آبشار طلایی ترامپ

من معمولا ترجیح می‌دم تو حوزه ای بنویسم که بقیه برای نوشتنش عجله‌ای ندارن یا اصولا بهش علاقمند نیستن. به همین خاطر نارنجی که جدی کار می کرد، از گجت و اینها نمی نوشتم؛ یا اونجا می‌نوشتم. الان که اینهمه سایت خبری و برنامه نویسی و گیکی هست دیگه فقط چیزهایی رو می نویسم که دوست دارم و خب کماکان علاقمندم به بخش هایی که بقیه پوشش نمی‌دن. شایدم جالبی جادی.نت همینه (:

حالا هم اتفاق ترکیبی بامزه‌ای افتاده که احتمالا خیلی ها نمی‌تونن در موردش حرف بزنن؛ ماجرای آبشار طلایی ترامپ و رابطه‌اش با روسیه.

یک گزارش مشترک بین سازمان‌های اطلاعاتی آمریکا می‌گه ظاهرا ترامپ در سفری به روسیه، در یک برنامه سکسی حضور داشته که «برنامه ریزی شده اف اس بی و زیر نظر اونها»‌ اتفاق افتاده. اف اس بی اصلی‌ترین سازمان جاسوسی روسیه است. در این برنامه گولدن شاور یا آبشار طلایی جلوی ترامپ اجرا شده که اشاره می‌کنه استفاده از ادرار به عنوان امری جنسی؛ مثلا ادرار کردن روی یک نفر. گزارش ادامه می‌ده که ترامپ دقیقا این هتل و سوییت رو انتخاب کرده بود چون قبلا اوباما هم در بازدید از روسیه، اونجا اقامت داشته.

منابع این گزارش تایید نشدن ولی سی ان ان می‌گه گزارش به باراک اوباما ارائه شده.

تیکه بامزه‌اش برای من ربط سکس و منطق است که حتی آدمی در اون لول هم به راحتی‌ها درگیر چنین چیزی می‌شه. ذاتا بد نیست ولی وقتی می‌خواین رییس جمهوری آمریکا بشین احتمالا ترجیحتون اینه که چنین کاری نکرده باشین. الان روسیه همیشه می‌تونه تهدید پنهان «انتشار فیلم» رو داشته باشه.

از اونطرف این مساله در ابتدا چالشی برای آمریکا است که رییس جمهورشون چنین تهدیدی بالای سر خودش داره اما سریعا به این سمت می ره که «خب که چی؟». یادمون باشه وقتی رییس جمهور اسبق آمریکا متهم به رابطه جنسی با کارآموز ۲۲ ساله کاخ سفید لوینسکی شده بود، خود مساله حساسیت های زیادی داشت ولی دردسر اصلی این بود که کلینتون در مورد این رابطه دروغ گفته بود نه اینکه با فلان شخص رابطه داشته. مساله مشابه در این مورد اتفاق فپنینگ بود که توش تعداد عظیمی عکس از هنرپیشه ها لو رفت و بعد از یک هفته عادی شد و زندگی به شرایط نرمال برگشت. خیلی‌ها درگیر چنین چیزهایی هستن و هیجانش در مخفی بودنش است.

آخرین نکته هم اینکه می‌بینیم چقدر علاقمندی ها وسیع است و چطور همه در همه لول‌ها ممکنه به چیزهایی که به نظر یکی دیگه بسیار عجیب به نظر می رسه علاقمدن باشن. خوبیش اینه که من و شما می‌دونیم که یک رابطه جنسی صحیح، سه جنبه داره:

  • امن. تلاش بشه ریسک های هر چیز شناخته بشه و کنترل بشه
  • عاقلانه. رفتارها در شرایطی عاقلانه و با کنترل مغز اتفاق بیافتن
  • مورد توافق. دو آدم بالغ در مورد اتفاق مورد نظر توافق داشته باشن

و اینها رو هم علم پزشکی و عقل سلیم مشخص می‌کنه.

نمودار تغییر شکل بدنی میس آمریکا از ۱۹۲۱ تا ۲۰۱۵

کسانی که توی میس‌آمریکا یا مثلا همون دختر شایسته آمریکا شرکت می‌کنن روندی کاملا معکوس جامعه داشتن. توی آمریکا از ۱۹۲۱ تا ۲۰۱۵، ‌متوسط BMI بدن زن‌ها دائما بیشتر شده در حالی که همین شاخص توی برنده‌های دختر شایسته آمریکا دائما کاهش داره. این سایت نمودار جالبی ساخته که این پایین می‌بینین:

bmi

در حال حاضر حدود یک سوم برنده‌های دختر شایسته آمریکا، دچار کمبود وزن هستن. این کمبود وزن شاید در مورد بعضی آدم‌ها خود به خود اتفاق می‌افته ولی در مواردی هم نتیجه گرسنگی‌ کشیدن‌های عجیب و حتی اعمال جراحی برای خارج کردن اعضایی مثل رحم است که نبودش باعث می شه شکل شکم صاف‌تر باشه. دردسر اصلی وقتی شروع می‌شه که بقیه زنان آمریکایی (و بقیه دنیا) با نگاه کردن به این «برنده‌ها» سعی کنن ظاهرشون رو شبیه اونها کنن. ماموریتی که برای اکثریت آدم ها غیر ممکن است و فقط باعث یک عمر ناراحتی و استرس نسبت به شکل بدنی خودمون می‌شه.

رادیو گیک شماره ۶۸ – جوراب شلواری ۲ – نگاهی به تاریخچه اصلاح بدن زنان

زن‌ها از چه زمانی شروع کردن شیو کردن زیربغل، پاها و بعد بقیه بدن؟ چرا الان اگر از اکثریت آدم ها بپرسین چرا باید موهای بین پاها رو اصلاح کرد در مورد بهداشت حرف می‌زنن در حالی که پزشک ها می‌گن که بودن موها بهداشتی تر از زدن اونها است؟ مردها کی به این بازی وارد خواهند شد این بازی رو واگذار خواهند کرد؟ اینها چیزهایی هستن که توی رادیو گیک شماره ۶۸ که دومین جوراب شلواری است بهش می‌پردازیم. سری های جوراب شلواری دوست دارن در حوزه‌هایی که کمتر ازشون حرف میزنیم وارد بشن و یادآور کنن که چطوری این چیزها ساخته جامعه هستن، چطوری جالب هستن و چطوری باید حواسمون بهشون باشه که فکر نکنیم همیشه در همه همینطوری است که ما فکر میکنیم. اگر از این شماره از جوراب شلواری براتون عصبانی کننده یا غیرقابل باور بود، به همه آدم‌هایی فکر کنین که به چیزی باور داشتن و وقتی باهاشون حرف می زدین، حاضر نبودن برعکسش رو بشنون و جوری رفتار می کردن انگار اصلا نمی فهمن شما چی می گین.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

در مورد شیوینگ حرف می زنیم. تاریخچه و اینها و در جوراب شلواری هستیم! جایی که قراره در مورد چیزهایی حرف بزنیم که برامون راحت نیست و چیزهایی رو یادآوری کنیم که مدت ها بود فکر می کردیم بدیهی هستن و همیشه تاریخ این شکلی بودن! با ما باشین

sophia

در دنیای جدید اصولا با پاها شروع نشد. یکی از بهترین منابع تاریچه ای کتابی است از ۱۹۸۲ به اسم Caucasian Female Body Hair and American Culture Christine Hope http://onlinelibrary.wiley.com/doi/10.1111/j.1542-734X.1982.0501_93.x/abstract

در شروع می گه اولین تبلیغات در مورد زیر بغل است.

البته پیش از این در بعضی جاهای دیگه رواج داشت. مثلا در اسلام می گفتن موی میان پاها رو باید کوتاه کرد یا در مصر باستان با استفاده از چیزی شبیه وکس یا صدف های تیز شده یا شکسته و تیز، موها رو اصلاح می کردن یا در حوالی ۱۵۰۰ انگلستان به پیروی از ملکه موی بدن رو می زدن و البته موی پیشونی رو هم می کندن تا صورت بلندتر به نظر برسه.

اما در مورد دنیای جدید ژیلت مساله رو شروع کرد. تیغ های یکبار مصرف شدیدا خوب می فروختن ولی لازم بود روشی پیدا بشه که همون محصول رو بشه به زن ها هم فروخت. و چه چیزی بهتر از تبلیغ تغییرات مد؟

sahve1

۱۹۱۵ تازه اصلاح زیر بغل شروع شد.. در ادامه مدهای مرتبط با مد لباس که آستین نداشت یا آستین های خیلی کوتاه داشت که باهاشون موهای زیر بغل قابل دیده شدن بود. در آمریکا مجلات با مخاطب آدم های پولدار تبلیغات بزرگی بود تحت عنوان Great Underarm Campaign که تبلیغ بزرگی می گفت summer dress and modern dancing combined to make nessesary the removel of objectionable hair و منظور زیر بغل بود ۰> در یکسال ژیلت حدود ۱ میلیون تیغ فروخت! تا ۱۹۲۲ بازار پر شده بود از کرم های موبر و غیره و الان که یک قرن گذشته، ۹۶ زنان آمریکایی و کانادایی به شکل منظم زیر بغل و پاهاشون رو مو زدایی می کنن.

۱۹۱۷ بالاخره تبلیغ های ضد موی زیر بغل و اصلاح و غیره به مجله های ارزونتر و با مخاطب های معمولی هم می رسن. محتوای تبلیغات چیزهایی مثل اینه: «مد می گوید پوست زیر بغل شما باید به نرمی پوست صورتتان باشد». یک احتمال که سراغ زیر بغل رفتن و پاها رو کار گذاشتن این بود که «پاها» در زن ها هنوز چیزهای سکسی حساب می شد و حتی اولین تبلیغ ها که به اصلاح پا اشاره می کنن هم از کلمه leg استفاده نکردن و از limb استفاده شده. این تبلیغ ها شدیدا مبتنی بر دلایلی بود که باید زیر بغل رو اصلاح کرد و حتی روش اصلاح اونها! (: چون کسی عادت نداشت بهشون. ما در جنگ اول جهانی بودیم! اگر به تلیغات نگاه کنیم در مورد «عدم بهداشت» و «نامناسب بودن برای مد» اشاره می شه و در نهایت فشار روی اینکه «هر زن مدرن این کارها رو می کنه؛ مگه شما مدرن نیستین؟»

shave2

البته در همین کلی محصول بهداشتی هم اومده ولی در همه موارد هم به مردها فروخته می شه هم به زن ها. از دئودورانت تا محلول های شستشوی بدن و خمیردندون های جدید اما این یکی فقط مخصوص خانم ها است: تیغی که آقایون دارن می خرن تا صورتشون رو اصلاح کنن رو شما هم لازم دارین… چون.. آهان موی زیر بغل هست (:

همونطور که گفتیم بالاخره در ۱۹۲۲ است که شرکت های مد خودشون شروع می کنن کرم های موبر می فروشن و تیغ.

اولین تبلیغات مربوط به اصلاح پاها ۱۹۱۸ است و همونطور که گفتیم به پاها هم اشاره نمی کنه. نمودار تعداد تبلیغات و فروش نشون می ده که فروش موبرها/زنهای زیر بغل بسیار بالاتر از وسایل و تبلیغات اصلاح پاها است.

برای اصلاح پاها باید منتظر جنگ جهانی دوم باشیم. از یکطرف مدها و پین آپ گرل ها و از همه مهمتر کمبود مواد اولیه ای مثل ابریشم باعث شد جوراب های نازک کمیاب بشن و آدم ها با پاهای بی جوراب رفت و آمد کنن و چی بهتر از این برای حمله تبلیغات دوم ژیلت؟ تا ۱۹۵۰ وسایل اصلاح پا به جزوی از وسایل آرایشی خانم ها تبدیل شده بود.

اما بذارین از پاها کمی بالاتر بریم.. و از زیر بغل خیلی پایینتر!

شاید فکر کنیم این چیزها خیلی قدیمی است ولی واقعیت اینه که در دنیای مدرن اولین اصلاح های بدن زنان، در زیر بغل حوالی ۱۹۲۰ و در پاها در حوالی ۱۹۴۰ شروع شد. اما خب دیدیم که اینطور نیست. در مورد موی بین پاها که مساله جدی تر / جدیدتر هم هست. یک محقق به مجلات پلی بوی نگاه کرده (ببین چه شغل های بامزه ای هست! حالا هی بریم مهندس بشیم!) توی بررسی مجلات پلی بوی می بینیم که تا ۱۹۷۰ که اصولا اثری از عکس های کمر به پایین در وسط مجله نیست اما از ۱۹۷۰ تا ۲۰۰۰ تقریبا تمام عکس ها یا اصولا شیو نشده هستن یا تا حدی اصلاح شدن ولی از ۲۰۰۰ به بعد یکهو میزان مو خیلی کم می شه یا اصولا نیست.

