جادوی سیاه (BlackMagic)

من توی سایت قدیمیم که الان پاک شده،‌ یک مدت کوتاهی معنای سمبل ها رو می نوشتم، این نوشته از اون مجموعه است

در مفهوم قرون وسطایی اش، جادوی سیاه شکلی از جادو است که با نیت شیطانی اجرا می شود. البته گاهی هم با یک نگاه دینی، جادوی سیاه – مستقل از نیت – به هر نوع جادویی اطلاق می شود که بدون مبدا الهی باشد. لویس اسپنس (Lewis Spence) در سال 1920 در کتاب «دانشنامه امور سری» (An Encyclopaedia of Occultism)- که یکی از اولین و اصلی ترین دانشنامه‌های مربوط به امور خفیه است – مفهوم جادوی سیاه را با توجه به برداشت قرون وسطای اروپا از آن، به این گونه توضیح می دهد :

انسان کژراه، وسیله پاسخگویی به وحشتناک‌ترین خواسته‌ها و سیاه‌ترین تصورات اش را در جادوی سیاه یافت. به منظور به دست آوردن قدرت نامحدود دربرابر خدا، اهریمن و انسان؛ برای تجلیل و بزرگنمایی خود؛ برای تقلب، نیرنگ و تقلید؛ برای ارضای شهوات؛ برای یاری تعصبات و حسادت‌های دینی، برای پاسخگویی به دشمنی‌های شخصی و عمومی، برای پیشبرد توطئه‌های سیاسی، برای گسترش بیماری‌ها، فجایع و مرگ – اینها اهداف و مقاصد جادوی سیاه و پیروان آن هستند.

باید توجه داشت که جادوی سیاه معمولا با مرگ و تخریب یا تغییر اجباری فرد یا رفتار انسان‌ها – بدون خواست خودشان- همراه است و توسط جادوگران بد استفاده می شود.

در ادیان امروزی سه نگاه نسبت به جادوی سیاه وجود دارد.

در نگاه اول (هندوئیسم، بودیسم، یهود و اسلام) جادوی سیاه مثل دیگر انواع جادو، امری شیطانی تصور شده است. در این ادیان، تفاوتی بین جادوی خوب و بد وجود ندارد و اصولا قدرت جادویی افراد معمولی، امری شیطانی تصور شده است.

نگاه دوم مربوط می شود به تفاوت گذاری ماهوی جادوی سیاه و جادوی سفید. در این نگاه، این دو جادو حتی اگر به دنبال نتایج مشابه باشند هم به دو شیوه متفاوت انجام می شوند. البته از آنجایی که جادو اصولا تجربه علمی تاریخی نیست، این نگاه که مدعی دو شیوه متفاوت اجرای آن است بیشتر از همه در ادبیات تخیلی – مانند هری پاتر – جلوه کرده است.

آخرین نگاه به جادو مربوط می شود به نگاهی که طی آن، جادوی سیاه و سفید یک شکل از جادو تلقی می شوند و تنها هدف جادوگر است که این دو را از هم جدا می کند. اهداف خوب منجر به جادوی سفید می شوند و اهداف شرورانه، منجر جادوی سیاه.

پنج پناهنده و من

پناهنده اول

اسم منشی مادر من پریسا بود. حدود یک میلیون در ماه حقوقش بود. ازدواج کرده بود و کارش این بود که نسخه مریض‌ها رو بگیره، بهشون نوبت بده، اگر لازمه بهشون بگه به اندازه کافی آب بخورن و به نوبت اونها رو بفرسته تو اتاق سونو و نتیجه رو روی کامپیوتر تایپ کنه بده دست مراجع. یک روز از مامان خواهش کرد بهش حقوق سه ماه رو پیش بده تا بتونه بره ایتالیا. روشش دادن پونزده میلیون به یک قاچاقچی بود که اونها رو می رسوند به مرز ایتالیا. شش ماه بعد مادرش با یک جعبه شیرینی اومد مطب و گفت که دخترش خیلی موفق و خوشبخت است و ماهی هزار یورو از دولت می گیره و زندگی راحت و خوبی داره.

پناهنده دوم

فرید در حوزه خودش یکی از متخصص های خوب ایران است. از افغانستان اومده و نمی تونه درس بخونه یا تو بانک حساب داشته باشه. مستقل از کار فنی اش گاهی در ماست بندی کار می کنه چون حقوقی که به خاطر اون کار فنی میگیره جوابگوی هیچ چیز نیست. تعریف می کنه که یکبار در راه قم-تهران مسافری کنار جاده ایستاده بوده و اتوبوس نگه می داره و اونو پیاده می کنه تا اون مسافر رو سوار کنه. استدلال اینکه «من بلیت دارم» در مقابل «تو افغانی هستی» برنده نشده.

پناهنده سوم

اسمش رضا بود و من توی عربستان همکارش بودم. از مرز ایران رفته بود پاکستان و به سازمان ملل گفته بود ایران براش خطرناکه چون «لر» است و دولت مرکزی با لرها خوب نیست و قبایل اونها امنیت ندارن. ازش چند سوال پرسیده بودن مثل اینکه از کدوم طایفه است و از کدوم کوه‌ها برای رسیدن به پاکستان گذشته و بهش کارتی داده بودن که می تونست خونه و غذا داشته باشه. کارش این بود که هر هفته بلیت هواپیما به مقصد کانادا بخره و سعی کنه با پاسپورت ایرانی که ویزای کانادا نداره، سوار هواپیما بشه. در نهایت از طریق یک کشور ثالت به کانادا رسیده بود و چون پناهنده ها هی داشتن بیشتر می شدن، یک جایی دولت اعلام کرد که هر کس قبل از فلان تاریخ به کانادا رسیده بیاد اقامت بگیره. دوستمون در این مدت از دانشگاه مدرک مهندسی اش رو گرفته بود و در یک شرکت معتبر بین المللی کار می کرد.

پناهنده چهارم

دوستی است که در کمپین یک میلیون امضا عضو بوده. یا شایدم یه دوست چپ. شایدم اصلاح طلب یا روزنامه نگار یا تازه مسیحی شده یا گی یا ترنس. این دوستمون توی ایران نمی تونسته زندگی کنه چون … نمی دونم چرا.. چون راحت نبوده احتمالا یا خارج رو بیشتر دوست داشته. خیلی ها با شرایط مشابه این دوستمون نه فقط زنده موندن که هنوزم دارن برای حقوق خودشون و دیگران تلاش می کنن ولی اون که یکبار تو خیابون امضا جمع کرده بود یا توی سایت سه مطلب منتشر کرده بود یا توی ۸۸ باتوم خورده بود یا تازه مسیح رو کشف کرده بود یا بلد بود زیرچشمش رو سیاه کنه رفت و الان افتخار می کنه که توی آلمان و ایتالیا و … کار نمی کنه و حتی زبان هم نمی خونه یا در خانه آزادی و بقیه جاها فعاله. این دوستمون گاهی تظاهرات می کنه چون معتقده شرایط زندگی اش در کشور میزبان انسانی نیست. این آدم خیلی فرق داره با اونی که واقعا نمی تونست تو ایران بمونه و خوشحالیم که تونسته بره ولی؛ این پناهنده چهارم، اون نیست.

پناهنده پنجم

هزارن آدم است، از جمله یک بچه سوری است که پدرش و مادرش دریا رو به بمب و گلوله ای که با پول ما رو سرشون ریخته می شد ترجیح دادن.

من

من گاهی پناهنده یک، سه یا چهار هستم و به حال پنجمی افسوس می خورم که چرا کشورها قبولش نکردن. گاهی خودم هستم و به پناهنده دو توهین می کنم و گاهی کاملا آدم مستقلی هستم که فکر میکنم کشورها حق دارن دیگه بگن «ما اصلا پناهنده نمی خوایم» یا همونی هستم که قبلا مرتضی پاشایی شر می کردم و بعدش غواص و بعدش کارشناس حفاظت در برابر زلزله شدم و الان مسوول لایک گرفتن از غرق شده ها. شایدم من اونی هستم که پول بمبی که روی سر پناهنده ها گرفته می‌شه رو ازم می گیرن و جرات ندارم بگم «نکن آقا نکن!». راستش من واقعا نمی دونم کی‌ هستم؛ امیدوارم شما بدونین.

فهرست بوسیدنی‌ترین ۴۰۰ لب در IMDB و نکته ای در مورد لب‌های اطراف ما

دوستان از پشت صحنه توجه ما رو جلب کردن به فهرست ۴۰۰ لب که باید قبل از خوابیدن ببوسید به انتخاب در سایت IMDB. حالا نه اینکه ما نشسته باشیم ببینم آخر جمعه ای چه لبی رو باید ببوسیم ولی این فهرست نکته جالبی توی خودش داره. بذارین به چند نفر نگاه کنیم:

naomi ava shohre kajol

نکته مشترک بین لب‌های اوا گاردنر، نائومی نمی دونم کی کی، شهره آغداشلو و کاجول رو می بینین؟ تقریبا این نکته در هر ۳۹۶ نفر دیگه هم تکرار شده: لب های با قیافه مرسوم، غیرقلوه ای بدون تزریق تابلوی چربی غیره و در بسیاری موارد نازک و در صورت هایی که حداقل به نظر طبیعی می رسن (:

چند وقت قبل هم مطلب جالبی در مورد تناسب های زیبا در صورت زنان و بعد دنبال زنی در انگلیس گشته بودن که بیشترین این سطح از تناسب رو رعایت کرده باشد و در نهایت این دوستمون انتخاب شده:

uk

و خب بازم توش می بینیم که خبری از لب های قلوه‌ای نیست.. آخه اصلا «قلوه» بوس کردنی است؟ این چه اسمیه؟ (: و مستقل از این اسم مهمل، آخه چربی رو تزریق می کنن تو لب؟ چه برسه به اینکه چربی رو از جای دیگه همون آدم بگیرن؟ (: درسته که هر کس حق داره اینکار رو بکنه ولی بحث اینجاست که نباید رقابت احمقانه ای رو شروع کنیم که فقط در تلاش برای «قلوه‌ای تر کردن» لب بشه و در نهایت برسیم یک جایی که همه معتقدن کریه است ولی هنوز تو بازی شرکت می کنن. این بلا قبلا هم سر ما اومده … منظورم بدن سازی اکستریم نیست.. منظورم کنکوره… همه می گیم مکانیزم تست و کنکور احمقانه و نابود کننده بخش مهمی از جوونی همه آدم هامون ولی دیگه همه مجبوریم تو کلاس هاش شرکت کنیم؛ پس حداقل همین کار رو با لب‌هامون نکنیم! راستش حداقل به نظر من که زیباترین آدم آدمی است که خودشه و به خودش اعتماد داره و افتخار می کنه و غیرجذابترین آدم، کسی که سعی می کنه خودش رو یک چیز دیگه جا بزنه؛ از باربی تا قلوه (:

آیا لینوکس هم باگ داره؟

رحیم پرسیده:

سوال؟!
آیا لینوکس هم باگ داره؟ خیلی خوشحال میشم در موردش تو وبلاگ یا پادکست صحبت کنی.

خب این سوال چند تا جنبه داره. اول بذار ببینیم منظور از لینوکس چیه. از نظر فنی لینوکس فقط یک هسته سیستم عامل است که در کنار یک مجموعه بزرگ ابزار به اسم گنو و کلی پروژه دیگه تشکیل یک سیستم عامل کامل می دن که اسم درستش باید باشه گنو/لینوکس ولی خب برای راحت شدن زندگی خیلی وقت ها به این مجموعه بزرگ سیستم عامل که ترکیب یک هسته (لینوکس) و کلی برنامه دیگه (پروژه گنو) است هم می گیم همون لینوکس.

