اخبار دنیای آزاد در هفته که گذشت

رادیو ۲۴ که من روزهای سه شنبه توش خبرهای دنیا آزاد رو می گم این هفته برنامه نداشت ولی من نمی دونستم… این شد که من برنامه ام رو ضبط کردم و فرستادم. حالا که اونا تعطیل بودن خبرهای هفته قبل رو همینجوری متن و صوت خام بخونین یا اگر دوست دارین از اینجا بهش گوش بدین.

متخصص لینوکس هستید؟ وقت چونه زدن با کارفرما است

هفته پیش هم به شکل خلاصه تحقیق دایس در مورد شغل‌های آی تی و وضع خوب لینوکسی‌ها توشون رو گفتم. این هفته اطلاعات بیشتری در این مورد منتشر شده که مثلا می گه در حالی که متوسط درآمد سالانه یک متخصص آی تی ۸۱ هزار دلار است، یک متخصص لینوکس پنج هزار دلار در سال بیشتر یعنی تقریبا ۸۶ هزار دلار حقوق می‌گیره. همچنین ۶۶ درصد کارفرماها گفتن که حاضرن هر کاری بکنن تا متخصصین خوب لینوکسشون رو از دست ندن چون پیدا کردن یک متخصص خوب دیگه بسیار مشکله. طبق این آمار بیشترین پیشنهادهای مربوط به نگه داشتن آدم ها مربوط بوده به فلکسیبل کردن زمان کار، فرصت مطالعه بیشتر دادن و کمک به گرفتن سرتیفیکیت‌های جدید و افزایش حقوق. اگر متخصص لینوکس هستین، الان ظاهرا وقت خوبی برای چونه زدن است.

انتشار ساینتیفیک لینوکس ۶.۲

من معمولا توی اخبار ، خبر انتشار نسخه‌ها رو نمی‌دم ولی این یکی مهمه! ردهت رو که همه می شناسیم؛ مهشورترین لینوکس تجاری جهان. خیلی ها سنت او اس رو هم می‌شناسن که یک ردهت مستقل کمپایل شده است اما عضو جدید خانواده یعنی ساینتیفیک لینوکس هنوز به اندازه کافی مشهور نشده. ساینتیفیک لینوکس درست مثل سنت او است یعنی یک نسخه آزاد از ردهت تجاری. این توزیع از طرف تعدادی موسسه علمی بزرگ در اروپا پشتیبانی می‌شه و این یعنی کاملا در طول زمان قابل اعتماده چون آزمایشگاه‌های مهمی در اروپا رو هم همین نسخه می‌چرخونه. حالا نسخه ۶.۲ اون اومده و خوبه که موقع انتخاب توزیع برای سرورهامون، حواسمون بهش باشه.

سیسکو و درخواست از اتحادیه اروپا در مورد سکایپ

اسکایپ رو مدتی قبل مایکروسافت از یک شرکت چینی خرید. چنین خرید بزرگی در اصل خرید چند صد میلیون مشتری است و به همین دلیل اتحادیه اروپا لازم می دونه در باره امکان عرضه اون از طرف مایکروسافت در اتحادیه، نظر بده. درخواست سیسکو از اتحادیه اروپا اینه که این اجازه رو مشروط کنه به باز شدن فضای کاری اسکایپ توسط مایکروسافت. منظورمون کد نیست. منظورمون کدک است. درخواست اینه که اگر مایکروسافت می‌خواهد این محصول رو به اروپا بیاره باید به شرکت‌های دیگه هم امکان رقابت بده و نباید اجازه داشته باشه یک مونوپولی برای خودش ایجاد کنه که باعث ورشکستگی شرکت‌های دیگه می‌شه. الان اسکایپ از پروتکل‌های انحصاری خودش، VP8 گوگل و پروتکل آزاد H264 استفاده می‌کنه و کسی خارج از اسکایپ امکان تماس با شبکه اسکایپ رو نداره. اگر اتحادیه اروپا اینکار رو یک انحصار بازار تشخیص بده، عرضه اسکایپ در اروپا مشروط به این می‌شه که مایکروسافت به سمت پروتکل‌های شناخته شده و آزاد بره و در نتجیه کاربران خارج از اسکایپ هم بتونن به اسکایپی ها زنگ بزنن.

