جمعه ها با کاندوم: روز جهانی ایدز و بهانه‌هایی برای کاندوم نپوشیدن

گشتی در اخبار


جمعه‌ها با کاندوم این هفته مصادف شده با اول دسامبر روز جهانی آگاهی در مورد ایدز و من و شما می‌دونیم که هیچ چیزی به جز کاندوم، جلوی ایدز رو نمی‌گیره. پس به افتخار این وسیله بانمک، این هفته چرخی می‌زنیم در اخبار متنوع دنیای کاندوم و نگاهی می‌ندازیم به فعالیت‌های آدم‌ها در این روز که نشونه‌اش یک روبان سرخه .

  • احتمالا جالبترین اتفاق تبلیغی توی هلند خواهند افتاد. گروه Stop Aids Now قراره یک کاندوم ۳۵ متری بکشن روی برج مانت در مرکز شهر
  • تحقیقی توی فیلیپین نشون داده که میزان گسترش ایدز در این کشور بالاترین میزان در بیست و پنج سال گذشته بوده. تمرکز تحقیق روی سایت‌های دوست یابی است و چت و می‌گه که یک سوم زنانی که با مردها توی چت آشنا شدن کارشون به سکس رسیده و هفتاد درصدشون هم از کاندوم استفاده نکردن. نتیجه؟ خوشبختانه عقل اونها می رسه که نتیجه شون سانسور و فیلترینگ و شلاق نباشه. اونها با دورکس قرارداد تبلیغی بستن تا با هم در شبکه‌های اجتماعی و چت روم ها برای کاندوم و ایدز تبلیغ کنن
  • می‌دونم شاید غصه بخورین ولی یک گروه فعال علیه ایدز، در حال جمع کردن یک پتیشن است تا از قانونگذارهای لس آنجلس بخواد که قانونی تصویب که بنا به اون همه هنرپیشه‌های فیلم‌های پورنی که در این ایالت تهیه می‌شن مجبور باشن از کاندوم استفاده کنن. اینکار برای اینه که جوون‌هایی که به اشتباه فکر می کنن چیزی که توی فیلم پورن می بینن توی دنیای واقعی هم دقیق همونطور هست، حداقل این جنبه‌اش رو هم ببینن. شاید اگر همه قول بدن جوون‌های خوبی باشن و همیشه از کاندوم استفاده کنن و درک کنن که نسبت فیلم پورنو به سکس تو خونه همون نسبت فیلم جکی چان به یک دعوای توی مدرسه است، شرکت ها قبول کنن که به آزمایش‌های دوره‌ای هنرپیشه‌ها اکتفا کنن
  • پتا انجمن حمایت از حیوانات است و تصویر بالا مربوط به اونها. این حرکت هیچ ربطی به ایدز و غیره نداره اما به آدم ها یادآوری می کنه که اگر نمی خوان بچه‌های حیوونات خونگی‌شون رو نگه دارن، جلوی باردارشدنشون رو بگیرن و این دو نفر هم دارن تبلیغ می کنن که «سگ ها از کاندوم استفاده نمی کنن» و اگر صاحبشون نمی خواد توله‌ها رو نگه داره بهتره از روش های مناسب پیشگیری برای حیوانات استفاده کنه؛‌ مثلا عقیم کردن
  • و در نهایت هم نگاهی به این صفحه بندازین که مصاحبه ای است با دکتری که بزرگترین گالری از پوسترهای ایدز جهان رو داره و اینجا هم، سی تا از بهترین‌هاش رو توی یک گالری می تونین نگاه کنین

سوال

دوست پسر فعلی من قبول نمی کنه کاندوم استفاده کنه. قبلا هم با کسان دیگه چنین مشکلی داشتم. معمولا می گن که ۱) کاندوم باعث می شه راست نمونن ۲) خیلی بزرگه و نمی تونه کاندوم بپوشه ۳) به جنس لاتکس حساسیت داره ۴) ایدز و بیماری دیگه نداره پس کاندوم لازم نداره و ۵) کاندوم حسش رو خراب می کنه. من باید چیکار کنم؟

جواب

این عبارت‌ها را بارها شنیدی و دوباره تکرار می‌کنم که کاندوم‌های لاتکس و لاستیکی اگر درست استفاده بشن (مثلا از لیز کننده‌های مبتنی بر آب استفاده کنین و نه از روغن) بالاترین میزان حفاظت از بیماری‌ها برای هر دو طرف رو ایجاد و در پیشگیری از بارداری هم بسیار موثر هستن.

اما دانش همیشه مشکلات رو حل نمی‌کنه. زندگی عملی پیچیدگی‌های خودش رو داره و چیزهایی مثل الکل، سکس اتفاقی و مهمونی باعث می‌شن آدم همیشه نتونه از دانشش استفاده کنه. بهترین کار اینه که از قبل جواب آماده «نه» رو داشته باشین. یک منطق خیلی ساده: «سکس بدون کاندوم با کسی به جز همسر جوابش نه است» (قبلا گفتم که کاندوم تو سکس با همسر هم جذابیت‌های خاص خودش رو داره).

اما در مورد سوال‌هات.. اگر قراره کسی استدلال گوش کنه می‌تونی اینها رو بهش بگی:

پسره می گه: راست نمی مونم.
واقعیت اینه: اولا که در مواردی ممکنه کاندوم به خاطر فشاری که ایجاد می کنه و کشی که پایینش داره از این نظر کمک هم بکنه اما اگر واقعا چنین مشکلی داری – و به سن و سال و ویاگرا و اینها مربوط نمی شه – برو سراغ مارک های دیگه یا انواع کمتر کیپ یا نازکتر. لازمه بگم که این اتفاق – اگر بیافته – معمولا محصول عوامل فیزیکی نیست و به ذهن طرف بر می گرده. یک راز اینکه اگر مغز مردها کلا از سکس فکوس کنه به یک چیز دیگه، راست نمی مونن. روش خوب مقابله اینه که پوشیدن و داشتن کاندوم رو به بخشی از سکس تبدیل کنین نه به یک وقفه وسطش و تمرکز روی اینکه «دوست ندارم».

پسره می گه: برام کوچیکه.
واقعیت اینه: اگر بلوف نباشه (که با توجه به کشسان بودن کاندوم ها معمولا هست) باید این جواب رو آماده داشته باشین که «یعنی مثلا اگر پاهات بزرگ باشه باید پابرهنه راه بری؟» کاندوم‌ها هم مثل کفش‌ها سایزهای مختلف دارن. انواع و اقسامش رو بخرین و ببینین کدوم براتون بهتره. این رو هم فراموش نکنین که کلا کاندوم یک وسیله کاملا کشسان است که در بازه معقولی، به تن هر کسی اندازه می شه (حالا با کمی سخت تر پوشوندن یا نگه داشتن انتهاش با دست در حین سکس).

پسره می گه: من به لاتکس حساسیت دارم
واقعیت اینه: بعضی مردها واقعا به لاتکس حساسیت دارن. بعضی ها هم جو سازی می کنن که استفاده نکنن اما واقعیت اینه که انواع و اقسام کاندوم در بازار هست. کسانی که به لاتکس حساسیت دارن باید کاندوم‌هایی استفاده کنن که از پلاستیک درست شده و درست مثل کاندوم های لاتکس در مقابل بچه دار شدن، ایدز و بیماری‌های مقاربتی از دو طرف محافظت می کنه. اینها هم مثل کاندوم‌های لاتکس باید با لیز کننده‌های مبتنی بر آب (توی داروخونه به اسم لوبری ژل می تونین بخرین زیر هزار تومن) استفاده بشن.

پسره می گه: من مریضی ندارم.
واقعیت اینه: هیچ کس از بیماری‌های مقاربتی مصون نیست. اگر کسی در خارج از محیط خانواده با کسی سکس داره یعنی ممکنه با ویروس در تماس باشه. در ضمن ویروس چند ماه طول می کشه تا توی تست ها ظاهر بشه و مثلا اگر از ایدز حرف می‌زنیم گواهی عدم اچ آی وی که دو ماه قبل، یک ماه قبل یا دیروز گرفته شده هیچ فایده‌ای نداره. این رو هم یادتون نگه دارین که بیماری فقط ایدز نیست. انواع و اقسام بیماری‌های مقاربتی رو داریم که کاندم بهترین راه حلشونه.

پسره می گه: حس‌ام رو خراب می کنه.
واقعیت اینه : ممکنه درست شده باشه پس براش برنامه ریزی کنین. از قبل کاندوم رو بذارین دم دست. ترجیحا لازم نباشه وسط سکس برین توی کشو دنبالش بگردین (قوطی های خالی رو یک جای دیگه بذارین) و حتی خطر رو به فرصت تبدیل کنین. بذارین کاندوم بخشی از هیجان سکس باشه. انواعش رو داشته باشین. انتخاب کنین و شاد باشین (البته یادتون باشه بعضی مدل ها فقط برای فان درست شدن و از چیزی پیشگیری نمی کنن!)

اما اگر طرف به این حرف‌ها گوش نداد ارتباطتتون رو باهاش قطع کنین. کسی که همینقدر هم برای آدم ارزش قایل نیست، ارزش سکس نداره (: راستی! اگر کسی غر زد که کاندوم نداره اگر بهش لطف دارین از کاندوم‌های خودتون بهتون بهش بدین، یا بگین من براش بفرستم یا به شکل ایده‌آل بفرستینش بخره که دفعه بعد یادش باشه همراهش داشته باشه (:

منبع اصلی

بستن روزنامه‌ها و فشار به خبرنگاران

ایران جزو بزرگترین سرکوب کننده‌های مطبوعات است و یکی از زندان‌های بزرگ خبرنگاران. اخیرا در یک رکورد دیگه هم مشغول رقابت با معدود کشورهای شرکت کننده در این بازی هستیم: کوچ دادن اجباری خبرنگاران.

خاطره‌ام از زمانی است که یکسری دوستام رو دستگیر کرده بودن. اونها می‌خواستن عید دیدنی برن پیش مادر کسی که بچه جوونش توی زندان مرده بود و بهش بگن که لباس سیاهش رو در بیاره. پلیس دستگیرشون می کنه و مشخصه که جرمی هم اتفاق نیافتاده و حتی اتهام بچسبی هم ندارن. آزادی قطعیه ولی خب با کسانی طرف هستیم که کلی دروغ می گن و کار رو کش می دن تا شب بشه و بعد هم که تعطیلات عید و کل دوستای ما تعطیلات عید رو توی اوین بگذرونن تا بعد از باز شدن اداره‌ها و برگشتن قاضی از مرخصی و غیره، بعد از یک هفته بدون حتی یک معذرت خواهی آزاد بشن.

این وسط یکی می گفت که قاضی بهش گفته باید وثیقه بیاره. مشخصه که یک خبرنگار وثیقه ملکی نداره. قاضی قبول می کنه فیش حقوقی بذارن و خانم خبرنگار رو آزاد کنن ولی بعد از اینکه قاضی می‌شنوه کل حقوق این دوستمون در رده ۲۴۰ تومن است، فکر می کنه دارن بهش دروغ می گن و کارها رو سخت تر می کنه! در نهایت با بردن فیش حقوقی روزنامه، قاضی مجبور می شه قبول کنه که یک خبرنگار کل حقوقش ۲۴۰ تومن در ماهه و خوشحال می شدم ببینم چی با خودش فکر می کنه.

حالا در شرایطی که خبرنگارها واقعا یکی از کمترین حقوق های قابل باور در جامعه رو دارن، یک فشار دیگه بهشون بستن روزنامه است. یک خبرنگار همینجوری هم حقوقش رو دیر می گیره. من برای کلی مجله و روزنامه نوشتم و تا حالا یک ریال هم نگرفتم چون نظرم اینه که اصولا به راحتی نمی تونن پول بدن. راستش بسته شدن روزنامه اعتماد برای من به این معنی است که ۱)‌ در یک کشور با حداقل آزادی بیان زندگی می کنم و ۲) یک کار خیلی اولویت بالا از لیست کارهای سه شنبه ام حذف می شه. اما همین خبر برای خیلی ها یعنی یک فشار دیگه برای ساقط کردنشون از حداقل زندگی ای که دارن و تذکر دادن به همه دانشجوها و غیره که «اگر بیاین توی خط حقوق بشر و مطبوعات و رسانه آزاد و آزادی بیان و اینها، تلاشمون رو می کنیم که حین حفظ ابروی نسبی، گرسنه نگهتون داریم». راستش من اینو خیلی دور نمی دونم از مثلا اینکه من یک رودخونه داشته باشم و به مخالفانم بگم «اگر بخواین با ما بجنگین حق ندارین از اینجا آب بخورین» یا مثلا تمام منابع نون کشور رو دستم بگیرم و بگم «فقط کسانی که همه اش از من خوب بگن حق دارن سیر بشن». خلاصه… می گیم به سلامتی اونی که وقتی رودخونه رو فتح کرد، به کسایی که مجیزش رو نمی گفتن هم آب داد.

پ.ن. باور کردنی نیست ولی ظاهرا در همین سیستم ، هفته قبل رفتن مشاور مطبوعاتی رییس جمهور رو دستگیر کنن و تو روزنامه ایران بعد از زد و خورد و گاز اشک آور چون زور ضابطین قضایی به آقای فلانی نرسیده فعلا بیخیال دستگیری شدن (: بعد آدم های بی گناه ما رو کل تعطیلات توی اوین نگه می دارن که احتمالا درس عبرت بشه. اوه راستی! اون دوران بعضی از بچه ها که لینک های دولتی داشتن سعی کردن جلوی این ضایع بازی رو بگیرن – حتی با توسل به خود گروه زندانی کننده و این استدلال که بابا آخه این چه کاریه که می ذارین تو رزومه‌تون. همون موقع مرد شریفی به اسم مهدی کروبی با اینکه می گفت هیچ کاری از دستش بر نمی یاد و کسی حرفش رو نمی خونه همه تلاشش رو کرد که بچه ها تمام تعطیلات عید رو بی دلیل توی زندان نباشن. این بود که بعدا وقتی گفت حقوق بشر براش مهم شده و می خواد در موردش حرف بزنه، من باور کردم و هنوزم افتخار می کنم به رای ام به این شیخ شریف شجاع که آخر عمری نون دونی رو تعطیل کرد (:

یک یورش شبانه دیگر برای تخلیه تظاهرکنندگان اشغال وال استریت

توییت خبرنگار WFAA می گوید «ده‌های پلیس با سپر، باتوم و کلاه‌خود در حال ورود به کمپ #اشغال هستند».

در حال حاضر تقریبا ۵۰ نفر تظاهر کننده در کمپ حضور دارند و پلیس اعلام کرده که باید محل را تخلیه کنند.

پلیس به خبرنگاران گفته در فاصله دوری بایستند وگرنه دستگیر خواهند شد.

در شهرهای دیگر، پلیس با اسپری فلفل به صورت یک پیرزن حمله کرده و تصویر توسط عکاسی به نام جوشوا تروخیلیو ضبط شده است. این پیرزن می‌گوید «احساسم عالی است. حس می‌کنم انرژی گرفته‌ام. متعجب کننده است که چطور کمی اسپری فلفل می‌تواند چنین تاثیری روی آدم داشته باشد».

منبع و منبع

نکته جانبی: اگر فکر می کنین این کارها خیلی خیلی بده به پلیس و نیروهای سرکوب های دیگه ای هم فکر کنین که بعد از اخراج همه خبرنگارها و بستن تمام راه های خبری، توی خیابون با باتوم شیشه های ماشین مردم رو خورد می کنن یا وارد مجتمع ها می شن و تا جایی که می تونن ضرر مالی می زنن و دوربین ها و هر چیز دیگه ای که دوست داشته باشن رو می دزدن و بدون مجوز آدم ها رو بازداشت می کنن و به زندانی ها تجاوز می کنن و غیره و غیره (: بعد فکر کنیم که چی می شه که یک نفر با یکی متحد می شه و از یکی متنفر (:

به امید ندیدنت برلوسکونی

بالاخره برلوسکونی نخست‌وزیر ایتالیا استعفا کرد. این مرد بخش اعظمی از شونزده سال گذشته، نخست وزیر کشور بوده و نمونه‌ای بود از فساد قدرت و «دیکتاتوری نرم» که توی اون شخصی که از طریق تکنیک‌های دموکراتیک به قدرت رسیده، شروع می کنه به سرکوب آزادی‌های مدنی و مدعی شدن همراهی همیشگی همگان باهاش و بستن رسانه‌های مستقل و یکسو کردن همه نظرات به نفع خودش.

خوشحالیم که بالاخره استعفا داده (: به امید کنار رفتن بقیه دیکتاتورهای سخت و نرم در تمام جهان (((:

جنایت علیه بشریت توسط بشار اسد

طبیعت سیستماتیک آزار شهروندان توسط نیروهای دولتی سوریه در شهر حمص از جمله شنجه و قتل‌ها نشان دهنده جنایت علیه بشریت است.

گزارش ۶۳ صفحه ای دیده‌بان حقوق بشر یک مصاحبه با ۱۱۰ نفر از قربانیان و شاهدان حمص است که قضایای زیادی رو از شاهدان عینی روایت می کنه.

مرتبط: اگر تحمل دیدن دیکتاتوری رو دارین که آدم ها رو می کشه تا قدرت و پول رو از دست نده این فیلم رو هم ببینین: سربازان مسلح اسد به تظاهرات حمله می کنن، یکی رو اسیر می گیرن و کمی بعد، همونجا توی خیابون می کشن.

اخبار دنیای آزاد رادیو ۲۴ – ۱۸ آبان ۱۳۹۰

گوش کنید: [audio:radio24-9-November-2011.mp3]
دانلود کنید: رادیو بیست و چهار . چهارشنبه ۹ نوامبر ۲۰۱۱

کی نوت فدورا: بزرگترین دشمن، خودمون هستیم

در حالی که همایش دولوپرهای اوبونتو در آمریکا در جریان داره، فادکان (کنفرانس فدورا) در پونای هند هم شروع شده. توش در مورد پایتون، هسکل، توسعه با کیوت و ویرچوالایزیشن و خیلی چیزهای دیگه حرف می زنن و کینونتش هم اینطوری بوده: «دشمن درجه یک ما، خودمون هستیم. کاملا جدی. بارها و بارها ما به خودمون صدمه زدیم. با شیوه عمل کردنمون. با شیوه برخوردمون با مردم. در بسته بودن ذهنمون در موقع توسعه و عوض کردن این راحت نیست. بزرگترین جنگ باید در فکر ما جریان داشته باشه و این مهمترین چیزیه که دوست دارم در جامعه فدورا ببینم.» . فدورای ۱۶ امروز منتشر شده و امیدوارم همینطور که توزیعش در سطح اخلاقی یکی از بهترین توزیع های لینوکس است، جامعه اش هم پیشگام انقلاب در فکر خودشون باشه. لینک

نوکیا و کیوت

نوکیا می‌خواد کیوت رو از مالکیت خودش خارج کنه. رییس مارکتینگ اپراتورهای نوکیا گفته که نوکیا کماکان با قوت و علاقه این فریم ورک سی پلاس پلاسی رو توسعه خواهد داد و براش آدم استخدام خواهد کرد اما نمی خواد دیگه مالک اون باشه تا هم جامعه بیشتری پشتش جمع بشه و هم سریعتر رشد کنه و این هم به نفع کیوت خواهد بود و هم به نفع نوکیا. لینک

۵ آلترناتیو سیری روی اندروید
سیری اتفاق بزرگی بود روی آی فونی ها. نسبتا هم خوب کار می کنه. اندرویدی های هم در حال جواب دادن هستن. بامزه‌ترین برنامه ایریس بود که هشت ساعته نوشته شد و به همین دلیل خیلی مشهور شد ولی برنامه‌های بهتری هم هستن. مثلا ولینگو که نه فقط به سوال ها جواب می ده و اسمس می زنه و تلفن می کنه، که می‌تونه فیسبوکتون رو آپدیت کنه یا توییت کنه براتون یا حتی توی فوراسکوئر چک این کنه. برای دیدن پنج تا از بهترین آلترناتیوهای سیری، دنبال 5 Best Free Siri Alternatives for Android سرچ کنید و مقاله رو بخونید. لینک

مایکروسافت و کانتریبوت به سامبا تحت جی پی ال
متن زیادی نمی خواد دیگه. امیدوارم سرآغاز خوبی باشه (: توی میلینگ لیست گفته شده که چند سال قبل گرفتن پچ جی پی ال سه از مایکروسافت برای بهبود کار یک برنامه لینوکسی خارج از تصور بود اما حالا اتفاق افتاده. لینک

نقشه لینوکس مینت برای اوبونتوی بعدی بودن
لینوکس مینت فعلا در رده بندی دیسترو واچ دوم است و سریعا در حال رشد. واو! الان که چک کردم که درست بنویسم دیدم اول شده! مبارکه. لینوکس مینت چیزی رو توسعه داده به اسم MGSE یا اکستنشن‌های گنوم شل مینت. این یک لایه دسکتاپ است روی گنوم ۳ که کارکرد گنوم سه رو مثل دسکتاپ‌های آشنای قدیمی می کنه. اگر یکی یکی این اکستنش‌ها رو خاموش کنین به گنوم ۳ معمولی می رسین و اگر یکی روشن کنین به یک صفحه که پنل پایین داره، منوی اپلیکیشن داره، ویندو لیست داره و تری ایکون های قابل دیدن و سوییچ کردن مبتنی بر تسک و نه اپلیکیشن. مینت با اینکار خودش رو بیشتر و بیتشر تبدیل کرده به یک لینوکس قابل استفاده برای عموم از پیش تنظیم شده و این چیزیه که قدیم‌ها اوبونتو رو پیش انداخته بود. لینک

گفتگوهای استالمن!
یک وبلاگ ساده است که گاهی با کاریکاتور و گاهی با متن، گفتگوهای استالمن با افراد مختلف رو می ذاره! ارزش خاصی نداره ولی بانمکه. لینک

پورنوگرافی جنگ

همچنین چاپ شده در روزنامه اعتماد چهارم آبان ۱۳۹۰

روی جلد سی دی آموزش جنسی «آشنای محبوب» نوشته شده «منفی ۱۸ سال» که البته احتمالا منظور بالای هجده سال است. یعنی در جامعه‌ای که در آن ازدواج کودکان زیر هجده سال به شکل قانونی اتفاق می‌افتد و ثبت می‌شود، محصولی که در آن به شکل سربسته از روابط زناشویی حرف زده شده و مجوز وزارت ارشاد را دارد را نمی‌توان به یک دختر ازدواج کرده هفده ساله فروخت.

در همین جامعه فیلم‌ها به سبک غربی برای جلب مخاطب، از عناوین «به کودکان توصیه نمی‌شود» استفاده می‌کنند و بازی‌های کامپیوتری‌ای مانند کال آف دیوتی برای رده‌های سنی زیر ۱۳ سال غیرمناسب تشخیص داده می‌شوند چون خشونت و خون در آن‌ها زیاد است و مشاهده‌شان برای کودکان ناسالم.

اما همین مکان-زمان با افتخار مردم را به دیدن اعدام در ملاء عام دعوت می‌کند یا همین روزنامه عکس جنازه لخت و خون آلود قذافی را در صفحه اول چاپ می‌کند. بخشی از این سیستم جلوی چشم شهروندان فجیع‌ترین شکل خشونت را انجام می‌دهد، بخشی از آن با دست به دست کردن عکس کودکی که مشغول تماشای این خشونت در خیابان است اعتراض می‌کند، بخشی از آن هیجان زده است از دیدن عکس‌های جسد خونین دیکتاتور و بعضی آدم‌ها افتخار می‌کنند که نفر اولی باشند که فیلمی را به اشتراک بگذارند که چاقو به جایی زده شده که – حتی به نظر خودشان هم -نباید.

سخت است دیدن جنازه قذافی و به پورنوگرافی فکر نکردن. پورنوگرافی با تعریف «نمایش اعمال به شکلی شورانگیز برای دریافت عکس‌العمل‌های آنی احساسی» (مرین – وبستر).

روزگاری تصاویر خبری توسط خبرنگاران عکاس گرفته می‌شدند. حالا اصلی‌ترین تصاویر از شهروندانی می‌آیند که یک موبایل در دست دارند و برای شهرتی چند دقیقه‌ای تلاش می‌کنند نفر اولی باشند که تصویر را مخابره می‌کنند. آن روزها خبرنگارها باید اخلاق خاصی را رعایت می‌کردند اما اگر امروز شما به بحث‌های اخلاقی فکر کنید، میدان شهرت چند دقیقه‌ای را به یک نفر دیگر بخشیده‌اید. حتی فرصت فروختن فیلم هم برایتان وجود ندارد. یا سریعا برای همه آپلود کنید یا بی‌ارزش می‌شود.

بعد هم نوبت عقب نماندن رسانه‌های سنتی است از رسانه‌های غیرمتمرکز جدید. اگر روزنامه‌ای جرات بکند و عکس جنازه خونالود قذافی را در صفحه اول چاپ نکند، خوانندگان خواستار پورنوگرافی جنگ را از دست خواهد داد و اگر این را از دست بدهد، کسانی که دنبال سفر رویایی به بالی هستند هم آگهی‌شان را از یک روزنامه دیگر انتخاب خواهند کرد.

اما تکلیف کودکان، ‌صلح دوستان و کسانی که نمی‌خواهند صبحشان را با تصاویر یک جنازه در صفحه اول همه روزنامه‌ها شروع کنند چیست؟ آن‌ها چاره‌ای به جز پذیرفتن سرنوشت ندارند. حتی اگر صبح چشمشان را ببندند، ظهر این تصاویر را در اینترنت خواهند دید و اگر آنجا را هم سانسور کنند، در موبایل دوستشان. تازه‌! اینها را هم که نبینیم، شب ما می‌مانیم و فیلم‌های سینمایی که به خاطر حذف بقیه چیزها، فقط خشونتش برایمان باقی مانده.

باید به این شرایط جدید عادت کنیم. تنها سوال این است که تا کی می‌خواهیم به بچه‌های سیزده ساله بگوییم که کشتن چند پیکسل کامپیوتری در بازی کاونتر برای روحیاتش نامناسب است و بعد مجبورش کنیم در همه جا با تصویر جسدی مثله شده از یک آدم واقعی کنار بیاید.

بالاخره! پنجاه درصد آمریکایی‌ها طرفدار آزاد شدن ماریجوانا هستند

به گزارش موسسه نظر سنجی و آمار گالوپ بیشتر از نصف آمریکایی‌ها طرفدار این هستن که ماریجوانا در کشور آزاد بشه.

بحث آزادی ماریجوانا بحث طولانی‌ای است. من تخصصش رو ندارم ولی اگر دوست دارین از اینجا بخونین (انگلیسی) ولی پایه‌اش اینه که ماریجوانا از خیلی چیزهایی که مجاز است کم ضررتره و مردم باید حق انتخاب در موردش رو داشته باشن. اما آمار گالوپ سه نکته جالب داره. اولی نمودارش است و نمودارهای خوب همیشه قشنگ.

دومین نکته جالب اینه که یک موسسه آمارگیری حق داره نظر مردم رو بپرسه در مورد یک چیز غیرقانونی و قانون احتمالا بنا به خواست مردم عوض می‌شه. اما سومی‌اش که از همه جالبتره ترکیب جواب‌دهندگان است.

می‌بینیم که بیشتر طرفداران آزادی لیبرال‌ها بودن که احتمالا یکی از ایده‌های اولیه‌اشون اینه که دولت نباید آدم‌ها رو محدود کننده. دومین گروه جوون ها هستن (: و در پایین هم جمهوری‌خواه‌ها و محافظه کارها رو داریم (که دنبال اصلاح جامعه از طریق دین و غیره هستن) و در قعر جدول‌ هم افراد بالای شصت و پنج سال رو. یادم باشه پیر شدیم… پیر نشیم (:

دو نکته! اول اینکه من هیچ وقت مصرف ماده مخدر رو توصیه نمی کنم. دوم اینکه من اطلاعاتم در این موارد بسیار ابتداییه. اگر کسی اطلاعات بهتری داری یا می خواد به یاد باب مارلی ادای احترام کنه خیلی خوبه صفحه فارسی ماریجوانا یا هر اسمی که توی فارسی رو داره اضافه کنه به ویکپپدیای فارسی یا توی همین کامنت‌ها یک توضیح مختصر از گرس و ماریجوانا و علف و حشیش و اینها بدیم ببینیم چی به چیه (: