رادیو گیک شماره ۱۲ – معلومه خب شلیته!

رادیویی برای کسانی که تکنولوژی براشون فقط تلاش دائمی برای خوندن و حفظ اینکه فلان مدل فلان چیز فرقش با فلان مدل بهمان چیز چیه و تو بازار چنده و شایعه اینکه قراره کی مدل فلانترش بیاد نیست و ترجیح می‌دن یک پله عمیق تر بشن و تو تقاطع تکنولوژی و جامعه، دغدغه‌های انسانی‌شون رو مطرح کنن. رادیو گیک برای گیک های سرگردان در تقاطع جامعه و تکنولوژی.

توجه: این شماره حاوی کلمات و اخباری است که شنیدن آن ها برای افراد زیر ۱۳ سال بدون نظارت والدین توصیه نمی شود.

توجه ۲: یک جا می گم پی.اس.تری مال مایکروسافت است. اشتباهه. ایکس باکس مال مایکروسافت است. ادامه می دم که مایکروسافت نوآوری نداره. حرف من نیست حرف سایت معتبر فوربس است و اتفاقا من هم به کینکت فکر کردم ولی منظور از نوآوری نداشتن یعنی هیچ چیز جدیدی رو نساخته که بگیره. ایده کینکت بچه وی حساب می شه. منظور چیزی است شبیه کتابخون الکترونیک، موبایل بدون صفحه کلید، تبلت، …

[audio:http://jadi.net/audio/jadi-net_radio-geek_012_maloome-khob-shalite.mp3]

یا از اینجا دانلود کنید و اگر به دلیلی نامشخص، کشورتان رادیوگیک را سانسور می کند، با نثار رحمت برای رفتگان سانسورچی، از جای دیگه اونو بگیرین یا به احترام آزادی نسخه OGG اون رو دریافت کنین.


آرس اس اس رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

اخبار

خریده شدن یامر توسط مایکروسافت

مایکروسافت با خرج کردن ۱.۲ میلیارد دلار، یامر رو خریده. یک شرکت تازه تاسیس که تازه چهار سال قبل شروع بکار کرد و به شرکت ها اجازه می ده که شبکه های اجتماعی خودشون رو بسازن. یامر که در سال ۲۰۰۸ تاسیس شد الان بیشتر از ۲۰۰هزار مشتری و ۵ میلیون کاربر عضو داره که بهشون اجازه می ده متن، لینک، فایل و غیره رو بین کارمندان بر اساس چارت های سازمانی به اشتراک بذارن. مشتری های این شرکت اسامی عظیمی مثل فورد، ال جی، ودافون، ای بی و نارنجی هستن! مایکروسافت گفته سرویس رو تغییر خاصی نمی ده ولی کم کم امکان استفاده از آفیس، اسکایپ ، اسکای درایو و مایکروسافت دینامیکس رو بهش اضافه می کنه. دیوید سکس مدیر عامل یامر که حالا ۱.۲ میلیارد دلار ارزش داره گفته «چهار سال پیش که شرکت رو درست کردیم می خواستیم کار بزرگی بکنیم. هدف ما تغییر شیوه کار از طریق شبکه های اجتماعی بود.»

و آقا کوچیکمون توروالدز بازهم حماسه آفرین

توروالدز رو همه می شناسیم. یک آدم راحت که به نظراتش صادق است و باید بگیم اگر فقط به خاطر کرنل حق نداشتیم بهش بگیم بهترین برنامه نویس جهان به خاطر گیت هاب دیگه باید بهش این عنوان رو بدیم. ایشون بعد از گرفتن جایزه هزاره در دانشگاه آلتوی فنلاند یک سخنرانی داشت که لینکش رو می ذارم.. خوبه یکساعت رو گوش کنین چون قشنگه و حرف های خوبی می زنن. ولی در بخش پرسش و پاسخ (دقیقه چهل و نه) یک خانمی بلند می شه و می گه با کارت گرافیک اپتیموسش شدیدا مشکل داره و انویدیا همکاری مناسبی نمی کنه. توروالدز هم که معقول نشسته می گه انویدیا «بدترین کمپانی است که ما باهاش کار کردیم» و بعد خیلی جدی بر میگرده دقیقا خیره می شه توی دوربین انگشت وسط مبارک رو بالا می یاره و می گه «فاک یو انودیا» و بدینسان حماسه جدیدی از جدیت و شوخی نداشتن خلق می کنه. بخصوص توی اون کت شلوار و پیرهن سفید (:

برای من.. خب کمی زیادی خشنه ولی به این فکر می کردم که ما همیشه مشغول تعارف و رودربایستی و اینها هستیم. این قشنگ مشکل داره و مشکلش رو گفته و شاید ما هم اگر وقتی مشکلی داشتیم درست گفته بودیمش، حداقل طرف اینقدر پر رو نبود ((:

البته آیفون آیفون!

گزل از ۱۰۰۰ تا از مشتری‌هاش که حداقل یک آیفون خریده بودن نظرسنجی کرده. ۶۵ درصد گفتن که بدون ایفونشون نمی تونن زندگی کنن در حالی که فقط یک درصد این حرف رو در مورد فیسبوک زدن. ماجرا وقتی جالب شده که ۱۵درصد گفتن حاضرن سکس رو کنار بذار ولی آیفنشون آخر هفته ازشون گرفته نشه! و البته ۴ درصد هم گفتن که از آیفونشون موقع سکس هم استفاده کردن و د رحالی که ۵۸ درصد گفتن که در جلسه ها و برنامه های اجتماعی از آیفونشون معمولا یا گاهی استفاده می‌کنن، ۸۵ درصد گفتن که اونو با خودشون به دستشویی هم بردن.

البته این یک تحقیق علمی درست و حسابی نیست ولی نتایج بانمکش این چند وقت خیلی مشهور شد (:

و در بخش اخبار همجنسگرایانه هم دو تا خبر داریم. اولی اینکه جان مدداگ هال از قدیمی‌ترین های دنیای لینوکس و مسوول نویسنده ۶۱ ساله Linux Magazine به افتخار صدمین سال تولد آلن تورینگ پدر علم کامپیوتر و شاید رمزنگاری و غیره و غیره به اصطلاح «بیرون اومد» و اعلام کرد که گی است.

مدداگ یک شخصیت فوق العاده است درست مثل تورینگ. گی بودنش هم فقط از این نظر مهمه که بدونیم گی بودن یا گرایش جنسی به کسی ربطی نداره و هر کس تا وقتی به بقیه صدمه نمی رسونه آزاده رفتارهای خودش رو انتخاب کنه. در ادامه همین خبر و به شکلی بی ربط فیسبوک هم آیکون ازدواج همجنسگرایانه رو به سایتش اضافه کرد.

بنا به درخواست تعدادی از سازمان های lgbt فیسبوک دو تا آیکون به سایتش اضافه کرده که توی یکیش دو تا داماد دیده می شن و توی یکی دو تا عروس (: این حرکت پس از این خبر بود که اپل هم آیکون های دو تا مرد و دو تا زن رو به اموجی هاش اضافه کرده. ظاهرا از همه طرف این جریان در حال عادی شدن است. منم نظر شخصی ام رو بگم که گرایش جنسی هر کس به خودش ربط داره (:

حالا که اینم گفتم ظارها لازمه این خبر رو هم اضافه کنم که کشیش کاتولیک رو دنیس کاری ۶۵ ساله به خاطر چایلد پورنوگرافی دستگیر شده. این گرایش جنسی است که دیگه فقط به خود آدم ربط نداره چون آدم های دیگر رو بدون اینکه بخوان – اونهم از کودکی – درگیر می کنه و زندگی هاشون رو تغییر می ده. کشیش مذکور فعلا با یک وثیفه ۱۰۰هزار دلاری بیرون از زندانه و اجازه نداره به بچه های ۱۳ سال به پایین نزدیک بشه یا با اینترنت و کامپیوتر کار کنه.

رای برائت در مورد نفوذ برای فرد فضول

یک معلم نیوجرسیایی بعد از اینکه همکارش بدون لاگ آوت کردن از پشت کامپیوتر عمومی مدرسه بلند شده ، رفته نشسته و ایمیل های اون رو خونده. این خانم هم ازش شکایت کرده و در نهایت رای دادگاه این شده که خود این خانم با لاگ آوت نکردن به همکارش اجازه استفاده داده و در نتیجه ایشون به خاطر نفوذ تبرئه شده اما در مورد اینکه طرف با به دست آوردن این دسترسی اتفاقی آیا شروع به کار مجرمانه ای کرده یا نه هنوز رای نداده. نسبتا لوس بود می ریم خبر بده.

