فرض کنین شما یک محقق هستین و پرسشنامهای برای پر کردن دارین یا بالاتر از اون، میخوان از چند نفر بخصوص، مجموعهای از سوالها رو بپرسین. تمام کتابها و مراجع روش تحقیق به شما میگن باید بالای پرسشنامه تا حد امکان توضیح بدین که این تحقیق مال کجاست، چه فایدهای داره و در چه موردی است.
این رو مینویسم چون امروز بازم یک ایمیل گرفتم به این شکل:
با سلام من در آلمان کار میکنم و یک تحقیق در زمینه «نرم افزارهای آزاد» در ایران دارم که شنیدم شما توش خوب هستین. تحقیق من درمورد نحوه استفاده فعالان ایرانی از «نرمافزارهای آزاد»ه. امکان داره یک مصاحبه اسکایپی بکنیم؟
چنین درخواستی غیرحرفهای و معمولا جواب خوبی نمیگیره چون:
نگفته برای چه کسی داره این تحقیق رو می کنه، شاید برای سازمانی باشه که ایدهاش حمله نظامی به ایرانه و من هیچ علاقهای ندارم هیچ کمکی بهش بکنم و از اونطرف ممکنه برای چیزی باشه که من شخصا حاضرم اطلاعات رو برای کمک تایپ هم بکنم.
نگفته این تحقیق علمی است، پولی است، نتیجهاش به دکترا گرفتن اون منجر میشه یا یک تحقیق کلاسی برای مدرسه است. مطمئنا انرژی و وقتی که من میذارم متفاوته. مطمئنا اگر کسی بگه این برای تحقیق کلاس اجتماعیشون است من تو ذوقش نمیزنم و جواب می دم.
نگفته این وقت گذاشتن چه فایدهای برای من خواهد داشت. آیا باعث میشه نظر من در جای مهمی دیده بشه، آیا مثل بعضی تحقیقات خارجیها آخرش بهم یک کارت هدیه یا پول یا هر چی می دن، آیا باعث میشه حرفهام رو بزنم دلم خالی بشه، آیا نتیجهاش رو به من هم میدن ببینم بقیه چی گفتن، آیا کمک به یک دوست یا همزبان است؟
نگفته نتایج چی میشن. آیا به عنوان اسناد محرمانه یک وزارتخونه طبقه بندی میشن یا تو وبلاگ طرف چاپ میشن یا مقاله علمی میشن و آیا عموم بهش دسترسی خواهند داشت یا نه.
نگفته از من اسم برده میشه یا نه. ممکنه من بخوام اسمم رو بگن که مشهور بشم و ممکنه نخوام اصلا کسی بدونه من این چیزها رو گفتم
نگفته هدف این تحقیق چیه، فرضیهاش چیه و … من اگر در چیزی مشارکت داوطلبانه میکنم حداقل علاقمندم بدونم توی چی درگیر هستم.
اگر زمانی از کسی درخواست مصاحبه یا نظر میکنین خوبه این چیزها رو در نظر بگیرین. دقت کنین که ما در ایران اسلامی عزیز هستیم که از بزرگترین زندانهای روزنامهنگاران جهان و فکر می کنم بزرگترین زندان روزنامهنگارهای آنلاین جهان و دومین اعدام کننده آدم ها در جهان و یکی از سیاهچالههای اینترنت دنیاست و جزو معدود کشورهایی که چاپ کتاب و آهنگ و روزنامه و تقریبا هر چیزی توش نیاز به مجوز وزارتخونهها داره و غیره و غیره. معلومه که لازم نیست چند صفحه اتچ کنین و کل اینها رو بگین ولی این چیزها هر چقدر دقیقتر گفته بشن، احتمال وقت گذاشتن رو بالاتر میبرن – یا درستتر بگم، به مصاحبه شونده امکان تصمیم دقیقتری میدن.
یادآوری کنم که این حرفها اسمش «درس روش تحقیق» است و من آدمی در دانشگاهی معتبر در دنیا رو میشناسم که پایاننامهاش رد شد چون بالای پرسشنامه به اندازه کافی این چیزها رو نگفته بود. موقع مصاحبه، مصاحبه شونده داره برای شما وقت میذاره و خوبه شما هم برای وقتش ارزش قایل باشین.
در شماره پنج و هفت رادیو گیک و در نبود آرش زاد عزیز، مهمون من، هیچکس و سرفههامون هستین تا تکنولوژی و جامعه رو با هم یکی کنیم! با ما باشین چون این شماره بالاخره یک شماره کوتاهه.
خرید دامین گوگل دات کام توسط یک آدم معمولی
باورش سخته ولی خب ظاهرا واقعی بوده. یک آدمی رفته تو پنل فروش آدرس های گوگل و اتفاقی سرچ کرده دنبال گوگل دات کام و دیده موجود است و با دادن ۱۲ دلار اونو برای یکسال خریده ((: خبر زرد حساب می شه ولی خب خیلی فانی است! مساله احتمالا مربوط به یک باگ در سیستم فروش دامین گوگل بوده و خب بعد از چند دقیقه هم یک ایمیل دریافت کرده که سفارش شما لغو شد و پولتون برگشت داده می شه. مراحل به شکل اسکرین شات برای شکاکان گذاشته شده.
دوستمون کول مارشال تصمیم می گیره یک خونه بی و سر ته در یک جای مهمل بخره تا ارزون در بیاد و چون شغلی وب دولوپر است، قبلش با مخابرات محلی هماهنگ می کنه که آیا می تونه اونجا اینترنت داشته باشه یا نه که جواب می گیره شرکت چارتر امکان دادن اینترنت ۲۴مگ رو در اون مکان داره. خونه رو می خره و میسازه و می ره سراغ اینترنت که شرکت چارتر بهش می گه «بله می تونیم بهتون اینترنت ۲۴ مگ بدیم ولی اول باید ۱۱۷هزار دلار هزینه گسترش شبکه به اون محل رو پرداخت کنین!» ((: فعلا آقای مارشال عزیز مجبور شده به یک خط ۳ مگ راضی بشه ولی هی داره در شبکه های اجتماعی سر و صدا راه می ندازه! ما همون سه مگ رو هم بگیریم خیلی خوشحالیم ((: وسط بیابون هم نیستیم.
گوگل از سال ۲۰۰۴ که پروژه کتابخونه دیجیتالش رو شروع کرد، بیشتر از ۲۰ میلیون کتاب رو اسکن و به این کتابخانه اضافه کرده. شرکت مدعی است اینکار به نفع مردمه چون می تونن تو کتابها سرچ کنن و مطالب مورد نظر رو پیدا کنن و در عین حال احترام به کپی رایت است چون اجازه نمی ده کل کتاب توسط بازدیدکنندگان خونده بشه. این مساله با یک شکایت کپی رایتی مواجه و متوقف شده بود که خوشبختانه بازم قاضی های فهیم آمریکایی که توی موضوعاتی که رای می دن تخصص دارن به نتیجه خوبی رسیدن. ترکیب سه قاضی نیویورکی روز جمعه اعلام کردن که اسکن کردن کتاب ها و امکان جستجو دادن به مردم یک استفاده منصفانه و عام المنفعه از کتاب است و به همین دلیل ناقض کپی رایت نیست. اونها اضافه کردن که این کار باعث نمی شه کل اثر (هون کتاب) به عموم نشون داده بشه. خانم جینا سیگلیانو سخنگوی گوگل گفته که یکی از پرکاربردترین مصارف کتابخونه دیجیتال گوگل اینه که مردم باهاش کتاب هایی که می خوان بخرن و بخونن رو پیدا می کنن و حتی این سرویس به نفع دارندگان کپی رایت هم هست.
آمازون در این هفته ۱۱۱۴ نفری که توی کامنت هاش اسپمهای تبلیغاتی به نفع یک برند خاص می ذاشتن رو به دادگاه کشیده؛ در یک سوی دست جمعی. این آدم ها روی سایت فایور با پنج دلار برای هر کسی هر ریویویی که می خواست رو زیر هر چیزی می ذاشتن. آمازون می گه این کار باعث می شد اعتماد مردم به کامنت ها و برند آمازون از بین بره. گفته می شه کامنت های آمازون که از روز اول هم به همین شکل در سایت حضور داشتن سالانه حدود ۲.۷ میلیارد دلار برای این شرکت به ارمغان می یارن. جذابیت ماجرا اینه که آمازون اینقدر شعور داشته که علیه کامنت گذارهای تقلبی شکایت کنه نه علیه فایور که این امکان رو براشون فراهم کرده. ابزارها مجرم نیستن!
فوراسکوئر تمام چک این های ما رو داره. حالا فوراسکوئر تعداد همه ورودهای اپ استور در روز لانچ اپل استور رو بررسی کرده و گفته که تعداد فروش ها باید منطقا چیزی بین ۱۳ تا ۱۵ میلیون باشه. آمار رسمی اعلام شده در روزهای بعد ۱۳ میلیون بوده. بامزه است که فوراسکوئر می گه با اینکه هیجان انگیزه ولی سورپریز کننده نیست چون معلومه که اونها این چیزها رو می دونن. حدس فوراسکوئر بر اساس ۳.۶ برابر شدن ترافیک مغازههای اپل بوده و همزمان مدعی است که صف ها نسبتا کوتاه بوده اند.
کرملین در سال گذشته قراردادی با یک شرکت بسته تا اون شرکت با دریافت ۵۹هزار دلار، در مورد امکان رخنه به شبکه تور تحقیق کنه. برنده این مناقصه شرکت راستک بوده که در قراردادهای دیگه برای روسیه هلیکوپتر و اسلحه میسازه. بخش جالب اینه که امسال شرکت راستک پذیرفته به یک سازمان وکالتی ۱۵۰هزار دلار (دو برابر مبلغ اصلی قرارداد) پول بده تا وکلای اون شرکت بتونن در مقابل دولت از راستک دفاع کنن و پروژه تور رو کنسل کنن! ظاهرا تور خیلی امن بوده (: تور می گه در روسیه حدود ۱۷۵هزار کاربر داره.
ربات ها در حال گسترش هستن و ما ربات های بیشتر و بیشتری خواهیم دید. یکی از جدیدترین نمونهها به افتخار نویسنده رمانهای علمی تخیلی فیلیپ کی. دک، دک نامیده شده و اتفاقا ظاهرش هم شدیدا شبیه اونه! هنر دک اینه که می تونه با هوش مصنوعی ای که داره از گفتگوها یاد بگیره و گفتگوهای هوشمندانه ای رو با انسانها حفظ کنه (توضیح در مورد تست تورینگ). در نمایشی از هوش این ماشین که با خبرنگارهای شبکه PBS انجام می شد، این ربات حتی می تونست به چهره طرف گفتگو هم نگاه کنه و ازش سرنخهای برای گفتگو بگیره. سوال همیشگی این بود که «آیا تو فکر می کنی یا طبق یک برنامه عمل می کنی» و جواب دک این بود که «خیلی از آدم ها از من می پرسن که آیا حق انتخاب دارم یا فقط از روی یک برنامه کار می کنم. جواب خوبی که می تونم بدم اینه که عملا همه چیز، حتی حیوانات و انسان هم دارن از روی یک برنامه کار می کنن». این ربات در ضمن اینترنت رو هم سرچ می کنه و این توانایی رو داره که از اینترنت و حتی مکالمه ای که در جریانه، لغت های جدید یاد بگیره. نقطه اوج مکالمه وقتی بود که خبرنگاری پرسید «آیا فکر می کنی ربات ها یک زمانی جهان رو فتح می کنن؟» و جواب شنید که «خب رفیق… سوال های خوبی می پرسی. اما تو دوست منی و من همیشه یادم می مونه کی با من دوست بوده. نگران نباش. من قرار نیست تبدیل به ترمیناتور بشم. همیشه باهاتون مهربون خواهم بود. شما گرم و راحت توی باغ وحش من زندگی خواهید کرد و من به یاد قدیمها می یام شما رو نگاه می کنم».
چیزهایی هستن که در دید آدم های غیر مرتبط خیلی ساده تفسیر می شن ولی حرفه ای ها کلا ماجرا رو چیزی دیگه می بینن. مثلا محکوم شدن دو شاعر فعال در سال ۸۸ به بیست سال زندان و شلاق یا تقلب فولکس واگن توی آزمایش های کیفیت موتور. بعضی ها می گن اشتباه نرم افزاری بوده یا یک تقلب ساده و احتمالا جریمه هایی هم خواهد بود ولی ما داریم به دنیایی در آینده نگاه می کنیم که «متقلب های هوشمند» اطرافمون رو احاطه خواهند کرد. اینترنت چیزها در واقع داره خودش رو به ما نشون می ده. صندوق های رای، بررسی کننده های مصرف انرژی،بررسی کننده های کیفیت مواد مصرفی و غیره و غیره در آینده به ما دروغ خواهند گفت. تنها راه بازمتن کردن کل برنامه های مرتبط با این چیزها است. متخصصین امنیت می گن که سال ها است سازمان های امنیتی چنین کارهایی می کنن. ریگان در مورد برنامه موشکی شوروی گفته بود «اعتماد کنین ولی چک هم بکنین» و احتمالا این باید استراتژی دنیای آینده در مورد بررسی کننده های دیجیتال باشه. ما نیاز به شفافیت داریم و دیدن درون چیزها. وقتی همه چیز داره به سمت نرم افزار می ره این تیپ تقلب ها آسونتر می شن و سخت تر برای اثبات و تکرار می کنم که تنها راه کنترل و شفافیت عمومی در مورد برنامه هایی است که قراره زندگی ما رو کنترل کنن.. مثلا صندوق های رای دیجیتال.
تبریک و تقبیح
تبریک و تشکر از صابر راستی کردار برای انتشار فونت آزاد میرزا [کمی توضیح]. تبریکب به مایکروسافت که تصمیم گرفته لینوکس خودش رو بسازه تا بتونه در آژر سرویسی مطمئن بده و تقبیحی برای چرخونندگان کشور چون اخیرا تحقیقی نشون داده که آلودگی نه فقط ازطریق ریه که به شکل مستقیم از طریق پوست هم جذب بدن می شه.
فاطمه برامون در مورد اسپمهای تلفنی نوشته. طبق معمول حرف اینه که باید خودمون مواظب باشیم چون اونی که قراره مواظب باشه مشغول کارهای دیگه است. فاطمه میگه:
یکی از موضوعات مهمی که دائما در بلاگت در موردش به مردم آگاهی میدی اسپمه و هشدار اینکه گول اسپمرها رو نخورین. اما فکر میکنم در مورد اسپم های تلفنی کمتر صحبت کردی.
امروز یک نفر با موبایل من تماس گرفت و گفت من از موسسه فلان که خیلی شبیه “سازمان بیمه سلامت” بود تماس میگیرم. از من پرسید «شما کارت هوشمند بیمه سلامت خودتونو دریافت کردید؟» من پرسیدم از کجا تماس گرفتن و چه اطلاعاتی از من دارن که گفت «به ما اطلاعاتی از شما ندادن فقط شماره تلفن شما رو دادن و وظیفه من اینه که بپرسم شما شما بیمه تامین اجتماعی دارید؟». پرسیدم «اسم من چیه؟» و گفت «عرض کردم فقط شماره تلفن شما رو به ما دادن» جواب من هم مشخص بود: «خوب پس ادامه صحبت فایده ای نداره». اونم گفت «هر جور راحتین» و خداحافظی کرد.