وی ال سی ۲ عرضه شد

وی ال سی فکر می کنم الان در دنیای خارج از لینوکس هم کاملا شناخته شده باشه: یک پخش کننده حرفه ای و قوی با کلی امکانات. حالا نسخه دوی اون عرضه شده.. بعد از چند سال کار. این نسخه دیکد سریعتری داره و از امکانات سخت افزار بهتر استفاده می‌کنه. همچنین فرمت‌های جدیدی رو پخش می‌کنه و می‌تونه از کدک‌های ده بیتی استفاده کنه و ابزاری باشه برای پخش بلوری. این نسخه صدها باگ رو هم برطرف کرده.. با ۷۰۰۰ کامیتی به کد که توسط ۱۶۰ برنامه نویس داوطلب انجام شده.

نارنجک شفافیت‌زا

مقاله عمیق تر آزاد هفته مون است. نوشته تام هالوردا. The_Transparency_Grenade رو براش سرچ کنین. بحثش اینه که امروز هر جا رو نگاه کنیم بحث های زیر پرده در جریان است و مخفی کاری های سیاسی و غیره پس نیاز داریم به یک نارنجک شفاف کننده. این اثر هنری رو جولین اولیور ساخته و الان در نمایشگاهی در برلین قرار داره. این در اصل بازتولید یک نارنجی دستی اف.۱ شوروری است که به ای مواد منفجره توش یک کامپیوتر آرم کوچیک، یک میکروفون، یک آنتن بی سیم قوی، یک باتری و کمی خرت و خورت دیگه است. مشخصه که لینوکس ران می‌کنه و وقتی پرتاب بشه شروع می‌کنه به ذخیره صدا و ترافیک شبکه و انتقال اون به یک سرور برای تحلیل و تجزیه.

مشخصه که این یک اثر هنری است و برای استفاده نیست اما حداقل یاد ما می‌ندازه که اگر فردا جلسه بین اوباما و هیلاری بود یا اگر قرار بود مایکروسافت و اوراکل و اپل با هم دیدار کنن نیاز به یک نارنجک شفافیت داریم که در لحظه حساس پرتش کنیم توی اتاق و ببینیم واقعا توی این دنیا چی می گذره.

اپلیکیشن «کاندوم فایندر» در روز ولنتاین برای ویندوز و بلک‌بری هم عرضه شد

روز ولنتاین، در بعضی کشورهای جهان روز ملی آگاهی از کاندوم هم اعلام شده و شهر نیویورک به مناسبت این روز اپلیکیشن «کاندوم یاب»ش که از طرف اداره بهداشت نوشته شده رو آپدیت کرده. تا قبل از این فقط کسانی که اندروید یا اپل داشتن می تونستن از این اپلیکیشن استفاده کنن اما حالا روی ویندوز و بلک‌بری هم می‌شه اونو نصب کرد. بنا به بیانیه مطبوعاتی:

این برنامه به کاربران اجازه خواهد داد تا از طریق سیستم GPS یا وارد کردن اطلاعات مکانی خود، محل نزدیکترین مرکز تهیه کاندوم و مسیر رسیدن به آن از طریق پیاده‌روی، وسایل نقلیه عمومی یا رانندگی را بیابند. همچنین برنامه می‌تواند بر اساس انواع روش‌های پیشگیری، دنبال مراکز مختلف بگردد و اطلاعاتی هم در مورد روش‌های صحیح استفاده در اختیار کاربر بگذارد. با داشتن این برنامه شهروندان نیویورک به بیش از هزار مرکز فروش دسترسی خواهند داشت و در هیچ شرایطی بهانه ای برای عدم پیشگیری از بیماری‌های قابل انتقال از طریق رابطه جنسی (مانند ایدز) و بارداری‌های ناخواسته نخواهند داشت.

جالب بود؟ دنبال NYC Condom در اپ‌استور اپل جستجو کنید یا آن را در اندروید مارکت ببینید. طبق نمودار زیر که اندرویدی های نیویورک به خوبی در روزهای گذشته از آن استقبال کرده‌اند (:

البته حداقل در تهران نیازی به چنین برنامه‌ای نیست چون نه فقط از داروخانه‌ها و سوپرمارکت‌ها که حتی از بقالی‌ها هم می‌شود کاندوم را تهیه کرد.


(توزیع رایگان کاندوم در ولز شمالی به مناسبت ولنتاین)

تک تیراندازان آمریکایی و پرچم اس اس‌های نازی‌ها

هی می‌گم جوون ها رو بذارین تاریخ بخونن و توی کتاب‌های تاریخ عکس چاپ کنین نمی کنین اینطوری می شه (:

دسته تک تیراندازهای پیشاهنگ‌های نیروی دریایی آمریکا که SS مخفف Scout Snipersشونه، رفتن برای خودشون پرچم درست کنین صاف از این فونت استفاده کردن:

و عکس کلی سر و صدا کرده به خاطر شباهت غیرقابل تصورش با پرچم SSهای آلمان نازی که علاوه بر هنرهای دیگه، مسوول اردوگاه‌های مرگ هم بودن:

نیروی دریایی توضیح داده که موضوع رو بررسی کرده و غیرعمدی بوده اما به همه تذکر داده شده و قرار شده دیگه این پرچم استفاده نشه ولی به هرحال سوتی خنده داری بوده که این روزها کلی جا دارن در موردش می نویسن (مثلا سی ان ان). اما راستش اینقدر ضایع شبیه هستن که من فکر می کنم یکی رفته اینترنت رو سرچ کرده و یک چیزی پیدا کرده و تحت عنوان طرح خودش قالب کرده (:

علی اخوان در زندان

علی اخوان رو مدت ها است که می شناسم.. شاید پنج سال شاید هم بیشتر. یک آدم بسیار مودب. بسیار خوش اخلاق و بسیار اهل دل. امروز خوندم که توی خونه اش دستگیرش کردن و قراره یکسال و نیم بره زندان!

سایت ها رو که می خونم هیچ کس ننوشته دلیلش چیه. البته می شه حدس زد که همه با چیزهایی مثل اقدام علیه امنیت یا مثلا … (چی داریم دیگه از این حکم های استاندارد؟) و اینها می رن زندان ولی واقعا برام عجیبه که علی چیکار کرده بود که محکوم شده به یکسال و نیم زندان.

خاطره من از علی زیاده (: یک دختر فوق العاده داره که بهش می گه «علی» (: تقریبا یکسالش بود که ما رفتیم خونشون برای اولین بار دخترش رو ببینیم. براش یک خونه اسباب بازی یا چنین چیزی خریده بودیم.. یادم نیست.. شاید هم لگوهای بزرگ. ولی یادمه یکیشون در داشت و دخترش سعی می کرد پاش رو بکنه توی اون در پنج سانتی متر در پنج سانتی متر (:‌ بعدها خوندم که همه بچه ها اینکار رو می کنن.

راستش نمی دونم چی بنویسم. علی اخون آدم شریف و شجاعی است. اهل دعوا و جنگ هم نیست. البته زندان رفتن این روزها برای این آدم ها خب عجیب نیست (: ولی واقعا نمی دونم چه بهانه ای براش پیدا شده یا اصلا توی چه پروسه ای پیش اومده ولی افتخار می کنم که با علی دوستم و علی جزو آدم هایی است که حاضرم روی شرف و انسانیت و پاکی اش شرط ببندم (:

معرفی یک پادکست عالی:‌ رادیو کالج پارک

خودشون می‌گن

كالج پارك شهری كوچك در ايالت مريلند در شرق آمريكاست. برنامه هفتگی راديو كالج پارك هر جمعه توسط گروهی از دانشجويان و فارغ التحصيلان ايرانی دانشگاه مريلند و همچنين شنوندگان آن تهيه ميشود.

و تولید دویست و شصت هفت برنامه یعنی پایدارن و می‌دونن دارن چیکار می‌کنن. بر خلاف مفهومی که در ایران در مورد پادکست وجود داره که کیفیت میکس و اجرا باید خیلی خیلی بالا باشه (و بسیاری از پادکست‌ها بدون هیچ امکاناتی کیفیت اجرا و محتواشون از خیلی برنامه‌های رادیویی ایران بهتره)، رادیو کالج پارک انتخاب کرده که ساده‌تر باشه و در نتیجه راحت‌تر تهیه بشه و به همین دلیل هم مدت‌های مدیده که با محتوای عالی فعاله.

من از چند روز قبل که کشفش کردم تا حالا،‌ کلی از برنامه‌هاشون رو گوش دادم. محتواشون – هرچند که از داستان کوتاه ایرانی تا بازتکرار صوتی ویدئوهای خوب تد رو در بر می‌گیره – با علایق من خیلی سازگاره و پر است از چیزهایی که من هم می خواستم بنویسم ولی تنبلی کردم مثلا اینترنت حبابی یا آشنایی‌ با قطر. البته مواردی هم هست که من اهل نوشتنش نبودم اما دوست داشتم خونده / شنیده باشم مثلا داستان کوتاه صورت خانه.

اجراها کاملا خوب هستن و به نظرم یکی از پادکست‌هایی که نه فقط هر هفته گوش خواهم کرد که در بقیه روزهای هفته آرشیوش رو خواهم شنید. شدیدا بهتون پیشنهاد می‌کنم سری به رادیو کالج پارک بزنین و نه فقط پادکست‌ها که بخش کتاب‌های گویاش رو هم دونه به دونه نگاه کنین و احتمالا خیلی‌هاش رو دانلود کنین و گوش بدین!

البته مواظب هجوم اطلاعات باشین (: توی تله دنلود کردن یک گیگ و گوش کردن هیچچی نیافتین چون رادیو کالج پارک چیزیه که آدم دوست داره همه‌اش رو گوش بده و خیلی راحته اگر گوش کردن رو با صاحب فایلهاش شدن اشتباه بگیره.

نمایندگان مجلس بلغارستان هم در مقابله با اکتا ماسک ناشناس به صورت زدند

چند نفر از نمایندگان بلغارستان هم به دعوت یک وبلاگ و پس از همکاران لهستانی‌شان با ماسک ناشناس در جلسه مربوط به بررسی معاهده اکتا ظاهر شدند تا مخالفت خود را با این موضوع نشان داده باشند.

این نمایندگان گفتند که با کپی رایت مشکلی ندارند اما از آنجایی که اکتا چیزی خلاف آزادی بیان و روشی برای کنترل اینترنت و مانعی برای گردش آزاد اطلاعات در جامعه است، با آن مخالفند.

اکتا از کشورهای عضو می‌خواهد که اعمالی مانند دانلود غیرقانونی موسیقی و فیلم را جرم بشناسند. بر اساس این قانون این جرم باید چیزی در رده جعل یا تقلب باشد و به مجازات‌هایی از جمله ضبط اموال منجر شود. این پیمان همچنین از کشورهای عضو می‌خواهد تا از آی.اس.پی. بخواهند که اطلاعات مربوط به ترافیک کاربران را ذخیره کنند.

توافقنامه جدید گوگل چیه و چه تاثیری تو زندگی ما داره

اگر از سرویس‌های گوگل مثل سرچ، جیمیل، چت، یوتیوب، نقشه‌ها، اسناد و غیره و غیره استفاده کنین (کسی هست که نکنه؟) حتما دیدین که چند روزه دائما در گوشه و کنار صفحه و حین ورود به سرویس‌ها به شما گفته می‌شه که توافقنامه خلونت شخصی گوگل و کاربرانش (پرایوسی پالیسی) در حال تغییر است و اگر شما می‌خواین بعد از تاریخ اول مارس (یک ماه دیگه) به استفاده از سرویس‌های گوگل ادامه بدین، باید این توافقنامه رو قبول کنین.

این توافقنامه چه فرقی با قبلی‌ها داره

واقعیت اینه که تقریبا فرق خاصی نکرده. توافقنامه‌های کاربری رو همه دیدیم. اون OK یا Agree سریعی که موقع نصب می‌زنیم بدون اینکه متن رو بخونیم. اینها یکسری حق به شرکت سازنده نرم‌افزار می‌دن و یکسری حق رو از کاربر می‌گیرن (مثلا حق شکایت به خاطر ضرر ناشی از استفاده از نرم‌افزار). این توافقنامه‌ها بعضی اوقات بسیار بی‌معنی و مسخره و انحصار طلبانه هستن (مثلا توافقنامه اخیر اپل که می‌گه اگر کسی کتابی رو با فلان ابزار اپل بنویسه فقط حق داره اونو از طریق کانال‌های اپل بفروشه) و گاهی اوقات بسیار طولانی و غیرقابل خوندن.

حالا گوگل اومده توافقنامه مربوط به حفظ حریم شخصی سرویس‌های متنوعی که داره رو خلاصه و فشرده و یکسان کرده. یعنی شما یک توافقنامه با گوگل امضا می‌کنین که بهتون اجازه می‌ده از تمام سرویس‌های گوگل که حدود شصت تا هستن استفاده کنین. اگر قبلا لازم بود مثلا برای شروع استفاده از یوتیوب، بخش مربوط به پرایوسی یا حموم حریم شخصی خاص یوتیوب رو بخونین و قبول کنین، حالا کافیه یکبار توافقنامه خلاصه و جمع و جور گوگل رو بخونین و بعد اجازه داشته باشین از تمام سرویس‌های گوگل استفاده کنین. این مهمترین تفاوت است.

تفاوت بعدی اینه که گوگل صریحا اشاره کرده که اجازه داره استفاده شما از سرویس‌های مختلف رو نگاه کنه و بر اساس اونها براتون تبلیغ مرتبط توی ابزارهای دیگه نشون بده یا سعی کنه بر اساس کارهاتون نتایج جستجو رو بهتر کنه. مثلا اگر شما دائما توی یوتیوب ویدئوهای آنباکس اپل رو نگاه کنین احتمالا پس از جستجو به دنبال Apple نتیجه متفاوتی نسبت به کسی می‌گیرین که توی جیمیل دائما مشغول ایمیل زدن در مورد گیاهخواری و رژیم‌های مبتنی بر میوه است. مشخصه که نگاه کردن زیاد آنباکس اپل توی یوتیوب، احتمال نمایش یک تبلیغ در مورد مغازه مخصوص زامبی‌ها در ایمیل شما رو هم بالا می‌بره.

این نگاه کردن به رفتار شما و نشون دادن تبلیغ مبتنی بر اون، مفهوم جدیدی توی گوگل نیست، اما حالا گوگل به شکل رسمی اونو به معاهده‌اش اضافه کرده و گفته که سرویس‌های مختلفی که ارائه می‌ده با همدیگه این اطلاعات رو به اشتراک هم می‌ذارن.

وا حقوق بشرا؟ وا خلوت شخصیا؟

نه. این جریان مشکلی با حقوق بشر نداره. گوگل یک شرکت خصوصی است که سرویس‌هایی رو به رایگان به شما می‌ده و در مقابل دادن این سرویس‌ها به شما، شما رو به عنوان یک کالا به یکی دیگه می‌فروشه (فراموش که نکردین؟ اگر در یک شرکت شما برای دریافت چیزی پول پرداخت نمی‌کنین معنی اش اینه که شما مشتری نیستین، شما کالا هستین؛ کالایی که یکی دیگه در حال پرداخت پول به خاطر اونه). من شخصا ترجیح می‌دم یک ایمیل چند گیگابایتی داشته باشم با کلی ویدئوی یوتیوب و یک سرچ عالی و غیره و غیره و در مقابل قبول می‌کنم که یکسری تبلیغ بهم نشون داده بشه و این برام می‌صرفه. مشخصه که اگر این برای شما نمی‌صرفه، می‌تونین سوییچ کنین به یک سرویس دهنده دیگه ولی از حالا بهتون می‌گم که بقیه‌ای که شفافیت گوگل رو ندارین رو ندارن که حداقل دقیقا بگن مشغول چه کاری با اطلاعات شما هستن، از نظر من کمتر قابل اعتمادن و اونهایی که اعتماد بیشتری از گوگل بهشون دارم (مثلا داک داک گو یا رایزآپ) سرویس‌هایی که می‌دن در سطح کیفی‌ای نیست که من بتونم بهشون سوییچ کنم.

بحث اینجاست که ما حق نداریم توی یک بازی شرکت کنیم و بعد بگیم لطفا قوانینش رو طوری بنویسین که ما دوست داریم. ما نمی تونیم بخشی از نظام سرمایه داری باشیم اما درخواست کنیم که لطفا با ما مهربون باشه. یا باید برای درست کردنش دست به عمل و تلاش بزنیم یا غر غر نکنیم. در مورد جریان اخیر سوپا دیدیم که آدم ها شروع کردن به رفتن از سرویس دهنده بزرگی مثل گوددی و باعث شدن این قانون عقب بکشه. اگر همه می موندن و فقط می گفتن که سوپا خیلی بده،‌ الان قانون تصویب شده بود. در مورد گوگل هم همینه. اگر من با سیستم مشکل دارم نباید انتظار داشته باشم گوگل بیاد باهاش بجنگه. ما باید این رو درک کنیم که درخواست از فیسبوک که گوگل اطلاعات خصوصی ما رو نخونه، مسخره است.

پس چی بده؟ بالاخره یک چیزی باید بد باشه

بله. سرمایه داری بده که من رو کالا کرده. من بدم که باهاش همکاری می کنم و غیره و غیره. این شرایط شرایط قشنگی نیست ولی متاسفانه مثل خیلی از چیزهای دیگه دنیا، غیرجذاب اما واقعی است. من هم دوست داشتم یک سیستم بزرگ با کیفیت و کامل بود که قول می داد کارهای من رو نگاه نکنه ولی فعلا که نیست و من بین زیرنظر گوگل کار کردن و سوییچ کردن به یک سیستم کمتر پایدار دیگه ، زیر نظر گوگل بودن رو انتخاب کردم و از این تغییر جدید هم خوشحالم چون حداقل گوگل داره صریح و روشن می گه که اطلاعات من رو برای چه کاری می خواد: تبلیغ دقیق تر و درآوردن پول بیشتر و در نتیجه پیدا کردن مشتری بیشتر و در نتیجه دادن سرویس های بیشتر و تبدیل کردن آدم های بیشتر به کالاهای قابل فروشش و ادامه دادن این چرخه تا ناکجاآباد. این وسط در سطح خرد به من یک سری سرویس خوب می رسه و به گوگل پول و به مشتری های گوگل امکان فروش تبلیغ دقیق تر. در سیستم کلان من می شم یک کالا برای یک شرکت بزرگ به اسم گوگل که می تونه علایق من رو به شرکت های دیگه بفروشه. جذاب نیست ولی من توی این بازی زندگی می کنم و روش به هم زدنش، کمتر مصرف کردنه، انقلابه، کشف شیوه های جدید ارتباطیه و نه غر زدن و خواستن از شرکت ها که باهام مهربون باشن.

نتیجه گیری

اگر در حال حاضر از سرویس‌های گوگل استفاده می کنین، این تغییرات در زندگی عادی شما تاثیری نداره. همه چیز مثل قبل است اما کمی تمیزتر و خلاصه‌تر و صریح‌تر. قبولشون کنین و به زندگی ادامه بدین. اگر هم در حال حاضر از سرویس‌های گوگل استفاده نمی کنین؛ خلاصه توافقنامه ای که برای استفاده از تمام سرویس‌های گوگل باید امضا کنین اینه: ما چندین سرویس داریم که شما با امضای این قرارداد می‌تونین از همه‌اش استفاده کنین و ما هم در مقابل دادن این سرویس‌ها به شما، از یکسری آدم تبلیغ می‌گیریم و اونها رو به آدم‌های مرتبط نشون می دیم و در عین حال سعی می‌کنیم نتایج جستجومون رو دائما برای شما تنظیم و تنظیم‌تر کنیم تا شما راحت‌تر به چیزی که می‌خواین برسین و باعث بشه بیشتر و بیشتر از ما استفاده کنین.

منبع اصلی

این مطلب کامنت های خوبی داره. اگر علاقه به ادامه بحث دارین، حتما کامنت ها رو دنبال کنید

نماینده های مجلس لهستان با ماسک انانیموس در اعتراض به اکتا

چپ‌گراهای مجلس لهستان در اعتراض به تصویب قانون اکتا (ACTA) با ماسک کاغذی انانیموس / ناشناس در مجلس حاضر شدن.

منبع