یک دوستی پرسیده که چطوری می تونیم فهرست همه فایلهای قابل دانلود در سروری مثل dl.folan.net رو داشته باشیم. این سرور اجازه میده شما دایرکتوریهاش رو ببینین:
می تونه به شکل یک اسپایدر فایلهای اچ تی ام ال رو میگیره و توشون رو نگاه می کنه و پاک می کنه و اینکار رو تا پنج شاخه داخل دایرکتوریها هم پی میگیره. البته اگر ارور بگیریم، دردسر درست میشه پس با اضافه کردن یک عبارت کوچیک، ارورها رو هم به خروجی اضافه می کنیم:
Spider mode enabled. Check if remote file exists.
--2015-11-25 12:02:51-- htp://dl.folan.net/Movie/5/American.History.X.1998.720p.folan.Net.mkv
Reusing existing connection to dl.folan.net:80.
htp request sent, awaiting response... 200 OK
Length: 785963069 (750M) [application/octet-stream]
Remote file exists but does not contain any link -- not retrieving.
Removing dl.folan.net/Movie/5/American.History.X.1998.720p.folan.Net.mkv.
unlink: No such file or directory
Spider mode enabled. Check if remote file exists.
--2015-11-25 12:02:51-- htp://dl.folan.net/Movie/5/American.Justice.2015.1080p.folan.Net.mkv
Reusing existing connection to dl.folan.net:80.
من خطهایی رو میخوام که اولشون — داره و پس می ریم سراغ grep که میتونه توی یک متن خطهایی رو جدا کنه که چیز خاصی توشون هست:
اینجوری فهرستی از ۱۱هزار فایل قابل دانلود اون سایتی که تصمیم گرفتم به خاطر حفظ بیزنسش، آدرسش رو ندم رو داشته باشیم (: هدف این پست دانلود نیست، یاد گرفتن شیوه کار با لینوکسه و همچنین دقت کنین که http ها رو کردم htp که وبلاگ سعی نکنه به عنوان فیلم لودشون کنه از یو آر ال گفته شده (: خوش باشین و خندون و توانمند.
شماره پنجاه و هشتم رادیو گیک با شماست! انواع گیکها آماده باشن که این شماره پر از خبرهای مایکروسافتی، هوش مصنوعی و امنیتی است. از کامپیوتر مرکل تا ایمیلهایی که خودشون به خودشون جواب میدن. با ما باشین در فصل پس از فصل انگور که اولش فراموش می کنیم از خانه وفا نام ببریم اما دلمون همیشه باهاشه.
با تشکر از پیام که خبر رو بهم نشون داد، دانشمدهایی که روی چهرههای آدمکهای لگو کار کردن میگن که این چهرههای سابقا ساده و دوستانه یا بی حالت حالا دائما دارن به سمت خشنتر شدن میرن. قدیمها اکثر شخصیتهای لگو دکترهای مهربون در حال مداوای بیمار، راننده های ماشینهای سنگین و این تیپ چیزها بودن اما حالا که شخصیتهای جنگ ستارگان و هری پاتر و دزدهای دریایی و غیره وارد مجموعه شدن، چهرههای عصبانی هم در حال زیاد شدن هستن. این تحقیق ۳۶۵۵ صورت از ۱۹۷۵ تا ۲۰۱۰ رو بررسی کرده میگه همبازی بچههای این نسل، خشنتر از همبازیهای نسلهای قبل است.هنوز نمی شه گفت این بده یا خوبه. به هرحال آشنایی بچهها با چهرههایی بهتر خوبه اما شاید هم یک بچه خوب نباشه خشونت رو از بچگی ببینه. لگو در مورد این تحقیق گفته که اگر پدر مادرها نمی خوان بچههاشون با چهرههای خشن و ناراحت روبرو باشن، می تونن سر لگوها رو با سر لگوهای مهربونتر عوض کنن.
پارتنر شدن ردهت و مایکروسافت وبلاگ رسمی مایکروسافت خبر می ده که دنیای کلاود در حال تغییره و مشتری ها دنبال راه حل های ارزون، قابل گسترش و پایدار هستن و حالا پارتنر شدن با ردهت، فرصتهای جدیدی برای مشتری های کلاود مایکروسافت فراهم خواهد کرد. در این مشارکت ۱) ردهت روی آژر برای مشتریان فراهم خواهد بود ۲) ساپورت برای محیطهای دوگانه (مایکروسافتی و ردهتی)توسط شرکت به مشتریان ارائه می شه ۳) همکاری روی توسعه دات نت به شکل مشترک توسط ردهت و مایکروسافت و توسعه نرم افزارها روی لینوکس ردهت ۴) حرکت مشترک روی مدیریت کلاودهای شرکت ردهت و شرکت مایکروسافت برای مشتریان به شکل متمرکز.
حالا نزنین ولی من یک آهنگ از بیبر رو خوشم اومد.. بعدش اینترنت گفت باید ازش بدم بیاد وگرنه ضایع هستم (: و البته بعدش واقعا کارهای دیگه و رفتارها و سکناتش رو دیدم و ازش بدم اومد (: ولی بحث ما این نیست که آیا اینترنت اجازه داره به شما بگه کی خوبه کی بد (چون مثلا اینترنت خارجی ها می گه ویندوز ده بده ولی اینترنت ایرانی ها می گه ویندوز ده خوبه و من نمی دونم چقدر خارجی ام چقدر ایرانی (:… واقعا کی می تونه بگه چه بخشی از هر کس در کجا شکل گرفته؟).
