رادیو گیک شماره ۳۲ – کتاب صوتی ریشه‌های بی‌ریشه اثر اریک ریموند

یکبار دیگه مهمون شماره ۳۲م رادیو گیک هستین، رادیویی که تلاش می کنه جامعه انسانی رو به تکنولوژی پیوند بزنه. این شماره می خواین سری به کوان‌های ذن بزنیم.. اما کوان‌هایی که یکی از برنامه‌نویس‌ترین‌ها برای برنامه نویس ها نوشته تا با شنیدن و تفکر در موردشون به روشن‌شدگی برسن.

دانلود نسخه ام پی تری از یک سرور دیگه
دانلود نسخه او جی جی از یک سرور دیگه

و اینم برای محمد که رییس شبکه اش نمی ذاره پسوندهای مدیا رو دانلود کنه (فرمت فشرده شده):

دانلود نسخه ام پی تری فشرده شده از یک سرور دیگه

مشترک رادیو گیک بشین


آر اس اس رادیو گیک

اپلیکیشن اندروید رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

رادیو گیک در ساوند کلاود

کتاب صوتی ریشه‌های بی ریشه – نوشته اریک ریموند

آپدیت: این ترجمه ها اثر خوب احمد شریف‌پور ترجمه کرده به آدرس http://lifebits.archiware.ir و در مقایسه با متن اصلی هم می شه گفت که از متنی سخت، ترجمه خیلی خوبی کرده. ممنونیم زاش.

این فایل ها تقریبا مال سه سال قبل هستن و ترجمه ای خوب از نوشته اریک ریموند به اسم rootless roots. یک دوستی ترجه کرده بود و من خونده بودم برای رادیو.اف. ام ولی هیچ وقت فرصت نشد جمع و جور کنم و بفرستم برای اون رادیو و در نتیجه حالا می ذارمش توی رادیو گیک. این روایت ها به شیوه کوان‌های ذن نوشته شدن که داستان‌های کوتاه یا مکالمات یا حتی تک جمله‌ها و سوال‌هایی هستن که به رهروان ذن امکان شک کردن و تفکر می دن تا به روشنایی برسن.

می دونم که الان بهتر از اون موقع متن رو می خونم و شاید چیزهایی ناواضح باشه ولی اریک ریموند شخصیت بسیار بزرگی در دنیای لینوکس است و این متن یک متن کلاسیک هر گیک. اخطار می دم که شدیدا مربوط به برنامه نویسی و گیک‌های یونیکس و لینوکس است و اگر جزوشون نیستین ممکنه از خیلی‌هاش سر در نیارین اما در عوض اگر برنامه نویسی می کنین و همزمان به فلسفه علاقمند هستین، این متن می تونه تحولی در زندگی حرفه ای شما باشه.

توی یادداشت های کنار متن نوشتم که اینها رو احمد ترجمه کرده ولی نمی دونم کدوم احمد و وبلاگی هم که توش نام برده می شه http://lifebit.wordpress.com/ است که متاسفانه دیگه نه فقط فعال نیست که حتی محتواش رو هم ظاهرا حذف کرده. خوشحال می شم اگر مترجم اصلی اینو دید (که اصلا بعید نیست این روزها یکی از بچه‌های مشهور دنیا باشه) یا اگر کسی اونو می شناخت بهم خبر بده (:

اول یک مقدمه می شنویم از مترجم و بعد ده تا کوان رو… دو کوان از کوان‌های ریشه‌های بی ریشه ترجمه نشدن یا من ندارمشون که به احترام مترجم ناشناس اصلی، به این متن اضافه‌شون نکردم. ذهنتون رو باز کنین چون در این پادکست ممکنه به روشن‌شدگی در مورد برنامه نویسی دست پیدا کنین.

به مناسبت هزار و یکمین روز زندانی بودن دو آدم الان شریف

این رو درست کردم برای یادآوری دو تا آدم الان شریف که می تونستن همرنگ جماعتشون بشن و رییس باشن و مدیر و عضو فلان مجمع و فلان شورا و … ولی ترجیح دادن از حقوق بشر حرف بزنن و از آزادی بیان و زمانی که تلویزیون هنوز می گفت باید به دروغگو تعظیم کنیم، گفتن که دروغ بده.

کروبی رو روحانی در فایل اکسل

دریافت فایل اکسل

جمعه‌ها: پورن بد نیست. پورن خوب نیست.

اولین برخورد من با پورن به معنی امروزی‌اش، دستگاه‌های ویدئویی بودن که می‌تونستن روی تلویزیون فیلم پخش کنن. من و علی و شهرام سال دوم دبیرستان بودیم و طبق سنت قدیمی درسخون‌های شیطون، ردیف یکی مونده به آخر کلاس می‌نشستیم. فرشاد به شهرام پونصد تومن بدهکار بود و گفت به جاش می تونه فیلم پورنی که داره رو یه روز به اون قرض بده. شهرام قبول کرد و ما همه بعد از مدرسه با یک فیلم وی اچ اس به خونه شهرام رفتیم که پدر و مادرش هر دو شاغل بودن و دیرتر به خونه می‌اومدن.

روی فلیم نوشته بود xyz و چند دقیقه اول تام و جری کلاسیک پخش کرد. دلیلش این بود که اگر کسی فیلم رو گرفت و تست کرد سریع متوجه نشه چیه. اما بعد از ده دقیقه تام و جری دیدن، فیلم پشه شروع شد. پشه‌ای که هر کسی رو نیش می‌زد اون آدم شروع می کرد به سکس با هر کسی که دور و برش بود. این فیلم اون زمان‌ها بسیار مشهور بود و اولین فیلم بلندی شد که من دیدم؛ غیرقابل مقایسه با عکس‌های پورنوگرافیک کاغذی یا عکس‌هایی که روی فلاپی دیسک‌هایی که ۳۶۰ کیلوبابیت بیشتر ظرفیت نداشتن یا حداکثر «فیلم»های چند ثانیه‌ای که روی دیسک‌های ۱.۴ مگابایتی ذخیره‌شون کرده بودم.

تقریبا تا آخر فیلم مبهوت بودم و در یک جور شوک ناشی از تعجب، کشف کلی چیز جدید و در عین حال در تلاش برای کم نیاوردن پیش دوستانی که احتمالا اونها هم تجربه اولشون بود. فیلم که تموم شد خیلی جدی و تیریپی که «همه چیز اوکی است» خداحافظی کردیم و هر کس اومد خونه‌اش. یادمه توی تاکسی و خیابون یک جور عجیبی بودم و حس می کردم همه دارن بهم نگاه می کنن.

این تجربه اول برام بسیار عجیب بود و چند روزی طول کشید تا از شوکش بیرون بیام و در عین حال باعث شد همه چیزهایی که دیده یا خونده بودم (از رساله فرهنگ‌نامه تا کتاب‌هایی مثل جنس دوم که یواشکی از کتابخونه بزرگترها کش می رفتم و می خوندم) برام معنی دقیق‌تر، واقعی‌تر و دم‌دست‌تری پیدا کنن. کاملا هم یادمه که هیچ احساس بدی نداشتم. نمی‌دونم چرا دوستانم معمولا بعدش احساس گناه داشتن اما من فقط حس می کردم کلی چیز فهمیدم.

احتمالا تجربه اول اکثر شما با من بسیار متفاوته – شاید هم سن‌تون ولی شکی نیست که در نبود هیچ شکلی از آموزش صحیح جنسی و بسته بودن تمام کانال‌هایی که سعی می‌کنن در مورد ابتدایی‌ترین رفتار بشر توضیحات معقولی بدن، پورن برای اکثر ما یک کانال «اطلاعاتی» بسیار قوی و صوتی تصویری است و خب تلاش ظاهری سیستم هم در سرکوب اون.

پورن بد نیست

اما آیا پورن چیز عجیبی است؟ آیا پورن مال مریض‌ها است؟ آمار می گه تقریبا ۷۰٪ مردهایی که به اینترنت دسترسی دارن و ۱۸ تا ۳۴ سال سن، در ماه حداقل یک بار به سایت‌های پورن مراجعه کردن (منبع) و این دو نتیجه بیشتر نمی تونه داشته باشه: یا واقعا ۷۰٪ جامعه منحرف و مریض هستن یا رفتن به پورنوگرافی ربطی به انحراف نداره و می‌تونه هر شکلی از مخاطب رو شامل بشه. از اونطرف هم دائما تبلیغ می شه که پورنوگرافی به جرایم ارتباط داره و کسی که پورن ببینه لابد خلاف های سنگین هم می کنه. این برداشت اشتباه به دو شکل مدعی این ارتباط می‌شه:

– ادعای اشتباه نوع اول: پورنوگرافی باعث وقوع جرم توسط بیننده می شه
– ادعای اشتباه نوع دوم: پورنوگرافی باعث وقوع جرم توسط تولید کننده می شه

اولی طبق آمار اشتباه بوده. حتی جالبه که پروفسور تاد کدنال از دانشگاه کلمسون کاریلونیای جنوبی نشون می ده که اگر بحث آمار باشه، دیدن پورنوگرافی با تعداد تجاوز رابطه معکوس داره (فراموش نکنیم که تجاوز معمولا نتیجه شهوت نیست، بلکه نتیجه علاقه به خشونت ورزی (مثلا به خاطر تحقیرشدگی) است) – در ضمن من و شما می دونیم که پورن بر خلاف معمولا منجر به خودارضایی و تخلیه شهوت می شه و نه تجمع اون.

ادعای دوم هم از نظر عقلی اشتباهه. پورن ساخته می شه که در روابطی معقول فروخته بشه پس منطقا توش نباید هیچ جرمی اتفاق بیافته. تمام فیلم‌های پورن بدون شک از هنرپیشه‌هایی استفاده می کنن که راضی به کاری که می کنن هستن (حداقل در سطحی که یک معدنچی راضی به کارش است) و هجده سال به بالا دارن. بحث قاچاق انسان و غیره مال فحشای غیرقانونی است نه پورنی که قراره در نهایت در تمام فروشگاه‌های معتبر با اسم و رسم فروخته بشه. حتی اگر قانون تصویب شده کشوری خیلی هم مسخره باشه، سازنده‌های پورن کاملا اونو رعایت می کنن. مثلا توی ژاپن اعضای جنسی نشون داده نمی شن (اما عجیب‌ترین پورن‌ها از این کشور بیرون می یاد) یا در کشور کانگرو پرور استرالیا طبق قانونی که قراره نذاره هیچ پورنی شبیه سکس کودکان بشه، هیچ هنرپیشه‌ زنی که پستان‌های خیلی کوچیک داشته باشه، اجازه کار نداره و با وجود مسخره بودن جریان، شما واقعا پورنی پیدا نمی کنین که در استرالیا ساخته شده باشه و توش هنرپیشه‌ای بازی کنه که قفسه سینه صافی داره.

پورن خوب نیست

اما آیا این حرف‌ها به این معنی است که پورن خوبه؟ مطمئنا نه. پورن اصولا نه «خوب» است نه «بد». مثل اینه که بگیم کتاب خوبه یا بد. فیلم خوبه یا بد. این چیزها وجود دارن و ما حتی اگر هم بتونیم، لازم نداریم اونها رو در «خوب» و «بد» طبقه بندی کنیم و اگر هم واقعا تصمیم بگیریم این کار رو بکنیم نمی تونیم جمله کلی بگیم و باید براش شرایطی بذاریم. یا باید بریم سراغ موارد خاص و مثلا بگیم فلان فیلم به فلان دلیل بده یا جملات کلی بگیم و مثلا مدعی بشیم که «پورن بد، بد است» یا اگر بخوایم ظاهرش رو قشنگتر کنیم بگیم «پورن بد، خوب نیست». و بعد بریم سراغ نام بردن از مشخصه‌های پورن بد.

پورن بد پورنی است که بی‌موقع باشه. مثلا مطمئنا سنی وجود داره که توش پورن مناسب نیست. از نظر قانونی این عدد روی ۱۸ سال گذاشته شده ولی من شخصا اولین پورنم رو در ۱۵ سالگی دیدم و بعید می دونم شما هم (بخصوص اگر مرد هستین) تا ۱۸ سالگی منتظر مونده باشین. از طرف دیگه پورن بد، پورنی است که خارج از علاقه شما باشه. ما ده‌ها طبقه‌بندی از پورن داریم و مطمئنا لازم نیست شما با چیزی برخورد کنین که بهش علاقه ندارین. اما بالاتر از همه یک جور دیگه پورن بد داریم: پورنی که به شما آموزش بده.

پورن یک منبع آموزشی نیست. درسته که ما در شرایط فعلی امکان آموزش دیدن صحیح و به موقع رو نداریم و پورن و سایت‌های مهمل اینترنتی یکی از منابع اطلاعاتی‌مون حساب می شن ولی باید حداقل این رو بدونیم که این منابع، منابع خوبی نیستن. متاسفانه برخلاف بسیاری از کشورها ما چیزی به اسم آموزش همگانی جنسی نداریم. از اونطرف هم از ۷ سالگی یک تفکیک جنسیتی بسیار شدید راه می ندازیم و هر جور موضوع مربوط به امور جنسی رو هم با گناه قاطی می کنیم و اصولا کسی به شکل سالم رشد جنسی نداره و به موقع نمی تونه از منابع معتبر و درست اطلاعات معتبر و درست کسب کنه. در این شرایط قابل درکه که ما از هر چیزی که به دست می یاریم (چه قانونی و اخلاقی مثل کتاب های پزشکی چه چیزهایی که قانون سعی کرده تقبیحشون کنه مثلا داستان ها و پورن تا چیزهایی که هم در اخلاق دیدنشون محکومه هم در قانون مثل فیلم‌های خصوصی مردم) شروع می‌کنیم سکس یاد بگیریم و تا وقتی هم منبع صحیح‌تری دستمون ندادن کسی حق نداره ما رو تقبیح کنه که تلاش می کنیم در مورد پایه‌ای ترین چیز بشری اطلاعات کسب کنیم اما دونستن این واقعیت که فیلم پورن منبع آموزشی جنسی نیست، برامون بسیار مهمه. مثلا حداقل چیزی که باید بدونیم اینه که چیزهایی که توی پورن می بینیم «سطح متوسط جامعه» رو تعیین نمی کنن. وقتی پورن می بینیم نه داریم به متوسط قیافه و هیکل و اندازه و ابعاد جامعه نگاه می کنیم و نه به متوسط اعمالی که در یک رابطه جنسی مرسوم اتفاق می افته. تکرار مثل قدیمی ام مهمه که «یاد گرفتن سکس از پورن درست مثل یاد گرفتن ورزش‌های رزمی از فیلم‌های جکی چان است».


پورن، نه جنایتکارانه است، نه مخصوص خلافکارها. برخورد انسان‌ها با پورن متفاوته. مردها بیشتر می‌بینن تا زن‌ها و یک انسان تنها بیشتر می‌بینه تا یک انسان دارای پارتنر. بعضی ها ژانر خاصی رو دوست دارن و بعضی‌ها از همون ژانر متنفر هستن و غیره و غیره. نگاه کردن به پورنوگرافی در تمام جوامع رفتاری طبیعیه و تا وقتی با رفتارهای طبیعی دیگه تداخل نکنه (مثلا به اعتیاد تبدیل نشه) خطر خاصی هم نداره ولی لازمه که این رفتار در سن مناسب و آگاهانه و با انتخاب صحیح باشه و امیدواریم شرایطی درست بشه که پورن فقط پورن بمونه و نه جایگزین یک آموزش صحیح.

بهانه این نوشته، درخواست کاوه محمدی بود که خودش در این باره نوشته و از من هم خواسته نظر بدم. خاطره‌های خودش از پورن رو بخونین که جالبه.

هالووین گیک‌ها

Halloween-Costumes-For-Programmers-_1

منبع

مرتبط: در شادی دیگران شرکت کنید: هالووین و دیوالی

روی اندروید چه اپلیکیشن‌هایی نصب کنیم

فرض کنین بعد از فکر و جمع کردن پول‌ها، اندرویدتون رو خریدین و دارین باهاش ذوق می کنین! معلومه که اولین کارتون وصل کردن دستگاه جدید به گوگل بوده تا کانتکت‌ها و ایمیل‌ها و نقاط مهم توی نقشه و غیره سینک بشن و این دستگاه جدید بشه یک دستگاه شخصی. اما قدم بعدی چیه؟ کمی ور رفتن به منوها و بازی و کشف و بعدش – در مورد من – نصب این اپلیکیشن‌ها.

سایفون ۳. معلومه که در ایران اسلامی عزیز اولین کار نصب کردن یک ضد فیلتر است. با این برنامه می شه رفت فیسبوک و به گوگل پلی وصل شد. توجه کنین که این برنامه هم فیلتره و در نتیجه باید با یک کامپیوتر دانلودش کنین و برای خودتون ایمیلش کنین و نصبش کنین. نصب این برنامه ممکنه لازم داشته باشه که از توی منوها گزینه «نصب برنامه های متفرقه» یا چنین چیزی رو فعال کنین.

بازار. این برنامه مثل گوگل پلی کار می کنه ولی در ایران. بدون مشکل می شه ازش دانلود کرد و معمولا به روزه و تعداد زیادی هم برنامه ایرانی داره. به نظرم فعلا بعد از گوگل پلی که وصل شدن بهش نیازمند سایفون است، بهترین گزینه است برای اضافه کردن برنامه به دستگاه اندرویدی شما.

Foursquare. یک برنامه برای پیدا کردن رستوران‌ها، سینماها، نونوایی‌ها و هر چیز عمومی در اطرافتون. شاید خیلی به درد اکثر آدم‌ها نخوره ولی اگر معتادش بشین می تونین تمام طول یک شام رو به موبایل چشم بدوزین و تلاش کنین از روی جی پی آر اس مزخرف ما ، چک این کنین.

Music Folder Player. برنامه پخش کننده آهنگ‌های قر و قاتی‌ای که ما داریم. اکثر پخش کننده‌های موزیک ور می دارن فایل‌ها رو بر اساس خواننده و اسم ‌هایی که توی تگ اومده مرتب می کنن و در نتیجه من و شما می مونیم و دویست تا آهن به اسم New Folderکه خواننده همه شون FolanMusicDotCom است. این موزیک پلیر اما مثل آدم بر اساس دایرکتوری می تونه فایل پخش کنه؛ چیزی که من معمولا لازم دارم.

Feedly. برای خوندن فیدها. من اخبار و وبلاگ‌ها و بقیه چیزها رو با این می خونم.

Pocket. یکی از بهترین‌های هر گوشی. اول پلاگینش رو برای فایرفاکس یا گروم دانلود می کنین و هر وقت به چیزی رسیدین که با خودتون گفتین «اینو بعدا می خونم» اون دگمه رو فشار می دین و توی پاکت بعدا می خونینیش. اونم با فرمت تر و تمیز برای خوندن روی موبایل و همچنین امکان مطالعه آفلاین.

Offline Dictionaries. یک کلام: دیکشنری آفلاین. بعد از نصب باید دیکشنری زبانی که می خواین رو بهش اضافه کنین. مثلا انگلیسی به انگلیسی.

Air Droid. بهترین برنامه برای وصل کردن کامپیوتر به گوشی. باهاش می شه فایل ترنسفر کرد، اسمس جواب داد، عکس دانلود کرد و غیره.

Viber. برای چت با دوستان و حتی حرف زدن و حتی رابطه تصویری. با قابلیت فرستادن استیکر، مکان روی نقشه و خیلی امکانات باحال دیگه.

Divar. یا همون دیوار خودمون. یک برنامه که یکسری توش دنبال فروختن جنس های دست دومشون هستن و من دنبال سرگرم شدن با دیدن اینکه کی چی رو چند می فروشه.

Moon+ Reader. کتابخون دیجیتال مورد علاقه من. معقول ور احت.

Team Viewer. برای وصل شدن به سیستم‌های راه دور و حل مشکلات آدم ها و وصل بودن به کامپیوتر در جلسات کاری و …

Google Keyboard. در اندروید کیبورد هم مثل هر چیز دیگه یک نرم افزار قابل کنترله. من کیبوردهای مختلفی رو تست کردم و بین مجانی ها این از همه بیشتر باهام جور بود. شما می تونین کیبوردهای دیگه ای رو تست کنین و به این نتیجه برسین که کدوم برای شما بهترینه.

Terminal Emulator & ConnectBot. هر گیکی باید یک کامند لاین و یک برنامه اس اس اچ هم داشته باشه. مال من این دو تا هستن.

HootSuite. رو من برای توییتر استفاده می کنم ولی چندان ازش راضی نیستم.

ُGoogle Maps. برای نقشه و مسیر یابی. خوبیش اینه که می شه روی کامپیوتر نقشه رو بررسی کرد و ستاره گذاشت و بعد روی موبایل دیدش و از اون مهمتر امکان مسیر یابی و غیره.

ُGmail. برای خوندن ایمیل‌ها.

ُGoogle Chrome. برای وبگردی

اگر شما چیز دیگه‌ای استفاده می کنین و ازش راضی هستین خوشحال می شم توی کامنت ها اضافه اش کنین تا یک لیست خوب داشته باشیم.

یک بلیت اضافی برای وب سامیت دابلین ایرلند

کنفرانس وب دوبلین ایرلند

آپدیت: بلیت‌ها واگذار شدن به یک دانشجو در دوبلین.

خواننده خوب کیبورد آزاد – آرمین – گفته که برای کنفرانس امسال وب سامیت یک بلیت اضافه داره! این بلیت بسیار ارزشمنده چون یکی از گردهمایی‌های سالانه بزرگی است که آدم ها توش سعی می کنن با شرکت های بزرگ پیوند بخورن و بین برندهای بزرگ جهان دنبال سرمایه گذار بگردن. الان سایت اصلی کنفرانس می گه که تمام بلیت‌ها و هتل‌هاش به طور کامل فروش رفتن و در نتیجه این بلیت حتی ارزشی بیشتر از مقدار اسمی‌اش هم پیدا کرده.

هفته دیگه یک کنفرانس هست در دوبلین ایرلند؛ این کنفرانس در نوع خودش بزرگترین کنفرانس سرمایه گذاری در اروپاست وشرکتها و افرادی که برای ایدشون دنبال سرمایه گذار میگردن، در این کنفرانس شرکت میکنند که ورودیش برای هر نفر ۱۰۰۰۰ یورو هست. از تمام شرکت های بزرگ و معروف از جمله گوگل و اپل هم شرکت کننده هست. من یک بلیط اضافه برای شرکت در این کنفرانس دارم و چون خیلی ارزشمنده دلم نیومد از بین بره به اضافه اینکه در طول دوره کنفرانس در یک هتل 4 ستاره اقامت خواهید داشت که اون هم مجانیه،فقط میمونه بلیط هواپیما که اون بر عهده خودتونه. فقط یاد آوری میکنم ،کسایی میتونن بیان ایرلند که پاسپورت آلمانی یا اروپایی داشته باشن چون فقط در این صورت نیاز به ویزا نخواهند داشت. دوستایی که تمایل دارن تو این کنفرانس شرکت کنند به من هرچه زودتر خبر بدند. با احترام

آرمین

اگر علاقمند هستین و شرایطش رو دارین کامنت بذارین.

ترجمه مصور فارسی شعر «نه بچه» بوکوفسکی

چند روز قبل بازنمایی تصویری شعر No Baby بوکوفسکی رو به انگلیسی گذاشتم. حالا خواننده خوب وبلاگ رضا فاطمی اونو به فارسی ترجمه و به همین وبلاگ تقدیم کرده. لذت ببرین و بدون بهانه خلق کنین.

بوکوفسکی - نه بچه اگر می خوای خلق کنی می تونی

قاتل احتمالی با جسدی خونین در گوگل مپس

جسد در نقشه های گوگل

احتمالا این رو تا حالا دیدین ولی اگر ندیدین حتما ببینین: یک مرد که داره یک جسد خون آلود رو می‌کشه تا احتمالا ببره بندازه تو رودخونه توی نقشه‌های گوگل کشف شده. اگر به بیرون زوم کنین می‌تونین ببینین که از کجا جسد رو کشیده تا لب آب.

آپدیت: بنا به کامنت مبین رنجبر این احتمالا یک سگ است که از آب اومده بیرون و خیس خیس خودش رو رسونده به صاحبش. اینجا رو نگاه کنین.