در مورد وکس برزیلی هم اولین … منطقا الان به وکس تمام موها برزیلی می گیم… اولین تبلیغ مال ۱۹۸۷ است که معلوم نیست البته چقدر اقبال داشته. از نظر سنی در آمریکا یک تحقیق این رو می گه:
Full bush (nothing removed)

18–24: 12%
25–29: 16%
30–39: 19%
40–49: 28%
50+: 52%

Trimmed with scissors

18–24: 29%
25–29: 39%
30–39: 50%
40–49: 50%
50+: 37%

Some removal (shaving, waxing, electrolysis)

18–24: 38%
25–29: 32%
30–39: 23%
40–49: 16%
50+: 9%

Bald (no hair at all)

18–24: 21%
25–29: 12%
30–39: 9%
40–49: 7%
50+: 2%

به طور دقیق هرچقدر سن پایینتر است علاقمندی به اصلاح کامل بیشتره و اصلاح با تیغ مرسوم ترین. همین تحقیق بررسی می کنه که ارتباط سکس و وضعیت موی بین پاها چطوره و به این نتیجه می رسه که ربط قابل توجهی ندارن و همدیگه رو پیش بینی نیم کنن. همچنین محقق ها نمی تونن ربطی بین تحصیلات، ملیت، استفاده از کاندوم و چیزهای دیگه با وضعیت مو نشون بدن.

944182744

اما چرا اصلاح می کنیم؟ تحقیقی روی ۶۰۰ زن، به ترتیب به این دلایل رسید:
– با لباس های باز بهتر دیده می شه
– حس می کنم جذابم
– حس می کنم زنونه تر است و راحتترم
– تمیزتر حسش می کنم
و جواب های مربوط به سکس مثلا اینکه پارتنرم دوست داره یا مردها اینجوری دوست دارن کمتر بود. البته در آمریکای جنایتکار (:

البته در این مورد خاص که پزشک ها نظر خیلی جدی دارن که شیو کردن به ضرر بهداشت است. یک تحقیق در آمریکا نشون می ده که پنجاه درصد از زنانی که موی بین پا رو کاملا حذف می کنن به عنوان یکی از دلایلشون به بهداشت اشاره می کنن. این مساله از نظر پزشکی درست نیست و یک سرچ ساده در ژورنال های علمی کلی منبع نشون می ده که موی بین پا رو عامل دفاعی بدن برای یکی از حساسترین نقاط آسیب پذیرش در برابر باکتری ها و ویروس ها می دونن. تنها مشکل بهداشتی موهای بین پا، شپش است که خب در ۲۰۱۶ برای شنونده های ما و خواننده های اون مقالات مشکل به حساب نمی‌یاد.

جواب ها

گروه هایی هستن که این مساله رو سرکوب زنان می دونن یا فشار مردسالار به اونها. تا حدی شاید درست بگن ولی تاریخ نشون می ده که نقش سرمایه داری مستقیم بیشتر از مردسالاری مستقیم بوده (حالا می شه بحث کرد که این دو به هم ربط دارن). از اونطرف زنان هم نقش داشتن در شکل تعامل با این فشار. تحقیقی در دهه ۹۰ روی دلایل هم جالبه. یک محقق دیگه کار کرده تا ببینه چرا زن ها پاهاشون رو شیو می کنن یا نمی کنن و در نهایت رسیده به اینکه ایده های فمنیستی نقش بزرگی نداره و افراد به دلایل شخصی متنوع شیو می کنن یا نمی کنن. البته این تحقیق می گه شیوه ای زن ها خودشون رو از نظر جنسی طبقه بندی می کنن نقش پر رنگ تری روی دلایل شیو کردنشون داره. کسانی که خودشون رو لزبین طبقه بندی می کنن می گن شیو می کنن تا از نظر اجتماعی فشار کمتری روشون باشه. [ مثال بزنم؟ ] در حالی که زنان هتروسکشوال معتقد هستن با شیو کردن جذاب تر هستن و داشتن یک پارتنر می تونه پیش بینی کننده خوبی برای شیو کردن منظم باشه [مثال].

در دوران ویکتوریایی موی بدن غیرتمیز برداشت می شد در حالی که الان دیگه جزو دلایل شیو کردن پا نیست. شاهد دیگه این مساله اینه که در زمستان شیو کمتری داریم فقط چون دیده نمی شه. اگر نگرانی از دیگران نبود منطقا شیو در تابستان هم به اندازه زمستان می بود.

هراصلاحی باعث صدمه به پوست و باز موندن منافذ می شه و همه تجربه حساسیت هاش رو داریم. گاردین به فهرست بزرگی از ویروس ها اشاره می کنه که تحقیقات نشون می دن در صورت شیو کردن احتمال انتقال بالاتری دارن؛ حتی به سلولیتی که ناشی از اونها است و خب البته رهبر ویروس های خطرناک HPV که منجر به تبخال های تناسلی می شه. کارکرد دیگه این موها کم کردن اصطکاک پوست با پوست و حفاظت بیشتر از پوست در حین مالیده شدن به بخش های دیگه بدن یا بدن کس دیگه هستن. در نهایت پیشنهاد مقاله گاردین اینه که به جنگ با موها خاتمه بدیم و حداقل تصمیم آگاهانه تری نسبت بهشون بگیریم.

چند نکته بگم و خلاص!

noshave2

رابین ویز می گه انسان تنها موجودی است که در بین پاهاش موی مشخصی داره. در واقع گونه های مشابه ما (مثلا میمون های بزرگ و پرایمت ها) اصولا موی کمتری در اون ناحیه دارن. نظریه ویز اینه که این مو نشون دهنده بلوغ است و نمادی از توان باروری که موجب تحریک جنس نر می شه.

مفهوم موی زائد در اسلام

تحقیقی در آمریکا می گه زن ها در طول عمرشون تقریبا ۱۰هزار دلار خرج موها می کنن و تقریبا ۴ ماه از زندگی رو براش صرف می کنن

خیلی ها جبهه می گیرن که زشته و غیره ولی چطور برای مردها نیست؟ در واقع مساله اینه که ما به یک چیز عادت کردیم و هر چیزی که شبیه عادت / تبلیغ ما نباشه رو منفی می بینیم.

اگر بحث بو است چرا مردها بوی بد نمی دن پس؟ بحث اصلی بهداشت است که مستقل از مو اتفاق میافته. اشاره به آزمایش میمون ها و تفاوت بو و گریز به روش مبارزه با بوی بد (تمیز نگه داشتن و ۲ ساعت فرصت برای باکتری ها)

نکته بامزه اینه که توی ایران خیلی عادی تر حساب می شه که مردها زیر بغل رو شیو کنن در حالی که در مثلا آمریکا این اتفاق کمتر است و موی زیر بغل مرد، مردانه حساب می شه.

و البته هزاران شکر داریم که ما در دوره ای هستیم که هنوز مردها قرار نیست اپیلاسیون کنن! احتمالا دو نسل دیگه لازم خواهد بود و همه می گن چقدر برای بهداشت خوبه و چقدر قشنگتره و …

و حالا که البته بازی شد.. بگم که یک جوکی بود قدیم ها در مورد روش های شناختن اینکه دوست دختر شما ایرانی است… اصرار به آشپزی، آرایش، نوز جاب، … آخریش: وکسینگ وکسینگ وکسینگ!

cruz

حرف آخر

اینه که اینم چیز جدیدی است و برساخته فشارهای دیگران. حداقلش اینه که باید بدونیم حق انتخاب داریم و فشار به دیگران رو کم کنیم. شاید یکی بخواد آیرون من ۳ بگه «مدل دهه ۱۹۷۰ رو برای بیکینی ام ترجیح می دم» یا یکی مثل لیدی گاگا ترجیح بده با موی کامل روی جله کندی ظاهر بشه یا گپی هافمن بدون شیو کردن توی فیلم برهنه باشه. هر کس حق انتخاب داره. بهتره همدیگه رو قضاوت نکنیم و همه تلاشمون رو نذاریم روی شبیه کردن همه به هم. شاید یکی دوست داشته باشه مثل بچه نوزاد باشه ویکی بخواد تمام بدنش رو طبیعی نگه داره. اشتباه ترین کار ما اینه که سعی کنیم همه رو مثل هم کنیم چون در واقع خیلی جاها در حال صدمه زدن هستیم. هر چقدر خط مرزها پر رنگ تر باش دنیا بدتر می شه.

در واقع مشکل اینجاست که ما یک خط مرز محکم می کشیم و هر کی توش نیست رو دشمن تصور می کنیم می جنگیم. در واقع دائما دنبال «ما» و «شما» یا «خوب ها» و «بدها» هستیم و اتفاقا خودمون می شیم سیبل همدیگه. هر کس سلیقه ای داره (سلیقه من معلومه؟ (: )) و احمقانه ترین کار سرکوب همدیگه است. یادمون باشه که هر جا شروع کنیم به سرکوب دیگران، یک جا داریم خودمون رو سرکوب می کنیم.

اینستاگرام در ۲۰۱۳ عکس پترا کالیز که دختری بود که شورت پوشیده بود ولی موهاش کمی از شورت بیرون زده بود رو حذف کرد و گفت «این خلاف قواعد ما است». بعد در توییتر کلی سوال شد که اگر موها رو زده بود و مویی از شورت بیرون نمی زد این خلاف قوانین نبود؟ اینستاگرام اینقدر شجاع بود که معذرت خواهی کرد و منطق آدم ها رو پذیرفت. برند لباس زیر اند آدرز در کمپین جدید «توسط زنان برای زنان» از مدل هایی استفاده کرد که گاهی موی زیر بغل دارن، گاهی تتو دارن، گاهی جای زخم روی بدنشون هست و موارد مشابه. خیلی چیزها داره عوض می شه و آدم ها نسبت به خودشون حق پیدا می کنن. پورن مین استریم دائم داره می گه هر مویی روی بدن زشته اما من و شما هستیم که اجازه داریم خودمون تصمیم بگیریم و سلیقه هامون رو دوست داشته باشیم و ابراز کنیم – حتی اگر خلاف نظر جمع باشه. حداقلش اینه که باید یاد بگیریم با کسی که علاقه سالمش رو ابراز می کنه نجنگیم و به عنوان یک دشمن آسون بهش حمله نکنیم تا خودمون احساس امنیت کنیم. از نظر یکی موی بدن قشنگه، از نظر یکی زشته، از نظر یکی دیگه که سالمتره.. اصلا به من و اون ربطی نداره که زشته یا قشنگه. هر کی خودش تصمیم می گیره! اصولا به ما چه که هرکس در مورد بدنش چه تصمیمی می گیره.. بدن هر کس حق اونه سهم اونه.. عشق اونه و اگر کسی اینقدر شجاعه که در چنین موضوع پایه ای ای بتونه در مقابل کل جامعه مقاومت کنه من و شما کی باشیم که بخوایم … این حرفها چیه؟ شاد و خندون… می ریم موزیک آخر!

موسیقی

  • شعر اول از بیداد است
  • 15 – Madmazel Ashkan- Sokoote Ejbari
  • دروغ‌هات – ناصر صبوری
  • زود زودی – دیر دیرم
  • شیدا و مسعود جاهد – گل خزان ندیده
  • Chacarron

بعضی از منابع

رادیوگیک ۶۶ – رادیو جوراب شلواری اول: آبی علیه صورتی

در این هفته بالاخره شجاع می شیم و پایه اول رادیو جوراب شلواری رو می‌ذاریم. ایده رادیو جوراب شلواری اینه که چند شماره پی در پی در مورد جنسیت حرف بزنه و حوزه‌هایی که ما توش غوطه وری ولی هیچ وقت در موردش بهمون آموزش رسمی داده نمی‌شه. در شماره ملایم اول که توش قراره شما شجاعت کافی ایجاد کنین تا این رادیو شش شماره‌اش رو منتشر کنه، در مورد آبی و صورتی حرف می‌زنیم و نگاهی به این می‌ندازیم که چیزهایی که در ذهن ما بدیهی تلقی می‌شن و بخشی از سرشت و ذات و فطرت و همه کلمات مبهم دیگه، چطوری ساخته جامعه اطراف ما هستن و کاملا مستقل از بیولوژی. اگر شنونده همیشگی رادیوگیک هستین، این شماره مثل همیشه نیست چون قراره ما سعی کنیم با مغزمون به مغزمون فکر کنه! با ما باشین شاید موفق بشیم.

با این لینک‌ها مشترک رادیوگیک بشین

bluevspink

واقعا ماجرای لباس های دخترونه و پسرونه و صورتی در مقابل آبی از کجا ظاهر شده؟ از کی؟ عکس زیر عکسی بسیار معمولی و طبیعی از فرانکلین روزولت است، در دوره ای که نه صورتی بوده نه آبی و اگر این لباس به یکی از دو رنگ نزدیکتر بوده‌ باشه، اون رنگ صورتی بوده.

r

رادیو جوراب شلواری که لابلای رادیوگیک جا شده، انتظار داره تشویقی باشه تا با مغز، در مورد مغز فکر کنیم… کاری تقریبا نشدنی که فقط از یک گیک متمرکز بر میاد (:

موسیقی

در این شماره میزبان این موسیقی‌ها بودیم:
– Gogol Bordello – ‘My Gypsy Auto Pilot’
– سیاوش قمیشی تقدیم به خودم از طرف محمد حسین

مرتبط:
چرا روز دختر را نباید تبریک گفت ولی باید جدی گرفت؟

بیرون اومدن وب چیک: من یک هومو-رمانتیک آسکشوال هستم

webchick

شاید وب چیک رو بشناسین. یکی از سلبریتی‌های دنیای وب و توسعه دهنده دروپال و خیلی چیزهای دیگه. وب‌چیک در یک مطلب جالب، بیرون اومده – اصطلاحی که در دنیا برای اعلام عمومی گرایش جنسی استفاده می‌شه.

مساله اینجاست که گرایش جنسی معمولا چیزی خصوصی نگه داشته می‌شه چون جوامع مختلف در سطوح مختلف با استفاده از خشونت قانونی یا فشارهای اجتماعی، هر چیز غیر معمولی رو سرکوب می‌کنن. حالا این وسط آدم‌های شجاعتری هستن که با حرف زدن از گرایش‌هاشون، باعث می‌شن یکهو میلیون‌ها نفر ببینن که «اوه! پس من تنها نیستم» و این هفته ظاهرا نوبت وب‌چیک بوده.

وب چیک در این هفته توی مطلبش، نوشت که یک هومورمانتیک-آسکشوال است. توی این عبارت بخش هومو یعنی علاقه به جنس موافق – چیزی که از ۱۶ سالگی شروع به کشفش کرده بود. اون می‌نویسه که از ۱۶ سالگی می‌دونسته که علاقه عاطفی خاصی به پسرها نداره و رابطه عاطفی با همجنس‌های خودش یعنی دخترها رو ترجیح می‌ده ولی اضافه می‌کنه که ۲۰ سال دیگه طول کشید تا کشف کنه که برچسب «لزبین» (با تلفظ Lez-bi-a) هم براش مناسب نیست چون علی‌رغم رابطه عاطفی مثبتش با زن‌ها، علاقه خاصی به سکس باهاشون نداره.

این نوشته می‌گه که عدم آشنایی با عبارت «آسکشوال» برای سال‌ها باعث شده بود اون خودش رو لزبین بدونه ولی الان که سرچ بیشتری کرده می‌دونه که:

ویکی‌پدیا:

بی جنس گرا٫بی‌گرایش جنسی٫ بی‌گرایش٫ یا آسکژوالیتی یکی از گرایش‌های جنسی در انسان‌ها است که فرد دارای هیچ‌گونه تمایلات جنسی نمی‌باشد و با هیچ‌یک از دو جنس دیگر دارای روابط جنسی نیست. گفته می‌شود در حدود یک درصد از مردم جهان بی‌گرایش جنسی می‌باشند. آسکژوالیتی با «دوری از سکس» و «تجرّد» که رفتارهایی ناشی از انتخاب افراد هستند فرق دارد. آسکژوالیتی انتخابی نیست و فرد انتخاب نمی‌کند که عمل جنسی نداشته باشد بلکه هیچ علاقه‌ای به انجام اعمال جنسی ندارد. (برای مثال افراد سکژوال-افرادی که جزو دسته‌های دیگر گرایش جنسی قرار می‌گیرند- که در رابطه با افراد آسکژوال هستند منجر به ارتباطی فاقد سکس می‌شود) البته بعضی آسکژوال‌ها هم سکس دارند هر چند که اشتیاقی به آن ندارند. (مثلاً در صورت داشتن پارتنری که خواهان سکس است).

دلیلی که من اینو می‌نویسم؟ در ایران بر اساس آماری مشابه منطقا باید حدود ۷۰۰ هزار نفر آسکشوال داشته باشیم که شاید هیچ وقت این عبارت رو نشنیده باشن و شاید بیرون اومدن وب چیک بهشون کمک کنه تا آخر عمر به خودشون برچسب‌های منفی نزنن و بدونن که آدمی کاملا عادی هستن که اگر خودش رو بشناسه می‌تونه زندگی شاد و مثبتی داشته باشه.

یک آسکشوال مثل هر آدم دیگه ممکنه روابط رمانتیک با جنس مخالف یا همجنس یا هر دو جنس داشته باشه یا نداشته باشه. وب‌چیک به خودش می‌گه «هومورمانتیک‌ آسکشوال» یعنی کسی که با همجنس خودش روابط رمانتیک داره ولی سکس براش جذابیت خاصی نداره، هرچند که به دلایل مختلف قابل انجامه.

راستی.. این مطلب رو به پیشنهاد یک دوست آسکشوال نوشتم که مطلب رو برام فرستاده بود تا در موردش در این جمعه حرف بزنیم. اگر نیاز به اطلاعات بیشتر در مورد آسکشوالیته دارین، این ویدئو شاید شروع خوبی باشه.

خودتون رو بشناسین و شاد باشین (:

شعر شاعر هندی در مورد زیبایی و موی بدنش که هزاران بار بازنشر شد

bodyhair
ماجرا از اینجا شروع شد که ناینا(؟) کاتاریای هندی با یه مرد قرار سینما می ذاره. یک تبلیغ در مورد تیغ اصلاح بدن می بینن و ناینا می گه که آدم های مشهور بهتره توی این تیپ تبلیغ ها نباشن چون عملا دارن به آدم ها می گن اگر قراره زیبا باشن، لازمه از این محصولات استفاده کنن. جواب مردی که باهاش بیرون رفته اینه که «اوه اوه چه فمنیستی هستی!»

ناینا می گه این حرف باعث شد به خودش و زندگی اش فکر کنه. به اینکه چطور باید همیشه ابروهاش رو برداره و تقریبا همه بدنش رو وکس کنه. اون میگه هیچ وقت حرف یک مرد که بهش می گه زیباست رو باور نداره چون این حرف در مورد اون بدن خودش نیست بلکه عملا پاسخ به شکنجه هایی است که باید به بدنش بده تا توی استانداردهای تعریف شده در مورد زیبایی جا بشه – مثلا همین اپیلاسیون پر درد و زحمت. اون می گه:

هر وقت کسی بهم می گه زیبا هستم، حرفش رو باور نمی کنم چون به نظرم اگر منو با ابروهای پر پشت و پاهای پر مو ببینه، دیگه نظرش این نیست.

اون شعر زیر رو توی فیسبوکش نوشته که هزاران بار به اشتراک گذاشته شده اما خودش می گه متاسفانه این به اشتراک گذاشته شدن توسط زن ها اتفاق می افته که درد مشترک رو حس می کنن در حالی که انتظار می ره مردها مساله رو بفهمن.

وقتی مردی به من می گوید
که زیبا هستم
او را باور نمی کنم.
من روزهایی را دوباره زندگی می کنم که در مدرسه بودم
روزهایی که مهم نبود چقدر خوب درس می خوانم
روزهایی که اسمم «دختر سیبیلو» بود.
مردی که می گوید زیبا هستم نمی داند
چگونه است زاده شدن در خانواده ای که ایکس پدر را با افتخار گرفته اید
در حال که ایکس مادر در کناری غمزده نشسته
و به نا-زنانگی بدنش افسوس می خورد
این مرد دو رویی را نمی‌شناند
او دنیایی که به من می‌گوید «خودت باش»
و در یک نفس بعدتر، با یک کارت دوست داشتنی رنگ پوستم را می‌سنجد نمی‌شناند
او داغی وکس و درد لیزر را نمی‌شناسد
که تنها وظیفه اش
جایگزینی پوست بیچاره من
با نسخه پیچیده‌ای شده است
که گفته می شود مناسب زنانگی یک خانم است
او ویت و بلیچ را نمی‌شناسند
که موی‌های متراکم را محو می‌کنند
و مدعی بهداشت‌اند
بهداشتی که اگر مردها به سراغش روند غیرمردانه لقب می‌گیرند
او نمی‌داند که ابروهای سرکش چگونه باید رام شوند
و ابروهای پیوسته چگونه به آرامی در این دنیا جان می‌سپارند
تا «زیبایی» حفظ شود
مردی که به من می گوید زیبا هستم،
معجزه شکنجه آسایی که پشت درهایی که رویش
«ورود مردان ممنوع»
نوشته شده را ندیده است.

به خاطر همه اینها،
وقتی مردی به من می‌گوید زیبا هستم
لبخندی حواله‌اش می کنم، لبخندی که بعد از تمام دردهای پس از کندن نوار موم‌آگین
روی صورتم برجا مانده است
وقتی مردی به من می‌گوید زیبا هستم
در دلم می‌گویم؛
صبر کن تا موها دوباره رشد کنند
و ببینم به نظرت هنوز زیبا هستم یا نه.

ببینین! این دوست هندی‌مون شعرش رو گفت ولی من هنوز نرسیدم پادکست ویژه ام در مورد موی بدن رو درست کنم ولی حداقل به این بهانه می تونم بگم عنوان پادکست این خواهد بود «اصلا بد نیست، خیلی هم خوبه» با عنوان فرعی «نترسین و خودتون باشین و اجازه ندیدن یکسری کمپانی تبلیغاتی به جاتون تصمیم بگیرن» (:

کاندوم غول‌آسا روی اوبلیسک هاید پارک سیدنی با پیام «امنیت»

sydney

مسوولین شهر سیدنی استرالیا امیدوارن با کاندوم پوش کردن ستونی که در سال ۱۸۵۷ به یادبود اولین سیستم فاضلاب سیدنی علم شده، پیامی محکم و استوار به آدم ها بفرستن. این کاندوم ۱۸ متری به شهروندهای سیدنی یادآوری می کنه که اصلی ترین روش پیشگیری از بسیاری بیماری های جنسی، استفاده از ابزاری بسیار ساده به نام کاندوم است. در یک جامعه سالم کاندوم نه شرم آوره نه ضایع بلکه چیزی است برای فان، چه روی اوبلیسک شهر چه توی خونه ها و هر جایی که لازمه باشه.

با بی.دی.اس.ام آشنا باشید (بالای ۱۶ سال)

bdsm

مدت‌ها است که سه درخواست متفاوت برای نوشته‌های جمعه‌ها دارم. اولی می‌پرسه آیا علاقه به سیلی زدن به بدن کسی منحصر به اونه یا بقیه آدم‌ها هم دارنش و دومی می‌پرسه که چرا گاهی دوست داره در رابطه دست و پاهاش بسته باشن و سومی سوال می‌کنه که علاقه به تسلیم کردن خود به یک آدم دیگه اسمش چیه و آیا «طبیعی» است؟ هر سه اینها زیر یک چتر هستن: بی دی اس ام. ‌BDSM که سرعبارت Bondage (بستن)، دیسیپلین (انضباط)، دامیننس و سابمیشن (انضباط و سلطه) و سادومازوخیزم (لذت بردن از درد دادن و کشیدن) است چند ماهی توی اینباکس من خاک خورده اما حالا دیگه نوبتش شده! بریم ببینیم ماجرا چیه!

BDSM چیه؟

همونطور که بالاتر گفتیم بی دی اس ام به چهار شاخه اشاره می‌کنه:

  1. علاقه به بسته شدن یا بستن در سکس. اینکه من دوست داشته باشم پاهام بسته شده باشه، دست‌هام رو نتونم تکون بدم یا حتی به سادگی یک طناب دور بدنم باشه بدون اینکه جاییم رو محدود کنه (اما حس روانی‌اش باقیه!). این مساله ممکنه از یک بستن ساده دست با کراوات پیش بیاد تا یک سیستم پیچیده که نیازمند نیم ساعت آماده سازی است.
  2. علاقمندی به اجبار یک انضباط خاص. مثلا حرف گوش کردن از یک نفر دیگه. درخواست شکلی از رفتار با تحکم. تحمل چیزی که احتمالا راحت نیست و …
  3. رابطه سابمیسیو و دامینینت یا به طور خلاصه ساب و دام (پذیرنده و کنترل کننده مثلا) که ممکنه از شکل‌های ملایم تر تا تندتر (مثلا چیزی که بهش می گن مستر اسلیو یا میسترس اسلیو) ادامه پیدا کنه.
  4. رابطه ای که توش درد دادن و کشیدن مرکزیت داره و مثلا ممکنه توش از شلاق یا چیز دیگه استفاده بشه.

آیا سالمه؟! مریضی نیست؟

از نظر پزشکی و علمی چنین چیزهایی مریضی حساب نمی‌شن. در واقع به شکل فشرده / خلاصه به سکسی، سکس نامناسب می‌گن که توش یکی از نکات سه گانه یک سکس سالم نقض بشه. شروط سه گانه که باعث می شه یک سکس معقول باشه اینها هستن:

  1. شرط عقل. افراد درگیر داخلش بالغ و بالای سن قانونی (۱۸ سال) باشن و در تمام مدت سکس رفتارهایی داشته باشن که عقلی فعال و سالم انتخابش کرده.
  2. شرط سلامت. افراد درگیر، مفهوم سلامت رو درک کنن و کاری نکنن که برای سلامت خطری داره که پذیرفتنی نیست.
  3. شرط رضایتمندی. افراد با علاقمندی و رضایت وارد رابطه بشن. این شرط اگر دقیق نگاه بشه خیلی از رابطه‌هایی که می‌بینیم و بر پایه اصرار و خواهش و التماس و زور است رو به رابطه‌هایی ناسالم تبدیل می‌کنه.

پس با این شروط، هر رابطه بی دی اس ام ممکنه طبیعی و خوب و سالم باشه و ممکنه ناسالم و مضر باشه.

چرا بی دی اس ام؟ چرا یکی دوست داره برده باشه یا رنج بکشه؟

هیچکس تا حالا نتونسته خیلی دقیق و محکم توضیح بده که چرا یک نفر رنگ قرمز رو بیشتر دوست داره و یکی مزه ترش رو به شیرین ترجیح می ده. در مورد سکس هم همینه. بعضی‌ها این علایق رو به زندگی طبیعی ربط می‌دن و مثلا می‌گن کسی که در زندگی همیشه دست بالا رو داره و باید به بقیه بگه چیکار کنن، علاقه بیشتری به این داره که توی سکس بتونه خودش رو ول کنه و دیگه مسوول کنترل اینکه سکس چجوری اتفاق می افته نباشه (مثلا دست و پاش بسته باشن!). به همین دلیل است که توی فیلم‌ها خیلی وقت‌ها کسی که علاقمند به کنترل شدن است، در دنیای واقعی یک مدیر رده بالای بانکی است. توی این نگرش، سکس یک کنترل کننده و متعادل کننده است و در تقابل با اون مدیر بانک، گفته می‌شه کسی که کنترل رو دست می‌گیره با ارضا شدن در این شرایط، داره شخصیت کنترل کننده اش رو برای زندگی روزمره کمی متعادل‌تر می کنه.

البته نگرش ساده‌تری هم هست؛ نگرش‌هایی که اصولا اعتقادی به تحلیل های پیچیده روانی ندارن و سکس رو یکجور نمایش و بازی دو طرفه می‌بینن که آدم ها بر اساس شخصیتی که شکل گرفته یکی از نقش‌هاش رو می‌پذیرن. درست همونطو رکه تو بچگی با اعتماد روی یک تاب می‌شینیم تا یکی دیگه هل‌مون بده یا از جایی می‌پریم که کسی ما رو بگیره، در بزرگ‌سالی هم سکس‌های بی دی اس ام تقویت کننده اعتماد و یک رابطه خیلی عمیق هستن که توش می‌پذیریم سرنوشت رو به یکی دیگه بسپریم و هر دوطرف از این مساله لذت ببریم.

بر پایهٔ یک مطالعه در سال ۲۰۱۳، افرادی که گرایش‌های بی‌دی‌اس‌ام دارند، نسبت به گروه شاهد، دارای ویژگی‌های شخصیتی مطلوب‌تری بودند. در این افراد روان‌نژندی کمتری دیده می‌شود، برون‌گراتر هستند، آمادگی بیشتری برای تجربه‌های تازه دارند، احساس بهزیستی بیشتری می‌کنند، وظیفه‌شناس‌ترند و به پس‌زده‌شدن حساسیت کمتری دارند؛ با این وجود سخت‌تر می‌توان با آن‌ها به توافق رسید. در این مطالعه کسانی که نقش مافوق را بازی می‌کردند نسبت به افراد مطیع نتایج بهتری کسب کردند. این مطالعه پیشنهاد می‌کند به این نوع فعالیت‌ها بیشتر به چشم یک فعالیت تفریحی نگاه شود تا بروز فرایندهای روانشناختی.

آیا این یک مد جدید نیست؟ ایا اعتیاد درست نمی کنه؟

نیازهای انسانی شکل‌های نسبتا مشابهی دارن. همونطور که در دنیای واقعی و آزاد یک مرد با دیدن زن بی حجاب به مرز انفجار نمی‌رسه، دونستن و آگاهی در مورد سکس هم باعث نمی شه گرایش شما عوض بشه یا رفتارتون تغییر چندانی بکنه. اتفاقا در سطح علمی الان معتقد هستن که اگر شما آگاهی جنسی بیشتری داشته باشین و بدن خودتون رو به جای سرکوب کردن، بهتر بشناسین، زندگی روانی سالم‌تری خواهید داشت و در نتیجه جامعه بهتری ساخته می‌شه. سکس‌های خشن یا حاوی کنترل یا درد از قدیم بودن و حالا هم در همه جوامع حضور دارن. از یونان باستان تا کاماسوترا شاهد چنین چیزهایی هستیم و بهترین روش برخورد باهاشون اینه که در موردشون آگاهی داشته باشیم. کسی که دوست داره در سکس خشونت کنه لازمه از شروط سه گانه یک رابطه سالم آگاه باشه تا نه به کسی صدمه بزنه و نه کاری غیراخلاقی بکنه. در مقابل اگر همین شخص رو سرکوب کنین احتمالا به آدم خیلی نافرم‌تری در اجتماع می‌رسین. چیزی که متاسفانه در جامعه خودمون فراوون می بینیم. همین خطر در مورد کسی که دوست داره مورد خشونت هم قرار بگیره هست. چنین آدمی باید در محیطی معقول و منطقی این مساله رو تجربه کنه و در صورتی که از اون محروم بشه ممکنه دست به کارهای خیلی خطرناکتری بزنه.

سکس هم تقریبا شبیه غذا است. بر اساس ذائقه‌ها حد معقولی ازش لازمه. شاید یکی بخواد سالی یکبار پیتزا بخوره و یکی دیگه هفته ای یکبار. اینکه من غذاهای سبک دوست دارم معنی اش این نیست که ماهی یکبار چلوکباب و سالی یکبار دیزی نخورم و این هیچ ربطی به این نداره که یکی دیگه عادت داشته باشه هر جمعه چلوکباب بخوره و غذای برنجی رو به نونی ترجیح بده. همه ما هم به اندازه معقولی که خوردیم سیر می شیم و اگر کسی هست که خوردن هر روزه غذای چرب داره بهش صدمه می زنه یا اونقدر می خوره که به هیچ کار دیگری در دنیا نمی رسه، باید به پزشک مراجعه کنه.

آیا چون در موردش می‌نویسم اهلش هستم؟

این رو آوردم تا به کسانی که خواننده دائمی جادی.نت هم یادآوری کنم که این تیپ سوال‌ها در حوزه شخصی آدم ها است. پرسیدن چیزهای مربوط به سکس و غیره نه کول بودن کسی رو می‌رسونه و نه «راحتی» اش رو. اشاره به مسائل جنسی ممکنه در یک بحث به نظر شما برسونه که خیلی خفن هستین ولی معمولا باعث ناراحتی دیگران و بخصوص کسانی می شه که شما انتظار دارین با این بحث ها به شما نزدیکتر بشن (: اینجور سوال ها و بحث ها فقط وقتی درست است که دو طرفه باشه و در فضایی مرتبط و نزدیک پیش بیاد. حتی اون موقع هم بهتره «نپرسین». توی حرف آخر می‌گم.

چجوری مطمئن باشیم سه شرط برقراره؟

در مورد شرط بلوغ و عقل که مساله ساده است. در مورد سلامت نیاز به آگاهی دارین. سلامت مفهوم پیچیده ای است چون مثلا سیگار بدون شک برای سلامتی ما مضر است ولی در محدوده ای از ضرر که به خودمون اجازه می دیم بکشیمش. مطمئنا حتی رد شدن از خیابون هم «خطرناک» است و برای سلامتی مضر چه برسه به ورزشی مثل اسکی یا کوه نوردی که ممکنه باعث مرگ بشه. پس در مورد بی دی اس ام بسیار مهمه که آگاهی داشته باشین و شراط اول جادی در سکس رو یادتون باشه:

یاد گرفتن سکس از فیلم پورن درست مثل یاد گرفتن کاراته از فیلم‌های جکی چان است.

اطلاعات خودتون رو زیاد کنین، تجربیات قدم به قدم داشته باشین و با علم و اگاهی پیش برین. در ضمن کلمات امن رو هم بلد باشین. در این تیپ چیزها کسانی که عاقلانه و آگاهانه وارد می شن، از دو کلمه امن – مثلا «زرد» و «قرمز» – استفاده می‌کنن. اولی هر جا که گفته بشه یعنی داریم روی خط مرزها راه میریم و بهتره روند رو کند کنیم و دومی هر جا گفته بشه یعنی «همین لحظه همه چیز قطع». تذکر دوم برای کسانی که خواننده همیشگی نیستن اینه که:

«نه» یعنی «نه». اگر کسی می گه «نه» به هیچ وجه اصرار و «بعدا خوشت می یاد» و … جایز نیست. اگر کسی به چیزی راضی نیست، ادامه اون چیز متجاوزانه است.

اما حرف آخر

آدم‌ها گرایش‌های جنسی خودشون رو می‌دونن. این متن شما و هیچ کس دیگه رو «منحرف» نمی کنه. شما یا می دونین که چنین چیزی رو دوست دارین یا می دونین که دوست ندارین. مطمئنا اگر چنین علاقه‌ای دارین، باید بدونین که مثل هر چیز دیگه ای توی سکس، افراد زیادی هستن که علاقه‌ای مشابه شما دارن و تا وقتی شروط «سکس سالم» رو رعایت می کنین همه چیز طبیعی است ولی خب معلومه که پیدا کردن پارتنر کار راحتی نیست چون حرف زدن از این چیزها راحت نیست – وگرنه اینجا مشغول خوندنش نبودین!

حرف آخر اینه که دوست باشین و سالم و مهربون و قوی و آگاه و چیزهای خوب پیش می یان. در مورد این چیزها از کسی مستقیم سوال نکنین چون تا یک جایی اصولا نقض حریم شخصی است و از یک سطحی به بعد هم معمولا آدم ها جواب‌های درست به شما نمی دن. حین شروع به سادگی و آروم و قدم به قدم پیش برین تا کشف کنین چی دوست دارین و با شناختنش منتظر رفتارهای سالمتر و شادتر باشین. اگر شما قدم به قدم پیش برین معمولا طرف مقابل رو هم کشف می کنین که چی دوست داره و چی دوست نداره و چی بهتر از یک احترام متقابل در یک فضای صمیمی که هر کس توش به چیزی می خواد می رسه؟ یادمون باشه که زندگی تقلیدی از فیلم های پورن نیست و بهتره با شناخت واقعی از دنیا، تجربیاتی خوب و از اون مهمتر سالم داشته باشیم.