بایگانی برچسب: s

سفرنامه مالزی: دو خبر از رادیو

kl

تو ماشین رادیو روشنه. کمی خل بازی در میاره و باید به کنارش یه ضربه آروم زد تا پخش رو شروع کنه. دو تا خبری که دیروز و امروز بین آهنگ ها گفته شد این‌ها بودن:

همونطور که بعضی هاتون متوجه شدین، هفته گذشته یک مشکل در سیستم مخابراتی قطار شهری کوالالامپور [پایتخت مالزی] باعث شد مشکلاتی در رفت و آمد قطارها داشته باشیم. مدیرعامل شرکت حمل و نقل سریع پایتخت برای معذرت خواهی نسبت به این موضوع، در بیانه‌ای گفته «من از طرف شرکت می‌خواهم از همه کسانی که از قطار استفاده می‌کنند و در طول هفته قبل دو بار دچار مشکل شدند معذرت خواهی کنم. ما برای نشان دادن تعهد خود نسبت به کار و اظهار احترام به تردد کنندگان، از ۱۳ تا ۱۵ سپتامبر قطارها را رایگان اعلام می‌کنیم تا نسبت به کسانی که در سفر خود دچار مشکل شدند، ادای دین کرده باشیم»

بعله (: خبر بعدی هم محتواش اینه که

در یکی از پروازهای ایرایزیا (مالزی)،‌ مادر یک بچه اوتیسمی مدعی شده که یکی از مهماندارها به بچه‌اش بی احترامی کرده. در همون پرواز سرمهماندار که مدعی بوده وظیفه مهماندار شاد نگه‌داشتن مسافرها است به مهماندار تایلندی ایرایزیا گفته باید جلوی مادر و بچه زانو بزنه / تعظیم کنه و ازشون معذرت بخواد و اونم اینکار رو کرده. حالا مدیرعامل ایرایزیا که به تایلند رفته از همه مهماندارهای تایلندی و خانواده و مهمانداری که مجبور شده زانو بزنه معذرت خواهی کرده و گفته «من مقصر هستم. من رهبر این شرکت هستم و ما در هر دو طرف نیازمند پروسه‌های بهتری هستیم. بررسی‌ها انجام خواهند شد و اقدامات مربوط صورت خواهد گرفت. من با مهماندارهای آن پرواز دیدار کردم و موضعیت مناسب است. فردا برای دیدن خانواده آن مهماندار به هات یایی (تایلند) خواهم رفت تا معذرت خواهی ام را کامل کنم».

گفتم شاید علاقمند باشین اخبار لوکال رو دنبال کنین یا براتون جالب باشه چرا یک جامعه توی این مدت واقعا کوتاه، اینهمه پیشرفت می کنه.

سمینار و کلاس های لینوکس در اهواز. با دعوت خوب دوستان شرکت دیسون به شکلی که اولش برای خودم هم دور از ذهن بود قرار شده سه آخر هفته به اهواز برم (: آخر این هفته یعنی ۲۳م برای یک سمینار در مورد لینوکس و دیدن شهر و گپ با دوستان و آشنایی با سمبوسه واقعی و بعدش هم دو آخر هفته دیگه برای برگزار دوره LPIC1. راستش کاری است که منم هیچ وقت نکرده ام ولی استدلال ها و پیگیری های معقول دوستان در دیسون باعث شد سه تا آخر هفته آینده رو توی اهواز باشم. اگر اون طرف ها هستین خوشحال می شم ببینمتون. می 8, 2016 ، 12 پاسخ

خاطرات زیکانف – فیلم‌های ورکشاپ موزیلا او اس و شیوه ساخت اپ

یکی از اتفاقات جالب زیکانف برای من، آشنایی با سارا بود که به عنوان نماینده موزیلا اومده بود تا یک پارتی موزیلامیکر (مثل ساندویچ میکر.. یعنی سازندگان وب) برگزار کنه و همکاری جذاب و خوب با افشین مهربانی، مهدی اصل علینژاد و رضا حبیبی برای برگزاری این ورکشاپ که با همکاری بچه‌های زیکانف در کنار کنفرانس اجرا شد. توش پنج نفر حرف زدیم:

  • من در مورد اینکه چرا موزیلا مهمه
  • سارا در مورد لوکالایزیشن، بج‌ها و پروژه خودشون توی موزیلا
  • افشین مهربانی در مورد پلاگین‌ها و ماجول‌های فایرفاکس
  • مهدی اصل علی‌نژاد درباره اچ تی ام ال پنج و کانواس‌ها
  • و در نهایت رضا حبیبی در مورد ساخت اپ‌های فایرفاکس او اس با اچ تی ام ال پنج

این قسمت اول است:

و این بقیه قسمت‌ها:

کل ویدئوهای ورکشاپ سیستم عامل موزیلا او اس از جمله روش ساخت برنامه برای این سیستم عامل جدید موبایل

به نظرم اگر بقیه رو می پیچونین، در صورتی که به فایرفاکس او اس علاقه دارین تیکه رضا حبیبی رو حتما ببینین که توش واقعا یک اپ رو نشون می ده و شیوه تست اون روی فایرفاکس رو.

خاطرات زیکانف – آشنایی با پدر سلفی ایران و سیخچه سلفی

آخر هفته قبلی که توی زیکانف بودم، یک پدیده گجتی بیشترین نمود رو داشت مونوپاد بود که البته اسم بهترش اینه: سیخچه سلفی ! این دستگاه که به گفته امیرسایبر از هفتاد تومن تا صد و خورده ای پیدا می شه یک سیخچه تلسکوپی است که می تونین گوشی‌های مرسوم رو توش نصب کنین و با استفاده از تایمر یا ریموت عکس هایی از زاویه های خاص بگیرین:

sikhche_maker_party
(عکس مربوط به موزیلا وب میکر پارتی)

یا باهاش مثلا برین توی حوض و عکاسی کنین:

sikhche_selfie_hoz

مشهورترین آدم در این میون همونطور که گفتم AmirCyber بود که حتی لنز فیش آی هم داشت که با یک چیزی شبیه یک کلیپس نرم وصل می شد روی لنز گوشی و عکسهای سلفی واید اینطوری می گرفت:

selfie_fisheye_wide

و اینهم خود امیر با سیخچه سلفی اش:

monopod_hayat

و این هم گجتش که علاوه بر استفاده به عنوان سه پایه کلاسیک، اجازه می ده گوشی/دوربین رو روی انواع لوله و شاخه و میله نگه داریم:

hdr

و البته استفاده از همه اینها یکسری اصول داره، مثلا به حواس سخنران توجه کنیم وقتی سال بعد تو زیکانف می بینه اینهمه میله جلو چشش رفتن هوا (یا اگر برای سخنران عادی بشه، به دید عقبی ها توجه کنیم که باید از پشت جنگل سیخچه سلفی ها کنفرانس رو ببینه):

sikhche_selfie_salon

یا مثلا بدونیم که اگر با لنز فیش آی واید سلفی بگیریم ممکنه بینی‌مون، دماغ به نظر بیاد:

selfie_fisheye_wide_self

خاطرات سفر – توییتاپ های قطر

توییتر یک ابزار اینترنتی است که آدم ها می تونن در ۱۴۰ کاراکتر توش بگن الان دارن چیکار می کنن یا چی فکر می کنن.

مشخصه که خب این جریان برای یکسری ها خطرناکه. به هرحال هر جا مردم بتونن حرف بزنن برای بعضی ها خطر داره اما توهم این خطر خیلی بزرگتر از خودش شده و آدم هایی هستن که فکر می کنن واقعا چیزهایی مثل توییتر یا فیسبوک می تونن باعث انقلاب بشن. من الان حوصله ندارم توضیح بدم که چرا نمی تونن ولی یک سرچ کوچیک و خوندن چیزهای واقعی از آدم های با سواد این جریان، راحت بهتون نشون می ده چرا.

اما توییتر واقعا می تونه آدم ها رو جمع کنه؛ نه برای انقلاب و شورش بلکه برای کارهای بی خطر و مبتنی بر علایق مشترک. مثلا من الان تو دوحه هستم. یک شهر نسبتا کوچیک در یک کشور که با تمام تلاش می خواد به یکی از کشورهای مرکزی دنیا تبدیل بشه و به گفته بعضی ها بعد از سیلیکون ولی اینجا بیشترین احتمال رو داره که بتونین مهمترین آدم های علم و تکنولوژی دنیا رو ببینین. توییتر اینجا عامل «ارتباط فیزیکی» می شه. برنامه ای که من رفتم توییتاپ دوحه بود. توی توییتاپ یک اکانت توییتر مردم رو دعوت می کنه به یکسری برنامه. برنامه ای که من شرکت کردم در مورد «ایمنی و سلامت» بود. یک مکان اعلام می شه (این ماه رستوران بیسترو۶۱ بالای نمایشگاه بی ام و در برج فلان) و هر کس دوست داره بیاد بقیه رو ببینه یک ریپلای می زنه.

می ریم و با دادن ۲۰ ریال قطری (۱۰۰۰۰۰ ریال ما) یک بج به گردن آویزون می کنیم که اسم و اکانت توییترمون روش نوشته و وارد رستورانی می شیم که توش یکسری آدم اتفاقی دیگه هستن. توی توییتاپ می تونیم با هم حرف بزنیم. من با یکسری آرشیتکت و معمار ایتالیایی حرف می زنم. همینطور با یک دانشجوی خبرنگاری قطر و یک دختر طراح فرنیچر. همزمان هم یکسری خوراکی خوشمزه می خورم.. از قهوه تا دونات و اینجور چیزها. در یکساعت از این برنامه دو ساعته هم دو نفر سخنران یکی در مورد سلامت حرف می زنه و یکی در مورد ایمنی جاده و رانندگی در قطر و این چیزها.

این در اصل فقط یک محمل است برای Networking، پیدا کردن دوست های جدید، تقویت بیزنس ها از طریق وصل کردنشون به همدیه، اشتراک ایده ها و … ماه بعد این توییتاپ یک موضوع دیگه خواهد داشت و احتمالا گروه دیگه ای از آدم ها می یان که به اون مسایل علاقمند هستن و یکسری هم که کلا می یان برای خوراکی ها و دوستی ها و غیره و حتی یک سرگرمی ساده در صبح یک روز تعطیل توی یک رستوران خوب با پولی کاملا معقول.

راستی نمای رستوران بر خلاف همه نماهای دیگه که دریا و غیره هستن این است:


چون دو تا دوست عشق بی ام دبلیو دارم، تصیویر رو کوچیک نکردم خیلی. قابل کلیک است (:

کم فروشی بنزین در ایران

من یک پراید هایچ بک دارم که از وقتی بنزین رشد قیمت نجومی اش رو شروع کرد، هر سال باکش بزرگتر شده. اون اول ها که داشتمش، وقتی عقربه کاملا پایین بود و می رفتم و سی و یکی دو لیتر لیتر بنزین می زدم عقربه می چسبید به سقف. بعدا کم کم سی و پنج لیتر بنزین لازم بود تا اینکار رو بکنه و این چند ماه آخر هم کلا شمارشگر پمپ بنزین مدعی می شد سی و هفت و حتی سی و هشت لیتر بنزین به ماشین زدم و باید 26000 تومن پول بدم ولی عقربه خود ماشین نشون می داد که باک هنوز کاملا پر هم نشده. انشاء الله که عقربه خرابه و کل سیستم فروش بنزین میهن عزیزمون سر من رو در حد پنج لیتر تو هر بار بنزین کلاه نمی ذاره که مثلا اگر یک میلیون ماشین در روز بنزین بزنن بشه روزی پنج میلیون لیتر.

بهانه گفتن این حرف که خیلی وقت بود تو دلم بود، این عکس بود که امروز تو قطر گرفتم:

مامور دولت می چرخه توی پمپ بنزین‌ها و توی یک ظرف مدرج بزرگ چهل لیتر بنزین می زنه و نگاه می کنه که آیا عقربه دقیقا روی چهل واستاده یا نه. بنزین سوپر اینجا لیتری یک ریال قطر است یعنی سه هزار و سیصد ریال ما و البته ماشین من که به قیمت واقعی جهان اینجا می خرمش، نصف ماشین ایرانی ام که توی ایران دوبرابر قیمت جهانی می خرمش بنزین مصرف می کنه و از این نظر هم می تونم حس کنم که قیمت بنزین ایران کلی هم برام بیشتر در می یاد چون ماشین بیخودی گرونی رو سوار می شم که کیفیت موتورش بسیار پایینتر از استانداردهای دنیا است. ولی واقعا این بخش دوم فدای سرم، اما اون تیکه دروغ گفتن وقیحانه شمارشگر پمپ خیلی زور داره.