
عکس از تظاهرات «Freedom not fear | آزادی؛ و نه ترس» برلین آلمان گرفته شده. میم گربه بداخلاق توی پوستری که لوگوی پایرت پارتی رو داره درخواست یک اینترنت جدید و آزاد و گنو رو داره چون سازمان امنیت ملی آمریکا اینترنت فعلی رو نابود کرده.
در دفاع از آزادی کیبرد

عکس از تظاهرات «Freedom not fear | آزادی؛ و نه ترس» برلین آلمان گرفته شده. میم گربه بداخلاق توی پوستری که لوگوی پایرت پارتی رو داره درخواست یک اینترنت جدید و آزاد و گنو رو داره چون سازمان امنیت ملی آمریکا اینترنت فعلی رو نابود کرده.
اگر این مفهوم عجیب که ما حق داریم به یک سطحی از کره زمین ادعای مالیک کنیم و بگیم «این تیکه خاص از این سیاره خاص مال شخص بنده است» و به هر کس هم اعتراض کرد بگیم «اینم سندش» و اگر اعتراض رو ادامه داد بدیم پلیس بندازتش زندان، براتون یک پیشنهاد خوب دارم: خرید یک جزیره.
ماجرا اینه که این جزیره رو می فروشن – تمیز دست دو، قیمت کف بازار و دور رنگ برای رخ بهتر:
![]()
قیمت؟ ناقابل ۷۵هزار دلار کانادا. واقعا ناقابل. یعنی اگر ده نفر دور هم جمع بشیم و برای فان نفری ۲۰ میلیون بذاریم صاحب این جزیره می شیم. مساحتش ۱۲هزار متر مربع است، اسمش فعلا جزیره روباهه و با ده دقیقه قایقرانی از نزدیکترین اسکله می شه بهش رسید (حالا اینکه چطوری برسیم به اون اسکله رو یک جوری باید حل کنیم بعدا). بعدا هم اسم رو عوض می کنیم هم براش پرچم طراحی می کنیم.
خب… نظرتون چیه؟ من شاید اگر واقعا توی کانادا بودم یک ایمیل به پنجاه نفر از دوستام می زدم ببینم کی پایه است جزیره داشته باشیم (: بیست تومن واقعا چیز زیادی نیست. پول یه پراید سفید (:
همین الان هم اگر از نظر قانونی بشه پایه ام. تازه می تونیم بیزنیس های جانبی بزنیم. مثلا مواد جاساز کنیم توش یا قایق بگیریم بریم کانادا با دوستامون و مطمئن هم باشیم که پلیس مرزی حوصله نمی کنه بیاد تا اینجا ما رو بیرون کنه و کم کم هم می تونیم به بهانه رفتن به بقالی به سرزمین اصلی سر بزنیم. ایده های دیگه می تونه درست کردن یک بهشت برای گیمرها باشه (البته بدون اینترنت) یا درست کردن محیط فانتزی جنگ ستارگانی یا یک مجموعه تفریحی خانوادگی یا حتی یک کمپ کمونیستی اشتراکی برای کسایی که دوست دارن تجربه اش کنن (و خودمون که بهمون خوش می گذره).
شما پایه بودین یکی از ده نفر باشین؟ شکل ادراه اش باید چی می بود؟ چه برنامه ای براش داشتین؟
ایده اصلی از این نوشته اومده که یک گروه اینکار رو کردن و دربارش نوشتن
هاها.. الان دیدم که انجمنی به اسم تکنولایف که معتقده کلوپ طرفداران سونی است اون مطلب مربوط به اینفوگرافی افراد موفق و غیرموفق رو دزدیده، اسم رو حذف کرده، لوگوی خودش رو اضافه کرده و تو اینترنت پخش کرده. بامزه اش این بود که روابط عمومی شرکت اونو برای خودم فرستاده بود. دزدهای خبیث (:
آپدیت: اشتباه از من بوده. ترجمه شون متفاوت است و قبل از اونی که من گذاشتم. ببخشید از بی دقتی. یکی از دوستان در کامنت ها توضیح داد و اصلاح کردم (:

در یک حرکت رو به مثبت، سازنده اسباب بازیهای لگو بالاخره پذیرفته که خانم ها هم دانشمند می شن و یک زن دانشمند رو به سریهای مینیفیگورش اضافه کرده. این خانم عینکی مو کوتاه چند تا محلول شیمیایی دستشه و همزمان با یک Yeti جذاب معرفی شده که موجود خیالی کوه های سرد هیمالیا است و یک بستنی یخی دستش گرفته.

