بایگانی برچسب: s

ربات‌هایی بدون بدن

همچنین چاپ شده در اعتماد بیست مهر ۱۳۹۰

ما که بچه بودیم، ربات یک کلمه خارجی نامانوس بود که می‌گفتند به جای آن واژه غریب، بهتر است از عبارت «آدم آهنی» استفاده کنیم. اما ترکیب آدم آهنی مستقل از خنده‌دار بودن، خیلی زود رابطه‌اش را با جهان واقعی از دست داد. نمونه‌هایی که در کارخانه‌ها شروع به کار کردند فقط یک بازو بودند که اصلا شبیه آدم رفتار نمی‌کردند و نمونه‌های آزمایشی که شبیه آدم ساخته می‌شدند، دیگر آهنی نبودند. نمونه‌های پیشرفته گروه اول در حال از دست دادن بیشتر و بیشتر آدمیت‌شان هستند و نمونه‌های پیشرفته‌تر گروه دوم در حال از دست دادن بدنشان.

سیری نرم‌افزار به اصطلاح هوشمند موبایل‌های جدید اپل است. یک منشی شخصی در تلفن همراه که اگر لهجه قابل قبول آمریکایی یا بریتانیایی داشته باشید، می‌تواند صحبت انگلیسی شما را اول به متن تبدیل کرده و بعد واقعا آن را درک کند. اگر از خانم سیری بپرسید «سیری کیست؟» بسیار موقر جواب می‌دهد که «دستیار شخصی متواضع شما». اگر به او بگویید «سر راه یادآوری کن که گل بخرم» این را به خاطر خواهد سپرد و وقتی به مغازه گل فروشی نزدیک شدید آن را یادآوری خواهد کرد یا اگر به او بگویید «به لیلا اسمس بزن و بگو بلیت همواپیما را خریده‌ام» اینکار را خواهد کرد. سیری حتی می‌تواند به شما جواب بدهد که «پنجاه ریال قطری چند دلار است؟» و این یعنی کاملا حرف‌های شما را می‌فهمد.

اما این معجزه چطور اتفاق افتاده؟ با انباشت اطلاعات و اجازه دسترسی سریع و آسان به آن. شاید برایتان جالب باشد که گروهی از هکرهای جبهه مقابل (یعنی آندرویدی‌ها) تصمیم گرفتند برنامه‌ای مشابه سیری برای سیستم‌های غیراپلی بنویسند و تنها پس از گذشت هشت ساعت، به نمونه مشابه رسیدند: برنامه‌ای که می‌توانید با آن حرف بزنید و جواب‌هایی هوشمندانه به سوال‌های شما می‌دهد. بحث این است که آنقدر اطلاعات در اینترنت انباشت شده و آنقدر مکالمه در آن صورت گرفته که در مورد فکت‌ها (مثلا اینکه تاخیر فلان خط هواپیمایی معمولا چقدر است یا نزدیکترین گل فروشی کجاست) یک بانک اطلاعاتی وجود دارد و در مورد همه سوال‌ها قبلا مکالمه شده و جوابی در جایی پیدا می‌شود. اگر از ایریس (که فقط در هشت ساعت نوشته شده) بپرسید «چرا جوجه از خیابان رد شد؟» خواهد گفت «برخی می‌گویند چون می‌خواست به آنطرف خیابان برود». این جواب از جایی در اینترنت برداشته شده. اگر سوال معقول‌تری مطرح کنید و مثلا بپرسید «خواص چای سبز چیست؟» جواب از منبعی معقول تر مثل ویکیپدیا برخواهد گشت.

اما فرق این برنامه‌ها با نمونه‌های قدیمی‌تر در شخصیت آن‌ها است. سیری فقط یک موتور جستجو نیست بلکه برای خودش انسانی مستقل است که او را از یک برنامه‌، به یک منشی واقعی تبدیل می‌کند. هنوز انتقادات در مورد جنسیت سیری جریان دارد. برخی می‌گویند زن بودن سیری و تواضع بیش از حدش، تکرار نقش‌های جنسیتی همیشگی است و محکم‌تر کردن نقش فرودستی زنان در ذهن آدم‌ها. برخی هم انتظار دارند اپل به زودی گزینه انتخاب جنسیت منشی را در اختیار کاربر بگذارد و این احتمال هم وجود دارد که در قدم اول جنسیت بر اساس کشورها توزیع شود باشد اما به هرحال چیزی که در آن هیچ شکی نیست این است که حضور سیری فتح بابی بوده برای واقعیت پیدا کردن مفهوم ربات در نقش یک انسان واقعی؛ آنهم یک ربات کاملا متعالی. یک ربات بدون بدن.

خرما برای جابز

همچنین چاپ شده در روزنامه اعتماد ۲۰ مهر ۱۳۹۰

هفته قبل هفته جابز بود. کافی بود هر سایت یا شبکه اجتماعی را باز کنید تا چیزی در مورد جابز بخوانید؛ به احتمال زیاد توضیح زندگی کپی پیست شده یا متنی در این مورد که چقدر جابز انسان بزرگی بود و چه خدمتی به بشریت کرد و چگونه برای نویسنده همیشه یک الگو بوده و هست.

ولی از خیلی چیزها حرفی زده نشد، شاید به خاطر ناآگاهی نویسنده و شاید به خاطر اینکه گفتن یک چیزهایی در مجلس ختم درست نیست. بعضی‌ها اما بدون تعارف بودند. استالمن (+ و بعد + ) و ایریکس، تعارف نکردند و نوشتند که اپل شرکتی غیرانسانی را اداره می‌کند. در شرایطی که شرکتی مثل اریکسون فقط به این خاطر که یکی از شرکت‌های تابعه‌اش از کودکان زیر ۱۸ سال در کارخانه استفاده کرده بود به شکل رسمی معذرت خواهی کرد، اپل هنوز که هنوز است محصولاتش را کارخانه‌هایی در چین می‌سازند که به گزارش خود اپل، کودکان زیر ۱۶ سال در آن شاغلند و کارگران زیر شعار شرکت یعنی «به اهداف می‌رسیم مگر اینکه خورشید دیگر طلوع نکند» گاهی تا ۱۵ ساعت در روز پشت خط تولید هستند. این کارگران دیگر به اندازه قبل خودکشی نمی‌کنند. نه فقط به خاطر تعهد موقع استخدام که به خاطر نرده هایی که روی پنجره‌های طبقات بالا و خوابگاه‌ها نصب شده.

نمی‌گویم جابز انسان بد یا خوبی است. می‌گویم که در جهان مدرن هیچ کس نمی‌تواند در همه چیزها الگو باشد. جهان بسیار پیچیده‌تر شده و دیدگاه آدم‌ها را رسانه‌ها شکل می‌دهند. آدم‌ها فکر می‌کنند جابز شخصا آیفون را طراحی کرده چون در رسانه جابز و آیفون یکی هستند. اما رسانه‌ای دوست ندارد بگوید که جابز تا دو سال حاضر نبود خرج فرزندش را بپردازد تا در نهایت مادر مجبور شد در دادگاه ثابت کند که دختر جابز، دختر جابز است. یا مثلا این روزها رسانه‌ها دوست ندارند بگویند که جابز از نظر فنی اپل را نساخت. هکری به اسم وزنیاک بود که اپل‌ها را طراحی می‌کرد. هکری که مثل جابز موسس اپل بود ولی بعدها فقط به عنوان یک مهندس ساده به شرکت بازگشت و حالا حتی برای دریافت محصولات جدید شرکتش، مثل همه مردم «معمولی» شب تا صبح جلوی فروشگاه در نوبت می‌ایستد.

ما عادت کرده‌ایم به الگوی کامل داشتن اما خوشبختانه باید مطمئن باشیم که در بین انسان‌های زنده، این الگو پیدا نخواهد شد. از نظر من هم جابز یک اسطوره تجاری بود. او دو شرکت را به عظمت غیرقابل باور رساند – آنهم در مقابل رقبایی بسیار جا افتاده. او تقریبا خوش تیپ بود، ارائه‌اش عالی بود و به همراه شرکت عظیمش می‌توانست چیزهای جدیدی بسازد و به آدم‌ها بقبولاند که این دقیقا چیزی است که تا امروز بدون اینکه بدانند لازم داشته‌اند. در این بخش، جابز نه فقط الگو که می‌تواند یک مرجع درسی هم باشد. اما در کارهای فنی و زندگی نه. خود جابز می‌گوید که معتقد است جهان را تغییر نداده. اپل زمانی جوان بود. جوان‌ها دوست دارند به جوانی اپل بچسند و نخوانند که الگویشان در چهل سالگی گفت «مشکل این است که من حالا چهل ساله شده‌ام. تکنولوژی و این جور چیزها دنیا را تغییر نمی‌دهد. واقعا تغییر نمی‌دهد. این حرف شاید دل خیلی‌ها را بشکند. بچه‌دار که بشوید دیدتان به دنیا تغییر می‌کند. ما به دنیا می‌آییم، مدت کوتاهی زندگی می‌کنیم و می‌میریم. مدت‌ها همینطور بوده و تکنولوژی تاثیر چندانی بر آن ندارد.»

پادکست شماره یک رادیو فنگ: این یک معجزه است

یکسری از دوستان خیلی خوب این پادکست بسیار جذاب رادیوفنگ رو راه انداختن. منم از راه دور ده دقیقه توش مشارکت دارم (: به نظرم خیلی کار قوی ای شده و خب مشخصا به اپل زامبی ها به هیچ وجه توصیه نمی شه گوش کردن این شماره بخصوصش (:

پنجاه دقیقه است و فایلی که از رو سایت قابل پخشه بیست و پنچ مگ. اگر اینترنت ایرانی دارین (  ): )، می تونین برین سراغ دانلود فایل های کوچیک تر


by

با تاخیری چند ساعته، از استودیو فریمان، جایی که انقلاب از رگ گردن به ما نزدیک‌تر است، با شماییم؛
در شماره‌ی یکم، با صبح جمعه همراه‌تان می‌شویم، از اشغال ِ وال‌استریت خواهیم گفت. با چشم‌های گشوده ز حیرت، به سراغ سمفونی تاریک سیب‌های گاز زده خواهیم رفت. به احترام برخی‌ها سکوت خواهیم کرد، و دست آخر با داستانی پیرامون ِ ویدئوگیم‌ها و با درودهایی بی‌کران به بعضی‌های ِ دیگر برنامه‌مان را به پایان می‌رسانیم.

بشنوید و برای ما بگویید …

[audio:radiofang01med.mp3]

[ لینک دانلود با کیفیت و حجم پایین | ۱۳ مگابایت ]
[ لینک دانلود با کیفیت و حجم متوسط | ۲۶ مگابایت ]
[ لینک دانلود با کیفیت و حجم بالا | ۵۲ مگابایت ]

اپل کهکشان را به میل خودش دستکاری می‌کند

واقعا چند تا شرکت می‌شناسید که برای رسیدن به بک گراوند بهتر برای سیستم عامل جدیدشان (یعنی او اس تن آی او اس ۱۰.۷ یا همان Lion)، جرات کنند تعداد بیشماری ستاره و کل کهکشان M110 را از کهکشان‌های اندرومدا حذف کنند؟

مواظب چنین شرکتی باشید رفقا.

منبع

مروری بر آی پاد تاچ

الان دیگه مدت طولانی‌است که من آی.پادم را دارم. چند ماه به شکل اصلی داشتمش و حالا دو ماه است که jailbreak شده. کاملا دوستش دارم و حس می‌کنم یکی از ابزارهای خوبی است که خریده‌ام. بر خلاف اکثر گجت‌ها، هنوز هم به همان اندازه روز اول از آن استفاده می‌کنم و در طول تمام بیست و چهار ساعت شبانه روز خیلی خیلی به ندرت پیش می‌آید که یکی دو متر از من و جایی که هستم دورتر باشد *:

این دستگاه فوق‌العاده است. بدون شک بهترین دستگاهی که من می‌توانم داشته باشم نیست اما در حدود قیمت خودش، کاملا قبول است. من به طور خاص از آن برای کتاب خواندن با برنامه Stanza و فید/خوراک خواندن با برنامه MobileRSS استفاده می‌کنم ولی به شکل عمومی پادکست‌ هم با آن گوش می‌دهم، یادداشت برمی‌دارم، Todo لیست‌هایم را دارم، اینترنت گردی می‌کنم و گاهی برای تفریح، به سرورهایم وصل می‌شوم (ssh) و حتی ممکن است کارهای شرکت را بکنم.

اما خوب بودن این دستگاه اصلا به این معنی نیست که به آن انتقاد نداشته باشم.انتقاد اصلی من به آی.پاد.تاچ اینها است:

  1. لیز است. بدنه آی پاد تاچ لیز است. لازم نیست مدتی بگذرد تا این را بفهمید بلکه از همان لحظه اول که آن را در دستتان می‌گیرد و حین تعریف از باریکی و slick بودنش هستید، کاملا احساس می‌کنید که بدنه بیش از حد لیز است و نه فقط گذاشتن آن روی سطح‌های غیرصاف سخت است که حتی در دست گرفتنش هم زیاد کار مطمئنی نیست. برای حل این مشکل باید یک جلد آی پاد تاچ بخرید که برای من حداقل ۲۰ هزار تومان هزینه داشت و حالا هم یک روکش لاستیکی نه چندان جذاب روی بدنه زیبا را گرفته اما حداقلش اینست که از بالای سیفون توی توالت نمی‌افتد.
  2. نیازمند ویندوز و مک هستید. این مسخره است. حتی برای شروع کار – یعنی برای راه اندازی اولیه دستگاه – هم باید یک ویندوز یا مک داشته باشید که رویش iTunes نصب شده باشد. این روی جعبه درج شده ولی واقعا من درکش نمی‌کنم. بعدها هم برای کار شدیدا نیازمند iTunes هستید که نسخه لینوکسی ندارد و حتی نمی‌توانید آن را در ماشین مجازی اجرا کنید. این خیلی غیرطبیعی است ولی چاره‌ای نیست.
  3. فضا بسته است. بخش بد اپل! با خریدن آی.پاد در آکواریوم اپل حبس می‌شوید. حتی برای گوش کردن آهنگ هم باید از برنامه‌های اپل استفاده کنید و حق انتخاب از شما گرفته می شود. چیزی شبیه یک قفس طلایی. قشنگ است و خوب اما قفس است. اگر اپل دوست نداشته باشید، حق ندارید از نرم‌افزاری که دوست دارید استفاده کنید. حق ندارید فایل صوتی خودتان را روی آی.پد خودتان بریزید و حتی حق ندارید به جای آی تیونز، از برنامه دیگری که بتواند پادکست‌هایتان را مدیریت کند هم استفاده کنید.
  4. هویت. برای عضویت در شبکه اپل و حتی دانلود برنامه‌های رایگان فروشگاه‌ هم لازم است که هویت داشته باشید و ایرانی‌ها در دنیا هویت ندارند. باید یک کردیت کارت معتبر داشته باشید تا بتوانید اکانت باز کنید و این اکانت باید به یک آدم معتبر در یک کشور معتبر وصل باشد (حتی نیجریه!). من هویت دوستی در آلمان را قرض گرفته‌ام و با آن می‌توانم دستگاه را به روز کنم یا نرم‌افزار (رایگان) از فروشگاه اپل دانلود کنم ولی چون دوستم در آلمان است، همه فروشگاه فقط به زبان آلمانی کار می‌کند و قابل تغییر هم نیست و از ایران هم حتما باید با پروکسی وصل شوم.

این چهار انتقاد اصلی من است به این دستگاه دوست داشتنی. البته دو نکته دیگر هم قابل ذکر هستند:

  • دوربین و جی پی اس. اگر این دستگاه روی یک دوربین ساده عکاسی و یک جی.پی.اس. هم داشت، هیچ چیز در دنیا نمی‌توانست با آن رقابت کند. این را در فهرست نقص‌ها ننوشته‌ام چون پیشنهاد است (: به هرحال این دستگاه همینی است که هست.
  • خساست. من نیازی به فضای زیاد نداشتم و در نتیجه نسخه ۸ گیگابایتی را خریده‌ام و تصور نمی‌کنید! نسخه ۸ گیگابایتی بر خلاف نسخه‌های بالاتر که هدست (هدفون و میکروفون)‌ دارند، فقط هدفون دارد! اینکه حجم قابل ذخیره‌سازی چه ربطی به ضبط صدا یک تماس صوتی دارد از طریق چت دارد را نمی‌دانم ولی این را می‌دانم که از تلاش شرکت‌ها برای پول درآوردن از طریق کم‌فروشی اولیه متنفرم.

دقت کردید که در بین پیشنهادها و انتقادها، عمر باتری را ننوشتم. نه از این نظر که عمر باتری دستگاه خوب است. دستگاه اگر استفاده شود هر روز نیاز به شارژ دارد اما به هرحال باتری چیزی است که هست و همیشه هم انتظار بهترش را داریم.

در آخر لازم است که تکرار کنم آی.پاد.تاچ را کاملا دوست دارم. شاید اگر الان می‌خواستم خرید کنم چیزی می‌خریدم که فضای بسته اپل را نداشته باشد ولی در کل از داشتن این دستگاه کاملا راضی بوده و هستم.

آیا داشتنش را به شما پیشنهاد می‌کنم؟

اگر گیک هستید و دوست دارید با دستگاهتان حسابی ور بروید: نه. این دستگاه چیزی است که هست و چندان قابل ور رفتن و هک کردن نیست. البته من شخصا دوست دارم چنین دستگاهی کاملا پایدار باشد و اهل ور رفتن زیاد با آن نیستم و از این نظر از آن راضی هستم.

بحث بعدی سر کاربرد است. برای کتاب خواندن عالی است. البته من از دستگاه‌های eInk استفاده نکرده‌ام ولی واقعا با کتاب و خبر خواندن روی این دستگاه هیچ مشکلی ندارم. برای اینترنت گردی هم تا حد قابل قبولی خوب است (فلش را پخش نمی‌کند) و کارهای متفرقه مثل ساعت و اینها هم که منطقا از عهده هر دستگاهی برمی‌آید.

نکته مهم دیگر، دسترسی به اینتنرت است. این دستگاه را اگر به عنوان پخش نکننده موسیقی استفاده نکنید، بدون اینترنت به هیچ دردی نمی‌خورد و منظور از اینترنت توانایی ارتباط با اینترنت WiFi است. اینترنت گردی، ایمیل خواندن، خبر دانلود کردن و چت کردن همه اینترنت بی‌سیم می‌خواهند و اگر اینترنت بی‌سیم خوب نداشته باشید، این دستگاه احتمالا فقط به درد آهنگ گوش دادن خواهد خورد.

و در نهایت سیستم عامل! این دستگاه جفت iTunes طراحی شده و من که لینوکس دارم به شکل معقول نمی‌توانم از امکانات پادکست و پخش‌کنندگی این دستگاه استفاده کنم. اما جالبتر از آن، اگر نظر من را می‌خواهید اگر مک دارید هم، آی پاد نخرید (: شاید بخندید. از نظر فنی مک و آی پاد تاچ بسیار خوب با هم جور می‌شوند اما آدمی که به یک فروشگاه (حتی اپل و حتی گپ) رفته باشد و همه لباس‌هایش را خریده باشد به نظر من آدم جذابی نیست. اپل یک قفس طلایی است، هم از نظر بقیه جذاب است و هم احتمالا از نظر دارنده اما به هرحال قفس قفس است! اما اگر ویندوز دارید، پیشنهاد می‌کنم آی.پاد.تاچ را بخرید. چرا؟ چون دوست دارم هر کاربر ویندوز عمیقا مفهوم پایداری، سرعت و کاربری راحت را تجربه کند (:

چرا آی.پد نخواهم خرید

تا قبل از عرضه آی.پد، بحث همه سایت‌ها در مورد شایعات مربوط به آن بود. در لحظات عرضه همه هیجان زده بودند که در لحظه در مورد جدیدترین محصول اپل بنویسند و حالا – دو سه روز بعد از عرضه آن – نقدها شروع شده. ظاهرا آی.پد تا حد زیادی خواسته طرفداران و منتقدان را برآورده نکرده و حجم زیادی از سایت‌ها و بخصوص خیلی از سایت‌های مهم در زمینه تکنولوژی دیجیتال نقدهایشان حاوی نکات منفی زیادی است.

راستش را بخواهید، من هم مطمئن هستم که یک آی پد نخواهم خرید. چرا؟ اولین نکته حضور DRM بسیار گسترده در این ابزار است. دی.آر.ام. از طرف عرضه کنندگان به عنوان ابزاری دیده می‌شود برای «مدیریت حقوق دیجیتال» اما مصرف کنندگان آن را «مدیریت محدود کننده های دیجیتال» می‌خوانند. یک دستگاه دارای دی.آر.ام. به خودش این اجازه را می‌دهد که برنامه‌ و فعالیت‌های شما را زیر نظر داشته باشد و جلوی «غیر قانونی»هایش را بگیرد. این قانون را هم یک شرکت تجاری می‌نویسد و نه مجلس منتخب مردم. مثلا ممکن است اپل به شما بگوید که بعد از «خرید» فلان کتاب، فقط ده بار حق دارید آن را باز کنید. در بار یازدهم، دستگاه خود به خود جلوی باز شدن کتاب را خواهد گرفت. یا ممکن است یک ویدئو از اینترنت دانلود کنید اما آی.پد. به شما بگوید که این فایل را نخریده‌اید پس حق پخشش را ندارید یا حتی فایلی که گرفته‌اید فقط مخصوص پخش در آمریکای شمالی است و دستگاه شما که در اروپا فروخته شده اجازه پخش آن را ندارد.

بحث طرفداران حقوق بشر و غیره این است که وقتی کامپیوتر شما تمام نرم‌افزارها و رفتارش را تحت کنترل یک شرکت تجاری – در این مورد اپل – قرار بدهد، بخشی از حقوق اولیه شما به عنوان یک انسان به یک شرکت سودمحور فروخته شده است. این مورد بخصوص در مورد آی.فون و آی.پاد بارها و بارها مشاهده شده و به راحتی می‌توان به مواردی اشاره کرد که اپل با استفاده از این توان، نرم‌افزارهایی که از نظر قانونی و حقوقی هیچ مشکلی نداشته‌اند اما برای سود اپل مضر بوده‌اند را از فروشگاه‌هایش خارج کرده.

اما نخریدن من فقط جنبه حقوق بشری ندارد. در موارد دیگری هم آی.پد. به هیچ وجه برآورده کننده انتظارات فنی من نیست. برای مثال به این لیست نگاه کنید:

  • لبه های واقعا ضخیم. اپل همیشه به ظرافت ابزارهایش مشهور بوده اما این تقریبا ۲۰٪ بدنه این دستگاه به قابی اختصاص پیدا کرده که فقط جا گیر است.
  • نبودن مالتی تسکینگ . این یکی غیرقابل باور است. واقعا چه کسی می‌تواند در سال ۲۰۱۰ وسیله‌ای بالای ۵۰۰ دلاری بخرد و انتظار نداشته باشد که بتواند همزمان که در اینترنت می‌چرخد، چت هم بکند. حین نوشتن یک متن، آهنگ هم گوش بدهد یا موقع خواندن یک کتاب، دیکشنری را هم باز کند تا معنی یک لغت را نگاه کند. تک وظیفه بودن، چیزی است مربوط به بیشتر از ده پانزده سال قبل و امروزه گوش کردن به آهنگ، توییت کردن، بودن در وب، داشتن یک دیکشنری و باز بودن برنامه چت یکی از انتظارات کاملا اولیه و بدیهی یک کاربر از یک دستگاه دیجیتال است که حتی یک تلفن ساده هم آن را داراست.
  • اکوسیستم بسته نرم‌افزارها. آی.پد نرم‌افزارهای فروشگاه خود اپل (AppStore) را اجرا می‌کند. این فروشگاه سابقه جذابی ندارد و بارها و بارها نرم‌افزارهایی مثل نرم‌افزار چت صوتی گوگل را کنار گذاشته تا به سود اپل صدمه‌ای وارد نشود. با خرید یک آی.پد، شما در یک سیستم عامل بسته (آنهم غیرمالتی تسک) و شدیدا وابسته به اپل محبوس می شوید. در این سیستم عامل نمی‌توانید مرورگری به جز مرورگر اپل را استفاده کنید یا منتظر هکرهایی باشید که برنامه‌های جالب را به سخت افزارتان پورت کنند.
  • نبودن دوربین. حالا اگر دستگاهی می‌خریم، دنبال این هستیم که هم دوربین در جلویش داشته باشد (برای چت) هم در پشتش (برای عکاسی). این دستگاه هیچ کدام را ندارد.

بقیه مطلب را در نارنجی بخوانید…