نمودار بالا بودجه مبارزه با مواد مخدر آمریکا و درصد جمعیت آلوده به مواد مخدر این کشور در طول چهل سال گذشته رو نشون می ده. بودجه از کمتر از یک به بیست بیلیون رسیده و در تمام مدت جمعیت معتاد بین یک تا دو درصد بوده ((:
بحث بودجه ماده مخدر پیچیده است چون رابطه علی توش دیده نمی شه. اگر بودجه رو زیاد کنین و مواد مخدر کم بشه می گن «دیدین کم شد! پس بیشتر بودجه بودجه که کمترش کنیم» و اگر بودجه بدین و کم نشه یا زیاد بشه می گن «دیدین چقدر وضع خرابه؟ بازم بودجه بدین که بیشتر بجنگیم».
و هارد رو به فنا دادم (((: به این می گن قدرت گنو/لینوکس. دستور خطرناک بدی مثل بچه آدم گوش می کنه و فرمانده باید عاقل باشه یکسری چیز رو تند تند تایپ نکنه انتر بزنه که بعدا ببینه دو تا دستور با هم قاطی شدن (grub-mkconfig و grub-install).
یکبار دیگه زندگی از نو شروع می شه. تنها چیزی که داشتم یک اوبونتو ۱۲.۱۰ بتا بود. نصبش کردم. خیلی خوبه و به شکل عجیبی پایدار (: فدای سر همگان (: مهم زندگی، شادی و دوستی است که جریان داره. رادیو رو آخر این هفته درست می کنم. ببخشید از انتظارها و بی خبری ها
پی.نوشت. توروالدز هم در حادثه ای مشابه لینوکس رو روی کامپیوترش نصب کرد. لینوکس رو نوشته بود ولی مینیکس داشت. بعد یک روز اشتباهی به جای اینکه ATA رو روی مودم بنویسه که شماره بگیره، اونو روی هارد نوشت و بعد که دید مینیکس باید دوباره نصب بشه با خودش فکر کرد «چطوره کرنل خودم رو به جاش نصب کنم» و لنیوکس که تا اون موقع یک فان شخصی بود واقعا به عنوان سیستم عامل روی یک کامپیوتر نصب شد.
اما هر وقت گیر میکنه کارم از دیسک زنده ابونتو استفاده میکنم
دیشبم بعد یه نصب ویندوز عادی مهمترین درایوم کار نمیکرد
وقتی باز میکردم میگت فقط میتونی فرمتش کنی
قاعدتا اگه لینوکس رو نمیشناختم چشمامو میبستمو اینتر میکردم و بعد هم اشک
اما ابونتو رو گذاشتم و بوت کردم و با کمال تعجب کار کرد درایوم و کپی کردم فایل ها رو
مهم نیست برام چرا انقدر ویندوز خره و مهمم نیست که چرا لینوکس انقدر خوبه
امروز ۳۰ سپتامبر روز جهانی ترجمه است. به افتخار سنت جروم که انجیل رو ترجمه کرد و محافظ مترجمین به حساب مییاد. این روز از ۱۹۵۳ که توسط فدراسیون بین المللی ترجمه جشن گرفته می شه ولی از ۱۹۹۱ فدراسیون اون رو به عنوان یک روز بین المللی پیشنهاد کرد تا همبستگی جامعه مترجمین جهان رو نشون بده که پیشبرنده حرفه ترجمه در کشورهای مختلف خواهد بود. این فرصتی است برای تاکید بر اهمیت شغلی که یکی از مهترین ابزارهای جهانی شدن به حساب میآید.
تبریک به همه دوستان خوبم که کلی شون تو کار ترجمه هستن (:
دلار در یک حباب رسیده بود به ۲۴۹۰ و کارشناسا با دیدی عاقل اندر سفیه به ما می گفتن که «حتی ۳۰۰۰ هم خواهد شد»
ولی خب وقتی این یادمون نمی یاد دیگه چه انتظاری هست یادمون باشه :
آغاز دولت خاتمی با کاهش قیمت نفت و کاهش درآمدهای ارزی حاصل به ۹/۹ میلیارد دلار همراه بود. استقراض از بانک مرکزی جهت رفع ,کسری بودجه به افزایش تورم به بیش از 20 درصد در سال 78 انجامید که به تدریج به حدود 13 درصد کاهش یافت. دولت در این زمان سیاست یکسان سازی نرخ ارز را به اجرا در آورد. رشد اقتصادی بالای شش درصد به کاهش بدهی های خارجی کمک نمود.
البته خاتمی چی نیستم ولی گفتم یادمون باشه که اون که اصولا حرفش در مورد جامعه و دموکراسی و فرهنگ و این داستان ها بود هم وضعش خیلی بهتر از این قهرمان های خدکفایی و پیروزان علم و شکوفایان اقتصاد و غیره بود که می گفتن در اولین باری که مجلس و ریسی جمهوری و غیره همسو شدن خواهند تراکاند(:
پ.ن. تراکاند یک چیزی است شبیه صابان، ماکارانی و غیره که آدم های باکلاس برای پرهیز از نوشتن صدای «وو» و «ادبی» نوشتن استفاده می کنن (:
هر جنگی از نظر من سودجویی یکسری سیاستمدار است و پولدارتر شدن چند نفر آدم و رنج یک جمعیت عظیم و کشته شدن یکسری سرباز. درسته که همیشه به ما گفته شده هر جنگ یک طرف خوب داره و یک طرف بد ولی واقعیت اینه که هر کدوم از دو طرف فکر می کنن طرف خوب هستن و وارد یک جنگ مقدس شدن. هیچ کس نمی گه «ما اومدیم سرزمین فتح کنیم و منابع به دست بیاریم» بلکه همه پشت کلی شعار قایم می شن.
اینها رو گفتم که بگم جنگ از نظر من نه قشنگه نه خوب. پیش می یاد و به سود یکسری است ولی در نهایت رنج آوره و ناراحت کننده و ناشی از حماقت انسانها. تنها دلیلی که ویدئوی زیر رو می ذارم اینه که چیزیه که اکثرا ندیدیم ولی بازیش کردیم. توی این ویدئو شاهد درگیری آمریکا و طالبان در افغانستان هستیم که توش سرباز آمریکایی چهار بار تیر می خوره که البته با توجه به زره قوی، چیزیش نمی شه. سربازها رفتن برای جمع آوری اطلاعات جنگی از یک ده که با تیربار / مسلسل بهشون حمله می شه. این یک نفر بلند می شه تا جواب تیربار رو بده که بقیه سربازها بتونن آرایش جنگی بگیرن یا چنین چیزی. تصاویر از ویدئوی روی کلاه این سرباز ضبط شدن و این فوق العاده شون کرده. به شکل عجیبی شبیه چیزی هستن که ما توی بازی های کامپیوتری Firs Person Shooter می بینیم. اینش واقعا دیدن داره. بخصوص عوض کردن خشاب.
پی.نوشت. تو جامعه شناسی جنگ می گیم جنگ یک جایی از نظر کیفی تغییر کرد: با پیشرفت مخابرات! قبلن فرماندهها مجبور بودن جلوی سربازهاشون بایستن و فرمان بدن و اگر قرار بود کسی کشته بشه فرمانده هم اونجا بود ولی حالا انواع فرمانده و رییس و ژنرال و رییس جمهور و غیره می شینن توی قصرشون و مثل شطرنج با سربازها بازی می کنن بدون اینکه ریسکی بکنن یا رنجی ببرن. احتمالا اگر هنوز قرار بود رییس هر کشوری شخصا توی میدون جنگ و عملیات و غیره جلوی نیروهای که برای جنگ بسیج کرده ریسک مردن داشته باشه، جنگهای کمتری در می گرفت.
پی.نوشت.۲. نگران نباشین (: ما در امنترین دوره تاریخ هستیم. کمترین جنگ ها رو داریم و کمترین گرسنگی و غیره و غیره. درسته که اخبار بد زیاده ولی کلیت بشریت کمی معقولتر شده و در مقایسه با ادوار قدیم، بیشترین دموکراسی و قانون رو داریم و بالاترین سطح رفاه و امنیت و غیره و غیره رو.
نظر من رو بخواین اینها شدیدا علاقمند هستن جیمیل رو سانسور کنن تا کم کم عده بیشتر و بیشتری رو مجبور کنن که بیان روی سرویس های تحت نظر خودشون و این جریان فیلم فقط یک بهانه فوق لعاده مسخره است که نه ربطی به گوگل داره و نه به جیمیل و تازه اگر کسی مفهوم یک سرویس آپلود فیلم و فیلم روش رو نفهمه و دیکتاتور هم باشه می تونه منجر به سانسور یوتیوب بشه نه جیمیل (: به هرحال.. هر کس هر چقدر هم بی سواد و بدون دید از دنیا باشه بعیده واقعا تصور کنه که بستن گوگل در ایران به گوگل در کوتاه مدت ضربه اقتصادی ای می زنه. ما واسه گوگل فقط هزینه هستیم به امید اینکه یک روزی شاید به در آمدزایی برسیم براش.
این ارزش سهام گوگل در پنج روز گذشته (: بعد از اینکه دوستان ضربه مهلک رو بهش زدن
بحث این نیست که سود گوگل خوبه یا بد. این برای امثال آقای خاوری که پولشون خارج از کشوره – چه خودشون داخل باشن چه خارج – معنا داره، برای من و شما این فقط یعنی سانسور و دروغ. بحث اینه که دروغ هر روز عادی تر و عادی تر می شه و این ایده که دروغ های بزرگتر بگیم، مرسوم تر و مرسوم تر تا وقتی که کلا گسستی بین حرف ها و واقعیت پیش می یاد که تنها راه پوشوندش دروغ های بزرگتره و خفه کردن هر صدای مخالف دروغ که در نهایت به چیزی جز گسست خود واقعیتشون منجر نمی شه. ظاهرا کسی هم اهل عبرت گرفتن نیست و هنوز تصور اینه که با شعار نوشتن که «همه چیز ایکس است» و توی رسانه انحصاری گفتن که «همه چیز ایکس است» و تعطیل کردن هر صدایی که همینو نگه، واقعا همه چیز ایکس می شه (: به این عکس لبخند بزنین:
من سرما خوردم و موندم خونه، البته اگر سرما نمی خوردم باید می رفتم سر کار. شما هم اگر وضعیت مشابهی دارین و توی اصفهان نیستین ولی به برنامه اصفهان علاقه دارین، می تونین پخش زنده صوتی، تصویری و آیدنتیکاییاش رو از این صفحه دنبال کنین: http://live.isfahansfd.org/. کار جالب و مفصلی است و امیدوارم در طول روز به خوبی کار کنه.