
روی فیسبوک: https://www.facebook.com/radiojadi
روی ساوندکلاود: https://soundcloud.com/user6744983
روی توییتر: https://twitter.com/radiojadi
با تشکر
جادی
در دفاع از آزادی کیبرد

روی فیسبوک: https://www.facebook.com/radiojadi
روی ساوندکلاود: https://soundcloud.com/user6744983
روی توییتر: https://twitter.com/radiojadi
با تشکر
جادی
بیل گیتس با داشتن مایکروسافت یکی از نوابع دنیای تکنولوژی است و با زندگی اش یکی از الگوهای خیلی از انسانها. گیتس شاید از دانشگاه اخراج شده باشه ولی با امتیاز ۱۵۹۰ از ۱۶۰۰ امتیاز SAT ثابت کرده که جزو ۰.۵ درصد بالای جامعه است (این تست در بسیاری از دانشگاه ها مورد نیازه و چیزهایی مثل درک ریاضی، نوشتن، خواندن منتقدانه و استفاده از ماشین حساب رو می سنجه). گیتس کارهای زیادی کرده (مثلا از وضعیت ایستاده از روی یک صندلی کامپیوتر پریده) اما کاری که هیچ ادعایی توش نداره شطرنجه.
فیلم بسیار کوتاه زیر مسابقه بیل گیتس است با کسی که بهش لقب جاستین بیبر شطرنج رو دادن (حیوونی!) ؛ یک پسر ۲۳ ساله به اسم ماگنوس کارلسن که از سیزده سالگی استاد بزرگ شطرنج هم هست. گیتس توی این برنامه تلویزیونی در فقط ۷۱ ثانیه مغلوب می شه و ظاهرا هم فقط وقتی قهرمان بزرگ دستش رو برای دست دادن دراز می کنه متوجه مات بودنش شده. گیتس در مجموع ۲ دقیقه برای فکر کردن وقت داشته و ماگوس سی ثانیه.
اگر اینترنت خبیث استکباری دارین حتما ویدئوی دو سه دقیقه ای زیر رو ببینین و به این فکر کنین که آخرین باری که توی رسانه های خودمون دیدین یک آدم مهم قبول کنه وارد رقابتی بشه که ضعفش رو نشون می ده، کی بوده و به اخلاق بیل گیتس افرین بگین (:
امیدوارم با مجموعه تلویزیونی سیمپسونها آشنا باشین. انیمیشن کمدی تلویزیونی آمریکایی که موضوعش یک خانواده متوسط و معمولی آمریکایی است که تا حالا حدود ۵۵۰ قسمت ازش پخش شده. اما در هفته نوشتن در مورد کپی رایت می خوام یک شماره اش رو توصیه کنم: سیزن بیست و پنج، اپیزود نه. یا اونطوری که تورنتی ها می گن S25E09 (اصلاح کردم) و حتما متوجه شدین؛ من هم برای دیدنش اونو از تورنت دانلود کردم و نگاه کردم. شماره ای در مورد نقض کپی رایت توسط پدر خانواده و راه انداختن یک سینمای محلی و اهمیت غیرعادی پلیس در این مورد که در حالی که فقط یکی دو اتاق داغون برای مبارزه با مواد مخدر و این چیزها داره، عریض و طویل ترین سازمان ممکن برای مبارزه با «دزدی» رو تشکیل داده. پیشنهادم اینه که اگر به کپی رایت علاقمند هستین حتما این شماره رو ببینین و بخندین و فکر کنین.
در ضمن ehsan توی کامنت ها اشاره می کنه که «اگه علاقه مند به جاسوسی اینترنتی و nsa هستین south park s17e01 رو ببینین ، خیلی باحاله».

بخش آی تی شهرداری پولداره و خوب و پروژههای قابل قبولی رو هم پیش می بره. جدیدترینش این نقشه کامل شهر تهران است که چندان دور از ذهن نبوده ولی یک جنبهاش می تونه همه ما رو هیجان زده کنه: نمای شهری یا همون Street View گوگل. در این نقشه می شه با انداختن یک فلش کوچیک در هر جای نقشه، نمای شهری رو مشاهده کرد. مشکلات فنی متنوعی هست مثلا اینکه در تک تک عکس ها سقف ماشین قابل دیدنه که سعی شده با گذاشتن یک لوگوی گوگل جبران بشه یا بعضی جاها که ترافیک بوده عکس ها شدیدا به هم نزدیک هستن و جاهایی که اتوبان بوده فاصله عکس ها زیاد شده.
