دنبال دیت مناسب هستین؟ دنبال کسی بگردین که رمان می خونه

book-lovers-day

این مقاله با عنوان چرا کتاب‌خون‌ها از نظر علمی بهترین کسانی هستن که می تونین عاشقشون بشین توضیح می ده که چرا دوست شدن با کتاب‌خون‌ها خوبه. خلاصه اش اینه که کسی که کتاب می خونه دنیاهای متنوعی رو درک می کنه، روابط آدم‌های زیادی رو می بینه و از جهان درک بالغ‌تری داره و سطح دانشش هم بیشتره.

پیدا کردن کسی که کتاب می خواند مانند دیت کردن با هزاران روح است. شما با اینکار در تمام تجربه‌‌های آنان از خواندن و خرد ناشی از آن شریک می‌شوید. دیت کردن با یک کتاب‌خوان مانند دیت کردن همزمان با یک پروفسور، یک انسان رمانتیک و یک کاوشگر است.

و البته فقط کلمات قشنگ پشت هم ردیف نشدن و چند منبع هم ذکر شده. از نظر عقلی هم کاملا قابل دفاعه چون کسی که عمیقا رمان خونده باشه، عمیقا درگیر روابط و شرایط و نتایجی بوده که بهترین نویسنده‌های جهان سعی کردن توضیحش بدن و در یک انتخاب طبیعی حالا بهشون می گیم «رمان‌های کلاسیک» یا «رمان های برتر» یا هر چیز مشابه.

برای من این جریان یادآور جلسه‌ای بود که به همت دوست عزیزمون مهتا در دوران دانشجویی برگزار می شد و در یک جلسه اش یک آقای نابینا اومد تا در مورد «مطالعه سیستماتیک» حرف بزنه. برداشت ما این بود که می خواد شیوه تحقیق علمی یا چنین چیزی رو بگه ولی تمام صحبتش در این مورد بود که چطوری خوندن رمان می تونه چشمان یک انسان رو به دنیاهایی باز کنه که خودش تجربه شون نکرده وچطوری یک رمان خوان، درکی چند بعدی از دنیا پیدا می کنه که توی همه چیزهای دیگه کمکش می کنه. اون موقع من فکر کردم دوستمون چون نابینا است در مورد رمان اینطوری حرف می زنه ولی الان حرفش رو می فهمم.

رمان بخونین و مطمئن باشین که فیسبوک گردی و وبلاگ خوندن هیچ وقت جای رمان رو نمی گیره.

مرتبط:

  • خوشا به حال ملتی که خواندن کار روزانه‌ش باشه. ما که حداکثر مطالعه‌مون عددهای شارژ ایرانسله!
    رمان ژانر بسیار مهمیه. مدت زیادیه که معیارم برای رفاقت این دو چیزه: طرف چه‌قدر کتاب می‌خونه وطرف چه‌قدر از فوتبال گریزانه.

  • سلام
    با این نوشته تون کاملاً موافقم جادی عزیز.
    البته من یک قدم جلوتر می گذارم و این مسئله رو به افرادی که مطالعه بخش مهمی از زندگی شون رو تشکیل می ده، تعمیم می دهم.
    لزوماً ضرورتی نداره که عاشق این آدم ها باشید اما وقتی باهاشون مراوده دارید می بینید که به دلیل تأثیراتی که مطالعه بر اون ها گذاشته، نگرش عمیق تری به زندگی دارند و همین باعث می شه که عاشق شون بشید :)

  • امیدوارم همه به این توصیه گوش کنن تا نسل کتاب‌نخون‌ها منقرض بشه D:

  • Iman

    کاملا موافقم. و این رو به طور ملموس حس کردم :)

  • سعید

    من الان انقد کتاب خوندم که هر چی حرف می‌زنم شبیه جملات قصار و جملات بزرگان میشه. به جان خودم :)

  • حورا

    چرا دکمه توییت زیر پستات نداری؟

    • جادی

      داشتم که! کجا رفته! بذار برم ببینم چه بلایی سرش اومده (:

  • محمد

    به نظرم کسی که رمان میخونه فقط داره اوقات بیکاریش رو پر می‌کنه. رمان، به نسبت وقتی که براش میذاری تقریبا چیزی به آدم اضافه نمی‌کنه. چه بسا افرادی که غرق در رمان خوندن میشن و در تلاش برای درک دنیایی که توی رمان تعریف شده، از دنیای واقعی بشدت غافل میشن.

    • اتفاقن برعکسه. رمان ژانر بسیار مهمی در تاریخ جهان مدرنه. هر رمان در واقع پکیجی از آگاهی حاصل از تجربه است. رمان تاریخی و یا رمان ادبی صرف هر دو حاصل تامل و اندیشیدن نویسنده در باب تجربه و تاریخه. به همین دلیل به خواننده‌ش کمک می‌کنه تا بدون این‌که مجبور شه بسیاری از تجربیات رو در زندگی واقعی خودش تکرار کرده باشه به اندازه انسان‌های تاریخ تجربه کنه. اون هم نه از طریق شنیدن نصیحت و تبلیغات و نشستن پای منبر بلکه از تجربه‌ی ادبی. یعنی تجربه‌ای آمیخته با تخیل و احساس. تفاوت ملت‌های بدون رمان و ملت‌های با رمان به شدت محسوسه. شاید این جوری راحت‌تر بتونیم بفهمیم که چرا رمان‌های خوب تاریخ ادبیات فارسی به انگشتان یک دست هم نمی‌رسه و رمانی که در سطح جهان مطرح بشه جز یکی دو مورد (اون هم نه چندان مطرح!) نداریم.

      پی‌نوشت: در اینجا به هیچ وجه بحث رمان‌های عامه‌پسند نیست.

  • alich

    اوه اوه اوه اوه کار یک مرحله هم سخت تر شد، از حالا باید بگردیم کشف کنیم طرف رمان خون هم هست یا نه… ;)

  • gasgjasgj

    مصریهای سوسمار خور در هفته ۷.۵ ساعت مطالعه دارند و ما ایرانیهای باهرنگ در ده سال همین مقدار

    • حمیدرضا

      حرف شما به فرض درست ! خوب عزیز من از خودت شروع کن سعی کن رو هیچ آدم و فرهنگی برچسب نزنی . هیچ!

  • دنيا

    يك بارم زمان دانشجويي از يك قاضي دادگاه جزايي دعوت كرديم بياد برامون از شغلش و پرونده هايي كه درگير بوده بگه، شروع كرد درباره رمان خوندن به خصوص ادبيات كلاسيك روسيه را خوندن گفت.چرا كه ديد انسان رو در حل پرونده باز ميكنه اونموقع كلي كلافه شديم اما خب،فكر كنم تازه الان دارم ميفهمم چي ميگفت

    • aLI

      احیانا از ولادیمیر نابوکوف چیزی نگفت :؟ :دی

  • رضاباشی

    @ محمد رضا
    لطفا لینک زیر مطالعه نمایید
    http://tiny.cc/ul60ix
    بنده یه آدم اهل مطالعه هستم و تصادفا هموطنان بافرهنگ من! به من میگن کرم کتاب!

    • مهرداد

      جالبه! طبق این گزارش
      تایلندیها در هفته ۲۲ ساعت تلویزیون میبینن، ۱۳ ساعت رادیو گوش میکنن. ۹ ساعت می‌خونن! ۱۱ ساعت هم پای اینترنت هستن! جمعا میشه ۵۵ ساعت!
      هفته رو بگیریم ۱۶۸ ساعت! به فرض که روزی ۸ ساعت خواب یا در مسیر خواب باشن میشه کلا هفته‌ای ۱۱۲ ساعت بیدارن! که نصفش رو اینجان، نصف دیگه‌اش هم کار میکنن حتما!؟ کی زندگی می‌کنن اونوقت!؟

  • حسین

    من خیلی دوست دارم رمان خوندن رو شروع کنم اما نمیدونم کدام رمانها ارزش خوندن دارند.
    کاش میشد در پستی رمانهای خوب رو معرفی کنید.

    • توی رمان‌های فارسی از «ملکوت» بهرام صادقی و «آواز کشتگان» رضا براهنی و «سنگ صبور» صادق چوبک شروع کن. «سنگی بر گوری» جلال آل احمد و «همسایه‌ها»ی احمد محمود هم خوبه. از من می‌پرسی از همین دو تای آخری شروع کن.
      توی خارجی‌ها هم از «مادام بوآری» گوستاپو فلوبر و «قصر» کافکا رو پیشنهاد می‌کنم. این‌ها رو بخون رمان‌های بعدی خودشون رو نشون می‌دن. ;)

      • حسین

        مرسی از معرفی و توضیحات خوبتون. :)

  • Vahid

    لینک مقاله باز نمیشه

  • مسعود

    البته به نظرم نه هر “رمانی”
    رمان هایی هم که پیشنهاد میتونم بدم:
    کیمیاگر
    1984
    دنیای قشنگ نو
    تنفس در هوای تازه

  • Pingback: واقعا «چرا ادبیات؟»()

  • سپهر

    من خیلی علاقه دارم کتاب بخونم و کتابهای خوبی هم دارم ولی نمیتونم زمانی رو برای کتاب خوندن تقصیص بدم. عادت کردم همش پایه کامپیوتر باشم (اینترنت، فیلم، سریال و …). بعضی وقتها شده چند روز پشت سر هم مطالعه داشته باشم ولی نتونستم نظمش رو حفظ کنم.
    کسی همچین مشکلی داشته؟‌ پیشنهادی دارین؟

  • Pingback: درگذشت یکی از نویسنده ‌های محبوب من، تری پراچت | کیبرد آزاد()

  • Pingback: برنامه‌نویس‌ها در نقاشی‌های نقاشان کلاسیک | کیبرد آزاد()