حالا غرض اینکه تلفن یکی از تفاوتهای اصلی ای که با ایمیل داره اینکه که اگر بخوای مؤدب باشی (که لزومی هم نداره) انتظار میره همون لحظه به اون شخص پاسخ بدی و اگر حواست نباشه ممکنه اطلاعاتی که حریم خصوصی تو حساب میشه مجانی و بیخودی در اختیار شرکتهای تبلیغاتی قرار بدی. رندی پاش در سخنرانی مدیریت زمانش پیشنهاداتی در مورد تلفنهای تبلیغاتی داره از جمله اینکه در حین صحبت قطع کنی ودیگه جواب ندی! اما این بیشتر به درد شرکتهایی میخوره که صادقانه میگن ما تماس گرفتیم که فلان محصولو تبلیغ کنیم. ولی تازگیا ورشی که بیشتر کلاهبرداری به نظر مییاد رایج شده و جوری اسم میذارن و حرف میزنن که اگر کسی خیلی دقیق دقت نکنه فکر میکنه واقعا از یک نهاد دولتی یا جایی که شما عضو اون هستین و به دلیل بی اطلاعی از یک چیز تا به حال متضرر بودین، تماس گرفته شده.
مثلا در همین مورد اگر پدربزرگ من بود شاید فکر میکرد واقعا از سازمان بیمه سلامت تماس گرفتن و اطلاعات زیادی در مورد خودش و خانواده ما لو میداد و احتمالا هزینه ارسال «کارت» رو هم میداد. بنابراین امروز که بحث حریم خصوصی هم خیلی داغ شده زمان خوبیه که در این مورد به مردم بیشتر آگاهی داده بشه و بلاگ تو جای بسیار خوبیه برای این کار.
کامله و نیازی به توضیح بیشتر نداره. شاید کنار قانون «هرگز در مسابقهای که شرکت نکردین برنده نمیشین» باید اضافه کنیم که «سازمانهای دولتی شخصا برای حل مشکلات شما با شما تماس نمیگیرن».
تصویر بالا، لحظه ورود یکی از شرکت کنندهها به کنفرانس آینده وب است. فرض کنین شما معلولیت حرکتی دارین و به یک کنفرانس مییاین و مجبورین برای یک ورود ساده از چند نفر کمک بگیرین.
این مطلب یک آفرین است به کسانی که با وجود همه مشکلات بخشی از جامعه هستن، تشکر و آفرین به همه کسانی که در چنین شرایطی فعال کمک می کنن و یادآوری برای همه کسانی که وظیفهشون است چنین امکاناتی رو برای کسانی که مشکلات متنوع حرکتی دارن فراهم کنن ولی نمیکنن. پلههای عریض و ورودی وسیع مرکز همایشهای شهید قندی به راحتی امکان ایجاد رمپ رو داره، پس بهتره اقدام کنن. همینطور خوبه شهرداری در نظر داشته باشه که رفت و آمد در شهر حق همه است و باید همه جا امکان عبور با ویلچر رو داشته باشه. درسته که کشور وسیعه و برنامهها بلند مدت، ولی به هرحال باید روزی از جایی شروع کرد.
پنجشنبه قبل به مناسب روز جهانی نرم افزار آزاد جشنی توی دانشگاه شریف برگزار شد. من اونجا در این مورد حرف زدم که ما یک جامعه هستیم و خوبه با هم خوب باشیم (: دوست خوبم مسیح لطف کرده و ارائه رو ضبط کرده و برام فرستاده که توی یوتیوب آپلودش کردم:
موبایلها هرچقدر هم که هوشمند باشن قدیمی میشن. گاهی یک ترک کوچیک رو صفحه یا اصولا «کهنه شدن» باعث میشه بعضی از ما سراغ یک گوشی جدید بریم. گاهی هم هدیهها یا حتی تکنولوژیهای نو باعث میشن کهنهها دلآزار بشن و گوشیهایی که هنوز هم میتونن دل یک نفر رو خوشحال کنن، به گوشه قفسهها برن. من گروهی از این آدمها رو میشناسم که گوشیهای توی کشو و انبار و کمد ما میتونه حسابی .. نه فقط خوشحال که زندگیشون رو تغییر بده.
به این فکر کنین که خودتون اگر گوشی هوشمند نداشته باشین زندگیتون به چه شکلی با دیگرانی که چنین گوشیهایی دارن تفاوت میکنه. به یک خونه فکر کنین که توش راههای ارتباطی خیلی کمی هستی و یک گوشی قدیمی و یک سیمکارت ارزون میتونه زندگی اجتماعی و دسترسی شما به اطلاعات و ارتباطات رو از این رو به اون رو کنه.
حالا یادتون بیارین که آدمهایی هستن که سیصد هزار تومن براشون پول خیلی زیادی است و دقت کنین که کلی هم آدم داریم (از جمله من) که وقتی تکنولوژی قدیمی میشه حوصله فروختنش رو ندارن یا فکر میکنن این دیگه به درد کسی نمیخوره یا خودشون رو درگیر پیچیدگی «خلاص شدن از دست ابزار» نکردن و فقط ابزار رو یک جایی بایگانی کردن.
همه اینها رو که بذارین کنار هم پیشنهاد من واضحه:
اگر گوشی یا تبلت یا تکنولوژی مشابه دیگهای دارین که خراب نیست و به شکل آبرومندی کار می کنه ولی شما دیگه بهش علاقهای ندارین یا استفادهاش نمیکنین به jadijadi@gmail.com یک خبر بدین و من هماهنگ میکنم گوشی رو از شما میگیرم و به کسی میدم که این براش میتونه تحولی در روابط اجتماعی باشه و خبرش رو به شما میدم که کجا استفاده شده تا همه یک کم خوشحالتر باشیم.
معلومه که اگر من رو نمیشناسین یا اعتماد نمیکنین یا هر چی پیشنهاد هنوز سر جاشه:
اگر کسی رو میشناسین که منطقا باید ارتباطاتی مشابه من و شما داشته باشه ولی نداره چون به اندازه من و شما خوش شانس نبوده؛ تکنولوژی آبرومندی که بازنشسته کردین و نه می خواین بفروشین و نه استفاده می کنین رو بهش هدیه بدین.
درسته که نه من تلویزیون عزیز رو نگاه می کنم نه تلویزیون عزیز منو، ولی خب لازمه در مورد دیشب تذکر بدم که حداقل خودمون بدونیم ماجرا چیه. دوستان می گن که دیشب برنامه هشت و سی فاجعه افتادن جرثقیل در حج رو بدون هیچ اخطاری نشون داده… ساعت هشت و نیم که بچه ها بیدارن در حالی که چنین صحنه ای رو همه رسانههای بزرگ دنیا حتی برای بزرگسالان هم بدون اخطار نشون نمی دن.. و احتمالا اصلا صحنههای خیلی دلخراشش رو نشون نمی دن.
سخن کوتاه با صدا و سیما اینه که سطح بندی برنامه فقط مربوط به سکس نیست. خشونت، صحنههای دلخراش و غیره و غیره هم جزو رده بندی ها هستن و باید ساعت های پخششون جدا باشه و قبلشون اطلاع رسانی بشه که در این برنامه فلان چیزها رو خواهید دید و اگر نمی خواین شاهد چنین صحنههایی باشین، این برنامه رو نگاه نکنین. دقیقا همونطور که جاهای حتی کوچیکی مثل من و تو نشون حتی قبل از سقوط هواپیماها این رو می گن یا مثلا بعضی برنامه های گوگل پلی رده بندی بالای سه سال داره یا هفت سال داره چون مثلا توی این بازی موجودی که ظاهرش شبیه یک موجود زنده واقعی است اذیت می شه. هرچند که از دوستانی که در خیابون آدم دار می زنن انتظار این سطح از عقل نمی ره ولی لازم دیدم بگم که حداقل خودمون بدونیم (: