بازی وبلاگ: نظام مشکل‌دار پزشکی ایران

زمانی بازی‌ها وبلاگی جریان داشت؛ همه در مورد چیزی مهم یا قابل بحث می‌نوشتن. موضوع چندان سخت نبود ولی مهم بود که در موردش حرف زده بشه. بعد از چالش آب سخت، کلمه چالش راه افتاد و چالش نوشتن با دست چپ و چالش عکس سیاه سفید و … کل جریان رو تبدیل کرد به یک سرگرمی گروهی که نه سخت بود و نه ارزشمند. بلکه فقط یک سرگرمی بود… اشکال هم نداره ولی خب حیفه بازی های وبلاگی رو نداشته باشیم که شاید امروزها بهش بشه گفت «بازی شبکه ای».

سر همین داستان من با علاقه توی «بازی وبلاگی نظام مشکل دار پزشکی ایران» که سینا شروع کرده شرکت می‌کنم و توش خاطره‌ای از سیستم پزشکی رو می‌گم و امیدوارم بقیه هم در موردش حرف بزنن. حرف زدن از چیزها، همیشه شرایط رو بهتر می‌کنه.


خوشبختانه بر اساس تربیت خانواده ما، برخورد من با نظام پزشکی و به طور خاص بیمارستان‌ها حداقل بوده. هیچ وقت به عنوان مریض به بیمارستان نرفتم و جزو اون گروهی نیستم که وقتی احساس می کنن کمی سرشون سنگینه شروع می کنن به خوردن انواع قرص و آنتی بیوتیک. اما حتی این فاصله زیاد هم باعث نمی شه خاطرات بسیار بدی از نظام پزشکی داشته باشم.

بدترین خاطره من به همراه بودن در بیمارستان برمی‌گرده. یک ضربه جدی به سر و ورم و خونریزی زیاد ناشی از اون و در نهایت تصمیم به رفتن به بیمارستان به خاطر احتمال ضربه مغزی. مصدوم کمی هذیان داره ولی اصرار می‌کنه که در بیمارستان هیچ اتفاق مداخله‌گرانه نیافته و فقط در حد عکس و تشخیص برخورد بشه. در بدو ورود به بیمارستان خصوصی و مشهور، برانکار نیست و از صندلی چرخ‌دار استفاده می‌شه. تا حدود دو سه میلیون واریز نمی‌کنیم پذیرش اتفاق نمی‌افته و در نهایت با یک فرم مواجه می‌شیم که امضا کردنش اجباری است و این دو فاکتورش از همه بیشتر تو ذهن من مونده:

  • بیمارستان حق داره هر کاری که نیازش رو حس می‌کنه با مریض بکنه. هر نوع درمان و هر نوع جراحی. بیمار در اینده اجازه نداره به این مساله اعتراض کنه.
  • کل اطلاعات و نتایج مربوط به درمان و تاثیر داروها و موارد مشابه در انحصار بیمارستان است و می‌ونه از اون‌ها به هر شکلی که می‌خواد (اعم از مقاله‌های تحقیقاتی و گزارش‌ها) استفاده کنه.

کمی با مسوول پذیرش بحث می‌کنم که این چه جور فرمی اس تو می‌گه مختاریم امضا کنیم یا نه. مختار به معنی این روزهای ما: مختاریم بین نداشتن حق درمان و امضا کردن این فرم.

بقیه ماجرا هم مفتضح است. مدعی می شن فقط اتاق های VIP خالی هستن که هزینه خیلی بیشتری داره، یک پرستار بارها سعی می کنه با آنژیوکتی که مشکل داره سرمی رو به بدن وصل کنه و زخم‌های زیادی درست می کنه و هر چقدر می گیم که سر این آنژیوکت مشکل داره قبول نمی کنه تا بالاخره بعد از ده دوازده بار تلاش قبول می کنه یکی دیگه باز کنه و بدون مشکل سرم رو وصل کنه و دکتری که با مصدوم آشنا هم هست حداکثر یک دقیقه وقت می‌ذاره تا نظرش رو بگه و غیره و غیره.

سیستم پزشکی ما شدیدا مشکل داره و امیدوارم دیگران هم با گفتن خاطراتشون حداقل بابی در گفتگو باز کنن. پذیرش وجود مشکل اولین قدم در حل مشکل است.

مرتبط

با تشکر از سینا

  • Mehran

    سلام من هم تجربه های تلخ زیادی از سیستم پزشکی ایران دارم که اینجا فقط یکی از اونها رو مینویسم. دوست دارم اسم پزشک و بیمارستان رو هم ذکر کنم ولی چون شما هم ذکر نکردید و من دلیلش رو نمیدونم فعلا من هم از ذکر اسامی خودداری میکنم.

    تجربه من به حدود هفت سال قبل برمیگرده وقتی مادر مرحومم رو که از یک دوره سرطان سینه جان به در برده بود بر اثر درد تو ناحیه استخوان لگنش به یکی از بیمارستان های خصوصی غرب تهران نزد دکتر ارتوپد بردم. جناب پزشک مرد جا افتاده شیک پوش با کت و شلوار و کراوات حدودا شصت ساله ای بود و در حالی که مادر پنجاه ساله من رو دخترم صدا میکرد با حالت خیلی دوستانه ما رو به داخل مطب دعوت کرد. بعد از شنیدن توضیحات مادرم به ما توصیه کرد که عکس اشعه ایکس گرفته و برای تزریق آمپول پنجاه هزار تومن واریز کنیم در این حین من خیلی محترمانه از دکتر خواستم که اگر صلاح میدونن درمان ایشون رو با دکتر سرطان مادرم هم( به دلیل سابقه بیماری سرطان مادرم) در میون بزارم که با ترش رویی فرمودن “اگر اینطور فکر میکنید میتونید به سراغ همون دکتر سرطان مادر مراجعه کنید” و در ادامه به مهربانی شروع به دلداری دادن به مادرم کردن و گفتن که “بنده خودم سرطان داشتم و دکترها جوابم کردن ولی به این بیماری غلبه کردم و الان هم بعد از سالها از بیماریم همانطور که میبینید صحیح و سلامت به کار طبابت مشغولم”. با این واکنش متاسفانه ما راضی شدیم و بعد از دیدن عکس اشعه ایکس توسط دکتر تن به تزریق دادیم. این داستان یکبار دیگه در هفته بعد و با واریز پنجاه هزار تومن دیگه تکرار شد.اما بعد از سه هفته که درد استخوان لگن مادر نه تنها بهتر نشده بود بلکه بدتر هم شده بود به توصیه یکی از دوستان به دکتر متخصص ارتوپد دیگر واقع در سعادت آباد مراجعه کردیم. دکتر دوم در حالی که داشت عکس اشعه ایکس مادر رو از پاکت در میآورد تا نگاهی بندازه به مجردی که از من شنید که مادرم سابقه بیماری سرطان سینه داشته بدون دیدن عکس گفت “به احتمال 99.9 درصد این درد ناشی از متاستاز استخوان باید باشه و ما باید به دکتر متخصص سرطان مادرم مراجعه کنیم” و با کمال تعجب گفت “چطور دکتر اول همچین چیز بدیهی رو متوجه نشده و اولین شک دکتر برای دردهای اینچنینی در ناحیه لگن بیماران با سابقه بیماری سرطان سینه متاستاز استخوانه باید باشه.”
    با کمال تاسف تشخیص این دکتر متخصص و با وجدان درست بود.
    دو سال بعد مادرم بر اثر گسترش سرطان استخوان از دنیا رفت و به احتمال زیاد بیسوادی همراه با پرمدعایی پزشک اول در تشخیص سریعتر ریشه بیماری مادرم تفاوت چندانی در سرنوشتی که برای مادرم رقم خورد ایجاد نمیکرد ولی هنوز برای من این سئوال حل نشده که چطور در بیمارستان خصوصی معروفی در تهران اینچنین پزشک متخصص ارتوپدی که از ابتدایی ترین مبانی تخصص خودش بی اطلاع بود به طبابت مشغول بود و یا هنوز هم هست ؟!

    با تشکر
    مهران

    • jadijadi

      نگفتن اسم دو تا دلیل داره از نظر من :

      ۱- مشکلات حقوقی که توی دیوونه خونه ما جریان داره
      ۲- بحث این نیست که فلان دکتر خبیثه یا فلان بیمارستان دزده. بحث اینه که نقد به کل سیستم است. مشکل ما همینه. می گن «حقوق نجومی فلانی» در حالی که بحث فلان نیست. اون سیستم داره به این حقوق می ده و این آدم این حقوق رو قبول کرده و اطرافش هم همین جریانه و …. اون آدم به تنهایی خبیث نیست که تیتر خبر بشه که فلانی رو گرفتیم زدیم بستیم (در واقع فرستادیم یک سازمان دیگه بی سر و صدا ادامه بده) بلکه باید هدف کلیت این سیستم باشه که چرا می تونه اینجوری رفتار کنه.

      2016-08-11 10:36 GMT+04:30 Disqus notifications@disqus.net:

      • Mehran

        با مورد دوم صد در صد موافقم.
        ولی در مورد اول با بخشیش که چرا شما در وبسایتتون اسامی رو ذکر نکردید فقط موافقم ولی مابقی افراد خوبه که بدون ذکر اسم خودشون در مورد نوع خدماتی که گرفتن با ذکر نام سرویس دهنده صحبت کنن چرا که بخشی از اصلاح مشکلات میتونه با در معرض قضاوت قرار دادن افراد خدمات دهنده از طریق اشتراک تجربیات افراد خدمات گیرنده شکل بگیره. در یک فضای باز افراد با امتیاز دادن و اشتراک تجربیاتشون هم میتونن بقیه رو از ایراد و مشکلات خدمات دهنده ها (در اینجا پزشکان ) آگاه تر کنند و هم این پیام رو به خدمات دهندگان بدهند که رفتار اونها از نگاه منتقدانه افراد پنهان نمیمونه. مثال این امتیاز دهی و به اشتراک گذاری تجربیات رو میتونید در سرویسهایی مثل نقشه گوگل ببینید که افراد میتونند بدون ذکر اسم و رسم حقیقی خودشون در مورد نوع خدماتی که( در مرکز خدماتی که تو نقشه های گوگل مشخص شده )گرفتند کامنت بگذارند

        در واقع بخشی از مشگل از آنجا ناشی میشه که افراد یا منفعلانه امیدی به اصلاح ندارند و یا ناخواسته دچار خودسانسوری میشن. در نتیجه در خیلی موارد اساسا سیستم خدمات دهنده (در اینجا نظام پزشکی ) اصلا متوجه ایراداتش نمیشه.

        البته جایی که در صندوق پیشنهادات و انتقادات امام زاده هاش پول ریخته میشه امید به اصلاح خیلی پایینه (هم از این منظر که امام زاده ها هنوز وجود داره و هم اینکه پول تو صندوق پیشنهاداتش ریخته میشه )

        • Mehran

          البته نکته مهمتری که باید بیشتر بهش پرداخته بشه رعایت اخلاق یا اتیک حرفه ای در مورد هر رشته هست که متاسفانه اون هم با این وضعیت اخلاقیات بطور عام در جامعه با مشکلات زیادی روبرو هست. اساسا پرداختن به یک مقوله و در اینجا نظام پزشکی بدون پرداختن به مشکلات آموزشی و پرورشی در سطح جامعه ره به جایی نمیبرد

    • مهدی

      خب مشکل بزرگی که سیستم پزشکی یا به قول جادی نظام پزشکی با اون درگیره همون بحث اخلاق و رفتار نامتناسب برای توجیه بیمار و بیماری هست. در مورد پزشک مادر شما این موضوع اخلاقی به خوبی رعایت شده چیزی که مونده روش درمان متفاوتی هست که این پزشک بر اساس تجربه خودش بکار برده و به دلایلی شما رو در جریانش نذاشته. تا حدود زیادی حدس میزنم تزریقی که برای درد استخوان به کار بردن ایشون درمان استروییدی بوده که میشه گفت برای سرکوب فعالیت ابتدایی در متاستاز استخوانی به کار میره و شاید پس از تشخیص نهایی هم در مراحل اول کاری به جز این قابل انجام نباشه. طبابت در ایران شاید پس از حدود ۵ سال فعالیت به هیچ وجه از روی گایدلاین ها قابل انجام نیس و یکی از رموز موفقیت و تمایز پزشکان ایرانی با هم استفاده نسبتا آزادانه از این فرصت هست. ولی استفاده از این فرصت اگر همراه با توجیه نسبی و نه کامل بیمار انجام بشه با اطمینان میگم که بهترین نتیجه رو برای شرایط ما داره

  • تام

    به یک دکتر جوان مراجعه میکردم که باهوش و باسواد و باوجدان بود و واقعا دنبال حل کردن مشکل مریض بود.
    جمع کرد زندگیش رو مهاجرت کرد آمریکا. این هم یک مشکل هست که خیلی آدمهای باوجدان تو سیستم دوام نمیارند و گرنه این آدم هم حتما بلد بود چطوری مثل بعضی تو ایران وارد کثافتکاری های معمول بشه و حسابی پول دربیاره تازه مشهور هم بشه.

  • shirin1900

    خوب خوشبختانه من هم تو ایران مشکل پزشکی خاصی بر نخوردم که تعریف کنم ولی می تونم یه خاطره خیلی خیلی خوب از سیستم درمانی کشور فرانسه بگم و ارزو کنم مردم کشورم به خدمات این چنینی برسن … پدرم با درد مختصر یدر ناحیه شکم به فرانسه واسه دیدن دختراش اومد . بعد از مدتی با زیاد شدن دردش اونوپیش دکتر بسیار مهربان و با وجدان که به عنوان دکتر خانواده خودمون انتخاب کرده بودیم بردیم . بدون گرفتن ویزیت پدرم رو دید و با یک نامه که حاوی شرح حال پدرم و اینکه از ایران اومده وبیمه نداره (البته از نوع بدرد بخورش) ما رو واسه سونوگرافی فرستاد که اون هم بدون پرداخت حتی یک یورو انجام شد!!! یعد دکتر خانواده به پیشنهاد خودش عکس رو به شوهر خواهرش که در تعطیلات بود ایمیل کرد و به توصیه ایشون پدرم سریع به اور÷انس فرستاده شد چون مشکل پروستات داشتن و مثانه شون باید فورا” تخلیه میشد … چند روز تو بیمارستان بودن و تو این حین یک مشاور مرتب با ما در تماس بود چون پدرم بیمه سامان مسافرتی داشت و اونها هم هزینه درمان رو قبول نمیکردن !!!! پدرم مرخص شد (بدون تحمیل هزینه که یا همین الان پولشو میدی یا …) درمانش رو در یک بیمارستان خصوصی و توسط لیزر انجام داد که اونجا هم پزشک معالج با کم کردن هزینه ها اونو به حداقل رسوند و حتی یک هفته بعد که پدرم درد مختصری داشت با هزینه خودش اونو تو بیمارستان خصوصی بستری کرد و مطمین شد مشکلش نیست و پدرم و ما با خوشحالی به با قیمانده روزهای اقامتشون پرداختیم … تو این بین موند هزینه اور÷انس و سه روز بستری اولیه در بیمارستان دولتی که چیزی حدود 3 هزار یورو بود !!!! پدرم به ایران رفت حدود چند ماهی پیگیری کرد و مشاور فرانسوی هم از اینجا با بیمه ایران در تماس بود و واقعا” میجنگید !!!! تا موفق شدیم حدود نصف هزینه رو از بیمه دریافت کنیم و مابقیش هم پدرم پرداخت کرد .. این پروسه شش ماه طول کشید وباید بگم از جانب بیمارستان هیچ فشاری برای گرفتن هزینه دریافت نشد که نشد و فقط با ما همکاری کردن واسه تماس با بیمه مسافرتی پدرم ….. باشد که الگوی خوبی باشه واسه پزشکان ایرانی ….

  • اول بگم که دکتر خوب هم داریم
    مثلا خانم دکتر شیرزادی که با اینکه برد تخصصی از امریکا داشت وقت برای بیمار میذاشت
    من البته تا حالا مشکلی در سیستم ایران نداشتم ولی میخواستم بگم واقعا هیچ چیزی تحت عنوان نظارت یا سازمان نظارت بر پزشکی یا همچوچیزی وجود نداره؟ یعنی اگر داره که یکی از ریشه های مشکل همین سازمانه و اگر نداره نبود این سازمان یه مشکل اساسیه

  • Raouf Ajami

    Definitely this post is recommended:

    https://khers69.wordpress.com/2016/07/24/malpractice/

    And thanks for the game!

  • صدرا بوستانی

    سطل + یخ = سخت
    چالش آب یخ + چالش سطل یخ = چالش آب سخت
    =)))))

  • Amin Ab

    سلام جادی.
    خواستم بعنوان یک پزشک نظرم رو بگم.

    جامعه ی ایران اینقدر بیماره که بجای حل ریشه های مشکلات، فقط علائم مشکلات رو میبینه و میخواد علامت درمانی کنه. این مطلب شما و این بازی درست مثل بیان علائم بیماری به افراد غیر متخصص است. مثل این میمونه که یک نفر مشکلات روانی خودش رو بجای یک روانپزشک بره به یک فرد عادی بیان کنه. و انتظار داشته باشه که تجویزی بشه و حالش خوب بشه.

    جادی عزیز، و کسانی که این کامنت رو میخونید، مشکلات نظام پزشکی فقط تظاهر یک بیماری عمیق و مهلک بنام بی فرهنگی است که جامعه ی ایران دچارش شده. ما جامعه ای مسموم و بیمار داریم که اکثریت اون تقریبا در هیچ زمینه ای اصول و منطقی رو رعایت نمیکنه. در زمینه مذهب، سیاست، اقتصاد، صنعت، کشاورزی، سلامت، ورزش، سینما و …. صرف گفتن مشکلات اقتصادی، یا مشکلات فرهنگ و مشکلات اجتماعی مردم، یا مشکالت پزشکی، چیزی رو حل نمیکنه. این خانه از پای‌بست ویران است. باید فوندانسیون فرهنگی این مردم اصلاح بشه. نمیشه در جامعه ای نظام پزشکی درست و اصولی ای داشته باشیم در حالی که مردمش هنوز پوست موز رو به راحتی پرت میکنن توی خیابون. نمیشه در جامعه ای با مردمی نظام کشاورزی اصولی و منطقی ای داشته باشیم که هنوز بلد نیستن توی خیابون چطوری رانندگی کنن. اینها مستقیما به هم ربطی ندارن، اما جمع که بشن معنی پیدا میکنن. نظام پزشکی، فقط بخشی از فرهنگ بزرگ یک جامعه است. و نمیتونه به تنهایی درست باشه. همه ی بخش های فرهنگ یک جامعه باید درست باشه تا این بیماری بی فرهنگی از بین بره.
    بنابراین این رویه که پیش گرفته شده و از مشکلات قشرهای مختلف مملکت گفته میشه به هیچ جایی نخواهد رسید.
    و متاسفانه متاسفانه در مورد مشکلات نظام پزشکی کاملا داره یک طرفه برخورد میشه. شما هیچ وقت از دید یک پزشک به جامعه ای که بهتون مراجعه میکنن نگاه نمیکنین. نمیبینین چه جامعه ی مریضی داریم از نظر اخلاقی و انسانی. نمیبینین چه جامعه ی متوحشی داریم. نمیبینین که مردم ادب و نزاکت رو به فراموشی سپردن. کافیه یک نفر نوبتش در مطب دیر بشه، نمیبینید چه رفتار زشت و ناپسندی میکنه. کافیه در اورژانس بیمارستان سرم یک بیمار پنج دقیقه بعد از تموم شدنش ازش جدا نشه، نمیبینید همراهش یا خودش با چه توحشی به پرستار مراجعه میکنه. کافیه در یک اورژانس شلوغ مریض های مهم رو در اولویت قرار بدی، نمیبینین که اونی که یه خار رفته توی انگشت پاش با چه توحشی به پزشک و بیمارستان توهین میکنه که اینجا به ما نمیرسن! اما اینو درک نمیکنه که در اون وضعیت اولویت با شخصیه که حیاتش در خطره.
    کافیه موقع ساعت ملاقات از دید یک پزشک به مردمی که اومدن ملاقات نگاه کنید. تقریبا چیزی رو رعایت نمیکنند. صدای بلند، حتی سیگار!!!، تعداد آدمها زیاد، و …. . اصلا بعد از اینکه ساعت ملاقات تموم میشه و مردم با فرهنگمون نیم ساعت بعدش تازه میرن، انگار یه قوم نابودگر از اونجا رد شده. خدمه ی بخش و پرستارها کلی باید زحمت بکشن تا آثار فرهنگ والای مردم رو پاک کنند.
    شما نمیبینید وقتی در اورژانس بیمارستان دولتی زنان نشستید، از چه جاهایی و چه افرادی با چه سطوح فرهنگی مراجعه میکنند. عزیزای من، همه ی مردم پولدار نیستن که برن بیمارستان خصوصی. همه ی مردم توی تهران زندگی نمیکنن. ایران فقط تهران نیست. برید شهرهای دیگه ی ایران رو ببینید، برید جنوب، برید چابهار، برید کرمان، برید ایلام، برید کردستان، برید سمنان، مردم اینها هستن. اینهایی که دارن توی کم ترین امکانات رفاهی زندگی میکنند. ایران رو اینها تشکیل میدن نه یه عده دکتر و مهندس که دستشون لپتاپ و آیپده. برید ببینید مردم جامعه‌تون در چه وضعیتی دارن زندگی میکنن، بعد در حد درک و فهم این مردم حرف بزنید. فکر میکنید کسی که در یک روسا یا در یک شهر معمولی یک زندگی معمولی داره، میاد اینترنت بشینه وبلاگ بخونه؟ مشکلات ممکلت مگه با نوشتن توی وبلاگ ها و فیسبوک و توییتر بررسی و حل میشه؟ این جامعه ای که خودش رو فرهیخته میدونه و توی شبکه های احتماعی فعالیت میکنه، کمپین راه میندازه، چمیدونم هر فعالیت دیگه ای، اینها چند هزار نفر بیشتر نیستن. میلیون ها نفر هستند که اصلا در جریان این کمپین های مفید قرار نمیگیرند. این میلیونها نفراند که جامعه رو تشکیل دادند، شما افراد روشنفکر و تحصیل کرده. شما فقط بخش بسیار کوچکی از جامعه هستید که سعی میکنید رفتار درست و اصولی و متمدنانه داشته باشید. بقیه اینجوری نیستن. من پیشنهاد میکنم یک بار به یک اورژانس یا مطب یک دکتر مراجعه کنید و بعنوان یک جامعه شناس بگید میخواید بشینید و رفتار مردم رو بررسی کنید. قطعا هیچ مخالفتی باهاتون نمیشه. یه صندلی بذارید یه گوشه و از صبح تا بعد از ظهر برای چند روز این کار رو بکنید. اون وقت میفهمید مردم چه کسانی هستند. و فقط شما و دوستان فهمیده شما مردم رو تشکیل نمیدن.

    مردم متاسفانه اون روی قضیه رو نمیبینن. خودشون رو نمیبینن که چه رفتاری دارن. مگر همین اخیرا پسر اون کارگردان معروف جامعه ی پزشکی ایران رو قاتل و احمق خطاب نکرد؟ خب این الان منطقیه؟ این الان یک رفتار اجتماعی درسته؟ کجای فرانسه ای که خانم مثال زدند یک فرد با استفاده از امکانات رسانه ای میاد جامعه ی پزشکی فرانسه رو احمق و قاتل خطاب میکنه؟ کجای یک کشور توسعه یافته مردمش این طور بی ادب و بی اخلاق در برابر پزشک ظاهر میشن؟ پزشک هم یک انسانه، با ظرفیت های محدود خودش. وقتی این حجم از توحش و بی ادبی رو میبنه، بعد از چند سال تبدیل میشه به فردی که مریض رو شکل یک مسئله میبینه و فقط میخواد این مسئله حل بشه، و دیگه عواطف انسانی براش مهم نیست. چون فیدبکی که در طی چند سال از این مردم ناسپاس دیده جوری نبوده که بخواد اهمیتی به این موضوع بده.
    متاسفانه روشنفکران جامعه بجای بررسی ریشه ای موضوع، فقط نشستن از بدیهای این سیستم میگن. بجای اینکه یک کار تحقیقاتی صورت بگیره، و این مشکل جامعه بررسی بشه، اینور و اونور توی هر شبکه اجتماعی ای که میری، توی هر مکانی که میری، توی تاکسی، فروشگاه، صف نونوایی، هرررررجایی که میری دارن از سیستم پزشکی مملکت و از پزشک های این مملکت بد میگن و توهین میکنن. خب منی که پزشک هستم وقتی این تصویر رو میبینم ممکنه برای مریضم کمتر اهمیت قائل بشم.
    ولی مردم خیلی چیزها رو نمیبینن و نمیدونن. و اگر هم میدونستن باز هم درست نمیشدن. چند روز پیش مستندی از زندگی یک رزیدنت جراحی نشون داد. که اون پزشک ۳۶ ساعت در کشیکش کار میکرد. میدونید جواب هایی که شنیدم چی بود؟
    +میخواست پزشک نشه!
    +همین میشه که مردم رو به کشتن میدن
    +خودش خواسته
    +حالا که چی؟ دارن میگن ما خیلی آدمهای زحمت کش و خوبی هستیم؟
    +پسفردا که درسش تموم شد برو ببین چطوری پول پارو میکنه

    میبینید؟ مردم این هستن. و من در اطرافیانم از هیچ کس نشنیدم که بگه مثلا:
    +ببین چه زحمتی باید کشید تا یه پزشک خوب شد
    +خدا اجرش رو بده. جون مردم به اینها بسته است…

    خب وقتی مردم ما (یعنی اون بخش میلیونی حامعه) این دیدگاه منفی رو دارن، و اخبار و تلوزیون و رسانه هم بجای فرهنگ سازی دارن تخریب میکنن (چون اونها هم جز بخش میلیونی جامعه ی جوگیر و تحریک پذیر ایران هستند) وضعیت هیچ وقت درست نمیشه و از این هم بدتر خواهد شد.

    اینها رو نوشتم که بدونید مردم فقط شما نیستید که فکر میکنید باید چیزی درست بشه. مردم در واقع اون بخش میلیونی جامعه است که فکر میکنه باید توحش کنه، باید توهین و بی اخلاقی کنه تا بتونه حقش رو از چنگ و دندان بقیه ی گرگ ها بگیره. و اصلا هم براش مهم نیست که خودش رو اصلاح کنه تا جامعه اصلاح بشه. فقط براش مهم که بخوره تا خورده نشه.

    • river

      کاملا موافقم که مردم عکس العمل هاشون نامتناسب و شدید و تهاجمی هست و مواجه شدن با این طرز رفتار چقدر ناراحت کننده است. بی فرهنگی هم که عیان هست و درست می فرمایید. لازم هست از دید پزشکی که به ناحق مورد اتهام قرار گرفته هم موضوع رو دید و منصف بود. اما از طرف دیگه متوجه نمیشم اینها چطور فساد مالی بعضی رو توجیه میکنه که کم خطرترینش این هست که دکتر شخص رو مجبور میکنه از یک داروخانه خاص دارو بگیره یا مثلا محل خاص آزمایش بده یا عکس بگیره. و پرخطر مثلا این هست که جراح کس دیگر رو به جای خودش میفرسته یا درمان نالازم و پرخرج تجویز میکنه. یک بار از پزشکی پرسیدم چرا بعضی پزشکها پولهای غیرقانونی در میارن، فرمود چون درآمد قانونی آنها در شان یک پزشک نیست! یعنی این آدم چون خیال میکنه حقش بیش از این هست، از دم دست ترین افراد دور و برش دزدی میکنه. هرچقدر مردم بی اخلاق باشند باز برای من مشخص نیست چطور حرص و طمع بعضی توجیه پذیر هست.

      • Amin Ab

        به قول آقای امید که در کامنت پاسخ دادند، از این فرهنگ، دغل بازی و پارتی بازی و بی وجدانی در جامعه ی پزشکی هم در میاد. پزشک که امام معصوم نیست. اون هم یک انسانه. انسان هم همیشه حریص و طماع. هر چی به هر انسانی بدی، اگه نتونه جلوی خودش رو بگیره توی اون مورد حریص میشه. بهش قدرت بدی، توی قدرت حریص میشه. بهش پول بدی، توی پول حریص میشه، بهش هر چی بدی بیشترش رو میخواد.
        مگه بی وجدانی فقط در جامعه ی پزشکی هست؟ در جامعه ی مکانیک ها نیست؟ در جامعه ی مهندسین ناظر نیست؟ مهندسی که با بی وجدانی تمام خونه ای رو میسازه که چند سال دیگه با یه اتفاق کوچیک میریزه (که نمونه هاش فراااوان توی این مملکت هست و از تلوزیون هم پخش شد) این بی وجدانی نبود؟ چرا اون موقع صدای مردم در نیومد که مهندسین ناظر بی وجدانند و جون مردم براشون مهم نیست؟
        مگه این موضوع توی قشر معلم ها نیست؟‌معلم هایی که درس نمیدن و شاکرد ها رو به کلاس های خصوصی خودشون میکشونن؟ این بی وجدانی در بقال سر کوچه شما نیست؟ در داروسازها نیست؟ در نانواها نیست؟‌ در شهرداری ها نیست؟ در بنگاه های املاک و اتوموبیل نیست؟ در موبایل فروش ها نیست؟ در ورزشکارها نیست؟!
        این یه مسئله ی فرهنگیه. در همه ی اقشار این ملت هست. فقط هم مخصوص پزشک ها نیست. توی این جامعه ی کثیف نمیتونی یه بخش خاص و تافته ی جدا بافته داشته باشی. میتونی سعی کنی خودت رو تمیز نگه داری، اما نمیتونی ادعا کنی قشر تو پاک پاکه. چون داره توی همین مردم و توی همین جامعه زندگی میکنه. با این فرهنگ بزرگ شده.
        مگه دانشجوهای پزشکی چه کسانی هستند؟ همین همکلاسی ها و هم مدرسه ای های شما بودند که رفتن پزشکی خوندن و حالا شدن پزشک.‌ کسایی که دروغ میگفتند، کسایی که عقاید فاشیستی داشتند، کسایی که عقاید مذهبی داشتن، کسایی که آدمای خوبی بودن. پس پزشک ها هم آدمهایی مثل بقیه هستند و نباید این دید وجود داشته باشه که پزشک چون پزشکه باید خالص خالص باشه و … اون تصوراتی که در اذهان عمومی هست. نه این طور نیست. امممما منظورم این نیست که پس مجوز هر گونه اشتباه رو به پزشک بدیم. این طور نیست واقعا. پزشک معامله گر و دلال نیست. واقعا در درجه ی اول بیمار براش مهمه تا نفع شخصیش. پزشک مثل خیلی از صنف هایی که نام بردم نیست. اما خورده شیشه در وجود همه هست، و ممکنه کارهایی بکنن که ناپسند باشه. اما همون پزشکی که کس دیگری رو جای خودش میفرسته برای جراحی، قطعا بدونید که به اون شخص ایمان داره که فرستادتش. هرچند این توجیه نمیکنه این عمل ناشایست رو. ولی باز هم ضرری به بیمار نرسیده. و در مواردی که به بیمار ضرر میرسه، قطعا بدونید که سازمان نظام پزشکی پیگیر میشه و پزشک رو مجرم میشناسه. در مورد چیزهای دیگه ای که گفتید که پزشک بیمار رو مجبور میکنه که فلان عکس رو از فلان رادیولوژی بگیر، خییییلی از اوقات دلیلش اینه که این پزشک سالهاست که داره کار میکنه و میدونه که فلان رادیولوژی مثلا کیفیت کارش بهتره، گزارش کتبی مینویسه، یا هر دلیل دیگه ای، و پزشک از اینکه از اون رادیولوژی یک گرافی رو ببینه خیالش مطمئن تره. بعضی از موارد هم بله، پزشک با فلان دارو خانه یا فلان رادیولوژی با هم هماهنگ میکنن که براشون مریض بفرستند. اما باز هم ببینید ضرری به مریض نمیرسه اینجا. هرچند من خودم این رو دلیل درست و موجهی نمیدونم.
        خلاصه اینکه مشکل فقط در قشر پزشکی نیست که اینقدر بولدش کردند و کمر به اصلاحش بستند.

        • Saman Jafari

          ” اما همون پزشکی که کس دیگری رو جای خودش میفرسته برای جراحی، “قطعا” بدونید که به اون شخص ایمان داره که فرستادتش.”
          قطعا !!!!!! خوشبختانه قبل از اینکه بخوام جواب مفصل بنویسم این جملتون توجهم رو جلب کرد.
          موفق باشید

        • river

          نکته رو سامان جعفری بسیار عالی بیان کرد. “قطعا”؟!
          تقریبا همه حرفهای شما درست بود و منصفانه تا سر این “قطعا” که باز داستان حمایت دکترها هست از همکار متخلفشون. چرا واقعا دستتون نمیره یک بار یک کار خلاف همکاران رو بدون شرط و اما و اگر محکوم کنید و توجیه نیارید؟
          شما تویوتا بخری به جاش پژو بدن دستتون قبول میکنید و میگید من که ضرر نکردم؟ مریض به فلان دکتر اعتماد کرده و چون صاحب بدن خودش هست تصمیم گرفته بدن رو برای مداوا به فلان دکتر بسپاره، اما به دلیل دید از بالا که شما دارید اصلا مردم رو آدم حساب نمیکنید و به جای اونها برای زندگیشون تصمیم میگیرید و با قطعیت میگید بیمار ضرر نکرده.

          (در مورد اقشار دیگر هم اعتراض مردم وجود داره، مثلا نشنیدید به هر کس تو کار ساختمون سازی باشه میگن بساز بنداز؟ دید منفی مردم نسبت به معاملات ملکی و دلالی رو ندیدید؟)

          • Amin Ab

            فکر میکنم جسارتا دقیق نخوندید نظر بنده رو. بنده دقیقا بعد از این جمله ای که دوستان بهش ایراد گرفتن این رو نوشتم: هرچند این توجیه نمیکنه این عمل ناشایست رو
            منظور من این بود که اون پزشک خاطی، با اینکه کس دیگه ای رو فرستاده تا عمل کنه، اما یه آدم ناشی غیر وارد رو نفرستاده.
            توجه داشته باشید که بنده هم عرض کردم این عمل ناشایست قابل توجیه نیست. نمیدونم چرا بقیه اش رو ندید گرفتید.

            • river

              گفتید قابل توجیه نیست، اما توجیه کردید. این موضوع اصلا جای توجیه نداره. حتی اگر رابطه پزشک و بیمار رو در حد معامله تجاری ببینیم، این کار تخلف هست. اینکه قطعا بگید که در هر حال بیمار ضرر نکرده توجیه هست.

              • Amin Ab

                بله این مسيله توجیه پذیر نیست. حق کاملا با شماست. بنده هم قصد توجیه نداشتم. اگر بد نوشتم عذرخواهی میکنم. حق با شماست

    • omid

      آقای دکتر من خارج زندگی می کنم و از یک جهت حق رو به شما می دهم. توی فرهنگ ما (و کلا فرهنگ تمام کسانی که دیدم از جهان سوم اومدن) چیزی به اسم همدلی یا سمپاتی خیلی کمه. این فرهنگیه که ضرب المثلش اینه که «دیگی که برای من نجوشه می خوام سر سگ تو بجوشه»‌ ازش در میاد. اما از طرف دیگه از همین فرهنگ دغل بازی و بی وجدانی حرفه ای هم در میاد که نمونه اش رو توی پزشکان حریص و متقلب می بینیم. مادربزرگ من الان بیش از ۱۰ ساله که یک دونه دندون توی دهنش نیست. چرا؟‌ چون یک دندون پزشک حریص بیشرف (که تو کار ساخت و ساز هم هست) بهش گفت که بذار چند تا دندونی که داری رو بکشم و برات یک دست مصنوعی خوب بذارم. اون بدبخت هم قبول کرد چه می دونست که توی این سن دیگه لثه اش اجازه دندون مصنوعی رو نمیده. خب حالا دست ما به کجا بنده؟ به کی میشه شکایت کرد؟ مادربزرگ من از کیارستمی معروف تر نبود که. اینجا می رسیم به قسمت سوم مشکل. اینکه سیستم خرابه. سیستم هیچ سازوکاری برای مقابله با پزشکان حریص و متقلب نداره. پس مشکل چند وجه داره: فرهنگ خراب و سیستم خراب. و مثل خیلی بحث های دیگه مملکت می رسیم به قضیه مرغ و تخم مرغ….

    • shirin1900

      با بخشی از حرفهاتون موافقم و باید بگم دربر خلاف تصور شما رسانه های فرانسه صراحتا” افراد رو به چالش میکشن .اصلا”یکی از راههای حل مشکل رسانه ای شدن اونه که اینجا به اشکال مختلف اجرا میشه . کارمندا از حقوقشون ناراضین دو روز اعتصاب کشاورزا به چیزی اعتراض دارن اعتصاب تاکسیدارا مشکلی دارن اعتصاب و در تمام این اعتصابها تمام مدت رسانه اطلاع رسانی میکنه به چالش میکشه و طنز میسازه … اینجا واسه رییس جمهور برنامه طنز دارن چه برسه به پزشک . در ضمن پزشک اینجا مثل پزشکای ایران از بالا به مریض نگاه نمیکنه و همیشه هم به استقبال مریض میاد هم بدرقش میکنه هم واسش وقت میذاره فرقی هم نمیکنه طرف چه شخصیتی داره !!!! شما فکر میکنید فرانسه افراد بی فرهنگ نداره!!!!؟؟؟ … تو ایران پزشکا که حتی حاظر نیستن راجع به بیماریت باهات حرف بزنن !!! مسیله دیگه اینکه همه ما به قول شما افراد تحصیلکرده هم گذرمون به پزشکان خورده و رفتارها باز همون بوده … نمونه ای که اقای جادی تعریف کردن میتونه گواه این مطلب باشه…

    • optic

      چکیده این متن بلند بالاتون اینه که چون من شهرستانی که از نظر شما فرهنگ ندارم و با شما اون جوری که شما حال میکنی رفتار نمیکنم حق ندارم از جانب شما با فرهنگی ببینم و خلاصه منطقتون اینه که چون دیگرون پوست موز میندازن تو خیابون خب من چرا بندازم تو سطل آشغال منم میندازم تو خیابون و انتظار دارین یکهو کل جامعه و کشور همه با هم با فرهنگ بشن تبریک میگم به این منطقتون تبریک !!!

  • Saeid™

    دزدان تحصیل کرده لقب دکترهای ایرانی تقریبا داره جا می افته

    عمل های اشتباه، مثلا یک نفر رفته بود پای راستش رو عمل کنه، پای چپش رو عمل کردند، و این دست عمل های اشتباهی فراوان یافت می شه

    دریافت رشوه برای عمل جراحی توسط دزدان تحصیل کرده مخصوصا برای زایمان

    یک مساله دیگه مافیا و قاچاق دارو، داروهای گچی رو به خرد مردم می دن که همه بی اثر هستند.

    ویزیت های یک دقیقه ای، از لحظه ورود، نستشن کنار دکتر و خارج شدن از اتاق دکتر با نسخه، کلا یک دقیقه بیشتر طول نمی کشه

    داشتن نگاه بیزینسی به مریض به جای نگاه طبیب بودن، دیگه هیچ دکتری طبیب نیست، طبیب کسیه که مریض رو درک کنه و به فکر سلامت و بهبودیش باشه نه این که به این فکر باشه که چطور می تونه باهاش بیزینس کنه

    دمت گرم جادی، خیلی این پست عالی بود، دم سینا گرم، موفق باشید

  • من هم توی این بازی خوب شرکت کردم و چیزی نوشتم:
    http://v6rg.com/?p=11253

  • آرش

    سلام

    واقعا این داستانا آدم رو به وحشت میاندازه، وقتی آدم هایی که باید به سلامت افراد کمک کنن عکس اون کارو انجام می دهن
    این تناقص ترسناکه :(

    یه نظر: خیلیا احتمالا از این داستانا دارن ولی وبلاگ نمیس نیستن بد نمی شد این داستانا (مرتبط با این موضوع دکترا) متمرکز می بود داخل یه سایت همه بتونن داستان خودشون رو بنویسن.

  • نوید

    هردو موردی که در فرو به شما دادند تا امضا کنید از نظر اخلاق پزشکی مشکل دارند. مورد دوم خلاف آیین نامه نورمبرگ است و در صورتی که مقاله ای ارسال بشه و نویسنده اغلام کنه که اطلاعات به این روش جمع آوری شده مقاله قابل چاپ نخواهد بود.
    شاید بد نباشه مطلی در مورد اخلاق در تحقیقات پزشکی تهیه بشه!!!

  • Sosha

    من اینکه سیستم پزشکی مشکل داره و مشکلش جدیه رو قبول دارم.
    اما،
    در این چیزی که می خوام بگم رفتار و تسلط دکتر ها و پرستارها مد نظرم بوده همیشه؛
    من به شخصه تا حالا مواردی مثل بد رفتاری دکتر و یا پرستار ها با مورد خودم ندیدم و همیشه هم سریع به وضعیت و خواستم گوش دادن.
    بعضی
    اوقات زیاد مجبور میشم به بیمارستان برم، ولی همیشه هم برام جالب بوده که
    چرا رفتار دکتر ها با من خوب بوده. آیا من جوری رفتار می کنم که اونا مجبور
    میشن درست با من رفتار کنن؟ یا شاید شانسم بوده؟ نمی دونم!
    ولی اگه
    بخوام به کیفیت کار بیمارستان نگاه کنم، بله اشتباهات بسیار بوده. مواردی
    که من هم مثل شما شکستگی سر یا پا مخصوصا داشتم که نیاز بوده یک صندلی
    چرخ‌دار باشه تا من در محیط بیمارستان راحت تر باشم.

    خاطره‌ای در همین مورد میتونم بگم:
    ۷سالم
    بود و شکستگی پا پیدا کرده بودم. از در ورودی محیط بیمارستان تا درب ورودی
    ساختمان بسیار راه طولانی برای یک فردیِ که مشکل داره. که در اینجا به
    پدرم اجازه دادن تا با وسیله‌ای که داشتیم منو به نزدیکی ساختمون برسونه.
    بعدش کلی راه بود تا پیش پزشک و بعد بخش عکس برداری و دوباره پیش پزشک و در
    آخر هم اتاقی که درش گچ میگیرن.
    این یه مشکل جدی بود که یادم مونده چون مجبور شدم کلی درد پا رو تحمل کنم.

    من امیدوارم که نظام پزشکی هر چه زود تر بهتر شه…

    و در آخر؛
    ممنون بخاطر وبلاگ و پادکست های خوبت :)

  • optic

    اینجاست که قبل از اینکه دیرتر بشه و اوضاع از این بدتر بشه دست به دامان گوگل بشیم تا یه هوش مصنوعی درست کنه جای پزشک ها رو تو ایران بگیره البته اولویت اولشم باید سلامتی بیمار باشه نه در آمد زائی

  • Ahmad Mah

    متاسفانه این فرهنگ بین تمام دکترهای ایرانی جا افتاده حتی اونایی که ایران نیستن
    من وقتی پیش دکتر ایرانی می رفتم و مشکلاتم رو می گفتم همش اصرار داشت که از خستگی و فشار کار هست و در حال صحبت ، خیلی دوستانه بلندت می کرد تا دم در همراهیت می کرد و نمی ذاشت حرفت رو تموم کنی و بخوای مشکلاتت رو بگی
    اما دکتری های خارجی کاملا برعکس یادمه یه بار پیش یه خانم دکتر اتریشی رفتم و اون موقع زیاد آلمانی نمی فهمیدم به انگلیسی همه مشکلاتم رو بهش گفتم . با اینکه براش سخت بود حدود 40 دقیقه با صبر و حوصله دونه دونه مشکلات رو برام شرح داد و حتی اونجایی که لغات پزشکی تخصصی بود رو برام پانتومیم اجرا می کرد که کامل بفهمم مشکلم از کجاست و راه درمانش چیه
    وقتی این همه فرق رو می بینی بین پزشکان ایرانی و خارجی واقعا برا هم وطن های خودت ناراحت می شی
    امیدوارم یه روزی برسه پزشکا بفهمن طرز برخورد با مریض چه شکلیه

  • فریب نخورید عمل نکنید

    در حال قدم زدن بودن که بر اثر افتادن در یک جایی که برای مجرای آب کنده بودن پام پیچ خورد، بعد از اون پام دچار خالی کردن میشد، من از روی سادگی و برای اینکه مثلا پیگیری کرده باشم سریع به پزشک ارتوپد مراجعه کردم، دکتر دستور MRI داد، گرفتم و پیشش بردم، به محض دیدن MRI گفت باید پام عمل بشه و اگر عمل نشه خیلی بدتر میشه! ووو غیره … ازش پرسیدم بعد از عمل پام چطور میشه، گفت خوب و اینکه می‌تونم دوباره ورزش کنم و … فقط باید فقط شش هفته پا رو گچ بگیرم همین!… بماند که همین گچ گرفتن بسیار سخت بود و باعث دردهای زانو… تمام اینها رو با خنده و و خیال راحت می‌گفت و من هزار بار پرسیدم که بعد از عمل چه وضعی خواهم داشت و اون میگفت مشکلی نخواهد بود… فریب خوردم و با عجله‌ای که دکتر واجب کرده بود تا مثلاً خدایی نکرده بدتر نشم! برای عمل رفتم، پس از تحمل شش هفته گچ که باعث خشک شدن و فکر کنم باعث آسیب زانو هم شد، از روزی که عمل کردم لنگ می‌زنم، انواع دردها را دارم و نمی‌تونم هیچ ورزشی بکنم حتی راه رفتن طولانی و ایستادن معمولی هم برایم خیلی سخت شده، الآن وضعیت طوری هست که وقتی پیش این دکتر نامرد می‌روم می‌گوید خوب شدی دیگر! با خنده! و همه چیز را به مسخره می‌گیرد! باورم نمی‌شود چه کلاه بزرگی توسط این پزشک معروف به سرم رفته، الان فهمیدم فقط به خاطر همین چندرغاز چند میلیون پول این کار رو انجام داده! باورنکردنی هست! پیش پزشکان دیگر هم که می‌روم، کمکم نمی‌کنند! و همشون می‌گویند باید پیش پزشکی بروم که “عملم” کرده است! می‌گویم برای چه ، می‌گویند چون نمی‌دانند آن پزشک دقیقاً با پای من چه کرده است! و الآن من مانده‌ام و پایی که فقط خودِ خدا می‌تواند کمکش کند… این که پزشکان کار پزشک قبلی را نگاه نمی‌کنند و اینکه پزشک پس از عمل کردن به جای پاسخگویی در مورد وعده‌های دروغش، فقط قهقهه می‌زند و می‌گوید خوبی دیگر واقعاً من را از زندگی سیر کرده است… وضعیتی باور نکردنی‌است، منی که سالم و سرحال و ورزشکار بودم از این پس فقط بخاطر این عمل، نمی‌توانم به بزرگترین علاقه‌ی خودم یعنی ورزش بپردازم، و واقعاً نمی‌دانم در این مورد چه کنم… سخت تر اینکه بعد از انجام عمل خیلی‌ها را می‌بینم که مشکلی مشابه من داشته‌اند اما عمل نکرده‌اند و با وجود اینکه مشکل‌شان پابرجا هست اما در کل وضعیتی به مراتب بهتر از کسانی دارند که دنبال درمان و غیره رفته‌اند! واقعاً غیرقابل پذیرش هست! خدا نبخشد کسانی رو که از درد و سرکار گذاشتن مریضان پول بیرون می‌کشند را، خدا هرگز نبخشدشان…