
ویتنام، چین، سومالی، سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره تنهایی کشورهایی هستن که توشون وضع آزادی مطبوعات بدتر از ایرانه (:
در دفاع از آزادی کیبرد

ویتنام، چین، سومالی، سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره تنهایی کشورهایی هستن که توشون وضع آزادی مطبوعات بدتر از ایرانه (:
من پول خاصی ندارم که بودن یا رفتنم از یک بانک معنای خاصی برای اون بانک باشه ولی اعصاب و روانی دارم که بسیار علاقمندم در حد نسبی ازش مواظبت کنم. یکی از شیوههای این مواظبت اینه که نمی خوام بانکم بهم بگه «پولت احتمالا جابجا شده» یا حس کنم برنامه های نرم افزاری بانکم رو یک گروه برنامه نویس می نویسن نه تیمی متخصص از توسعه دهنده های نرم افزار و متخصص های کامپیوتر ساینس.

من برنامه نویسم و درک می کنم که گاهی بانک نمی تونه مطمئن باشه پول منتقل شده یا نه ولی انتظارم از بانکم اینه که در حد طراحی تجربه کاربری بدونه که نباید به من بگه «پولت احتمالا جابجا شده». این برای من نشونه دومه که بانک سامان از متخصصهای درست و تیمهای کامل استفاده نمی کنه و دلیل احتمالا کافی برای اینکه کارهام رو دیگه باهاش انجام ندم.
تمام شرکتهای بزرگ، روزگاری شرکت های کوچیک بودن که تونستن با خوب کار کردن، شانس، مهارت، زد و بند یا هر چیز دیگه تبدیل به شرکتهایی بزرگ بشن که امروز همه اسمشون رو شنیدهایم. این شرکتها معمولا در مکان زمان خوب تاسیس شدن و با آدمهای خوب و به همین دلیله که دیدن عکسهای قدیمیشون لذت بخش میشه. همچنین توی این عکسها یکی از چیزهایی که معلومه باور به اینه که «ما روزی شرکت مهمی خواهیم بود».
البته این توهم سرمایهداری نباید ما رو بگیره که هر کس تلاش کنه و خوب باشه و … بزرگ و قوی می شه (: ساختارهای اجتماعی بسیار تاثیرگذار هستن و هزاران هزار نفر با وجود ایده و تلاش و خلاقیت و گذاشتن زندگی به جایی نرسیدن تا شما با هیجان شاهد این عکسها باشین.
استیو وزنیاک و استیو جابز و اپل یک، ۱۹۷۶. وزنیاک اپل یک را که عملا یک مدار الکترونیکی بیشتر نبود با دست ساخت. جابز کمک کرد تا این مدار در ۱۹۷۶ به قیمت ۶۶۶.۶۶ دلار فروخته شود. تقریبا یکسال بعد اپل دو که یک کامپیوتر کامل بود، جایگزین اپل ۱ شد.

تیم اپل ۲، استیونز کریک ۱۹۷۸. تصویری که تیم اپل ۲ را در دفتر کوچیک استیونز کریک نشان می دهد. جابز در حال بحث با مایک اسکات است؛ اولین مدیر شرکت. در پشت تیم کامپیوترهای اپل ۲ دیده می شوند.

استیو جابز و وزنیاک، حوالی ۱۹۸۰. وزنیاک در حال کار روی اپل دو است و جابز نگاه میکند. اپل دو توسط وزنیاک طراحی و ساخته شد؛ اولین کامپیوتر خانگی هشت بیتی که با موفقیت تجاری روبرو شد. قیمت این کامپیوتر ۱۲۹۸ دلار بود و فقط ۴ کیلوبایت رم داشت اما از تصاویر رنگی بهره می برد که تحول عظیمی بود. این کامپیوتر همچنین منبع تغذیه سوییچینگ داشت که توسط راد هولد پیشنهاد شده بود.

دفترمرکزی اپل در کوپرتینو، ۱۹۸۱. لوگوی رنگین کمانی اپل در ۱۹۷۷ طراحی شده و تا آگوست ۱۹۹۹ مورد استفاده بود. در این تصویر این لوگو با افتخار در جلوی دفتر کوپرتینوی اپل به نمایش درآمده. مایکل اسکات مدیرعامل اول اپل در سال ۱۹۸۱ چهل کارمند را اخراج کرد و به خاطر اینکار با مایک مارکولا جایگزین شد.

تیم لیزای اپل، ۱۹۸۳. لیزای اپل اولین کامپیوتر خانگی بود که به کاربران اجازه استفاده از رابط گرافیکی میداد . این کامپیوتر توسط تیمی ۹۰ نفره ساخته شده بود و گفته میشد هزینه حدود ۵۰ میلیون دلار برداشته. تلاش جابز برای کشتن میکنتاش و جایگزین کردن آن با لیزا توسط مارکولا مدیر عامل اپل متوقف شد. در آن زمان بر سر نام پروژه بحثهای زیادی درگفت و در نهایت جابز پذیرفت که این نام را به افتخار دخترش لیزا انتخاب کرده.

موسسین اپل، معرفی اپل ۲ سی ۱۹۸۴. استیو جابز، جان اسکالی و استیو وزنیاک کامپیوتر اپل ۲ سی را معرفی میکنند. این چهارمین مدل کامپیوترهای اپل بود و اولین کامپیوتر قابل حمل این شرکت. وزن این کامپیوتر ۳.۴ کیلوگرم بود و نه باتری داخلی داشت و نه نمایشگر.

جابز و جان اسکالی در سنترال پارک ۱۹۸۴. استیو جابز و جان اسکالی که جوانترین مدیر عامل تاریخ پپسی بود در روزهای خوش. در کیف بین آنها یک مکینتاش است. جابز برای استخدام اسکالی و آوردن او از کمپانی بزرگ پپسی به شرکت جدیدی به اسم اپل به او گفته بود «آیا تا آخر عمرت می خوای آب و شکر بفروشی؟ نمیخواهی با من بیایی و دنیا را تکان بدهی؟». این دو در آخر به کشمکشی حاد رسیدند که طی آن چهره اپل به کلی دگرگون شد.

مجله فورچون، خانه جابز در پالو آلتو ۱۹۹۱. لازم است بدانیم که رابطه مایکروسافت و اپل بسیار قدیمی است. در دهه ۷۰، مایکروسافت برای اپل ۲ برنامه مینوشت. در ۱۹۹۱ مجله فورچون بیل گیتس میلیاردر و جابز را به یک مصاحبه دعوت کرد تا در مورد آینده کامپیوتر شخصی نظر دهند.

استیو جابز و گیل آملیو در تاون هال اپل، ۱۹۹۶. کارمند اپل تیم هلمز این عکسها از شبی که جابز اعلام کرد به اپل برمیگردد را با ما به اشتراک گذاشته. این عکسها با دوربین کوییکتیک اپل گرفته شدهاند – دوربینی که تولیدش در همان سال شروع و در همان سال متوقف شد. این بلا سر هر دوربینی که ژاکتهای سیاه را سرخابی عکاسی کند، خواهد آمد.

موسسین مایکروسافت، ۱۹۷۵. در ۱۹۷۵ بیل گیتس از هاروارد بیرون آمد و به همراه پاول آلن مایکرو-سافت را تاسیس کرد (خوشبختانه خط فاصله یکسال بعد از اسم شرکت حذف شد). هرچند که این دو نفر بعدها به مشکلاتی با هم برخوردند، چند سال قبل دوباره ملاقات کردند تا عکسی مشابه بگیرند.

یازده کارمند اولیه ۱۹۷۸. در این عکس اولین یازده کارمند مایکروسافت از جمله بیل گیتس را میبینید (گوشه پایین سمت چپ). این تصویر درست قبل از این گرفته شده که تیم به سیاتل نقل مکان کنند.

استیو بالمر به مایکروسافت میپیوندد، ۱۹۸۰. بالمر از مدرسه بیزنس استنفورد بیرون آمد تا به مایکروسافت بپیوندد و ۳۳ سال بعدی زندگی را در آنجا گذراند. او در ۲۰۰۰ مدیرعامل مایکروسافت شد و در ۲۰۱۴ بازنشسته خواهد شد. جایگزین بالمر توسط یک کمیته ویژه در مایکروسافت انتخاب خواهد شد.

موسسین مایکروسافت، ۱۹۸۱. ۱۹۸۱ سالی بود که ام.اس.داس به شکل تجاری برای کامیپوترهای آی بی ام پی سی منتشر شد و بازار را منفجر کرد. گیتس مجوز این سیستم عامل متنی را دارا بود و این حق را داشت که آن را برای هر کامپیوتر سازگار با آی بی هم منتشر کند. سال بعد آلن در تست پزشکی بیمار تشخیص داده شد: سرطان سیستم ایمنی.

بیل گیتس و معرفی ویندوز ۱.۰، ۱۹۸۳. اولین نسخه ویندوز مایکروسافت «مدیر رابط» نامگذاری شده بود ولی در نهایت اسمی که ماندگار شد «ویندوز» بود. آی بی ام این سیستم عامل را با اکراه نگاه می کرد چرا که خود سیستم عامل Top View را در دست انتشار داشت که هیچ رابط گرافیکیای دارا نبود. گیتس همچنین از طرف اپل تحت فشار حقوقی بود که ادعا می کرد ایده رابط گرافیکی از اپل دزدیده شده.

بیل گیتس جوان، ۱۹۸۵. با وجود فشار حقوقی اپل به شرکت مایکروسافت، بیل گیتس جوان در اینجا بسیار ریلکس و راحت به نظر میرسد. بعد از انتشار ویندوز ۱.۰ برای مقابله در برابر شکایتهای اپل پذیرفت که مجوز استفاده از بعضی بخشهای سیستم عامل را از اپل بگیرد و در موارد دیگر مدعی شد که خود اپل این ایدهها را از شرکت زیراکس دزدیده.

بیل گیتس، ۱۹۸۵. اینهار ا میشناسید؟ در آن زمان میشد کل یک سیستم عامل را در هر کدام از این دیسکها کپی کرد. اینجا گیتس مشغول نمایش سیستم عامل گرافیکی ۱۶ بیتیای به نام ویندوز ۱.۰ است که روی فلاپیهای ۱۹۲کیلوبایتی جا می شد. در ۱۹۸۷ مایکروسافت ۲.۰ منتشر شد که هر کپی از آن ۱۰۰ دلار قیمت داشت. این سیستم عامل امکان قرار گرفتن پنجرهها روی هم را فراهم میکرد و آیکون هم داشت!

*انتشار ویندوز ۳.۰، ۱۹۹۰. بیل گیتس در حال نمایش ویندوز ۳.۰ که با SDK ویژه خودش عرضه شده بود و به برنامه نویس ها اجازه می داد به راحتی به نوشتن برنامه روی این سیستم بپردازند. سه میلیون کپی از این برنامه در سال اول فروخته شد که موفقیت مایکروسافت را یکبار دیگر تضمین کرد.

مایکروسافت و عرضه ویندوز ۹۵، ۱۹۹۵. ویندوز ۹۵ یک موفقیت بزرگ بود و تنها در چهار روز اول ۱ میلیون نسخه فروخت. جی لنو در در افتتاحیه ویندوز ۹۵ را نشان داد و مایکروسافت اخبار را پر کرد و بیل گیتس به پولدارترین مرد کره زمین تبدیل شد و برای همیشه در فهرست ماند. دو سال بعد او ۱۵۰ میلیون دلار در اپل سرمایه گذاری کرد.

موسسین ادابی، ۱۹۸۲. چارلز گشکه و جان وارنوک دو فرد دانشگاهی بودند که در دهه ۷۰ و قبل از تاسیس ادابی، در مرکز تحقیقاتی زیراکس پالو آلتو (PARC) کار می کردند. هدف و انگیزه آنها این بود که سیستمی بسازند که بتواند نوشتهها و تصاویر را به شکل صحیحی روی کاغذ صفحه بندی کند. در نهایت آنها موفق به اختراع سیستم پستاسکریپت شدند که امروزه اکثر پرینترها از آن استفاده میکنند.

موسسین ادابی چاک گشکه و جان وارنوک و استیو جابز، ۱۹۸۵. استیو جابز این دو نفر را متقاعد کرد که زبان ابداعیشان را برای راه اندازی پرینترهای لیزری به کار بگیرند. در ۱۹۸۵ لیزرایت اپل اولین چاپگری بود که با پستاسکریپت عرضه شد و انقلابی در عرصه انتشارات دیجیتال راه انداخت

این مطلب در دو قسمت نوشته خواهد شد. اگر عجله دارین کاملهاش رو اینجا ببینین یا صبر کنین من بنویسم که باحالتره!

در هر دو شنبه آخر ماه، تبلیغات رایگان داریم! وبلاگها و سایتهای زیر درخواست تبلیغ داشتن که با افتخار منتشر می شه:
اگر شما هم دوست دارین وبلاگ، سایت، سرویس یا هر چیز دیگهتون در دوشنبه آخر ماه بعدی تبلیغ بشه، به من با ایمیل jadijadi روی gmail خبر بدین. مطمئنا من در اضافه کردن یا نکردن تبلیغها به فهرست آزادم.

تمساح حالش خوبه و حیوانشناسهای دانشگاه فلوریدا دارن بهش رسیدگی میکنن. تمساح با دارو بیهوش / بی حس نشده و برای کاملا ثابت نگهداشتنش از بند استفاده کردیم. بیحسی در کرکودیلها ریسک دار و غیرقابل پیشبینی است و روشی خوب برای اینکه آروم بشه همینه که برعکس ببندیمش چون خونرسانی به مغز تا حدی مختل میشه و حیوون آروم می گیره. در حال حاضر این بهترین روش بیحرکت نگهداشتن تمساحه.

اپلیکیشن اندرویدی تقویم رنگی رنگی جزو محبوبترین تقویم های ایرانی دانلود شده، با چیزی حدود 200 هزار دانلود در چند ماه اخیر بوده است. این تقویم برای هر روز مناسبت های خاص و منحصر به فردی پیشنهاد، و رفته رفته یک شیوه ی زندگی شاد و سالم را به مخاطبین معرفی میکند.
تیم رنگی رنگی بعد از تلاش برای توسعه ی این تقویم، نسخه ی «تقویم رنگی رنگی پرو» را به بازار ارائه کرده است. این نسخه تکمیل شده تقویم قبلی است که امکانات بیشتر و بهتری به آن اضافه شده است. بعضی از امکانات جدید تقویم رنگی رنگی پرو شامل: امکان اضافه کردن یادداشت های شخصی برای هر روز و امکان ویرایش، ویجت های مختلف با رنگ ها و سایزهای متنوع، نمایش روزهای میلادی و قمری علاوه بر تقویم اصلی شمسی، و… می باشد که با رنگی ترین و شادترین ظاهر ارائه داده میشود.
امکانات تقویم رنگی رنگی به طور جزئی شامل موارد زیر می شود:
نسخه تقویم رنگی رنگی پرو باید از سایت هایاپلیکیشن ایرانی خریداری شود که قیمت آن ۱۵۰۰ تومان هست.

ما کشور عجیبی داریم. اول انقلاب گفتن همه چیز دولتی است و دولت مواظب همه مردم هست. بعد چیزها کم اومدن و یکسری کاغذ دادن دست مردم که ببرین بدین بقال به شما چیزهای لازم رو بده. بعد دیدن این سخته و دردسر داره و مسوولیت درست می کنه، گفتن دولت که رییس همه است، سهم پولش از کالاها رو می ده و شما خودتون هر چی خواستین رو ارزونتر بخرین. اما خب حیف اون پول نیست؟ پس بعدا گفتن ما سهم پولش رو نمی دیم و اتفاقا دولتی بودن خیلی بده و ما خصوصی می کنیم کشور رو و چیزها گرون می شن اما هر کی دوست داره بیاد ماهانه از دولت یک پولی بگیره و حالا هم رسیدیم به جایی که می گن اون پول رو شاید ندیم ولی به جاش یک کارت بگیرین دستتون برین بقالی هر چی ما فکر می کنیم لازمه و براتون بسه رو بگیرین (:
البته اگر فکر می کنین یک حلقه است اشتباه می کنین. سری اول دولت موظف بود به همه مردم یک کالا بده ولی الان شرکت های خصوصی به مردمی که پول دارن چیزهای بهتر رو می دن و دولت به کسایی که پول ندارن یک کالای بی کیفیت می ده یا یک پولی می ذاره تو دستشون می ذاره که بتونن شاید یک دهم چیزی که پولدارها می خرن رو بخرن و برای بقیه زندگی هم دیگه خودشون مسوولن.
به هرحال… نمودار بالا رو محمد برامون فرستاده و نشون می ده چطوری مردم عزیز میهن اسلامی مون هر ماه تو اینترنت سرچ می کنن ببینن یارانه اومده و نیومده و چه ماجراهای دیگه ای داره. سیستان و بلوچستان و ایلام و بقیه استانهای فقیر هم بالاخره سهمی در «رده های بالا» پیدا کردن و در صدر جستجوی کردن «یارانه» ایستادن و سوال ما هنوز اینه که چرا در کشوری که قرار بود عادل باشه و همه به سطح معقولی از زندگی برسن، سرمایه داری ای حاکم شده که برای پولدارهاش بوگاتی و پورش وارد می کنه و اکثریت دیگه باید ماهانه دستشون رو برای ۴۰ هزار تومن دراز کنن و تو صفهایی بجنگن که قراره توش یک وعده مرغ بهشون داده بشه.
درسته که توافق شده که آغوشمون برای سرمایه داری باز باشه اما حداقل درخواستمون اینه که مزایای سرمایهداری مثل اینترنت و آزادی بیان و عضو جهان بودن و حق زندگی شخصی داشتن رو هم برامون قایل بشن.
سایت زیبای اطلاعات زیباست که در مورد به تصویر کشیدن ایدهها، موضوعات، دانش، دادهها کار می کنه بعد از تحلیل ۲۵ راهنمای Relationship (ارتباط؟ رابطه انسانی؟ چی؟ ترجمه خوبی دارین که به تیتر بخوره بگین که جایگزین کنم. ارتباط مال communication است… ریلیشنشیپ چی می شه؟ نکنه اصلا مدتیه نداریم فراموشش کردیم؟!) از مجلات معروف این حوزه (که اکثرا سبک هستن) جملاتی رو در آورده که در حوزههایی عشق ورزیدن، بالغ بودن، عملگرایی، عقل، احترام، سکسی بودن، خردمندی و سرزنده بودن طبقه بندی شدن و وزن دهی. طبقه با رنگ مشخص شده و وزن با اندازه فونت. نتیجه این چارت زیبا است برای هر کسی که می خواد در روز ولنتاین فکر کنه که چطور می تونه رابطه اش رو فعال و قوی نگه داره.

و البته توصیه جمعهها: در صورت سکس، کاندوم فانترین، بالغترین، عاقلانه ترین، خردمندترین، سرنده ترین و عاشقانهترین ابزار شماست (: