در انگلیس اگر در دوران مرخصی مریض بشین بعدا کارفرما با مرخصی بیشتر جبران می کنه

حالا که اینهمه دوست در انگلستان دارم جا داره این قانون نسبتا جدید رو هم بنویسم شاید اونا استفاده کنن شاید هم بقیه کشورها یاد بگیرن (:

کارگرانی که در طول استفاده از مرخصی‌های استحقاقی سالیانه بیمار بشن، به تعداد روزهایی که بیمار بودن مرخصی اضافی می گیرن

یعنی اگر ده روز مرخصی بگیرین که برین تو ساحل بالا استراحت کنین و سه روزش رو مریض بشین،‌اون سه روز مریضی رو از مرخصی‌های استعلاجی بر می دارن و بعدا می تونین به جاش سه روز دیگه مرخصی بگیرین (:

بنا به گفته رییس دادگاهی که این رای رو صادر کرده «دلیل وجودی مرخصی سالیانه اینه که کارگر بتونه استراحت کنه و از زمان آسایش و آرامشش استفاده کنه. اما دلیل مرخصی استعلاجی اینه که کارگری که در شرایط کار نیست بتونه استراحت درمانی داشته باشه […] این دو موضوع با هم تفاوت دارن و مرخصی اجباری نباید تداخلی با مرخصی اختیاری داشته باشه».

قابل توجه است که این قانون مال دادگاه عدالت اروپا است و حالا تو انگلیس اجرا شده و در مراحل بعدی در بقیه اروپا هم به شکل قانون در خواهد اومد.

قدم های بعد از نصب فدورا

توجه: این مطلب تا حدی یادداشت شخصی است برای رجوع های آینده (: ولی خب شاید به درد کس دیگه هم بخوره (:

من به عنوان سیستم اصلی از فدورا استفاده می کنم. به دلایل متنوع که از همه مهمترش کمک هایی است که این توزیع و شرکت پشتش به کل لینوکس های دنیا می کنن (بر خلاف کنونیکال که در مقایسه کمک خاصی به بقیه نمی کنه). اما فدورا مشهوره به یک لینوکس مناسب برای حرفه‌ای تر ها. این حرف نسبتا درسته چون فدورا راحتی میزکار هدف اصلی اش نیست و اصلی‌ترین هدفش تست تکنولوژی های جدید است و عدم استفاده از برنامه‌های بسته. پس بعد از نصب نسبت به توزیع های دیگه کارهای بیشتری برای کردن داریم. اینجا می نویسمشون شاید به درد یک نفر و در آینده به درد خودم بخوره:

خب اول مثل همیشه آپدیت داریم. هر سیستم لینوکسی باید همیشه آپدیت باشه. من طبق این راهنما اول axel رو نصب می کنم و بعد yum رو بهش وصل می کنم تا دانلودها کمی سریعتر بشن. اگر ازش سر در می یارین همین کار رو بکنین که خوبه. اگر درست متوجه نمی شین که دارین چیکار می کنین پیشنهاد می کنم خیلی انگولک نکنین یا حداقل بک آپ داشته باشین از فایل هایی که ادیت میکنین.

برای آپدیت توی فدورا:

yum update

و بعد از کلی انتظار با اینترنت اسلامی عزیزمون، بالاخره سیستم آپدیت میشه… برای من تقریبا شش ساعت!

قدم بعدی نصب آر پی ام فیوژن است که کلی بسته اضافی توش داره. به سادگی:


su -c 'rpm -Uvh http://download1.rpmfusion.org/free/fedora/rpmfusion-free-release-stable.noarch.rpm'

کار بعدی نصب بسته‌های عمومی که همیشه استفاده می کنم است:


yum install axel  feh  pidgin parcellite   Zim tor privoxy   audacity goldendict  vidalia \ 
    wget  kernel-devel  gcc make ImageMagick polipo gimp libreoffice vlc task \
    lftp goldendict parcellite tilda @lxde gnome-tweak-tool thunderbird apache2\
     mysql-server php5 kupfer

بعدش می ریم سراغ نرم افزارهای خاص:

اول جاوا


#yum install java-1.6.0-openjdk-plugin

بعدش فلش


#yum --nogpgcheck install http://linuxdownload.adobe.com/adobe-release/adobe-release-i386-1.0-1.noarch.rpm
#yum install --exclude=AdobeReader* flash-plugin nspluginwrapper.{i686,x86_64} \
     pulseaudio-libs.i686 alsa-plugins-pulseaudio.i686 libcurl.i686
#mozilla-plugin-config -i -g -v

و برای دراپ باکس رفتن به این صفحه و پیگیری قدم ها

برای فیلم و صدا و غیره:


yum install  gstreamer-plugins-good gstreamer-plugins-ugly gstreamer-plugins-bad libdvdread \
    libdvdcss libdvdnav  audacious-plugins-freeworld-mp3 

و یک فدورای شاد داریم برای استفاده های روزمره (:

پ.ن. دو نکته رو ساسان در کامنت اضافه کرده. اولی نصب sudo که مجبور نباشیم هی سو کنیم و دومی خاموش کردن اس ای لینوکس با ادیت کردن /etc/selinux/config

وبلاگتون رو به رایگان مستقل کنید

این مطلب نیمه تبلیغه (: معلومه که من برای چیزی که به نظرم خوب نباشه تبلیغ نمی کنم.. این سرویس رو یکی از دوستان خوبم می ده و به نظرم خوبه که توسط کسانی که به دردشون می خوره دیده بشه پس با علاقه براش تبلیغ می کنم:

دیجی‌بلاگرز شبکه ای مختص وبلاگ نویسانی است که علاقه دارند در عین تعلق به خانواده ای بزرگ از احساس استقلال بیشتری برخوردار باشند. بی شک داشتن وبلاگی بر روی دامنه و هاست شخصی و داشتن ظاهر و امکاناتی متفاوت علاوه بر هزینه، دارای دردسرهایی نیز برای وبلاگ نویسان خواهد بود. دی جی بلاگرز آمده است که فاصله وبلاگ نویسان را برای رسیدن به وبلاگی مستقل تر، پربار تر و با امکاناتی بیشتر کمتر کند.

دی جی بلاگرز در نظر دارد به منظور حمایت از وبلاگ نویسان خدمات رایگان زیر را ارائه دهد:

  • ارائه هاست شخصی رایگان بدون محدودیت فضا و ترافیک
  • ارائه خدمات فنی و مشاوره های فنی رایگان همچون کمک در تهیه قالب و یا نصب سیستم مدیریت محتوای مورد نیاز خود
  • معرفی وبلاگ شما در حلقه وبلاگ نویسان دی جی بلاگرز
  • ارائه خبرنامه ماهانه درباره دی جی بلاگرز و نوشته ها و اعضای فعال حلقه
  • امکان همکاری های دیگر که در این رابطه به زودی مسائلی را با شما در میان خواهیم گذاشت

همچنین برای احترام به داده های ارزشمند شما و برای اطمینان از ماندگاری اطلاعات وبسایت تان، دیجی بلاگرز متعهد است بک آپ هفتگی از سایت تان را به آدرس ایمیل شما ارسال نماید. تا در هر زمان که به هر دلیلی علاقمند به ترک حلقه وبلاگ نویسان دی جی بلاگرز بودید، دچار محدودیت نباشید.

علاوه بر این دی جی بلاگرز خود را نسبت به ارائه سرویس به صورت همیشگی به وبلاگ نویسان حلقه خود متعهد می داند و می کوشد بهترین سرویس را با سرعت مناسب و زمان آپ تایم منطقی در اختیار وبلاگ نویسان بگذارد. و همچنین می پذیرد در صورت تصمیم بر قطع ارائه خدمات رایگان، از 3 ماه قبل از اجرایی شدن آن، موضوع را به اطلاع همراهان خود برساند.

در نهایت قابل ذکر است که خدمات دیجی بلاگرز بدون هیچگونه طرح تجاری و تنها بر بهره بردن از فضای خالی سرورهای قدرتمند دیجیتال هاست راه اندازی شده است. و یک فعالیت جمعی و غیر انتفاعی در جهت توسعه محتوای مفید فارسی می باشد.

اگر من وبلاگی روی پرشین بلاگ یا چیز مشابه داشتم علاقمند می شدم سایتشون رو جدی تر نگاه کنم و ببینم به درد من می خوره یا نه.

بطالت در دنیای دیجیتال

یکبار این مقاله رو اشتباهی قبل از اینکه توی روزنامه چاپ بشه منتشر کردم
حالا توی اعتماد چاپ شده و تکرارش می کنم

سانسور کردن این عکس یعنی سانسورچی حرفی می زنه که در صورت آزاد بودن حرف زدن دیگران، زنده نمی مونهصبح که از خواب بلند می‌شویم یکی از اولین کارهایمان رساندن خودمان به گوشی، تبلت یا حتی لپ تاپ و چک کردن ایمیل‌ها و فیسبوک و توییتر و هزار اعتیاد دیگر است. من که شخصا قبل از باز شدن درست چشم‌ها تبلت به جلوی صورتم رسیده و با اینکه می دانم هیچ اتفاقی در دنیا نیافتاده و هیچ ایمیلی آنقدر مهم نیست که خواندن حالا و ده دقیقه بعدش تفاوتی بکند، با اصرار یکی یکی همه اپلیکیشن‌ها را باز می‌کنم تا نکند ایمیل و توییت و فیسبوک چک نکرده، از تخت بلند نشده باشم. این ماجرا در لحظه به لحظه بقیه روز هم ادامه دارد. دائما پشت کامپیوتر و با هر بار دور شدن از کامپیوتر نگاه کردن به موبایل و تبلت. بالا پایین کردن فیسبوک و توییتر و چرخیدن در لیست بلند و بالای وبلاگ‌ها و گوش کردن به رادیوهای اینترنتی تا برگشتن به خانه و پریدن پشت لپ تاپ و به تخت رفتن با یک گوشی یا تبلت در دست.

آیا این پیگیری اخبار است؟ مطمئنا خیر. این حداکثر دیدن گذری اخبار یا غوطه ور خوردن در یک محیط پر از خبر. شبکه‌های اجتماعی پر از خبر هستند ولی اخباری پراکنده در مورد موضوعات متنوع به انتخاب دوستان و آشنایان؛ اطلاعات و اخبار زیادی دارند ولی چیزی نیستند که یک مشتاق خبر را راضی کنند. بودن دائمی در شبکه‌های اجتماعی و ارتباطات رایانه‌ای حتی یک ارتباط دوستانه هدفمند هم نیست چون هفتاد درصد ایمیل‌های دریافتی هر کدام از ما از کسانی است که دوست نداریم روزی زنگ خانه را بزنند و داخل بیایند و در فیسبوک و توییتر هم وضع ارتباطی ما بیشتر شبیه کسی است که در یک جزیره متروک گیر افتاده و از سر تنهایی پیامی را نوشته در یک بطری توی اقیانوس می‌اندازد تا ببینند چه کسی ممکن است آن را بخواند و لایکی بزند و نظری بدهد.

شاید بهترین اسم برای این پیگیری دائم شبکه‌های اجتماعی که همه به آن دچار شده‌ایم،، ولگردی دیجیتال باشد. نکته جالب این است که این ولگردی می‌تواند هر لحظه آدم را کلافه‌تر کند یا باعث شکوفایی و انرژی مضاعف شود. تحقیقی جدید در دانشگاه کالیفرنیا می‌گوید که گشت زدن در وب باعث بالا رفتن توان تصمیم‌گیری آدم‌ها و قوی شدن توان استدلالی آن‌ها می‌شود. این مساله نه به خاطر کسب اطلاعات بیشتر که به دلیل تقویت مسیرهای مغزی اتفاق می‌افتد. اسکن‌های مغزی این تحقیق نشان می‌دهد که تعداد مدارهای روشن شده حین گشتن در اینترنت حتی از تعداد مدارهای روشن به هنگام مطالعه هم بیشتر است.

این روزها مطالعات متنوع عصب‌شناختی که تلاش می‌کنند ظرفیت‌های عملیاتی مغز را افزایش دهند تاکید بسیاری دارند بر «بازی» و حتی از آن بالاتر «هیچ کار نکردن». این محققین به شرکت‌ها پیشنهاد می‌دهند که کارمندانشان را در ساعاتی از روز بیکار بگذارند تا مغز بتواند بدون هدف روشن بماند. گفته می‌شود این روشن بودن بدون هدف باعث روشن شدن مسیرهای عصبی‌ای می‌شود که در زندگی روزمره و شغلی، آگاهانه سراغشان نمی‌رویم و دقیقا به همین دلیل است که در هنگام «هیچ کاری نکردن» گاهی ایده‌های عجیب یا راه‌حل‌های بدیعی به ذهنمان می‌رسد که قبلا هیچگاه به آن‌ها فکر نکرده بودیم.

اما روی دیگر این سکه، کسالت است. درست است که کار خاصی نکردن با مغز و غوطه خوردن آزاد در فضای مجازی می‌تواند باعث تقویت ذهن شود، هجوم بی وقفه اطلاعات نامرتبط با همدیگر و در همان‌حال انتظار دائمی برای اینکه شاید صفحه بعدی که بازش می کنیم ما را شوکه ، خوشحال، آگاه، پیروز، پولدار یا هر چیز دیگر بکند بسیار خسته کننده است. ما از توییتر به فیسبوک به ایمیل می‌رویم شاید خبر فوق العاده ای بشنویم که اصلا هم نمی دانیم چیست. هر روز صبحمان را با این تلاش آغاز می کنیم و تا آخر شب در تلاش برای پیدا کردن چیزی که نمی دانیم چیست از این پنجره به آن پنجره و از این اپلیکیشن به آن اپلکیشن می رویم و در نهایت خسته ، کسل و ناامید می خوابیم.

درک این دو نوع بطالت در اینترنت می‌تواند کلید شادی و غم باشد. اگر با گشتن در اینترنت کسل می‌شوید ولی بازهم به اینکار ادامه می‌دهید با خودتان فکر کنید که واقعا مشغول گشتن به دنبال چه چیزی هستید و از حالا می توانم به شما قول بدهم که احتمالا پیدا کردن آن در دنیای واقعی عملی‌تر و راحت‌تر از پیدا کردن آن در اینترنت – آنهم در وسط توییت ها و آپدیت های دیگران – است. اما ولگردی‌تان در اینترنت و شبکه‌های اجتماعی باعث می‌شود احساس سرزندگی کنید و شاد و خرم باشید،‌ به شما تبریک می گویم چون این راز مهم را کشف کرده‌اید که «وقت تلف کردنی که باعث شده باشد خوش بگذارید، وقت تلف کردن نبوده است».

به حزب دزدان دریایی رای بدین

اگر تصویر رو به خاطر زندگی در کشوری پر از سانسور نمی بینین یادی بکنین از اقوام سانسورچی (:

پوستری از تمام فیلم‌های هالیوود

این پوستر بانمک اسم و ژانر و گاهی ساب ژانر همه فیلم‌های هالیوود رو داره. در نسخه آنلاین می تونین زوم کنین و هر سال و فیلم‌هاش رو ببینین یا نگاه کنین که چطور فیلم‌های به وسترن تعدادشون تغییر کرده یا کمدی در چه دوره ‌هایی کم و زیاد شده یا مثلا هنرهای رزمی در کدوم سال‌ها ساخته شدن. البته هدف اولیه پوستر زیبایی است نه بررسی علمی (: اگر هم دوست داشتین و در کشوری بودین که با قواعد دنیا می خوند،‌ می تونین با ۳۴ دلار سفارشش بدین.

من که نمودار دوست دارم و حتی با دلار سه هزار و فلان هم با علاقه یکی می خریدم (:‌

مرتبط: نمودار میزان استفاده از هر رنگ در پوسترهای فیلم در طول قرن گذشته

آزادی بیان در فضای خصوصی

چاپ شده در اعتماد

اکثر ما ایرانی‌ها درک صحیحی از مفهوم آزادی بیان نداریم. طبیعی هم هست. این مفهوم نه هیچ گاه تدریس شده و نه هیچ گاه تبلیغ. البته خوشبختانه این روزها افراد بیشتر و بیشتری المان‌های دموکراسی را پذیرفته‌اند و از چیزهایی مثل مردم‌سالاری یا آزادی بیان و اهمیت آن در جوامع حرف می‌زنند و دشمن را محکوم به عدم رعایت آن‌ها می‌کنند. اما مستقل از بحث استفاده ابزاری، چه ایراد دیگری به این بحث وارد است؟

بگذارید مثالی از دنیای خارج بزنم. مثالی که اجازه صحبت آزاد در مورد‌ آن را داریم. هفته گذشته شبکه اجتماعی توییتر برای اولین بار دسترسی یک کاربر به سایت را به درخواست یک دولت خارجی قطع کرد. کاربر مزبور در شناسه‌اش تبلیغات مربوط به نئو-نازی‌ها را ارسال می‌کرد و نوشته‌هایش پر بود از تبلیغات فاشیستی. این تبلیغات بر اساس رای مردم در آلمان ممنوع هستند. دولت آلمان با استناد به این قانون دموکراتیک، از توییتر خواست این اکانت را مسدود کند و توییتر به عنوان یک شرکت خصوصی آمریکایی پس از مدتی به شکلی نصفه نیمه اینکار را انجام داد؛ حالا دسترسی به آن شناسه از داخل آلمان ممکن نیست ولی بقیه مردم جهان می‌توانند توییت‌های فاشیستی آن را دنبال کنند.

آیا این نقض آزادی بیان است؟ برای ما آزادی بیان خیلی وقت‌ها «گفتن هر چیزی در هر جایی»‌ معنی می‌دهد که برداشتی کاملا اشتباه است. اگر من یک وبلاگ دارم و فقط به بخش خاصی از نظرات در آن اجازه انتشار می‌دهم، این سیاست وبلاگ من است نه نقض آزادی بیان چون کسانی که نظراتشان در وبلاگ من پذیرفته نشده حق دارند آن را جای دیگری بیان و حتی تبلیغ کنند. نقل قولی مشهور از قاضی دادگاه عالی آمریکا الیور هولمز می‌گوید «آزادی بیان این نیست که اجازه داشته باشید در یک سالن شلوغ فریاد بزنید ‘آتش’». آزادی بیان اجازه داشتن و تبلیغ عقیده است و به طور مشخص حقی سیاسی است.

حالا بحث را یک پله سخت‌تر می‌کنیم. در شرایط آزاد، قبول داریم که افراد یک کشور باید دسترسی برابر به رسانه‌های دولتی داشته باشند و بخشی از وظایف هر دولت باید دادن رسانه به عقیده‌های مختلف درون کشور و حمایت از رشد آن‌ها باشد. تنها محدودیت این جریان چیزهایی مانند نفرت پراکنی است و مکانیزم محدود کننده هم تنها و تنها قوانینی که در پروسه‌های دموکراتیک ایجاد شده و در پروسه‌های دموکراتیک قابل مخالفت و تغییرند. اما در مورد یک شرکت خصوصی وضع به چه منوال است؟‌ آیا سایتی مانند توییتر یا فیسبوک اجازه دارند تصمیم گیری کنند که چه چیزی در آن‌ها قابل انتشار است یا نیست؟ طبق بحث قبلی باید این اجازه را داشته باشند چون یک شرکت خصوصی هستند که حق تصمیم‌گیری در مورد محتوای منشتر شده توسط خودشان را دارند و اگر کسی می‌خواهد چیزی منتشر کند که خارج از این سیاست است می‌تواند سراغ سایت‌های دیگر برود یا حتی سایت خودش را ایجاد کند. اما! اما امروزه این شرکت‌های خصوصی عملا به بزرگترین رسانه‌ها تبدیل شده‌اند و انحصاری که دارند اجازه رقابت را تا حد زیادی حتی از دولت‌ها هم گرفته است. در این مورد خاص‌، توییتر صریحا اعلام کرده که درخواست دولت آلمان برایشان معتبر نیست و شناسه‌ها تنها پس از بررسی داخلی و اجماع درون‌شرکتی مسدود می‌شوند.

این تغییری بزرگ در وضعیت جهان غرب است. حالا شرکت‌های خصوصی کنترلی بسیار بیشتر از دولت‌ها بر چرخش اطلاعات و اینکه چه افرادی در کجای دنیا می‌توانند چه اطلاعاتی دریافت و ارسال کنند دارند. مثلا در حال حاضر بنا به تصمیم توییتر افراد آلمانی نمی‌توانند توییت‌های آن شناسه نئونازی را مشاهده کنند ولی بقیه جهان این حق را دارند و این مساله‌ای جدی است برای طرفداران آزادی بیان. شاید واقعا لازم باشد ملت‌هایی که آزادی‌های پایه‌ای آزادی بیان در کشورشان را تثبیت کرده‌اند به سراغ قدم بعدی بروند و قوانینی برای رسانه‌های جمعی تصویب کنند چرا که ظاهرا کنترل دولتی بر جریان اطلاعات دیگر نه تضمین کننده این است که چه چیزی دیده شود و نه تضمین کننده اینکه چه چیزی از مردم باید مخفی بماند.

رادیو گیک شماره ۱۸ – داستان کوتاه «هریسون برگرن» از «کرت وونه‌گات»

یک شماره ویژه داریم. کش نمی دم جریان رو چون توی رادیو پنج دقیقه در موردش حرف زدم (: برای بیست دقیقه گوش بدین به یک داستان کوتاه از یکی از بهترین علمی تخیلی نویس‌ها، کرت یا کورت وونه‌گات. نویسنده‌ای که با سلاخ خانه شماره پنج و از اون بالاتر گهواره گربه یکی از نویسنده های محبوب منه. داستانی که براتون می خونم اسمش هست «هریسون برگرن» از کتاب استادان تبسم (که اسم واقعا بدیه با یک طراحی جلد خیلی بد – حداقل در سطح انتخاب فونت) و ترجمه ای بدتر از علیرضا میراسدالله به همت حسین یعقوبی؛ چاپ انتشارات مروارید.

[audio:http://jadi.net/audio/jadi-net_radio-geek_018_Kurt-Vonnegut_Harrison-Bergeron.mp3]

یا از اینجا دانلود کنید یا به احترام آزادی نسخه OGG اون رو دریافت کنین


آرس اس اس رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

شاید یکبار حوصله کردم نقد ترجمه براش نوشتم ولی در متنی که من می خونم، مقدار زیادی اصلاحات شخصی انجام دادم که هرچند یک جاهایی باعث کم شدن روونی متن شده اما حداقل داستان رو قابل فهم کرده.

پ.ن. آهنگ باله آخر، از این ویدئو برداشته شده:

پ.ن.۲. فکر کنم اسم برگرن رو همه جا اشتباه تلفظ کردم. خیلی هم مهم نیست (: