روز عتیقه: نوستالژی‌های تکنولوژیک در لاگ اصفهان

olddays

لاگ‌ها یکی از ستون‌های مهم فرهنگ آزادی نرم افزار هستن. لاگ مخفف Linux User Group است و معمولا انتظار می ره هر شهری یک لاگی داشته باشه که بچه‌های لینوکسی و نرم افزار آزادی با برنامه‌های منظم دور هم جمع بشن و تبادلات علمی فرهنگی غیره کنن. ما همیشه می گیم «آزادی نرم افزار یک سیستم عامل نیست، یک فرهنگ و یک فلسفه و یک اندیشه است» و لاگ ها یکی از جاهای تلاقی این اندیشه‌ها با هم هستن.

لاگ اصفهان و بچه‌های خوبش هم هفته قبل یک برنامه عالی اجرا کردن: یک روز عتیقه!

ماجرا این هست که از چند ماه پیش یه برنامه را استارت زدیم و از بچه ها خواستیم اگر تو خونه هاشون لوازم دیجیتالی و کامپیوتر های بازنشسته جالبی دارن و یا حتی فلاپی و وسیله های ذخیره اطلاعات قدیمی و حتی کتاب و … و هر چیزی که حتی نوستالژی (از نوع کامپیوتریش )داشته باشه) را توی یه روز مشخص با خودشون بیارن لاگ و اسم اون روز را هم گزاشتیم روز عتیقه. در این بین یه ادم های غیر لاگی و لینوکسی را هم پیدا کردیم که توی جوانی هاشون برا خودشون گیک و عشق کامپیوتری بودن و هنوز هم دستگاه هاشون را نگه داشته بودن و …. و انها را هم با عتیقه هاشون به لاگ دعوت کردیم.

و خلاصه پایان داستان تبدیل به یک روز خیلی عالی شد و بجز مرور خاطره ها و تاریخ کامپیوتر مقداری آتاری بازی و سگا و … هم به همراه داشت.

اگر می خواین لاگتون به فهرست بالا اضافه بشه، آدرسش رو کامنت بذارین

چجوری شروع کردن؛ ۴۰ عکس کلاسیک از شرکت‌های تکنولوژی که خوشحالتون خواهد کرد – قسمت اول

تمام شرکت‌های بزرگ، روزگاری شرکت های کوچیک بودن که تونستن با خوب کار کردن، شانس، مهارت، زد و بند یا هر چیز دیگه تبدیل به شرکت‌هایی بزرگ بشن که امروز همه اسمشون رو شنیده‌ایم. این شرکت‌ها معمولا در مکان زمان خوب تاسیس شدن و با آدم‌های خوب و به همین دلیله که دیدن عکس‌های قدیمی‌شون لذت بخش می‌شه. همچنین توی این عکس‌ها یکی از چیزهایی که معلومه باور به اینه که «ما روزی شرکت مهمی خواهیم بود».

البته این توهم سرمایه‌داری نباید ما رو بگیره که هر کس تلاش کنه و خوب باشه و … بزرگ و قوی می شه (: ساختارهای اجتماعی بسیار تاثیرگذار هستن و هزاران هزار نفر با وجود ایده و تلاش و خلاقیت و گذاشتن زندگی به جایی نرسیدن تا شما با هیجان شاهد این عکس‌ها باشین.

استیو وزنیاک و استیو جابز و اپل یک، ۱۹۷۶. وزنیاک اپل یک را که عملا یک مدار الکترونیکی بیشتر نبود با دست ساخت. جابز کمک کرد تا این مدار در ۱۹۷۶ به قیمت ۶۶۶.۶۶ دلار فروخته شود. تقریبا یکسال بعد اپل دو که یک کامپیوتر کامل بود، جایگزین اپل ۱ شد.

apple-1976

تیم اپل ۲، استیونز کریک ۱۹۷۸. تصویری که تیم اپل ۲ را در دفتر کوچیک استیونز کریک نشان می دهد. جابز در حال بحث با مایک اسکات است؛ اولین مدیر شرکت. در پشت تیم کامپیوترهای اپل ۲ دیده می شوند.

apple-employees

استیو جابز و وزنیاک، حوالی ۱۹۸۰. وزنیاک در حال کار روی اپل دو است و جابز نگاه می‌کند. اپل دو توسط وزنیاک طراحی و ساخته شد؛ اولین کامپیوتر خانگی هشت بیتی که با موفقیت تجاری روبرو شد. قیمت این کامپیوتر ۱۲۹۸ دلار بود و فقط ۴ کیلوبایت رم داشت اما از تصاویر رنگی بهره می برد که تحول عظیمی بود. این کامپیوتر همچنین منبع تغذیه سوییچینگ داشت که توسط راد هولد پیشنهاد شده بود.

jobs-woz

دفترمرکزی اپل در کوپرتینو، ۱۹۸۱. لوگوی رنگین کمانی اپل در ۱۹۷۷ طراحی شده و تا آگوست ۱۹۹۹ مورد استفاده بود. در این تصویر این لوگو با افتخار در جلوی دفتر کوپرتینوی اپل به نمایش درآمده. مایکل اسکات مدیرعامل اول اپل در سال ۱۹۸۱ چهل کارمند را اخراج کرد و به خاطر اینکار با مایک مارکولا جایگزین شد.

apple-hq-1981

تیم لیزای اپل، ۱۹۸۳. لیزای اپل اولین کامپیوتر خانگی بود که به کاربران اجازه استفاده از رابط گرافیکی می‌داد . این کامپیوتر توسط تیمی ۹۰ نفره ساخته شده بود و گفته می‌شد هزینه حدود ۵۰ میلیون دلار برداشته. تلاش جابز برای کشتن میکنتاش و جایگزین کردن آن با لیزا توسط مارکولا مدیر عامل اپل متوقف شد. در آن زمان بر سر نام پروژه بحث‌های زیادی درگفت و در نهایت جابز پذیرفت که این نام را به افتخار دخترش لیزا انتخاب کرده.

lisa-team

موسسین اپل، معرفی اپل ۲ سی ۱۹۸۴. استیو جابز، جان اسکالی و استیو وزنیاک کامپیوتر اپل ۲ سی را معرفی می‌کنند. این چهارمین مدل کامپیوترهای اپل بود و اولین کامپیوتر قابل حمل این شرکت. وزن این کامپیوتر ۳.۴ کیلوگرم بود و نه باتری داخلی داشت و نه نمایشگر.

apple

جابز و جان اسکالی در سنترال پارک ۱۹۸۴. استیو جابز و جان اسکالی که جوانترین مدیر عامل تاریخ پپسی بود در روزهای خوش. در کیف بین آن‌ها یک مکینتاش است. جابز برای استخدام اسکالی و آوردن او از کمپانی بزرگ پپسی به شرکت جدیدی به اسم اپل به او گفته بود «آیا تا آخر عمرت می خوای آب و شکر بفروشی؟ نمی‌خواهی با من بیایی و دنیا را تکان بدهی؟». این دو در آخر به کشمکشی حاد رسیدند که طی آن چهره اپل به کلی دگرگون شد.

1984a_dwalker_snow

مجله فورچون، خانه جابز در پالو آلتو ۱۹۹۱. لازم است بدانیم که رابطه مایکروسافت و اپل بسیار قدیمی است. در دهه ۷۰، مایکروسافت برای اپل ۲ برنامه می‌نوشت. در ۱۹۹۱ مجله فورچون بیل گیتس میلیاردر و جابز را به یک مصاحبه دعوت کرد تا در مورد آینده کامپیوتر شخصی نظر دهند.

steve-jobs-bill-gates

استیو جابز و گیل آملیو در تاون هال اپل، ۱۹۹۶. کارمند اپل تیم هلمز این عکس‌ها از شبی که جابز اعلام کرد به اپل برمی‌گردد را با ما به اشتراک گذاشته. این عکس‌ها با دوربین کوییک‌تیک اپل گرفته‌ شده‌اند – دوربینی که تولیدش در همان سال شروع و در همان سال متوقف شد. این بلا سر هر دوربینی که ژاکت‌های سیاه را سرخابی عکاسی کند، خواهد آمد.

steve-return

موسسین مایکروسافت، ۱۹۷۵. در ۱۹۷۵ بیل گیتس از هاروارد بیرون آمد و به همراه پاول آلن مایکرو-سافت را تاسیس کرد (خوشبختانه خط فاصله یکسال بعد از اسم شرکت حذف شد). هرچند که این دو نفر بعدها به مشکلاتی با هم برخوردند، چند سال قبل دوباره ملاقات کردند تا عکسی مشابه بگیرند.

Paul-Allen-and-Bill-Gates

یازده کارمند اولیه ۱۹۷۸. در این عکس اولین یازده کارمند مایکروسافت از جمله بیل گیتس را می‌بینید (گوشه پایین سمت چپ). این تصویر درست قبل از این گرفته شده که تیم به سیاتل نقل مکان کنند.

microsoft-employees

استیو بالمر به مایکروسافت می‌پیوندد، ۱۹۸۰. بالمر از مدرسه بیزنس استنفورد بیرون آمد تا به مایکروسافت بپیوندد و ۳۳ سال بعدی زندگی را در آنجا گذراند. او در ۲۰۰۰ مدیرعامل مایکروسافت شد و در ۲۰۱۴ بازنشسته خواهد شد. جایگزین بالمر توسط یک کمیته ویژه در مایکروسافت انتخاب خواهد شد.

موسسین مایکروسافت، ۱۹۸۱. ۱۹۸۱ سالی بود که ام.اس.داس به شکل تجاری برای کامیپوترهای آی بی ام پی سی منتشر شد و بازار را منفجر کرد. گیتس مجوز این سیستم عامل متنی را دارا بود و این حق را داشت که آن را برای هر کامپیوتر سازگار با آی بی هم منتشر کند. سال بعد آلن در تست پزشکی بیمار تشخیص داده شد: سرطان سیستم ایمنی.

gates-allen

بیل گیتس و معرفی ویندوز ۱.۰، ۱۹۸۳. اولین نسخه ویندوز مایکروسافت «مدیر رابط» نامگذاری شده بود ولی در نهایت اسمی که ماندگار شد «ویندوز» بود. آی بی ام این سیستم عامل را با اکراه نگاه می کرد چرا که خود سیستم عامل Top View را در دست انتشار داشت که هیچ رابط گرافیکی‌ای دارا نبود. گیتس همچنین از طرف اپل تحت فشار حقوقی بود که ادعا می کرد ایده رابط گرافیکی از اپل دزدیده شده.

bill-gates-windows-1

بیل گیتس جوان، ۱۹۸۵. با وجود فشار حقوقی اپل به شرکت مایکروسافت، بیل گیتس جوان در اینجا بسیار ریلکس و راحت به نظر می‌رسد. بعد از انتشار ویندوز ۱.۰ برای مقابله در برابر شکایت‌های اپل پذیرفت که مجوز استفاده از بعضی بخش‌های سیستم عامل را از اپل بگیرد و در موارد دیگر مدعی شد که خود اپل این ایده‌ها را از شرکت زیراکس دزدیده.

young-bill-gates

بیل گیتس، ۱۹۸۵. این‌هار ا می‌شناسید؟ در آن زمان می‌شد کل یک سیستم عامل را در هر کدام از این دیسک‌ها کپی کرد. اینجا گیتس مشغول نمایش سیستم عامل گرافیکی ۱۶ بیتی‌ای به نام ویندوز ۱.۰ است که روی فلاپی‌های ۱۹۲کیلوبایتی جا می شد. در ۱۹۸۷ مایکروسافت ۲.۰ منتشر شد که هر کپی از آن ۱۰۰ دلار قیمت داشت. این سیستم عامل امکان قرار گرفتن پنجره‌ها روی هم را فراهم می‌کرد و آیکون هم داشت!

bill-gates

*انتشار ویندوز ۳.۰، ۱۹۹۰. بیل گیتس در حال نمایش ویندوز ۳.۰ که با SDK ویژه خودش عرضه شده بود و به برنامه نویس ها اجازه می داد به راحتی به نوشتن برنامه روی این سیستم بپردازند. سه میلیون کپی از این برنامه در سال اول فروخته شد که موفقیت مایکروسافت را یکبار دیگر تضمین کرد.

bill-gates-windows

مایکروسافت و عرضه ویندوز ۹۵، ۱۹۹۵.‌ ویندوز ۹۵ یک موفقیت بزرگ بود و تنها در چهار روز اول ۱ میلیون نسخه فروخت. جی لنو در در افتتاحیه ویندوز ۹۵ را نشان داد و مایکروسافت اخبار را پر کرد و بیل گیتس به پولدارترین مرد کره زمین تبدیل شد و برای همیشه در فهرست ماند. دو سال بعد او ۱۵۰ میلیون دلار در اپل سرمایه گذاری کرد.

windows-95

موسسین ادابی، ۱۹۸۲. چارلز گشکه و جان وارنوک دو فرد دانشگاهی بودند که در دهه ۷۰ و قبل از تاسیس ادابی، در مرکز تحقیقاتی زیراکس پالو آلتو (PARC) کار می کردند. هدف و انگیزه آن‌ها این بود که سیستمی بسازند که بتواند نوشته‌ها و تصاویر را به شکل صحیحی روی کاغذ صفحه بندی کند. در نهایت آن‌ها موفق به اختراع سیستم پست‌اسکریپت شدند که امروزه اکثر پرینترها از آن استفاده می‌کنند.

geschke_warnock

موسسین ادابی چاک گشکه و جان وارنوک و استیو جابز، ۱۹۸۵. استیو جابز این دو نفر را متقاعد کرد که زبان ابداعی‌شان را برای راه اندازی پرینترهای لیزری به کار بگیرند. در ۱۹۸۵ لیزرایت اپل اولین چاپگری بود که با پست‌اسکریپت عرضه شد و انقلابی در عرصه انتشارات دیجیتال راه انداخت

adobe-apple

این مطلب در دو قسمت نوشته خواهد شد. اگر عجله دارین کامل‌هاش رو اینجا ببینین یا صبر کنین من بنویسم که باحالتره!

قسمت دوم چهل عکس تاریخی از روزهای اولیه شرکت های بزرگی مثل سامسونگ، اپل، مایکروسافت، اوراکل، اینتل، دل، …

می دونین چرا ~ نشون دهنده دایرکتوری خونه است؟ چون…

توی سیستم‌های یونیکسی (از بی اس دی‌ها، گنو/لینوکس‌ها و مک او اس تن) تیلدا یا همون ~ نشون دهنده دایرکتوری خونه است. مثلا این دستور شما رو به خونه تون می بره:

$ cd ~
$ #که البته حرفه‌های می دونن ~ توش اضافی است (:

اما چرا؟ چون زمانی که در دهه ۷۰ ترمینال‌های ADM-3A مرسوم بودن کلید HOME (که الان روی کیبوردهای ما مهم شده و یک دگمه مستقل داره و کرسر رو به اول خط می بره) و ~ روی یک کلید بودن. درست مثل این:

و دقیقا به همین خاطر بود که یونیکسی‌ها تصمیم گرفتن از کلید ~ برای اشاره به هوم دایرکتوری استفاده کنن.

L3esv

جایزه: آیا می دونین چرا HJKL در ادیتورهایی مثل vi به عنوان کلیدهای جهت‌نما کار می کنه؟ عکس بالا این رو هم توضیح می ده.

منبع

آیا استیو جابز کد نویسی بلد بود؟

سوال ایمیلی از استیو وزنیاک، یکی از دو موسس اپل:

من دانشجوی علوم کامپیوتر هستم (متاسفانه مهندسی نمی خوانم) و به عنوان رشته فرعی دانشجوی رشد کودک و طرفدار جدی تمام کارهایی که شما کرده‌اید و علاقمند به اینکه روزی کارهای مشابهی بکنم. چند سوال دارم و بسیار خوشحال می شوم اگر جوابش را از شما بشنوم: – آیا استیو جابز کد نوشتن بلد بود؟ آیا او یک مهندس است (یعنی وقتی شما داشتید روی اپل کار می کردید او اصولا متوجه می شد مشغول چه کاری هستید)؟

پاسخ وزنیاک:

استیو هیچ وقت کد ننوشت. او مهندس نبود و هیچ طراحی اصیلی هم انجام نداد اما به اندازه کافی فنی بود که بتواند طراحی دیگران را تغییر دهد یا به آن اضافه کند. من شخصا تمام اپل یک و اپل دو را انجام دادم؛ شامل انتخاب فیچرها. من همه BASIC را خودم نوشتم (با دست روی کاغذ چون پول اسمبلر نداشتم). تنها شخصی که در نوشتن بخش‌هایی از کد اپل ۲ کمک کرد آلن باوم بود که در نوشتن برنامه monitor همکاری کرد.

منبع

در موزه کامپیوترها، بیل‌گیتس برای تکرار عکس تاریخی ۱۹۸۱ مایکرسافت، کنار پاول آلن ایستاد

توی عکس قدیمی سیاه و سفیدشون، بیل گیتس کنار پل الن ریشو ایستاده و با جدیدترین تکنولوژی‌ها محاصره شده: اولین کامپیوترهای دسکتاپ. سال ۱۹۸۱ است. همون سالی که این دو نفر در کمپانی مایکروسافت سیستم عامل داس رو که از یک شرکت دیگه خریده بودن کمی تغییر دادن و به عنوان یک سیستم عامل پی سی روی کامپیوترهای آی.بی.ام. عرضه کردن و مایکروسافت رو تبدیل کردن به اصلی‌ترین شرکت نرم افزاری جهان و بیل گیتس هم شد پولدارترین مرد جهان (که البته حالا پولش رو صرف کارهای خیریه و جالب می کنه).

bill-gates-paul-allen1981

حالا هم این دو نفر دوباره در موزه کامپیوترها کنار هم ایستادن تا دقیقا همون عکس رو بگیرن – با اختلافی سی و سه ساله. در همین اتاق رزومه‌های این دو نفر قبل از تشکیل مایکروسافت به دیوار آویخته شده که حتی حاوی قد و وزن اونها هم هست. گیتس بشر دوست که حالا بخش عظیمی از ثروت ۶۷ مبلیاردی‌اش رو صرف امور خیریه می کنه در رزومه سال ۱۹۸۱ درخواست حقوق ۱۵۰۰۰ دلار سالانه داشته که در مقیاس آمریکا حقوق بسیار کمی حساب می‌شه و آلن هم گفته بوده که می خواد یک «برنامه نویس سیستم» بشه.

گیتس و آلن مایکروسافت

منبع

شغل: آینده نگر

همکارم پیام، یکبار از یک نفری که امضاش توی شرکت Futurist بود، پرسید که شغلش چیه. بعد از چند ایمیل کاشف به عمل اومد که فیوچریست یا آینده نگر – که هیچ ربطی هم به تاروت نداره – کسی است که سعی می‌کنه به روش علمی آینده جوامع / علم / بشر رو ببینه. عجیبه ولی یک شغل واقعی.

مثلا به این سند جذاب نگاه کنید. این مال موسسه Institute for the Future است که بهترین‌های دنیا رو جمع کرده بود تا بتونه آینده رو ببینه. سند مال سال ۱۹۷۱ است! چهل سال قبل! زمانی که دانشمندان تازه داشتند سعی می‌کردند با تکیه بر آرپانت، اینترنت رو ایده پردازی کنن. واقعا نیاز به نوابغی است که درست در سالی که اینتل تازه تاسیس شده بود، فهرستی درباره آینده بنویسه که سی مورد از سی موردش بعد از چهل سال محقق بشه.

از جمله این پیش بینی‌های می شه به چنین چیزهایی اشاره کرد: جامعه بدون پول، روزنامه شخصی شده بر اساس نیازهای هر فرد با متن و تصاویر مرتبط، کار خانگی فرد به فرد، بررسی قیمت و سفارش خریدهای خانگی از طریق کامپیوتر، دسترسی به فایلهای شرکت از خانه، سیستمی برای اطلاع رسانی در مورد قرارها و برنامه ‌های هر روز فرد، دسترسی به کتابخانه و مرور مطالب کتاب‌ها.

جالب نیست؟‌ اگر اصل سند رو بخونید می‌تونید ببینید که یک آینده نگر، از چهل سال قبل چه برداشتی از تکنولوژی‌های امروزی داشته.

افتخار، کار مفید کردن است

وقتی بچه بودم، دنیا این شکلی بود. نه اینکه دقیقا این شکلی باشه ها، نه. دنیای توی کامپیوترها این شکلی بود. کامپیوترها هشت بیت بیشتر نداشتن و کمودور ۶۴ من که دومین کامپیوترم بود که بازی‌ها رو از روی نوار کاست لود می‌کرد، بازی‌هاش چیزی در حد این عکس بود. یک دوچرخه که در مسیری جلو می رفت وش ما باید در لحظات مناسب با فشار دادن دگمه قرمز جوی استیک، روزنامه‌ها رو به خونه‌ها پرتاب می کردین. اما آیا اینکه من اینو بازی کردم و احتمالا بیشتر از نود شما بازی نکردینش، افتخاره؟

راستش چند وقت پیش توی یک فروم دیدم که یکی برای بقیه استدلال می‌کنه که خدای کامپیوتر است چون از بچگی با کامپیوتر بزرگ شده. می‌گفت که چون وقتی هشت نه سالش بوده با یک ۲۸۶ کار می‌کرده، الان هم بهتر از هر کس دیگه‌ای از کامپیوتر سر در می یاره. خواستم همونجا بگم این حرف‌ها مسخره است ولی حوصله نکردم تو فرومی که توش فعال نیستم شروع کنم جر و بحث با یکی. اما اینجا می‌گم که حداقل گفته باشم و خواننده‌هاش هم بیشتر باشن.

نظرسنجی‌های کیبرد آزاد نشون می‌ده که بیشترین خواننده‌هاش حرفه‌ای‌ها هستند یا حداقل کسانی که خودشون رو توی کامپیوتر حرفه‌ای می‌دونن. این عالیه و امیدوارم همه مون هم بدونیم که از قدیم با کامپیوتر کار کردن افتخار نیست. من زیاد از قدیم‌ها حرف می‌زنم… از اولین کامپیوترهام. از مونیتورهای تک رنگ و بعد هرکولس‌های ۱۶ رنگ. اینها برام خاطره هستن و به نظرم بخشی جذاب از تاریخچه کامپیوتر و بخصوص در شرایط کشور ما، نکاتی جذاب از تاریخ اجتماعی معاصرمون. اما اینها افتخار نیستن. اگر یک نفر از بچگی با کامپیوتر کار کرده معنی‌اش اینه که خانواده‌اش پولدارتر بودن یا تکنولوژی براشون مهمتر بوده. مثلا در مورد من چون شوهرخاله‌ام کامپیوتر دوست داشت برای بچه‌هاش خرید و چون پسرخاله‌هام کامپیوتر داشتن برای من هم خریدن. به همین سادگی. خب این حداقل برای شخص من هیچ افتخاری نیست.

نکته دیگه اینه که من شروع کنم پز دادن نسبت به اینکه اول با اسپکتروم کار کردم، بعد با کمودور، بعد با آمیگا، بعد با ۲۸۶، بعد با ۳۸۶ و بعد با پنتیوم. از این چی برداشت می‌کنین؟ مستقل از توان مالی خانواده، تنها چیزی که از این حرف برداشت می‌شه، سن بالای سی سال است و پیر بودن هم شاید در خیلی از جوامع احترام داشته باشه ولی در دنیای کامپیوتر افتخار نیست.

پس دفعه بعد، اگر خواستین به هم دیگه پز بدین (که کلا توصیه نمی‌شه)، لطفا به جای گفتن اینکه از چند سالگی کامپیوتر داشتین و اینکه با چه کامپیوترهایی شروع کردین، از این بگین که هر کدوم از ابزارهاتون رو چقدر عمیق یاد گرفتین و چقدر برای جامعه تون مفید بودین. اگر هم کسی سعی کرد بهتون بگه از شما بهتره چون از فلان سالگی کامپیوتر داشته یا اولین کامپیوترش فلان بوده، بفرستینش به همین لینک. ممنون.

همایش ماشین‌های تحریر

مدت‌ها پیش از اینکه لپ‌تاپ‌ها یا حتی کامپیوترهای مین‌فریم باب بشوند، نویسنده‌ها،‌ خبرنگاران و کارمندان با استفاده از ماشین‌تایپ حرف‌هایشان را روی کاغذ می‌آوردند. این روزها شرکت‌های خیلی خیلی کمی هنوز ماشین‌تایپ مکانیکی می‌سازند اما هنوز هم رمینگتون‌ها، آندروودها و اولیوتی‌های زیادی این طرف و آنطرف پیدا می‌شوند یا احیانا در انبارها خاک می‌خورند. این روزها،‌ آدم‌هایی دارند جذب این دستگاه‌های زیبا می‌شوند که شاید نصف سن آن‌ها را هم نداشته باشند.

یک گروه از آدم‌های خوش ایده، در همایشی به نام Type-IN، به دنبال جمع کردن این آدم‌ها و افراد کنجکاو احتمالی هستند تا به آن‌ها فرصت کار با ماشین تحریرهای کلاسیک را بدهند. در این همایش جذاب، آدم‌ها می‌توانند با هم مسابقه تایپ روی ماشین تایپ بدهند،‌ از کارشناسان فنی این دستگاه‌ها سوال‌هایشان در مورد تعمیر و نگهداری آن‌ها را بپرسند یا حتی شاید یک ماشین تایپ از یک نفر بخرند.

با وجود کاغذ، جوهر ماشین تحریر و ماشین‌تحریرهای واقعی و مکانیکی، افراد حتی می‌توانند یک نامه کامل را تایپ و در باجه پست مجاور محل همایش، آن را برای کسی که دوست دارند پست کنند.

اگر احیانا شما هم در فیلادلفیا هستید، می‌توانید سری به همایش بزنید:

Type-IN
Bridgewater's Pub
Saturday, Dec. 18, 1pm - 4:30pm
30th Street Station, 30th & Market Sts.
Philadelphia, PA



ولی اگر هم شما هم مثل من از محل همایش چند هزار کیلومتری فاصله دارید حداقل این موارد را نگاه کنید:

منبع: میک زاین