تقارن روز برنامه نویسی و روز ایدز حتما دلیلی داره. من بهتون می گم!

امروز هم روز جهانی ایدز است و هم ۲۵۶مین روز سال و در نتیجه روز برنامه نویس‌ها. شاید فکر کنین این دو تا اتفاقی کنار هم افتادن و اتفاقا حق هم با شماست اما می شه از این فرصت استفاده کرد و چیزهای مفیدی گفت!

چند وقت پیش خبری بود که می گفت «هکرها جزو گروه‌های پر خطر ابتلا به ایدز هستن». یعنی ایدز بین هکرها و گیک‌ها بیشتر از جمعیت معمول بود! دلیل؟ این آدم ها معمولا توی خونه هستن و دور از فضاهای که توش ایدز منتقل می شه و در نتیجه وقتی به اون می رسن درست نمی دونن چطوری باید از خودشون حفاظت کنن. کمی عجیبه و الان هم که دنبال منبع می گردم پیداش نمی کنم و خوشبختانه مطمئن هستم که در مرود خواننده‌های این وبلاگ صادق نیست.

همه خواننده‌های من حسابی با کاندوم آشنا هستن، می دونن باید چجوری استفاده اش کنن (چه فیلم چه تصویر) و این رو هم می دونن که اگر اعتیاد تزریقی دارن، نباید از سرنگ مشترک استفاده کنن.

اما به هرحال در تلاقی این دو روز خاص، باید چیزی گفت پس این دوازده اشتباه مرسوم در استفاده از کاندوم رو هم می نویسم تا بعدا عذر و بهانه‌ای باقی نمونه.

virus

عدم توجه به سلامت فیزیکی کاندوم

یک تحقیق نشون داده که ۷۵٪ استفاده کنندگان از کاندوم قبل از استفاده به سلامت فیزیکی اون دقت نمی کنن. این افراد حتی اگر اشتباه مرسوم باز کردن کاندوم با قیچی رو هم مرتکب شده باشن، کماکان نمی دونن که باید قبل از استفاده نگاهی بندازن و مطمئن بشن که کاندوم پاره نشده باشه.

عدم بررسی تاریخ مصرف کاندوم

تقریبا ۶۱٪ مردهای جهان به تاریخ اکسپایر شدن کاندوم که روی بسته چاپ شده نگاه نمی کنن. خیلی از کاندوم‌ها تا ۵ سال تاریخ مصرف دارن ولی اصلا بعید نیست یک نرد کلاسیک، کاندوم رو با تمام امید ۵ سال نگه داره و مورد مصرفش پیش نیاد یا یک نفر دیگه در یک موقعیت اضطراری، کاندومی رو ته کمد پیدا کنه و یادش بره به تاریخ مصرفش نگاهی بندازه.

دیر پوشیدن کاندوم

در یک تحقیق مربوط به روابط جنسی، ۴۳٪ مردها گفتن که پیش اومده که کاندوم رو بعد از اینکه دخول (اینترکورس) شروع شد، گذاشتن. مهمه بدونیم که در تمام ترشحات ممکنه ویروس‌های بیماری زا وجود داشته باشن و حتی اسپرم ممکنه در این ترشحات یافت بشه. کاندم رو لازمه قبل از دخول استفاده کنیم.

نذاشتن فضای کافی در بالای کاندوم

تقریبا ۴۰٪ کاربران کاندوم نمی دونستن که باید حین گذاشتن کاندوم، نوک اون رو کمی فشار بدن تا توش هوا نباشه و منی بتونه اونو پر کنه. اگر اینکار رو نکنین هوا در اون قسمت می مونه و احتمال پاره شدن کاندوم بسیار بالاتر می ره.

زود برداشتن کاندوم

تقریبا ۱۵٪ مردها گفتن که به دلایل مختلفی از جمله از دست دادن ایرکشن (راست بودن) کاندوم رو قبل از اتمام اینترکورس برداشتن. اکثرا فکر می کنیم که بدون ایرکشن نمی شه به ارگاسم رسید ولی این درست نیست. همچنین نبودن کاندوم انتقال انواع ویروس‌ها و بیماری‌های جنسی رو بسیار راحت می کنه.

اشتباه پوشیدن کاندوم

باور کردنی نیست ولی ۳۰٪ مردم در مواردی کاندوم رو برعکش پوشیدن. لازم به توضیح بیشتر نیست فقط لازمه بدونیم که بعد از پوشیدن کاندوم، لبه اون باید به شکل یک لوله قابل باز و بسته شدن باشه. درست مثل کلاه پشمی یا جورابی که لوله کردیم و پوشیدیم.

استفاده مجدد از کاندوم

بازهم عجیبه ولی بین ۱ تا ۳ درصد مردها گفتن که پیش اومده که از یک کاندوم برای دو رابطه جنسی استفاده کنن. کاندوم یک چیز یکبار مصرفه و بسیار ارزون و حتی اگر چایی کیسه‌ای رو خشک می کنین و دوباره استفاده، اینکار رو نباید با کاندوم بکنین.

استفاده از دو کاندوم

افسانه عجیبی هست که استفاده از دو کاندوم باعث امنیت بیشتر می شه. استفاده از دو کاندوم روی هم نه فقط امنیت رو بیشتر نمی کنه که اون رو شدیدا پایین هم می یاره. استفاده از دو کاندوم احتمال در اومدن کاندوم ها رو بیشتر می کنه و اصلا توصیه نمی شه.

نگهداری اشتباه

خیلی ها نمی دونن که چطوری باید کاندوم رو نگهداری کنن. گذاشتن کاندوم در جیب و کیف و کیف پول و داشبورد ماشین و گوشه بالکن و … عمر اون رو شدیدا کم می کنه و خطر پارگی رو بسیار زیاد.

باز کردن قبل از پوشیدن

کاندوم رو باید مثل کلاه روی آلت گذاشت و مثل یک لوله اونو با چرخوندن پایین کشید. هر روش دیگه‌ای پوشیدن اون رو بسیار بسیار سخت می کنه.

عدم استفاده از لیز کننده‌ها

لوبریکیشن یکی از مهمترین اجزای سکس است. اگر فکر می کنین سکس به سختی انجام می شه یا ترشحات کافی وجود نداره، از یک لوبریکیشن مبتنی بر آب استفاده کنید. دقت کنید که لیز کننده‌های روغنی (وازلین و هر چیز چرب دیگه) باعث خراب شدن لتکس می شن و کاندوم احتمالا سریعا پاره می شه.

عدم استفاده از کاندوم

و بزرگترین اشتباه، استفاده نکردنه وقتی که لازمه!

ورودی خروجی فایل‌ها در جاوا

fileio

درسته که ۲۵۶مین روز سال و روز برنامه نویس‌ها است ولی باید یک سوزن هم به خودمون بزنیم دیگه.

روز برنامه نویس ها مبارک

Programmer-Day1

امروز روز ۱۱۱۱۱۱۱۱ سال است.. البته به زبون کامیپوترها که به زبون آدمیزاد می شه روز ۲۵۶م سال (با احتساب روز صفر! می دونین که ؟ کامپیوتری ها گاهی برای خنده چیزها رو از صفر می شمرن تا یادآور لوپ‌های زبون سی باشن). برنامه نویس‌ها مثل جادوگرها هستن. کسانی هستن که می فهمن پشت اینهمه ابزار عجیب غریب چی خوابیده و این ابزار چطوری کار می کنن.

سیصد سال پیش هر کس با صرف وقت کافی و بدون یاد گرفتن مهارت های جدید می تونست ابزاری که ازش استفاده می کنه رو -کمابیش- بسازه. ساختن یک چرخ، خونه، ترازو، و .. سخت بود اما از نظر سطح دانش خارج از دسترسی اکثر آدم‌ها نبود. امروز اما شرایط کاملا عوض شده. به من و شما دویست سال هم وقت بدن بعیده بتونیم یک لپ تاپ که هیچ، یک بوق هم بسازیم. اما یک گروه هستن که با اینکه بدون کمک بقیه یک پیچ هم نمی تونن بسازن، این حق رو دارن که ادعا کنن که در بیشترین دستگاه‌های جهان نقش بسیار مهم و موثر دارن: برنامه نویس‌ها. از خودرو، آسانسور، گوشی موبایل، قطار مترو، پخش کننده موزیک، کولر، کشتی و تلویزیون و … غیره و غیره و غیره.

امروز روز برنامه نویس‌ها است با همه باگ‌هایی که دارن و با همه زبون‌ها، کتابخونه‌ها و تکنولوژی‌هایی که هر روز باید یاد بگیرن تا تو شغلشون تثبیت بشن. برنامه نویسی در جهان یک شغل بسیار پر درآمده و در ایران یک شغل پر از دردسر… روزمون مبارک!

صفحه روز برنامه نویسی در فیسبوک رو لایک کنین که قوی و قویتر بشیم.

عجیب‌ترین تصویر رسمی یک خانواده پادشاهی

پرتره رسمی خانواده سلطنتی دانمارک

این نقاشی عجیب، تصویر خانواده سلطنتی دانمارک است. تصویری رسمی که ۱۲۵ سال بعد از کشیده شدن تصویر خانواده سلطنتی قبلی بالاخره توسط ملکه دانمارک مارگرت دوم به نقاشی به اسم توماس کلوگ سفارش و چهار سال بعد تحویل گرفته شد. گرفتن این سفارش افتخار بزرگی برای هر نقاشی است و تحویل دادن نقاشی بالا، حرکتی که از نقاش‌های خیلی کمی بر می یاد. بخصوص اگر به این فکر کنین که چطور توی بعضی جاهای دنیا کلا بخشی از بودجه کشور گذاشته می شه تا رییس کشور به شکل رستم دستان به مردم اون کشور غالب بشه. سایت سلطنتی دانمارک این نقاشی از خانواده سلطنتی رو به شکل رسمی پذیرفته و اعلام کرده که این نقاشی «نوعی رئالیسم جادویی» است. اگر می خواین بیشتر بدونین اول به این مطلب مراجعه کنین و بعدش سرچ.

جمعه‌ها با کاندوم: احمق نباشید! هر کاری لباس خاص خودش رو لازم داره

Condoms_SWAT

رادیو گیک شماره ۳۲ – کتاب صوتی ریشه‌های بی‌ریشه اثر اریک ریموند

یکبار دیگه مهمون شماره ۳۲م رادیو گیک هستین، رادیویی که تلاش می کنه جامعه انسانی رو به تکنولوژی پیوند بزنه. این شماره می خواین سری به کوان‌های ذن بزنیم.. اما کوان‌هایی که یکی از برنامه‌نویس‌ترین‌ها برای برنامه نویس ها نوشته تا با شنیدن و تفکر در موردشون به روشن‌شدگی برسن.

دانلود نسخه ام پی تری از یک سرور دیگه
دانلود نسخه او جی جی از یک سرور دیگه

و اینم برای محمد که رییس شبکه اش نمی ذاره پسوندهای مدیا رو دانلود کنه (فرمت فشرده شده):

دانلود نسخه ام پی تری فشرده شده از یک سرور دیگه

مشترک رادیو گیک بشین


آر اس اس رادیو گیک

اپلیکیشن اندروید رادیو گیک

رادیو گیک در آیتونز

رادیو گیک در ساوند کلاود

کتاب صوتی ریشه‌های بی ریشه – نوشته اریک ریموند

آپدیت: این ترجمه ها اثر خوب احمد شریف‌پور ترجمه کرده به آدرس http://lifebits.archiware.ir و در مقایسه با متن اصلی هم می شه گفت که از متنی سخت، ترجمه خیلی خوبی کرده. ممنونیم زاش.

این فایل ها تقریبا مال سه سال قبل هستن و ترجمه ای خوب از نوشته اریک ریموند به اسم rootless roots. یک دوستی ترجه کرده بود و من خونده بودم برای رادیو.اف. ام ولی هیچ وقت فرصت نشد جمع و جور کنم و بفرستم برای اون رادیو و در نتیجه حالا می ذارمش توی رادیو گیک. این روایت ها به شیوه کوان‌های ذن نوشته شدن که داستان‌های کوتاه یا مکالمات یا حتی تک جمله‌ها و سوال‌هایی هستن که به رهروان ذن امکان شک کردن و تفکر می دن تا به روشنایی برسن.

می دونم که الان بهتر از اون موقع متن رو می خونم و شاید چیزهایی ناواضح باشه ولی اریک ریموند شخصیت بسیار بزرگی در دنیای لینوکس است و این متن یک متن کلاسیک هر گیک. اخطار می دم که شدیدا مربوط به برنامه نویسی و گیک‌های یونیکس و لینوکس است و اگر جزوشون نیستین ممکنه از خیلی‌هاش سر در نیارین اما در عوض اگر برنامه نویسی می کنین و همزمان به فلسفه علاقمند هستین، این متن می تونه تحولی در زندگی حرفه ای شما باشه.

توی یادداشت های کنار متن نوشتم که اینها رو احمد ترجمه کرده ولی نمی دونم کدوم احمد و وبلاگی هم که توش نام برده می شه http://lifebit.wordpress.com/ است که متاسفانه دیگه نه فقط فعال نیست که حتی محتواش رو هم ظاهرا حذف کرده. خوشحال می شم اگر مترجم اصلی اینو دید (که اصلا بعید نیست این روزها یکی از بچه‌های مشهور دنیا باشه) یا اگر کسی اونو می شناخت بهم خبر بده (:

اول یک مقدمه می شنویم از مترجم و بعد ده تا کوان رو… دو کوان از کوان‌های ریشه‌های بی ریشه ترجمه نشدن یا من ندارمشون که به احترام مترجم ناشناس اصلی، به این متن اضافه‌شون نکردم. ذهنتون رو باز کنین چون در این پادکست ممکنه به روشن‌شدگی در مورد برنامه نویسی دست پیدا کنین.

به مناسبت هزار و یکمین روز زندانی بودن دو آدم الان شریف

این رو درست کردم برای یادآوری دو تا آدم الان شریف که می تونستن همرنگ جماعتشون بشن و رییس باشن و مدیر و عضو فلان مجمع و فلان شورا و … ولی ترجیح دادن از حقوق بشر حرف بزنن و از آزادی بیان و زمانی که تلویزیون هنوز می گفت باید به دروغگو تعظیم کنیم، گفتن که دروغ بده.

کروبی رو روحانی در فایل اکسل

دریافت فایل اکسل

جمعه‌ها: پورن بد نیست. پورن خوب نیست.

اولین برخورد من با پورن به معنی امروزی‌اش، دستگاه‌های ویدئویی بودن که می‌تونستن روی تلویزیون فیلم پخش کنن. من و علی و شهرام سال دوم دبیرستان بودیم و طبق سنت قدیمی درسخون‌های شیطون، ردیف یکی مونده به آخر کلاس می‌نشستیم. فرشاد به شهرام پونصد تومن بدهکار بود و گفت به جاش می تونه فیلم پورنی که داره رو یه روز به اون قرض بده. شهرام قبول کرد و ما همه بعد از مدرسه با یک فیلم وی اچ اس به خونه شهرام رفتیم که پدر و مادرش هر دو شاغل بودن و دیرتر به خونه می‌اومدن.

روی فلیم نوشته بود xyz و چند دقیقه اول تام و جری کلاسیک پخش کرد. دلیلش این بود که اگر کسی فیلم رو گرفت و تست کرد سریع متوجه نشه چیه. اما بعد از ده دقیقه تام و جری دیدن، فیلم پشه شروع شد. پشه‌ای که هر کسی رو نیش می‌زد اون آدم شروع می کرد به سکس با هر کسی که دور و برش بود. این فیلم اون زمان‌ها بسیار مشهور بود و اولین فیلم بلندی شد که من دیدم؛ غیرقابل مقایسه با عکس‌های پورنوگرافیک کاغذی یا عکس‌هایی که روی فلاپی دیسک‌هایی که ۳۶۰ کیلوبابیت بیشتر ظرفیت نداشتن یا حداکثر «فیلم»های چند ثانیه‌ای که روی دیسک‌های ۱.۴ مگابایتی ذخیره‌شون کرده بودم.

تقریبا تا آخر فیلم مبهوت بودم و در یک جور شوک ناشی از تعجب، کشف کلی چیز جدید و در عین حال در تلاش برای کم نیاوردن پیش دوستانی که احتمالا اونها هم تجربه اولشون بود. فیلم که تموم شد خیلی جدی و تیریپی که «همه چیز اوکی است» خداحافظی کردیم و هر کس اومد خونه‌اش. یادمه توی تاکسی و خیابون یک جور عجیبی بودم و حس می کردم همه دارن بهم نگاه می کنن.

این تجربه اول برام بسیار عجیب بود و چند روزی طول کشید تا از شوکش بیرون بیام و در عین حال باعث شد همه چیزهایی که دیده یا خونده بودم (از رساله فرهنگ‌نامه تا کتاب‌هایی مثل جنس دوم که یواشکی از کتابخونه بزرگترها کش می رفتم و می خوندم) برام معنی دقیق‌تر، واقعی‌تر و دم‌دست‌تری پیدا کنن. کاملا هم یادمه که هیچ احساس بدی نداشتم. نمی‌دونم چرا دوستانم معمولا بعدش احساس گناه داشتن اما من فقط حس می کردم کلی چیز فهمیدم.

احتمالا تجربه اول اکثر شما با من بسیار متفاوته – شاید هم سن‌تون ولی شکی نیست که در نبود هیچ شکلی از آموزش صحیح جنسی و بسته بودن تمام کانال‌هایی که سعی می‌کنن در مورد ابتدایی‌ترین رفتار بشر توضیحات معقولی بدن، پورن برای اکثر ما یک کانال «اطلاعاتی» بسیار قوی و صوتی تصویری است و خب تلاش ظاهری سیستم هم در سرکوب اون.

پورن بد نیست

اما آیا پورن چیز عجیبی است؟ آیا پورن مال مریض‌ها است؟ آمار می گه تقریبا ۷۰٪ مردهایی که به اینترنت دسترسی دارن و ۱۸ تا ۳۴ سال سن، در ماه حداقل یک بار به سایت‌های پورن مراجعه کردن (منبع) و این دو نتیجه بیشتر نمی تونه داشته باشه: یا واقعا ۷۰٪ جامعه منحرف و مریض هستن یا رفتن به پورنوگرافی ربطی به انحراف نداره و می‌تونه هر شکلی از مخاطب رو شامل بشه. از اونطرف هم دائما تبلیغ می شه که پورنوگرافی به جرایم ارتباط داره و کسی که پورن ببینه لابد خلاف های سنگین هم می کنه. این برداشت اشتباه به دو شکل مدعی این ارتباط می‌شه:

– ادعای اشتباه نوع اول: پورنوگرافی باعث وقوع جرم توسط بیننده می شه
– ادعای اشتباه نوع دوم: پورنوگرافی باعث وقوع جرم توسط تولید کننده می شه

اولی طبق آمار اشتباه بوده. حتی جالبه که پروفسور تاد کدنال از دانشگاه کلمسون کاریلونیای جنوبی نشون می ده که اگر بحث آمار باشه، دیدن پورنوگرافی با تعداد تجاوز رابطه معکوس داره (فراموش نکنیم که تجاوز معمولا نتیجه شهوت نیست، بلکه نتیجه علاقه به خشونت ورزی (مثلا به خاطر تحقیرشدگی) است) – در ضمن من و شما می دونیم که پورن بر خلاف معمولا منجر به خودارضایی و تخلیه شهوت می شه و نه تجمع اون.

ادعای دوم هم از نظر عقلی اشتباهه. پورن ساخته می شه که در روابطی معقول فروخته بشه پس منطقا توش نباید هیچ جرمی اتفاق بیافته. تمام فیلم‌های پورن بدون شک از هنرپیشه‌هایی استفاده می کنن که راضی به کاری که می کنن هستن (حداقل در سطحی که یک معدنچی راضی به کارش است) و هجده سال به بالا دارن. بحث قاچاق انسان و غیره مال فحشای غیرقانونی است نه پورنی که قراره در نهایت در تمام فروشگاه‌های معتبر با اسم و رسم فروخته بشه. حتی اگر قانون تصویب شده کشوری خیلی هم مسخره باشه، سازنده‌های پورن کاملا اونو رعایت می کنن. مثلا توی ژاپن اعضای جنسی نشون داده نمی شن (اما عجیب‌ترین پورن‌ها از این کشور بیرون می یاد) یا در کشور کانگرو پرور استرالیا طبق قانونی که قراره نذاره هیچ پورنی شبیه سکس کودکان بشه، هیچ هنرپیشه‌ زنی که پستان‌های خیلی کوچیک داشته باشه، اجازه کار نداره و با وجود مسخره بودن جریان، شما واقعا پورنی پیدا نمی کنین که در استرالیا ساخته شده باشه و توش هنرپیشه‌ای بازی کنه که قفسه سینه صافی داره.

پورن خوب نیست

اما آیا این حرف‌ها به این معنی است که پورن خوبه؟ مطمئنا نه. پورن اصولا نه «خوب» است نه «بد». مثل اینه که بگیم کتاب خوبه یا بد. فیلم خوبه یا بد. این چیزها وجود دارن و ما حتی اگر هم بتونیم، لازم نداریم اونها رو در «خوب» و «بد» طبقه بندی کنیم و اگر هم واقعا تصمیم بگیریم این کار رو بکنیم نمی تونیم جمله کلی بگیم و باید براش شرایطی بذاریم. یا باید بریم سراغ موارد خاص و مثلا بگیم فلان فیلم به فلان دلیل بده یا جملات کلی بگیم و مثلا مدعی بشیم که «پورن بد، بد است» یا اگر بخوایم ظاهرش رو قشنگتر کنیم بگیم «پورن بد، خوب نیست». و بعد بریم سراغ نام بردن از مشخصه‌های پورن بد.

پورن بد پورنی است که بی‌موقع باشه. مثلا مطمئنا سنی وجود داره که توش پورن مناسب نیست. از نظر قانونی این عدد روی ۱۸ سال گذاشته شده ولی من شخصا اولین پورنم رو در ۱۵ سالگی دیدم و بعید می دونم شما هم (بخصوص اگر مرد هستین) تا ۱۸ سالگی منتظر مونده باشین. از طرف دیگه پورن بد، پورنی است که خارج از علاقه شما باشه. ما ده‌ها طبقه‌بندی از پورن داریم و مطمئنا لازم نیست شما با چیزی برخورد کنین که بهش علاقه ندارین. اما بالاتر از همه یک جور دیگه پورن بد داریم: پورنی که به شما آموزش بده.

پورن یک منبع آموزشی نیست. درسته که ما در شرایط فعلی امکان آموزش دیدن صحیح و به موقع رو نداریم و پورن و سایت‌های مهمل اینترنتی یکی از منابع اطلاعاتی‌مون حساب می شن ولی باید حداقل این رو بدونیم که این منابع، منابع خوبی نیستن. متاسفانه برخلاف بسیاری از کشورها ما چیزی به اسم آموزش همگانی جنسی نداریم. از اونطرف هم از ۷ سالگی یک تفکیک جنسیتی بسیار شدید راه می ندازیم و هر جور موضوع مربوط به امور جنسی رو هم با گناه قاطی می کنیم و اصولا کسی به شکل سالم رشد جنسی نداره و به موقع نمی تونه از منابع معتبر و درست اطلاعات معتبر و درست کسب کنه. در این شرایط قابل درکه که ما از هر چیزی که به دست می یاریم (چه قانونی و اخلاقی مثل کتاب های پزشکی چه چیزهایی که قانون سعی کرده تقبیحشون کنه مثلا داستان ها و پورن تا چیزهایی که هم در اخلاق دیدنشون محکومه هم در قانون مثل فیلم‌های خصوصی مردم) شروع می‌کنیم سکس یاد بگیریم و تا وقتی هم منبع صحیح‌تری دستمون ندادن کسی حق نداره ما رو تقبیح کنه که تلاش می کنیم در مورد پایه‌ای ترین چیز بشری اطلاعات کسب کنیم اما دونستن این واقعیت که فیلم پورن منبع آموزشی جنسی نیست، برامون بسیار مهمه. مثلا حداقل چیزی که باید بدونیم اینه که چیزهایی که توی پورن می بینیم «سطح متوسط جامعه» رو تعیین نمی کنن. وقتی پورن می بینیم نه داریم به متوسط قیافه و هیکل و اندازه و ابعاد جامعه نگاه می کنیم و نه به متوسط اعمالی که در یک رابطه جنسی مرسوم اتفاق می افته. تکرار مثل قدیمی ام مهمه که «یاد گرفتن سکس از پورن درست مثل یاد گرفتن ورزش‌های رزمی از فیلم‌های جکی چان است».


پورن، نه جنایتکارانه است، نه مخصوص خلافکارها. برخورد انسان‌ها با پورن متفاوته. مردها بیشتر می‌بینن تا زن‌ها و یک انسان تنها بیشتر می‌بینه تا یک انسان دارای پارتنر. بعضی ها ژانر خاصی رو دوست دارن و بعضی‌ها از همون ژانر متنفر هستن و غیره و غیره. نگاه کردن به پورنوگرافی در تمام جوامع رفتاری طبیعیه و تا وقتی با رفتارهای طبیعی دیگه تداخل نکنه (مثلا به اعتیاد تبدیل نشه) خطر خاصی هم نداره ولی لازمه که این رفتار در سن مناسب و آگاهانه و با انتخاب صحیح باشه و امیدواریم شرایطی درست بشه که پورن فقط پورن بمونه و نه جایگزین یک آموزش صحیح.

بهانه این نوشته، درخواست کاوه محمدی بود که خودش در این باره نوشته و از من هم خواسته نظر بدم. خاطره‌های خودش از پورن رو بخونین که جالبه.