
بیل گیتس براتون از یک تا ده می شمره

در دفاع از آزادی کیبرد


سلام جادی
من یه مشکلی دارم که تو این قضیه به هیچ کس به جز تو نمیتونم اعتماد کنم
من یه پسر ۲۰ ساله و قضیه اینه که به هیچ دختری جذب نمیشم و علاقه ای بهشون ندارم تا حالا هم دوست دخترنداشتم. خودم به این نتیجه رسیدم شاید گی باشم
که اگه اینجوری باشه خودم مشکلی باهاش ندارم. می خواستم ببینم تستی میشناسی که من بتونم انجام بدم و از این قضیه مطمعن بشم؟
باعث افتخاره که به من اعتماد میکنی ولی متوجه باش که من در نقش یک دوست با دید خوب در این حوزه نظر می دم نه به عنوان یک متخصص قانونی (: البته آخر نوشته ات گفته بودی چرا به متخصصین اعتماد نداری که کاملا قابل درکه و من برای کوتاه کردن، حذفش کرده ام.
نکته اینه اگر کسی داره به این فکر می کنه که آیا همجنسگرا است یا نه و تفکرات و تصوراتی راجع به احتمالا جواب «بله» است (: همونطور که احتمالا هم می دونی گرایش جنسی یک طیف است (مثلا کینزی یک طیف هفت تایی درست می کنه و اینجور نیست که دو حالت همجنسگرا و دگرجنسگرا داشته باشیم و اکثر افراد جایی اون وسط هستن (مثلا شماره ۲ کینزی که می گه طرف دگرجنسگرا است ولی گاهی گرایش های همجنسگرایی هم داره).
بعدش.. اینم لازمه بگم که معمولا آدم ها در تمام زندگی یک چیز نیستن، گرایش ها عوض می شه. خیلی از افرادی که روی دوجنسگرایی (یعنی هم گرایش به همجنس هم گرایش به جنس مخالف) کار کردن معتقد هستن که در دوره های مختلف گرایش یک فرد از همجنس و غیرهمجنس و برعکس حرکت می کنه و معمولا اینجوری نیست که در یک لحظه علاقمند به خوابیدن با هر دو باشه (این فاز ایران عزیز که اینهمه آدم هستن که با هر کی پیش بیاد می خوابن، بحثی خارج از گرایش جنسی است و بیشتر ناشی از وضعیت کشور).
و نکته ماقبل آخر اینکه بعضی متخصصین معتقد هستند خودارضایی راه حل خوبی برای کشف گرایش جنسی. تقریبا همه پسرها خودارضایی می کنن (و درصد بالایی از دخترها) و اینکار رو با تصوراتشون انجام می دن. اگر این تصورات شامل همجنس است نشونه خوبی داریم از همجنسگرایی.
و در آخر اینکه افرادی هستن که Asexual هستن یعنی بدون گرایش جنسی / غیرجنسی. این افراد نه به زن ها گرایش دارن نه به مردها و کلا زندگی بدون هیجان جنسی دارن و اتفاقا معمولا دچار مشکلات زیادی به خاطر برچسب خوردن های عجیب و غریب.
با همه این بحثها، تست هایی هست برای سنجش گرایش جنسی (با تمرکز بر همجنسگرایی و دگرجنسگرایی) که معمولا حاوی سوالات بسیار مستقیم است. مثلا می پرسه «آیا تا حالا با فکر کردن به همجنس دچار هیجان جنسی شده اید» یا «آیا تا حالا عامدانه همجنسی رو بوسیده اید» یا «آیا در رویای شبانه خودتون رو با یک همجنس دیده اید» و … و نتیجه می گیره که تا چه اندازه همجنسگرا هستین. برای یک نمونه از این تست به گرایش جنسی من مراجعه کنید که با بیست تا سوال، جوابتون رو می ده ولی فراموش نکنین که نه فقط دیگران، که حتی خودمون هم حق نداریم به خودمون برچسب بزنیم و هر کس باید با توجه کردن به سه اصل:
زندگی جنسی اش رو به شکلی سالم تنظیم کنه.

اکثر سیستمهای اشتراک فایل برای من جذاب نیستن، باید برم براوز کنم، فایل انتخاب کنم، منتظر بشم آپلود بشه و بعد لینک رو کپی کنم و بدم به یکی که بره سایت و کپچا بزنه و ببینه که اگر پول نده دانلودش خیلی کنده ولی اگر پول بده دو سوت دانلود می شه – حیونکی نمی دونه ما ایرانیم – و …
اما خود اسم ترنسفر.اساچ یا همون Transfer.sh بهمون می گه که با یک چیز حسابی گیکی طرف هستیم. اولا که می تونین هر فایلی رو دراپ کنین هر جای صفحه اولش و یک لینک دانلود مستقیم بگیرین که دو هفته معتبره یا از اون باحالتر از کامند لاین فایل رو آپلود کنین:
jadi@funlife:~/Desktop$ curl --upload-file bukowski-best_die_by_their_hand.jpg http://transfer.sh https://transfer.sh/7xme5/bukowski-best-die-by-their-hand.jpg jadi@funlife:~/Desktop$بله به همین سادگی لینک دانلود رو هم گرفتیم که تا دو هفته معتبره. اگر گنو/لینوکسی باشین می دونین که این چقدر قابلیت داره، می شه یک اسکریپت کوچیک درست کرد که بگه:
transfer thisfile.jpg jadijadi@gmail.com
و فایل رو آپلود کنه و خروجی کرل رو ایمیل کنه به اون آدرس یا هر چیز دیگه. خود سایت ترنسفر اس اش مثالهای جالبتری هم داره.
تا حالا چند تا ایمیل دریافت کردم که درباره آزادی بچههای نارنجی چیزی بنویسم. به نظرم عجیبه… چرا؟ چی بنویسم خب؟ راستش با وجود اینکه هیچ کار مثبت واقعی نکردیم، من یک کوچولو از خودم راضی هستم که در این مدت در مورد این جریان در هر جایی که حرف زدم گفتم و همیشه چه تو رادیو گیک ها چه جاهای دیگه سعی کردم یادآوری کنم. ولی راستش در کل، کل جریان باعث خجالت همه ما بود و بخصوص کسانی که … بگذریم و یادمون باشه که این «آزادی» نیست بلکه بیرون بودن با قید وثیقه است و ممنون باشیم از تک و توک آدم هایی که سعی کردن این اسم ها همیشه سربلند باشن؛ بطور خاص به نظرم بودن کسی مثل امین ثابتی در این روزها حداقلی از امید رو زنده نگه داشت. ببخشید که شاد و قهرمانانه نبود ولی نگران نباشین چون دنیا هر روز داره از روز قبل بهتر می شه حتی اگر اینطور به نظر نرسه.

برندان فیتزپاتریک هم مجموعه جالبی داره از اسباب بازیهای بچهها زیر اشعه ایکس که بخصوص کیفیت خوبشون باعث می شه آدم با دقت نگاه کنه و سری هم به منوی دست راست بزنه.
تابو یک منع قوی اجتماعی مرتبط با هر یک از حوزه های فعالیت های انسان یا رسوم اجتماعی است که مقدس و ممنوع شناخته می شوند. شکستن تابو با مقاومت و حتی تکفیر جامعه روبرو می شود. این عبارت از زبان تونگان (Tongan) گرفته شده که در بسیاری از فرهنگ های پولینزی مرسوم است. در آن جوامع، تابو ماهیتی مذهبی دارد. اولین کاربرد این عبارت در انگلیسی به نوشته های جیمز کوک در ۱۷۷۷ باز می گردد.
هنگامی که چیزی یا عملی تابو محسوب شود، در اطراف آن یکسری منع ها و ممنوع ها به وجود می آید، درست مثل خط کشی دقیق بین مقدسین و مجرمان. بعضی رسوم یا کنش های تابو حتی طبق قانون نیز مورد حراست قرار می گیرند و نقض آن ها با مجازات های سنگین پاسخ داده می شود.
تابوها می توانند شامل اعمال و اشیاء باشند. مثلا ممنوعیت های غذایی (غذای حلال در اسلام و کاشر در یهودیت، گیاه خواری مذهبی و ممنوعیت آدم خواری)، ممنوعیت های مرتبط با فعالیت های جنسی و روابط انسان ها (ممنوعیت ازدواج سفید پوستان با افراد رنگین پوست، همجنس گرایی، زنای با محارم، روابط جنسی میان انسان و حیوان، کودک خواهی و روابط جنسی با جسد مرده ها)، زشت دانستن عملکردهای طبیعی بدن (مثل باد معده)، محدودیت ها درباره مصرف مواد روان گردان، موارد مربوط به اعضای جنسی (ختنه کردن، تغییر جنسیت)، نمایش اعضای بدن (قوزک پا در انگلستان زمان ملکه ویکتوریا، صورت زنان در عربستان صعودی و افغانستان و برهنگی در آمریکا) و ممنوعیت در استفاده از زبان گستاخانه باشد.
هیچ تابویی جهانی نیست اما بعضی از تابوها (مثلا ممنوعیت روابط جنسی با کودکان) در اکثریت جوامع معتبر هستند. تابو ممکن است دارای کارکرد اجتماعی باشد ولی معمولا حتی پس تغییر وضعیت اجتماعی و برطرف شدن پشتوانه هایش نیز به زندگی ادامه می دهد. بنا بر همین استدلال، برخی باور دارند که به هنگام نبود شواهد تاریخی، می توان از بررسی تابوها به وضعیت اجتماعی دوره های تاریخی پی برد.
تابو معمولا شامل صحبت درباره تابو نیز می شود. این مساله باعث تغییر شکل تابو یا حتی تعویض لغات مرتبط با تابو می شود. مثلا در پاراگراف های قبلی استفاده از کلمه “باد معده” واکنش منفی جامعه را بر نمی انگیزد در حالی که عبارت “گوز” هنوز به عنوان یک تابوی اجتماعی محسوب شده، در ایران قابل پذیرش نیست. ماروین هریس، شخصیتی برجسته در بررسی ماتریالیستی فرهنگ، تلاش کرده است تا تابوها را محصول شرایط بوم شناختی و اقتصادی جامعه شان معرفی کند. همچنین زیگموند فروید تحلیلی درباره رفتارهای مرتبط با تابو ارائه داده است که طی آن به مشخص کردن محرک های غیرارادی این ممنوعیت ها پرداخته است. در این سیستم که در مقالات Teotem and Taboo معرفی شده است، فروید رابطه ای بین رفتارهای ممنوع و تقدیس بعضی اشیاء در گروه های خانوادگی خاص را مدعی شده است.
بعضی از مشهورترین تابوهای جهان به قرار زیر هستند :
استرالیا نام بردن از درگذشتگان توسط بومیان
تقریبا در همه جای جهان رابطه جنسی با کودکان، آدم خواری
یهودی ها و مسلمان ها خوردن گوشت خوک
بعضی فرهنگ های غربی نشان دادن کف پا، لمس کردن کفش، غذا خوردن با دست چپ
مردان آمریکایی نشان دادن احساسات در محیط عمومی، گریه کردن
هند نشان دادن احساسات در محیط عمومی، بوسیدن در جمع، نام بردن از افراد مسن تر با نام کوچک، سیگار کشیدن یا مشروب خوردن جلوی افراد مسن تر
چین (تا یکی دو نسل قبل) بوسیدن در جمع، نام بردن از افراد مسن تر با نام کوچک، ظاهر شدن زن در ماه های آخر حاملگی جلوی دیگران
کوه نوردان پا گذاشتن روی طناب کوهنوردی حتی وقتی از آن ها استفاده نمی شود
یهودی ها نام بردن اسم شخصی خداوند
مسیحیان و یهودی های متعصب سکس از مقعد

این نماد در سطح جهان معمولا به عنوان نماد «اسلام» شناخته می شود و حتی تعدادی از کشورهای اسلامی، آن را بخشی از پرچم ملی خود اعلام کرده اند (از جمله ترکیه و پاکستان). این نماد از دو بخش تشکیل شده است. یک هلال ماه و یک ستاره پنچ گوشه. ترکیب این دو به عنوان یک نماد مستقل، به دوران سومرهای باستان بر می گردد که در آن تمدن از این نماد به عنوان هماهنگی خدای خورشید و خدای ماه استفاده می شده (اولین آثار مشاهده شده بر می گردد به سالهای ۲۱۰۰ قبل از میلاد). در موارد دیگر این نماد نشان دهنده الهه های تانیت (الهه اصلی کارتاژها) و حتی دایانا (خدای حیوانات وحشی و شکار در میان رومیان) بوده است.
در دوران گسترش اسلام، نماد هلال ماه ( به شکل ) به عنوان علامت شهر کنستانتیپول، مرکز امپراتوری روم شرقی استفاده می شد. وقتی که مسلمانان در ۱۴۵۳ این شهر را فتح کردند، علامت آن را نیز برای خود برگزیدند و تنها آن را چرخاندند تا نمایاننده یک ماه رو به افول (در نیمکره شمالی) باشد. بعدها این علامت به عنوان نماد عثمانی ها پذیرفته شد و از آنجایی که در آن دوران سلسله عثمانی سردمدار سیاسی اسلام بود، در جهان این نماد به عنوان نماد اسلام شناخته شد. در اوائل قرن ۱۹، یک ستاره در کنار این ماه قرار گرفت و بعد از چندی به یک ستاره دقیقا پنچ گوش تغییر کرد. از ابتدای قرن بیستم، کشورهای اسلامی دیگری نیز این نماد را در پرچم خود قرار دادند.
ستاره پنج گوشه در این نماد، به تعبیر عده ای نشان دهنده پنج رکن دین اسلام است ولی همانگونه که دیده شد، این نماد چندان ریشه در باورهای اسلامی ندارد و در قرآن یا سخنان پیامبر اسلام نیز از آن سخنی به میان نیامده است. به همین دلیل بعضی از مسلمانان آن را به عنوان نماد دین خود قبول ندارند و حتی عده ای آن را علامتی کفر آمیز می دانند. امروزه در مواردی (از جمله پرچم ترکیه) فاصله ستاره با ماه بیشتر شده است تا ظاهر نماد با قوانین ستاره شناسی مطابقت داشته باشد
برای من اینطرف کشیدن ساعت معنی اش اینه که دیگه نمی تونم لای پرده رو باز بذارم و به موقع با نور آفتاب بیدار بشم. الان نور افتاب منو ساعت شش بیدار خواهد کرد. اصولا این ساعت رو اینطرف و اونطرف کشیدن چه تاثیری توی نور روز داره و در سطحی بالاتر، من که این روزها از هفت از خونه بیرون می رم در بهترین حالت شش و ربع می رسم، چقدر از سال تو تاریکی می یام بیرون و تو تاریکی بر می گردم. بذارین به پیروی از این مقاله که کار مشابهی کرده با بسته نرم افزاری جادویی R، با اعداد ور بریم.
مشخصه که نیاز به کتابخونه ای داریم که فانکشن های sunrise و غیره رو دارن پس:
> library(maptools)
و کافیه لت و لانگ تهران رو بهش بدیم:
> portsmouth <- matrix(c(51.4231, 35.6961), nrow=1)
و تاریخ:
> for_date <- as.POSIXct("2014-09-25", tz="Asia/Tehran")
و ازش بخوایم ساعت طلوع خورشید امروز رو بده:
> sunriset(portsmouth, for_date, direction="sunrise", POSIXct.out=TRUE)
day_frac time
newlon 0.2460366 2014-09-25 05:54:17
بله ظاهرا درسته ! خورشید ما رو ساعت ۵ و ۵۴ دقیقه صبح بیدار می کنه که مثل گرگ پاشیم بریم سر کار. این کتابخونه همچنین می تونه به ما زمان غروب، طول روز و ظهر رو هم بده و از اون باحالتر می تونه ورودی هایی به فرم بردارهایی از روزها قبول کنه. پس این تابع:
# adapted from http://r.789695.n4.nabble.com/maptools-sunrise-sunset-function-td874148.html
ephemeris <- function(lat, lon, date, span=1, tz="UTC") {
# convert to the format we need
lon.lat <- matrix(c(lon, lat), nrow=1)
# make our sequence - using noon gets us around daylight saving time issues
day <- as.POSIXct(date, tz=tz)
sequence <- seq(from=day, length.out=span , by="days")
# get our data
sunrise <- sunriset(lon.lat, sequence, direction="sunrise", POSIXct.out=TRUE)
sunset <- sunriset(lon.lat, sequence, direction="sunset", POSIXct.out=TRUE)
solar_noon <- solarnoon(lon.lat, sequence, POSIXct.out=TRUE)
# build a data frame from the vectors
data.frame(date=as.Date(sunrise$time),
sunrise=as.numeric(format(sunrise$time, "%H%M")),
solarnoon=as.numeric(format(solar_noon$time, "%H%M")),
sunset=as.numeric(format(sunset$time, "%H%M")),
day_length=as.numeric(sunset$time-sunrise$time))
}
می تونه لت و لانگ (طول و عرض) یک مکان رو بگیره و به اندازه date روز بعد از تاریخی که بهش گفتیم، به ما بگه که وضعیت نور روز چطوریه (اونم توی تایم زون مورد نظر):
> ephemeris(35.6961, 51.4231, "2014-09-25", 10, tz="Asia/Tehran")
date sunrise solarnoon sunset day_length
1 2014-09-25 554 1156 1757 12.05001
2 2014-09-26 555 1155 1755 12.01276
3 2014-09-27 555 1155 1754 11.97550
4 2014-09-28 556 1155 1752 11.93826
5 2014-09-29 557 1154 1751 11.90104
6 2014-09-30 558 1154 1750 11.86384
7 2014-10-01 558 1154 1748 11.82666
8 2014-10-02 559 1153 1747 11.78952
9 2014-10-03 600 1153 1745 11.75241
10 2014-10-04 601 1153 1744 11.71535
جالبه ولی نه به اندازه کافی. مغز اکثر ما نمودارها رو بهتر از جدول ها می فهمه. پس ما با توابع ggplot دو تا نمودار می کشیم. یکی نمودار نواری که نشون بده چه بخشی از روز نور آفتاب داره و چه بخش هایی تاریکه و یک نمودار دیگه که به سادگی بگه هر روز از سال چند ساعت نور داره.
library(ggplot2)
library(scales)
library(gridExtra)
# create two formatter functions for the x-axis display
# for graph #1 y-axis
time_format <- function(hrmn) substr(sprintf("%04d", hrmn),1,2)
# for graph #2 y-axis
pad5 <- function(num) sprintf("%2d", num)
daylight <- function(lat, lon, place, start_date, span=2, tz="UTC",
show_solar_noon=TRUE, show_now=TRUE, plot=TRUE) {
stopifnot(span>=2) # really doesn't make much sense to plot 1 value
srss <- ephemeris(lat, lon, start_date, span, tz)
x_label = ""
gg <- ggplot(srss, aes(x=date))
gg <- gg + geom_ribbon(aes(ymin=sunrise, ymax=sunset), fill="#ffeda0")
if (show_solar_noon) gg <- gg + geom_line(aes(y=solarnoon), color="#fd8d3c")
if (show_now) {
gg <- gg + geom_vline(xintercept=as.numeric(as.Date(Sys.time())), color="#800026", linetype="longdash", size=0.25)
x_label = sprintf("زمان در لحظه ترسیم نمودار: %s", format(Sys.time(), "%Y-%m-%d / %H:%M"))
}
gg <- gg + geom_hline(yintercept=as.numeric("0700"), color="#1000F6", linetype="longdash", size=0.25)
gg <- gg + geom_hline(yintercept=as.numeric("1815"), color="#1000F6", linetype="longdash", size=0.25)
gg <- gg + scale_x_date(expand=c(0,0), labels=date_format("%b "))
gg <- gg + scale_y_continuous(labels=time_format, limits=c(0,2400), breaks=seq(0, 2400, 200), expand=c(0,0))
gg <- gg + labs(x=x_label, y="",
title=sprintf("طلوع و غروب خورشید در %s\n%s ", place, paste0(range(srss$date), sep=" ", collapse="تا ")))
gg <- gg + theme_bw()
gg <- gg + theme(panel.background=element_rect(fill="#525252"))
gg <- gg + theme(panel.grid=element_blank())
gg1 <- ggplot(srss, aes(x=date, y=day_length))
gg1 <- gg1 + geom_area(fill="#ffeda0")
gg1 <- gg1 + geom_line(color="#525252")
if (show_now) gg1 <- gg1 + geom_vline(xintercept=as.numeric(as.Date(Sys.time())), color="#800026", linetype="longdash", size=0.25)
gg1 <- gg1 + scale_x_date(expand=c(0,0), labels=date_format("%b "))
gg1 <- gg1 + scale_y_continuous(labels=pad5, limits=c(0,24), expand=c(0,0))
gg1 <- gg1 + labs(x="", y="", title="طول روز به ساعت")
gg1 <- gg1 + theme_bw()
if (plot) grid.arrange(gg, gg1, nrow=2)
arrangeGrob(gg, gg1, nrow=2)
}
و حالا می تونیم هر چیزی بخوایم بکشیم.. مثلا برای تهران:
daylight(35.6961, 51.4231, "Tehran", "2014-03-21", 365, tz="Asia/Tehran")
باعث می شه به این برسیم:

نمودار بالا نشون می ده چه ساعت های از روز صبح است و چه ساعت هایی شب و نمودار پایینی نشون دهنده ساعت های روشنایی است که در هر روز داریم و توش به راحتی می تونین تاثیر اینطرف اونطرف کشیدن ساعت رو ببینین.
خط عمودی در نمودار بالا مشخص کرده الان کجای سال هستیم و دو خط نقطه چین افقی می گن اگر یک نفر لازم باشه از هفت صبح از خونه بره بیرون و شش و ربع برگرده، چه زمانهایی از نور آفتاب در زندگی اجتماعی دور است. این نمودار ممکنه باعث بشه شما از کارتون استعفا بدین.
می بنین اعداد چقدر قشنگن؟