی پسورد دوستان (:

موخره: هیچ روشی در جهان برای پیدا کردن پسورد هیچ سایت مشهوری وجود نداره که توی وب نوشته باشن. تنها روش اینه که طرف رو گول بزنین و پسورد رو بده یا اینقدر کتکش بزنین که پسورد رو بده یا پسورد رو از طریق یک برنامه مخرب یا مدیر سیستم دزد یا چنین چیزی اش بدزدین.
موخره جمعهای: بدن طبیعی زیباست. زشت ترین چیز در یک بدن تلاش برای اجرای افکتهای فتوشاپ در دنیای واقعی است.
مرتبط:
– مطلب خوب سایت توانا در مورد جنبههای فنی کار
– قاعده بزرگتر: پول الکی از هیچ جا تولید نمی شه
– اصل اول جادی: در مسابقه ای که شرکت نکردهاید، برنده نمی شین
– دقیق ترین و کامل ترین آموزش هک کلاه سیاه: نفوذ به سرورها
– دوگوله و فیسبوق : ما رسانه نیستیم، آدمیم
چاپ شده در اعتماد: اطلاعات یعنی صلح
چاپ شده در اعتماد امروز به مناسبت کاندیداتوری اسنودن برای صلح نوبل ۲۰۱۴. خیلی سریع نوشته شده بود و به نظرم باید خیلی بهتر باشه اما خب روزنامه ها با کلمه کار می کنن و وقتی به پونصد رسیدین و هنوز حرف های اصلی موندن یا باید ببندین یا باید وقت داشته باشین برگردین قبلی ها رو کوتاه تر کنین و بخش های مهم رو طولانی تر.

دیروز دو سیاستمدار نروژی اعلام کردند که به شکل مشترک ادوارد اسنودن را به عنوان کاندیدای جایزه صلح نوبل سال ۲۰۱۴ معرفی می کنند. این دو سیاستمدار حزب چپ سوسیالیست در بیانیهشان اعلام کردند که اعلام خطر اسنودن نسبت به شنودهای گسترده و جمع آوری اطلاعات غیرقابل باور آژانس امنیت ملی آمریکا؛ دنیایی امنتر خلق کرده و باعث پایدارتر شدن مناسبات جهانی شده است.
اسنودن پیش از این هم در رقابتی مشابه شرکت کرده و در میان تعجب بسیاری از پیشبینیکنندگان، رقابت بر سر دریافت «تاثیرگذارترین شخصیت سال ۲۰۱۳ جهان» را به پاپ فرانسیس باخته بود. در آن جریان ادعای مجله تایم این بود که عکس روی جلد متعلق به تاثیرگذارترین «شخصیت» است و کمیته داوری رای داده بودند که اسنودن تنها اطلاعاتی بد حفاظت شده را منتشر کرده و در نقش یک «شخصیت» به اندازه پاپ تاثیرخبری نداشته است.
اما آیا اسنودن به عنوان یک شخصیت استحقاق دریافت جایزه نوبل را دارد؟ بله. اطلاعاتی که اسنودن منتشر کرد جهان را تکان داد و این تکان بدون شک تاثیری بسیار مهم در صلح و پایداری سیاره ما خواهد داشت. چهار سال پیش استدلال در این مورد که انتشار اطلاعات محرمانه دولت آمریکا می تواند باعث صلح شود کاری بود بسیار دشوار اما حالا با داشتن نمونهای مشابه، دفاع از ادعای «افشای اطلاعات منجر به صلح می شود» بسیار ساده تر شده. چهار سال قبل سایت ویکیلیکس به همراه گاردین قدم به قدم و به شکل انتخابی و سانسور شده شروع به افشای اسناد محرمانه ای از جنگهای عراق و افغانستان کرد. واکنش دولت آمریکا بسیار منفی بود و ادعا میشد که این اسناد باعث خشونتهای بیشتر و ضربان جبران ناپذیر به صلح و امنیت این دو کشور خواهد شد. چند ماهی نگذشته بود که یک اشتباه غیرقابل باور امنیتی از طرف یک روزنامهنگار، نسخه کامل و بدون سانسور کل ربع میلیون سند را در اختیار همگان گذاشت و ادعاهای «خطر تروریسم» به اوج رسید و حتی کسانی در آمریکا مدعی بودند که افشای این اسناد ضربههای غیرقابل باور تروریستی و نظامی به پایگاههای آمریکا وارد خواهد کرد و درخواست مجازات اعدام برای افشا کننده داشتند. اما حالا با گذشت چند سال شاهد هستیم که این حجم از اطلاعات نه فقط هیچ صدمهای به صلح نزد و هیچ منبع افشا شدهای را مورد هدف تروریستی قرار نداد، که با نشان دادن واقعیت جنگ به مردم جهان و رایدهندگان آمریکا، باعث شد سیاستمداران تا حدی مجبور به تغییر روشهای خود بشوند.
به ادعای سیاستمدارهایی که نام اسنودن را فهرست قراردادهاند، همین روند در مورد ماجرای اسنودن نیز اتفاق خواهد افتاد – حتی شاید قویتر. چرا که گستردگی شنود انجام شده و تلاش غیرقابل تصور آمریکا برای دسترسی به اطلاعات حتی شهروندان کشورهای دیگر باعث خشم عمومی مردم و سیاستمدارهای کشورهایی چون آلمان شده است. نتایج اولیه این نارضایتی را در سخنرانی دو روز قبل اوباما شاهد بودیم. آمریکا زیر فشار دیگر کشورها و رایدهندگان داخلی تا حدی عقب خواهد کشید و کم شدن کنترل یک دولت بر ارتباطات جهانی با کمی متعادلتر کردن ساختار قدرت، صلح را به پیش خواهد برد و اسنودن حق دارد به عنوان نماد انتشار این اطلاعات، کاندیدای صلح نوبل ۲۰۱۴ باشد.
