چند روز قبل بازنمایی تصویری شعر No Baby بوکوفسکی رو به انگلیسی گذاشتم. حالا خواننده خوب وبلاگ رضا فاطمی اونو به فارسی ترجمه و به همین وبلاگ تقدیم کرده. لذت ببرین و بدون بهانه خلق کنین.
قاتل احتمالی با جسدی خونین در گوگل مپس

احتمالا این رو تا حالا دیدین ولی اگر ندیدین حتما ببینین: یک مرد که داره یک جسد خون آلود رو میکشه تا احتمالا ببره بندازه تو رودخونه توی نقشههای گوگل کشف شده. اگر به بیرون زوم کنین میتونین ببینین که از کجا جسد رو کشیده تا لب آب.
آپدیت: بنا به کامنت مبین رنجبر این احتمالا یک سگ است که از آب اومده بیرون و خیس خیس خودش رو رسونده به صاحبش. اینجا رو نگاه کنین.
ساخت زنجیر؛ تصویری مسحور کننده
اگر می خواین ببینین زنجیر چطوری ساخته می شه روی ادامه مطلب کلیک کنین تا گیف تصویری سه و نیم مگی لود بشه.
اپلیکیشن آی.بنزین برای اندروید
احتمالا اکثر ساکنان وبلاگستان حالا دیگه اپلیکیشن و سایت آی.بنزین رو میشناسن؛ سیستمی برای پیدا کردن پمپ بنزینهای تهران و کشف اینکه کجا راحتتر از قبل می تونیم باکمون رو پر کنیم. این گروه هم ایده خوبی داره و هم اجرای خوبی ازش داده و هم روابط عمومی اش قوی کار می کنه (: الان هم اپلیکیشن اندرویدشون روی زنبیل اومده و من مشغول نصبش چون حدس میزنم یک جایی حسابی به درد بخوره.
تشکر رسمی از یک پِنتِستِر حرفهای؛ هوشمند ک
این پست رو می نویسم که به شکل رسمی و ماندگار از یک آدم حرفهای تشکر کنم: هوشمند ک.
هوشمند که توی Scriptics.ir مینویسه توی یکی از برنامههایی که من چندین سال پیش نوشته بودم باگهایی پیدا کرد که اونو قابل نفوذ میکردن و بعد با حوصله مثل زدنی تک تک مشکلات امنیتی رو به من گزارش کرد و بعد از اینکه من اونها رو اصلاح کردم باز هم سایت رو تست کرد و باگهای پیشرفتهتری رو نشون داد و بعد از رفع اونها بازهم وقت گذاشت و سایت رو دوباره تست کرد.
این رفتار چیزی است که یک هکر کلاه سفید یا به اصطلاح صحیح تر تست کننده نفوذ (پن تستر) رو از یک نفوذگر کلاه سیاه یا هکر جوون کنجکاور جدا می کنه و یک نفر رو تبدیل می کنه به یک آدم حرفه ای؛ حرفهای یعنی هم با سواد و هم کسی که می تونه شغلش این باشه چون قابل اعتماد و منطقی است.
خوشحالم که این دوست خوب رو پیدا کردم و خوشحالم که توی این زمینه شاهد یک فضای حرفهای و پخته بودم.
گیکها! چشم به آسمان.. خسوف در ۹:۴۷ جی ام تی
گیکهای عزیز امشب ۱۸ به ۱۹ اکتبر به ماه نگاه کنین چون یک خسوف خیلی قشنگ داریم. یک خسوف ناقص که ماه توش یک جورهای بانمکی روشن خاموش می شه که اگر هزار سال قبل بود می تونستیم باهاش ادعای پادشاهی بکنیم (: البته متاسفانه این خسوف ارومه و برای دیدن کاملش باید بیشتر از چهار ساعت صبر کنیم که از حوصله اکثر آدمها خارجه و ممکن بود اصولا ادعای پادشاهی ما رو باور نکنن.
سوال و جواب: با تهدیدهای آبرورویزی اینترنت چکار کنیم
جادى جان سلام؛
دوست دختر من قبلاً با يك پسر مراکشی ارتباط اينترنتى داشت.چند وقت پيش اين پسر گفت كه ازش ويديو گرفته و تهديد كرد كه به تمام كسايى كه تو اكانتش هستند مى فرسته و آبرو ريزى مى كنه.
دوست دخترم كمى باهاش صحبت كرد و پسر رو متقاعد كرد كه همچين كارى تاثيرى تو برگشتن رابطه شون نداره و پسر هم خيلى منتقى كنار اومد با موضوع و دوست دخترم از كانتكتاش حذفش كرد.
الآن بعد از چند هفته دوباره سر و كله اش پيدا شده و اينبار تو فيس بوك ريكوئست داده و تو چندتا گروه كه دوست دخترم عضو هستش رفته و عضو شده. دوست دخترم نگرانه كه اونجا بخواد آبرو ريزى كنه. چه كارى مى شه در رابطه با اين آدم انجام داد؟
علی
شرایط سختی است. نصیحتی مثل اینکه «توی اینترنت به هیچ کس اعتماد نکنید و اگر فیلم یا عکسی به کسی می دین انتظار داشته باشین که روزی کس دیگه هم اونو ببینه» اینجا اضافی است و به نظرم مفیدترین حرف اینه که :
۱- اگر ممکنه اقدام قانونی بکنین
۲- اگر اقدام قانونی ممکن نیست، به طرف بیتوجهی کامل بکنین و همزمان آمادگی عملیات دفاعی داشته باشین
قسمت اول بر می گرده به چیزهایی که داره داخل ایران اتفاق می افته. ما یک پلیس فتا داریم که گاهی پلیس خوبیه و توی شکایتهایی مثل این معمولا سریع و خوب و معقول عمل می کنه. من مواردی رو می شناسم که طرف شکایت کرده «گوشی ام رو به تعمیرگاه داده بودم و عکس های نامناسبم روش بوده و حالا می بینم که عکس ها در فروم هایی که نباید منتشر شدن» و پلیس بدون تحقیر و توهین و غیره مثل یک پلیس درست و درمون رفته موضوع رو پیگیری کرده.
مورد دوم برای حالتی که تو توصیف کردی معقولتره. پلیس ما کاری در این مورد نمی تونه بکنه پس بهتره وارد بازی نشی. چیزی که طرف از شما می خواد توجه است و اصلیترین توصیه در مقابله زورگویی اینترنتی (Cyber Bully) اینه که برای طرف مقابل سوخت هیجانی فراهم نکنین. اینکه شما ازش خواهش التماس کنین یا هی چت کنین یا سعی کنین متقاعدش کنین فقط کارها رو بدتر می کنه. در چنین موردی بی توجهی کامل معمولا بهترین استراتژی است و همزمان آماده بودن برای حالتهای خاص.
در اینجا حالت خاص اینه که واقعا طرف چیز نامناسبی روی فیسبوک منتشر کنه. در این حالت باید اون پست به فیسبوک گزارش داده بشه و خود فرد هم به فیسبوک درخواست حذف پست رو بده و گزارش مزاحمت توسط اون کاربر. برای این کار کافیه موضوع کلی رو به بیست سی نفر از دوستان گفته باشین که ممکنه چنین کمکی بخواین. معلومه که این دوستان نبود دوستان درجه یک باشن چون دقیقا همونها هستن که شما نمی خواین اون پست رو ببینن. برای عملیات سریع خوبه یک لیست بیست سی نفره از آدم هایی داشته باشین که اگر موضوعی پیش اومد می خواین بهش یک مسیج بدین که «لطفا به فلان پست برین و اون رو ریپورت کنین» تا حتی در صورتی که طرف واقعا اینقدر عقدهای بود که کاری واقعی بکنه، بتونین سریع حذفش کنین.
تکرار می کنم که شرایط استرس زا و بدی است و مهمترین فاکتور هم اینه که بدونیم اینجور شرایط بر اساس سوخت هیجانی که دریافت می کنن پیش می رن پس شما هر چقدر کمتر موضوع رو هیجانی و داغ و استرسزا کنین، احتمال دردسر هم کمتر خواهد بود. خودتون رو سرگرم چیزهای دیگه بکنین و مطمئن باشین که چنین آدمهای مریضی معمولا این مرض رو همزمان در چند جا مصرف می کنن و خطر خیلی زیادی برای کسی که بهشون هیجان نده، ندارن.
برای خاتمه این رو هم بگم که ما معمولا دنیا رو خیلی تنگ می گیریم و فکر می کنیم یک اتفاق کل زندگی یک انسان رو حروم می کنه. به زمانی فکر کن که تو مدرسه بهمون می گفتن «اگر فلان کار رو بکنی پرونده ات رو می زنیم زیر بغلت» یا روزی که چون گزارش کارگاه دانشگاه رو ننوشته بودیم استرس داشتیم وف کر میکردیم الان زندگی مون تموم می شه یا عشق اول و … زندگی طولانی است و دنیا بزرگ. حتی اگر عکس برهنه یک نفر یک جای اینترنت باشه، احتمالا هیچ کدوم از دوستانش نخواهند دید و اگر ببینن هم خبر خاصی نمی شه. بنا به یکسری نظریه بیولوژی تکاملی، ذهن ما اصولا کارش اینه که خطرات رو توی ذهن خیلی بزرگ کنه تا ما زنده بمونیم ولی در دنیای واقعی – بخصوص صد سال اخیر – خطرهای این شکلی دیگه اونقدرها هم بزرگ و حاد نیستن و تقریبا هیچ عاملی نیست که کل زندگی ما رو به فنا بده.
فکر می کنم اگر جوابی ندین و وارد بازی و دیالوگ نشین، این مشکل هیچ وقت پیش نیاد ولی اگر هم اومد یک واکنش سریع می تونه حذفش کنه و زندگی به روال همیشه ادامه خواهد داشت. مهمترین وظیفه تو و دوست دختر گرامی هم اینه که دلگرم باشین و زیاد بهش فکر نکنین و بدونین مغز انسان متخصص بزرگ کردن چیزهای کوچیک و وحشتزده شدنه (:
جادی
درگذشت پدر پاستیل خرسی

هانس ریگل – مردی که پشت شرکت آلمانی هاریبو بود و پاستیل خرسی را اختراع کرد دیروز در ۹۰ سالگی درگذشت. شرکت هاریبو در ۱۹۴۶ اختراع شود و آدامس عربی که ماده اصلی اولین سری این خرسها بود، به آنها اسم Gummy Bears را داد. پاستیل های نوشابهای هم از محصولات همین شرکت بودند و کلی از دوران کودکی ما و همین روزها با اصل و کپی این خوراکی های باحال و خوشمزه گذشت و می گذرد. این خوراکی در کشورهای مختلف مشکلات متنوع دارد. بعضی مسلمانها میگویند که پاستیل از اجزای حرام حیوانات یا اصولا حیوانات حرام درست شده و از آن فراری هستند و هندوها هم به خاطر مواد حاصل از گاو، آن را نمی خورند. خاطرهاش شاد با یکی از بهترین خوراکیهای تفننی (:
خرسهای رنگی با طعم میوه در ابتدا خرسهای رقصان نامیده شدند – آنهم به خاطر خرسهای قهوهای که ای سیرکها برنامه اجرا می کردند. در تجدید طراحی سال ۲۰۰۷، چهره خشن آنها با لبخند جایگزین شد.