چی می گم… اثر بیبر رو اینستاگرام از همه بهتر می شناسه. همین که جاستین عزیز یک عکس میذاره. در چند ثانیه و بعد چند دقیقه میلیونها بیبرکار درجه یک عکسش رو لایک می کنن و کوئری به این شکل که «هر اکانتی که برای فلان عکس بیبر لایک زده رو بشمر» می ره تو باقالیها. اگر برنامه نویس باشین دقت کنین که اگر جزو گروهی هستین که این مساله به نظرتون خنده دار و بی سوادانه می یاد باید به این فکر کنین که شرکت اینستاگرام هم احتمالا چند تا برنامه نویس و اسکوئل کار داره که از من و شما بهتر کارشون رو بلدن و اگر اونها می گن این مساله واقعا دردسرزا است، احتمالا واقعا هست (: درک اسکیل در شرکتهای بزرگ خیلی مهمه. [ کمی توضیح در مورد مخابرات و برنامههاش، مثلا اسمس سرور]. حالا اینستاگرام در مقاله ای جالب توضیح می ده که چطوری بعد از فروخته شدن به فیسبوک تونسته بالاخره این مشکل رو حل کنه.. در واقع با تکنولوژی های فیسبوک. از یکطرف با سوار شدن روی دیتاسرورهای عظیم فسیبوک که احتمالا بزرگترین ها در جهان هستن و از اونطرف با استفاده از برنامه نویسی. اولین حقه چیزی به اسم denormalized counter است که سعی می کنه در یک کش حافظه ای تعداد کل لایکها رو نگه داره و اینها رو روی سرورهای مختلف سینک کنه. همچنین به جای شمردن هرباره ماجرا، الان یک سل خاص به تعداد لایک های هر عکس اختصاص پیدا کرده که زمین تا آسمون سرعت رو متفاوت می کنه ولی پیچیدگی های سینک شدن بین سی دی ان ها و سرورهای هر نقطه جغرافیایی رو درست می کنه. راه حل این بخش استفاده از برنامه ای به اسم PgQ است اگر دیتابیس پست گرس اینستاگرام در یک منطقه آپدیت نباشه، به مناطق دیگه مراجعه می کنه و عددها رو می گیره و مطمئن می شه از این به بعد همه یک عدد ثابت رو به عنوان تعداد لایک ها خواهند دید. حالا که اینو گفتم دو تا چیز رو هم بگم [توضیحات خودم] ۱) مم اسکوئل و ۲) خریدن لایک و فالوئر در اینستاگرام
واقعا جای تشویق داره. فکر کنم اگر همسن من نباشین اصولا ویندوز ۳.۱ رو ندیدین. [کمی توضیح در دانشگاه و داس]. اخیرا هم یکی از سیستمهای فرودگاهی یکی از شهرهای فرانسه دچار مشکل شد و تا مدتی هواپیما نتونستن بشینن.. کامپیوتری که به کارمندان برج مراقبت می گفت هر هواپیما چقدر فرصت برای نشستن داره (یا همچنین چیزی) مشکل داشت و بوت نمی شد و در نهایت … مشخص شد که ویندوز ۳.۱ی که روش بوده و کار می کرده دچار نقص فنی شده! این سیستم عامل در ۱۹۹۲ منتشر شد.. همزمان به هسته کرنل لینوکس و البته لازمه بگیم همین فرودگاه چند تا ماشین یونیکس و ویندوز ایکس پی هم داشته! ایده بدی نیست که اصولا بخشی از فرودگاه رو به عنوان موزه نگهداری کنن ((: مسوولین فرودگاه گفتن که مشکلاتشون خیلی زیاده و باید آپگرید کنن چون متخصصینی که بتونن این سیستم ها رو تعمیر و نگهداری کنن دائما کمتر و کمتر می شن. به شکل مرتبط بگم که ناسا هم داره دنبال یک برنامه نویس فرترن می گرده چون برنامه نویس قبلی که مسوول برنامه نویسی اولین سفینههای کامپیوتر دار بوده داره بازنشسته می شه. کسی که استخدام بشه باید برای ویجر ۱ و ۲ برنامه بنویسه که در سال ۱۹۷۷ به فضا پرتاب شدن تا مناطق خارج از منظومه شمسی رو بررسی کنن. اینها یک کامپیوتر ۲۵۰کیلوهرتزی دارن که فرترن می فهمه ولی متاسفانه آخرین برنامه نویسش داره بازنشسته می شه و شاید لازم باشه یکی زمانی باگی رو در این دورترین اشیای ساخت بشر به زمین، اصلاح کنه یا چنین چیزی. فرودگاه فرانسه قراره در ۲۰۱۷ آپگرید بشه ولی مدیرش می گه که بعیده تا ۲۰۱۹ بودجه لازم برای اینکار تامین بشه. حالا که هی خبر هوایی می گیم این دو تا رو هم بگم… اولی اینکه توی دسامبر ۲۰۱۴ فرودگاه لندن که یکی از مهترین فرودگاه های جهان است ۳۶ دقیقه از کار افتاد چون یک نرم افزار ۵۰ سالهاش دچار مشکل شد و اوایل همین امسال، دو تا هکر به خاطر کشف یک مشکل امنیتی در حین یک مسابقه «باگ باونتی» یونایتد ایرلاینز برنده یک میلیون مایل پرواز رایگان شدن (:
مایکرسوافت هی داره بیشتر و بیشتر سعی می کنه به حرف مردم گوش بده تا قدرتش در بازار رو از دست نده. حتی در شبکه های اجتماعی و غیره در مورد اینکه چی لازمه و چی خوبه حرف می زنه و معملومه در هر جای حرفه ای دائما این رو می شنوه: «آخه مگه می شه پاور شل اس اس اچ نداشته باشه؟». حالا یک مقاله توی ام اس دی ان داره می گه چقدر اس اس اچ چیز خوبیه و چقدر جالبه که بشه یک سرور رو با اس اس اچ کنترل کرد و ویندوز هم می خواد این امکانات رو فراهم کنه! تا اینجا می تونیم بهشون غرهای مرسوم رو بزنیم و [بزنم دیگه! اینکه تازه کشف کردی و گرپ هم خوبه و ..] ولی بخش خوب خبر اینه که سعی نکردن چرخ رو اختراع کنن.. با فونت بولد نوشتن «خوشحالیم اطلاع دهیم که تیم پاور شل از این پس از پروژه اوپن اس اس اچ حمایت و در آن مشارکت خواهد کرد». این رو آنجلو کالو از تیم پاور شل نوشته.