کرنل لینوکس به عنوان یک هسته حدود ۱۵ میلیون خط کد است در ۳۷هزار فایل پخش شدن و کل پروژه گنو/لینوکس (مثلا اوبونتو) چیزی حدود ۲۰۰میلیون خط برنامه است. سوال ساده اینه: آیا اصولا ممکنه اینهمه خط کد اشتباه نداشته باشه؟ (: بذار یک فلوچارت بکشم:

آیا برنامه باگ داره

در کل تقریبا هر برنامه بزرگی که ما داشته باشیم، باگ داره! تنها مثال نقض برنامه کیو.میل که سال‌هاست نویسنده اش جایزه ای دلاری برای کسی گذاشته که بتونه توش یک باگ امنیتی نشون بده و هنوز هیچ کس موفق نشده اینکار رو بکنه و ما به عنوان تنها برنامه بدون باگ امنیتی می‌شناسیمش. اما به جز این، تک تک برنامه هایی که هستن باگ دارن – حالا کم یا زیاد و خطرناک یا کم خطر.

باگ‌ها هم می‌تونن چیزهای بسیار منتوعی باشن. باگ های امنیتی که ممکنه باعث نفوذ هکرها بشن، باگ هایی که باعث کرش بشن، باگ هایی که رفتار غیرطبیعی در سیستم تولید کنن و هر نوع اشتباه برنامه نویسی دیگه که برنامه رو از پروسه عادی اش خارج کنه.

و خب تا اینجا بحث باگ داشتیم اما مشکلات دیگه‌ای هم هست. مثلا بعضی از سازنده‌های سخت افزار تنبل هستن (شایدم خبیث!) که درایورهاشون رو برای لینوکس نمی دن و در نتیجه اگر اون سخت افزار رو روی لینوکس داشته باشین به دردسر می خورین یا مثلا اصولا برنامه ای برای محیطی مثل ویندوز درست شده و اینجا با دردسر بهش دسترسی داریم (مثلا کلاینت وایبر یا اسکایپ که به کیفیت ویندوزی اش نیست).

پس جواب خلاصه این می هش که هر برنامه ای که هست باگ داره و مشکلات متنوع. تفاوت در اینجاست که در دنیای لینوکس باگ ها سریع حل می شن و در نهایت اگر مشکلی هست به خاطر بی سوادی ما است که نمی تونیم اون باگ رو حل کنیم نه به خاطر اینکه اصولا برنامه بسته است و ما حق نداریم به عنوان یک برنامه نویس یا هکر تلاش کنیم دنیا رو بهتر کنیم و فقط باید منتظر بالایی ها بمونیم که اگر خواستن مشکل ما رو حل کنن.

فروم: برای یاد گرفتن پایه ای [منطق و اصول] برنامه نویسی باید چه چیزهایی خوند؟

نینجای برنامه نویسی

وحیده پرسیده:

درباره انتخاب زبون برنامه نویسی (با توجه به مطالبتون و کمک دوستان) به این رسیدم کi باید از پایه مثلا الگوریتم و فلوچارت شروع کرد و بعدش رفت سراغ یه زبون مثلا پایتون. هدفم اینه کi عمقی پایه ها رو یاد بگیرم کi وقتی به یه کد نگاه کردم بتونم درکش کنم خواهشم اینه کi سایتی مفید یا کتاب یا … میتونید معرفی کنید یا از دوستان برنامه نویستون بپرسید؟

و من ترجیح دادم به افتخار سیستم جدید کامنت‌ها از شما بپرسم… کسی که دوست داره الگوریتم یاد بگیره باید از کجا شروع کنه و کجا بره؟

سوییچ کامنت ها به سیستم دیسکاس

این چند وقت با لطف و تلاش سانسورچی عزیز و قطع شدن انواع کانکشن های https و غیره، دوستان مشکلات متنوع و زیادی در مورد کامنت گذاشتن گزارش می دادن. به عنوان تست سوییچ کردم به دیسکاس تا حداقل بارش از رو دوش من برداشته شده باشه. ببینیم چطور می شه. ظاهرا کمی طول می کشه که خودش خورد خورد همه کامنت های قبلی رو ایمپورت کنه اینجا.

فرصتی برای آشنا کردن بچه‌های مهم زندگی‌مون با برنامه نویسی: کارگاه اسکرچ شیراز

دوستان در شیراز لاگ یک برنامه خوب هماهنگ کردن: کارگاه آموزش اسکرچ به کودکان بین ۹ تا ۱۳ سال. این کارگاه پنج ساعته در همین پنجشنبه یعنی ۱۲ شهریور برگزار خواهد شد و من بودم و بچه ای بود که دوستش داشتم حتما می بردمش.. چرا؟

  • چون زبان اسکرچ درست شده برای آموزش برنامه نویسی به کودکان، به شکلی تصویری و شاد و بامزه
  • چون گروه برگزار کننده آدم های با سابقه و باحالی هستن
  • چون ممکن بود باعث بشه بچه ام خط جدیدی رو در زندگی تجربه کنه
  • چون کلا با بچه ها باید چیکار کرد؟ چی بهتر از یک برنامه فان جدید برای مادر و پدر و بچه؟‌

  • و چند تا بچه هستن که بتونن بگن خودشون یک بازی نوشتن؟ (:

به سایت مرتبط با کارگاه رایگان و یک روزه کار با زبان برنامه نویسی گرافیکی اسکرچ در شیراز سری بزنین و خیلی خیلی خوشحال می شم اگر مطلب رو پخش کنین… شاید ما بتونیم باعث بشیم بچه های بیشتری با برنامه نویسی آشنا بشن.

پیشنهاد به برگزار کننده: عکس و فیلم زیاد بگیرن و آپلود کنن. به الان من یک عکس بچه برنامه نویس ایرانی پیدا نمی کنم بذارم برای مطلب ):

جواب هر سوالی که تا به حال در مورد آوترنت داشتین

cubesat

در چند هفته اخیر اخبار در مورد آوترنت یکهو خیلی زیاد شده. همه می پرسن چیه و از کجا اومده و عده زیادی هم خوشحالن که قراره یکی بیاد مشکلات ما رو حل کنه بدون اینکه خودمون تکون خاصی بخوریم و سایت های تکنولوژی زیادی هم که طبق معمولا کپی پیست همدیگه هستن و از وای‌فای‌هایی می گن که به زودی اینترنت رو به سراسر جهان خواهند رسوند. اما بیاین نگاه کنیم که کلیت داستان چیه و آیا بالاخره کسی پیدا می شه ما رو از دست سانسورچی نجات بده و اینترنت آزاد که به گفته سازمان ملل یکی از حقوق بشره رو دو دستی تقدیم ما کنه؟

من اینجا سعی کردم سوالاتی که در مورد آوترنت به ذهنم می رسه رو جواب بدم. اگر سوال شما اینجا نیست کامنت بذارینش تا اگر عمومیت داشت،‌ به مجموعه سوالات اضافه بشه.

آوترنت از کجا اومده؟

آوترنت یک استارتاپ انتشار اطلاعات است که فعلا صندوق سرمایه‌گذاری‌ای به اسم MDIF داره ازش حمایت می کنه. این پروژه می خواد اینترنت یک طرفه رایگان رو به همه جهان عرضه کنه. در حال حاضر این سیگنال‌ها از طریق ماهواره‌های ارسال سیگنال کلاسیک مثل هات برد به سمت زمین ارسال می شن ولی انتظار می ره در آینده بیشتر پوشش از طریق ماهواره های CubeSat اتفاق بیافته – مینی‌ماهواره‌هایی با حجم یک لیتر.