از من که دوره و فقط چند ساعت و من نمی رم. ولی به نظرم اگر اصفهون هستین آ بعد از ظهرتون خالیه، سری به همایش اصفهان نرم افزارهای آزاد زدن خالی از لطف نیست. برین و جای ما رو هم خالی کنین.
مرتبط:
– بروشور روز آزادی نرم افزار
– برنامه مشابه در اصفهان – سال قبل
جای من چند وقت برگشتم خونه و دیدم برادر کوچکیم داره با هدفون روی گوشش پشت کامپیوتر خودارضایی می کنه! اومدم بیرون ولی بعدا بهش گفتم که خودارضایی طبیعی است و ببخشید که وارد اتاقت شدم ولی مساله اصلی این بود که نوع پورنش خیلی عجیب بود: [ادیت جادی: یک شکل خاص از فتیش اینجا بود که برای لینک ندادن به سایتهای سکسی، حذفش کردم]. من خودم ۲۵ سالمه و کمی از این مسایل اطلاعات دارم ولی این اولین باری که بود که با یه همچین چیزی روبرو میشدم!! تا حالا ندیده بودم! و صادقانه اینکه بشدت وحشت کرده بودم! وقتی کمی سایت رو زیر و رو کردم دیدم که این نوع از فتیش جنسی زیاد هم کم نیست و نمونه های دیگه ای هم ازش تو اینترنت پیدا کردم. مساله اینه که این شکل از فتیش هیچ ربطی به سکس نداشت و نگرانی من از اینه که اینجور فتیش ها جنبه سادیسم یا چیزی نداشته باشن و توی روحیه آینده برادرم چه تاثیری میتونه داشته باشه؟
خب باعث افتخاره که از من پرسیدی و برخوردت با برادر گرامی بسیار بسیار باعث افتخار تر. همونطور که گفتی خودارضایی یک حرکت کاملا طبیعی است و تقریبا همه انسانها انجامش میدن. بخصوص مردهای پونزده سال به بالا همه سراغش رفتن و میرن و در یک جامعه سالم هیچ نیازی نیست آدمها به خاطرش احساس گناه کنن. تنها مشکلی که خودارضایی ممکنه درست کنه اینه که به یک اعتیاد تبدیل بشه: چیزی که بقیه رفتارهای یک انسان رو تحت تاثیر قرار بده و مثلا به خاطر خودارضایی نتونی تو جامعه حاضر بشی یا به درس هات برسی یا … که خب در مورد من و تو و احتمالا برادرت صادق نیست.
برخوردت با خودارضایی کاملا معقول بوده؛ اما بحث دوم «موضوع خود ارضایی» است. اولین سوالی که مطرح می شه اینه که اصولا چیزی که برادرت داشته باهاش خودارضایی می کرده، سلیقه قوی، ریشهای، پایدار و تثبیت شده ای است؟ احتمالا خودت هم مثل اکثر آدم ها این تجربه رو داری که گاهی با چیزهای عجیبی که معمولا سلیقه اصلی ات نیست تحریک شده باشی. کاملا ممکنه یک نفر یک سکس کاملا معمولی و طبیعی رو داشته باشه اما گاهی تمایلاتش اونو به سمت چیزهای غیرمرسومتر ببره (چند وقت پیش نویسندهای در گاردین نوشته بود که چطور یک دارو باعث شده با نمونه عطر توی یک مجله خودارضایی کنه). بخصوص برای یک پسر شونزده ساله استفاده موردی از یک پورن خاص اصلا معنی اش این نیست که طرف در اکثر مواقع و برای همیشه اون سلیقه خاص رو داره و خواهد داشت. پس با یک نمونه نمی تونی بگی «فلانی فلان فتیش رو داره». این چیزها خیلی وقت ها از سر کنجکاوی است و تنوع و نه یک سلیقه دائمی و همیشگی. این نکته هم مهمه که ما باید تفاوت فانتزی و واقعیت رو بدونیم. کاملا ممکنه چیزی برای یک نفر فانتزی باشه ولی دنبال اجرای اون در دنیای واقعی نباشه. ما باید بتونیم این خط مرز رو بکشیم و بدونیم آیا چیزی برامون فانتزی است، فقط کنجکاوی است یا یک گرایش ریشهای. برای مثال می تونم بگم که مثلا رابطه با همجنس یا تبدیل شدن به جنس مخالف در سکس ممکنه برای یک نفر فقط یک کشش فکری باشه و مثلا باهاش خودارضایی کنه اما اصولا دردنیای واقعی به دنبال اجرای واقعی اش بر نیاد.
این رو گفتیم که دیدن یک چیز الزاما به معنی داشتن فتیش اون چیز نیست. اما حالا اگر یک فتیش کشش و علاقه دائمی و همیشگی باشه چی؟ یا حتی اگر یک سلیقه جدی باشه چطور؟ جواب ساده است: تا وقتی خطر نداره هیچچی! فتیش به چیزی می گیم که در دید عموم جنسی نبوده ولی برای یک آدم خاص جنبه جنسی پیدا کرده. مثلا نمونه مشهورش چرم و لاتکس است که ذاتا چیز جنسیای نیست ولی برای خیلی از آدمها تحریک جنسی به همراه داره. همینطوره پا و مثلا سیگار یا تو جامعه ما چادر. واقعیت اینه که هر نوع فتیش یک جور «انحراف از معیار آماری» است؛ درست مثل قد بلند بودن که انحراف از معیار جامعه است. فتیش چیزی است که اکثر آدم ها اونو ندارن چون اگر همه با همون تحریک می شدن اون چیز رو ذاتا یک چیز جنسی تعریف می کردیم (مثلا ما فتیش معمولی پستان نداریم چون همه قبول کردیم که پستان عضوی جنسی است) اما لازمه بدونیم که تقریبا هر چیزی که بتونی تصورش کنی حتما یک جایی فتیش یک گروهی از آدمها هست. این آدم ها صد سال قبل به هم وصل نبودن و در نتیجه وقتی مثلا مازوخ توی قرن نوزدهم کتاب یک حکایت گالیسی رو می نویسه یکهو گروه عظیمی کشف می کنن که لذت جنسی از آزار دیدن یک مریضی نیست که شخص اونها داشته باشه بلکه افراد زیادی همین گرایش رو دارن اسمش رو هم به افتخار اون آقا میذارن مازوخیسم. مدتی طول می کشه تا روان شناسی هم قبول کنه که این یک «بیماری» نیست و تا وقتی صدمه ای به کسی نزده و تا وقتی توی یک سکس سالم جواب می گیره، هیچ مشکلی نداره…. جلوتر به مفهوم سکس سالم خواهیم رسید.
همونطور که گفتم مرسومترین فتیشها چیزهایی مثل چرم یا پا هستن ولی طبق قانون ۳۴ اینترنت که می گه «اگر می تونینش تصورش کنین، پورنوگرافیاش هم درست شده» به تعداد آدمهای دنیا، فتیش هست. فتیشهایی مثل «ترکیدن بادکنک تو صورت یک دختر» تا «عطسه کردن» تا «له کردن مورچهها توسط یک دختر» تا «ترکوندن آدامس بادکنکی» و .. کلی کلی چیز دیگه. دلیل به وجود اومدن فتیش در یک نفر چندان شاخته شده نیست ولی نکته ای که الان روش تاکید هست اینه که چنین چیزی رو نمی شه سرکوب کرد یا محو کرد یا فراموش کرد. فتیشها باید شناخته بشه و بهشون احترام گذاشته بشه. اینجوری کنترل هم می شن. فرض کن یک نفر فتیش «تحقیر شدن» داشته باشه. این آدم اگر فتیشش رو بشناسه می تونه در یک رابطه سالم و معقول باهاش کنار بیاد ولی اگر سعی کنه سرکوبش کنه یا ازش خجالت بکشه یا یک عمر به لذت جنسیای که ازش خواهد برد نخواهد رسید یا اینکه در شرایط نامناسبی این رو ارضاء خواهد کرد و برداشت خودش از خودش دلچسب نخواهد شد- مثلا در شرایطی خطرناک یا در شرایطی که این فتیش از زندگی واقعی اش مستقل نیست و اگر جایی تحقیر بشه این توهم برای طرف به وجود بیاد که این آدم در دنیای واقعی هم مستحق تحقیره (در حالی که معمولا آدمهای متعادلتر با ذهنی سالمتر دنبال فتیشهای اینچنینی می رن).
بذار برای باز کردن بحث یک مثال دیگه بزنم. فتیشی هست تحت عنوان قلقلک دادن که اتفاقا – ملایمش – طرفدارهای زیادی هم داره. در این فتیش آدم از قلقلک دادن یا قلقلک داده شدن لذت می بره. بسیاری از زوجها به عنوان یک یک فورپلی (foreplay یا مغازله؟) از قلقلک دادن استفاده می کنن و از ترکیب بازخورد غیرارادی ولی در عین حال اجتماعی شده خندیدن همراه با احساس کنترل / عدم کنترلی که بهشون دست می ده لذت می برن. این ممکنه مرحله تحریک کننده یک سکس باشه یا اصولا کم کننده تنش بین دو بدن یا حتی یک فتیش مستقل که خودش برای یک نفر ارضا کننده بشه. آیا این بده؟ جواب بر می گرده به یک قاعده قدیمی:
سکس سالم سکسی است که حاوی سه عنصر باشه:
۱- اختیار: افراد با اختیار واردش شده باشن و اونو بخوان
۲- عقل: افراد مشارکت کننده در اون عاقل باشن و رفتارهای غیرعقلانی نکنن (مثلا کسی رو نکشن یا صدمه جدی به کسی نزنن)
۳- بلوغ: افراد در اون، بالغ باشن یعنی بیشتر از هجده سال داشته باشن.
می بینیم که نه فقط این فتیش مهربون و دوستانه بلکه حتی BDSM (بستن، سلطه، سادیسم، مازوخیزم) هم می تونه کاملا سالم و مورد تایید باشه. اینکه یک سکس خوبه یا نه کاملا وابسته به رعایت شروط بالا است. مشخصه که اگر یک کشش جنسی یکی از شروط بالا رو نقض کنه (مثلا انسان طرفدار تجاوز به معنی واقعی در دنیای واقعی باشه یا واقعا احساس کنه که ممکنه با یک بچه (زیر ۱۸ سال) سکس کنه) لازمه که به سراغ گرفتن کمک از یک حرفه ای بره و اتفاقا در اینصورت که باید بدونه که اگر گرایشی به چیزی داره که اصول سه گانه بالا رو نقض می کنن خطرناکترین کار اینه که تلاش کنه کلا جریان رو سرکوب کنه و اونو به لایههای پایین شخصیت پس برونه. در غیر اینصورت فتیش هر کس برای خودش محترمه و نه فقط خطری نداره که می تونه سکسی فان و جذاب رو هم در یک رابطه سالم تضمین کنه.
با همه این حرفها می رسیم به اینکه:
برخوردت به نظرم عالی بوده. اگر تونستی با برادرت حرف بزنی بخشی از این حرفها رو با تغییراتی که فکر می کنی مفیده بهش بگو و بذار خودش رو آگاهانه کشف کنه و راهش رو بشناسه. دونستن فرق بین کنجکاوی و علاقه ریشه دار، فرق بین خواستن در فانتزی و خواستن در دنیای واقعی، و فرق بین سکس در پورن و سکس در دنیای واقعی به هر کسی کمک می کنه زندگی سالم و شادی داشته باشه.
وقتی خبر از کابینه دولت امید و تدبیر باشه که «دولت استفاده از ویندوز را ممنوع کرد/ لینوکس؛ مورد تایید است» همه چیز یکهو خیلی ناامید کننده می شه.
این استدلال کاملا درسته که مشکل کشور ما یک دونه قفل نیست که یک دونه کلید بتونه بازش کنه. حالا می خواد این کلید احمدی نژاد محرومِ محروم پرستِ تایید شده در خواب فلان مرد خدا باشه (البته تا وقتی تلویزیون می گفت «افراد! احمدی نژاد خوبه» و نه زمانی که دستور رسید که «افراد! احمدی نژاد بده.») چه کلید دست روحانی باشه یا هر کس دیگه. واقعیت اینه که اگر می شد با آوردن یک نفر از داخل هر سیستمی اون سیستم رو اصلاح کرد، خب حداقل پنجاه درصد کشورها الان عقلشون رسیده بود و بهشت شده بودن (:
اما برگردیم به لینوکس.. این مصوبه حداقل به این شکل مسخره است. اول اینکه خبر رو شبکه خبر به نقل از مدیر کل ارتباطات و فناوری اطلاعات استان زنجان اعلام کرده که گفته «بر اساس آخرین مصوبه هیات دولت، تمام دستگاه های دولتی باید برای اجرای طرح مهاجرت برنامه مناسبی تدوین کنند» و البته اضافه شده که «هم اکنون تمامی ادارات کل ارتباطات و فناوری اطلاعات در سطح کشور در همه سیستم های خود از لینوکس استفاده می کنند و دیگر ویندوز در این مجموعه ها مورد استفاده قرار نمی گیرد.» و بعد هم سعی کرده کمی مفهوم نرم افزار آزاد رو توضیح بده.
کلیت جریان خوبه که بیایم روی لینوکس و دولتمردان بدونن لینوکس و نرم افزار آزاد چیه و چرا مهمه و غیره ولی گریه دار اونجاست که یک مصوبه از گروهی که فیگور اصلاح وضعیت خراب و مقابله با دروغگوی عزیز سابق رو دارن بیاد بیرون که متخصصها بدونن مهمله. اگر واقعا دولت استفاده از ویندور رو ممنوع کرده کار بسیار مسخره ای کرده. کشورهای صنعتی مثل آلمان ، شهر به شهر شروع می کنن بررسی و تلاش برای اینکه یک سازمان رو مهاجرت بدن به لینوکس و با کلی دردسر روبرو می شن. شرکتی به عظمت نوکیا زیمنس سعی می کنه فقط یک دفترش رو مهاجرت بده به لینوکس (و به دلیل مقاومت مردم در برابر تغییر، مشکلات سازگاری با فایلهای قدیمی، نیازهای خاص به نرم افزارهای خاص، عدم توان ساپورت فنی کسانی که قبلا ویندوز رو ساپورت می کردن و …شکست می خوره).
اگر هم فقط یک طرح است که خواسته در شش ماه سازمان ها نظر بدن، خبرگزاری مهمل گفته و از اونطرف اصولا چرا این مصوبه در جمع های تخصصی مطرح یا خبررسانی نشده؟ بیشترین جنبه پر رنگ این طرح برای من اینجاست که یکسری آدم که به موضوعی علاقه دارن یکسری آدم غیرمتخصص در این زمینه که قلم نوشتن مصوبه دستشونه رو دوره کنن و بگن فلان چیز رو بنویس که خیلی مهمه و اینها هم در جلسه ای که نشستن، اونو تصویب کنن – درست در تقابل با اینکه چنین طرحی در جمع های بزرگتری مطرح بشه و فکر شده تر و تحقیق شده تر و با دیدی گسترده تر به نظر کسایی که قراره امضاش کنن برسه.
درسته که لینوکس برای من جذابه و در کل از توجه بهش خوشحالم ولی این طرح به نظرم به نظرم مهمله چون نه به تجربیات قبلی نگاه کرده، نه شفافه و نه در مسیر درست.