دائما بحث هست که آیا ماشینهای گوگل باید حق داشته باشن بدون راننده حرکت کنن یا نه. البته حینی که من و شما داریم بحث می کنیم ماشین ها راه افتادن و کمپانی های دیگه هم ساختن. فعلا هم تصادفی از طرفشون نبوده که رکوردی عالی است [کمی توضیح].اما هفته گذشته متوقف شدن یکی از این ماشینها توسط پلیس خبرهای جدیدی راه انداخت. یک پلیس ماونتین ویوو یکی از ماشینها رو به علت «حرکت خیلی آروم» متوقف کرده. این ماشین کوچیک که فقط حق داره در جادههایی بره که حداکثر سرعتشون ۳۵ مایل است، داشته با سرعت ۲۵ مایل می رفته و ترافیک رو کند کرده بوده و توسط پلیس متوقف می شه [توضیح اینکه چطوری متوقف می شه و کی جریمه می شه! ماشین یا راننده؟] و خب کلی از ساختمون های اطراف هم از این پلیس سردرگم عکس گرفتن.
یک کتری «هوشمند» صد و پنجاه دلاری شاید چیز جالبی باشه . می تونین از هر جایی روی اینترنت آب رو جوش بیارین و هر وقت به خونه رسیدین راحت باشین… اما خب هکرها هم راحت می تونن به پسورد شما دسترسی داشته باشن. این کتری هوشمند برای رسیدن به اینترنت پسورد خونه شما رو می گیره و بدون هیچ تغییری توی حافظه اش ذخیره می کنه. آی کتل اینقدر هم خنگه که به هر شبکه دیگه ای با اسم مشابه وصل می شه و کافیه یک هکر با استفاده از یک آنتن قویتر از آنتن خونه شما به کتری نزدیک بشه و کتری خنگ، پسورد رو براش می فرسته که به این وای فای «آشنای» قوی وصل بشه ( محققان شرکت پن تست پارتنر این هک رو نشون دادن و برای اثباتش توی شهر راه افتادن و نه فقط پسوردها رو پیدا کردن که جای دارندگان کتری هوشمند آی کتل رو هم رو نقشه مشخص کردن (: و گفتن که با داشتن پسورد وای فای، می تونن به شبکه قربانی وصل بشن، دی ان اس ها رو تغییر بدن و کل ترافیک قربانی رو زیر نظر بگیرن. حواستون باشه، کسی که شبکه شما رو می ده، می تونه شما رو زیر نظر بگیره مگر اینکه اخلاق داشته باشه یا قانون کنترلش کنه.
یک بدافزار خیلی قدرتمند که احتمالا به ان.اس.ای. مرتبط است لپ تاپ شخصی منشی، چنسلر یا هر چی هست.. ملازم؟ همکار؟ کمک دست؟ مرکل رو آلوده کرده! این خبر رو اشپیگل گفته و آلمانی ها حق دارن ازش عصبانی باشن. این بدافزار که توی اسناد اسنودن هم بهش اشاره شده … دیگه نمی شه زیاد ازش حرف زد چون به خودمون هم ربط های داره. یعنی به اون استاکس نت خبیث. در سال ۲۰۱۳ هم نشانههای از آلودگی تلفن موبایل مرکل مشاهده شده بود. حتی گفت می شه چند وقت قبل روسها هم از همین طریق تونستن یک بدافزار رو در حدود ۲۰۰۰۰ کامپیوتر مقامهای آلمانی پخش کنن. خلاصه وضع آلمان از این نظر خرابه (: [ کمی توضیحات در مورد جنگ سایبر و شرایط غیرجنگی اون ]
اتفاق عجیبی در دنیای هوش مصنوعی گوگل هم در جریانه. اولا که گوگل تنسرفلو یا همون موتور هوش مصنوعیاش رو اوپن سورس کرده و در محافل برنامه نویسی اینترنتی دائما بحث نصب و تست و کاربردهای اونه. اگر نیدیدن حتما سرچی برای تنسرفلو بکنین. بعد اینکه یکی از محصولات جالب این سیستمها، چیزی است که گوگل احتمالا تا چند وقت آینده برای گروهی از مخاطبهاش فعالش می کنه. دستوری شبیه به اینکه «برای این ایمیل جواب اتوماتیک بنویس». بله درست شنیدین! ایمیل وارد اینباکس شما می شه، گوگل درکش می کنه و با داشتن جواب های قبلی شما می تونه حدس بزنه جواب شما به این ایمیل چیه، بخصوص اگر ایمیل چیزی شبیه به دعوت به جایی یا قراری یا چنین چیزهایی باشه. بعد اگر درخواست کنین گوگل جوابی منطقی براتون آماده می کنین که می تونین ادیتش کنین یا همونطوری بفرستینش. یک مثال ساده اینه که در بخش انکدر چیزی مثل «آیا فردا وقت آزاد داری؟» از بخش «فکر» رد می شه و با چیزی مثل «بله، برنامه چیه؟» دیکد میشه. خود نویسندهها الان دارن ازش استفاده می کنن. ایده اولیه این بوده که سه جواب مختلف برای هر ایمیل آماده بشه که شما بتونین یکی رو انتخاب کنین ولی این جریان هنوز باگ داره. مثلا وقتی سه جواب به سوال قبلی خواستن به چیزهایی مثل این رسیدن «بله، فردا برنامه چیه؟»، «بله فردا وقت دارم، چه کنیم؟» و «آره، فردا چه کارهای؟». که از نظر ما هر سهاش یکی است. راه حل رو شخصی به اسم سوجیت راوی داده که جوابها باید از یک سیستم سمانتیک آنالیسیس بگذرن و فقط جوابهای قبول بشن که نه فقط کلماتش که محتواشون هم با هم فرق داره. نکته جالب دیگه اینه که سیستم در نمونههای اولیه به بسیاری از ایمیلها با «آی لاو یو» جواب می داده که ظاهرا از نظرش برای هر ایمیلی جواب مناسبی است (: اگر براتون فعال شد قارتی سند رو فشار ندین!
تبریک و تقبیح
تبریک به زوکربرگ به خاطر پولهایی که برای اصلاح و بهبود سیستم آموزش و مدارس در آمریکا خرج می کنه. تقبیح به کسانی که شغل و موندنشون در گرو کشتن و آزار بقیه است. از خودمون تا دوست و همسایهها تا سرزمینهای دور و تبریکی به مایکروسافت برای کارهای فانی که می کنه.. اوپن سورس کردن کلی چیز و امروز هم انتشار یک کتاب علمی تخیلی.
نامه ها
ابتدا می خواهم بابت مقدمه ای که در مورد قلم ها فرمودید تشکر کنم. کار ناچیزی بود برای دوستان.
اما در ادامه فرمایش حضرت عالی عرض کنم که حقیقت اش را بخواهید بنا به دلایلی از این گفتگو معذورم. این دلایل از جانب خودم است و نه شما. لیکن امیدوارم خدای ناکرده اسباب سوء تفاهم نگردد. اما اگر علاقه مندید که بدانید ماجرای قلم چه بوده اجمالا شرح می دهم.
در اندیشه فونتی جایگزین برای تاهوما بودم که رسیدم به فونت رویا. این فونت در سایت fontlibrary ظاهرا با مجوز Bitstream Vera معرفی و منتشر گردیده است. تغییرات بسیاری را اعمال نمودم که حاصلش قلمی گشت با نام چوپان! از نتیجه راضی نبودم و ظاهرش به یکان شبیه شده بود! اما خب شاید برای شروع و نخستین حرکت بد نبود که در خود فایل فونت رویا تحت قسمت متادیتا به این جمله رسیدم:
You may freely redistribute this font, but you may not change or rename it.
با لیست پستی آف تاپیک تهلاگ در میان گذاشتم که یکی از دوستان نیز به فردی اشاره کرده بود. مشخص بود که این فونت به فارسی وب شریف مربوط می شود که به یکی از بنیانگذارانش نامه ای ارسال و طرح پرسش و درخواست نظر یا کسب اجازه نمودم. پاسخی نیامد. یکی دو هفته بعد به فرد دومی نیز پیامی فرستادم که از ایشان نیز پاسخی نیامد. پیش خودم فکر می کردم که خب این بزرگواران چه جوابی بدهند. موضوع مشخص است. آمده است که اجازه تغییر قلم ندارید! شاید من اشتباه کرده ام و نباید می پرسیدم.
در همین اثنا نیز به دنبال بستر مناسبی دیگر که از هر حیث عاری از مشکلات مجوز باشد بودم که به فونت عالی DejaVu رسیدم. رویا با همه خاطرات تلخش را فراموش نمودم و از صفر با ذهنی خالی و آزاد، روزهایی را با فونت DejaVu درگیر شدم تا رسیدم به میرزا که بعدا به وزیر تغییر نام داد. و پس از آن فونت های دیگری که در ذهنم مانده بود بر بستر وزیر پدید آمدند.
احتمالا این قلم ها از دید متخصصین حوزه قلم، استاندارد یا زیبا نباشند (که من هم قبول دارم) اما خب تلاشی بود از جانب یک برنامه نویس یا شاید هم یک هکر برای کمک به جامعه اش! این قلم ها برای هر نوع استفاده یا تغییری آزادند. اساسا این فونت ها با ذهنیت Public Domain پدید آمدند. حتی اگر کسی فکر می کند همین مجوز OFL هم برایش محدودیتی ایجاد کرده بگوید برایش رفع می کنم.
این فونت ها تنها یک تلاش فان بود. :)
در این بخش نصیحتی براتون دارم از ادوارد اسنودن. رد این بخش اسنودن داره در این مورد حرف می زنه که چطوری باید از خلوت شخصی یا پرایوسی خودمون حفاظت کنیم. مثل همیشه از تور می گه و از سیستمهای مخفی موندن از شنود و همزمان تاکید داره که بحث فقط مخفی شدن نیست و باید از نظر سیاسی و اجتماعی هم در جوامعمون فشار بیاریم و حقوق خودمون رو در مقابل شنود کنندگان حفظ کنیم. تا اینجا معمول است و همه می دونیم. بخش آخرش اما جزیی تر، خردنگرتر و کمتر شنیده شده می شه. حرف اینکه اگر ما تصمیم می گیریم چیزی رو شر کنیم هنوز به این معنی نیست که باید همه چیز رو همه جا یکجور شر کنیم. قرار نیست بریم توی غار ولی باد آگاهی هم داشته باشیم:
بله من در مورد به اشتراک گذاشتن انتخابی حرف می زنم. همه لازم نیست همه چیزی که ما می خوایم بگیم رو بدونن. مثلا دوستان من لازم نیست بدونن الان رفتم داروخونه. فیسبوک لازم نیست سوال امنیتی بازیابی پسورد من رو بدونه. شما لازم نیست اسم وسط مادرتون رو توی فیسبوک برای همه بنویسین – اگر از این اسم برای ریست کردن کلمه عبور جیمیل وقتی که فراموشش کردین استفاده می کنین. ایده اینه که به اشتراک گذاشتن اوکی است اما باید داوطلبانه باشه و آگاهانه. باید فکر کنیم که آیا این به اشتراک گذاشتن فایدهای برای ما یا طرف مقابل داره یا نه .
اگر در حال کار با اینترنت باشین… روشهای مرسوم ارتباطات به شما خیانت خواهند کرد. ساکت و خاموش و غیرقابل دیدن. اونهم با هر کلیک که میکنین. هر صفحهای که باز می کنین یا بهش میرسیم اطلاعاتی در حال دزدیده شدن است. این اطلاعات جمع میشن، شنود میشن، تحلیلی میشن و توسط دولتها ذخیره میشن. چه دولت خودتون چه دولتهای دیگه. همینطور توسط شرکتها. شما میتونین این وضعیت رو با چند قدم ساده بهتر کنین. کارهایی مقدماتی. حالا که اطلاعات مرتبط با شما در حال جمع شدنه، حداقل کاری بکنین که اطلاعاتی که خودتون داوطلبانه و آگاهانه میدین در مورد شما جمع بشه.
موسیقی
توی این شماره از چند آهنگ احمد آزاد استفاده کردیم و همچنین آپتایم فانک که این روزها خیلی مشهور شده حدیث عشق از فرشته و در نهایت سارا کانر ( Connor ) به درخواست سینا قدیمی.
آهنگ آخر بلا چاو با اجرای فارسی شکیب مصدق به درخواست محمد حسنی عزیز
مایکروسافت مشغول کارهای عجیبی است که نشون می ده این کمپانی دوست داره با قدرت توی دنیای آینده تکنولوژی حضور داشته باشه. یکی دو ماه بیشتر از بازمتن کردن کلی پروژه نگذشته و دیروز اعلام شد که ویژوال استودیو نه فقط می تونه کدهای برنامههای لینوکسی رو دیباگ کنه که کد ادیتورش بازمتن هم شده!
اما گل سر سبد خبرهای عجیب از مایکروسافت این بود: انتشار رایگان مجموعه داستانهای علمی تخیلی کوتاه الهام گرفته شده از مایکروسافت، از نویسندههای درجه یک جهان. داستانهایی درباره کامپیوترهای کوانتومی، پیشبینیهای علمی، ترجمه همزمان، یادگیری ماشینی و غیره. برای نوشتن شدن این داستانها، دسترسی دست اول به نویسندهها داده شد تا بتونن تکنولوژیهای درون مایکروسافت رو ببینن و قصههاشون رو در مورد تقاطع این تکنولوژیها و جامعه انسانی بنویسن.
امیدوارم با اوریگامی آشنا باشین چون هنر سرگرمکنندهای است، هم برای وقتهای تنهای، هم برای هیجان دادن به بقیه و هم برای کارهای فانی. اگر آشنا هستین که حتما دوست دارین اطلاعاتتون رو بیشتر کنین و اگر آشنا نیستین، توصیه می شه آشنا بشین (: سایت کازیه گزینه خوبی برای آشنایی با اوریگامی یا همون هنر تا کردن کاغذ است.
یکی از چیزهایی که تو ایران حسابی جاش خالیه، یک فروشگاه گیکی است پر از برچسب، لیوان، موشک کنترل از راه دور یو.اس.بی، کراوات هشت بیتی و ماسک بتمن و این تیپ چیزها. فروشگاه اینترنتی گیک شو شاید بتونه تا حدی این خلاء رو پر کنه. البته فعلا فقط برچسب داره و لیوان و امیدوارم کارشون بگیره و پیش برن.