هدف از این پروژه چیه؟

همونطور که گفتیم هدف پروژه آوترنت رسوندن [بخشی از] اینترنت به کسانی است که بهش دسترسی ندارن. چرا؟ چون اینکار باعث می شه دنیا جای بهتری برای زیستن همه ما بشه. جالبه که این ایده برای ما به شکل یک بام و دو هوا نقد می شه! از یکطرف می گن «هیچ کس برای شما کار رایگان و انسان دوستانه و … نمی کنه و اگر کسی به جز ما کاری کرد که توش سود مستقیم و سریع نداشت حتما نقشه خبیثی داره» ولی از اونطرف کلی تبلیغ می کنیم که بیاین خیریه و کمک مالی به فلان چیز بکنین و … و از نظرمون خیلی هم طبیعی می شه (: واقعیت اینه که کمک به دیگران لذت بخش و مثبته چون زندگی در یک دنیای بهتر، خوب و لذت بخشه.

مطمئنا نمی گیم گروه ها پولشون رو فقط در راه خیر صرف کردن بلکه حرف اینه که اونها می فهمن که اینکار در نهایت دنیای بهتری می سازه و ممکنه به اشکال مختلف پول خوبی هم به سمتشون سرازیر کنه. فقط به این فکر کنین که کل جمعیت بدون اینترنت دنیا بتونن از کانال شما بخشی از اینترنت رو ببینن…. یک تبلیغ اینجا چند تا لایک داره؟ (:

و البته بخش دیگه ای از ایده می تونه برگرده به اینکه جهانی درس خونده تر، با سوادتر و فهیم تر تضمین کننده زندگی بهتر آدم های درس خونده تر، باسوادتر و فهیم تر هم هست (:

از همه اینها که بگذریم هدف آوترنت به شکل خاص تر، رسوندن اطلاعات مهم روی اینترنت به گروه‌هایی است که الان بهش دسترسی ندارن.

آترنت چه تفاوتی با اینترنت داره؟

اینترنت یک شبکه بسیار بزرگ است شامل میلیون ها سایت و صفحه و فیلم و … شما با اتصال به اینترنت می تونین توش بچرخین و به هر صفحه ای که هر کسی درست کرده برین. حالا در اینترنت ایران وضع چیه؟ یک گروه به خودشون اجازه / حق / مسوولیت داده که حقوق بگیره و تو اینترنت بچرخه و صفحه هایی که شما نباید ببینین رو جدا کنه و دسترسی شما رو بهش قطع کنه. حالا بحث آوترنت درست برعکسه!‌ تصور کنین یک گروه بگن یک سیستم دارن که می‌تونه حجم محدودی از صفحات، سایت‌ها و فیلم‌های اینترنت رو به دست شما برسونه و بشینن تیک بزنن که فلان چیز و فلان چیز و فلان چیز باید به شما برسه. شما هم سیستمی رو راه می ندازین که این صفحات و فایل ها رو می گیره و شما می تونین همونطور که در اینترنت می چرخین توی اون‌ها بچرخین. این می‌شه آوترنت.

آیا باهاش می شه از فیلترینگ رد شد؟

بله و نه. اگر سایتی که شما می خواین بخونین توسط پروژه آوترنت انتخاب شده باشه، شما می تونین اون رو ببینین ولی اگر اینطور نباشه، امکان دسترسی به اون نیست. در ضمن همه دنیا آوترنت مشابهی دریافت می کنن در نتیجه خیلی بعیده که مسوولین پروژه تصمیم بگیرن جادی.نت رو روش بذارن اما در مقابل به احتمال خیلی زیاد بخش بزرگی از پروژه گوتنبرگ (کتاب های کلاسیک رایگان) یا آکادمی خان (آموزش علوم)‌ روش قابل دسترسی است.

آیا مشکل ما رو حل می کنه؟

احتمالا تا الان جوابتون رو گرفته اید. خب می شه به بخش بزرگی از مواد آموزشی و مفید اینترنت یا اخبار توسط آوترنت دسترسی داشت ولی مشکل من و شما که این نیست (: در واقع مساله همونه: خوشبختانه کسی یکهو ظاهر نمی شه مشکل یکی دیگه رو حل کنه.. اگر کسی می خواد مشکلش حل شه باید یک کمی هم تلاش کنه (:

چجوری باید ازش استفاده کرد؟

اترنت‌ تقریبا شبیه یک سیستم دریافت ماهواره است – با این اختلاف که فایل سرش می شه! شما برای استفاده از آترنت باید سیستمی داشته باشین که بتونه سیگنال های اون رو از ماهواره بگیره. این سیستم منطقا شامل یک مجموعه دیش برای دریافت سیگنال و یک مجموعه الکترونیکی برای تفسیر و ذخیره و بازنمایی اطلاعات است. قسمت اول تقریبا همون گیرنده های مرسوم خودمون است و قسمت دوم می تونه دستگاهی شبیه به این باشه:

lighthosue

که به قیمت صد دلار از خود آوترنت قابل خریدنه یا سیستمی که خودتون با یک رزبری پای می‌سازین یا هر مکانیزم دیگه که بتونه سیگنال های ماهواره رو تحلیل کنه – مثلا یک گیرنده دیجیتال درست تنظیم شده. این سیستم به طور دائمی در حال دریافت سیگنال ها و ذخیره کردن اونهاست و شما می تونین هر وقت بخواین مثل یک سایت توی چیزهایی که دریافت کردین بگردین. درست مثل اینکه یکی یک دی وی دی به شما داده باشه که کلی چیز با فرمتی شبیه اینترنت و قابل چرخیدن به شکل یک سایت خیلی بزرگ توش باشه.

فرض کنین من آوترنت داشتم، چی می شد؟

اگر شما یک سیستم آوترنت داشتین، وقتی می‌نشستین پشت کامپیوتر احتمالا می تونستین تصور کنین که توی یک سایت هستین که بخش های مختلفی مثل کتاب های کلاسیک، آموزش ها، ویدئوهای درسی و … داره. برای تجربه اینکه آوترنت دقیقا چطوری کار می کنه به این سایت سر بزنین.

پس این ماجرای دریافت از طریق WiFi چیه؟

خیلی جذاب نیست. فرض کنین من عضو آترنت هستم. شما با خوندن این مطلب دقیقا می دونین منی که عضو آترنت هستم الان به چه چیزهایی دسترسی دارم و چه فایده هایی برام داره. حالا کافیه من این اطلاعات رو از طریق یک شبکه بی سیم به بقیه هم بدم. شما اگر نزدیک کلبه من باشین می تونین از گوشی هوشمند به وای فای من وصل بشین و همون چیزهایی که من دارم رو ببینین. به همین سادگی. اگر قراره منتظر باشیم یکی بیاد بگه «خب از امروز مجانی به فلان وای فای وصل بشو و کل اینترنت مال توئه»

چطوری می شه درخواست اضافه شدن چیزی رو داد؟

در حال حاضر یک شورا دارن چیزهایی که مفید می بینن رو به آوترنت اضافه می کنن. در اینترنت هم می شه به صفحات مختلف رای داد تا به پروژه اضافه بشن و در آینده قراره از طریق سرویس های مسنجر هم بتونیم درخواست یک صفحه خاص یا یک مفهوم عمومی (مثلا «آموزش کشاورزی به فارسی») بدیم. معلومه که تصویب و اضافه شدن این درخواست ها به پروژه وابسته به نظر اون شورا است.

خلاصه

آوترنت یک پروژه است برای رسوندن اینترنت به دست کسانی که به اینترنت دسترسی ندارن. این پروژه به شکل یکطرفه بخش بسیار کوچیکی از اینترنت (شامل کتاب‌های رایگان، اخبار، فیلم‌های خبری یا آموزشی، منابع درسی و …)‌ رو از طریق ماهواره به سمت زمین ارسال می کنه و یک دستگاه روی زمین می تونه اینها رو دریافت کنه و به شکل یک وبسایت آفلاین به شما نشون بده. در ضمن اگر بخواین می تونین این منابع رو از طریق وایرلس در اختیار دور و بری‌ها هم بذارین.

سوالی باقی مونده؟

چیزی رو جا انداختم؟ نکته مبهمی هست؟ در کامنت ها بگین تا اگر عمومیت داشت و می دونستم اضافه کنم.