
– اثر ایزاک کوردال
در دفاع از آزادی کیبرد

– اثر ایزاک کوردال

در مورد هواپیمای گمشده مالزی همه نظریات عجیب ممکن رو می شنویم. از نقشه حساب شده یک سازمان جاسوسی یک کشور بزرگ و قوی تا یک حمله بسیار عجیب و پیشرفته که تونسته باشه هواپیما رو دود کنه تا نقشه ای برای انحراف افکار عمومی از مساله اوکراین و کمتر کسی قبول میکنه به سراغ نظریات بسیار سادهای مثل هواپیما توی اقیانوس سقوط کرده و هنوز داریم دنبالش میگردیم بره.
چرا؟ به خاطر درک اشتباه ما از توان انسان در کره زمین. ما این توهم رو داریم که کل کره زمین تحت سلطه ما است و تکنولوژی تونسته همه چیز رو کنترل کنه و زیر نظر بگیره و هر لحظه زندگی هر کس و هر چیز در هر جا زیر نگاه ماهوارههای جاسوسی است و اگر لازم بشه می تونیم با هواپیما و هلیکوپتر و زیردریایی و .. کل دنیا رو دنبال یک جسم خاص بگردیم. اما این باور اشتباهه ؛ همونقدر که نظریه بستن تنگه هرمز با یک نفر آر.پی.جی زن روی یک قایق تند رو اشتباهه و نشون دهنده عدم درک ما از طبیعت و جهان و نقش و اندازه ما در اون.
الان ما تصور می کنیم اگر هواپیما سقوط کنه حتما ماهواره ها اونو می بینن در حالی که این درست نیست. ماهوارهها متر به متر زمین رو نگاه نمی کنن. ما فکر می کنیم اگر کشوری بفهمه این هواپیما کجا بوده و کجا افتاده به رسم انسانیت به بقیه می گه در حالی که اینطوری نیست چون هیچ کشوری علاقمند نیست بگه در چه زمانی و با چه دقتی و به چه دلیلی داره کجا رو نگاه می کنه. ما فکر می کنیم تکنولوژی حتما یک کاری کرده که متر به متر حرکت هواپیما به شکل آنلاین در ارتباط با ایستگاه زمینی باشه در حالی که اینطوری نیست و یک هواپیما فقط وقتی اطراف یک برج مراقبت است باهاش حرف می زنه و در مواقع دیگه ارتباطش قطعه مگر اینکه لازم بشه خلبان با جایی صحبت کنه (و این امکان رو داشته باشه) یا ما فکر می کنیم اگر چیزی توی دریا گم بشه (اونهم اندازه هواپیما) ما حتما می تونیم با گشتن پیداش کنیم بدون اینکه دقت کنیم اقیانوس چقدره و توان گشتن ما چقدر.
این برداشت اشتباه ما از کنترل داشتنمون به طبیعت در خیلی جاها دچار مشکل می شه. به عنوان نمونه در ماجرای غرق شدن زیردریایی کرسک اتمی روسیه در سال ۲۰۰۰ که روسیه پیشنهاد کمک آمریکا و انگلیس و نروژ رو رد کرد و گفت خودش می تونه به تنهایی مشکل رو حل کنه و در نهایت همه ۱۱۸ دریانورد مردن، سال ۲۰۰۹ که که پرواز ۴۴۷ فرانسه سقوط کرد و دو سال طول کشید تا بتونیم جعبه سیاهش رو پیدا کنیم و در سطح داخلی هم سال ۹۲ که سه کوهنورد ایرانی در برودپیک مفقود شدن و نتونستیم پیداشون کنیم. مساله اینه که ما در مقابل طبیعت بسیار کوچیک هستیم. درسته که باهوشیم و ابزار ساز ولی اصلا اینطوری نیست که کل جهان زیر سلطه ما باشه. این مساله در اتفاقات طبیعی مثل سونامی و آتشسوزی هم دیده میشه.
اما این کوچیک بودن هم ترسناکه هم در تضاد با توهمی که ما برای خودمون ساختیم. ما راحت قبول نمی کنیم که در جهان هزاران جزیره هست که هیچ بشری توش زندگی نمی کنه و اگر یک هواپیما اونجا سقوط کنه به راحتی دیده نمی شه، ما قبول نمی کنیم که مساحت اقیانوس هند چیزی حدود ۷۳ میلیون کیلومتر مربع است و واقعا فکر می کنیم تکنولوژی ما می تونه چیزها رو توی اون اقیانوس پیدا کنه و غیر ممکنه ما که اینقدر پیشرفته هستیم جعبه سیاهی بسازیم که فقط تا عمق ۶۰۰ متری آب رو تحمل کنه یا فقط برای سی روز باتری اضطراری داره یا اصولا در ارتباط دائم با مرکز کنترل زمینی نیست. چون ما اینها رو قبول نمی کنیم و اینها تهدیدی جدی هستن برای جهانبینی ما، سعی می کنیم بریم سراغ نظریات عجیبتری مثل اینکه شاید یک سلاح خفن که ما ساختیم هواپیما رو در لحظه دود کرده باشه یا یک سازمان جاسوسی توی جریان دست داشته باشه یا اگر کلا دیگه از توان ما هم خارجه حتما موجودات فضایی هستن (: ما اینها رو قبول می کنیم تا سلامت عقل رو تضمین کنیم – این تضمین سلامت عقل از طریق ساختن داستانهایی که موضوعات رو قابل قبول جلوه بدن جزو مکانیزمهای کاملا شناخته شده ادراک بشر است.
شرلوک هولمز می گفت اگر میخواین به جواب چیزی برسیم بهترین راه اینه که چیزهای غیرقابل باور رو از ذهنمون خارج کنیم و تازه کشف می کنیم که جواب خیلی ساده ای وجود داره. نمیگم حمله لیزری و دزدی بی سر و صدا و فرود در یک فرودگاه مشکوک ناشناخته و همکاری سازمان جاسوسی روسیه و توطئه سرقت طلاهایی که توی بارها جاسازی شده وجود نداره بلکه حرفم اینه که در صورت نگاه طبیعیتر و به دور از توهم کنترل کامل انسان بر جهان، چیزی مثل آتیشسوزی در سیستمهای برقی بسیار محتملتر است. در این نظریه احتمالا یک آتشسوزی الکتریکی در هواپیما باعث شده ارتباط قطع بشه (چه از طریق سوختن مدارهای خود رادیو یا تصمیم سریع و صحیح خلبان برای خاموش کردن باس هواپیما به منظور جلوگیری از گسترش آتشسوزی) و بعد خلبان سعی کرده هواپیما رو به سمت نزدیکترین فرودگاه ببره و متاسفانه قبل از رسیدن به فرودگاه آتیشسوزی گسترش پیدا کرده و هواپیما در اقیانوس سقوط کرده. البته مغز خیلی وقتها ما ترجیح می ده تغییر مسیر هواپیما رو ناشی از تلاش آدم رباها بدونه تا تلاش خلبان برای رفتن به سمت نزدیکترین فرودگاه.
jadi@funlife:~$ jcal 1393
1393
Farvardin Ordibehesht Khordaad
Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo
1 1 2 3 4 5 1 2
2 3 4 5 6 7 8 6 7 8 9 10 11 12 3 4 5 6 7 8 9
9 10 11 12 13 14 15 13 14 15 16 17 18 19 10 11 12 13 14 15 16
16 17 18 19 20 21 22 20 21 22 23 24 25 26 17 18 19 20 21 22 23
23 24 25 26 27 28 29 27 28 29 30 31 24 25 26 27 28 29 30
30 31 31
Tir Mordaad Shahrivar
Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo
1 2 3 4 5 6 1 2 3 1 2 3 4 5 6 7
7 8 9 10 11 12 13 4 5 6 7 8 9 10 8 9 10 11 12 13 14
14 15 16 17 18 19 20 11 12 13 14 15 16 17 15 16 17 18 19 20 21
21 22 23 24 25 26 27 18 19 20 21 22 23 24 22 23 24 25 26 27 28
28 29 30 31 25 26 27 28 29 30 31 29 30 31
Mehr Aabaan Aazar
Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo
1 2 3 4 1 2 1 2 3 4 5 6 7
5 6 7 8 9 10 11 3 4 5 6 7 8 9 8 9 10 11 12 13 14
12 13 14 15 16 17 18 10 11 12 13 14 15 16 15 16 17 18 19 20 21
19 20 21 22 23 24 25 17 18 19 20 21 22 23 22 23 24 25 26 27 28
26 27 28 29 30 24 25 26 27 28 29 30 29 30
Dey Bahman Esfand
Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo Sh Ye Do Se Ch Pa Jo
1 2 3 4 5 1 2 3 1
6 7 8 9 10 11 12 4 5 6 7 8 9 10 2 3 4 5 6 7 8
13 14 15 16 17 18 19 11 12 13 14 15 16 17 9 10 11 12 13 14 15
20 21 22 23 24 25 26 18 19 20 21 22 23 24 16 17 18 19 20 21 22
27 28 29 30 25 26 27 28 29 30 23 24 25 26 27 28 29
پ.ن. پروژه خوب jcal و برای نصب در دبیانی ها apt-get install jcal

در مورد غیب شدن هواپیمای پرواز ۳۷۰ مالزیاایرلاین سوالهای زیادی مطرح میشه. مثلا میپرسیم که چطوری می شه در عصر ماهوارهها و اینهمه سیستم جاسوسی یک هواپیما گم بشه یا آیا روشی هست که خلبان تونسته باشه هواپیما رو بدون متلاشی شدن به قعر دریا بفرسته؟ جواب این سوالها رو متخصصها در پاسخ به توییتها اینطوری دادن
جیم تیلمون خلبان بازنشسته و تحلیلگر هوایی: بله. خلبان می تونسته اکسیژن رو کم کنه یا حتی به جایی برسونه که مسافرها بمیرن. البته خدمه ماسکهای مستقلی دارن که از منبع دیگه ای اکسیژن میگیره و تمام صورتشون رو هم میگیره پس این مساله در مورد اونها تاثیری نداره. البته اگر اکسیژن کابین در ارتفاعی بالا قطع بشه، ماسکها از بالای سر مسافرها پایین میافتن و این ماسکها تا مدتی کوتاه اکسیژن زنده موندن اونها رو فراهم می کنن. باید توجه کرد که اکسیژن هر ماسک از مخزن کوچیکی که بالای اون تعبیه شده تامین میشه و به خاطر همین مساله است که طبق پروتکل به محض پایین افتادن این ماسکها خلبان باید ارتفاعش رو کم کنه و به ارتفاعی بره که هواش اکسیژن قابل تنفس داره.
جف وایز نویسنده علمی سی ان ان: اگر هواپیما واقعا یک تیکه باشه و هیچ صدمهای بهش وارد نشده باشه یعنی خلبان تونسته با فرودی مشابه فرود خلبنان سولنبرگر روی آبهای هادسن هواپیما رو پایین بیاره که خب در این صورت مسافرها باید با جلیقههای نجاتی که چراغ و سوت و غیره دارن به آب پریده باشن و دیده بشن. این یک راه حله. راه بعدی اینه که هواپیما با یک سقوط مافوق صوت به آب خورده باشه و به میلیونها قطعه تقسیم شده باشه. اگر ایدهتون این باشه که حتما هواپیما طوری سقوط کرده که واقعا هیچ اثری ازش نمونده، نظریه دوم معقولتره که البته به هرحال باعث میشه میلیونها قطعه خیلی ریز روی آب باشن.
ماری شیاو، بازرس کل سابق دپارتمان حمل و نقل آمریکا: کاملا امیدوارم که این هم در حال بررسی باشه چون بعد از ۱۱ سپتامبر ما درسهای زیادی در مورد این تیپ چیزها گرفتیم. اما در ۱۱ سپتامبر ما بعد از اتفاق کلی اطلاعات داشتیم؛ تماس ها و گزارش ها و غیره و در اینجا هیچ چیزی وجود نداره. اونجا همه سعی می کردن کمک کنن اما حالا دولت ها و سازمان ها و غیره سکوت کردن و به همین دلیل کار بررسی بسیار مشکله.
جیم تیلمون: بله این محتمله ولی فقط یکی از لیست احتمالهای بلند و بالایی است که وجود داره.
جف بیتی مدیر سابق اداره ضد تروریست سیا: بدون یک این هم یکی از احتمالات است. حداقل سه سناریوی دیگه هم هست که من دوست دارم بهشون اشاره کنم. یکی بودن یک محموله بسیار ارزشمند در هواپیما است که باعث می شه هواپیمارباها اونو بدزدن و این محموله ارزشند ممکنه یکی از مسافرین هم باشه! سناریوی دوم که قبلا هم شاهدش بودیم استفاده از هواپیما به عنوان سلاح است و در نهایت چیزی که همیشه مطرحه درخواست پول در برابر آزادی گروگانها است.
جیم اسکویتو مسوول بخش امنیت ملی سی ان ان: کشورهایی که با سیستم های جاسوسی و ماهواره و تکنولوژیهای مشابه از هواپیما اطلاعات دقیق دارن علاقهای به افشای این اطلاعات ندارن. دلیلش هم اینه که کشورها شدیدا نسبت به این چیزها حساس هستن. مساله مرز مساله حساسی است و کشورها دائما سر این موضوع با هم کشمکش میکنن. بعضی از کشورهای همسایه با هم بارها وارد جنگ شدن و هیچ کس علاقمند نیست دقیقا مشخص کنه که سیستمهای ماهوارهای و رادارش تا کجا، در چه محدودهای و به چه شکلی میتونه اطلاعات جمع کنه.
ماری شیاو: خب وقتی هواپیماها مشغول عبور از اقیانوس هستن معمولا غیب می شن. یعنی هر زمانی که از دید رادارهای معمولی خارج بشن از نظر ما غیب شدن و بعد دوباره با رسیدن به یک رادار دیگه، ظاهر می شن.
جف بیتی: باید بگم که اگر هواپیما در اقیانوس سقوط کرده باشه و ما به گشتن به دنبالش ادامه بدیم، حتی اگر پیداش کنیم این مساله خیلی خیلی زمانبرخواهد بود. اگر سقوط روی زمین اتفاق افتاده باشه شانس بیشتری داریم.
جف وایز: جواب سریع «نه» است. اگر به گزارشی که نخست وزیر مالزی در روز شنبه اعلام کرد اعتماد کنیم تقریبا می دونیم هواپیما کجاست. این هواپیما بین دو عرض جغرافیایی مشخص است و کره شمالی خارج از این مدار است. ما اطلاعات خیلی کمی از اینکه چی پیش اومده داریم ولی چند چیز رو مطمئن هستیم و بر اساس اونها سناریوهایی میسازیم که فرود در کره شمالی جزوشون نیست.
دیوید استاپلز متخصص رادار و الکترونیک: گفته میشه که هواپیما به غرب پیچیده و بالای مالزی پرواز می کرده. اگر اطلاعات رادار رو قبول داشته باشین، این جایی است که هواپیما بوده. اگر هواپیما از اینجا میخواسته به سمت کره شمالی بره رادارهای ویتنام حتما متوجهاش میشدن.»
ماری شیاو: سوال اول اینه که چرا هیچ کس حین حادثه احتمالی یا در مسیر تماس نگرفته یا اسمس نداده یا ایمیل نزده. جواب ساده است: چون این هواپیما این امکان رو نداده. این هواپیما وایفای نداشته و شبکه موبایل رو هم پشتیبانی نمیکرده. در ضمن شرکتهای تلفن گفتن که این ادعا که تلفن بعضی از این آدمها زنگ می خورده نشون دهنده هیچ چیزی نیست و فقط می گه که آخرین دکلی که گوشی رو دیده داره تلاش می کنه با اون ارتباط برقرار کنه و این اصلا به این معنی نیست که تلفن روشن و فعاله.

و اگر سایت یا پروژه یا چیزی دارین که دوست دارین معرفی بشه، بهم روی jadijadi ایمیل بزنین و بگین چی رو می خواین در دوشنبه آخر ماه فروردین معرفی کنم.
یادتونه از کمک به رابین هود اینترنت نوشتم و پیشنهاد کردم به پروژه لوکیشنیاب موزیلا کمک کنین؟ تجربهای شگفت انگیز بود و خیلی از شهرهای ایران به شکل غیرقابل تصوری روشنتر شدن. اما مسیرهای بین شهری هنوز نیازمند کمک شما هستن و برای پیشبردش سایت سیتو یک ایده خوب عیدانه داره: کمک به رابینهود اینترنت در طول عید همه کلی سفر می ریم و تو شهر می چرخیم و غیره و اگر در این مدت مشغول کمک به رابینهود هم باشیم می تونیم هم مسیرهای ایران رو خیلی روشنتر کنیم و هم تلاش کنیم تا از سیتو یک رزبریپای یا جوایز دیگه ببریم! گیکها.. به پیش!
این بازی ۲۰۴۸ به هیجان ساکنین اینترنت و کابوس کارفرماها تبدیل شده چون حتی جدی ترین و منظم ترین و مسوولیت پذیرترین مدیری که من تا به حال داشتم هم الان دو میز اونطرفتر از من نشسته و داره تند تند رو گوشیاش سعی می کنه مربعهای ۲ و ۴ رو به هم بچسبونه و وقتی به ۱۰۲۴ میرسه هیجان زده می شه.
این بازی ترکیبی از ریاضیات، هوش، حوصله و شانس است و به همین خاطر شدیدا جذاب. از اونطرف باعث می شه شما حس کنین «باهوش» هستین و سعی کنین اول اینو به خودتون و بعدا به بقیه ثابت کنین و این انواع هورمونهای جذاب رو ترشح می کنه و در نهایت هم از همه مهمتر اینکه شروع این بازی راحته و وقتی می بازین فکر می کنین «حالا یه دست دیگه رو هم شروع کنم و دیگه اون اشتباه رو نکنم ببینم چی می شه…»
اما استراتژی برنده در این بازی چیه؟ یک بازی نسبتا شانسی می تونه شما رو به کاشیهایی در حدود ۱۲۸ یا ۲۵۶ و امتیازهایی حدود ۵۰۰۰ برسونه. اما رسیدن به کاشی ۲۰۴۸ (که هدف بازی است) و امتیازهایی در رده ۲۰هزار نیازمند یک استراتژی منظم و دید در مورد بازی است.
اما اول یک دو جمله در مورد بازی بگم! در این بازی هر بار می شه یکی از چهار جهت رو فشار داد. مثلا فرض کنین اینجای بازی هستن:

اگر دگمه بالا رو بزنین، انگار همه کاشی ها رو به بالا فشار دادین. یعنی اون دو تا دوی سمت راست به بالا فشار داده می شن که چون هر دو عدد مشابهی هستن، با هم ترکیب می شن و می شن چهار و بقیه مهرهها دست نخورده می مونن چون نه می تونن با هم ترکیب بشن نه می تونن از این بالاتر برن. در ضمن یک ۲ یا ۴ اتفاقی هم در یکی از خونههای خالی ظاهر می شه. حالا چطوری می شه این رو به وضعیت برنده (ایجاد کاشی ۲۰۴۸ که حاصل فشار دادن دو تا کاشی ۱۰۲۴ است) رسوند؟
بعد از چهار روز بازی توسط تقریبا هفت نفر و چند بار برنده شدن دوست قهرمان ۲۰۲۴ فرید فرمولهاش رو بهم گفت که اینجا خلاصه می کنم:

یک طرف رو انتخاب کنین و کاشیهای بزرگ رو اونجا نگه دارین. فرید اینجا سمت چپ رو انتخاب کرده.
یک کلید رو کلا از بازی حذف کنین مگر اینکه اصلا راه دیگه ای نباشه. اینجا فرید اصلا به راست نمی ره تا کاشی ها سمت چپ جمع بشن.
اگر جایی مجبور شدین به سمتی که قرار بوده حذف شده برین (مثلا اگر در بازی بالا جایی مجبور شدین برین سمت راست) سریعا برگردین چون اگر یک ۲ در سمت چپ بازی بالا ظاهر بشه احتمالا برنده نخواهید شد. حتی در انتخاب حرکت ها هم مواظب باشین کاری نکنین که بعدا مجبور بشین دگمه ممنوعه رو فشار بدین.
ردیف سمت چپ چهار تا عدد داره که از کوچیک به بزرگ مرتب شدن. باید سعی کردن این عددها اونجا حفظ بشن و با هم ترکیب نشن. خطرناکترین چیز اینکه اینجا بشه سه تا و بعد مجبور بشیم بالا پایین کنیم و یک ۲ بیافته بالای ۱۲۸
در بقیه صفحه باید سعی کنیم تا جای ممکن ۲ها و ۴های بیشتری با هم ترکیب کنیم
اگر جایی حس می کنیم می شه هم به سمت چپ فشار داد هم به سمت بالا یا پایین بهتره بالا پایین کنیم و نذاریم عددهای ردیف چپ با هم قاطی بشن یا هی بزرگ بشن.
اگر عددهای ردیف سمت چپ با هم ترکیب شدن، بهتره سریعا سعی کنیم یک دو در پایینش اضافه کنیم که سوراخ باز نمونه و یکهو یک ۲ اون بالای ردیف سمت چپ درست نشه که بیچاره می شیم
تقریبا هر اشتباه برابر شکست نهایی است. با دقت بازی کنین!

شخصا شاهد بودم که این روش امکان برنده شدن خوبی داره و این شد که گفتم با دوستان به اشتراک بذارم. نه برای اینکه بازی رو لوس کنم بلکه به این دلیل که می تونیم بیشتر و بیشتر در موردش حرف بزنیم و استراتژیهای همدیگه رو ببینیم. مطمئنا استراتژیها می تونن متنوع باشن مثلا این پیاده سازی اتوماتیک با این ایده که تا حد ممکن فقط ۲ و ۴ با هم ترکیب کنیم و نگران گوشه و این چیزها نباشیم یا استراتژی شما که … راستی استراتژی شما چی می گه؟
پ.ن. یک نسخه دو نفره از بازی! زنده باد نرم افزارهای آزاد که اجازه پیاده شدن سریع چنین ایدههایی رو می دن و اینجا هم سه تا لینک اصلی مربوط به بازی.
این مطلب قسمت دوم مطلبی است که امیر قبلا برامون در مورد روند شکل گیری شخصیت آرت فرستاده بود. توجه کنید به مصاحبه ای کوتاه از سایت دانشگاه با شخصیت آرت.
نام: آرت
رشته: فلسفه موج نو
دانشگاه هیولاها (ام یو) مفتخر است به داشتن انواع مختلف دانشجوها، از مجهول الهویه گرفته تا تعریف ناپذیر. با آرت، دانشجوی رشته فلسفه موج نو همراه شدیم تا بیشتر درباره این دانشجوی برگزیده بدانیم.
به عنوان شخصیتی باز با روحی آزاد، آرت عقیده دارد تجربههای زندگی اگر نه بیشتر که به اندازه تجربههای کلاس درس مهماند. «در واقع من خیلی سر کلاس نمیرم، چون که خودم رو دانشجوی دنیا میبینم. و همچنین به خاطر اینکه ۷ ماهِ که شهریه ندادم. ببینید، من به یه سیستم مبادله پایاپای عقیده دارم؛ سیستمی که تا حالا دانشگاه از پذیرفتنش سر باز زده.»
آرت به انجمن برادریاش، اوزما کاپا، بسیار متعهد و مشتاق به برقراری پیوندهای قوی با همکلاسیهایش در ام یو است. «من عاشق دوست شدن با افراد جدیدم. ولی شما واقعاً نمیتونید یه نفر رو بشناسید مگر اینکه با اون گریه کرده باشید؛ ترجیحاً از طریق یه خلسه مشترک عمیق و عاطفی، شاید هم از طریق یه مبارزه بکس حرفهای در قفس.»
وقتی از او پرسیدیم زندگی خود را در ۵ سال آینده چگونه تصور میکند، با لبخندی الهام بخش پاسخ داد «من خودم رو تو یه مزرعه زیر نور خورشید میبینم در حالی که درامز می زنم، بعد یه قطعه خفن سولو با گیتار شعلهور می زنم. منظورم گیتارِ که آتیش گرفته نه خودم؛ هرچند اونم میتونه باحال باشه.»
وقتی از او پرسیدیم قبل از ام یو کجا بوده، فقط گفت «از نظر قانونی به من گفتن که حق دارم به این سؤال جواب ندم.»
آرت ممکن است برای بسیاری از دانشجویان ام یو شخصیتی اسرار آمیز باشد، ولی بعد از مدتی روحیه آزاد اندیشاش راهی خواهد یافت تا او را شخصیت محبوب دانشگاه کند. یکی از همکلاسیهایش به ما گفت «هنوز هیچکس واقعاً اونو نمیشناسه. خیلی بانمکه، ولی یه جورایی ترسناک هم هست.»