اپلیکیشن Ace Charge یکی دیگه از کارهای خوبی است که تلاش کرده تو بازار جهانی قد علم کنه. سایت اصلی اش میگه این برنامه سعی میکنه با تنظیم صحیح سیکل شارژ و جلوگیری از گرم شدن باتری، عمر و قدرت اون رو حفظ کنه. حدس میزنم اپلکیشن جالبی باشه.
یک بازی آزاد هم داریم از Ssisakhti@ به اسم چیکیجا. میگن این بازی قبل از آفتابه ساخته شده اما بعد از اون ریلیز شده و شاهدش هم کسب جایزه امیرکبیر ۹۲ هست. تو کافه بازار در دسته بازیهای برتر به انتخاب کافهباراز هست. با کمی تغییر مختصر گذاشتمش تو گیتهاب.
در صورتی که علاقمند به ارتباط با کارفرماها یا نیروهای کار هستین یا دنبال یک شرکت بخصوص یا حتی کوفاندر و غیره میگردین، یاراکار داره تلاش میکنه شما رو به هم وصل کنه (: باز کردن پروفایل توش ممکنه کمک خوبی به کسی باشه که توش سعی می کنه شما رو پیدا کنن و همچنین به شمایی که سعی می کنین اخبار شرکتی رو دنبال کنین.
پازلی هم روشی جالبه برای ساختن اپلیکیشنهای اندرویدی به شکل آنلاین! ماجولهاتون رو انتخاب و تنظیم کنین و اونها رو با منوها و متن ها و فیدها و اکانت ها کنار هم بچینین و خروجی اپلیکیشن اندرویدی رو دانلود کنین! پازلی هیجان انگیزه.
گروه دیگه ای از دوستان هم به تازگی کانالی رو در تلگرام راه انداختن و پادکست های صوتی فارسی رو از وبسایت های منتشر کننده در کانال با ذکر منبع و دست اندرکاران پادکست بازنشر میکنن. روش خوبی است که دسترسی به پادکستهای فارسی رو بالا ببره. پادکچر رو تلگرام رو ببینین.
حامد و چند تا از دوستاش هم کانال توسعه اندروید تلگرام راه انداختن که توش تکنیکهای جالب، کتابخونهها و آموزشهای اندروید میذارم از منابع انگلیسیزبان.
اوه! جادی دات نت هم یک کانال تلگرام غیر رسمی داره که مطالب و پادکست ها و غیره اونجا کپی می شن: https://telegram.me/jadinet
رویدادها
استارتاپ ویکند گرگان هم آخر این هفته برگزار می شه. یعنی 27 الی 29 آبان ماه. احتمالا برای ثبت نام دیره، شایدم نباشه؛ حتما تو سایتشون معلوم می شه
بازارکار
یک طراح وب حرفه ای تماموقت که حداقل 3 سال سابقه کار مرتبط داشته باشد و مهارت خوبی در html، css و javascript داشته باشه، داشتن خلاقیت و روحیه کارتیمی برایمان مهم است. کسانی که این شرایط را دارند رزومه و نمونه کارهایشان را به ایمیل cv@irnux.ir ارسال کنند.
اگر شما هم دوست دارین پروژه، کار، فرصت شغلی یا هر چیز معقول دیگهایتون توی دوشنبه آخر ماه بعد در جادی.نت معرفی بشه، به jadijadi روی جیمیل خبر بدین.
استاد سیستم عامل یکی از دوستان من پروژه ای داده بهشون و ازشون خواسته که یک سیستم عامل معرفی کنن و در موردش توضیح بدن.
من بهش توزیع های لینوکس پیشنهاد کردم و استادشون گفته نباید توزیع معروفی باشه.خواستم از شما راهنمایی بگیرم که به نظر شما چه توزیع لینوکس برای پروژش انتخاب کنه که هم داکیومنت و اموزی براش باشه و هم اینکه خیلی معروف نباشه.
سنت او اس. این مطمئنا خوبه بالای لیست باشه. درسته که خیلی خیلی مشهوره ولی معمولا دانشجوهایی که روی کامپیوترشون لینوکس تستی نصب میکنن. سراغ این نمی رن در حالی که در دنیای واقعی خیلی خوبه ازش شناخت خوبی داشته باشیم. البته شاید استادتون هم اسمش رو زیاد شنیده باشه و مدعی بشه که یک توزیع مشهور است و قبول نکنه که «درسته که مشهوره، ولی در عمل افراد زیادی باهاش کار نکردن».
آرچ لینوکس. یک توزیع که توش مجبورین از پایه سیستم خودتون رو بسازین. البته نه از پایه پایه ولی خب در حد معقولی لازمه با اجزای یک لینوکس آشنا باشین تا بتونین آرچ رو در محیط گرافیکی بالا بیارین. مراحل انجام اینکار به شما چیزهای زیادی یاد می ده ولی خب شاید اسم مشهور آرچ، این گزینه رو برای استاد کمی لوس کنه. اگر من استاد بودم به نظرم این یکی از بهترین گزینه ها بود برای اینکه یک نفر نصبش کنه و بفهمه یک توزیع لینوکس در واقع چیه. اگر احساس ماجراجویی دارین و آماده تلاش و پهنای باندتون هم خیلی جمهوری اسلامیایی نیست، می تونین سراغ لینوکس فرام اسکرچ هم برین که چند برابر پایهای تر از آرچ و چند برابر سختتر از آرچ است.
پاپی لینوکس. این لینوکس خیلی سبک و خیلی ساده واقعا یک معجزه است. حجمش فوق العاده پایینه و با نشستن توی حافظه میتونه سرعت عجیبی به هر کامپیوتری بده. استفاده ازش به شما یاد میده چطوری میتونین با فقط صد و هفتاد مگ، یک سیستم عامل کامل داشته باشین.
جنتو. لینوکسی است که همه چیز رو برای شما کمپایل میکنه. بر خلاف لینوکس فرام اسکرچ که بهش اشاره شده، در اینجا شما درگیر کمپایل نیستین ولی خود مدیر بسته سورس برنامهها رو دانلود و کمپایل میکنه و به اینکار به حداکثر کارایی هر برنامه اجرایی روی سخت افزار خاص شما میرسه. نصب جنتو شاید یکی دو روز طول بکشه و خیلی چیزها هم به شما یاد بده.
تیلز. لینوکسی مبتنی بر دبیان که شدیدا برای امنیت و مخفی موندن در اینترنت تنظیم شده. مقایسه تنظیمات و ابزارهای این لینوکس با لینوکس مادرش میتونه چیزهای زیادی به بررسی کننده یاد بده.
وات او اس. تفاوت وات او اس با مادرش اوبونتو خیلی کمه اما هدفش باعث می شه بررسی این لینوکس برای یک آدم مشتاق جالب باشه. این لینوکس تلاش میکنه مصرف برق یک کامپیوتر رو به حداقل رسونه و در نتیجه دیدن اینکه پروسه ها و انتخابهای برنامههاش چه تفاوتی با اوبونتوی استاندارد دارن، بسیار جالبه.
ساینتیفیک لینوکس. این لینوکس هم مانند لینوکس سنت او اس، یک لینوکس مبتنی بر ردهت است. ارزش جالب این لینوکس به اینه که توی سازمان تحقیقات اتمی اروپا یا همون CERN درست شده تا به شکلی واحد روی کامپیوترهای اون سازمان کار کنه. مطمئنا تفاوتهای این لینوکس با نمونههای دیگه خیلی زیاد نیست ولی در عوض دارین رو چیزی بررسی مینویسین که آزمایشگاههای فِرمی هم از اون استفاده میکنن.
کور او اس. گزینهای مناسب برای سرورهای مدرن با قابلیتهایی که بر اساس نیازهای روز انتخاب شدن؛ مثلا داکر. دونستن کور او اس ثابت میکنه شما درک می کنین در دنیای سرورهای مدرن امروزی چی میگذره.
فری بی اس دی. بله! این یک لینوکس نیست و یک بی اس دی است. یکی از پایدارترین سیستم عاملهای دنیا که سیستم عامل مک هم از هستهاش استفاده میکنه. مطمئنا اگر قراره چیزی متفاوت رو تجربه کنین، بی اس دیها یکی از بهترین گزینهها هستن. در صورتی که قراره نگاهی دسکتاپتر به بی اس دی داشته باشین، پی سی بی اس دی هم گزینه خوبیه.
من زیاد چیز میخونم و تفکر منطقی هم دارم و در نتیجه در حوزههای متنوعی نظر میدم و ازش هم خوشحالم ولی واقعا تروریسم و عموهای فتیلهای شامل اون حوزهها نمیشن. میتونم براتون گزارههایی عمومی بنویسم که به نظرم ارزش مطرح شدن دارن ولی نوشته و نظر مدون و منسجمی در اینجور موارد ندارم. من کلا اهل خبر و سیاست روز نیستم. بذارین گزارههام رو براتون بگم:
کشتن آدم بده. چه یک آدم زورگو که میخواد حاکم بمونه بکشه، چه یک رییس جمهور دموکراتیک که دنبال قیمت نفت و نفوذ است، چه سازنده فانتوم که میخواد هواپیماهاش رو مصرف کنه، چه پدرخوانده اجباری یک کشور فاسد، چه حکومتی که قهرمان اعدام در دنیا شده و چه تروریستهایی که میخوان پایههای آزادی در کشورهای دیگه رو به چالش بکشن و چه اونها که فقط ایدهشون به کشتن است یا میخوان به سرکوب خودشون اعتراض کنن و چه اونی که کشتن دیگران رو راه بقای خودش میدونه.
رسانهها باید در کشورها آزاد باشن. اگر رسانه انحصاری دولت داریم، نباید توش به نفع یا ضرر یک قومیت، جنسیت یا عقیده تبلیغ بشه یا گروهی مسخره بشن.
در کشوری که رسانه ها آزاد هستن، شوخی مجازه. حتی شوخی زشتی مثل اینکه فلان قوم شعورشون نمی رسه با برس توالت مسواک نزنن. مساله اینه که اون کانال بیننده از دست می ده یا ازش شکایت میشه – البته انتظار می ره توی اون کشور هیات منصفه و دادگاه منصف هم وجود داشته باشه.
اگر کسی متضرر می شه حق داره شکایت کنه.
امیدوارم فرانسه و اتحادیه اروپا یادشون بمونه که «مردمی که آزادی رو فدای امنیت می کنن، لیاقت هیچ کدوم رو ندارن». به نظرم اتحادیه اروپا ایدهای پیشرو در تاریخ بشر مدرن است و خیلی حیفه به سمت بسته شدن مرزها و کنترل ورود و خروج باشیم تا مثلا نشه مواد منفجره با قطار مسافر به کشور آورد.
کره شمالی میزان جرایم بسیار پایینی داره. یکی از متهمان مطبوعات بهش می گفت «سکوت قبرستانی» (: واقعا هم توی یک زندان حتی کسی چاقو هم نمی کشه، مگر توی فیلمهای کیمیایی.
عموهای فتیلهای احتمالا زندگی نه چندان مرفهای دارن. با سالها اجرای برنامههایی که عموم مردم اون رو چیپ میدونن در تلویزیون برای بچهها.
ما در کشوری با یکی از بیشترین سانسورهای دنیا زندگی میکنیم.
احتمالا نه هیچ وقت کسی از سالها کار عموهای فتیلهای تشکر کرده نه اصولا کسی به شکل جدی براشون متن نوشته. احتمالا خودشون هستن و چند نفر دیگه که ماجرا رو پیش می برن و باید قبول کرد هر کس در هر چند سال یکی دو بار اشتباههای بزرگ میکنه.
فرانسه کشوری است که معتقده آزادیهای مدنی رو به خیلی از کشورها معرفی کرده. امیدوارم این دو جریان بهانههایی برای جنگ و حمله و سرکوب نشه. حدس میزنم فعلا یک آدم نسبتا معقولتر سر کار است.
کار عموهای فتیلهای بد بوده ولی کارهایی خیلی خیلی بدتر اتفاق میافته بدون اینکه نمایندگان مجلس و مردم و تلگرام براش بسیج بشن. ما عاشق کارهای بی خطر و علیه کسانی که قدرتی ندارن هستیم (: منطقی هم هست؛ به عموهای فیتیلهای میشه حمله کرد ولی بعضی چیزها رو نباید خیلی مطرح کرد اصولا چه برسه به اعتراض.
همه مدعی جنگ با داعش هستن ولی اتفاقا در تمام این مدت کمترین فشار به داعش اومده و بیشترین فشار به کسانی که نیروهایی پیشروتر هستن.
عموهای فتیلهای اصل هیچ ماجرایی نیستن. یکسری آدم با زندگیهای معمول و اشتباهات معمول و تلاشهای معمول. درست همونطور که شخص احمدی نژاد و شخص خاتمی مییان و میرن. اگر کسی دنبال اصلاح است باید به دنبال سیستمها باشه.
طنز واقعی علیه قدرت استفاده میشه. دست انداختن گروههای تحت ستم از زشتترین کارهاست. درسته که از نظر من شوخی همیشه مجازه ولی کسی که برای خنده بقیه توی سر کسانی میزنه که همیشه بهشون ظلم شده و الان هم نه زبانی دارن و نه قدرتی و نه حقی، آدم خیلی رذلی است.
خیلی سخت نگیرین. اتفاقات میافتن و اخبار مییان و میرن. مثل آدمهای که تحلیلشون میکنن یا ازشون رنج میکشن یا زندگیشون رو از دست میدن. خیلی اتفاقات غمگین هستن و بعضیهاشون شاد ولی تا وقتی ما به جلو میریم و تا وقتی میتونیم به گذشتهمون افتخار کنیم، شاد هستیم.
چی؟! اگر شما هم مثل من از تیتر چیزی نفهمیدین بهتره اول انگلیسیاش رو بگم و بعد توضیحش رو اضافه کنم. انگلیسی تیتر می شه: Boss Key for Reddit. ردیت که شناخته شده است براتون؛ یک سایت اجتماعی سرگرمی و خبر و بحث که از مراکز مهم فرهنگ اینترنت است و روزانه آدمهای زیادی بهش سر میزنن.
اما باس کی یا کلید رییس یا چنین چیزی چیه؟ این بر میگرده به دورانی که ما در کامپیوترهای تحت داس بازی می کردیم و بعضی بازیها یک کلید داشتن که اگر فشارش میدادی صفحه طوری میشد که انگار مشغول کار مهمی هستی. این دگمه برای بچههایی که قرار بود با کامپیوتر درس بخونن ولی داشتن بازی میکردن استفاده میشد و همینطور به یک کارمند امکان میداد که وسط بازی اگر یکهو رییس وارد شد، کلیدهایی مثل ctrl+alt+b رو فشار بده و یک صفحه گسترده یا نامه اداری روی صفحه ظاهر بشه. حتی من در دورانی عکس بک گراند کامپیوترم برنامه ایمیل خوان شرکت بود و در نتیجه میشد به شوخی هر وقت رییس مییاد، فقط پنجره رو کوچیک کنم و به نظر برسه که مشغول ایمیلهای شرکت هستم!
حالا تیتر قابل فهم تر است: باس کی برای ردیت. یک دوستی به شکلی جالب یک سایت آنلاین برای خوندن ردیت درست کرده که درست مثل یک کلید حضور رییس برای ردیت کار می کنه و حتی اجازه می ده عکسهای هر پست به شکل پیش فرض مخفی باشه و در لحظه مناسب باز بشه.