راهنمای خرید لپ تاپ برای کسانی که از لپ تاپ چیزی نمی دونن

خرید لپ تاپ کار سختیه. کلی پول برای یک چیزی که قراره روزی چند ساعت همراهتون باشه و ازش استفاده کنین… گزینه های مختلف از کارخونه های مختلف و اسم ها و مخفف های فنی.

اما اگر کمی وارد تر بشین کار سخت تر هم می شه… کلی گزینه های ریز.. رم DDRفلان در مقابل سرعت فلان هارد دیسک و SSD و … مخفف های دیگه که فقط کسانی ازشون سر در می یارن که هر روز دنبال این هستن که چی داره توی بازار می یاد و چی داره تو سایت های فروش سخت افزار تبلیغ می شه.

پس ما آدم های معمولی چیکار کنیم؟ می گم معمولی چون خودم هم وضع خریدم درست مثل یک نفر است که از هیچ کدوم از این مخفف ها سر در نمی یاره. من از کامپیوترها سر در می یارم ولی از بازار نه و هیچ علاقه ای هم ندارم. دلیلش هم ساده است: به نظرم بازار جای تجاری است و با اینکه به تکنولوژی ربط مسقیم داره اما من می تونم تا آخر عمرم هی بخونم که رم DDR2 و DDR3 و DDR5 و DDRfolan اومدن و سرعتشون فلان قدر بیشتره و کیف هم بکنم ولی واقعا از تکنولوژی سر در نیارم و فقط بازار رو دنبال کنم. مثل کسی که ماشین دوست داره فقط به این شکل که کیف کنه که الان فلان ماشین قدرتش اینقدره. این علاقمندی یک گیک نیست.

به هرحال… بذارین حرف آخرم رو اول بزنم: خرید لپ تاپ برای ما ساده است اگر هدفمون رو بدونیم. هدف من یک کامپیوتر است که بیشتر مواقع بتونه همراهم باشه و کارهای روزمره ام که بازی های سه بعدی پیشرفته آخرین مدل توشون جای خاصی ندارن رو باهاش انجام بدم. باهاش اینترنت می رم، چیز می بینم، آهنگ گوش می دم، چیز می نویسم، چیز می خونم، برنامه می نویسم، چت می کنم، ایمیل جواب می دم و … اگر شما هم هدفتون همینه یا بهش نزدیکه، این راهنما برای شما است.

اولویت صفر

لپ تاپ تکنولوژی دائما جدید شونده است پس یک چیز خیلی قدیمی نخرین فقط چون پولتون می رسه. سعی کنین چیز ارزونتر بگیرین ولی جدیدا ساخته شده. مثل بقیه چیزهای تکنولوژی سراغ آخرین چیزهای بازار لازم نیست برین و کلی براشون پول بدین. کافیه یک چیز متوسط بازار رو هدف بگیرین و تقریبا می تونین مطمئن باشین که اکثر خواص متوسط بازار رو داره.

در ضمن باید سیستم عامل رو هم انتخاب کنین. اگر به اپل و مک بوک فکر می کنین اینها رو بخونین: چرا ممکن است شما بخواهید یک مک بوک بخرید و دلایلی که به خاطر آن‌ها نباید اپل مک بخرید. اگر به لینوکس فکر می کنین که احتمالا این راهنما برای شما نیست. این راهنما مال کسانی است که می خوان لپ تاپ بخرن ولی حوصله چیزهای عجیب و غریبی مثل سنترینو و آی سون و دوال کور و اینها رو ندارن.

اولویت اول

وزن و اندازه. اینها تقریبا تنها اولویت های من هستن. من محاله به هیچ لپ تاپ بزرگتر از ۱۵ اینچ نگاه کنم. ما یک گرایش عمومی به چیزهای بزرگ داریم و فکر می کنیم هر چقدر یک چیز بزرگتر باشه بهتره در حال یکه در عمل اینطور نیست. بخصوص در مورد لپ تاپ، لپ تاپ های بزرگتر ارزونتر هستن و اگر بگین پدر بزرگتون براتون لپ تاپ ۱۳.۳ اینچ بخره (و از لپ تاپ چیزی ندونه)‌ یکهو ذوق زده می شه که یک لپ تاپ ۱۳.۳ اینچ دیده ۱۱۰۰ دلار است ولی در همون حال یک لپ تاپ ۱۵ اینچی هم هست که فقط ۷۰۰ دلاره و با هیجان دومی رو می خره غافل از اینکه سنگین تره و کمتر قابل حمل.

پس اگر مثل من لزومی ندارین که لپ تاپ بزرگ بخرین (مثلا گرافیست نیستین یا فیلم دیدن اولویت پایینتری داره تا قابل حمل بودن)‌ به هیچ وجه سراغ لپ تاپی بزرگتر از ۱۴ اینچ نرین و ترجیحا بین ۱۲.۱ واید و ۱۳.۳ واید بخرین. دقت کنین که لپ تاپ هایی که از ۱۲.۱ واید کوچیکتر باشن کیبورد کوچیکتری دارن و در استفاده روزمره نه فقط سخت که ضرر زننده هم هستن.

بحث وزن هم بسیار مهمه. به شکل کلی یک لپ تاپ بیشتر از ۲.۵ کیلویی در زندگی روزمره واقعا سنگین به نظر می یاد و ترجیحا اگر می خواین جابجاش کنین بهتره چیزی سنگین تر از ۲.۱ کیلو نخرین. وزن ها رو هم واقعا تو اینترنت چک کنین چون گاهی مغازه ها دروغ می گن یا مثلا وزن لپ تاپ بدون باتری رو می نویسن.

پس خلاصه مهمترین بخش شد: یک لپ تاپ نسبتا به روز بخرین که خیلی بزرگ نباشه و وزنش هم سنگین نباشه.

اولویت های دوم

در رده دوم قیافه مهمه و قشنگی بدنه و راحتی صفحه کلید و رنگ و اینها. مثلا من از وینگول قرمز وسط کیبوردهای آی بی ام خیلی استفاده می کنم پس برام مهمه. یا کاملا برام مهمه که بدنه لپ تاپ به نظرم سفت برسه و مثلا اگر با انگشت یک کم قسمتی که مچ روش قرار میگیره رو فشار بدم حس نکنم که یک چیز لاستیکی شکننده داره زیر دستم تکون می خوره یا مثلا برام مهمه که کیبورد مثل آدم دگمه های حرکت در چهار جهت و Page Up و Page Down رو داشته باشه. این سخت افزار قراره بیست و چهار ساعته زیر دست من باشه پس خیلی خیلی عادی است که کیبوردش از سرعت پردازنده هم برام مهمتر باشه.

نکته مهم در اولویت ها دوم، اندازه حافظه است که بهش می گن RAM. الان خریدن هر چیزی زیر چهار گیگ ضرر است. این خیلی هم در انتخاب شما موثر نیست چون تقریبا حافظه هر لپ تاپ توی بازار رو می شه با خرجی نسبتا کم (مثلا پنجاه تومن) به چهارگیگ افزایش داد. در اصل موقع انتخاب به این دقت نکنین ولی حواستون باشه که اگر چیزی رو انتخاب کردین و کمتر از چهار گیگ رم داشت، لازمه اونو ارتقاء بدین. در زندگی روزمره من که چند تا برنامه رو با هم باز می کنم و دوست دارم کامپیوترم هی روی دیسک چیز ننویسه، رم خیلی خیلی مهمتر از سرعت پردازنده است.

اولیت های سوم

داشتن چیزهای اضافی خوبه. من ترجیح می دم کامپیوترم حداقل سه تا پورت یو اس بی داشته باشه، کارت خون داشته باشه که بتونم حافظه دوربین یا هرچیزی رو بهش بزنم و فایل هام رو کپی کنم. خروجی های متنوع تری داشته باشه و … ولی خیلی سخت نمی گیرم چون طبق همون اصل قدیمی صفرم، هر چیزی که این روزها بخرین و این روزها ساخته شده باشه یکسری ورودی خروجی استاندارد این روزها رو هم داره.

هارد هم مهمه. بزرگتر بهتر ولی تقریبا همه یک اندازه هستن: ۵۰۰ گیگابایت الان یا هر وقت بخرین تقریبا همه استاندارد شدن. البته چیزی به اسم هارد SSD هم اومده که تنها چیزیه که لازمه بدونیم! یک هارد کوچیکتر که به جای داشتن موتور فیزیکی و صفحات و اینها مثل کول دیسک کار می کنه. حجم هاش کوچیکتره و بسیار گرونتر و اگر ما دقیقا نمی دونیم داریم چی می خریم فعلا به درد ما نمی خوره (این مطلب در ماه جون ۲۰۱۲ نوشته شده!).

دنبال اینها نباشین

دنبال چیز خیلی گرون یا خیلی ارزون نباشین مگر اینکه پولتون واقعا کم باشه یا واقعا زیاد باشه.

دنبال سی دی درایو نباشین که عمرش گذشته. اکثر لپ تاپ های کوچیک در حال حذف کردنش هستن. بخصوص در دنیای لینوکس ما همه نرم افزارها رو از اینترنت نصب می کنیم و عملا هیچ احتیاجی به سی دی درایو نیست. در مورد ویندوز هم احتمالا می تونین یک سی دی درایو مشترک خارجی با دوستان داشته باشین یا برای خودتون بخرین . گرون نیست و اکسترنال بودنش باعث می شه در تمام زندگی لازم نباشه کامپیوتر کمی سنگین تر و بزرگتر داشته باشین که اگر یک روزی روزگاری لازم شد، سی دی درایو داشته باشه. به شکل خلاصه: اگر کامپیوتری که انتخاب کردین سی دی درایو نداشت، وحشت نکنین. قدیم ها که ما کامپیوتر بدون فلاپی درایو ۵.۲۵ اینچی می خریدیم وحشت می کردی. بعدش وقتی کامپیوترهای بدون فلاپی دیدیم مونده بودیم که این اگر یک روز فلاپی خواست چیکار کنیم و حالا همون احساس رو با سی در درایو داریم. سی در درایو در حال انقراض است‌ (:

پول و‌ آش

یک ضرب المثل قدیمی هست که هر چقدر پول بدین آش می خورین. در مورد آش این ضرب المثل درسته ولی در دنیای معمولی صد در صد هم صادق نیست هر چند که معناهایی هم داره. مشخصه که یک لپ تاپ سیزده اینچ یک میلیون و سیصد هزار تومنی چیزی بیشتر از یک لپ تاپ سیزده اینچ هفتصد هزار تومنی داره ولی خب باید حواستون باشه که دقیقا هم دوبرابر نیست. همیشه گفته شده که بعضی مارک ها گرونتر هستن. مثلا Sony یا Lenovo و بعضی ها میانه هستن مثلا Toshiba ولی به نظر من رفتن به بازار با دونستن مقدار پولی که دارین به اندازه کافی ایده می ده که چی رو باید بخرین. واقع بین باشین و بر اساس پولتون انتخاب کنین و ازش راضی باشین و لذت ببرین.

جمع بندی

اگر اهل جدیدترین بازی ها و کاربردهای خاصی مثل طراحی گرافیکی روی لپتاپ و فیلمسازی و … نیستین،‌ برین مغازه، لپ تاپ ها رو نگاه کنین، یک دونه بین دوازده و یک تا سیزده و سه اینچ یا اگر بزرگتر دوست دارین چهارده اینچ واید که از قیافه و بدنه و کیبوردش خوشتون می یاد رو بخرین. با دادن پول متوسط، یک چیز متوسط خواهید داشت. چیزی خیلی قدیمی یا خیلی خیلی جدید انتخاب نکنین و دقت کنین که اگر مثلا یک میلیون تومن پول لپ تاپی رو بدین که چهار سال براتون کار کنه معنی اش اینه که ماهیانه دارین بیست هزار تومن پول داشتن لپ تاپ رو می دین که به نظرم کاملا می ارزه.

خیلی خوشحال می شم اگر چیزی رو جا انداختم بگین که به متن اضافه کنم چون می خوام این متن رو همیشه به شکل یک راهنما برای خرید لپ تاپ وقتی از لپ تاپ چیزی نمی دونیم، نگه دارم.

مصرف کنید: کتاب دوهزار ساله و نشر چشمه

ظاهرا خوبه یک مطلب مستقل از اون مطلب پادکست هم در این مورد بنویسم و چی بهتر از یک ویدئو از مجموعه های مصرف کنید؟ مصرف کنید:

ویلیام نوئل توضیح می ده که چطوری اون و تیمش یک کتاب قدیمی رو با استفاده از یک شتاب دهنده ذره ای، در چهار سال ورق ورق کردن، تمیز کردن و با دقت بالا در نورهای مختلف اسکن کردن تا مردم بتونن به دست نوشته های ارشمیدس دسترسی داشته باشن. چون دانش چیزیه که باعث پیشرفت می شه.

در قسمت دوم این پست هم فقط یادآوری می کنم که کشوری هست که در سال ۲۰۱۲ توش هر کتابی که چاپ می شه رو باید بخش سانسور دولتی اول بخونه و بهش مجوز بده (و مثلا کتاب زندگی لینوس توروالدز برای اینکه شما بخونینش مناسب تشخیص داده نشده) و مستقل از این، انتشارات چشمه که یکی از بهترین انتشارات کشور است مجوزش ظاهرا لغو شده چون که کتاب هایی که برای سانسور می داده مناسب دادن برای سانسور نبودن (((: دقت کنین… بحث این نیست که کتاب بدون سانسور یا مثلا کتابی که من و شما می خوایم بخونیم ولی یکی دیگه نمی خواد ما بخونیم چاپ کرده ، بحث اینه که کتاب هایی که می فرستاده که سانسورچی بگه اجازه چاپ دارن یا نه از نظر سانسورچی بد بوده پس کلا … راستش من نمی فهمم (:

الان کمی تمرکز کردم فهمیدم! یک نفر به بقیه می گه که هر چیز خواستین فکر کنین رو اول من باید اوکی بدم و بعد اگر یک نفر خیلی اجازه بگیره که به فلان چیز می تونم فکر کنم و همه اش رد بشه ، نفر اول به این نتیجه می رسه که کلا بهتره این یارو رو از حق اجازه گرفتن برای سانسور هم محروم کنیم که اصلا به فکر کردن هم فکر نکنه. می دونم پیچیده است (: فدای سرمون… دنیا است دیگه. هر جاش یک خوبی هایی داره یک بدی هایی (: ویدئوی بالا رو مصرف کنین و لذت ببرین از ارزش کتاب برای بعضی جوامع (:

برای پادکسترها: ضبط صدای خوب با حداقل هزینه

من هفتگی پادکست های رادیو گیک رو می سازم که یک رادیوی اینترنتی است با نگاهی اجتماعی به تکنولوژی. این هفته سرم شلوغ بود و به نوشتن برنامه نرسیدم و در نتیجه گفتم حداقل این سوال رو جواب بدم که چطوری می شه توی لینوکس صدای با کیفیت خوب ضبط کرد. متن عمومی است و ربط خاصی به لینوکس نداره و در اصل به این سوال جواب می ده که چطوری می شه بدون هزینه های بالا، یک صدای خوب ضبط کرد. در چهار قسمت و یک جایزه توضیح می دم:

۱- استفاده از یک کارت صوتی اکسترنال

وقتی لپ تاپ دارین و باهاش صدا ضبط می کنین، لازمه که از یک میکروفون استفاده کنین. میکروفون استاندارد روی لپ تاپ معمولا کیفیت خوبی نداره و در حد چت صوتی طراحی شده و تقریبا همه اولین کاری که می کنیم خریدن یک میکروفون است. اما چیزی که معمولا بهش توجه نمی کنیم کارت صوتیه. کارت صوتی توی لپ تاپ کیفیت حرفه ای نداره، ما هم کارت صوتی حرفه ای لازم نداریم اما چیزی که لازم داریم یک کارت است که «خارج» از لپ تاپ باشه. با اینکار بخش زیادی از نویزهای روی مادربرد حذف می شه و کیفیت صدا حتی با یک کارت صوتی ده هزار تومنی هم به شکل قابل ملاحظه‌ای بهبود پیدا می کنه. معلومه که اگر بخواین صدا رو یک کم دیگه بهتر کنین می تونین چند صد هزار تومن خرج میکروفون و کارت صدا کنین که از نظر من هیچ لزومی نداره.

۲- کم کردن نویز دستگاه

نویز کامپیوتر رو تا حد ممکن کم کنین. هر کاری می تونه نیز ایجاد کنه. یکی از مهترین کارها اگر با لپ تاپ هستین اینه که کابل برق رو بکشین و بذارین دستگاه روی باتری کار کنه. همچنین برنامه های اضافی رو ببندین – بخصوص اگر خیلی سی پی یو مصرف می کنن – و حتی وایرلس رو خاموش کنین و مسنجرها و برنامه های باز بیخودی رو ببندین. اینکار نه فقط نویز رو کم می کنه که باعث می شه حین کار تمرکزتون هم بیشتر باشه.

۳- هاه گیر

نمی دونم اصل فنی اش چیه ولی وقتی می گیم «پ»، مقدار زیادی هوا از دهنمون خارج می کنیم که یک شنونده با گوش انسانی که در فاصله یک متری مون ایستاده اونو نمی شنوه ولی برخوردش به میکروفون یک صدای «هاه» خیلی بد ایجاد می کنه. اولین قلق اینه که میکرووفن رو کمی کج بذارین و با فاصله ای معقول. لازم نیست میکرووفن رو بکنیم توی حلقمون. روش حرفه ای ها اینه که یک ابزار بخریم که جلوی میکرووفن نصب می شه و مثل یک صفحه است که جلوی رد شدن این هوای اضافی رو می گیره. روش کم خرج هم اینه که همون صفحه چند صد هزار تومنی رو خودمون بسازیم: یک چوب رختی رو کج و کوله کنیم و ازش یک حلقه درست کنیم و بعدش یک جوراب شیشه ای زنونه رو بکشیم روش و اونو بین دهنمون و میکروفون قرار بدیم. اینجوری صدا از جوراب رد می شه ولی اون حجم زیاد هوای ناشی از گفتن حروفی مثل «پ» به میکروفون نمی رسه.

توضیح از مه رود: تو انگلیسی به “هاه گیر” pop filter یا pop shield میگن. تو فارسی هم من پت گیر شنیدم، شاید چون هم “پ” و هم “ت” همین مشکل رو ایجاد میکنن. جلوی تف رو هم میگیره.

امیرحسین: من پدرم استودیو ضبط فیلم داره واسه همین با این ” هاه گیر ” که گفتی آشنام!
بهش میگن ” بادگیر ” !

۴- نویز گیری

نویز گیری دو بخش جدا است: پیدا کردن نویز و گرفتنش! اما بذاریم همراه این قلق یک قلق دیگه رو بگم: برنامه ضبط صدا رو که باز کردین، قارتی شروع به ضبط نکنین. همیشه قبل و بعد از متن اصلی، ده ثانیه خالی ضبط کنین. یعنی دگمه شروع ضبط رو بزنین و بدون اینکه حرف بزنین اجازه بدین برنامه چیز ضبط کنه. ده ثانیه ای صبر کنین. اولا می بینین که چقدر نویز در حال ضبط است (اگر در حینی که حرف نمی زنین نوار کلفت است یعنی ولوم میکروفون رو باید کم کنین چون عملا دارین نویز قوی ضبط می کنین) و ثانیا معیاری دارین برای حذف نویز. حذف نویز در برنامه ای که من استفاده می کنم (Audacity) یک عمل دو مرحله ای است. در مرحله اول باید اون ده ثانیه که بدون حرف زدن ضبط شده رو انتخاب کنید و از بخش Noise Removal گزینه Get Noise Profile رو انتخاب کنید:

حالا برنامه آوداسیتی پروفایل نویز سیستم شما رو داره. اینبار باید همه صدا رو انتخاب کنید (ctrl+a) یا اصولا انتخاب نکردن هیچ چیز و دوباره به بخش Noise Removal برین و اینبار نویز رو حذف کنین. دقت کنید که در تصویر بالا من صدای میکروفون رو زیادی بلند کردم و حتی وقتی حرف نمی زنم و هم مقدار زیادی نویز توی سیستم هست.

۵- محتوای خوب تولید کنید

یک پادکست به خاطر میکروفون خوبش پادکست نمی شه. یک پادکست خوب به خاطر محتواش است که گوش داده می شه. هی قول ندین که به زودی شماره دوم رو منتشر می کنین و شماره اول رو هی عقب نندازین که میکروفون بخرین. قالب و اجرای خوب خوبه ولی محتوا است که حرف اول رو می زنه. به هر حال برای یک آویدیوفیل که به خاطر صدای خوب به چیزی گوش می ده، کیفیت پادکست شما وحشتناک پایینه پس برای کسانی مطلب تولید کنین که دنبال شنیدن محتوای حرفتون هستن.

نکته جایزه

این تجربه شخصی ام است: من هی ضبط رو قطع و وصل نمی کنم. یک ضرب ضبط می کنم و بعدا توی ادیت بخش هایی که نمی خوام یا دوباره خوندم رو حذف می کنم. روش راحت کردن کارم هم اینه که هر جا فکر کردم خراب شده و باید از چند جمله قبل بخونم، محکم توی میکروفون فوت می کنم، چند لحظه صبر می کنم و از سر پاراگراف یا جمله ای که خراب شده ادامه می دم. فوت؟ فوت مال اینه که بعدا موقع ادیت راحت اونجای صدا دیده می شه و می دونم که باید اونجا رو ادیت کنم (: می شه بهش گفت فوت کوزه گری من‌ (:

اگر پادکست دارین توی کامنت ها بگین که اضافه کنم به فهرستی که این زیر قراره تشکیل بشه و رادیوهایی هستن که من گوششون می دم:

گم کردن سوراخ دعای سانسور

سلام جادی خسته شدم از بس مطالب تو رو تو گودر خوندم خواستم رو لینکت کلیک کنم دیدم فیلتری ! بابا یه کاری بکن از این فیلترینگ در بیای دیگه فکر نکنم برای تو کاری داشته باشه ! بد جور عصابم داغون میشه ! من دوست دارم به مطالب خوب کامنت بزارم اما!

جواب: سوراخ دعای این جریان من نیستم (: عمو سانسورچی است که نون خانواده اش از خفه کردن صدای دیگران در می یاد (: اگر قراره کاری کنی یا غری بزنی یا دعایی نثار کنی باید به سمت اون باشه…

دقیق ترین و کامل ترین آموزش هک کلاه سیاه: نفوذ به سرورها

اگر مطلب اخیر من در نارنجی در مورد هکرها و کلاه هاشون رو خونده باشین می دونین که ما اقسام و انواع هکر داریم. اصولا که هکر معنی ای بسیار فراتر از کامپیوتر داره ولی در بحث امنیت کامپیوتر هم اطلاق «هکر» فقط به کسی که پسورد می دزده و به سرورها نفوذ می کنه اشتباه اما به هرحال.. خیلی ها هستن که دوست دارن «هکر» بشن و به سرورهای بقیه نفوذ کنن و من اینجا هستم که این رو به شما آموزش بدم. شاید براتون جالب باشه ولی کل این آموزش یک خطه:

بهترین و تنها روش نفوذ به سرور:
یک مشکل امنیتی پیدا کنین و از اون طریق داخل بشین

خسته نباشین مطلب تموم شد (:

البته اگر بازم سوال دارین در خدمتتون هستم.

مشکل امنیتی رو از کجا پیدا کنیم؟

اول بگم که مشکلات امنیتی رو توی کتاب ها ننوشتن و توی کلاس ها هم درس نمی دن. اگر واقعا هدفتون نفوذ به یک سرور است باید باهوش تر / با تجربه تر از این باشین که فکر کنین واقعا یک راهی برای نفوذ به سرورها هست که قبلا استفاده شده و توی یک کتاب هم نوشتنش و بعد هیچ کس هم به نویسنده اون برنامه نگفته و حالا یکی تو کلاسی توی ایران از شما پول می گیره که اونو به شما یاد بده یا مثلا یک نفر دیگه اونو توی یک کتاب نوشته (و شاید یکی دیگه اون کتاب رو ترجمه کرده)‌ و شما شانس آوردین که قبل از صاحب سرور/برنامه این کتاب رو خوندین و می تونین از طریقش به جایی نفوذ کنین.

شما یا باید به اندازه کافی حرفه ای / باهوش / پر تلاش باشین تا خودتون مشکلی رو کشف کنین که قبلا هیچ کس کشف نکرده و در نتیجه حل هم نشده و از طریقش می شه به یک سرور نفوذ کرد. در صورتی که واقعا چنین کشفی کردین پیشنهادم اینه که اونو به شکل یک مقاله معتبر توی یک کنفرانس معتبر ارائه بدین و تا آخر عمر به عنوان یک متخصص امنیت و هکر معتبر شناخته بشین و نه یک نفر که گوشه خونه اش نشسته دلش خوشه که به یک سرور نفوذ کرده یا یک نفر که گوشه زندان داره عمرش رو تلف می کنه.

یک راه میانه هم هست: مشکلات قدیمی که حالا حل شدن رو یاد بگیرین و دنبال سایت هایی بگردین که مدیر سیستم های تنبلی دارن که این مشکلات رو حل نکردن یا برنامه نویس های بی سواد، سمبل کن و تنبلی که اون مشکلات رو توی برنامه هاشون تکرار کردن و بعد اگر به چنین مواردی برخوردین اون سایت رو هک کنین. با اینکار تبدیل می شین به یک بچه اسکریپتی که کارش استفاده از نتیجه کار بقیه است و اجرای برنامه های «هک» (: اوه.. در این موارد معمولا خودتون قربانی کسی هستین که برنامه هک کننده ای که شما باهاش سایت های آپدیت نشده و قدیمی رو «هک» می کنید رو نوشته.

توش پول هست؟

نه. توی نفوذ به سرور پول چندانی نیست. حتی شغل «متخصص امنیت / تست نفوذ / ….» هم پول خیلی زیادی نداره در مقابل زحمت و بازار سختش. قصه هایی مثل اینکه فلان شهر همه از دزدی کارت اعتباری پولدار شدن و فلانی کارش نفوذ به سرور و فروش اطلاعات است و فلان فروم مخفی که توش اکانت بانک مردم معامله می شه رو جدی نگیرین. چنین اطلاعاتی لو می رن و فروش هم می رن اما سود نهایی بسیار کمه چون مقدار پول در جهان ثابته و انواع و اقسام سیستم ها هستن برای پیگیری چنین موضوعاتی. اگر کسی پول زیادی به دست بیاره معنی اش اینه که کسی پول زیادی از دست داده (یا کسان زیادی هر کدوم پول کمی از دست دادن) و سیستم های کامپیوتری دائما مشغول بررسی این موارد هستن و تشخیصشون می دن و از روی لاگ ها به راحتی قابل ردیابی است.

چجوری گوگل / یاهو / … رو هک کنم؟

اینکار در عمل غیر ممکنه. این سیستم ها بسیار پیشرفته هستن با کلی کارمند برای مقابله با هک شدن. کاری که می تونین بکنین اینه که یک صفحه شبیه صفحه گوگل درست کنین و برای دوستاتون لینکش رو بفرستین تا توشون لاگین کنه و شما پسوردش رو بدزدین. یا اینکه ازشون بخواین رو کامپیوتر شما لاگین کنن و پسوردشون رو ذخیره کنین و اینجور کارهای غیرشرافتمندانه اما اگر بحث کار فنی است، روی اینجور سایت ها حساب باز نکنین (:

پس من چیکار کنم؟

قدم به قدم جلو برین و چیز یاد بگیرین. آدم معتبری بشین و کارهای خوب بکنین. ادعای «من هکرم» برای دوستانی که از این چیزها سر در نمی یارن ممکنه شما رو باحال جلوه بده ولی در طولانی مدت دچار پدیده ای می شین که من بهش می گم «از خود جلو افتادن». همون مشکل کلاسیکی که توش شما تظاهر می کنین به کردن کارهایی که از سطح خودتون بالاتره و این باعث می شه هیچ وقت جرات نکنین یکبار دیگه از پایه شروع کنین و پیش برین. مجبورین دائما بگین «اینو بلدم» و این خطرناک ترین چیز برای چیز یاد گرفتن است. از کاری که می کنین لذت ببرین و قدم به قدم توش پیش برین (: بقیه رو هم کپی نکنین چون به اندازه کافی «بقیه» داریم (:

بسیار مرتبط: مقاله چگونه هکر شویم یک هکر واقعی (اریک ریموند) رو بخونین

اگر سوال دیگه ای هست که جا افتاده تو کامنت ها بگین که جواب بدم (:

جدول نمودار سرعت دانلود در ایران در مقایسه با جهان

اخیرات سایت نت ایندکس بر اساس آمار سایت speedtest.net سرعت دسترسی به اینترنت در کشورها رو رده بندی کرده. البته سرعت اعلام شده دانلود در ایران چیزی در حدود ۱.۳ مگابیت بر ثانیه است یعنی تقریبا سرعت دانلود ۱۳۰ کیلوبایت (: معلومه که دوستانی می رن سرعتشون رو چک می کنن که دوست دارن اسکرین شات بگیرن و گزارش بدن که سرعتشون صد و سی کلیوبایت است!

اما با این تفاصیل هم، ایران اسلامی مون در سرعت دانلود از بین ۱۷۴ کشور جهان رتبه ۱۶۴ رو کسب کرده (دهمی از آخر). کشورهای بوتان، زامبیا، سوریه، سودان و بولیوی از ما پایینتر هستن و ما زیر کشورهایی همچون بوتسوانا، فلسطین، ازبکستان، تانزانیا، موزامبیک، رواندا، کامبوج و … قرار گرفتیم.

در بخش آپلود هم با حضور افتخاری در زیر آروبا، زامبیا، مالدیو، دومنیک، بنگلادش و البته جزایر سلیمان و کشوری به اسم نامیبیا رتبه ۱۴۶ جهان رو مال خودمون کردیم.

تقریبا بی ربط: نسخه جدید گنو/لینوکس مورد استفاده من یعنی فدورا امروز منتشر می شه. متاسفانه امروز به وقت آمریکا که برای ما می شه امشب. (:

مصرف کنید: بهترین درخواست عروسی

یک پروپوزال عالی برای عروسی… دوست دخترش رو دعوت می کنه به خونه پدر مادرش، بعد برادرش از دختره می خواد برای «گوش کردن به یک آهنگ» به پشت ماشینش بیاد و اونجا بشینه و هدفونش رو به گوشش بزنه و بعد حدود شصت نفر از بهترین دوستان پسره یک شوی عالی پشت ماشینی که آروم در حرکته اجرا می کنن.

ویدئو رو ببینین:

ارزش دیدن داره. اشک توی چشم ها جمع می کنه و البته آدم هر لحظه منتظره گشت ارشاد بیاد جلوشون رو بگیره که اخلاقیات جامعه شون تذهیب بشه (:

آش سوریه اینقدر شور شد که ظاهرا دیگه آشپز هم فهمید

به گزارش الجزیره، حکومت ایران کشتار پریروز مردم سوریه رو محکوم کرده و درخواست کرده که «مسببین»‌ این «حرکت تروریستی» پیدا و مجازات بشن.

ظاهرا بعد از سال ها حکومت بدون انتخابات آزاد، تخریب مسجد، قتل عام مردم، حمله با تانک به شهرها و گلوله باران و شکنجه و مثله کردن و … بالاخره شوری آش باعث شده دوستان فاز «چیزی نشده که» رو وا بدن و حداقل برن سراغ اینکه «بدجنس ها دارن خودشون رو می کشن که برادر بشار اسد و حزب دوست و برادر بعثی اش رو بدنام کنن».

حداقل الان دیگه حرفمون یکی شده: عامل کشتار و شکنجه و بدبختی مردم باید مجازات بشه.