هفته‌ای برای کپی رایت

امروز سالگرد توقف اجرای نمایشنامه فنتستیکز است – بعد از ۴۲ سال و بعد ۱۷۱۶۲ اجرا. این نمایشنامه طولانی ترین نمایشنامه موزیکال تاریخ است و چندین نسل از هنرمندها توی اجراش مشارکت داشتن و الهام بخش خیلی از اجراهای دیگه شد. فنتستیکز صحنه‌هایی ساده و گروه موسیقی‌ای کوچیک داره و علاوه بر آمریکا در ۶۷ کشور دیگه اجرا شده و تا سال ۲۰۱۰ تخمین زده می شه که سرمایه گذارهاش به درآمدی معادل ۲۴۰ برابر هزینه اولیه رسیده باشن.

این اتفاق چرا می افته؟ دلایل بسیار متنوع است اما اینجا می خوام به کپی رایت اشاره کنم. نویسنده و آهنگساز و نوازده از اینکار امرار معاش می کنن و سرمایه گذارها پولدار می شن و خود شو دلیلی می شه برای هزاران نفر دیگه که دست به تولید محصول فرهنگی بزنن. این رو مقایسه کنین با یک تولید کننده موسیقی در کشور خودمون که بعد از رد شدن از سانسور و غیره خیلی هنر کرده اگر بتونه هزینه هایی که کرده رو در بیاره.

به خاطر همه این بهانه ها و به خاطر استارت خوب موضوع با مطلب طولانی و خوب سالار با عنوان قانون کپی رایت و فرهنگ رعایت آن، می خوام دعوت کنم که یک هفته در این مورد بنویسیم و دیدگاه هامون رو در مورد کپی رایت بگیم. خیلی چیزها هست که باید در موردش حرف زده بشه. چیزهای زیادی هست که جامعه اصولا نمی دونن (مثلا مورد داشتیم که می گفته فتوشاپش ناقض کپی رایت نیست چون خودش سی دی اش رو از پایتخت خریده) و چیزهای زیادی هست که نخبه‌ها لازمه در موردش حرف بزنن (مثلا این گزاره که کپی رایت باعث اعتلای فرهنگه).

پس این هفته دعوت هستین به مهمونی کپی رایت و خوشحال می شم اگر ازش چیزی نوشتین، برام بفرستین یا همینجا کامنت بذارین که اضافه کنم به لیست مطالب.

بانک سامان جان، مست بودین احیانا؟

بانک سامان بانک محبوب منه. حسابم مدت‌ها اینجا بوده و به نظرم یکی از بهترین اینترنت بانک‌ها رو هم داشته. معقول و راحت. اما امروز صبح… شاید هم دیشب ظاهرا یک نفر مست بوده. وقتی می ریم توی سایت اول این صفحه می یاد:

saman_start

که بعد فوروارد می شه به ظاهرا صفحه اول. اگر سورس صفحه رو نگاه کنیم پایینش نوشته:

<a href="http://dotcms.com/" style="display:block;text-indent:-9999px;" >
Built with dotCMS - The Leading Open Source Java Content Management System</a>

که خب منطقا سیستم مدیریت محتوای سایت است که شاید طراح فکر کرده یک اسکرول افقی ده هزار تایی هم درست کنه که این دیده نشده! شایدم از خود برنامه است. به هر حال… اما بالای صفحه حرف دیگه ای می زنه:

< !-- Mirrored from 77.104.110.118/ by HTTrack Website Copier/3.x [XR&CO'2013], Sun, 12 Jan 2014 01:42:40 GMT -- >

< !-- Added by HTTrack -->
< !-- /Added by HTTrack -- >

جان؟! ظاهرا ما توی یک سیستم مدیریت محتوا نیستیم بلکه توی یک کپی از سایت هستیم که در اصل تو آدرس 77.104.110.118 بوده ! (: بودن این چنین اشکالاتی این نظریه رو کاملا ثابت می کنه:

saman_porsesh_pasokh

احتمالا به خاطر عدم سازگاری برنامه کپی کن با فونت های UTF8 سیستم نتونسته این صفحه رو کپی کنه و نشون بده و البته قدم بعدی چنین جریانی اینه که صفحه ای اصولا هنوز کامل نشده باشه یا برنامه نتونسته باشه درست محتواش که احتمالا دینامیک بوده رو کپی کنه:

saman_arz

تا اینجا می شه خندید یا تعجب کرد از یک بانک ولی موضوع حادتر هم خواهد شد. ببینین:

saman_error_footer
(اگر هیجان داره که اون تب که توش نوشته سکس ماجراش چیه، اینه)

صفحه نه فقط یک چیز عجیبی توش اتفاق می افته (اس اس ال خراب؟ پورت عجیب؟ قطع شدن ارتباط؟) که آدرسش هم ظاهرا وابسته به اینه که از کجا اومدیم این صفحه (توی آدرس footer هست! لاید برای اینکه بگه این صفحه فلان است که از رو فوتر روش کلیک کردیم). اما وضع وقتی وحشتناک می شه و کاملا قابل شاکی شدن که نگاهی به کانکشن هایی که لود شدن ساده صفحه اول می زنه بندازین:

saman_requests

یعنی لود شدن هر صفحه از بانک کلی اطلاعات از من به بقیه می فرسته،‌ گاهی یک پاپ آپ تبلیغاتی باز می کنه که نویسنده مهمل برنامه HTTrack Website Copier ازش پول در میاره و یکسری جاوا اسکریپت چرت و پرت هم رو سیستم من و شما اجرا می شه! اینجاست که می تونیم کاملا اعتراض کنیم و بگیم این برخورد غیرحرفه ای بانک من، من رو عصبانی کرده و وحشتم از وقتی است که همین تیمی که این تصمیم های عجیب رو گرفتن، پشت نت بانک هم باشن که من دیروز توش لاگین کردم و پول به حساب یکی دیگه ریختم (شدیدا امیدوارم اینطور نباشه).

این جریان نابالغی وب در ایران رو نشون می ده. کلی سوال هست:

  1. آیا یک مدیر پروژه بالای این سیستم بوده یا فقط مهندس ها همه تصمیم‌ها رو گرفتن؟
  2. کسی که ایده زده از یک برنامه کپی صفحات وب استفاده کنن و یک نسخه استاتیک از سایت رو هوا کنن که توش کلی اسپم‌افزار داره چه سمتی داشته و چرا به حرفش گوش کردن و واقعا هیچ کس در طول مسیر اینکار نبوده که بگه اینکار ضایع است؟
  3. ترجیح می دم خیلی سوال نپرسم راستش… من بانک سامان رو دوست دارم و هنوزم بانک منه اما واقعا دوست دارم در این مورد یک بیانیه ای چیزی بشنوم که به این دو سوال جواب بده:saman_yunup

    و البته از اون مهمتر:

    saman_udrunk

ماجرای اینکه می شه به آدم‌ها بدون دونستن ایمیلشون ایمیل زد چیه و چطوری تغییرش بدیم

گوگل با تلاش تمام سعی می کنه گوگل+ رو فعال کنه. اول گوگل ریدر رو کشت و حالا اگر کسی بخواد به هر کسی ایمیل بزنه، از طریق گوگل+ این امکان رو بهش می ده. ماجرا اینه که اگر من فکر کنم ایملیم باید فقط در اختیار دوستانم باشه، می تونم به هیچ کس نگم که jadijadi روی جیمیل هستم و مطمئن باشم که وقتی می رم توی ایمیلم، فقط از آشناها چیزهایی اونجاست – درست مثل تلفنم. اما حالا این ماجرا داره عوض می شه.

حالا شما اگر اسم من رو بدونین و من توی گوگل پلاس باشم، می تونین برین توی ایمیلتون و بزنین که می خواین یک ایمیل جدید بنویسین و توی «گیرنده» شروع کنین به نوشتن اسم من و بدون دونستن ایمیلم و فقط به خاطر که توی گولاس عضو هستم، بهم ایمیل بزنین.

چجوری می شه جلوی این جریان رو گرفت؟ خیلی ساده: جیمیل رو باز کنین، از اون چرخ دنده بالا () به بخش تنظیمات (settings) برین و در بخش +Email via Google در تب General بایستین تا دراپ داونی باز بشه و بپرسه کی حق داره به شما از گوگل پلاس ایمیل بزنه: Anyone، حلقه‌هاتون یا هیچ کس. Save رو بزنین و توی ایمیلتون با دوستاتون تنها بمونین.

پ.ن. از نظر من این قابلیت بدی نیست ولی اینو نوشتم تا بدونیم که اطرافمون چی می گذره و در موردشون انتخاب آگاهانه کنیم.

