وبلاگستان به نفع خیریه‌ها

بچه‌های وبلاگ ما دعوت کردن که از کمک به خیریه‌ها بنویسیم و از بقیه هم بخوایم در هفته‌های آخر سال کمکی بکنن به سازمان‌هایی که دارن تلاش می کنن در این اوضاع وضع بعضی‌ها رو کمی بهتر یا قابل تحمل‌تر کنن.

من هم با افتخار جزو این حرکت هستم و البته مثل همیشه لازمه تکرار کنم که دراز بودن دست آدم‌ها به سمت خیریه ها در کشوری مثل ما که مالیات‌هاش به شکل دنیای پیشرفته غرب است (اگر آدم شریف و متخصصی باشین تا یک سوم حقوق و مالیات بر ارزش افزوده بر تقریبا همه چیزهای مصرفی) و منابع زیرزمینی اش به فرم عربستان و ادعای عدل و عدالتش در حد قهرمان جهان، داشتن اینهمه فقیر که برای درمان یا بهداشت یا مدرسه یا غذا یا سرپناه یا ازدواج نیازمند کار خیر من باشن مایه سرافکندگی است.

در جامعه سالم هر انسان حق داره از حقوقی مثل غذا، بهداشت، آموزش، مسکن و حمل و نقل برخوردار باشه و راه حل هم «نیکوکاری فردی» نیست ولی به هرحال در همین وضع هم در این هفته قبل از عید کمک من و شما است که می تونه یک شخص رو خوشحال کنه – اما فراموش نکنیم که این کمک جامعه رو اصلاح نکرده.

پیشنهاد من برای این کمک؟ پروژه خانه علم دروازه غار و کل موسسه امام علی و اگر حیوانات براتون اولویت دارن خانه وفا و یک جای خوب دیگه هم است که فعالیتی شفاف و خوب در مورد کاهش اعتیاد در محله‌های آسیب پذیر داره که البته سایت هرکدومشون از اونیکی داغونتره (: و تنها جایی که معتقدم اصلا نباید بهش کمک کرد بنیاد کودک است که بارها مورد ظن بوده.

خداحافظی قطعی با بانک سامانی که به خاطر راحتی خودم اگر از حسابم کمی پول بردارن دیگه بهم اسمس نمی ده

saman

واقعا عجیبه که چجوری یک سیستم که مشهور بود به بهترین بانک اینترنتی چجوری ممکنه یکهو از هم بپکه. اول که اون اشتباه‌های فاحش و بچگونه در تغییر سایت که مستقل از توان فنی، نشون دهنده نداشتن دید صحیح مدیریت پروژه و کار حرفه ای در یک تیم نرم افزاری بود و نشون می داد که پروژه ها می تونن بدون اینکه کسی اونها رو درست چک کنه و تایید بشن لانچ بشن. بعد هم مشکلات متنوع چندین روزه در بانکداری اینترنتی و در نهایت پیام «پول شما احتمالا منتقل شده» که بازم مستقل از همه چیز دیگه نشون می داد یکسری آدم که احتمالا تو خونه برنامه نویسی می کردن و هیچ وقت در هیچ پروژه ای در این سطح درگیر نبودن از نظر خودشون یکسری پیغام نوشتن بدون اینکه بدونن اینکار باید توسط متخصص جریان انجام بشه (بله. چنین پیغام هایی رو باید یک نفر که تخصصش اینه بنویسه. بهش می گن Copy Editor). و حالا هم که این:

sanamnlessthan10000

ظاهرا بانک نمی دونه یا خودش رو به ندونستن می زنه که اصولا کاربرد این پیامک ها چیه! این پیامک ها برای خنده نیستن بانک عزیز. اگر من پولی به یکی منتقل کنم از رو این پیامک مطمئن می شم که پول منتقل شده و اگر بخوام بدونم آیا فلان پول رو دادم یا نه می رم پیامک هام رو می بنیم و اگر بخوام بدونم الان تو حسابم دقیقا چقدر پول هست می رم سراغشون و اگر کسی اکانت من رو بدزده و روزی ۹ تومن ازش برداره با این پیامک ها قراره متوجه بشم و .. . اگر می خوای صرفه جویی کنی و فکر می کنی مثلا برای ۹ تومن انتقال پول نمی ارزه اسمس بدی من می رم یک بانک دیگه و اگر واقعا یکسری آدم فکر می کنن این اسمس ها مزاحمشون است می تونی گرفتن یا نگرفتنش رو انتخابی کنی. اگر واقعا دنبال راحتی ما هستیم این تبلیغات رو نفرست یا مثلا ي‌های عربی ات رو فارسی بنویس (ی):

saman_spam

بانک سامان واقعا در این مدت پشت سر هم ثابت کرده که دیگه بانک پیشروی دنیای الکترونیک من نیست و من شخصا تا این نظرم عوض نشه هیچ پول دیگه ای توی حسابش نخواهم ریخت.

اسکرین شات اول از @shayan

هفت صحنه تکان دهنده از تقابل انسان‌ها و نیروهای سرکوب

از عبارت «نیروهای سرکوب» تعجب نکنین. این نیروها کارشون سرکوب مردم است. البته یکی از حربه‌های سرمایه داری اینه که برای چیزهایی که همه می فهمن بد است، اسم های خوب انتخاب کنن. مثلا به «اخراج گسترده» بگن «تعدیل ساختاری» یا به پول گرفتن از هر کسی که ماشینش رو کنار خیابونی که قبلا آزاد بوده پارک می کنه بگن «عادلانه کردن فضای پارک شهری» یا به سانسور اطلاعات و خرج میلیاردها برای جلوگیری از دسترسی مردم به دانش بگن «پالایش» یا به قانونی که شدیدا علیه منطق و سبک رفتار مردمه رو بگن «قانون حمایت از خانواده» (:

در این شرایط شبه-منطقی است که هر دولتی مدعی بشه که هر تظاهراتی علیه اش کار دشمن یا فواحش یا دیوانه ها است و لازم به سرکوب و نیروهای سرکوب متخصص رو هم داشته باشه و البته بعضی ها هم اصولا نیروهایی که قرار بوده وظیفه شون دفاع از کشور در مقابل خارجی ها باشه رو تبدیل کنن به نیروهای دفاع از خودشون در مقابل مردم (:

به هرحال… این شما و این صحنه‌هایی زیبا از تقابل انسان‌ها و نیروهای سرکوب.

protest_ukrain
مردی برای پلیس ضد شورش اوکراین پیانو می زنه [اوکراین ۲۰۱۳]

protest1
مرد تونسی با یک نون باگت جلوی پلیس ضد شورش که از دیکتاتور کشور دفاع می کنه موضع گرفته [تونس ۲۰۱۰-۲۰۱۱]

protest_ukrain_priest
کشیش شجاع به عنوان یک سپر انسانی از تظاهرات کنندگان در جلوی پلیس ضد شورش دفاع می کنه [اوکراین ۲۰۱۳]

protest_sabz
تظاهرات کنندگان جنبش سبز از جون یک پلیس ضد شورش که به دست مردم افتاده حفاظت می کنن [ایران ۲۰۰۹]

protest_german
پلیس ضد شورش آلمان برای حرکت در کنار تظاهرات کنندگان «اشغال» کلاه‌هاشون رو برداشتن. [فرانکفورت ۲۰۱۱]

protest_egypt
سرباز ارتش مصر از دستور دیکتاتور برای سرکوب مردم خودداری کرده و با مردم دست می ده. در مصر ارتش گفت وظیفه اش دفاع از کشوره و قرار نیست بین دیکتاتور و مردم، از یکی دفاع کنن. همین اتفاق در انقلاب ما هم افتاد. [مصر ۲۰۱۱]

protest_romania
پلیس ضد شورش رومانی قلبی که یک بچه بهش هدیه کرده رو روی سپرش نگه داشته [رومانی ۲۰۱۲]

عکس های بیشتر در اینجا

روز عتیقه: نوستالژی‌های تکنولوژیک در لاگ اصفهان

olddays

لاگ‌ها یکی از ستون‌های مهم فرهنگ آزادی نرم افزار هستن. لاگ مخفف Linux User Group است و معمولا انتظار می ره هر شهری یک لاگی داشته باشه که بچه‌های لینوکسی و نرم افزار آزادی با برنامه‌های منظم دور هم جمع بشن و تبادلات علمی فرهنگی غیره کنن. ما همیشه می گیم «آزادی نرم افزار یک سیستم عامل نیست، یک فرهنگ و یک فلسفه و یک اندیشه است» و لاگ ها یکی از جاهای تلاقی این اندیشه‌ها با هم هستن.

لاگ اصفهان و بچه‌های خوبش هم هفته قبل یک برنامه عالی اجرا کردن: یک روز عتیقه!

ماجرا این هست که از چند ماه پیش یه برنامه را استارت زدیم و از بچه ها خواستیم اگر تو خونه هاشون لوازم دیجیتالی و کامپیوتر های بازنشسته جالبی دارن و یا حتی فلاپی و وسیله های ذخیره اطلاعات قدیمی و حتی کتاب و … و هر چیزی که حتی نوستالژی (از نوع کامپیوتریش )داشته باشه) را توی یه روز مشخص با خودشون بیارن لاگ و اسم اون روز را هم گزاشتیم روز عتیقه. در این بین یه ادم های غیر لاگی و لینوکسی را هم پیدا کردیم که توی جوانی هاشون برا خودشون گیک و عشق کامپیوتری بودن و هنوز هم دستگاه هاشون را نگه داشته بودن و …. و انها را هم با عتیقه هاشون به لاگ دعوت کردیم.

و خلاصه پایان داستان تبدیل به یک روز خیلی عالی شد و بجز مرور خاطره ها و تاریخ کامپیوتر مقداری آتاری بازی و سگا و … هم به همراه داشت.

اگر می خواین لاگتون به فهرست بالا اضافه بشه، آدرسش رو کامنت بذارین

ویتنام، چین، سومالی، سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره تنهایی کشورهایی هستن که…

rsf_map

ویتنام، چین، سومالی، سوریه، ترکمنستان، کره شمالی و اریتره تنهایی کشورهایی هستن که توشون وضع آزادی مطبوعات بدتر از ایرانه (:

بانک سامان احتمالا خدانگهدار

من پول خاصی ندارم که بودن یا رفتنم از یک بانک معنای خاصی برای اون بانک باشه ولی اعصاب و روانی دارم که بسیار علاقمندم در حد نسبی ازش مواظبت کنم. یکی از شیوه‌های این مواظبت اینه که نمی خوام بانکم بهم بگه «پولت احتمالا جابجا شده» یا حس کنم برنامه های نرم افزاری بانکم رو یک گروه برنامه نویس می نویسن نه تیمی متخصص از توسعه دهنده های نرم افزار و متخصص های کامپیوتر ساینس.

saman-bank

من برنامه نویسم و درک می کنم که گاهی بانک نمی تونه مطمئن باشه پول منتقل شده یا نه ولی انتظارم از بانکم اینه که در حد طراحی تجربه کاربری بدونه که نباید به من بگه «پولت احتمالا جابجا شده». این برای من نشونه دومه که بانک سامان از متخصص‌های درست و تیم‌های کامل استفاده نمی کنه و دلیل احتمالا کافی برای اینکه کارهام رو دیگه باهاش انجام ندم.

روند جستجوی مردم به دنبال «یارانه» و کمی حرف

yaraneh_trends

ما کشور عجیبی داریم. اول انقلاب گفتن همه چیز دولتی است و دولت مواظب همه مردم هست. بعد چیزها کم اومدن و یکسری کاغذ دادن دست مردم که ببرین بدین بقال به شما چیزهای لازم رو بده. بعد دیدن این سخته و دردسر داره و مسوولیت درست می کنه، گفتن دولت که رییس همه است، سهم پولش از کالاها رو می ده و شما خودتون هر چی خواستین رو ارزونتر بخرین. اما خب حیف اون پول نیست؟ پس بعدا گفتن ما سهم پولش رو نمی دیم و اتفاقا دولتی بودن خیلی بده و ما خصوصی می کنیم کشور رو و چیزها گرون می شن اما هر کی دوست داره بیاد ماهانه از دولت یک پولی بگیره و حالا هم رسیدیم به جایی که می گن اون پول رو شاید ندیم ولی به جاش یک کارت بگیرین دستتون برین بقالی هر چی ما فکر می کنیم لازمه و براتون بسه رو بگیرین (:

البته اگر فکر می کنین یک حلقه است اشتباه می کنین. سری اول دولت موظف بود به همه مردم یک کالا بده ولی الان شرکت های خصوصی به مردمی که پول دارن چیزهای بهتر رو می دن و دولت به کسایی که پول ندارن یک کالای بی کیفیت می ده یا یک پولی می ذاره تو دستشون می ذاره که بتونن شاید یک دهم چیزی که پولدارها می خرن رو بخرن و برای بقیه زندگی هم دیگه خودشون مسوولن.

به هرحال… نمودار بالا رو محمد برامون فرستاده و نشون می ده چطوری مردم عزیز میهن اسلامی مون هر ماه تو اینترنت سرچ می کنن ببینن یارانه اومده و نیومده و چه ماجراهای دیگه ای داره. سیستان و بلوچستان و ایلام و بقیه استان‌های فقیر هم بالاخره سهمی در «رده های بالا» پیدا کردن و در صدر جستجوی کردن «یارانه» ایستادن و سوال ما هنوز اینه که چرا در کشوری که قرار بود عادل باشه و همه به سطح معقولی از زندگی برسن،‌ سرمایه داری ای حاکم شده که برای پولدارهاش بوگاتی و پورش وارد می کنه و اکثریت دیگه باید ماهانه دستشون رو برای ۴۰ هزار تومن دراز کنن و تو صف‌هایی بجنگن که قراره توش یک وعده مرغ بهشون داده بشه.

درسته که توافق شده که آغوشمون برای سرمایه داری باز باشه اما حداقل درخواستمون اینه که مزایای سرمایه‌داری مثل اینترنت و آزادی بیان و عضو جهان بودن و حق زندگی شخصی داشتن رو هم برامون قایل بشن.

تخته سفید، سایتی برای ویدئوهای آموزشی

سایت تخته سفید یک سایت است برای آپلود و دنبال کردن ویدئوهای آموزشی. چیزی شبیه به خان آکادمی ولی محلی شده. شدیدا پیشنهاد می کنم بهش سری بزنین و ویدئوهایی که دوست دارین یا براتون جالبه رو دنبال کنین و اگر زمانی چیزی برای‌ آپلود داشتین هم بهش اضافه کنین.