تبلیغ: آیا بلد نیستید با گیت کار کنید؟ خیلی ضایع است! آیا پانزده دقیقه وقت اضافه دارید؟ سری به try.github.com بزنید و در کمتر از پانزده دقیقه به شکل عملی با گیت آشنا شوید… ما منتظر شماییم.. ما را منتظر نگذارید try.github.com!

برنده جایزه بوت محدود کننده اف اس اف
بنیاد نرم افزارهای آزاد دیروز برنده مسابقه کاریکاتور در مورد بوت محدود کننده رو هم معرفی کرد. جریان رو که احتمالا می دونین. مایکروسافت داشت سعی می کرد از سازنده های سخت افزار بخواد که نصب هر سیستم عامل دیگه ای روی سخت افزارهایی که با این سیستم عرضه می شن رو غیرممکن کنه. اینکار با اعتراض های بسیار زیادی روبرو شد و در نهایت مایکروسافت درخواستش رو تغییر داد به اینکه این جریان قابل خاموش شدن از توی بایوس باشه. یکی از اصلی ترین سازمان‌های که جلوی این جریان ایستاد اف اس اف بود که همراه با جمع آوری امضا و اعتراض های رسمی یک مسابقه کاریکاتور وبی هم راه انداخت برای نشون دادن معنای این محدودیت. حالا برنده اعلام شده.. کاریکاتوری که توش پاهای یک نفر رو با زنجیر بستن. یک پا ویندوز هشت است و یک پا پروسسور آرم (که هنوز قراره اگر دستگاهی بر مبنای اون بود و با ویندوز هشت عرضه شد قابل انتخاب نباشه سیستم عاملش) و زیر این دو پا که به شیوه برده ها به هم زنجیر شده نوشتن «بوت محدود کننده برای شما امنیت به ارمغان می‌آورد»

در اعماق

فیسبوک و دغدغه های امنیتی جدید

فیسبوک ظاهرا اصرار داره همیشه در مرکز اخبار امنیتی و نگرانی های مربوط به پرایوسی باشه و این هفته هم دو تا هنر بزرگ شده تا یکهو مردم بهش اعتماد نکنن. اولی این بوده که قابلیتی به اسم Find Friends Nearby یا همون دوستان دور و اطراف رو پیدا کنین رو فعال کرده که توش شما می تونستین اگر در جایی چک این کردین، دوستانی رو ببینین که در همون محدوده جغرافیایی قرار دارن! ایده اصلی جالبه ولی خب سریعا این سوال پیش می یاد که بابا فیسبوک! من درسته به تو می گم کجام ولی این به معنی نیست که یک نفر بتونه ازت بپرسه کی این دور و بره و تو بهش جادی فلان جاست اگر می خوای برو سراغش! حداقل بدون اینکه دقیقا به من توضیح بدی که چک این کردنم این معنی رو نداره، نباید اینکار رو بکنی. انتقادات خیلی گسترده باعث شد فیسبوک این قابلیت رو غیرفعال کنه…

اما مگه کوتاه می یاد؟ هنر دوم این بود که در صفحه اطلاعات افراد بدون اینکه اونها بخوان یا بدونن، ایمیلشون رو از هر چیزی که بوده عوض کرده به ایمیلشون روی فیسبوک. یادتون باشه چند وقت قبل فیسبوک اعلام کرد که داره ایمیل می ده و مثلا من می تونستم jadijdai روی فیسبوک دات بوق باشم ولی خب کسی از این قابلیت استقبال خاصی نکرد. حالا کاری که کرده اینه که بدون گفتن به من، توی صفحه اطلاعاتم ایمیل رو تغییر داده به این آدرس روی فیسبوک و این رو به دوستام نشون می ده! مشخصه که این یک برنامه است برای خفت کردن مردم و کشوندن اونها به استفاده از ایمیل های فیسبوکشون و مشخصه که اگر شما ایمیلتون جایی باشه، همیشه اونجا خواهید موند. فیسبوک در حال حاضر تقریبا ۹۰۰ میلیون کاربر در سراسر جهان داره و همیشه مورد انتقاد بوده به خاطر تغییراتش بخصوص در حوزه حریم شخصی و خلوت افراد. در آمد اصلی فیسبوک از تبلیغات است که مقاله های مختلفی دارن می گن کارا نیست. نگاهی به پروفایل خودتون بندازین و اگر مال شما هم عوض شده، با ادیت دستی برش گردونین به چیزی که بود.

بیانیه آزادی اینترنت

ما اعتقاد داریم که اینترنت آزاد و باز دنیای بهتری خواهد ساخت. ما برای آزاد و باز نگاه داشتن اینترنت از همه جوامع، صنایع و کشورها دعوت می‌کنیم که این اصول را به رسمیت بشناسند. ما اعتقاد داریم که این اصول خلاقیت بیشتر، نوآوری بالاتر و جوامع بازتری به وجود خواهند آورد.

ما به حرکتی جهانی می‌پیوندیم تا از آزادی‌های خود دفاع کنیم چرا که می‌دانیم این آزادی‌ها ارزش جنگیدن دارند.

بگذارید در مورد اصول صحبت کنیم – با آن‌ها مخالف باشیم یا موافق‌. در موردشان بحث کنیم، ترجمه‌شان کنیم، آن‌ها را مال خود کنیم و بحث در مورد آن‌ها را در جوامع خود گسترش دهیم – همانگونه که اینترنت امکانش را فراهم کرده.

به ما پیوندید تا اینترنت را آزاد و باز نگاه داریم.

بیانیه
——

ما برای اینترنت آزاد و باز به پا می خیزیم.

ما از شفافیت و مشارکت برای ایجاد سیاست‌های مربوط به اینترنت دفاع کنیم و به دنبال تثبیت این پنج اصل هستیم:

بیان: اینترنت را سانسور نکنید

دسترسی: امکان دسترسی سریع و با قیمت متناسب به شبکه

باز بودن: اینترنت را باز نگه‌داریم تا شبکه‌ای باشد که هر کس بتواند به آزادی به آن متصل شود، ارتباط برقرار کند، بنویسد، بخواند، نگاه کند، حرف بزند، گوش بدهد، یادبگیرد، بسازد و خلق کند.

نوآوری: حفاظت آزادی افراد برای نوآوری و ساختن چیزها بدون مجوز گرفتن از کسی. تکنولوژی‌های جدید نباید محدود شوند و نوآوران نباید به خاطر رفتارهای کاربران مجازات گردند.

خلوت: حمایت از حوزه شخصی و خلوت و دفاع از حق هر کس در مورد شیوه استفاده از اطلاعات و دستگاه‌هایش.

خب چی بگیم دیگه؟‌ (((: سری بزنید به http://www.internetdeclaration.org/freedom برای اطلاعات بیشتر و اگر سازمانی هستین، برای امضا کردن.

ویکیلیکس و ۲.۴ میلیون ایمیل سوریه

در حالی که حکومت سوریه تا حالا بیشتر از ۱۵۰۰۰ نفر از کسانی که می گن اونو نمی خوان رو قتل عام کرده و این قتل عام هنوز هم ادامه داره، ویکی لیکس اعلام کرده که ۲.۴ میلوین ایمیل از ۶۸۰ دامین مربوط به وزارت خونه های مختلف و غیره رو منتشر می کنه. تا زمانی که این پادکست پخش بشه، ایمیل ها بیرون خواهند بود و احتمالا روزنامه های جهان در حال نوشتن در موردش ولی ما فعلا فقط همین خبر رو داریم…. زنده باد شفافیت. اگر کسی هم ازتون پرسید «آیا افشای اطلاعات خصوصی دولت ها خوبه» نظرش رو در مورد قتل عام مردم توی خیابون، روستاها و شهرها توسط دولت بپرسین (:

تکنیک مزخرف مدیریتی مایکروسافت عامل عدم نوآوری توی اون بوده

در این خبر به اشتباه می گم که مایکروسافت صاحب PS3 است. اشتباه لپی بوده و لطفا شما بشنوین xbox :D

مایکروسافت خوبه و همه چیز ولی نوآور نیست. به جز پی اس تری که اونم نوآوری خاصی نداره و فقط دستگاه خوبیه مایکروسافت در این ده پونزده سال اخیر نوآوری خیلی کمی داشته و تقریبا هر جا که پا گذاشته شکست خورده. از ایبوک و موزیک و سرچ و شبکه اجتماعی گرفته تا تبلت و تلفن. سایت فوربس به یک مقاله جالب اشاره می‌کنه در این مورد و این بخش رو ازش نقل می‌کنه که اتفاقا درد شرکت ما هم هست:

سیستم مدیریتی که تحت عنوان stack ranking خونه می‌شه برنامه‌ای برای قراردادن اجباری درصدی از کارمندها در گروه «بهترین‌ها یا top performerها یا outstandingها و ..»، درصدی در گروه «معمولی ها یا solidها» و گروهی در گروه «بدها یا needs improvementها» و این جریان توانایی خلاقیت مایکروسافت رو ازش گرفته. هر کارمند فعلی و قبلی مایکروسافت که من باهاش مصاحبه کردم – تک تکشون – گفتن که استک رنکینگ مخربترین پروسه مایکروسافت است و چیزی که تعداد بیشماری از کارمندها رو از بازی خارج کرده. ایشن والد توی مقاله اش می نویسه که اگر شما عضوی از یک تیم ده نفره باشین از همون روز اول که وارد شرکت می‌شین می دونین که هرچقدر هم همه تلاش کنن خوب باشن،‌در نهایت ۲ نفر به عنوان اعضای برجسته انتخاب می شن. هفت نفر معمولی و یک نفر بد و این باعث می شه که کارمندها تمرکز کنن روی رقابت با همدیگه به جای همکاری با هم برای رقابت با شرکت های رقیب.

در این سیستم «بهتر به نظر رسیدن» بسیار مهمتر از «پیشرفت فنی» است (: کمی جلوتر مقاله به موردی هم اشاره می کنه که مایکروسافت در سال ۱۹۹۸ یک کتابخون دیجیتال لمسی ساخته بود ولی به خاطر اینکه رابطش شبیه ویندوز نبود کنار گذاشته شد و از تیم خواسته شد روی چیزهایی کار کنن که مستقیما می تونه پولساز باشه، مثلا قابلیت های جدید برای آفیس.

اینم گفتم که مدیرهای شرکت خودمون بشنون… البته فارسی که بلد نیستن… پس توییت می کنم انگلیسی اش رو.

تبریک ها و تقبیح ها

تبریک میگیم چهل سالگی آتاری رو که بازی پونگش یکی از اولین بازی های کامپیوتری موفق بود و نوابغی مثل استیو وزنیاک رو به ما داد.

تقبیح هم داریم به دوتا استاد دانشگاه های صنعتی امیرکبیر و صنعتی اصفهان که در صفحه ۱۰۵ کتابشون می گن…


         این تصویر برام ایمیل شده (: دستخط من نیست (:

تبریک تسلیت کم بود پس تقویم تاریخ بگم براتون… سال ۱۹۶۳ یعنی ۴۹ سال پیش در چنین روزهایی خط داغ بین شوروی و آمریکا برقرار شد. بحران موشکی کوبا باعث شده بود جهان در آستانه جنگ جهانی شرق و غرب قرار بگیرد و دلیل این امر کند بودن ارتباط بین دو دشمن عظیم عنوان شد و در نتیجه تصمیم گرفتن تا یک تلفن قرمز در هر طرف بذارن تا در صورت نیاز رهبران دو کشور یعنی در اون زمان کندی و خروشچوف بتونن سریعا با هم ارتباط برقرار کنن و ببینن لازمه مردمشون رو به کشتن بدن یا نه. این خط اول به شکل یک تله تایپ درست شد و بعد از هفت سال صاحب یک کابل زیردریایی مستقل شد. اولین استفاده از این خط بر می گرده به جنگ های شش روزه اعراب و اسراییل در ۱۹۶۷ که طی اون آمریکا از اسراییل حمایت کرد و شوروی از عرب ها و با حضور این تلفن جنگ مساوی خاتمه پیدا کرد.

اگر بازم تقویم تاریخ دوست دارین بگم که تقریبا ده سال قبل از این تلفن، اولین نیروگاه اتمی جهان ساخته شده بود و این سوال قال پرسیدن است که چرا الان یکسری اصرار دارن بگن خریدن دست دوم اختراعات مربوط به دهه ۱۹۵۰ یعنی پیشرفت. به جان خودم این لپ تاپ که الان من نو از مالزی خریدم خیلی پیشرفت بزرگتری برای کشور است تا تکنولوژی های دست دوم شصت سال پیش رو خریدن (: حالا خود دانید (: در ضمن این جنگ های شش روزه بزرگترین برخورد اعراب و اسراییل بود که توش به اصطلاح اسراییل نوار غزه و شبیه جزیره سینا رو از مصر، کرانه غربی و قدس شرقی رو از اردن و بلندی های جولان رو از سوریه گرفت و مساحت به اصطلاح کشورش رو سه برابر کرد و یک میلیون نفر عرب رو هم بدن اینکه بخوان، مردم درجه دوم خودش کرد و کلی عرب دیگه رو هم که حین و قبل از جنگ از محل خارج شده بودند دیگه راه نداد.

بخش آخر

ذره بورن هیگز یا همون ذره خدا

اصلاحیه
اولش می گم نقش لینوکس رو هم می خوام توش توضیح بدم ولی بعدا یادم می ره (: از این لینک ها بخونین:
http://linux.web.cern.ch/linux/

http://www.reddit.com/r/linux/comments/w2ly6/new_boson_found_by_linux/

http://www.ubuntuvibes.com/2012/07/linux-played-crucial-role-in-discovery.html

فیدبک ها

اگر فیدبکی دارین که می توی رادیو مطرح بشه ایمیل بزنین به radiogeek@gmail.com و همینطور اگر مطلبی دارین که به نظرتون خوبه برای رادیو در دو سه دقیقه ضبط کنین و بفرستین به همون آدرس. توی آیتونز به ما ستاره بدین و برای دوستاتون ازمون تعریف کنین که روحیه بگیریم (((: همینطور تبلیغ های خودتون رو در کمتر از بیست ثانیه بفرستین تا اگر از هدف رادیو دور نبود، پخش کنیم.

موسیقی

ساقی از هایده

تصویر زیبای رای منفی اتحادیه اروپا به اکتا

پارلمان اروپا دیروز به قانون ACTA که در ظاهر قراره از مالکیت معنوی دفاع کنه ولی در عمل جوری نوشته شده که خفه کننده خلاقیت و نوآوری است و به نفع شرکت های تجارت کننده آثار، رای منفی نه فقط محکم که نمایشی داد.

روز چهارم جولای برای آمریکایی ها روز ملی است ولی ظاهرا دیروز چهارم جولایی بود که اروپا هم ثابت کرد با شعورتر از آمریکا است هم در بخش هایی از علم جلوتر.

بازی وبلاگی «تحریم می کنم»

البته من ترجیح می‌دادم اسمش باشه «تقبیح» می کنم ولی خب دور دور تحریم است و بلاگنوشت هم به همین اسم دعوت کرده و من هم بعد از مدت ها علاقمندم تو بازی شرکت کنم»… البته بر خلاف فهرست بلند بلاگنوشت، من فهرست تحریم‌هام رو سه تا بیشتر نمی‌کنم:

– هر کسی که به بقیه توضیح می ده «لینوکس ویروس نداره چون کاربرهای کمتری داره» (((: این عقیده غلطه.

– هر آدمی که می دونه مخالفش باید سانسور بشه تا اون بتونه ادعای اکثریت بودن رو حفظ کنه. سانسور دقیقا به این معنی است که «مخالف‌هام اگر بتونن آزادانه کار کنن هم تئوری‌هاشون از من بهتره هم طرفداراشون» (: البته تحریمم در حد عدم معاشرت است چون بحث پول و اقتصاد که مطرح نیست. دوستان دسترسی کامل به همه درآمد من دارن و دارایی‌هام از نفت گرفته تا منابع و معادن دیگه و دستمال به دست ها هم که خب ته شیلنگ توی سفره شونه (:

– هویج پخته. چون شخصا دوستش ندارم. هیچ وقت هم نفهمیدم یک چیزی که خرت خرت می کنه موقع خوردن رو چرا باید بپزیم که شل بشه و حتی در مواردی بهش شکر هم بزنیم!

– آدم های مغز بسته چون کلا وقتی کسی زندگی اش وابسته به شبه عقیده ای باشه که داره، چه کاریه باهاش معاشرت کنیم (:

دعوت می کنم دوستان قدیمی ام رو سولوژن، خجسته، جیران، آقا اجازه، سینا و رفیق قدیمی آنلاین متتی رو.

دو رنگین کمان و کلی چیز دیگه در عکس گرفته شده از فضا

تصویر ماهواره‌ای بالا دو خط رنگین کمان در وسط و ابرهای فون کارمان رو همزمان ثبت کرده. این عکس از جزیره پاسیفیک که در سمت راست بالای تصویر دیده می‌شه، ‌توسط ماهواره آکوای ناسا در تاریخ ۲۰ جون ثبت شده.

رنگین کمان‌ها حاصل بازتاب نور از سطح ابرهای استراتوکومولوس هستن. این ابرها معمولا بخشی از نور رسیده بهشون رو بر می‌گردونن و پیشنهاد شده که می‌شه از این قابلیت استفاده کرد برای مقابله با گرم شدن تدریجی سطح زمین.

منحنی‌های پیچ دار فون کارمان خطوطی هستن که توسط حرکت یک سیال در اطراف یک مانع به وجود می‌یان، در اینجا سیال ابر و مانع، جزیره پاسیفیک است.

منبع: نیوساینتیست

کم فروشی بنزین در ایران

من یک پراید هایچ بک دارم که از وقتی بنزین رشد قیمت نجومی اش رو شروع کرد، هر سال باکش بزرگتر شده. اون اول ها که داشتمش، وقتی عقربه کاملا پایین بود و می رفتم و سی و یکی دو لیتر لیتر بنزین می زدم عقربه می چسبید به سقف. بعدا کم کم سی و پنج لیتر بنزین لازم بود تا اینکار رو بکنه و این چند ماه آخر هم کلا شمارشگر پمپ بنزین مدعی می شد سی و هفت و حتی سی و هشت لیتر بنزین به ماشین زدم و باید 26000 تومن پول بدم ولی عقربه خود ماشین نشون می داد که باک هنوز کاملا پر هم نشده. انشاء الله که عقربه خرابه و کل سیستم فروش بنزین میهن عزیزمون سر من رو در حد پنج لیتر تو هر بار بنزین کلاه نمی ذاره که مثلا اگر یک میلیون ماشین در روز بنزین بزنن بشه روزی پنج میلیون لیتر.

بهانه گفتن این حرف که خیلی وقت بود تو دلم بود، این عکس بود که امروز تو قطر گرفتم:

مامور دولت می چرخه توی پمپ بنزین‌ها و توی یک ظرف مدرج بزرگ چهل لیتر بنزین می زنه و نگاه می کنه که آیا عقربه دقیقا روی چهل واستاده یا نه. بنزین سوپر اینجا لیتری یک ریال قطر است یعنی سه هزار و سیصد ریال ما و البته ماشین من که به قیمت واقعی جهان اینجا می خرمش، نصف ماشین ایرانی ام که توی ایران دوبرابر قیمت جهانی می خرمش بنزین مصرف می کنه و از این نظر هم می تونم حس کنم که قیمت بنزین ایران کلی هم برام بیشتر در می یاد چون ماشین بیخودی گرونی رو سوار می شم که کیفیت موتورش بسیار پایینتر از استانداردهای دنیا است. ولی واقعا این بخش دوم فدای سرم، اما اون تیکه دروغ گفتن وقیحانه شمارشگر پمپ خیلی زور داره.

رادیو گیک شماره ۱۱ – ناکس های ناتو

رادیو گیک. از کارمند ناتوی اپل تا تلاش برای هک کردن ارتش آزاد سوریه و بازار زیرو دی هایی که میتونیم بهش بگیم «امنیت برای یک درصد» و رسیدن به این سوال پایه ای که آیا کامپیوترها باید آزادی بیان داشته باشن؟

با ما باشین. با رادیو گیک: تقاطع تکنولوژی و جامعه

[audio:http://jadi.net/audio/jadi-net_radio-geek_011_nalootiha.mp3]

یا از اینجا دانلود کنید یا به احترام آزادی نسخه OGG اون رو دریافت کنین.


آرس اس اس رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

اخبار

جریان اپل رو داشتیم که به ایرانی ها نفروختن. بحث های متنوع است. به نظر من فقط یک کارمند مریض احمق بوده. من بیانیه اپل رو نخوندم ولی اگر میگه به ایرانی ها نمی فروشن غلط کرده (:

مایکروسافت و تلاش برای برگشت به بازی

بعله! مایکروسافت عظیمه و تقریبا همه کامپیوترهای دسکتاپ جهان رو می چرخونه و شرکت خوبیه و بقیه چیزها ولی شما یادتون نمی یاد… چند سال پیش که ما بچه بوپدیم همه دوست داشتیم بیل گیتس بشیم و اپل یک شرکت در حال سقوط بود و لینوکس یک امید مبهم یکسری انقلابی دنیای کامپیوتر. حالا این غول کمی پیر شده و درسته که هنوز عظیمه ولی کسی ازش نمی ترسه. اما حالا دوتا بازی جدی کرده و منتظریم ببینیم چیکار می کنه: تبلت و ویندوز جدیدش. شکی نیست که اگر مایکروسافت واقعا یک تبلت به درد بخور (نه یک لپ تاپ سر و ته شده) بده که ویندوز معقولی رو اجرا کنه و بشه روی برنامه های ویندوز رو اجرا کرد و قیمت هم خوب باشه، برنده بزرگی خواهد بود اما عبارت «release preview» یعنی هنوز هیچ کالایی آماده عرضه نیست و شاید این فقط یک بلوف باشه و مدت ها طول بکشه تا واقعا چیز به درد بخوری بیرون بیاد ازش.

نرم افزار اندروید برای سرقت اطلاعات کارت های بانکی غیرتماسی

یک شرکت نفوذ آلمانی (که البته کلمه penetration در ایران فیلتره) برنامه اندرویدی رو روی گوگل پلی استور گذاشته که می تونه روی تلفن های دارای NFC، اطلاعات کارت های بانکی رو بخونه. این کارکرد صحیح روی مسترکارت های پی پس و گلدکارته آلمانی نشون داده شده. معلومه که مثل همیشه گفته شده این برنامه فقط برای نشون دادن مشکلات فنی این سیستم ها است نه برای استفاده دزدها و خب واقعا هم با این روش امکان دزدی گسترده وجو نداره.

محققین دانشگاه اوکلند هم در کنفرانسی نشون داده بودن که چطوری با ده دلار خرید از ای.بی می شه وسیله ای ساخت که به راحتی می تونه کار مشابهی بکنه.

شرمنده پسرهای جوون، شما دیگه مهمترین گروه هدف تکنولوژی نیستین

اگر شما یک مرد بین ۱۸ تا ۳۵ ساله باشین احتمالا فکر می کنین که همه تولید کننده ها علاقمند هستن چیزی بسازن که به درد شما بخوره ولی این جریان در حال تغییره. درسته که هنوزم کمتر از ده درصد مدیرهایی که شرکت های بزرگ سرمایه گذاری تکنولوژی توشون سرمایه گذاری می کنن زن ها هستن اما مجموعه ای از شواهد نشون می دن که مردها دارن نقش کمرنگتری توی پذیرش تکنولوژی بازی می کنن. مثلا زن ها در حال حاضر در کشورهای غربی ۱۷٪ بیشتر از مردها از اینترنت استسفاده می کنند، … بذارین لیست بدم.. در اینها زن ها ساعت های مصرف بیشتری دارن: اینترنت، گفتگو با موبایل، سرویس های مبتنی بر مکان مثل فور اسکوئر، اسمس، اسکایپ، تمام شبکه های اجتماعی به جز لینکداین، تمام ابزارهایی که قابلیت اینترنت دارن، کتابخون های دیجیتال، وسایل تکنولوژیک مربوط به سلامتی و جی پی اس. تقریبا همه چیز. پس از دیدن لپ تاپ های صورتی یا تبلیغات زنانه در تکنولوژی شوکه نشین (:

در اعماق

اتیوپی و محدودیت روی اسکایپ و بقیه نرم افزارهای گفتگوی اینترنتی

دولت اتیوپی قانونی رو تصویب کرده که بر مبنای اون استفاده از ابزارهای اینترنتی گفتگو مثل سکایپ، وایبر یا جیتاک، جریمه ای برابر ۱۵ سال زندان خواهند داشت. مثل همیشه ادعا شده که این قانون برای حفاظت از شرکت ها مخابرات داخلی و جلوگیری از ضرر شدید اون به خاطر رو آوردن مردم به اینترنت برای گفتگو است ولی بازم مثل همیشه دو سه تا مساله ناگفته مونده. اول اینکه این تصمیم رو چرا یک «دولت» باید بگیره که همیشه سر کاره؟ چون می دونین بعضی کشورها چیزی به اسم رژیم سر کار دارن. بعضی ها واقعا ندارن. مثلا شما تو آلمان نمی تونین به معنی واقعی کلمه انقلاب کنین چون کس خاصی حاکم نیست که شما نتونین با انتخابات کنارش بزنین و خب اگر ادعا دارین که حرف مردم چیز خاصیه، خب توی انتخابات حرفتون رو ثابت می کنین ولی بعضی کشورها – مثلا اتیوپی – سیستم آزاد ندارن و یک حکومت هست که حتی بعد از هر ظاهرا انتخابات هم هنوز همونجاست و همیشه هم توضیح می ده که مردم دقیقا چه خواسته ای دارن بدون اینکه مردم خودشون حق داشته باشن در این مورد حرف بزنن (: به هرحال این یک مساله است .

مساله دوم اینه که چرا یک حکومت باید از شرکتی که صاحبش خودشه و دوستاش اینقدر دفاع کنه. خب اگر شرکت مخابرات اتیوپی نمی تونه سود ده باشه آیا راه حل اینه که همه شرکت های دیگه رو ببندن و هر سیستم رقیبی رو تعطیل کنن که اینها بتونن هر قیمتی خواستن هر سرویسی رو بفروشن؟

و در نهایت اینکه این یعنی هیچ کسی در اتیوپی حق نداره هیچ شکلی از ارتباطاتی داشته باشه که از زیر گوش و چشم دولتی که مردم انتخابش نمی کنن رد نشه. نه کسی حق داره با کسی بگه که چی می خواد (خب چون دولت خودش می گه همه چی می خوان) و نه کسی حق داره در مورد چیزی انتقاد کنه بدون اینکه دولت بشنوه (:

اتیوپی (:

حملات هک علیه فعالین مدنی و حقوق بشری سوریه و تبت

هفته گذشته دو تا حمله گسترده هم داشتیم. اولی علیه فعالین آزادی و دموکراسی در سوریه و دومی علیه فعالین آزای در تبت. در حمله اول یک کرم توی کامپیوترهای گروه بزرگی از فعالین سوری پخش شد. کرم از طریق یک اکانت اسکایپ مربوط به یک فرمانده ارتش آزاد سوریه پخش شده بود و با استفاده از حرفه امنیتی اسکایپ اجازه می داد که نرم افزار بلک شید روسیه روی کامپیوترهاشون نصب بشه و کل کارکردهای صفحه کلید ضبط بشن که خب ممکنه شامل پسوردها و چیزهای مهم دیگه ای باشن.

حمله دوم هم علیه فعالین مهم حقوق بشر تبت بود که در تلاش برای خلاصی از کشور کمونیست جمهوری خلق چین هستن. د راین حمله ۸۰ نفر آدم ایمیلی با انگلیسی دست و پا شکسته دریافت کردن در مورد بیانیه اتحادیه اروپا در مورد تبت که یک اتچمنت ورد داشت که باز کردنش باعث می شد با استفاده از یک حفره امنیتی شناخته شده ورد، یک برنامه روی کامیپوتر نصب بشه. سیمانتک می گه این کد قبلا در یک حمله علیه آمریکایی ها بکار رفته بود که بهشون در مورد تور اروپایی دالایی لاما رهبر معنوی بودایی های جهان اطلاعات می داد. نصب این برنامه باعث می شه اطلاعاتی از کامپیوتر مورد حمله به یک آی پی در هنگ کنگ که متعلق به یک سرویس دهنده اینترنت چینی است منتقل بشه.

هشدار ای اف اف به فعالان سوری این بوده که بهتره هیچ فایل پیوستی رو باز نکنن حتی اگر ظاهرا از سمت یکی از دوستانشون ایمیل شده باشه.

بازار مشکلات امیتی زیرو دی

من توی یکی از برنامه های قبلی گفته بودم که دزدهای اطلاعات این روزها وضع مالی خوبی ندارن و مثلا حتی داشتن صد هزار شماره کارت اعتباری به معنی داشتن پول چندانی نیست و شاید اگر خوش شانس باشین بتونین اونو چند هزار دلار توی یک بازار زیرزمینی بفروشین و امیدوار باشین که بخشی از پول بهتون می رسه.

اما یک بحث دیگه هست که بازارش خیلی خیلی بهتره.. فروختن مشکلات امنیتی کشف شده که کس دیگه ای ازشون خبر نداره. قبل از باز کردن این یک توهم رو هم بگم. توهمی هست که کشورهای دیگه شبیه کشور ما هستن که دولت همه چیز رو بتونه توش کنترل کنه. مثلا دوستانی هستن که فکر می کنن اف بی آی می تونه به مایکروسافت دستور بده که یکسری حفره امنیتی بذارن توی نرم افزارشون که بعد از طریق اون اف بی آی بتونه به برنامه های بقیه کشورها دسترسی داشته باشه (: به این دوستان اول باید گفت که اف بی آی ربطی به این جریان نداره و دوم اینکه در آمریکا حکومت به معنای این اطراف وجود نداره و دولت ها هستن که می یان و میرن و احزاب و کارهایی که می مونن. دلیلش این نیست که خیلی خوبن. دلیلش اینه که می خوان در دنیا پیشرو باشن و می دونن با زور گفتن دولت به همه، نمی شه پیشروی جهان شد. اونها به این درک رسیدن که حتی اگر بخوان اینکار رو بکنن باید براش قانون تصویب کنن.به هرحال..

بازاری که وجود داره و خیلی بده، بازار حفره های امنیتی زیرو دی است. بروس اشنایدر که یکی از بهترین متخصصین امنیت جهانه، توی مقاله اش برای فوربس این رو توضیح می ده. می گه دولت ها و شرکت ها از هکرها مشکلات امنیتی ای کشف شده رو می خرن و اونها رو نگه می دارن تا به موقع استفاده کنن. نتیجه این جریان عدم امنیت برای بقیه است . چیزی که ای اف اف بهش می گه «امنیت برای یک درصد»). اما مشکل یک پله هم عمیق تر می شه. چون کشف این حفره ها بسیار سخته و احتمالا قیمتشون خیلی بالا و پر از اعتبار (البته به فرم اعتبار یک جاسوس)، ممکنه مهندس های برنامه نویس عمدا توی سیستم هاشون باگ وارد کنن و بعد این باگ ها رو از طریق افراد دیگه به مشتری های عظیمی مثل دولت یا شرکت های بزرگ بفروشن. بروس اشنایدر توضیح می ده که در قدیم هر کس با کشف یک باگ امنیتی سریعا اونو افشا می کرد و با یک اسم مستعار مشهور می شد چند روزی و امنیت کل سرورها به هم می ریخت تا همه آپدیت کنن و اون مشکل برطرف بشه. این افشای آزاد و سریع بعدا جای خودش رو داد به «افشای متعهدانه». دلیلش هم وضعیت بازار بود. هکرها شرکت های امنیتی و نفوذ داشتن و اگر باگی کشف می کردن و به شکل متعهدانه به صاحب نرم افزار این رو اطلاع می دادن، اون باگ برطرف می شد و شرکت امنیتی اونها معتبرتر. در هر دو حالت افشای آزاد و افشای متعهدانه، باگ در نهایت برطرف می شد اما حالا اگر کسی باگی پیدا کنه به سراغ خریدارهای بزرگ می ره و این باگ ها اینقدر باز می مونن تا یکی به موقع ازشون استفاده کنه، یکسری رو بیچاره کنه و بقیه هم همینطوری سوراخ سوراخ باشن تا کی قراره کی سوراخ ها رو ببینه و ببنده.

تبریک ها و تقبیح ها

آنگ سان سو چی (به برمه‌ای: AungSanSuuKyi1.png) (زاده ۱۹ ژوئن ۱۹۴۵) فعال سیاسی، مدافع حقوق بشر، از مخالفان حکومت نظامی برمه و برنده جایزه صلح نوبل از حصر خانگی رها شد. امیدوارم حکومت ها چیزی باشن که توش زندانی سیاسی معنی نداشته باشه.

یک تبریک تسلیت همزمان هم داریم به شرکت آی دیر و خودمون. تبریک به آی دیر که دستگاهی ساخته که از فاصله شش متری می تونه اثر انگشت رو بخونه و تسلیت به خودمون با این دستگاه های خبیث.

تشویقمون هم مال مدیر عامل آی اس پی کوچیکی سونیک.نت که وقتی دیده یکسری شرکت سودجو دنبال مشتری هاش هستن که … نه بذارین درست توضیح بدم… دین جاسپر مدیرعامل یک آی اس پی کوچیکه به اسم سونیک.نت. اولین برخوردش با قانون وقتی بود که دپارتمان جاستیس ازش خواست لاگ های فعالیت اپلباوم رو بهشون بده و بعد هم مجموعه از درخواست ها که مجبورش می کردن لاگ افرادی رو بگه که فیلم های پورنو با عنوان های عجیب و غریب دانلود کرده بودن. بعدا فهمید که شرکت ها از اونها شکایت می کنن و اونها حتی اگر چنین چیزی دانلود نکرده باشن فقط چون نمی خوان به دادگاه برن و در مورد دانلود کردن یا نکردن فیلمی که ترجیح می دن عنوانش هم گفته نشه حرف بزنن، حاضر می شن به این شرکت ها پولی بدن و کنار بیان. دین که این رو می بینه آی اس پی اش رو تنظیم می کنه تا لاگ های فعالیت آدم ها رو فقط تا دو هفته نگه داره تا اگر واقعا کار نافرمی انجام شده بود اثرش باشه اما یک ردپای همیشگی از کسی نمونه. اون معتقده بقیه هم باید همین کار رو بکنن. جا داشت دست قشنگه رو بزنیم ولی فعلا صبر کنین چون یک تقبیح منتظره.

تقبیح هم به اون کارمند خز اپل که گفته شما ایرانی هستین من بهتون نمی فروشم و البته با تسلیت عمیق به خودمون با این پاسپورت عزیز که یکی از از بی ارزشترین پاسپورتهای جهانه ولی خب فدای سرمون (: بزن برو آهنگ قشنگه رو (:

بخش آخر

بخش آخر یک سوال جذاب داریم… آیا کامپیوترها حرف می زنن؟ آیا دستگاه جی پی اس که به شما می گه «در تقاطع بعدی به راست بپیچید» داره با شما صحبت می کنه؟ آیا واقعا شما از گوگل یک سوال می پرسین و گوگل به شما «جواب» می ده ؟ خب من و شما دوست داریم با هیجان بگیم بعله که حرف می زنن. پس چی؟ ولی سوال بعدی کار رو سخت می کنه! آیا جی پی اس و گوگل و بقیه آزادی بیان هم دارن؟!

در دنیای امروز ما داریم کارهای بیشتر و بیشتری رو به کامپیوترها واگذار می کنیم و همه هم دارن باهامون حرف می زنن. حی پی اس می گه چپ و راست برین، توی آفیس اون کلیپس مسخره می گه «به نظر می رسه یمی خواین یک نامه بنویسین می شه من بهتون کمک کنم؟» جی ادیت بهتون پیشنهاد می ده فلان کلمه رو که اشتباه نوشتین با فلان کله عوض کنین، فیسبوک می گه بیاین با فلانی دوست بشین و همه اینها دارن «حرف می زنن» اما آیا این حرف ها از طریق الحاقیه اول حمایت می شن؟

این وسط بگم که الحاقیه اول ، در کشور آمریکا از آزادی بیان دفاع می کنه و طبق اون هر کس حق داره نظرش رو بنویسه و ابراز کنه و دولتی که سر کاره اجازه سانسور عقاید رو نداره.

حالا آیا کامپیوترهایی که «حرف می زنن» از طریق الحاقیه اول حمایت می شن؟ سوال خنده داره ولی بسیار واقعی و بسیار پیچیده. جریان از وقتی شروع شد که در سال ۲۰۰۳ یک شرکت از گوگل شکایت کرد که در نتایج جستجو از چیزی که باید باشه خیلی پایینتره. گوگل بحث «حرف زدن»‌رو پیش کشید و گفت که خروجی صفحه جستجو یک «جواب» است و باید تحت قانون آزادی بیان ازاون حمایت بشه. امسال هم یک حقوقدان از دانشگاه کالیفرنیا به اسم یوجین ولوخ توسط گوگل استخدام شده تا درخواست گسترده تری رو بنویسی در این مورد که خروجی همه جستجوگرها یک «بیان» هستن .

برای یک غیرحقوق دان شاید این بحث عجیب و غریب باشه ولی مثلا به یک صفحه روزنامه نگاه کنین که من توش یک درخواست فرستادم در این مورد که «موهام می ریزه چیکار کنم» و «دایی مسعود» توی ستون خودش برام نوشته که بهتره از فلان شامپو استفاده کنم و ریزش مو به اینها ربط داره و فلان و بهمان. بحث اینه که چرا اگر هین سوال رو از گوگل بپرسم و همین جواب رو بگیرم اون بیان هست ولی این بیان نیست؟ اما اگر باشه چی می شه؟

حالا باید با واقعیت روبرو بشیم. اگر وکلای آنتی تراست یا دولت در نقش حمایت از مصرف کننده بیان سراغ گوگل و بهش بگن که با داشتن انحصار جستجو در اینترنت در حال ایجاد یک تراست تجاری (خارج کردن همه رقبا از بازار و در دست گرفتن کل بازار) یا صدمه زدن به مشتری ها است، گوگل می تونه سریعا ادعا کنه که آزادی بیان داره و می تونه هر چی می خواد رو به کاربرها نشون بده. همین بحث رو می شه با فیسبوک مطرح کرد. فرض کنین فیسبوک بگه که برنامه هاش آزادی بیان دارن که اطلاعات خصوصی افراد رو به بعضی افراد دیگه نشون بدن یا آمازون با داشتن یک بازار بزرگ هر ناشیری که باهاش کنار نیاد رو از فهرست نتایج جستجو یا حتی فروشش حذف کنه و بگه اینکار بخشی از آزادی بیان کامپیوترهاش است و اصرار به اینکه کامپیوترها یک چیز خاص رو نگن یا بگن، برابر سانسور.

حالا آیا کامپیوترها آزادی بیان دارن؟ آیا حرف می زنن؟ آیا متون تولید شده توسط کامپیوتر باید بیان در نظر گرفته بشن؟ از نظر منطق خب شباهت هایی بین متون و نظرات گوگل و دایی مسعود و سقراط هست ولی تفاوت اینجاست که سقراط برای نظراتش کشته شد و کامپیوترها وسایلی هستن که درست شدن تا به ما خدمت کنن. در ضمن الحاقیه اول یا کلا قوانین آزادی بیان هم درست شدن تا به شهروندان در مقابل دولت های دیکتاتوری که ممکنه ظهور کنن توانایی مقابله بدن. در اصل ایده این بوده که انسان ها توسط دولت های سلطه گر سانسور نشن و این نبوده که هر متنی در مقابل هر تغییری توسط چیز دیگه مصون باشه.

درسته که الحاقیه اول آمریکا مثل هر چیز دیگه یک جنبه تجاری هم پیدا کرده و مثلا تبلیغات با استفاده از اون آزادن هر چیزی بگن (و اگر اشتباه گفته باشن خب امکان شکایت ازشون هست) اما حمایت از چنین دیدگاهی باید کمتر از حمایتی باشه که از آزادی بیان یک شهروند در مقابل حکومت می شه.

بعضی مدافعان این بحث ممکنه بگن که این برنامه ها توسط برنامه نویس ها درست شدن و در اصل چیزی که اونها می گن چیزی است که برنامه نویس خواسته بگه ولی از نظر حقوقی اینکه من یکسری حقوق مدنی دارم به این معنی نیست که محصولات کار من هم حقوق مدنی دارن و همونقدر که میز یک نجار حق رای داره، برنامه یک برنامه نویس هم باید توسط حکومت از آزادی بیانش دفاع بشه (:

به این هم نگاه کنید که هر روز میلیاردها میلیارد تصمیم توسط کامپیوترها گرفته می شه و رفتن به این سمت که دولت باید بیاد و از این تصیمات دفاع کنه باید با یک وقفه روبرو بشه تا فرصت داشته باشیم درست بهش فکر کنیم .

نویسنده این مقاله که من سردستی ترجمه کردم تیم وو است ، استاد حقوق دانشگاه کلمبیا و نویسنده کتاب «مستر سوییچ: ظهور و سقوط اینفرمیشن امپایر»

موسیقی

به پیشنهاد علی

Blowin’ In The Wind by Bob Dylan
رو داریم با این سوال پایه ای که
How many roads must a man walk down
Before you call him a man?
این سوال قرار بود سوال نهایی در رمان جذاب راهنمای مسافران مجانی کهکشان باشه.
این آهنگ رو باب دیلن در سال ۱۹۶۲ نوشت و یک آهنگ مقاومت است. با سوال هایی درباره صلح، جنگ و آزادی و جوابی در باب دمیدن در باد که معلوم نیست کار ساده ایه یا کاری بغرنح.

How many roads must a man walk down
Before you call him a man?

Yes, ’n’ how many seas must a white dove sail
Before she sleeps in the sand?
Yes, ’n’ how many times must the cannonballs fly
Before they’re forever banned?
The answer, my friend, is blowin’ in the wind
The answer is blowin’ in the wind

چطور در کامندلاین لینوکس حرفه ای باشیم یا «لینوکس را درک کنیم»

سلام

من یه مدته که وبلاگ شما سر میزنم و بخش محبوبم تو وبلاگ شما «چرا گنولینوکس رو دوست دارمه».

حالا یه سوال برام پیش اومده:

«چطور اینقدر خوب با ترمینال کار میکنید؟»

لطفا من رو راهنمایی کنید تا مثل خودتون یک لینوکس کار حرفه ایی بشم.

استفاده روزمره از لینوکس مثل استفاده روزمره از ویندوز است و فرق چندانی نداره. یک فرمون به اسم ماوس دارین و یکسری منو و‌ آیکون که باهاش فایرفاکس و تاندربرد و چت و اینها رو اجرا می کنن و کار می کنین. ولی فرق لینوکس و ویندوز اینه که توی لینوکس هر وقت بخواین (یا وقتی مجبور بشین!) می تونین کاپوت رو بزنین بالا و برین سراغ موتور ماشین.

این موتور گاهی به درد تعمیر کردن می خوره و گاهی به درد انگولک کردن ریز. اجزای توی ترمینال مثل قطعات لگو هستن. می تونین اونها رو به همدیگه بچسبونین و می تونین باهاشون چیزهای جدید بسازین. برای حرفه ای شدن توی لگو هیچ نیازی ندارین تک تک قطعات رو بشناسین و حفظ کنین که چطوری به هم وصل می شن. بلکه کافیه در این حد بدونین که کلی قطعه هست که می شه اونها رو به هم چسبوند.

مثلا کسی برای ساختن یک خونه با لگو حفظ نمی کنه که باید پنج تا زرد بذاره پایین، بعد سه تا قرمز اضافه کنه و بعد آرم آروم تعداد رو کم کنه تا حالت شیب به دست بیاد. بلکه اول یک ایده کلی در ذهنش داره و بعدش تو قطعات می گرده و مناسب ها رو پیدا می کنه و جایی که به نظرش درست می رسه می ذاره و مطمئن هم هست که به شیوه معقولی همه قطعات می تونن به هم وصل بشن.

در لینوکس هم همینه. اگر شروع کنین به حفظ کردن تک تک دستورات و سوییچ ها و اینکه چطوری کار می کنن سریعا ذهنتون درگیر می شه با کلی چیز مهمل که توی هر کتاب و راهنمایی می شه پیداش کرد. کاری که برای حرفه ای شدن توی ترمینال باید کرد، درک سیستم است. من سعی می کنم توی بخش های زیر، مفهوم کلی سیستم عامل گنو/لینوکس رو توضیح بدهم. فراموش نکنین که گنو/لینوکس یک فلسفه هم هست و درست مثل ذن، روشن-شدگی توش باعث حرفه ای شدن ناگهانی آدم ها می شه. شاید کسی سال ها کار کنه و به روشنی نرسه و شاید کسی فقط با خوندن همین جمله که «گنو/لینوکس یک دید به دنیا است» درست مثل راهب بودایی که با تمرکز روی «صدای یک دست» یکهو به روشن شدگی می رسه، گنو/لینوکس رو درک کنه.

کوچک زیباست – اجزای تک منظوره ولی بسیار قوی

ضرب المثلی در دنیای برنامه نویسی هست که می گه «اگر می خواین یک تقویم بنویسین، لازم نیست براش ماشین حساب هم بنویسین». هر برنامه خوب دقیقا یک کار رو باید انجام بده ولی با قدرت و دقت. این درک بسیار مهمی از دنیای گنو/لینوکسه. گنو/لینوکس مثل یک جعبه ابزاره: پیچ گوشتی، گازانبر، فازمتر، چسب، متر، … توش هیچ وقت یک دستگاه مخصوص پیدا نمی کنین که فقط طراحی شده باشه برای «بیرون آوردن میخ از دیوار و بعد صاف کردنش و بعد زدن کمی رنگ به جای سوراخ» بلکه یک ابزار دارین برای بیرون آوردن میخ از دیوار و یک چکش که باید با یک سطح صاف ازش ابزاری برای میخ صاف کردن ابداع کنین و در نهایت یک قلم مو برای زدن کمی رنگ به جای میخ روی دیوار.

آماتورها اول کمی غمگین می شن از اینکه یک ابزار به اسم میخ-از-دیوار-دربیار-صافش-کن-جاش-رو-رنگ-کن ندارن و بعضی ها پز می دن که سیستم عاملشون چنین چیزی داره ولی قدرت لینوکس وقتی معلوم می شه که یکهو به جای میخ با یک پیچ توی دیوار طرف بشین. یک گنو/لینوکسی درک می کنه که اینبار به جای میخ-کش، کافیه پیچ گوشتی رو برداره و بقیه مراحل رو تکرار کنه در حالی که کسی که تا حالا از میخ-از-دیوار-دربیار-صافش-کن-جاش-رو-رنگ-کن استفاده می کرده باید خونه رو از اول نصب کنه تا دیگه روی دیوارش یک پیچ اضافی نباشه.

هنر شما در این بخش، درک این فلسفه است و داشتن آگاهی عمومی نسبت به این ابزارها. کافیه یک ایده داشته باشین که چه دستورهایی داریم و چیکار می کنن. کار سختی هم نیست و هیچ نیازی هم نیست که همه جزییات جریان رو حفظ باشیم. در این مورد جلوتر حرف می زنیم.

قابلیت وصل شدن اجزا به همدیگه

در بخش قبل گفتم که در گنو لینوکس ابزارهای مختلفی دارین که هر کدوم یک کار مستقل می کنن. این ابزارها ورودی و خروجی های استاندارد رو می گیرن. اگر هیچ چیز بهشون ندین احتمالا ورودی شون کیبورد خواهد بود و اگر هیچ چیز بهشون نگین، احتمالا خروجی شون نمایشگر کامپیوتر. اما گذاشتن یک علامت پایپ ساده ( | ) باعث می شه شما ورودی خروجی ها رو به هم لوله کشی کنین! مثلا wc تعداد کلمات یک متن رو می شمره. ls هم فایل های موجود رو نشون می ده. پس اگر من خروجی اولی رو لوله کشی کن به دومی و چنین چیزی بنویسم:

ls | wc

سیستم تعداد کلمات موجود در دستور اول (یعنی فایل های دایرکتوری جاری رو) نشونم خواهد داد. با اینکار شما می تونین تمام ابزارهای ریزی که داشتین رو یکی یکی به همدیگه وصل کنین. در مثال قبل شما با وصل کردن میخ-کش، چکش (کار روی سطح صاف)، قلم مو در اصل با کلی ابزار ریز یک ابزار ترکیبی ساختین که هر کدوم ورودی اش رو از خروجی قبلی می گیره. این یکی از برگ برنده های بسیار بزرگ لینوکسه.

همه چیز یا فایله یا پروسس

برای روشن-شدگی اینهم بسیار مهمه که در لینوکس برنامه ها همه بر اساس یک فلسفه نوشته شدن. رابط کاربری بر اساس یک فلسفه ایجاد شده و کلیت سیستم به یک شکل کار می کنه. مطلقا هر برنامه خوب لینوکس یکسری فایل تنظیم داره (که احتمالا توی etc/ و دایرکتوری ای به اسم همون برنامه است). تنظیمات همه از همونجا اعمال می شن و اگر می خواین چیزی رو تغییر بدین یا با یک برنامه بزرگتر (مثلا وب سرور) کاری رو بکنین که اصلا نمی دونین ممکنه یا نه، کافیه به دایرکتوری فایل های تنظیمات برین و فایل های تنظیمات و محتویاتشون رو چک کنین. معمولا اونجا راهنمایی های کافی پیدا می شن. این کاملا فرق داره با حالتی که برای تنظیم هر برنامه مجبور باشین توی منوها بچرخین و در بخش تنظیمات تب ها رو نگاه کنین. اکثرا برنامه های گرافیکی این رو هم دارن ولی در نهایت چیزی که مشخص می کنه برنامه چطور کار کنه ، اون فایل متنی تنظیمات است. در دنیای گنو/لینوکس هیچ چیز از چشم شما بیرون نیست و معمولا فایل تنظیمات حاوی هر چیز ممکن یک برنامه است.

ساختار فایل ها رو بشناسین

فایل های لینوکس به شکل اتفاقی توی دایرکتوری ها پخش نشدن (: یک نظم کاملا منطقی طبق یک استاندارد رعایت شده و این باعث می شه شما در مواجهه با ناشناخته ترین سوال هم یک سرنخ برای شروع داشته باشین. به این جدول نگاه کنید:

حالا فرض کنید به من بگن که لازمه تغییراتی توی سرویس privoxy بدم و مثلا بهش بگم که به جای 8123 از این به بعد روی پورت 8111 گوش بده. چه می کنم؟ جدول بالا می گه همه تنظیمات توی etc هستن. پس می رم اونجا. اوجنا یک دایرکتوری پیدا می کنم به اسم privoxy و اون تو یک فایل هست به اسم config! چی از این منطقی تر؟ توش رو نگاه می کنم و خط به خطش توضیح داره. یک جا هم نوشته:

تنظیمات پریوکسی

پس کافیه این خط رو ادیت کنم و عدد جدید رو بنویسم و بعد سرویس پرویوکسی رو حتی اگر ندونم چیه، مثل هر سرویس دیگه ری استارت کنم تا تنظیمات جدیدش رو بخونه:

/etc/init.d/privoxy restart

نخیر ! خلاص نشدیم! اگر می خوام توی لینوکس حرفه ای باشم الان دقیقا وقتشه که شروع کنم به خوندن در مورد پریوکسی، فهمیدن اینکه چیکار می کنه و یاد گرفتن چیزهای جدید.

توانایی خوندن راهنماها

یکی دیگه از قدرت های لینوکس راهنماهای بسیار دقیقش هستن. گنو/لینوکس یک سیستم عامل آزاده یعنی اگر حوصله اش رو داشته باشین می تونین حتی کد منبع برنامه ها رو هم بخونین تا به اندازه برنامه نویسش بدونین که چیکار میکنه. ما که حوصله اینکارها رو نداریم پس بهترین چیز برامون manها است. هر دستوری یک man داره. می تونم بزنم :

man privoxy

تا یک توضیح کامل در مورد این دستور / سرویس / موضوع بهم داده بشه. اول در یک پارگراف در این مورد که این دستور دقیقا چیکار می کنه و بعد کلی جزییات در مورد شیوه استفاده و در آخر هم اینکه کی اینو نوشته و بعدش هم حرف هایی مثل اینکه چه فایل های تنظیماتی برای این دستور هست و غیره.

این بهترین و کاملتر مرجع گنو/لینوکسه. اگر بتونین man فایل ها رو بخونین یعنی تقریبا هر کاری در گنو/لینوکس هست رو با حوصله و وقت می تونین انجام بدین. نباید ازش بترسین و باید شجاع باشین. پیشنهاد می کنم برای شروع به من فایل دستور ساده ای مثل wc نگاه کنین و با حوصله اونو بخونین تا بفهمین کجاش چی می گه و در دفعات بعدی راحت باشین.

در ضمن اینترنت، فروم ها، آی آر سی و غیره هم هستن. همینطور کتاب و هر چیز دیگه. ولی یادتون باشه که شما قراره «چگونگی پیدا کردن جواب» رو یاد بگیرن و نه اینکه برین به سراغ حفظ کردن همه جواب ها!

مثلا در مثال قبلی اگر من بخوام به جای تعداد کلمات فقط تعداد خط ها رو ببینم، می دونم که دستوری دارم به اسم wc که احتمالا اینو داره پس باید بتونم man wc رو نگاه کنم و کشف کنم که چه سوییچی فقط تعداد خط ها رو بهم نشون می ده.

همه کار قبلا انجام شده

این هم بسیار مهمه! اگر شما دارین کاری می کنین که هیچ کس دیگه توی دنیا نکرده احتمالا باید مشغول کار خیلی خیلی خفنی باشین. قبلا آدم ها دستورها رو به هم چسبوندن، فاصله رو از یک متن حذف کردن، عکس ها رو کنار هم چیدن، با چند تا عکس یک تصویر متحرک ساختن، تعداد تکرار یک عبارت در یک جمله رو شمردن و … اگر هیچ ایده ای ندارین که کاری رو باید چطور انجام بدین، سرچ کنین. به راحتی کشف می شه. گنو/لینوکسی ها زیاد می نویسن.. در اصل جامعه با جامعه معنی داره. مشکلاتی که خودتون حل کردین رو هم یک جایی توی اینترنت بنویسین. کپی پیست نکنین چون هیچ ارزشی نداره و حتی اگر مدتی ده بیست نفر رو گول بزنه که حرفه ای هستین، در طولانی مدت باعث می شه خودتون هیچ چیز یاد نگیرین اما شدیدا توصیه می کنم یک جایی توی اینترنت کشفیات شخصی خودتون رو بنویسین تا به درد بقیه ای که سرچ می کنن هم بخوره.

خلاصه می کنم به اینکه همه کارها قبلا انجام شده و تقریبا هر چیزی رو سرچ کنین به جواب معقولی می رسین یا حداقل به راهنماهایی برای شروع.

از انگلیسی نترسین

ما مهندس های خوب و باسوادی داریم ولی من که توی منطقه می چرخم کل کارهای خوب در اختیار هندی ها و پاکستانی ها است. چرا ؟ چون انگلیسی بلدن و از انگلیسی نمی ترسن. ما هم نباید بترسیم. درسته که مثل اونها از بچگی یاد نمی گیریم و درسته که توی مدرسه به شکل مسخره ای فقط یکی دو زنگ در هفته یکسری چیز می دن حفظ کنیم و مثل طوطی تکرار ولی خودمون باید دست به کار بشیم و ازش نترسیم. انگلیسی ها رو بخونیم. توی بازی ها پیام های انگلیسی رو سعی کنیم ببینیم و کلا چیزی رو فقط به این خاطر که انگلیسی است کنار نذاریم.

اگر قراره لینوکس کار کنین باید بخشی از دنیا باشین و سرچ کنین و نظراتتون و سوال هاتون رو بنویسین. اونم با یک انگلیسی جهان که خیلی راحت تر از انگلیسی آمریکایی یا انگلستانی یا ایرلندی یا استرالیایی است. جملات ساده بدون کلمات عجیب غریب.

ان اف سی قابل برنامه نویسی سامسونگ: تک تایل

دیروز سامسونگ یکی از محصولات فوق العاده اش را به بازار عرضه کرد. چیزی که بسیاری گیک‌ها را شدیدا خوشحال خواهد کرد: برچسب‌هایی به نام تک تایل؛ حاوی ان.اف.سی.های قابل برنامه ریزی.

ان.اف.سی. که مدتی است معرفی شده هنوز کاربرد روزمره‌اش را در زندگی ما پیدا نکرده اما این برچسب‌ها به علاقمدان اجازه خواهند داد تا این تکنولوژی را در زندگی شان وارد کنند. حالا هر کس می‌تواند با دادن ۱۵ دلار یک بسته ۵ تایی از این بسته ها را بخرد و با استفاده از برنامه ارائه شده برای گوشی‌های سامسونگ، آن‌ها را برنامه نویسی. این برنامه معمولا یک «عمل» است که در زندگی عادی کمتر از یک دقیقه وقت شما را می‌گیرد؛ مثلا روشن و خاموش کردن وای فای گوشی. شما می‌توانید یک یکی از برچسب‌ها را طوری برنامه‌ریزی کنید که وای فای گوشی شما را خاموش کند و بعد‌ آن را پشت در خانه بچسبانید تا هر بار موقع بیرون رفتن فقط گوشی خود را به آن نزدیک کنید و با وای فای خاموش از منزل خارج شوید.

یا شاید ممکن است صاحب یک کافی شاپ، آن را طوری تنظیم کند که هر مشتری با وارد شدن و گرفتن گوشی در جلوی آن، در شبکه اجتماعی Foursquare ورودش به کافی شاپ را چک این کند یا حتی یک پسر خوب، آن را روی میز کار شرکت اش بچسباند و برنامه ای به آن بدهد که با هر بار رسیدن به شرکت و نزدیک کردن گوشی یک اسمس به طرف مربوطه بفرستد که «عزیزم! به سلامت به شرکت رسیدم».

برای دیدن سایت تک تایل به این لینک مراجعه کنید.