اما.. یک تفاوت بزرگ دیگه این پروژه با پروژه گوگل، پرایوسی است. در اینجا اتوموبیل فقط راه رفته و عکس گرفته. مردم، نوشته ها، تبلیغ ها، پلاک ماشین ها و … همه و همه هنوز اونجا هستن. ظاهرا یک الگوریتم (یا آدم؟!!) داره تیکه تیکه پلاک ماشین ها رو محو می کنه ولی به نظرم حذف کردن کل پلاک ها و مناطق عکس برداری ممنوع (که فعلا تو نقشه قشنگ و دوستانه متر به متر دیده می شن) کلی کلی کار می بره و تازه بعدش اینکه نقشه سوراخ سوراخ رو بذاریم جلومون یک جورهایی تابلو می کنه که کدوم کوچه ها اجازه ورود نداشتن و این خودش ماجرا رو یک پله ناامن تر می کنه… و برای ما مردم معمولی هم این سوال هست که آیا پرایوسی ما مهم نیست؟ گوگل الان صورت ها رو هم حذف می کنه اما اینجا تک تک آدم های توی خیابون که جای خود، پنجره ها و حیات های نرده دار و .. هم معلوم هستن و آیا قراره برای این فکری بشه؟
اما مسابقه! از الان تا یک هفته اسکرین شات به همراه ذکر محل دقیق بهترین عکس هایی که می تونین ببینین رو برام ایمیل کنین به آدرس jadijadi@gmail.com تا من در یک پست ویژه این عکس ها رو با حفظ پرایوسی نشون بدم (منطقا نباید توش چیز غیر قابل نشون داده باشه ولی اگر بود اینکار رو میکنم) و در دو بخش «خنده دار / جالب» و «نقض حریم شخصی» به بهترین هاش جایزه بدم! این شما و این منبع مسابقه: http://map.tehran.ir/streetview/
در ادامه بحث های هفته کپی رایت رسیدهایم به جایی که باید از یک هک هوشمندانه در دنیای کپی رایت حرف بزنیم: کپی لفت. «کپی لفت» در سطح لغوی یک شوخی با کلمه «کپی رایت» است و اولین بار در یک زبون برنامه نویسی سبک و محبوب به اسم تاینی بیسیک دیده شد. اما تاریخچه واقعی کپی لفت به جایی دیگه بر می گرده.
فرض کنین من و شما با اینکه آدم ها اجازه نداشته باشن از برنامه های دور و برشون استفاده کنن راضی نباشیم و بخوایم به همه این فرصت رو بدیم که به یک کمپایلر خوب دسترسی داشته باشن. اگر عاقل و باسواد باشیم چیکار می کنیم؟ یک کمپایلر می نویسیم و می دیم بهشون (: ریچارد استالمن بزرگ افسانه ای هم دقیقا همینکار رو کرد ولی بعد یک چیزی خورد توی ذوقش: یک شرکت از استالمن اجازه گرفت برنامه اش رو بهتر کنه، استالمن با علاقه اجازه داد ولی بعد که از شرکت خواست برنامه بهتر شده رو بهش بده، مقاومت کرد و نداد و گفت این چیزهای بهتر شده مال خودش هستن و اونا رو به کسی نمیده. اما اگر کسی استالمن رو بشناسه، این شوخی رو باهاش نمی کنه – و خب معقوله که اون زمان کسی استالمن رو چندان نمی شناخت.
از اون تاریخ بود که استالمن تبدیل شد به پیغمبر دنیای آزاد و هدفش شد رسوندن ایده آزادی نرم افزار. در این جنگ اولین چیزی که نیاز داشت یک اسلحه خوب بود برای حفظ چیزهای آزادی که خلق می کرد. این اسلحه آزاد یک هک جالب قانونی بود: کپی رایت علیه کپی رایت.
در این ایده استالمن یک متن جالب نوشت که توش با استفاده از اسلحه ای به اسم حقوق قانونی کپی رایت، آزاد بودن و آزاد بودن یک اثر تضمین می شد. استالمن با اینکار فرقی گذاشت بین «نداشتن هیچ شکلی از کپی رایت» و «داشتن یک کپی رایت تضمین کننده آزادی (که بهش می گفت کپی لفت)». توی اولی ماجرا این شکلی می شه که شما یک سیستم عامل خوب می نویسین و منتشر می کنین ولی بعد یک شرکت تجاری بر می داره سورسش رو می بنده و می گه این مال منه و می ره کپی رایت می ذاره روش. توی دومی، شما می گین «این محتوا که من درست کردم کپی رایت داره! طبق قانون این محصول حاوی این چهار آزادی است. آزادی صفر: آزادی استفاده – یعنی هر کس حق داره از این استفاده کنه. آزای یک: آزادی بررسی – یعنی هر کس حق داره بررسی کنه که این چطوری کار می کنه. آزادی دو: آزادی کپی و انتشار به دیگران – یعنی شما حق دارین این پست وبلاگ رو کپی بگیرین و بدین یکی دیگه بخونه و آزادی آخر یا آزادی سه: آزادی تغییر دادن و دادن اون تغییرات به دیگران! البته! البته همه نسخه های تغییر کرده باید کماکان حاوی آزادی های قبلی باشن.»
تقریبا هیچ چیزی نمی تونه از این هوشمندانه تر باشه! کارگذاشتن یک ویروس آزادی در دنیای تکنولوژی که سریعا رشد کرد و کلی از دنیا رو گرفت (و اگر شما الان می تونین این رو بخونین دلیلش دقیقا همون برنامه های آزاد است که اون تفکر درست کرد.
استالمن با این ایده فوق العاده کپی رایت رو علیه کپی رایت خودش به کار انداخت و با همون سلاح قانونی کپی رایت چیزی ساخت که آدم ها جرات کنن چیزهای آزاد خلق کنن و به دیگران بدن بدون اینکه نگران این باشن که اسمشون از کل سیستم حذف بشه یا کسی از سیستمشون سوء استفاده کنه و آزادیهای بقیه رو محدود کنه.
مطالعه بیشتر؟
– کپی لفت در ویکیپدیای فارسی
– ده شخصیت تاثیرگذار دنیای آزاد اطرافمون که باید بشناسیم
– سه کج فهمی از کپی رایت
– جواب به سوال هایی در مورد گنو/لینوکس
–
این اسکرین شات رو هم مهدی غیاثی (روی توییتر @MahdiGhiasi) برامون فرستاده از گوشی ویندوز فوناش:

حالا ویندوز فون اینقدر به من ایمیل زده یاد گرفته که بعد از سلام باید پیشنهاد بده «جادی» ولی صاحب جریان واقعا باید توضیح بده که جریان «ترشحات» چیه و طی چه پروسه ای ویندوز فون یاد گرفته بعد از سلام باید پیشنهاد «ترشحات» بده (:
توی کشور ما کپی رایت محترم و معتبر نیست و اتفاقا اکثر ما بخشی از زندگی مون رو با این فکر گذروندیم یا هنوزم می گذرونیم که اگر کپی رایت رو نقض کنیم، خیلی آدم با سواد و خفنی هستیم. مثلا افتخار می کردیم که می تونیم کرک بازی ها رو تو اینترنت پیدا کنیم یا یک دایرکتوری داریم که توش فلان قدر کتاب دانلود شده هست. چرا اینطوریه؟ چون ما از اول با ایده کپی رایت بزرگ نشدیم و درست مثل مسائل جنسی، بعضی هامون آگاهی مون از کپی رایت در حد چند تا تیزر است که چندین سال پیش برای یکی دو ماه تلویزیون پخش کرده و بعد یکسری شنیده های عمومی و گفته های توی آرایشگاه و تاکسی. سه تا خاطره نقل می کنم:
احتمالا شما هم شاهد اتفاقات مشابهی بودین و خوشحال می شم بنویسین تا بریم سراغ قسمت های بعدی و حرف های بیشتر از کپی رایت. تا اینجا اکثرا حرفمون این بوده که «کپی رایت چیز خوبیه ولی من به دلایل شخصی رعایتش نمی کنم» و چند موردی هم «کپی رایت چیز بسیار مهمی است و من با سختی همیشه رعایتش می کنم» اما نگاه های دیگه ای هم هست مثل اینکه «کپی رایت اونقدر هم که جو می دن حیاتی و ضروری نیست». این مساله رو بازتر خواهیم کرد.
تا اینجا فهرست مطالب منتشر شده در پاسخ به دعوت برای یک هفته نوشتن در مورد کپی رایت – معلومه که اگر مطلب شما جا افتاده یا مطلب جدیدی نوشتین باید کامنت بذارین تا در سری بعدی منتشر کنم: