فرصت شغلی پی اچ پی، زند، سیمفونی، طراح، اندروید، آی او اس و یونیتی برای طراحی بازی

این فرصت کاری رو گرفتم و به نظر جالب می یاد… اگر حوزه کاری من بود حتی شده به خاطر خوراکی های خوشمزه حتما سعی می کردم حداقل مصاحبه رو برم.

ما مدتی هست که در «تاد» دنبال چند تا همکار میگردیم که برای بزرگ کردن کار کمکمون کنن. استایل کارمون استارت آپی هست و تا بحال روی دو تا پروژه که ممکنه اسم هاشون رو شنیده باشین به نامهای سیبچه (بازار برای آی-او-اس) و فروت کرفت (یک بازی اجتماعی برای موبایل) کار کردیم. میخواستم اگر براتون امکان داره این موقعیت ها رو اعلام کنین که شاید از طریق شما همکارمون رو پیدا کنیم.

فرصت های شغلی تمام وقت برای توسعه دهنده و طراح یو آی/یو ایکس

  • برنامه نویس وب به زبان PHP و آشنا با فریم ورک هایی مانند Zend یا Symfony
  • طراح صفحات وب، آشنا با اشتباهات رایج در تجربه‌ کاربری و تکنولوژی های رایج پیاده سازی این صفحات CSS HTML Javascript
  • برنامه نویس موبایل آندروید یا iOS، آشنا با ارتباطهای اینترنتی در آندروید، علاقه مند به تولید اپ های کاربردی پر طرفدار
  • برنامه نویس علاقه مند به تولید بازی و آشنا به Unity

کار اینجا چجوریه؟

  • همیشه چالش های جدید برای حل کردن وجود داره…
  • نظر شما توی تیم مهمه، محیط صمیمانه ست و توی مراحل ایده پردازی و طراحی سهم عمده ای دارین.
  • بچه های ما اگر مشکلی بخورن، میتونن تا حد خوبی گلیم خودشون رو از گوگل بکشن بیرون…
  • اونایی که اینجا هستن، همونایی هستن که اگر حقوق هم نگیرن به عنوان تفریح هم برنامه نویسی میکنن. آپدیت: منظور از این نوشته این نیست که حقوق نمی دیم بلکه نشون می ده که کسایی که اینجا هستن فقط دنبال یک شغل نیستن بلکه از کاری که می کنن لذت می برن
  • همیشه خوردنی های خوشمزه داریم.
  • محلمون بالای سید خندان هست و عموما از ۹ و نیم الی ۶ هستیم.

چجوری اپلای کنیم؟

شرح حال کاری و سابقه تون رو به همراه شماره تماس بفرستین به jobs@todco.ir یا jobs@sibche.ir. ما باهاتون برای یه جلسه‌ مصاحبه تماس میگیریم که هم شما و هم ما با هم آشنا بشیم.

جادی تی وی شماره ۰۰۲ – اتصال دامین و دی ان اس و هاست به همدیگه برای داشتن یک وبسایت

در شماره دوم جادی تی وی، سراغ اینترنت می ریم. قراره در چند قسمت نگاهی بندازیم به تکنولوژی‌هایی که اینترنت رو می چرخونن و اولیش اینه که چطوری یک دامین به یک هاست وصل می شه تا یک سایت روش بالا بیاد. در این قسمت دامین خودمون رو از طریق یک دی ان اس رایگان وصل می کنیم به هاست و آپاچی رو کانفیگ می کنیم تا به اون هاست جواب بده. در قسمت بعدی سراغ آرشیو رادیو چهرازی خواهیم رفت تا با ابزارهای ساخت سایت‌های استاتیک، یک آرشیو باحال و مدرن بسازیم.

متاسفانه در بخش اول صدا بلندتر از بخش دوم است و کیفیت کل صدا هم خرابه (در یک مرحله صدا خراب شد و دیگه درست بشو نیست – بک آپ بگیرین!) و دو سه تا اشکال فنی دیگه ولی نسبت به قبلی حسابی بهتر شدیم و بهتر هم خواهیم شد. شماره بعدی خیلی سریع می یاد.

شما به جلسه ۲۰۰ تهران لاگ دعوت هستین

لاگ‌ها یکی از جاهای زنده بودن و فعال بودن دنیای آزاد هستن: گروه‌های کاربری شهرها. تهران لاگ که از خیلی وقت قبل به همت بچه‌های آزاد شروع به کار کرد، حالا به جلسه دویستمش رسیده و این هفته چهارشنبه از ساعت شش تا هشت عصر توی حوزه هنری این عدد رو جشن می گیره؛ آدرس حوزه هنری هست: خیابان سمیه، نرسیده به خیابان حافظ، حوزه هنری.

شما هم مثل هر آدم دیگه ای می تونین به این جلسه برین و با لینوکسی ها گپی بزنین و اگر خواستین توی کارگاه برنامه نویسی یا مونگو دی بی، اسکریپت نویسی با بش، کمپایل کرنل شرکت کنین و حتما هم سری به اتاق گپ و گفت بزنین و خوش بگذرونین. من قرار بود باشم و حرف هم بزنم ولی تولد عروسی یکی از دوستای خیلی خوبم همزمان شده با همون روز و احتمالا حضور نخواهم داشت ولی شدیدا توصیه می کنم که توی جشن شرکت کنین چون کیک لینوکسی‌ها رو خوردن، شگون داره!

برای اطلاعات بیشتر به سایت تهران لاگ مراجعه کنین.

اصل دوم جادی: احتمال اینکه شما بیش از حد خوش‌شانس باشین خیلی کمتر از اینه که یک کلاهبردار به سراغ شما بیاد

estekhare

اگر یادتون باشه اصل اول جادی می گفت شما در مسابقه ای که شرکت نکرده اید، برنده نمی شین؛ یعنی اگر هیچ وقت در قرعه کشی جزیره گولاگولا شرکت نکردین ولی یک ایمیل دریافت کردین که در اون قرعه کشی برنده خوش شانس بودین احتمالا یک کلاه برداری در جریانه. البته این اصل زیر مجموعه ای از یک قاعده بزرگتر است که می گه پول الکی از هیچ جا تولید نمی شه.

حالا این اسمس منو یاد اصل دوم انداخت: احتمال خوش شانسی غیرعادی من خیلی کمتر از احتمال حضور یک کلاهبردار در ماجرا است. احتمال اینکه من بیش از حد خوش شانس باشم و یک نفر که سه کیلو طلا پیدا کرده و سواد درست و حسابی هم نداره و استخاره کرده از قرآن یک شماره موبایل پیدا کرده (؟!!) و صاف تلفن من بوده و می خواد اون طلا رو به قیمت خیلی کمی به من بفروشه، بسیار بسیار بسیار پایینتر از این احتمال است که یک نفر به هزاران نفر اسمس زده باشه که طلا پیدا کرده و انتظار داشته باشه چند نفری ریپلای بزنن و به یک کلکی یک پولی ازشون بگیره که بیاد تهران طلاها رو تحویلشون بده (: نمونه دیگه این کلاهبرداری وقتی است که یک تاجر آفریقایی اتفاقی به شما ایمیل زده که پول هاش رو به کمک شما وارد ایران کنه یا دختر وزیر سابق نفت نیجریه از شما خواسته حین ازدواج باهاش، حساب‌های بانکی پدرش در سوییس رو هم نجات بدین.

تازه من تو این بحث وارد احتمال اینکه اگر من بخوام شغلم رو به قاچاقچی طلای باستانی تغییر بدم چقدر شانس موفقیت دارم وارد نشدم چون اصولا در اون حوزه تخصصی ندارم و تعاریف فلسفی موفقیت برای یک مال‌خر غیر حرفه ای پیچیده است.

پس خیلی فشرده یادمون نگه می داریم که «در قرعه کشی ای که شرکت نکردیم برنده نمی شیم» و «احتمال خوش شانسی بیش از حد ما خیلی کمتر از احتمال حضور یک کلاهبردار است» و البته همیشه حواسمون هست که هر ادعایی مثل «تو هرم پول ریخته» رو به محک عقل بزنیم که می گه «پول الکی از هیچ جا تولید نمی شه» چون ظاهرا اونی که شغلش اینه که نذاره این چیزها در جامعه بچرخن فعلا درگیر جلوگیری از ورود زنان به استادیوم‌های ورزشی و دستگیری کسایی که اونطور که دوست داره لباس نمی پوشن و فرستادن وبلاگنویس های نارنجی به زندان های طولانی مدته و دزدها راحت اسمس می فرستن که «بیاین ما بهتون جنس قاچاق بفروشیم».

پی.نوشت. بله بله گوشی رو الان می زنم به شارژ!

در مورد نارنجی حرفی برای زدن نیست

وقتی طرف می گه:

برقراری ارتباط با اعضای شبکه‌های رسانه‌ای معاند نظام اسلامی و طراحی و به روزرسانی سایت‌های آموزشی شهروند خبرنگار به سفارش شبکه‌های خبری غربی و دریافت بودجه از آنان

انتظار دارین چی بگیم؟ که «خب جرم چیه؟» واقعا مگه لازمه کسی اینو بگه؟ حتی اگر قبول کنیم که «برقراری ارتباط با اعضای شبکه های رسانه ای فلان» داشتن خب مگه این جرمه؟ یا مثلا ساخت سایت آموزش شهروند خبرنگاری به سفارش بهمان؟ مگه منبع سفارش جرم رو مشخص می کنه و مگه اصولا جایی از قانون گفته که اگر یک خبرگزاری خارجی کاری سفارش داد، انجام دهنده اش مجرمه؟ اگر کسی کاری غیرقانونی کرده می تونستن بگن ولی بعد از اینهمه روز زندان و بی خبری و … می گن «بعضی هاشون اعتراف کردن» و حکم ها هم چیزی است که احتمالا خود طرف اصلا درکی ازش نداره و تناسبش با «جرم» ادعا شده فقط وقتی معنی پیدا می کنه که حکم داره می گه «ما زورمون می رسه و همه تون باید ساکت باشین»… واقعا کسی می دونه یازده سال یعنی چی؟ وقتی اصلا اسمی از جرمی نیست کجای قانون رو باید نگاه کنیم که ربط اون «جرم» با «مجازات» چیه؟ بگذریم… حرفی برای زدن نیست.به سادگی یک جای عالی رو از هم می پاشن و باید پرونده ای درست بشه و کسی هم که حق نداره چون و چرا کنه. حرفی هم نیست… فرمون دست دوستان است و هر جوری برونن، خاطره اش همیشه خواهد موند. همونطور که بازداشت زنانی که دوست دارن والیبال ببینن و زندان رفتن زیباکلام چون با سیاست های هسته ای مخالف بوده خاطره ای تلخ می شه از دورانی که فرمون دست دوستان بوده.

فراموش نکنین که تا چهل روز دیگه اوبونتو وان تعطیل می شه

خبر بدی بود و ممکنه بعض ها رو تحت تاثیر قرار بده! اوبونتو وان تا ۳۱ جولای بیشتر فعال نیست و بعدش فایل هاش پاک می شه. الان فقط چهل روز مونده و لازم دیدم یادآوری کنم که اگر از این سرویس استفاده می کردین و هنوز فایل ها رو ازش بر نداشتین باید به یکی از روش های دریافت یک‌جا، انتقال به موور.آی او یا دانلود تک تک یکی رو انتخاب کنین و با این سرویس خداحافظی کنین؛ چهل روز برای بک آپ گرفتن زمان کمیه و مثل برق و باد خواهد گذشت.

همه گاهی اسکولن پس باید همیشه مواظب حملات فیشینگ باشیم

فیشینگ یا ماحی گیری حمله ای است که تو اون شما رو اسکول فرض میکنن و بهتون حمله می کنن. واقعیت هم اینه که خیلی از ما اسکول هستیم!

  • بعضی وقت ها اسکول هستیم چون یک چیزی رو بلد نیستیم؛ مثلا اسکولی من توی مکانیکی که اگر طرف بدجنس باشه راحت سرم کلاه می ذاره
  • بعضی از ما اسکول هستیم چون با احتمال منافع مادی همه چیز یادمون می ره؛ مثل اون گروه از فعالین حقوق بشر که وقتی یکی الکی بهشون می گه از سیستم های هرمی می شه پولدار شد و سریعا می رن هرمی می شن
  • بعضی از ما اسکول هستیم چون خسته یا مستیم و باید بدونیم که در این شرایط مغز درست کار نمی کنه
  • بعضی ها اسکول هستیم چون انسان هستیم و انسان از نظر فیزیولوژیک تکامل پیدا کرده تا به راحتی دروغ هایی که در مورد یک خطر بزرگ می شنوه رو بپذیره؛‌ مثلا اگر به شما بگن گوگل داره اکانت شما رو می بنده سریعا حاضرین هر جایی لاگین کنین!

خلاصه اینکه اسکول بودن بد نیست و همه در یک چیزهایی اسکول هستن! گفتن اینکه من همه چیز رو می دونم مسخره ترین کاره! حالا چی؟ حالا باید مواظب حملات ماحی گیری (فیشینگ) باشیم… حملاتی که توشون سعی می کنن در یک شرایط غیرعادی خودشون رو یک چیز دیگه جا بزنن و از شما بخوان پسوردتون رو بهشون بدیم. بذارین مثالی رو به اشتراک بذاریم که مهدی برام فرستاده. مهدی یک ایمیل گرفته که ظاهرا از طرف همکارش بوده و می گفته این فایل رو چک کن. بعد اگر رو فایل کلیک می کرد یک پیام می گفت «جیمیل شما کلاسیک است و باید وارد جیمیل مدرن بشین» و این صفحه رو نشون می داد:

phishing

اگر مهدی در اون لحظه به هر دلیلی اسکول بود، حتما اینجا لاگین می کرد و یوزر و پسوردش رو به دزدهای خبیث دروغگو می داد ولی خوشبختانه سر حال بود و سریع از نوار ابزار فهمید که توی google.com نیست و اینم متوجه شد که این یک فایل پیوست است و اینم دونست که اگر تو ایمیل است غیر ممکنه گوگل با یک پنجره پاپ آپ بهش بگه «پسوردت رو بده».

ما هم باید مواظب باشیم و فقط در صورتی لاگین کنیم که دلیلی عقلی براش باشه و آدرس دقیقا جایی باشه که خودمون خواستیم واردش بشیم و این رو هم بدونیم که گوگل هیچ وقت با ایمیل پسورد ما رو نمی پرسه.

——–

* ماحی گیری ترجمه Phishing است که کلمه‌ای است شبیه Fishing یا ماهی‌گیری. در این حملات تلاش می شه با گذاشتن یک طعمه شما رو گول بزنن و در حالی که فکر می کنین در سایت اصلی هستین (در مثال بالا جیمیل)، اطلاعات خودتون رو دو دستی تقدیم کسی کنین که سایتی بسیار شبیه سایت اصلی ساخته و شما رو به با یک کلک خبیث، به اونجا کشونده.

مصرف کنید – ورود زنان به ورزشگاه ممنوع

این ویدئوی قشنگی است که توش اعضای تیم والیبال ایتالیا می گن که امیدوارن تو ایران زن ها هم بتونن بیان ورزشگاه و بازی ها رو ببینن. جالبه که صحنه‌های همراهش، خانم هایی هستن که در ایتالیا دارن بازی رو می بینن و به ما یادآوری می کنن که اینکه «اگر خانم ها برن ورزشگاه وای وای وای» دروغه.

من اولین بار، این دروغ رو توی پارک آبی دوبی حس کردم. اونجا زن و مرد و مسلمون و غیرمسلمون و محلی و خارجی و هر انسان دیگه مثل آدم اومده بودن برای تفریح و نه تجاوزی در جریان بود نه دیوانه شدن مردی از شهوت و نه حتی به جز ما ایرانی ها، کسی مشغول چشم چرونی بود. اون روز بیشترین چیزی که با خودم تکرار کردم این بود که «پس یک عمر به ما دروغ می گفتن». ویدئو رو ببینین و لذت ببرین و یادتون باشه که یک زمانی در انگلیس بین تماشاچی ها و زمین فوتبال توری های فلزی بود ولی فقط توی یکی دو سال وضع به جایی رسیده که حالا هر تماشاگری که بخواد می تونه با چند قدم خودش رو به داخل زمین فوتبال برسونه.