
نسبتا لوسه ولی چاره چیه (:
در دفاع از آزادی کیبرد

نسبتا لوسه ولی چاره چیه (:
در این شرایط نمی شه چیز معقولی نوشت. خبر اینکه که گروه بزرگی از نویسندههای نارنجی دستگیر شدن و بقیه چیزها همه حدس و گمان. من این بچهها رو تا حدی میشناسم و گاهی تو نارنجی مطلب داشتم و افتخار هم می کنم که از طریق این سایت پر بازدید سعی کردم در مورد فرهنگ اینترنت بنویسم. ولی واقعا چرا دستگیرشون کردن؟ معقوله که آدم حرفی نزنه چون وقتی اطلاعاتی نیست چیزی برای تحلیل معقول هم نیست ولی در این شکی نداریم که …
ما چیکار می تونیم بکنیم؟ در این وضعیت کار عجیبی نمی تونیم بکنیم. اما کارهای کوچیک اما عمیق هست. مثلا اینکه اینکه یادمون بمونه و فکر کنیم و با علاقه مطالب ماندگار نارنجی رو مرور کنیم و بهشون لینک بدیم و ازشون حرف بزنیم و شادی ها رو حفظ کنیم… مثلا با فکر به اینکه اگر نارنجی چند وقت ننویسه، چه بلایی سر کلی نشریه چاپی و وبلاگ مثلا تخصصی می یاد که کارشون دزدی مطالب نارنجی بوده (:
امروز هم روز جهانی ایدز است و هم ۲۵۶مین روز سال و در نتیجه روز برنامه نویسها. شاید فکر کنین این دو تا اتفاقی کنار هم افتادن و اتفاقا حق هم با شماست اما می شه از این فرصت استفاده کرد و چیزهای مفیدی گفت!
چند وقت پیش خبری بود که می گفت «هکرها جزو گروههای پر خطر ابتلا به ایدز هستن». یعنی ایدز بین هکرها و گیکها بیشتر از جمعیت معمول بود! دلیل؟ این آدم ها معمولا توی خونه هستن و دور از فضاهای که توش ایدز منتقل می شه و در نتیجه وقتی به اون می رسن درست نمی دونن چطوری باید از خودشون حفاظت کنن. کمی عجیبه و الان هم که دنبال منبع می گردم پیداش نمی کنم و خوشبختانه مطمئن هستم که در مرود خوانندههای این وبلاگ صادق نیست.
همه خوانندههای من حسابی با کاندوم آشنا هستن، می دونن باید چجوری استفاده اش کنن (چه فیلم چه تصویر) و این رو هم می دونن که اگر اعتیاد تزریقی دارن، نباید از سرنگ مشترک استفاده کنن.
اما به هرحال در تلاقی این دو روز خاص، باید چیزی گفت پس این دوازده اشتباه مرسوم در استفاده از کاندوم رو هم می نویسم تا بعدا عذر و بهانهای باقی نمونه.

یک تحقیق نشون داده که ۷۵٪ استفاده کنندگان از کاندوم قبل از استفاده به سلامت فیزیکی اون دقت نمی کنن. این افراد حتی اگر اشتباه مرسوم باز کردن کاندوم با قیچی رو هم مرتکب شده باشن، کماکان نمی دونن که باید قبل از استفاده نگاهی بندازن و مطمئن بشن که کاندوم پاره نشده باشه.
تقریبا ۶۱٪ مردهای جهان به تاریخ اکسپایر شدن کاندوم که روی بسته چاپ شده نگاه نمی کنن. خیلی از کاندومها تا ۵ سال تاریخ مصرف دارن ولی اصلا بعید نیست یک نرد کلاسیک، کاندوم رو با تمام امید ۵ سال نگه داره و مورد مصرفش پیش نیاد یا یک نفر دیگه در یک موقعیت اضطراری، کاندومی رو ته کمد پیدا کنه و یادش بره به تاریخ مصرفش نگاهی بندازه.
در یک تحقیق مربوط به روابط جنسی، ۴۳٪ مردها گفتن که پیش اومده که کاندوم رو بعد از اینکه دخول (اینترکورس) شروع شد، گذاشتن. مهمه بدونیم که در تمام ترشحات ممکنه ویروسهای بیماری زا وجود داشته باشن و حتی اسپرم ممکنه در این ترشحات یافت بشه. کاندم رو لازمه قبل از دخول استفاده کنیم.
تقریبا ۴۰٪ کاربران کاندوم نمی دونستن که باید حین گذاشتن کاندوم، نوک اون رو کمی فشار بدن تا توش هوا نباشه و منی بتونه اونو پر کنه. اگر اینکار رو نکنین هوا در اون قسمت می مونه و احتمال پاره شدن کاندوم بسیار بالاتر می ره.
تقریبا ۱۵٪ مردها گفتن که به دلایل مختلفی از جمله از دست دادن ایرکشن (راست بودن) کاندوم رو قبل از اتمام اینترکورس برداشتن. اکثرا فکر می کنیم که بدون ایرکشن نمی شه به ارگاسم رسید ولی این درست نیست. همچنین نبودن کاندوم انتقال انواع ویروسها و بیماریهای جنسی رو بسیار راحت می کنه.
باور کردنی نیست ولی ۳۰٪ مردم در مواردی کاندوم رو برعکش پوشیدن. لازم به توضیح بیشتر نیست فقط لازمه بدونیم که بعد از پوشیدن کاندوم، لبه اون باید به شکل یک لوله قابل باز و بسته شدن باشه. درست مثل کلاه پشمی یا جورابی که لوله کردیم و پوشیدیم.
بازهم عجیبه ولی بین ۱ تا ۳ درصد مردها گفتن که پیش اومده که از یک کاندوم برای دو رابطه جنسی استفاده کنن. کاندوم یک چیز یکبار مصرفه و بسیار ارزون و حتی اگر چایی کیسهای رو خشک می کنین و دوباره استفاده، اینکار رو نباید با کاندوم بکنین.
افسانه عجیبی هست که استفاده از دو کاندوم باعث امنیت بیشتر می شه. استفاده از دو کاندوم روی هم نه فقط امنیت رو بیشتر نمی کنه که اون رو شدیدا پایین هم می یاره. استفاده از دو کاندوم احتمال در اومدن کاندوم ها رو بیشتر می کنه و اصلا توصیه نمی شه.
خیلی ها نمی دونن که چطوری باید کاندوم رو نگهداری کنن. گذاشتن کاندوم در جیب و کیف و کیف پول و داشبورد ماشین و گوشه بالکن و … عمر اون رو شدیدا کم می کنه و خطر پارگی رو بسیار زیاد.
کاندوم رو باید مثل کلاه روی آلت گذاشت و مثل یک لوله اونو با چرخوندن پایین کشید. هر روش دیگهای پوشیدن اون رو بسیار بسیار سخت می کنه.
لوبریکیشن یکی از مهمترین اجزای سکس است. اگر فکر می کنین سکس به سختی انجام می شه یا ترشحات کافی وجود نداره، از یک لوبریکیشن مبتنی بر آب استفاده کنید. دقت کنید که لیز کنندههای روغنی (وازلین و هر چیز چرب دیگه) باعث خراب شدن لتکس می شن و کاندوم احتمالا سریعا پاره می شه.
و بزرگترین اشتباه، استفاده نکردنه وقتی که لازمه!

درسته که ۲۵۶مین روز سال و روز برنامه نویسها است ولی باید یک سوزن هم به خودمون بزنیم دیگه.

امروز روز ۱۱۱۱۱۱۱۱ سال است.. البته به زبون کامیپوترها که به زبون آدمیزاد می شه روز ۲۵۶م سال (با احتساب روز صفر! می دونین که ؟ کامپیوتری ها گاهی برای خنده چیزها رو از صفر می شمرن تا یادآور لوپهای زبون سی باشن). برنامه نویسها مثل جادوگرها هستن. کسانی هستن که می فهمن پشت اینهمه ابزار عجیب غریب چی خوابیده و این ابزار چطوری کار می کنن.
سیصد سال پیش هر کس با صرف وقت کافی و بدون یاد گرفتن مهارت های جدید می تونست ابزاری که ازش استفاده می کنه رو -کمابیش- بسازه. ساختن یک چرخ، خونه، ترازو، و .. سخت بود اما از نظر سطح دانش خارج از دسترسی اکثر آدمها نبود. امروز اما شرایط کاملا عوض شده. به من و شما دویست سال هم وقت بدن بعیده بتونیم یک لپ تاپ که هیچ، یک بوق هم بسازیم. اما یک گروه هستن که با اینکه بدون کمک بقیه یک پیچ هم نمی تونن بسازن، این حق رو دارن که ادعا کنن که در بیشترین دستگاههای جهان نقش بسیار مهم و موثر دارن: برنامه نویسها. از خودرو، آسانسور، گوشی موبایل، قطار مترو، پخش کننده موزیک، کولر، کشتی و تلویزیون و … غیره و غیره و غیره.
امروز روز برنامه نویسها است با همه باگهایی که دارن و با همه زبونها، کتابخونهها و تکنولوژیهایی که هر روز باید یاد بگیرن تا تو شغلشون تثبیت بشن. برنامه نویسی در جهان یک شغل بسیار پر درآمده و در ایران یک شغل پر از دردسر… روزمون مبارک!
صفحه روز برنامه نویسی در فیسبوک رو لایک کنین که قوی و قویتر بشیم.

این نقاشی عجیب، تصویر خانواده سلطنتی دانمارک است. تصویری رسمی که ۱۲۵ سال بعد از کشیده شدن تصویر خانواده سلطنتی قبلی بالاخره توسط ملکه دانمارک مارگرت دوم به نقاشی به اسم توماس کلوگ سفارش و چهار سال بعد تحویل گرفته شد. گرفتن این سفارش افتخار بزرگی برای هر نقاشی است و تحویل دادن نقاشی بالا، حرکتی که از نقاشهای خیلی کمی بر می یاد. بخصوص اگر به این فکر کنین که چطور توی بعضی جاهای دنیا کلا بخشی از بودجه کشور گذاشته می شه تا رییس کشور به شکل رستم دستان به مردم اون کشور غالب بشه. سایت سلطنتی دانمارک این نقاشی از خانواده سلطنتی رو به شکل رسمی پذیرفته و اعلام کرده که این نقاشی «نوعی رئالیسم جادویی» است. اگر می خواین بیشتر بدونین اول به این مطلب مراجعه کنین و بعدش سرچ.

یکبار دیگه مهمون شماره ۳۲م رادیو گیک هستین، رادیویی که تلاش می کنه جامعه انسانی رو به تکنولوژی پیوند بزنه. این شماره می خواین سری به کوانهای ذن بزنیم.. اما کوانهایی که یکی از برنامهنویسترینها برای برنامه نویس ها نوشته تا با شنیدن و تفکر در موردشون به روشنشدگی برسن.
– دانلود نسخه ام پی تری از یک سرور دیگه
– دانلود نسخه او جی جی از یک سرور دیگه
و اینم برای محمد که رییس شبکه اش نمی ذاره پسوندهای مدیا رو دانلود کنه (فرمت فشرده شده):
– دانلود نسخه ام پی تری فشرده شده از یک سرور دیگه
![]() آر اس اس رادیو گیک |
![]() اپلیکیشن اندروید رادیو گیک |
![]() رادیو گیک در آیتونز |
![]() رادیو گیک در ساوند کلاود |

آپدیت: این ترجمه ها اثر خوب احمد شریفپور ترجمه کرده به آدرس http://lifebits.archiware.ir و در مقایسه با متن اصلی هم می شه گفت که از متنی سخت، ترجمه خیلی خوبی کرده. ممنونیم زاش.
این فایل ها تقریبا مال سه سال قبل هستن و ترجمه ای خوب از نوشته اریک ریموند به اسم rootless roots. یک دوستی ترجه کرده بود و من خونده بودم برای رادیو.اف. ام ولی هیچ وقت فرصت نشد جمع و جور کنم و بفرستم برای اون رادیو و در نتیجه حالا می ذارمش توی رادیو گیک. این روایت ها به شیوه کوانهای ذن نوشته شدن که داستانهای کوتاه یا مکالمات یا حتی تک جملهها و سوالهایی هستن که به رهروان ذن امکان شک کردن و تفکر می دن تا به روشنایی برسن.
می دونم که الان بهتر از اون موقع متن رو می خونم و شاید چیزهایی ناواضح باشه ولی اریک ریموند شخصیت بسیار بزرگی در دنیای لینوکس است و این متن یک متن کلاسیک هر گیک. اخطار می دم که شدیدا مربوط به برنامه نویسی و گیکهای یونیکس و لینوکس است و اگر جزوشون نیستین ممکنه از خیلیهاش سر در نیارین اما در عوض اگر برنامه نویسی می کنین و همزمان به فلسفه علاقمند هستین، این متن می تونه تحولی در زندگی حرفه ای شما باشه.
توی یادداشت های کنار متن نوشتم که اینها رو احمد ترجمه کرده ولی نمی دونم کدوم احمد و وبلاگی هم که توش نام برده می شه http://lifebit.wordpress.com/ است که متاسفانه دیگه نه فقط فعال نیست که حتی محتواش رو هم ظاهرا حذف کرده. خوشحال می شم اگر مترجم اصلی اینو دید (که اصلا بعید نیست این روزها یکی از بچههای مشهور دنیا باشه) یا اگر کسی اونو می شناخت بهم خبر بده (:
اول یک مقدمه می شنویم از مترجم و بعد ده تا کوان رو… دو کوان از کوانهای ریشههای بی ریشه ترجمه نشدن یا من ندارمشون که به احترام مترجم ناشناس اصلی، به این متن اضافهشون نکردم. ذهنتون رو باز کنین چون در این پادکست ممکنه به روشنشدگی در مورد برنامه نویسی دست پیدا کنین.