باورش سخته که این گرافیک یک بازی کامپیوتری است

اگر اینترنت درست و درمون دارین حتما این فیلم دو دقیقه ای رو نگاه کنین… البته این فیلم نیست. بازی Get Even است که منتظریم سال بعد عرضه بشه.

بازی Get Even (صفحه فیسبوک) احتمالا در سال ۲۰۱۵ عرضه خواهد شد و این ویدئوی پیش نمایش از گرافیکش هیجان زیادی راه انداخته. این اولین بازی است که در سطح گسترده از اسکن کردن دنیای واقعی برای ایجاد دنیاهای دیجیتال استفاده می کنه و با بکارگیری تکنیک‌های نورپردازی پیشرفته، تصاویری واقعا مشابه واقعیت به وجود می یاد.

جمعه‌ها با کاندوم: کاندومی برای زندگی بهتر

condm_is_help

فضای سبز درست و حسابی شخصی روی میز کار

من همیشه یکی از فانتزی‌هام داشتن چمن بوده. توی اتاق یا میز کار و همیشه هم به اخبار مرتبط با این جریان علاقمندم. حالا این گروه بعد از بررسی دقیق در مورد اینکه چه ترکیبی از گیاه‌ها باید در چه عمقی ساخته بشن تا هوایی تازه و خوب داشته باشیم و همکارهای احیانا مزاحم رو نبینیم و صداهای اطراف رو کمی فیلتر کنیم، این میز رو طراحی کردن.

که موقع کار تقریبا چیزی شبیه به این می شه:

و در سالن چیزی شبیه به این:

برای دیدن طرح‌های دیگه و توضیحاتی در مورد شیوه ساخت و تلاش‌های دیگه برای طراحی این میز به هوای تازه شخصی مراجعه کنین و برای من هم تو کامنت ها بنویسین که آیا چنین چیزی رو دوست دارین و بخصوص اگر میزی / محیط کار سبزی دارین، برام عکس بفرستین که در یک پست ویژه منتشر کنم. من jadijadi روی جیمیل.

جمعه‌ها با کاندوم: تدریس دانش جنسی در مدرسه ابتدایی آلمان (NSFW)

در حالی که دولتمردان ما درگیر تصویب طرح تعالی خانواده هستن که توش برای قاضی ای که حکم به جدایی دو نفر بده که خودشون خواستن جدا بشن، جریمه در نظر می گیره و در شرایطی که دسترسی به وسایل پیشگیری در حال سخت تر و سخت تر شدن است و در حالی که تابلوهای فرزند بیشتر زندگی شادتر شهر رو برداشته، یک مدرسه هم در آلمان با شکل‌های زیر به کودکان آموزش می ده که بچه از کجا می یاد و در بزرگسالی باید منتظر چه چیزهایی باشن.

مواظب تصویر زیر و تصویرها و توضیحات بیشتر در این لینک باشین چون چیزی که یک بچه مدرسه ای باید بدونه، مناسب محل کار نیست (:

ادامه خواندن “جمعه‌ها با کاندوم: تدریس دانش جنسی در مدرسه ابتدایی آلمان (NSFW)”

سیتو می خواد از لینوکس پول در بیاره و من هم بهش کمک می کنم

بچه‌های سیتو گفتن که اگر ۲۴ میلیون تومن جمع کنن، با استفاده از بهترین و شناخته‌ شده‌ترین بچه‌های دنیای گنو/لینوکس ایران برای یکسال یک مجله با کیفیت بالا در مورد دنیاهای آزاد رو منتشر خواهند کرد. اونها برای رسیدن به مبلغ مورد نظر سایتی راه انداختن و با قدرت تلاش می کنن براش پول جمع کنن.

این ایده مشکلاتی داره. می شه بحث کرد که آیا ۲۴ میلیون تومن برای یک نشریه دیجیتال یکساله پول زیادی است یا نه. می شه در این مورد بحث کرد که چرا با نویسنده‌ها صحبتی نشده که اصولا قراره چقدر مطلب بدن و چقدر پول بگیرن یا می شه گفت که چرا حقوقی که خود چرخوننده مجله از این پول بر می داره جایی عنوان نشده و غیره و غیره. کاملا درسته که اینها اشکالاتی هستن که وجود دارن و می شد شفاف تر و بهتر بشه؛‌ درست همونطور که این اشکال رو گرفتیم که «اگر پول کافی جمع نشد چی؟» و الان صریحا اعلام شده که در این صورت پول‌های جمع آوری شده پس داده می شه.

اما من همین الان به سهم خودم به این کمپین کمک مالی می کنم. چرا؟ چون این سیستم رو «کثیف» یا «سوء استفاده‌چی» ندیدم. من آدم‌های پشتش رو می شناسم و می دونم که تا الان کارهای خوبی برای لینوکس در ایران کردن و از اونطرف استدلالی دارم تحت عنوان «گر تو بهتر می زنی بستان بزن»!

استدلال ها به این شکل که «این کار بهترین کاری نیست که می شه کرد» استدلالهای چندان مورد توجهی نیستن. الان جنبش زنان در ایران فعاله و مسخره ترین شکل استدلال اینه که بگیم «چرا این گروه به جای اینکه بیانیه فلان رو بدن نرفتن جلوی مجلس به اینکه ایران تنها کشور با حجاب اجباری است اعتراض کنن». جواب اینکه «چرا به جای فلان کار بهمان کار رو نمی کنن» اینه که «خب شما برو بکن»‌ (: یا مثلا اگر بگیم «۲۴ میلیون برای نشریه خیلی زیاده و با ۱۲ میلیون هم می شه در آورد» منطقا باید جواب بگیریم «خب اگر می ارزه شما با ۱۲ میلیون در بیار و همه هم خوشحال می شن».

در نهایت باید به این توجه کنیم که به دلایل نامشخص -برای من- در ایران ما گرفتار چیزی هستیم که شاید بهش بگیم «سخت گیری افقی». من با آدم‌های افقی خودم سختگیری می کنم. من اتفاقا باید بسیار خوشحال بشم که یک مهندس مثل من در یک شرکتی مثل شرکت من به خاطر استحقاقش حقوقی خیلی بیشتر از من بگیره چون معنی اش اینه که سال دیگه حقوق من هم بالاتر خواهد رفت. همین جریان در مورد لینوکس صادقه. من باید بسیار خوشحال بشم که یک نفر در ایران از لینوکس پول در بیاره. از تی شرت چاپ کردنش، از ساپورت دادنش به شرکت ها، از پروژه انجام دادنش و از مجله ساختن و سی دی فروختنش. بهترین چیز برای یک جامعه اینه که افرادی که توش کار مثبت می کنن به اندازه کافی از این کار مثبتشون پول در بیارن. در این مورد بعدا حتما بیشتر می نویسم ولی خلاصه اش اینه که به ما یاد داده شده فکر کنیم کارهای «خوب» حتما باید «ضرر دهنده» باشه.

برای خاتمه اینو بگم که صداقت مهمه و پاکی. مطمئنا منظور این نیست که هر کس هر طور پول در بیاره باید خوشحال باشیم. اتفاقا وظیفه ما است که اگر می دونیم بنیادی دورغ می گه یا پولشویی میکنه و از حقوق واقعی هیچ کودکی دفاع نمی کنه ولی اسمش رو جوری مطرح می کنه که انگار قهرمان کودکان ایرانه باید اینو به بقیه بگیم و به چنین بنیادی کمک کنیم یا مثلا اگر می دونیم که سازمان خیریه ای هست که نصف بیشتر «کمک های مردمی» رو صرف حقوق دادن به هیات مدیره اش می کنه مشخصه که وظیفه داریم جلوش رو بگیریم (بخصوص اگر غیرشفاف باشه و اینو از دیگران مخفی کنه)‌ ولی وقتی یک نفر هست که می گه با ۲۴ میلیون برامون یک نشریه خوب درست می کنه من مشکلی در این نمی بینم که بهش کمک مالی کنم و مطمئنا دوست دارم در هر شماره دقیقا خرج ها رو ببینم و اتفاقا خیلی هم خوشحال می شم ببینم زندگی این آدم از مجموعه همین چیزها گذشته چون منو به این باور می رسونه که توی این کشور هم می شه از لینوکس و نشریه زندگی کرد.

همین الان با افتخار ۵۰ تومن به این کمپین کمک کردم و از شرکتم هم خواسته ام که تا جایی که براش ممکنه به عنوان پشتیبان مالی در این نشریه حضور داشته باشه.