ایرانسل عزیز، زودتر ماجرای این مسابقه موبایلی ات رو یکسره کن

ایرانسل قرار بود یک مسابقه برنامه نویسی موبایل برگزار کنه. یکبار از نارضایتی شرکت کننده ها نوشتیم و اینکه اصولا مسابقه ظاهرا فراموش شد و بعد از گرفتن برنامه ها هیچ خبری ازش نشد. بعد ایرانسل جواب داد که مسابقه در جریان است و نتایج به زودی اعلام می شن ولی اون به زودی هنوزم نرسیده (:

می شه حدس زد که چه اتفاق ها و تغییراتی منجر به این شرایط پیچیده می شن ولی هنوزم ایده ام اینه که ایرانسل یک جایزه به من بده که این جریان رو بهش یادآوری کردم و چند تا جایزه به برنده‌ها یا حتی چند لوح تقدیر یا تشکر به همه شرکت کننده‌ها تا خاطره بدی در این باب ازش نمونه (:

حالا از ما گفتن بود.

پی.نوشت. ایرانسل که حالا یک کاری می کنه ولی شما حداقل سعی کنین پرونده باز تو زندگی از خودتون نذارین، رابطه ها یا فعالن یا تموم شدن، ایده ها یا انجام شدن یا نشدن، دانشگاه یا تموم شده یا انصراف دادین، توی شرکت فلان یا هستین یا نیستین، … داشتن کلی پرونده باز در پشت سر فقط ذهن آدم رو شلوغ می کنه. تکلیف‌هاتون رو یکسره کنین تا بدون سنگینی بار گذشته، رو به جلو حرکت کنین.

گوگل چطور کار می کند؛ یک اسلاید شو

«گوگل چگونه کار می کند» یا How Google Works کتابی عالیه که مدیرعامل گوگل اریک اشمیت نوشته. دارم می خونمش و بعدا ازش بیشتر خواهم نوشت. اسلایدهای زیر فلسفه کتاب رو به شکلی فشرده توضیح می دن و شدیدا توصیه می شه با دقت نگاهشون کنین؛ شاید باعث شد گوگل بعدی بشین.

جمعه ها: بدن پرفکت ویکتوریا سکرت در مقابل بدن پرفکت واقعی

ویکتوریا سیکرت هفته پیش یک اشتباه بزرگ تبلیغاتی داشت:

nonperfect

این تبلیغ با شعار «بدن پرفکت» باعث شد موضع گیری‌های زیادی نسبت به این برند لباس زیر بشه که اول با یک پتیشن شروع شد و بعد آدم‌ها شروع کردن با هشتگ #IamPerfect به ویکتوریا سکرت گفتن که بدن پرفکت الزاما یک بدن لاغر کشیده نیست. اما اتفاق جالب جدید تبلیغ دیر کیت است که توش زن‌هایی واقعی، تصویر ویکتوریا سکرت رو بازتولید کردن ولی اینبار شما می بینین که چیزی به اسم بدن پرفکت وجود نداره و اگر هم هست، محصول شخصیت و سلامتی است.

perfect

نوشته کنار تبلیغ بازسازی شده می گه که ظاهرا لازمه در کنار تبلیغ ویکتوریا سکرت که از ده زن یک شکل تشکیل شده، یادآوری بشه که زنان در شکل‌های بدنی مختلف می تونن پرفکت باشن.

نکته جالبتر اینه که زن‌های تبلیغ دوم، مدل‌هایی نیستن که بعد از یک عمر غذا نخوردن هنوز نیازمند فتوشاپ باشن و اتفاقا توشون پزشک، هنرمند، مدیر و موسس شرکت‌ها هم وجود دارن.

این شکل از تبلیغ که یادآوری می کنه نباید در شکل بدنی دنبال یک توهم غیرجذاب بود چیز چندان جدیدی هم نیست. قبلا داو در کمپین‌های مختلف از آدم های واقعی استفاده کرده و اریل هم از تصاویر فتوشاپ نشده برای تبلیغاتش بهره برده، مثلا این تصویر که مدل توش بعد از عکاسی فتوشاپ نشده:

body

و حداقل از نظر من که این بدن ها بسیار جذابتر از بدن هایی هستن که محصول فتوشاپ و گرسنگی کشیدن دائمی باشن و بدون شک آدم سالم و واقعی رو صد در صد به کسی که زندگی اش رو گذاشته تا شبیه چیزی غیر ممکن بشه، ترجیح میدم. اصلا به قول خارجی ها «زنان واقعی، انحناهای واقعی دارن» (:

منبع

مرتبط
سر پاتریک استوارت و حقوق زنان
آرزوی سیندی کرافورد

مشارکت در موومبر برای آگاهی بخشی نسبت به سرطان‌های مردانه و از اون بالاتر، فان.

movember

فراموش کردم بگم که امسال توی موومبر مشارکت می کنم. در این حرکت جمعی جهانی، مردها در طول ماه نوامبر (از چند روز پیش تا فکر کنم نهم آذر) صورتشون رو اصلاح نمی‌کنن و ترجیحا سیبیل می‌ذارن! چرا؟ چون سبیل خیلی خوبه (: اما این همه ماجرا نیست.

پایه اصلی این حرکت آگاهی بخشی نسبت به سرطان و به طور خاص‌تر سرطان‌های مردانه (مثلا پروستات) است و پیشگیری یا تشخیص زودهنگام اونها به منظور کم کردن موارد مرگ قابل پیشگیری.

جالبی این حرکت، اینه که در فرهنگ عامه هم به خوبی نفوذ کرده. عکس بالا تیم راگبی استرالیا است در طول این ماه و اگر اشتباه نکنم پارسال دو سال پیش هم نیما اکبرپور سبیل گذاشته بود و از اون بامزه تر در بازی فوتبال منیجر ۲۰۱۵، همه بازیکن‌ها در طول این ماه سبیل در می یارن و گوگل کروم هم در برای این ماه تا به حال چهار بازی مرتبط داشته.

خلاصه اینکه ما هم هستیم و تا آخر این ماه بدون اصلاح در خدمت شماییم (: سعی می کنیم عکس هم فراموش نشه!

پ.ن. دلیل جمع بودن افعال خط آخر اینه که وقتی مرد ریش یا سبیل می ذاره، یک جوری جو گیر می شه. چیزی شبیه وقتی عینک آفتابی می زنه ولی در یک جهت متفاوت.

پ.ن.۲. اگر در همراهی سبیل گذاشتین، عکسش و لینکتون رو تا هفتم آذر برام بفرستین که در مطلب اون روز منتشر کنم (:

سلام دنیای شماره ۲ منتشر شد، با داستان گیکی هکری کوتاه «سایبرپانک»

salam-donya

توی شماره دوم مجله آنلاین و حرفه‌ای سلام دنیا در مورد دنیای متن باز من یک داستان ترجمه کرده ام. داستان سایبرپانک که یکی از کلاسیک‌های ژانر هم‌نامش است. سایبرپانک به داستان هایی می گن که توشون قهرمان ها بسیار تکنولوژیک هستن ولی زندگی ها نسبتا سطح پایین. سطح پایین از نظر اقتصاد یا اصولا از این نظر که این قهرمان های هک و برنامه نویسی (که معمولا جوون هستن) توسط جامعه و حکومت (که معمولا بزرگسال هستن) درک نمی شن یا تحت سانسور و سرکوب قرار می گیرن. امروزی ها سایبرپانک رو به شکل خلاصه High Tech / Low Life یا «تکنولوژی سطح بالا / زندگی سطح پایین» طبقه بندی می کنن.

دوستان مجله لطف کردن و با اینکه این داستان از معیارهای مجله مفصل‌تر بود، چاپش کردن و این امید هست که از این به بعد من به شکل منظم در این ماهنامه خوب، داستان ترجمه کنم یا حتی بنویسم!

بقیه مطالب شماره دوم سلام دنیا که قراره امشب و فردای من رو پر کنه اینها هستن:

گزارش ویژه:

  • نحوه کسب درآمد برای برنامه‌نویس‌های متن‌باز
  • را ه‌کارهایی برای ایجاد کسب‌وکار از یک پروژه متن‌باز
  • روز اتحاد متن‌باز

پرونده:

  • مروری کوتاه بر تاریخچه پروژه گنوم
  • افزونه تقویم فارسی برای گنوم‌شل
  • مقایسه محیط‌های گرافیکی گنوم
  • بررسی گنوم 3/14
  • ساخت افزونه برای گنوم
  • معرفی +GTK
  • پروژه گنوم فارسی

معرفی:

  • بستر رسانه دیجیتال آزاد
  • یک رقیب متن‌باز جدید برای مایکروسافت
  • روی ابرهای خودمان پرواز کنیم
  • پروژه متن‌باز اطلس رایپ
  • گلچین ابزارهای مفید آزاد

جامعه کاربری:

  • پروژه متن‌باز هانی‌نت ایران
  • ماجرای کالبدشکافی یک رایانه
  • یک روز خوب با نرم‌افزار آزاد ی‌ها
  • ارتقای فرهنگ رسیدگی به ایمیل
  • گروه کاربران لینوکس اصفهان
  • مصاحبه با تهیه‌کننده فیلم آزاد سینتل و سرپرست موسسه بلندر
  • عکس‌های روزآزادی نرم‌افزار

تخصصی:

  • معرفی زبان برنامه‌نویسی
  • شاخص‌گذاری ترکیبی و شرط‌های بازه‌ای
  • آشنایی فنی با زبان اسکالا
  • چگونه در گیت‌هاب وب‌سایت بسازیم
  • داکر، هیجان مجازی‌سازی
  • نحوه ایمن‌سازی LDAP
  • تحلیل آسیب‌پذیری درب‌پشتی در شبکه IRC
  • معرفی لاتک

داستان علمی تخیلی:

  • سایبرپانک

هفته وایبر: معرفی تلگرام؛ اپلیکیشن چت دسکتاپ و موبایل با ملزومات پرایوسی بهتر از وایبر

پویا در هفته وایبر برام نوشته:

مسله ی وایبر و نا امنی و مشکلات چتهای تلفن همراه و اینجور مسائل خیلی داغ شذه. ولی چیزی که کسی ازش حرفی نمیزنه، یه مسنجر امنه که همه میتونیم بهش مهاجرت کنیم.

یه نرم افزار چت هست که مدتیه بهش مهاجرت کردم و با کمال پررویی گفتم «هرکی با من کار داره بیاد اینجا. هرکی هم نمیاد …!»

نرم افزار تلگرام به نظر من از همه جهات بهتر از برنامه های مشابهه.

– از نظر امنیت که فکر میکنم مهمترین مساله باشه، باید بگم به گفته ی خودشون، ۲۰۰٪ امنه. (البته در صورتی که از چت امن(secure) استفاده کنیم). حتی اخیرا گفته شده که اگر کسی بتونه کد تلگرام رو بشکنه، دویست هزار دلار جایزه داره
– برای هر کانکشن هم یه اسکریپت کد گذاری خاص وجود داره که امکان نداره چت دون نفر با یه کد، انکریپت بشه. (از نظر تئوریک)
– سرعتش بالاتر از سیستمهای دیگست، حجم فایلهایی که میتونیم برستیم و نوع فایلها خیلی بیشتره. (فکر کنم نامحدود باشه)
– روش کارش در چت امن اینه که اصلا اطلاعات ما رو توی سرور خودش نگهداری نمیکنه و اگه دقیق نگاه کنیم اصلا سروری بین افراد چت کننده وجود نداره. (کانکشنها به صورت «فرد به فرد» ایجاد میشه)
– نکته ی خیلی باحالش اینه که میتونیم در چت امن، برای پیامهامون تاریخ انقضا تعیین کنیم! یعنی بعد از چند ثانیه یا چند دقیقه یا هر زمانی که ما تعیین میکنیم، پیاممون پاک بشه و کاربر مقابلمون بهش دسترسی نداشته باشه. این خیلی باحاله (به جاسوسها خبر بدید که به جای ایستگاه اعداد، از تلگرام استفاده کنن :D)

ویژگیهای دیگه ای هم هست که نیاز به گفتن نداره.

اوه راستی! نسخه ی دسکتاپ هم داره.

و البته فراموش نشه که امنیت در دنیای دیجیتال صد در صد نیست و مثلا طرف می تونه از عکسی که شما در چت امن براش فرستادین، با یک دوربین عکس بگیره و شما نفهمین! اما خب واقعا تلگرام در حال حاضر یکی از خوش دست ترین، جذابترین و با-پرایوسی-ترین راه حل های چت موبایل است و خوبیش هم اینه که دوست های کمتری توشن و حداقل تا حالا کسی منو توش به هیچ گروهی دعوت نکرده.

آهنگ های هشت بیتی – از بابا کرم تا خوب بد زشت تا مایکل جکسون

مارتین شمعون‌پور(؟) در ساوند کلاود کانال جالبی داره که توش نسخه های هشت بیتی آهنگ ها رو می ذاره و خوشبختانه از اونجایی که احتمالا ایرانی است، از سلطان قلب ها تا باباکرم هم داره (:‌

امیدوارم هم از آهنگ ها لذت ببرین هم از تامبنیل های بانمکی که احتمالا خودش درست می کنه و براش یکی دو خط بنویسین که ادامه بده که کارش به نظرم باحاله.

هفته وایبر: منحنی نرمال، اسید پاشی و اینکه چرا گروه‌های وایبری ترسناک می‌شن

در ادامه هفته وایبر

منحنی‌ای است به اسم منحنی توزیع نرمال که اینکاره‌ها بهش می‌گن منحنی گاوسی و اونکاره‌های بهش می‌گن توزیع زنگوله‌ای – به خاطر شکلش:

normal_dist

از اونجایی هم که این منحنی با بسیاری از پدیده‌های «طبیعی» سازگاره، بهش منحنی توزیع نرمال هم می‌گن. مثلا قد آدم‌ها در یک جامعه تقریبا شبیه این منحنی است:

ghad

یعنی تعداد بسیار کمی هستن که ۱۳۰ سانت باشن و اکثریت ۱۶۵ سانت هستن و تعداد خیلی کمی هم هستن که ۲ متر و بیشترن. یا مثلا در مرد گرایش جنسی:

scale

که می گه درصد کمی از مردها هستن که کاملا همجنسگرا هستن، درصد بیشتری تا حدی دوجنسگرا، اکثریت زن و مردهای با گرایش به جنس مخالف و طرف راست طیف هم دوباره زن هایی هستن با گرایش به جنس موافق اما درصدشون کمتر از متوسط ها است. این منحنی توضیح دهنده بخش بزرگی از پدیده‌های اطراف ما است و به همین دلیل در علوم انسانی و شناخت و بررسی جوامع بسیار مهم. مثلا فرض کنین من بخوام ببینم وضع چاقی در ایران چطوریه، کافیه چند نمونه گویا داشته باشم تا بتونم با استفاده از منحنی نرمال به شما بگم که در ایران به احتمال زیاد چند نفر بالای ۲۰۰ کیلو وزن دارن.

حالا اینها چه ربطی پیدا می کنه به وایبر و اسید پاشی؟ اونجا هم بخشی از جامعه است و مثل هر چیز دیگه تابع یک منحنی نرمال. یعنی در هر جامعه ای کسی رو داریم که معتقده باید کسی که طبق میل اون لباس نمی پوشه، طبق میل اون رفتار نمی کنه، مثل اون حرف نمی زنه، رنگش با رنگ اون فرق داره و … رو از بین برد یا شکنجه کرد یا شلاق زد یا ترسوند یا بیرون کرد یا به گوشه خونه روند. اما اینها چند نفر هستن؟ اونم توی کشور عزیزی که از انواع تریبون هاش خشونت و عدم پایبندی به قانون تبلیغ و دیده می شه.

بذارین ببینیم تو جامعه در مقابل چنین چیزهایی، کیا رو داریم و با چه نسبتی:

normal_society

یعنی تعدادی به شکل فعال برای برابری تلاش کنن، اکثریت بفهمن که زن ها و مردها فرصت ها و حقوق برابر دارن و تعداد کمی رفتارشون بگه که زن ها خنگ هستن و در انتهای طیف هم دیگه تعداد خیلی خیلی کمی باشن که معتقد باشن باید زنی که مثلا طبق نظر اونها لباس نپوشیده رو تنبیه بدنی کرد یا شلاق زد. در ضمن ما چیزی داریم به اسم گرایش به سمت نرمال که باعث می شه آدم ها ناخودآگاه رفتارشون به سمت وسط اینن نمودار بکشن.

حالا اینجاست که وایبر ترساناک می شه، نه خودش ذاتا بلکه مثل پنجره ای که برو به جامعه ای مریض باز شده.

نگاهی سریع به شوخی‌ها، رفتارها، حرف‌ها و نمودهای بیرونی اعتقادات ما توی وایبر به سادگی به ما می گه که اتفاقا نقطه متوسط جامعه وایبری ما جایی است که توش خیلی راحت احمق گفتن به زن ها به نظرمون بامزه می‌یاد، یک موضوع جنسی طبیعی برامون پیک هیجان جنسی کل هفته است و هیچ ابایی از این نداریم که چند قومیت کشور رو موضوع مسخره دائمی خودمون بدونیم و از خودمون هم سوال نکنیم که چرا اینقدر از نظر سطح زندگی پایینتر از ما هستن. در اصل دلیلی که دیدن وایبر یک جامعه شناس رو ناراحت می کنه اینه که فریاد بلندی است که داره بهمون می گه جامعه ما اینه:

viber_society

و مشخصه که توی این جامعه کسی که اسید می پاشه هم حضور پررنگ تری داره. اگر متوسط جامعه من از نظرش زن بودن موضوع تمسخر است و مثلا صفحه بامزه اش چیزی به اسم «زن باس» است که توش به خنده می نویسه «زن باید خوشگل باشه، بقیه اش رو با کتک درست می کنم» اصلا نباید تعجب کرد که یک آدم تندرو هم – که شکی نیست جاسوس غرب و شرق و شمال و جنوب است و بازیچه انواع شاخه های مذهبی غیرشیعه است- روی زنی که حس می کنه «مناسب» نیست اسید بریزه.

راه حل چنین موضوعاتی در جوامع، تشدید قوانین و شکنجه بیشتر و اعدام و اینها نیست. قابل توجه است که ما در حال نه فقط یکی از چهل کشور باقی مونده هستیم که آدم ها رو اعدام می کنن که بین این چهل کشور، رتبه دوم رو هم از نظر کشتن آدم ها توسط دولت کسب کرده ایم و همه شاهد وضعمون هستین. راه حل چنین چیزهایی برابر دیدن انسان ها است تا توش «زن» دیگه یک «دیگری» نباشه که «مرد باس اصلاحش کنه». و خب معلومه که هم من و شما توش دخیلیم هم حکومتی که کل رسانه‌ها، سیستم آموزشی، قانونگذاری و … رو زیر کنترلش گرفته. پس حداقل به نوبه خودتون دفعه بعد که زن‌ها رو در گروه وایبری مسخره کردن، به این فکر کنین که در اسید پاشی تا حدی سهیم هستین. دردناکه ولی واقعیه؛ همه ما در شرایط جامعه مون سهیم هستیم و اتفاقاتی که در جوامع تکرار می شن، محصول تک تک افراد اون جامعه هستن و نه یک دونه جاسوس و دو تا دیوانه.