چپگراهای مجلس لهستان در اعتراض به تصویب قانون اکتا (ACTA) با ماسک کاغذی انانیموس / ناشناس در مجلس حاضر شدن.
برچسب: خبر
کاهش فروش کاندوم در لهستان

برای اولین بار طی چند دهه، فروش کاندوم در لهستان کاهش یافته. بین نوامبر ۲۰۱۰ تا اکتبر ۲۰۱۱، لهستانیها تقریبا ده درصد کاندوم کمتری از مدت زمان مشابه در سال قبل خریدهاند.
کارشناسان در این مورد به سه دسته تقسیم شدهاند. بعضیها بحثهای جمعیتشناختی را دلیل اصلی این امر میدانند، بعضیها کم شدن کمپینهای سلامت جنسی را و دسته آخر هم معتقد هستند که تغییر شکل رفتارهای جنسی، دلیل اصلی این امر است.
پروفسور ژبنژیو ایزبسکی جزو گروه اول است. او میگوید «جوانها یکی از مصرف کنندگان بزرگ کاندوم هستند و با توجه به کم شدن جمعیت جوان کشور، کم شدن میزان مصرف کاندوم غیرطبیعی نیست».
او همچنین اضافه میکند که کم شدن استفاده میتواند مربوط به توقف کمپینهای بزرگ ضد ایدز باشد که چند سالی است مانند گذشته به مردم هشدار نمیدهند که کاندوم بهترین راه جلوگیری از بیماری ایدز و مجموعه بزرگ دیگری از بیماریهای مقاربتی است.
محقق دیگری به نام پیوتر نواچکی با اشاره به اینکه فروش در کیوسکهای خودکار و داروخانه پایین آمده اما در سوپرمارکتها و داروخانهها بالا رفته میگوید که «مشتریها بیشتر و بیشتر به دنبال کاندومهای گرانقیمت هستند». یک تئوری کاملا متفاوت در مورد پایین آمدن فروش کاندوم را پروفسور زبنیو لوستاروسچ – سکسولوژیست – مطرح میکند. او میگوید «لهستانیها بیشتر و بیشتر در حال رفتن به سراغ شکلهای جدیدی از سکس هستند که بر خلاف شیوههای سنتی، نیازی به استفاده از کاندوم ندارند».
اینترنت را نکشید آقایان
همچنین چاپ شده در روزنامه روزگار ۲۸ دی ۱۳۹۰
هفته گذشته یکی از فعالیترین هفتهها برای هر کسی بود که سعی میکرد اخبار دنیای دیجیتال را دنبال کند. از یکطرف بزرگترین نمایشگاه ابزارآلات تکنولوژیک در جریان بود و از یک طرف لایحه دولت آمریکا برای حذف سایتهای نقض کننده کپی رایت از فضای مجازی و در نهایت هم وضعیت اسف بار اینترنت در ایران.
نمایشگاه پر زرق و برق گجتها در لاس وگاس امسال به نام سی.ای.اس. یک ویژگی خاص داشت؛ دلزدگی خبرنگاران و شرکت کنندگان از تکنولوژی. خیلی از خبرنگاران از این گفتند که قدم زدن در سالنهایی انباشه از میلیونها دلار تلویزیون سه بعدی که کسی علاقهای به خریدن آنها ندارد و دیدن رقابت تولید کنندهها برای ساختن بلندگوهایی که برای اتصال به پخش کننده نیازی به سیم ندارند و لپتاپهای جدیدی که برای جو سازی در بازار اسم اولترابوک روی آنها گذاشته شده در حالی که به سنت هر ساله، فقط کمی سبکتر و کوچکتر هستند فقط و فقط خسته کننده است. اکثر آدمها هیجان عجیبی برای این نداشتند که ببینند قرار است امسال چطور خوشبخت شوند و شنیدن حرف مدیران شرکتها که قول میدادند تا پایان امسال از فلان محصولشان یک میلیون خواهند فروخت حداقل امسال و در فضای پر التهاب سیاسی و رخوت آلود اقتصادی آمریکا و اروپا برای کسی هیجان خاصی نداشت.
این تلاش تولیدکنندهها برای ایجاد هیجان از طریق کالاهای جدیدی که تا دو سال قبل کسی نیازی به آنها احساس نمیکرد، همزمان شده است با تصویب قانونی به اسم سوپا در آمریکا. این قانون با لابی موسسات بزرگ پخش فیلم و موسیقی به کنگره رفته و در صورت تصویب، به دولت اجازه خواهد داد تا سایتهایی که قوانین کپی رایت را نقض میکنند یا به این سایتها لینک میدهند را از اینترنت حذف کنند. برای توضیح فنی این اشتباه، ۸۳ نفر از کسانی که پایههای اینترنت را طراحی و اجرا کردهاند نامهای به کنگره نوشتهاند و تذکر دادهاند که این قانون در صورت تصویب نه فقط ضربه بزرگی به حقوق بشر بلکه در تناقض با مفهوم اینترنت و از آن بالاتر، از نظر فنی غیرقابل اجرا خواهد بود. علاوه بر این مردم آمریکا مشغول نوشتن نامه به مجلسنشینانشان برای متوقف کردن این قانون هستند و امروز هم قرار است سایتهای بسیار بزرگی مثل ویکیپدیا، بوئینگ بوئینگ و ردیت برای جلب کردن توجه عمومی به این جریان، صفحههای خود را سیاه کنند.
و ما همه این اخبار را با اینترنتی دنبال میکنیم که تقریبا در ایران وجود ندارد. کماکان یک جستجوی ساده در گوگل گاهی غیرممکن میشود و استفاده از سایتهای مطرح دنیا تقریبا به تصوری محال تبدیل شده و ما هنوز با لبخند منتظر نشستهایم تا شاید وقتی کسی جایی احساس کند خوب است توضیح بدهد که آیا قرار است وضع اینطور بماند، قرار است بدتر بشود یا شاید هم این احتمال را مطرح کند که ممکن است لنگر کشتی پایش را از روی کابل زیردریایی بردارد.
اینترنت یعنی زندگی
همچنین منتشر شده در روزنامه روزگار
من در یک شرکت مخابراتی کار می کنم و کارم این است که از لحظه ورود به شرکت وارد وی پی ان اختصاصی شرکت بشوم و با دسترسی به فایلهای سازمانیام، ایمیلهایم را دریافت کنم، بخوانم، جواب بدهم و در صورت بروز مشکلی روی یک سرور مخابراتی، از طریق پروتکلهای امن به سرور لاگین کرده، مشکل را حل کنم. بنا به قانون کاری، من باید بتوانم هر مشکل را در چهار ساعت حل کنم اما حالا باید خوشحال باشم اگر اصولا موفق شوم به وی پی ان شرکت وصل شوم و در طول هشت ساعت حضورم در دفتر، ایمیلهایی که قدیم در دو دقیقه دانلود میکردم را دریافت کنم و به بعضی از آنها جواب دهم. سوالم این است که آیا من قربانی چیزی هستم که به شکل غیرفنی، اینترنت ملی نامیده میشود؟
زمزمه اینترنت ملی سالهای سال مطرح بود. از زمان پروژههای پرهزینه تبیان و شارع حرف از اینترنت ملی بود و از همان زمان هم افراد فنی سعی میکردند توضیح بدهند که اینترنت، ذاتا یک شبکه واحد جهانی است و چیزی به اسم «اینترنت ملی» از نظر مفهومی متناقض است. حدس ما این بود که چیزی که تحت عنوان اینترنت ملی تبلیغ میشود یک شبکه داخلی است که مهندسان شبکه به آن «اینترانت» میگویند. متاسفانه تا این لحظه هم هیچ کس احساس نکرده وظیفه دارد در مورد چنین پروژه عظیم و پرهزینهای اطلاعات فنی منتشر کند یا حداقل منظور نهایی از این برنامه بزرگ را توضیح بدهد. البته گاه گداری بعضی از دستاندرکاران در گوشههایی از صحبتهایشان توضیحات مبهمی در مورد این جریان دادهاند و مثلا پایگاه اطلاعرسانی دولت گفته است که یکی از اهداف مهم این پروژه ایجاد امنیت و مصون ماندن از حملات اینترنتی و مقابله با آمریکا در جنگ نرم است. در این شرایط اگر ما بخواهیم در مورد این پروژه حرف بزنیم تنها راهمان این خواهد بود که که با دیدن شرایط اسف بار اینترنت خودمان و مرتبط کردن آن با صحبتهای مبهم و غیر فنی مسوولان، حدسهایی در مورد آینده بزنیم.
از یک طرف میشود خوشبین بود. شاید واقعا اینهمه هزینه مادی و معنوی فقط برای ساختن یک شبکه داخلی سریعتر است. شبکهای که بتواند تلویزیون ملی را به کامپیوترهایمان بیاورد یا باعث شود تمام دانشگاهها، مراکز صنعتی و تحقیقی و دولت و تک تک ساختمانهای کشور بتوانند اگر بخواهند با هزینهای نسبتا کم به همدیگر وصل شوند و با نگه داشتن ترافیک ایران در داخل کشور باعث پایین آمدن هزینههای تحمیل شده به سیستمهای مخابراتی و بالا رفتن امنیت آنها شوند.
اما راستش را بخواهید حتی برای آدم خوشبین مثل من هم، وزنه بدبینی به شبکه اینترانت ملی بسیار سنگینتر از وزنه خوشبینی به آن است. واقعیت این است که تقریبا تمام کشورهای جهان خطوط پر سرعت داخل کشور خود را توسعه دادهاند تا به ارتباطات داخلی امن و ارزان دسترسی داشته باشند اما به جز کره شمالی و کوبا و چین هیچکدام نیازی ندیدهاند که اسمی به جز «اینترنت» روی این شبکه بگذارند. در این کشورها حضور این خطوط پر سرعت داخلی از دید کاربران معمولی مخفی مانده و خود این خطوط تبدیل به بخشی از اینترنت جهانی در آن کشور شدهاند. اما در کشور من دائما از اینترانت داخلی و شیوه ارتباط آن با اینترنت صحبت میشود و از طرف دیگر هم سرعت و کیفیت غیرقابل استفاده اینترنت در این روزها و قطع بیشتر و بیشتر ارتباط من با سرویسهایی که نقش پررنگی در زندگی هر انسان مدرن دارند (از ایمیل تا سرچ و دسترسی به شبکههای اجتماعی و چت و …) و مرتبط کردن اینها با هم، متاسفانه کفه بدبینی را سنگین و سنگینتر میکند. مسوولان در جاهایی سعی کردهاند بگویند که «اینترنت در کنار شبکه ملی به همان شکلی که وجود داشته همچنان باقی خواهد ماند» اما حقیقت این است که این حرف برای من هیچ دلداریای در پی ندارد. من هم میدانم که اینترنت در سر جای خودش باقی خواهند اما سوالم این است که دسترسی من به آن اینترنت چگونه خواهد بود؟ آیا مثل این روزها؟ به قول دوستان، این اینترنت نیست که قطع شده بلکه این دسترسی ما به اینترنت است که روز به روز کندتر، محدودتر و در یک کلام اسف بار تر شده.
اینترنت یک ابزار لوکس نیست. درست است که اینترنت اصلیترین ابزار چرخش اطلاعات است اما این ابزار کاربردهایی آنقدر متنوع در زندگی مدرن دارد که قطع آن میتواند تاثیرات بسیار جدی در شکل حیات اجتماعی جوامع بگذارد. بیتعارف چیزی هم به اسم اینترنت ملی در جهان مهندسی وجود ندارد. یک کامپیوتر یا به اینترنت وصل است یا به آن وصل نیست و اینترنت هم یک چیز واحد در تمام جهان است. باید بدانیم که اینترانت داخلی، اینترنت نیست و اگر واقعا قرار نیست وجود «اینترنت ملی» تهدیدی برای ارتباط ما با اینترنت باشد، خوب است مسوولان به شکل شفاف توضیح بدهند که مشغول چه کاری هستند و از نظر فنی این پروژه را برای جامعهای که مشغول پرداخت هزینه آن است تشریح کنند. اگر هم قرار است ارتباط خجالت آور فعلی ما با اینترنت ادامه پیدا کند یا حتی بدتر شود و واقعا کسانی هستند که فکر میکنند این به نفع کلیت جامعه است، بازهم خوب است این مطلب را به شکل صادقانه با مردم در میان بگذارند و بگویند که به خاطر سلامت خود آنان قرار است قطعی کامل اینترنت ادامه پیدا کند تا منی که برای زندگی روزمره ام وابسته به شبکههای کامپیوتری هستم، با چشمهایی اشک بار از همین حالا به فکر منتقل کردن زندگیام به اینترانت داخلی باشم تا حداقل کارم را از دست ندهم.
ممنوعیت تست بکارت اجباری در زندانهای نظامی مصر
یک ساعت قبل دادگاهی توی مصر حکم داد که ارتش اجازه نداره از زنان دستگیر شده به زور تست بکارت بگیره. شکایت توسط سمیره ابراهیم به یک دادگاه داده شده بود و حسابی خوشحالم که دادگاه بدون توجه به ارتش، به شکل مستقل رای معقولی صادر کرده و این نوع از شکنجه روانی رو متوقف کرده.

سمیره ابراهیم که چند ماه قبل بازداشت شده بود، حین بازداشت به نزد پزشک فرستاده میشه تا ازش تست بکارت بگیرن. مشخصه که این جریان هیچ ربطی به بازداشت نداره و اینکار مثل خیلی کشورهای دیگه فقط برای تحقیر آدمها استفاده میشه. حکم حداقلی فعلا می گه که: «اجرای پروسه تست بکارت بر روی زنان در حال نگهداری در زندانهای نظامی ممنوع است» اما کماکان مایه خوشحالیه که این مورد مطرح شده و حداقل در این سطح به موفقیت رسیده.
دادگاه به شکل آزاد برگزار شده و بعد از اعلام حکم نهایی، صدها طرفدار و فعال حقوق بشر دادگاه رو به خاطر این حکم تشویق کردن.
نامه سرگشاده به روح رهبر کره شمالی
کیم ایل عزیز، حالا که این نامه رو می خونی یعنی متوجه شدی که روح وجود داره و احتمالا خوشحالی که در عین یک عمر کمونیست بودن، دوست و برادر کشور مسلمان ما هم بودی. حالا که روحت رفته بالا، نمی دونم تا کجا رو می تونی ببینی. امیدوارم بتونی کشورهای دیگه رو ببینی و متوجه بشی که دغدغه اصلی جهان پیشرفت خودشه نه عقب نگهداشتن کشور تو. امیدوارم حالا که اون بالایی بتونی آدم هایی که شاد و سالم دارن توی کشورهاشون زندگی می کنن رو ببینی و از این توهم بیای بیرون که همه جهان دست به دست هم داده بودن تا ارزشهای تو شکست بخوره. امیدوارم حالا که اون بالایی و آزادی حرکت داری بری سمت مرز کره جنوبی بایستی و نگاه کنی که این دو تا کشور چرا اینقدر با هم فرق دارن؟ ببینی که چرا یکیشون فقیره و بی سواد و یکیشون داره برای فتح بازارهای دنیا با بقیه رقابت می کنه. البته می دونم تو تو کشورت فقیر نبودی. می گن شراب فرانسوی دوست داشتی، ۲۰ هزار تا فیلم تو آرشیوت بوده و در مورد سینما کتاب نوشتی و طرفدار الیزابوت تایلور بودی (روح هردوتون شاد) و تلویزیونت به مردم می گفته که قهرمان گلف هستی. اما کیم جونگ ایل جان، حالا که اون بالایی یک نگاه هم به مردمت بنداز.
راستش رو بگم خیلی ناراحت شدم که سر کریسمس مردی. نمی دونم.. شاید هم برنامه ریزی خوبت بود که با مردنت هم به مردم خدمتی کرده باشی. آخه شنیده بودم که به کره جنوبی تذکر داده بودی که حق نداره برای کریسمس نزدیک مرز رو چراغونی کنه تا نکنه مردم تو ببینن که توی اون یکی کشور چقدر برق هست یا کریسمس اصولا جشن گرفته می شه و اخلاق کمونیستی نابشون افول کنه یا دیگه به مجسمهات تعظیم نکنن. حالا حتما از اون بالا کلی چراغونی می بینی. نمی دونم. شاید هم دوست داشته باشی. شنیده بودم به مردمت گفته بودی همبرگر رو تو اختراع کردی حتی شنیده بودم بهشون گفته بودی که کشورت یکی از پیشرفته ترین کشورهای جهانه. راستش بیشتر چیزهایی که ازت شنیدم چیزهایی بود که خودت دوست داشت داشتی بشنویم اما نمی دونم می دونستی یا نه که اینا با اینکه توی کشورت جذابه اما حتی برای مای سانسور شده هم، مسخره به نظر می یاد.
راستش نمی خوام زیاد مزاحمت بشم. فکر می کنم خودت هم تازه آزاد شدی و حتما کلی کار داری. راستش به روحات نامه نوشتم چون جرات نداشتم به زنده ات بنویسم. برات نامه نوشتم تا یک گله کوچیک داشته باشم از تلاش دائمی ات برای بی سواد نگه داشتن مردمت. می گن تو بدترین اینترنت دنیا رو داری یا درست تر بگم اصلا اینترنت نداری. راستش برات نوشتم که از این گله کنم اما حالا که مردی، فدای سرت. حداقل بذار از چیزهای خوب حرف بزنم. تو به کشور من خیلی چیزها دادی اما یک تشکر حسابی می خوام ازت بکنم.. برای چیزی که به کشورم ندادی…. کیم ایل، من حسابی ازت ممنونم که شستشوی مغزی ای که استفاده کردی رو بهم یاد ندادی. یا شاید هم دادی ولی اینجا کار نکرد. سوریه رو دیدم. یک چیزهایی یک جاهایی کار می کنه و یک جاهایی نه. به هرحال… چه کاریه حالا که مردی مته به خشخاش بذاریم؛ چه بهمون یاد ندادی چه یاد دادی و کار نکرد، ازت تشکر می کنم. مردمت که شاد نبودن. حداقل روحت شاد باشه (:
جادی
جمعهها با کاندوم: کاندوم زنانه، مشکل چینی ها و ۹۵ سایز مختلف
مشکل بزرگ پیش روی کاندوم چینی برای جهانی شدنکالاهای چینی دارن جهانی میشن. این موضوع شوخی نیست. این موضوع یعنی یک شرکت بعد از جواب دادن به بازار یک میلیاردی خودش، داره میره سراغ بقیه پنج شش میلیارد مردم جهان. هرچند که نباید فراموش کنیم چین پر است از مردم بسیار فقیری که خواب خیلی از این کالاها رو حتی به عمرشون هم نمیبینین. اما شرکت Safedom بعد از فروش دویست میلیونی سال گذشتهاش توی چین امسال میخواد جهانی بشه و هدفش فروش یک میلیاردی است با تمرکز روی بازار بنگلادش و آفریقا. رقیبهای بزرگی مثل دورکس و آسنل (از استرالیا) توی این بازارها هستن و میدونین بزرگترین مشکل این شرکت چیه؟ اعتقاد مردم به در پیت بودن جنس چینی و نیاز روانی آدمها به اطمینانشون نسبت به کاندومی که استفاده میکنن. کاندوم یک مساله بسیار حساسه. کیفیتاش هم بسیار مهمه. من شخصا بین سوار شدن توی هواپیمای چینی و استفاده از کاندوم چینی، اولی رو کم خطرتر میبینم و این دقیقا مشکلی است که سیفدوم باهاش روبرو است. ببینیم چه می کنه. |
صندوق جمعیت سازمان ملل متحد و سفارش ۲۰ میلیون کاندوم زنانه برای توزیع در برزیل
|

کاندوم هایی در همه سایز
این یک ابتکار از یک شرکت تولید کننده است: کاندومهایی در ۹۵ سایز یا به عبارت دیگه همه سایزی برای همه جور نیازی. شرکت TheyFit که تولید کننده این کاندومها است یک کیت آنلاین اندازه گیری توی سایتش گذاشته که می تونین بعد از دانلود کردنش اونو پرینت بگیرین و باهاش اندازه دقیق رو حساب کنین و کاندوم شخصی خودتون رو سفارش بدین که البته قیمتش تقریبا دو سه برابر کاندومهای دیگه در می یاد (تقریبا ده دلار برای یک بسته شش تایی). این کیت برای کمی نکردن مسایل کیفی، اعدادش رو بر اساس سانتیمتر و اینچ و غیره نذاشته و سایزهایی مثل E11 توش استفاده شده. اینم بگم که تحقیقی توی انگلیس که روی ۲۵۳۹ نفر انجام شده میگه که میگه که سایز این مردها از ۸ سانت تا ۲۲ سانت متغیر بوده اما اکثریت اونها روی متوسط ۱۴ قرار داشتن.
اگر بخواین این اعداد و اخبار رو به شکل غیرتجاری کنار هم بذارین، نتیجه اینه که افراد بسیار کمی هستن که نیاز به کاندومهایی با سایزهای خیلی کوچیک یا خیلی بزرگ دارن. سایزهای کوچیک رو میشه با استفاده از یک دست برای ثابت نگه داشتن کاندوم در محل حل کرد ولی سایزهای واقعا بزرگ نیاز به کاندومهای خودشون دارن.
پیشنهادم به شما اینه که اگر واقعا جزو چند درصدی هستین که مشکل سایز دارین یکبار از مغازه تمام گزینههای احتمالی رو بخرین و تست کنین و بدونین چی براتون خوبه و به استفاده از همون ادامه بدین. اما یادمون باشه که درصد بسیار بسیار زیادی مردها، با خریدن کاندومهای معمولی مرسوم توی بازار و کسب کمی مهارت در پوشیدنش میتونن به زندگی امنشون ادامه بدن و نیاز به ابتکار خاص ندارن.
در نهایت تذکر یک نکته واجبه: با دیدن آماری که شرکتهای تجاری می دن و با دیدن عکس چگوارا گول نخورین (: توهم اینکه سکس خوب نیست چون کاندوم شما دقیقا برای شخص شما طراحی نشده خالی بندیه (: برای درصد بسیار بزرگی از آدمها کاندوم معمولی کافیه (: کاندوم با خوشحالی کش می یاد (:
مالیات پول زوره
بی بی سی فارسی امروز یک مقاله داره که توش احمدی نژاد میگه مالیات پول زور نیست. متاسفانه باید بگم اشتباه کرده و مالیات پول زوره.
دو نکته اینجا مهمه.
اول اینکه چرا فقط وقتی زورتون می رسه مالیات سی درصدی می گیرین؟
من یک مهندسم توی یک شرکت کاملا وفادار به قانون. حقوقم حوالی دو میلیون است که این روزها عدد عظیمی نیست ولی شرکتم چون اهل زیرآبی رفتن نیست عین همون دو میلیون رو به عنوان حقوقم ثبت می کنه و ازش (چون زیاده) ۳۰٪ مالیات کسر می شه. من کمترین مالیاتی که ممکنه در یک ماه بدم ۴۴۰هزار تومن است و بیشترین مالیاتی که تا حالا دادم تقریبا ۱۱۰۰۰۰۰ تومن در ماه است. سوالم اینه که اگر مالیات پول زور نیست، رییس جمهور، نمایندههای مجلس و غیره نگاه کنن ببینن چقدر ماهانه دریافتی دارن و چقدر مالیات می دن. اگر نسبتش همین بود تازه میرسیم به بخش دوم.
آیا کسانی که میلیاردی پول در میارن هم همینقدر مالیات میدن؟ کسانی که ده میلیونی در می یارن چطور؟ با یک پزشک که سه تا مطب کار می کنه و یک بیمارستان سهام داره صحبت می کردم و غر می زد که امسال براش هفتصد تومن مالیات «بریدن». تقریبا یک دوازدهم من. همینطور دوست بازار آهن که تو کار بساز بفروشی هم هست شاکی بود که پارسال پونصد تومن مالیات داده.
اگر مالیات پول زور نبود، دادنش بستگی به زور و اخلاق نداشت.
دوم اینکه بدون نظر من هر کس زور داره خرجش می کنه
اگر مالیات پول زور نباشه من باید خیلی هم از دادن و خرج شدنش خوشحال باشم. فرض کنید من بتونم مجلسی رو انتخاب کنم که نظارت داشته باشه روی بودجه کشور و بر اساس نظر همه ایرانیها، پول رو خرج کنه.. حالا یا در یک سیستم اکثریتی (که توش اقلیت حق حرف زدن و تبلیغ دارن) یا از اون بهتر توی یک سیستم حزبی پارلمانی (که توش هر نظری درصد خودش توی مجلس رو داره). اما حالا پول به زور از من گرفته میشه و اصولا به من گفته نمیشه که کجا داره خرج میشه. در اصل هر کس زورش برسه مالیات رو میگیره و هر جا دوست داره خرج میکنه و این روزها هم که بخش بزرگی اش خرج می شه تا طرفش زورش رو حفظ کنه که بتونه مالیات بیشتری بگیره.
خلاصه اینکه
مالیات پول زوره رفیق (: تعارف که نداریم. حالا زورتون می رسه میگیرین و زورتون میرسه جایی که دوست دارین خرج میکنین فدای سرمون ولی دیگه در این دورانی که پلیس حمله می کنه به خونه و هر چهارراه پر از پلیس اخلاق شما است و سه هزار میلیارد رو بیخیال می شین و پلیس برای دستگیری مشاور رییس جمهور باید گاز اشک آور بزنه و آخرش عقب نشینی کنه و وقتی ثابت می کنین از یک لات قوی ترین باید آفتابه بکنین تو دهنش که نشون بدین الان از شما ضعیف تره و غیره و غیره دیگه زور که نباید خجالت داشته باشه (: خب زورتون می رسه می گیرین. ما هم می خندیم می ریم پی کارمون. اما پول زور، پول زوره.
اگر می خواین پول زور نباشه
نمی دونم چرا ممکنه ولی اگر واقعا دوست دارین مالیاتی که می گیرین پول زور نباشه دو تا قدم اصلی داره:
۱- از همه بر اساس یک معیار برابر و بدون زیرآبی رفتن بگیرین و خودتون هم جزو همه باشین
۲- در یک سیستم دموکراتیک و شفاف خرجش کنین
